یدالله کریمی پور
📈 تحلیل کانال تلگرام یدالله کریمی پور
کانال یدالله کریمی پور (@karimipour_k) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 19 996 مشترک است و جایگاه 2 914 را در دسته سیاست و رتبه 16 738 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 19 996 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 29 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 443 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 9 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 68.29% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 41.83% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 13 646 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 8 359 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند منطقه, تاریخ, توان, مادورو, کاراکاس تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 ژوئن | +15 | |||
| 29 ژوئن | +13 | |||
| 28 ژوئن | +10 | |||
| 27 ژوئن | +4 | |||
| 26 ژوئن | +10 | |||
| 25 ژوئن | +5 | |||
| 24 ژوئن | +7 | |||
| 23 ژوئن | +8 | |||
| 22 ژوئن | +27 | |||
| 21 ژوئن | +23 | |||
| 20 ژوئن | +3 | |||
| 19 ژوئن | +40 | |||
| 18 ژوئن | +23 | |||
| 17 ژوئن | +14 | |||
| 16 ژوئن | +16 | |||
| 15 ژوئن | +9 | |||
| 14 ژوئن | +9 | |||
| 13 ژوئن | +8 | |||
| 12 ژوئن | +13 | |||
| 11 ژوئن | +12 | |||
| 10 ژوئن | +26 | |||
| 09 ژوئن | +76 | |||
| 08 ژوئن | +14 | |||
| 07 ژوئن | +18 | |||
| 06 ژوئن | +16 | |||
| 05 ژوئن | +20 | |||
| 04 ژوئن | +44 | |||
| 03 ژوئن | +14 | |||
| 02 ژوئن | +37 | |||
| 01 ژوئن | +27 |
| 2 | مشکل از تفاهمنامه نیست
هرچی به این تفاهمنامه نگاه میکنم میبینم کاملا و بلکه یکجانبه به سود ایران بسته شده. راستش مشکل اصلا از متن نیست؛ مشکل از فاصلهایه که بین «امضا کردن یه چیز خوب رو کاغذ» تا «گرفتن نتیجهش تو میدان» هست. ما سند خوب داریم، ولی بلد نیستیم ازش استفاده استراتژیک کنیم. چرا؟
اول اینه که تصمیمگیری تو جمهوری اسلامی کند و چندلایه است؛ تا بیایند تو هر کاری تصمیم نهایی بگیرند، فرصت طلایی اجرا از دست رفته است.
دوم اینه که هر مدیر میانی که عوض میشه، اولویتها هم عوض میشه و پروژههای مرتبط با تفاهمنامه یواشیواش به حاشیه میرن.
سوم و مهمتر این است که اجرای این جور توافقها فقط کار دیپلمات نیست؛ آدمایی میخواد که حقوق بینالملل و تجارت روز دنیا رو بلد باشن. تهران همیشه تو این بخش لنگ زده.
نتیجه اینه که یه تفاهمنامه خوب، بدون استراتژی برای پیادهسازیش، آخرش میشه یه سند خاکخورده تو بایگانی. برد واقعی نه تو لحظه امضا است، بلکه تو مرحله اجرا مشخص میشه. این یکی رو سیستم توش گیر داشته و داره.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 7 839 |
| 3 | ایران برای رشد و توسعه به شدت نیازمند ایجاد تعادل و توازن درسیاست خارجی است. بدین معنی که رویکرد نفی گرایانه در برابر غرب و آمریکا، ناگزیر اصلاح و تغییر خواهد کرد. البته این گزاره هرگز برای آرمانگرایان ایدئولوژیک، که در واقع بقایای مارکسیست های اسلامی هستند، پذیرفتنی نیست؛ و نیز آخرالزمانی ها. ولی چه می شود کرد، به هر روی قطار توازن بخشی در سیاست خارجی به در حال حرکت است و به خاطر آنان نخواهد ایستاد. | 7 178 |
| 4 | ادامه
کامل یا جنگ می شد. چنان چه ایران می تواند، چرا انجام ندهد؟! بسم الله.
وقتی ترامپ سردار سپهد سلیمانی را از دست داد، امریکا نخست ضربه زد و بعد از مذاکره حرف زد. عکس این ماجرا چندین برابر شدیدتر می بود.
این که جمهوری اسلامی وارد این عرصه نمی شود، از زاویه دیگر بسیار جالب است؛ و آن تفاوت ساختاری عمیق بین دولت های ایران و آمریکا است.
ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی خود را نماینده یک ایدئولوژی می داند (اسلام انقلابی، محور مقاومت). از این منظر:
۱-رهبران قابل جایگزینی هستند.(دیدید که بیدرنگ گفتند، خامنه ای جوان شد)؛
۲- هدف بقای ایده است، نه فرد.
پس می توان پس از کشته شدن(شهادت) سلیمانی هم مذاکره کرد، چون راه ادامه دارد. ولی در باره ایالات متحده، قضیه به کلی متفاوت است:
امریکا یکملت-دولت کلاسیک است که:
-رئیس جمهور، نماد حاکمیت ملی است؛
- کشتن او یعنی تحقیر کل موجودیت دولت؛
- بنابراین پاسخ نه انتخاب، بلکه الزامی است.
چرا غیر از اینها بود، چرا اعضای شعام به اتفاق نظر(منهای یک) پس از شهادت رهبر به تفاهمنامه رای مثبت دادند؟ آیا آنان دلشان نمی خواست انتقام بگیرند؟ سهل است که دستکم جلوی اعزام تیم فوتبال به کشور قاتل رهبر را نگرفتند؟
به گمانم آنان بیش از این کارشناس داغ و دو آتشه تلویزیون، بر لخت بودن شاه آگاهی داشتند. تکرار می کنم، عزیز! ایران پس از شهادت سردار سلیمانی مذاکره کرد، نه به خاطر بلوغ دیپلماتیک، بلکه چون گزینه دیگری نداشت.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 7 433 |
| 5 | پرسش عالی و استراتژیک کارشناس سیما
کارشناس می پرسد: اگر ترامپ را می کشتیم، آمریکا با ما مذاکره می کرد؟!
پاسخ کوتاه است:قطعا نه؛ نه تنها مذاکره ای در کار نبود، که از سوی آمریکا جنگ همه جانبه حتمی بود.
ایران پس از سلیمانی هم، در حالی که رهبر در قید حیات بودند، مذاکره کرد، چون گزینه دیگری نداشت. در نهایت قوی تر پاسخ می دهد، ضعیف تر مذاکره می ند.
در دکترین نظامی آمریکا، ترور رییس جمهور توسط یک دولت، به معنایحمله به موجودیت ملی تلقی می شود، نه فقط یک عملیات نظامی.
البته که ایران توانایی ایستادگی در یک جنگ فرسایشی و بلکه پیروزمندانه را دارد، ولی آیا ایران توان جنگهمه جانبه با امریکا را هم دارد؟ آیا توان مقابله با ۵۵۰۰ کلاهک هسته ای را داراست؟ آن هم در برابر تنها کشوری که تاکنون دوبار از آن استفاده کرده است؟!
ترور رییس جمهور، افزون بر کنگره و افکار عمومی و ارتش، مخالفین و منتقدان ترامپ را هم در یک صف قرار می دهد.
البته در عین حال پرسش کارشناس در واقع یک مغالطه است. چرا؟ چون وانمود می کند که قدرت نمایی منجر به احترام در مذاکره می شود، در حالی که در عمل منجر به انزوای...
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k👇 | 6 993 |
| 6 | بوتسوانا
کشوری محصور در خشکی، مثل افغانستان. تقریبا ثلث وسعت ایران که ۸۰٪ آن صحرا است. وقتی در ۱۹۶۶مستقل شد، ۱۲ کیلومتر جاده اسفالت داشت. جزو لیست ۲۵ امین کشور فقیر جهان بود. ۱۰۰ دانش آموخته دانشگاه و چند صد دیپلمه داشت. بدون حتی یک بیمارستان مدرن. کشوری بدون دسترسی به دریا و محصور بین نامیبیا، زیمبابوه و افریقای جنوبی، که ۸۰٪ آن را بیابان کالاهاری تشکیل می دهد.
به قول عجم اوغلو در کتاب: چرا ملت ها شکست می خورند؟ بوتسوانا بر خلاف کشورهای همسایه یا واقع در فضای نزدیک پیرامونی که پس از استقلال وارد چرخه انواع جنگ ها(درونی- برونی) شده و یا گرفتار دیکتاتوری شدند، راهی متفاوت در پیش گرفت:
۱- نهادهای فراگیر و حاکمیت قانون
رهبران اولیه بوتسوانا، سنتهای دموکراتیک قومی را با ساختارهای مدرن غربی تلفیق کردند. این کار باعث شد:
۱- مالکیت شخصی و خصوصی محترم شمرده شود؛
۲-ثبات سیاسی و دموکراسی چندحزبی مستمر (بدون حتی یک کودتا) شکل بگیرد؛
۳- فساد مالی به حداقل برسد.
در سال ۱۹۶۷، پس از کشف ذخایر عظیم الماس در این کشور، دولت بوتسوانا با شرکت بزرگ الماس "دِ بیرز" (De Beers) یک شرکت مشترک به نام دبسوانا (Debswana) تاسیس کرد و ۵۰ درصد سهم را گرفت. سود حاصل از الماس به جای اینکه صرف تجملات رهبران شود، در یک صندوق حاکمیتی برای روزهای مبادا و توسعه زیرساختها ذخیره شد.
دولت درآمد الماس را مستقیما در قالب زیر به رگهای جامعه تزریق کرد:
۱- آموزش رایگان: امروزه نرخ باسوادی در بوتسوانا بالای ۸۸ درصد است.
۲- بهداشت و راهها: هزاران کیلومتر جاده ساخته شد و دسترسی به خدمات درمانی به یک استاندارد بالا رسید.
از استقلال(۱۹۶۶) بدین سو، این کشور برخلاف کشورهای منطقه جنوب آفریقا، مانند آنگولا، موزامبیک، زیمبابوه، نامیبیا و آفریقای جنوبی در هیچ جنگی شرکت نکرده است.
| سرانه درآمد مردش از کمتر از ۱۰۰ دلار، بهبیش از ۸,۰۰۰ دلار رسیده و از دیدگاه
شاخص ادراک فساد در رتبه ادل یا دوم شفافیت در آفریقا است.
البته بوتسوانا یک مدینه فاضله نیست و با دو چالش بزرگ روبروست:
۱. اقتصاد کشور هنوز به شدت به قیمت جهانی الماس وابسته است و تنوع اقتصادی کمی دارد.
۲. به دلیل سرمایهبر بودن صنعت الماس (و نه اشتغالزا بودن آن)، نرخ بیکاری بهویژه میان جوانان بالاست. همچنین شیوع ویروس HIV در دهههای گذشته ضربه سختی به نیروی کار این کشور زد، هرچند دولت با برنامههای درمانی رایگان توانست آن را کنترل کند.
چه شد؟
عجماوغلو و رابینسون معتقدند آن چه بستر معجزه بوتسوانا را رقم زد، چهار عامل بود.
در هنگام استقلال یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود. همسایگانش همه آپارتاید بودند ولی در ۲۰۰۰ سریعترین رشد اقتصادی جهان را به خود اختصاص داد. این چهار عامل کدام بودند:
۱- میراث پیشا استعماری
میراث قبیله اینگواتوسنت یا کگوتلا بر پایه شورای عمومی استوار بود و حتی رعایا هم می توانستند رهبر را به نقد و چالش بکشند. این فرهنگ مبتنی بر مشارکت سیاسی، پایه ای بود که نهادهای مدرن روی آن ساخته شد.
۲- استعمار کم عمق
بریتانیا در بوتسوانا سرمایه گذاریرنکرد؛ ولی در عین حال ساختار قبیله ای هم تخریب نشد. این کم توجهی استعماری، نهادهای بومی را زنده نگاه داشت.
۳- رهبری در لحظه بحرانی
سیرتسه خاما، رهبر استقلال، هنگامی که الماس کشف شد، انتخابی عقلایی کرد. قراردادها را به گونه ای بست که درآمد به دولت برسد، نه به قبایل یا نخبگان و نظامیان او سپس انتخابات رقابتی بگدار کرد، قدرت را نهادینه کرد و نه شخث و خانوادگی. عجم اوعلو این را نقطه اصلی می داند: الماس در نیجریه نفرین شد، در بوتسوانا نعمت؛ تفاوت در نهاد بود، نه در منبع.
۴-درآمد الماس در سرمایه گذاری عمومی هزینه شد: آموزش، بهداشت، زیرساخت. مهمنر از ان، چرخه انتخاباتی منطم برقرار ماند.قدرت شخصی سازی، خانوادگی و صنفی نشد.
لب کلام
عجم اوغلو بوتسوانا را برای این دوست دارد که نقض کننده همه بهانه هاست.نه استدلال های جغرافیایی را می پذیرد(اقلیم و دیگر شرایط مناسب)، نه استدلال فرهنگ، نه استدلال نژاد.
کشوری محاط در خشکی، کاملا فقیر، آفریقایی، بدون میراث استعماری مثبت، به دلیل نهادهای معقول در دست ساخت، توسعه می یابد. به دلیل تا کنون رهبری آیندهنگر، رژیم کمتر فاسد، نهادهای قانونی محکم و مدیریت درست ثروت ملی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 8 000 |
| 7 | سه پایه و فروپاشی شاه
از دیدگاه واقعگرایی ژئوپلیتیک، سه پایه کنترلی، در هر نظام سیاسی نقش اصلی و کامل دارند:
۱- کنترل نیروهای مسلح؛ یعنی به انحصار درآوردن خشونت مشروع؛ یعنی هیچ بازیگر دیگری نمیتواند با زور مقابله کند.
۲- کادر نهادهای اصلی یعنی کنترل بوروکراسی، قضا، و اقتصاد؛ بدون این، حتی با ارتش هم نمیتوان کشور را اداره کرد، تنها میتوان آن را تخریب کرد.
۳- کنترل اخبار یعنی شکلدادن به واقعیت ذهنی جامعه؛ چون مشروعیت از روایت میآید، نه فقط از زور.
این هر سه با هم مثلث سلطه را میسازند. نبود هر یک، دو تای دیگر را ناپایدار میکند.
در انقلاب اسلامی ۵۷، لحظه تعیینکننده این بود که شاه هر سه افسار را بهتدریج از دست داد، نه یکباره. چگونه؟
افسار نخست زودتر از همه لرزید. ارتش ۴۰۰ هزار نفری روی کاغذ قدرتمند بود، ولی هنگامی که افسران میانی شروع به همدلی با انقلابیون کردند و سربازان فرار را بر قرار ترجیح دادند، تمرد گسترش یافت و ماشین نظامی از درون تهی شد.
افسار دوم با فرار و استعفای پیاپی مدیران و تکنوکراتها از دست رفت. بختیار نخستوزیر بود، ولی کسی دستوراتش را اجرا نمیکرد؛ دولتی بدون بوروکراسی.
و افسار سوم پیش از آندو رها شده بود. هنگامی که بیبیسی فارسی صدای آیت الله خمینی را از پاریس مستقیم به خانههای ایرانی میرساند، رادیو-تلویزیون ملی دیگر «واقعیت» نمیساخت. توزیع نوارهای کاست رهبران این شکاف را تکمیل کرد.
در واقع شاه با ارتش، دولت و رسانه سقوط کرد، نه بدون آنها.
حالا هم کسی یا گروهی توان انجام اصلاحات و تغییر و رهبری را خواهد داشت که این هر سه را بتواند در کنترل بگیرد.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 7 321 |
| 8 | بی وزنی ملی
این تصویر بخشی از نمایندگان است که مقابل ساختمان بهارستان جمع شده اند؛ گونه ای تذکر یا اعتراض به بسته بودن چندماهه مجلس. البته در تصاویر دیگر چند ده تن هم با دردست داشتن پلاکارد و پرچم آنان را نظاره گر حامی هستند.
معلوم است که این تصویر نمادی از بی وزنی سیاسی مجلس است. راستش ساختار اداره کشور به سمتی حرکت می کند که دیگر حتی به ویترین قانونگذاری برای مشروعیت بخشی به تصمیمات خود احساس نمی کند. این فرایند، شاید آغاز فازی جدید در بازتعریف رابطه دولت و جامعه در کشور است.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 11 213 |
| 9 | ایران جمهوری بشو نیست
گزارهای که سالهاست بر آن پایم: ایران ملت- کشوری جمهوریپذیر نیست؛ نه به این دلیل که مردمانش شایستگی آزادی ندارند، و نه از سر دفاع از هیچ حاکمیت موجودی. این گزاره از یک تحلیل ساختاری برمیخیزد: ترکیب تاریخ چندهزارساله، جغرافیای استراتژیک بیبدیل، و بافت موزاییکی جمعیتی ایران، شرایطی پدید آورده که در آن مدل جمهوری کلاسیک نه تنها کارآمد نبوده، بلکه هر بار به بیثباتی، تشتت یا اقتدارگرایی جدیدتر منتهی شده است.
ایران فلاتی است محاط در ناپایدارترین کمربند جغرافیایی جهان؛ از قفقاز و آسیای مرکزی در شمال، تا خاورمیانه عربی در باختر، و شبهقاره در خاور. از سوی دیگر، دریای خزر و خلیج فارس، به عنوان شاهراههای انرژی، این فلات را به کانون منازعۀ قدرتهای جهانی تبدیل کردهاند. در چنین موقعیت آسیبپذیری، تمرکز قدرت و سرعت تصمیمگیری، نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورت بقای ملی است.
جمهوریهای کلاسیک بر پایه چرخش مداوم قدرت، رقابت جناحی و توازن شکننده نهادی بنا میشوند؛ ولی در جغرافیایی که هر دوره گذار سیاسی میتواند به دخالت خارجی، تحریک گسستهای قومی یا فروپاشی دولت مرکزی بیانجامد، چرخش آرام و بیهزینه قدرت، رفاهی است که جغرافیا اجازه پرداخت بهای آن را به ایران نداده است.
فلات ایران برای حفظ همبستگی درونی و بازدارندگی بیرونی، همواره نیازمند یک مرجع فراجناحی و نمادین بوده است؛ نهادی ثابت که در طوفان بحرانها، نماد خود ایران باشد، نه لزوما نماد دولت مستقر. تجربه جهانی نشان میدهد که جوامع با هویت تاریخی عمیق و تنوع درونی بالا، به الگوهایی روی آوردهاند که میان مدرنیته و نماد وحدت ملی آشتی برقرار میکند.
ژاپن با وجود دموکراسی لیبرال، نهاد موروثی امپراتوری را حفظ کرد تا در بحرانها لنگرگاه هویت باشد. بریتانیا سلطنت را نه از سر ارتجاع، بلکه به عنوان مرکز ثقل ثبات در برابر تلاطمهای حزبی نگه داشته است. اسپانیا نیز پس از دیکتاتوری فرانکو، با بازگشت به پادشاهی مشروطه توانست دموکراسی نوپای خود را در کودتای ۱۹۸۱ از فروپاشی نجات دهد. در این مدلها، دموکراسی و اقتدار فراجناحی متضاد نیستند؛ بلکه دومی، شرط پایداری اولی است.
ایران در طول تاریخ مدرن خود، هیچ تجربه پایدار و موفقی از حکمرانی جمهوری به معنای متعارف آن نداشته است. تلاش برای برقراری جمهوری در سال ۱۳۰۴ در همان آستانه زایش به پادشاهی تبدیل شد، چرا که نخبگان وقت دریافتند فلات ایران بدون مرکز ثقل نمادین از هم میپاشد. جمهوری اسلامی نیز به رغم ساختار انتخاباتی، عملا بقای خود را به یک نهاد فرادست و فراجناحی گره زده است. حتی در دوران مشروطه، پایدارترین لحظات زمانی رقم خورد که نهاد سنتی در کنار مجلس قرار گرفت، نه زمانی که در تقابل با آن ایستاد.
الگو روشن است؛ قدرت در ایران همواره بر مدار یک مرجع فراجناحی چرخیده، فارغ از اینکه چه نامی بر آن نهاده باشند. جمهوریخواهی در ایران نه به خاطر ضعف فرهنگی مردم، بلکه به دلیل ناسازگاری با زیرساختهای ژئوپلیتیکی، یکپارچگی قومی و فرهنگ سیاسی برآمده از این جغرافیا با بنبست مواجه شده است. بدیل کارآمد برای آینده ایران، نه اقتدارگرایی مطلق است و نه جمهوری از پیششکستخورده؛ بلکه فرمی از حکمرانی مدرن است که بتواند لنگرگاه ثبات فراجناحی را با اراده ملی در یک ساختار حقوقی صلب و تفکیکشده آشتی دهد. فرمی امروزین شده با شاکله غیر ایدئولوژیک و نامتمرکز.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 13 265 |
| 10 | از اول برج تا امروز، چند بار گوشزد شدهام برای پرداخت قسط، شارژ، بدهی سوپری، اجاره و قسعلیهذا. پنجاهو یک سال است که از بد حادثه حقوقبگیرم و آخر برج سخت زیر فشارم. نه از آن فشارهای علمی که بر دوش محققان سنگینی میکند، بلکه از آن نوع فشاری که آدم را وادار میکند با انگشت حساب کند کدام قبض را زودتر باید پرداخت تا برق و گاز و آب یکجا قطع نشوند.
حالا در این حیصوبیص، درست یا نادرست، مدیری در سازمان برنامه و بودجه پیدا شده که زیر بار افزایش حقوق هیات علمی نمیرود. با غرور و تبختر از اینکه یکتنه جلوی احکام استادان دانشگاه را گرفته، سخت به خود میبالد. گویی فتح خیبر کرده است، نه اینکه جلوی معیشت چند هزار استاد را سد کرده.
از آن سو، جناب وزیر علوم هم در عمل ککش نمیگزد که کریمیپور اهی در بساط ندارد و اجارهها و معوقات شارژ را نمیتواند بپردازد. شاید وزارت علوم مشغلههای مهمتری دارد؛ چه میدانم، شاید در حال تدوین آییننامهای است که در آن اثبات شود استاد دانشگاه اصولاً نیازی به خوردن ندارد و باید با تولید مقاله و پژوهش سرکند.
دکتر پزشکیان گرانمایه هم که در کنار قالیباف در به در در حال رتقوفتق سیاست خارجی و کنترل تورم هستند. میفهمیم؛ مملکتداری کار هر کسی نیست و آب گرم کریمیپور در قیاس با مذاکرات وین و نرخ دلار عددی و مساله ای نیست.
عارف که دهههاست ولرم و ملایم مانده، ممکن است حرفکی بزند و شاخی بجنباند. ولی نشان به آن نشان که تا امروز ششم تیر نتوانسته آب گرم قطعشده کریمیپور را وصل کند. البته شاید منتظر است کمیسیونی تشکیل شود، کارشناسانی نظر بدهند، گزارشی تهیه شود، و در نهایت زمستان برسد و مساله خودبهخود منتفی شود.
آقای برنامه و بودجه، اگر دغدغه داری که حقوق هیات علمی بیش از حد بالا رفته، بسیار خب؛ بیا اول متعهد تعهدهای این هفتادواندی ساله بشو. بقیهاش را بردار و بنداز صندوق کمیته و هرجا که دلت خواست. ولی پیش از آنکه در مقام منتقد حقوق هیات علمی بنشینی، یک بار هم شده بپرس این جماعت چطور سر ماه را به آخرش میرسانند.
کریمیپور هم که پنجاهویک سال است از بد حادثه حقوقبگیر شده، از شما نمیخواهد چیزی به او ببخشید؛ فقط میخواهد همان را بدهید که وعده دادید. نه بیشتر. همان مقدار که بشود اجاره را داد، شارژ را پرداخت، و شاید اگر حسابی کشید، یک بار هم بدون اینکه سقف هزینه را محاسبه کرد، به مهمان ناخواندهای چای تعارف زد.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 4 092 |
| 11 | مشروعیت مذهبی نماد شیر و خورشید
نشان «شیر و خورشید» دستکم از دوره سلجوقیان در ایران رایج شد؛ ولی نکته تأملبرانگیز، گزینش و تداوم استفاده از این نماد توسط پادشاهان شیعیمذهب صفوی و قاجار، آن هم تحت نظارت مستقیم و تأیید علمای برجسته مذهبی است.
۱. شواهد مسکوکات و سفرنامهها
قاطعترین مستندات تاریخی درباره تایید این نشان از سوی نهاد تشیع رسمی، سکههای ضربشده با نظارت و تنفیذ ساختار مذهبی کشور است. شمار زیادی از سکههای دوران قاجار و اواخر صفوی در دست است که در یک سوی آنها نقش شیر و خورشید حک شده و در حاشیه آن، عبارات مذهبیِ مقدسی مانند «یا محمد» و «یا علی» ضرب گردیده است.
همچنین در بسیاری از مسکوکات دوران فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار، نقش شیر و خورشید در یک طرف و عبارت «اسدالله الغالب» در طرف دیگر یا در زیر پای شیر دیده میشود. حکومتهایی که مشروعیت سیاسی خود را از «علما و مجتهدین جامعالشرایط» وقت (مانند شیخ جعفر کاشفالغطا و ملا احمد نراقی) کسب میکردند، هرگز نمادی مغایر با احکام اسلام را بر سکه رسمی بلاد مسلمین ضرب نمیکردند.
از سوی دیگر، گاسپار دروویل و برخی دیگر از سفرای اروپایی در سفرنامههای خود گواهی دادهاند که ایرانیان دو پرچم اصلی داشتند: یکی پرچم مذهبی حاوی «شمشیر ذوالفقار علی (ع)» و دیگری پرچم شیر و خورشید. در دوره قاجار با تلفیق این دو نماد، شمشیر ذوالفقار رسما به دست شیر داده شد تا تفسیری کاملاً شیعی و حماسی به خود بگیرد.
۲. رویکرد فقهی عصر صفوی و عهد علامه مجلسی
بیگمان علامه محمدباقر مجلسی، به عنوان مقتدرترین «شیخالاسلام» در تاریخ صفویه، نظارت بالادستی و مستقیمی بر ضرب سکهها، ساخت ابنیه رسمی و ظواهر عمومی دولت داشت. در عهد او، نماد شیر و خورشید بر دیوارهای کاخ عالیقاپو، مساجد، کاشیکاریها و سکههای رایج نقش میبست. اگر این نماد از نظر فقهی شائبه «بتپرستی»، «مهرپرستی» یا مفسده دینی داشت، علامه مجلسی که حتی با نحلههای صوفیه و اقلیتهای مذهبی به شدت مرزبندی داشت، قطعا در برابر آن موضع میگرفت.
افزون بر این، در تفکر کلامی رسائل دوره صفوی، پادشاه صفوی «کلب آستان علی» و حکومت او ممهور به مهر ولایت ارزیابی میشد؛ از این رو، نمادهای حکومتی (از جمله شیر که به «اسدالله» تاویل میشد) تحت همین چتر مشروعیت فقهی و کلامی قرار داشتند.
۳. تجلی حقوقی در عصر مشروطه
محکمترین سند حقوقی و تاریخی که موافقت عالیترین مراجع شیعه با این نشان را اثبات میکند، اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه (۱۲۸۶ ش) است:
«تلفیق پرچم ایران از رنگهای سبز و سفید و سرخ و نشان شیر و خورشید است.»
این قانون با نظارت مستقیم، امضا و تایید فقهای طراز اول مشروطهخواه و مشروعهخواه تصویب شد. حتی آیتالله شیخ فضلالله نوری که بر تمام اصول این متمم نظارت دقیق شرعی داشت، اصل پنجم را بدون هیچگونه اعتراضی پذیرفت. مراجع بزرگ نجف از جمله آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایه) و آیتالله عبدالله مازندرانی نیز که رهبری معنوی مشروطه را بر عهده داشتند، این متمم را تنفیذ کردند. مخالفت نکردن این مراجع فقهی، صریحترین سند است بر اینکه نشان شیر و خورشید از نظر علمای شیعه، نمادی ملی-مذهبی و کاملاً پذیرفتهشده بوده است.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. کتاب «تاریخچه شیر و خورشید»، نوشته احمد کسروی.
۲. مقاله علمی-پژوهشی «بررسی تحولات نماد شیر و خورشید بر روی سکههای ایران» (نشریات پژوهشهای تاریخی دانشگاهی).
۳. کتاب «سیاست و دیانت در عصر صفوی»، نوشته دکتر مریم میراحمدی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 13 158 |
| 12 | جنگ بدون برنده
به گمانم نتیجه جنگ اوکراین - روسیه بس وابسته به مناسبات ایران- آمریکا است. چرا؟
وضعیت میدانی جنگ اوکراین به فاز فرسایش نامتقارن رسیده است. اوکراین با انتقال جنگ به درون خاک روسیه، از راه فلجسازی پالایشگاهها، ضربه به ناوگان دریایی و اختلال در تدارکات، توانسته فرمول و بلکه معادله جنگ را تغییر دهد. نتیجه، نوعی تعادل قدرت جدید است که در آن پیشروی زمینی برای روسیه بسیار پرهزینه و کمدستاورد شده و اوکراین دست برتر را در حملات دوربرد به دست آورده است. هر دو کشور اکنون در نقطهای ایستادهاند که فرسودگی داخلی، تعیینکننده برنده نهایی خواهد بود.
با فرض بقای شرایط کنونی، خطوط جبهه تا ۲۰۲۷ تغییر چشمگیری نخواهند کرد. روسیه ممکن است پیشرویهای کوچکی در دونباس داشته باشد، ولی هزینه هر کیلومتر پیشروی برای مسکو سرسامآور است. اوکراین نیز ظرفیت بازپسگیری گسترده ندارد، ولی کنترل آسمان و دریا در اختیار کیف است.
در این میان بزرگترین متغیر، واشنگتن است نه میدان جنگ. تداوم یا کاهش پشتیبانی نظامی آمریکا، سرنوشت این تعادل شکننده را رقم خواهد زد. این متغیر به شدت تحت تأثیر فضای حاکم بر خلیج فارس و مناسبات ایران- آمریکا است، گزارهای که هیچکس به اندازه پوتین پیگیر و درحال رصد آن نیست.
مسکو و کیف هر دو با بحران نیروی انسانی دستوپنجه نرم میکنند. روسیه با تلفات صدها هزار نفری میکوشد این شکاف را با حقوقهای بالای نظامی پر کند، ولی این راهحل پایدار نیست. اوکراین از انگیزه دفاعی عمیقتری برخوردار است، ولی خستگی جنگی و کاهش جمعیت، فشار واقعی را به کیف تحمیل میکند.
محتملترین سناریو تا پایان ۲۰۲۷، یک آتشبس شکننده است، نه صلح واقعی و نه پیروزی روسیه. این آتشبس نه از تصمیم استراتژیک، بلکه از خستگی مشترک و فشار دیپلماتیک غرب زاده خواهد شد. دو سناریوی برهمزننده این تعادل، عبارت است از:
فروپاشی داخلی یکی از طرفین است؛ (احتمالی که هنوز دور به نظر میرسد.)؛ و دوم آسودگی ایالات متحده از خاورمیانه و خلیج فارس و تمرکز بر اروپای خاوری.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 7 899 |
| 13 | کار تنگه به کجا ختم خواهد شد
در ۲۷ خرداد، تفاهمنامه امضا شد؛ و در ۲۸ ام سنتکام رفع محاصره دریایی ایران را اعلام کرد. ولی در ۳۰ خرداد، قرارگاهمرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد که به دلیل «بدعهدی آشکار آمریکا» در اجرای بند نخست تفاهمنامه و نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل در لبنان، تنگه دوباره بسته خواهد شد. تا اینجا مشخص است که تنگه نیمه باز است: نه بسته و نه کاملا باز. مشکل کجاست:
مشکل اصلی در تفسیر متن تفاهمنامه است، نه لزوما نقض آن. در حالی که برخی از بازگشایی کامل تنگه و تضمین آزادی کشتیرانی سخن میگویند، در داخل بر اختیارات ایران در مدیریت این گذرگاه تأکید دارند و همین اختلاف در تفسیر نشان میدهد که مسیر پیش رو با ابهام همراه است.
هم چنین در تهران این باور چیره است که آمریکا اصل دریافت هزینه از کشتیها را پذیرفته و تنها برای ۶۰ روز تخفیف گرفته است. بنابراین پس از این ۶۰ روز، ایران میخواهد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه از عواید مالی تردد کشتیها بهرهمند شود.
این در حالی است که ترامپ گفته بود، توافق باید تنگه را «برای همیشه بدون عوارض» نگه دارد و همزمان تهدید کرده بود «اگر توافق نشود، ما خودمان عوارض میگیریم.»
باز بودن تنگه مستقیماً به قیمت نفت و تورم در آمریکا مرتبط است. خبر توافق باعث شد شاخص داو جونز به رکورد جدیدی برسد و قیمت نفت خام نزدیک به ۵ درصد کاهش یابد. این برای ترامپ پیش از انتخابات نوامبر حیاتی است.
در مقابل، قالیباف، به صراحت گفته که محیط امنیتی برای همیشه تغییر کرده و تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازنخواهد گشت. ضمن ای که ایران تنگه را اهرم اصلی چانهزنی خود میداند.
در بند ۵ تفاهمنامه آمده که ایران با حداکثر تلاش خود ترتیباتی برای عبور ایمن کشتیهای تجاری بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز اتخاذ میکند. تردد ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد و ایران با عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه مذاکره خواهد کرد.
این گزاره «فقط برای ۶۰ روز» و «خدمات دریایی» همان بمب ساعتی متن است که ایران آن را به عنوان پذیرش اصل عوارضگیری تفسیر میکند. به هر روی از این حکایت سه سناریو می توان ساخت:
۱- پایداری وضع کنونی؛ یعنی باز بودن نسبی با تنشهای متناوب تداوم یابد. کارشناسان پیشبینی میکنند بازگشت تردد به شرایط عادی، دستکم چند ماه طول خواهد کشید. هر دو طرف میدانند منافع کامل پیروزی یا شکست کامل ندارد. ایران هم به درآمد نفتی نیاز دارد. بیشترین اختمال به این سناریو تعلق می گیرد.
۲- اسرائیل متغیر اصلی کمتر کنترل پذیر است. نتانیاهو به ترامپ گفته که اسرائیل نیروهای خود را از لبنان خارج نمیکند و خود را ملزم به بخشهای مربوط به لبنان نمیداند. هر حمله اسرائیل به لبنان میتواند ایران را به بستن مجدد تنگه تحریک کند.
۳- اگر در مذاکرات ۶۰ روزه به تفاهم روی موضوع هستهای و لبنان برسند، تنگه به طور پایدار باز میماند. ولی این سناریو به توافق اسرائیل نیز نیاز دارد که بعید به نظر میرسد.
نتیجه
بس بعید می نماید که آزادی کامل کشتیرانی مانند پیش از جنگ در افق نزدیک محقق شود. آن چه محتمل است یک وضعیت «نیمهباز با مدیریت تدریجی» است، که هم ایران بتواند نقش محوری خود را حفظ کند هم ترامپ پیروزی دیپلماتیک خود را به رأیدهندگان نشان دهد. به هر روی، همان گونه که در یادداشت های پیشین آمد، متغیر اصلی که میتواند این معادله را بر هم بزند، رفتار اسرائیل در لبنان است.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 8 415 |
| 14 | راز بزرگ
این نامها را میشناسید؟
دهخدا، فروغی، جمالزاده، صادق هدایت، صادق چوبک، اخوان ثالث، مشیری، کسروی، ایرج میرزا، حسابی، شاملو، ملکالشعرا بهار، رهی معیری، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج، گلشیری، سیمین دانشور، بزرگ علوی، ساعدی، معروفی، سهراب سپهری، لاهوتی، مطهری، علی شریعتی، طباطبایی، بهشتی، بهرنگی، باغچهبان، فروزانفر، رشید یاسمی، نفیسی، خانلری، زرینکوب، کدکنی، جلال همایی، سیمین بهبهانی، دولتآبادی، نادرپور، کیمیایی...
و دهها سرافراز بلندآوازه دیگر، که هر یک به تنهایی ستونی بودند در بنای فرهنگ این سرزمین؛ چراغهایی که روشناییشان نه تنها بر ادب و شعر، که بر پژوهشهای دینی، علمی و اجتماعی این بوم و بر نیز میتابید.
ولی امروز؟
همواره این پرسش مرا به دیار آشوب رهنمون میشود که چرا دهههاست دیگر در این بوم و بر، چنین سروهایی نمیرویند؟ این دیار را چه شده که از این منظر سترون گشته؟ خاک همان خاک است. زبان همان زبان. درد ها، بیشتر از پیش. پس در پس این عقیمی ادبی، این سکوت پژوهش ناب، این خاموشی شعر فاخر و آبدار، چه رازی نهفته است؟
توجه: باز پخش ویرایشی ۴ مرداد ۱۳۹۷(۶ جولای ۲۰۱۸ کانال)
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 11 776 |
| 15 | چرا مرگ بر...غلط است
تصور کنید شهردار یک شهر بزرگ تصمیم بگیرد که آمار تصادفات رانندگی را برای همیشه به صفر برساند و هرگونه خطری را در خیابانها از بین ببرد. ولی این هدف در دنیای واقعی محکوم به شکست است. چرا؟
پاسخش روشن است؛ چون تا زمانی که خودرو ها، جاده ها، تفاوت های آب و هوایی و انسان ها با روحیات مختلف، وجود دارند، احتمال خطا، ترافیک و تصادف هم وجود دارد. خطرات رانندگی محصول یک سوتفاهم ساده نیستند، بلکه تا کنون بخش جدانشدنی رانندگی بوده اند. از این شهردار فرضی دو کار بر می آید:
۱- منع کامل رانندگی؛ یعنی حذف کامل مساله.
۲- پذیرفتن اینکه خطر تصادف همیشه هست. ولی خب برای کاهش آن باید جاده ها خط کشی شوند، چراغ راهنمایی گذاشته شود، دوربین و پلیس مستقر شود و قوانین سختگیرانه و قس علیهذا.
با زهم به این معنی نیست که خطر تصادف کلا محو شده است؛ بلکه به این معنی است که سیستم مدیریت شهری توانسته خطرات را کنترل، مهار و جهتدهی کند تا زندگی عادی مردم جریان داشته باشد.
ژولین فرد، فیلسوف سیاسی معاصر در باره دشمن و سیاست همین را توضیح می دهد.
او می گوید دشمن را نمیشود برای همیشه و بهطور کامل نابود کرد. وجود دشمن یا رقیب، بخش جداییناپذیر و طبیعیِ سیاست و زندگی است. بنابراین، یک حکومت یا سیاستمدار واقعبین، بهجای اینکه همه توانش را بگذارد تا دشمن را مثلا کاملا ریشهکن کند (که ناممکن است)، سعی میکند او را مدیریت و مهار کند و بازی را به نفع خود پیش ببرد.
فروند میگوید اینطور نیست که اگر ما با طرف مقابل گفتگو کنیم یا سوتفاهمها را حل کنیم، دشمنیها کلا از بین بروند. دشمنی به خاطر ساختار جهان و تفاوت در منافع، باورها و هویتها به وجود میآید.
از دیدگاه وی، سیاست دقیقا از جایی شروع میشود که یک گروه یا کشور میگوید: «این مرزها، فرهنگ و منافع ماست (ما)» و «آن طرف، مال دیگران است (آنها)». وقتی آمادگی دفاع از این مرز و هویت وجود داشته باشد، سیاست شکل گرفته است.
امنیت مربوط به زمانی نیست که هیچ تهدید یا دشمنی در دنیا نباشد (چون چنین چیزی ممکن نیست)؛ بلکه امنیت یعنی شما آنقدر توانمند باشید که بتوانید تهدیدها و اختلافات را کنترل و مدیریت کنید تا به شما آسیبی نرسد.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
| 11 482 |
| 16 | بلکه صاحبان سرمایه را هم ناگزیر به رفتار خاص میکند. باچنین سبستمی اگر راکفلر نبود، کس دیگری همان نقش را میگرفت. سیستم، افراد را میسازد، نه برعکس.
۳-واقعا دموکراسی لیبرال با همه نقصهایش، در مقایسه با چه آلترناتیوی «احمق» است؟ در مقایسه با حکومت کاسترویی؟ حکومت نظامی؟ خلافت؟ تاریخ سده بیستم نشان داد که همه آلترناتیوها بسیار بدتر عمل کردند.
در کدام دموکراسی واقعی، قحطی بزرگ رخ داده است؟!. این یک دستاورد ساختاری است، نه تزئینی.
۴-شریعتی در این سخنان به مغلطه مقایسه گزینشی دچار شده است: ابولهب = دالس
حمزه = ژنرال لونول؛ولی
- ابوذر غفاری = مارتین لوتر کینگ؟
- بلال حبشی = فردریک داگلاس؟
چنانچه این روش را به کار ببریم، می شود نتیجه عکس هم گرفت. خود این نشان میدهد روش شریعتی علمی نیست، خطابه ای است.
۵- شریعتی آمریکا را جاهلیت مینامد، یعنی دورهای که اسلام آمد تا آن را منسوخ کند.
ولی اگر آمریکای ۱۳۵۰ خورشیدی، همان حجاز ۶۱۰ میلادی است، پس منطقاً باید منتظر یک پیامبر جدید بود — نه بازگشت به پیامبر پیشین. این نتیجهای است که شریعتی نمیخواست بگیرد، ولی منطق درونی استدلال خودش به آنجا میرسد.
به گمانم شریعتی روشنفکری انقلابی بود که مثلا با زبان تحلیل دانشگاهی برای اهداف بسیجگرایانه استفاده کرد. کار او را باید در همین چارچوب خواند — نه به عنوان علم اجتماعی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 9 525 |
| 17 | این تحلیل است، یا شعر بافی
نخست آنکه این شیوه سخن ادبی-وعظی است، نه تحلیل؛ به عبارتی شریعتی در این قطعه به شاعر میماند تا جامعهشناس. زبانش پر است از: تناظرهای نمایشی (ابولهب = دالس، وال استریت = بازار عکاظ)، تصویر سازی است نه استدلال.
خب این سبک سخن گفتن از قبل نتیجه را تعیین کرده و سپس شواهد را بر آن میچیند. مهمتر این که شریعتی فرض میکند که چون دو پدیده شبیه به نظر می رسند، پس ذاتا یکی هستند؛ مثل
وال استریت = بازار عکاظ؛ در حالی که
بازار عکاظ یک بازار فصلی-،قبیله ای برای مبادله کالا و شعر بود؛ ولی وال استریت یک سیستم تخصیص سرمایه جهانی، با ابزارهایی مانند داده های اماری، اوراق قرضه و...است.
در واقع شباهت ظاهری (بازار بودن) تفاوت های ذاتی این دو را نزد شریعتی پنهان میکند. این دقیقا همان چیزی است که «دام تشابه سطحی» خوانده می شود.
۲. دومیناشتباه شریعتی، نادیده گرفتن منطق درونی سرمایه داری است.
شریعتی سرمایهداری آمریکایی را به اراده خانواده های مشهور (فورد، راکفلر، کندی) تقلیل میدهد، درست مانند قبایل قریش. در حالی که سرمایه داری مستقل از اراده افراد
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 8 524 |
| 18 | تفاهمنامه: کشمکش گریزناپذیر ترکیه- اسراییل
کشورهای منطقه در سوگیری نسبت به تکوین تفاهمنامه در دو گروه جای گرفتند:
گروه پیروز به رهبری ترکیه- عربستان و گروه ناموفق، به رهبری اسراییل.
گروه نخست تحت رهبری و هدایت ترکیه- عربستان و متشکل از پاکستان، قطر، عمان، کویت، اردن و مصر و عراق، خواهان پایان یافتن جنگ و برقراری صلح با تثبیت جمهوری اسلامی بودند(و هستند)؛ و گروه دوم به رهبری اسراییل، شامل امارات متحده، بحرین و جمهوری آذربایجان موافق ادامه کشمکش و جنگ تا تغییر رژیم چیره بر ایران بودند(و هستند).
مهمترین هدف استراتژیک ی که گروه ترکیه-عربستان دنبال می کردند، جلوگیری از افزایش قدرت منطقه ای اسراییل بوده است. با شکست جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با رژیمی متمایل به اسراییل، توازن کنونی منطقه به نفع اسراییل بر هم می خورد. این کاری ترین زخم استراتژیک برای اهداف درازمدت ترکیه است.
بنابراین با همه توان و بهره گیری از نفوذ قطر، عربستان، پاکستان و عمان و جلب حمایت اروپا و همدلی چین، به نفع تصمیم سازی ترامپ وارد گود شدند.
در این گود مبارزه پشت پرده، دست اسراییل از هر جهت بسته ماند. حزب الله دست نخورده ماند، عقب نشینی از جنوب لبنان تا حدودی محرز شد، نظام جمهوری اسلامی پابرجا ماند و ادامه جنگ فعلا متوقف شد.
کار به جایی رسید که ترامپ پیشنهاد کرد که سوریه را مامور سرکوب حزب الله کند. ولی اسراییل به دلیل آن که جولانی را دست نشانده اردوغان می داند، با چنین طرحی از بیخ و بن مخالفت کرد. زیرا ان را جانشین کردن نیرویی جوان و ناشناخته بنیادگرا به جای حزب الله کاملا شناخته شده می داند. آن هم نیرویی نیابتی ترکیه. از سوی دیگر طی مدت دو جنگ(۱۲ و ۳۹ روزه) مناسبات شکوهمند و تودرتوی آنکارا-باکو هم خدشه دار شد. هرچند دو کشور در حمایت از ترامپ حین دو جنگ در کارکرد نظامی سنگ تمام گذاشتند.
باتایید و ادامه تفاهمنامه، دهها بازی جدید و کشمکش در خاورمیانه افزوده خواهد شد: چگونگی ادامه پیمان ابراهیم؛ چگونگی اداره غزه و کرانه باختری، قضییه سرنوشت پیچیده دروزی ها و کردهای سوریه و...
به هر روی زین پس کشمکش اصلی و محوری(استراتژیک) بین ترکیه-اسراییل خواهد بود.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 11 383 |
| 19 | هشت خواهران غلات، به ویژه دو غول بازرگانی کشاورزی امریکا و جهان، کارگیل و اَدم، همواره با وزارتین خزانه داری، خارجه و به ویژه CIA در پیوند بوده اند. البته مواد غدایی صادراتی آمریکا از استانداردهای بالا و بلکه ممتازی برای کشورهای دوست و شریک بازرگانی برخوردار است. ولی چنان چه صادرات به کشورهای دشمن، در حال تتش و کشمکش انجام شود، باید نظارت های فراگیر، دقیق و سریع بر مواد غدایی. مانند گندم، ذرت، سویا، نهادهای دامی و...از سوی کشور مقصد به جهات ترفندهای بیولوژیکی و ژنتیکی، میزان قارچ آفلاتوکسین و یا آفات خاص و... انجام شود.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 11 349 |
| 20 | یکشنبه در بهارستان چه خبر است
بی تفاوتی جامعه در برابر تعطیلی چند ماهه مجلس شورای اسلامی، نشانهای از پدیده ای ژرف تر به نام «بیحسی یا فرسایش سیاسی ملی» است.
هنگامی که یک نهاد قانونگذاری به دلیل ساختارهای درونحاکمیتی (مانند نامههای نهادهای بالادستی مثل شعام) توانایی حفظ استقلال و تداوم فعالیت خود را نداشته باشد، و از سوی دیگر، خروجی آن در بهبود وضعیت زیست مردم ملموس نباشد، جامعه پیوند ارگانیک خود را با آن قطع میکند. اقدام گروهی از نمایندگان برای تشکیل جلسه در خیابان، روز یک شنبه ۷ تیرماه، هرچند تلاشی برای بازپسگیری هویت مجلس و جلب حمایت عمومی است، ولی در غیاب یک «بدنه اجتماعی پیگیر و امیدوار ملی»، احتمالا به یک کنش نمادین و کماثر تبدیل خواهد شد. این بیتفاوتی نه از سر خشنودی، بلکه ناشی از ناامیدی تحلیلی جامعه نسبت به کارکرد نهادهای انتخابی در ساختار فعلی مدیریت کشور است. به گمانم ریشه های این بی حسی و بی تفاوتی ملی نسبت به تعطیلی مجلس در لایه های زیر جستحو پذیر است:
۱- سایه سنگین مشکلات معیشتی و بحران های اقتصادی. در فضای کنونی ایران، مسائل کلان سیاسی یا باز و بسته بودن نهادهای قانونی، در درجات پایین اولویت ملت است؛
۲- طی سال های اخیر، نتیجه شکلگیری شوراها و نهادهای مختلف موازی با مجلس در کار سیاستگذاری و حتی قانونگذاری، نقش و جایگاه مجلس دچار افت ملی شده است؛
۳- کاهش،مشارکت در انتخابات اخیر و ریزش سرمایه اجتماعی، پیوند واقعی مردم-مجلس(نمایندگان) را سست کرده است.
کوتاه آن که برای مردم در مقیاس ملی، باز و بسته بودن مجلس چندان تفاوتی ندارد.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k | 13 210 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
