en
Feedback
یدالله کریمی پور

یدالله کریمی پور

Open in Telegram

📈 Analytical overview of Telegram channel یدالله کریمی پور

Channel یدالله کریمی پور (@karimipour_k) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 375 subscribers, ranking 2 723 in the Politics category and 15 840 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 375 subscribers.

According to the latest data from 06 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 204 over the last 30 days and by 3 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 60.83%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 39.76% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 13 004 views. Within the first day, a publication typically gains 8 501 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as منطقه, تاریخ, توان, مادورو, کاراکاس.

📝 Description and content policy

Channel description not provided.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

21 375
Subscribers
+324 hours
+37 days
+20430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+54
in 5 channels
August '26
+468
in 21 channels
Get PRO
July '26
+1 192
in 24 channels
Get PRO
June '26
+561
in 21 channels
Get PRO
May '26
+993
in 18 channels
Get PRO
April '26
+833
in 15 channels
Get PRO
March '26
+114
in 6 channels
Get PRO
February '26
+631
in 38 channels
Get PRO
January '26
+360
in 40 channels
Get PRO
December '25
+295
in 63 channels
Get PRO
November '25
+222
in 56 channels
Get PRO
October '25
+190
in 61 channels
Get PRO
September '25
+127
in 45 channels
Get PRO
August '25
+647
in 76 channels
Get PRO
July '25
+917
in 74 channels
Get PRO
June '25
+1 041
in 70 channels
Get PRO
May '25
+110
in 40 channels
Get PRO
April '25
+368
in 64 channels
Get PRO
March '25
+711
in 51 channels
Get PRO
February '25
+470
in 60 channels
Get PRO
January '25
+798
in 71 channels
Get PRO
December '24
+1 181
in 91 channels
Get PRO
November '24
+353
in 59 channels
Get PRO
October '24
+1 215
in 71 channels
Get PRO
September '24
+713
in 64 channels
Get PRO
August '24
+883
in 78 channels
Get PRO
July '24
+550
in 81 channels
Get PRO
June '24
+823
in 71 channels
Get PRO
May '24
+220
in 28 channels
Get PRO
April '24
+366
in 42 channels
Get PRO
March '24
+241
in 34 channels
Get PRO
February '24
+295
in 33 channels
Get PRO
January '24
+323
in 41 channels
Get PRO
December '23
+321
in 55 channels
Get PRO
November '23
+219
in 35 channels
Get PRO
October '23
+385
in 26 channels
Get PRO
September '23
+259
in 0 channels
Get PRO
August '23
+209
in 0 channels
Get PRO
July '23
+295
in 0 channels
Get PRO
June '23
+307
in 0 channels
Get PRO
May '23
+324
in 0 channels
Get PRO
April '23
+239
in 0 channels
Get PRO
March '23
+124
in 0 channels
Get PRO
February '23
+162
in 0 channels
Get PRO
January '23
+268
in 0 channels
Get PRO
December '22
+412
in 0 channels
Get PRO
November '22
+302
in 0 channels
Get PRO
October '22
+441
in 0 channels
Get PRO
September '22
+153
in 0 channels
Get PRO
August '22
+119
in 0 channels
Get PRO
July '22
+220
in 0 channels
Get PRO
June '22
+136
in 0 channels
Get PRO
May '22
+282
in 0 channels
Get PRO
April '22
+200
in 0 channels
Get PRO
March '22
+451
in 0 channels
Get PRO
February '22
+84
in 0 channels
Get PRO
January '22
+167
in 0 channels
Get PRO
December '21
+163
in 0 channels
Get PRO
November '21
+135
in 0 channels
Get PRO
October '21
+501
in 0 channels
Get PRO
September '21
+163
in 0 channels
Get PRO
August '21
+219
in 0 channels
Get PRO
July '21
+202
in 0 channels
Get PRO
June '21
+133
in 0 channels
Get PRO
May '21
+125
in 0 channels
Get PRO
April '21
+167
in 0 channels
Get PRO
March '21
+162
in 0 channels
Get PRO
February '21
+80
in 0 channels
Get PRO
January '21
+121
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 717
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+7
06 September+7
05 September+11
04 September+8
03 September+8
02 September+11
01 September+2
Channel Posts
فریب فعل مضارع ۱- «اسرائیل توانسته جاهایی از لبنان را بگیرد، اما مطمئنم لبنان دوباره سر بلند می‌کند و این دفعه خشم بزرگی راه می‌افتد که نمی‌گذارد چیزی از اسرائیل بماند.» سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ۲- اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، می‌گوید: «نیروهای مسلح برنامه دارند و قطعا این برنامه را به‌صورت دقیق دنبال می‌کنند و ما باید آمریکا را از منطقه غرب آسیا بیرون کنیم.» همچنین می‌گوید: «ما تفاهم‌نامه و توافق با آمریکا را قبول نداریم و باید به مسیرمان ادامه دهیم.» اینها فقط دو نمونه از یک ادبیات آشناست؛ ادبیاتی که سال‌هاست ایرانیان را با افعال آینده بمباران می‌کند: -لبنان دوباره سر بلند خواهد کرد؛ -اسرائیل از میان خواهد رفت؛ -آمریکا از منطقه بیرون خواهد رفت؛ -به اهدافمان خواهیم رسید؛ -پیروز خواهیم شد؛ -دشمن را شکست خواهیم داد؛ -و سرانجام، همه وعده‌ها محقق خواهند شد. مشکل اینجاست که افعال مضارع و آینده، هزینه امروز را به امید فردا قابل تحمل می‌کنند. شکست امروز می‌شود «مقدمه پیروزی فردا»، ویرانی امروز می‌شود «هزینه پیروزی نهایی» و ناکامی امروز، به جای آنکه موضوع ارزیابی و بازنگری باشد، با وعده‌ای تازه برای آینده پوشانده می‌شود. این همان چیزی است که می‌توان نامش را گذاشت: فریب فعل مضارع(آینده؟. افعالی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند، اما چنان بیان می‌شوند که گویی در مسیر قطعی تحقق‌اند. هرگاه وعده‌ای محقق نشد، کافی است زمان تحققش مدتی دیگر به عقب برود: «خواهد شد»، «خواهیم رسید»، «به‌زودی»، «در آینده نزدیک»... ولی سیاست و استراتژی را نمی‌توان با صرف فعل آینده سنجید. معیار، نتیجه‌ای است که در جهان واقعی و در زمان واقعی به دست آمده است. اگر دهه‌هاست یک هدف تکرار می‌شود و همچنان به آینده حواله داده می‌شود، شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدنِ «چه زمانی محقق خواهد شد؟»، پرسش مهم‌تری مطرح کنیم: اگر تاکنون محقق نشده است، آیا اساسا این راهبرد درست بوده است؟ جامعه‌ای که دایما با وعده‌های آینده تغذیه شود، ممکن است شکست‌های امروز را نبیند؛ زیرا همیشه یک «فردا» برای توضیح آن وجود دارد. و شاید خطرناک‌ترین فریب سیاسی همین باشد: آینده‌ای که همیشه می‌آید، اما هیچ‌گاه نمی‌رسد. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K

2
https://t.me/Karimipour_K/437 من از تصمیم سازان و فرماندهانی که دهه‌هاست شعار نابودی اسرائیل(اشغالگر) را پیگیرند، شگفت‌زده نیستم؛ بیشتر آنان  می‌دانند این هدف، بیش از آن‌که استراتژی باشد، نمادی است برای بسیج و تداوم قدرت؛ آنچه نگرانم می‌کند، مردمی‌اند که بهای واقعی این نماد را می‌پردازند؛ در تحریم، انزوا، و بودجه‌هایی که به‌جای رفاه، صرف آرمانی دست‌نیافتنی می‌شود. من مدعی داوری نیت کسی نیستم؛ ولی مسئولیتم را در روشن‌کردن پیامدها می‌دانم. پرسش من نه علیه باور کسی، که در کنار اوست: این آرمان-هدف، در برابر آنچه از ما گرفته، چه داده است.
6 130
3
مغولان "آمدند، کشتند، سوختند و رفتند" این چهار واژه‌، چکیده داوری تاریخ نویسان از نتایج و پیامدهای تازش مغولان به ایران است؛ و چه قضاوت ناتمامی. آری مغولان فاتح آمدند و کشتند و سوختند؛ ولی بسیاری از حکام مغولی که ماندند و مستقر شدند‌، با فرهنگ‌ ایران در آمیختند و با بهره گیری از فرهنگ‌ برتر مهندسی ایرانی، جزو برترین سازندگان‌ ایران ویران شدند. سهل است که در جغرافیای تحت حکومتشان، از سر تا پا نوسازی کردند. بله درست است؛ آمدند‌ کشتند‌ و سوختند، ولی برخی از آنها که نرفتند و ماندند، ایرانی شده و با بهره گیری از میراث فرهنگ‌ ایرانی، آبادگران قلمرو در جغرافیای تحت حکومتشان شدند. به غازان خان و نخست وزیر ایرانی یهودی الاصلش، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بنگرید. این حاکم‌ مغول تحت هدایت رشید و دیگر میراث داران نظامیه خواجه نظام الملک و مهندسی برتر ایرانی، شهرها‌، بیمارستان ها، مراکز علمی‌، سیستم ابیاری‌‌، حمام ها‌‌، بازارها‌، راهها و... را در قلمرو حکومتی اش بنا کردند. ربع رشیدی در تبریز را به شهرکی علمی‌‌، مذهبی‌، درمانی و خدماتی تبدیل کرده‌ کاروانسراها، مدارس و صدها مجموعه وقفی ساختند. تنها در آذربایجان و پیرامونش بیش از ۹۰۰ کاریز حفر کرده و تبریز را به برترین مرکز تجارت و صنعت تبدیل کرد. هم چنین اولجایتو ایلخان دیگر مغول، سلطانیه را ساخته و آن را به پایتخت کم مانندایلخانان تبدیل کرد. این دگرگونی یک درس مهم تاریخی دارد: بیشتر فاتحین برای ماندن، ناچار بوده اند سرزمین فتح‌شده را بشناسند؛ و برای حکومت بر آن، سرانجام به آباد کردن همان چیزی نیاز پیدا می‌کنند که روزی ویرانش کرده بودند. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
10 453
4
آیا هنوز هم باور دارید که ۱- از دست رفتن سوریه و پیوستن آن به دشمنان ایران، حادثه ای موقت و قابل جبران است؛ ۲- توافق حماس با امریکا، هیچ اثری و‌پیامدی بر محور مقاومت نخواهد داشت، ۳- حزب الله لبنان همچنان قدرتمند است و با بازسازی توان نظامی خود، دمار از روزگار اسرائیل درخواهد آورد؛ ۴- حشدالشعبی افسار دولت عراق را در دست دارد و هرگاه لازم شود، همچون توفانی سهمگین وارد میدان خواهد شد؛ ۵- گروه های مقاومت در سوریه و عراق از میان نرفته اند و در فرصت مناسب دوباره سازماندهی خواهند شد؛ ۶- مطمئن هستید که بهای نفت خام به ۲۰۰ دلار و بلکه بالاتر خواهد رسید و فشار اقتصادی غرب در نهایت گریبان خود او را خواهد گرفت؛ ۷- تنگه هرمز همچنان کاملا بسته است و بر روی کشتی های دشمن و نفتکش های ایران باز نخواهد شد؛ ۸- چین و روسیه ایران را در برابر فشارهای امریکا تنها نخواهند گذاشت و در بزنگاه تاریخی در کنار تهران خواهند ایستاد؛ ۹- امریکا و اسرائیل قادر به تحمل یک جنگ طولانی و فرسایشی نیستند؛ زمان به سود ایران عمل می کند؛ ۱۰- اقتصاد ایران با وجود تحریم ها و فشارها، ظرفیت عبور از این مرحله را دارد و تحریم نفت و محاصره اقتصادی در نهایت شکست خواهد خورد؛ ۱۱- جبهه مقاومت از میان نرفته، بلکه وارد مرحله ای تازه شده است؛ آنچه امروز عقب نشینی به نظر می رسد، مقدمه بازسازی و بازگشت قدرتمندتر است؛ ۱۲- جنگ و فشار حداکثری نه پایان راه، بلکه مرحله ای دیگر از نبرد طولانی جمهوری اسلامی با امریکا و اسرائیل است؛ نبردی که سرانجام آن را مقاومت تعیین خواهد کرد. ... #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
13 681
5
هنوز هم بر این گزاره ها پای بندید ۱- از دست رفتن سوریه و پیوستن آن به دشمنان ایران، حادثه ای موقت و قابل جبران است؛ ۲- توافق حماس با امریکا، در نهایت بر پایه و در جهت همان استراتژی جمهوری اسلامی و اهداف انقلاب اسلامی در فلسطین خواهد بود؛ ۳- حزب الله لبنان همچنان قدرتمند است و با بازسازی توان نظامی خود، دمار از روزگار اسرائیل درخواهد آورد؛ ۴- حشدالشعبی افسار دولت عراق را در دست دارد و هرگاه لازم شود، همچون توفانی سهمگین وارد میدان خواهد شد؛ ۵- گروه های مقاومت در سوریه و عراق از میان نرفته اند و در فرصت مناسب دوباره سازماندهی خواهند شد؛ ۶- مطمئن باشید بهای نفت خام به ۲۰۰ دلار و بلکه بالاتر خواهد رسید و فشار اقتصادی غرب در نهایت گریبان خود او را خواهد گرفت؛ ۷- تنگه هرمز همچنان کاملا بسته است و بر روی کشتی های دشمن و نفتکش ها باز نخواهد شد؛ ۸- چین و روسیه ایران را در برابر فشارهای امریکا تنها نخواهند گذاشت و در بزنگاه تاریخی در کنار تهران خواهند ایستاد؛ ۹- امریکا و اسرائیل قادر به تحمل یک جنگ طولانی و فرسایشی نیستند؛ زمان به سود ایران عمل می کند؛ ۱۰- اقتصاد ایران با وجود تحریم ها و فشارها، ظرفیت عبور از این مرحله را دارد و تحریم نفت و محاصره اقتصادی در نهایت شکست خواهد خورد؛ ۱۱- جبهه مقاومت از میان نرفته، بلکه وارد مرحله ای تازه شده است؛ آنچه امروز عقب نشینی به نظر می رسد، مقدمه بازسازی و بازگشت قدرتمندتر است؛ ۱۲- جنگ و فشار حداکثری نه پایان راه، بلکه مرحله ای دیگر از نبرد طولانی جمهوری اسلامی با امریکا و اسرائیل است؛ نبردی که سرانجام آن را مقاومت تعیین خواهد کرد. ...
2 037
6
از نبطیه چه خبر نتانیاهو راست گفت که مسئولیت نخست دولتش‌، تامین امنیت کشور و ملتش است و در این باره منتظر کسی نخواهد ماند(به خصوص امریکا). شاهد رخدادی است که از ۱۰ شهریور تا امروز همه خاورمیانه عربی بدان چشم دوخته اند. خبری وایرال شده. ارتش اسرائیل کنترل عملیاتی ارتفاعات علی‌الطاهر نزدیک نبطیه را به دست گرفته و زیرساخت‌های زیرزمینی گسترده حزب‌الله را پاکسازی و در حال خنثی‌سازی است. این مجموعه که طی دو دهه با هزینه مالی کلان ساخته شده بود، شامل اتاق‌های فرماندهی، انبار سلاح، ژنراتور و امکانات ماندگاری چندین ماهه می‌شد و به عنوان مرکز عصبی واحد بدر عمل می‌کرد. در واقع هتل-قرارگاهی چند ستاره. موقعیت مرتفع آن امکان پرتاب موشک‌های کوتاه‌برد و پهپاد به شمال اسرائیل را فراهم می‌آورد؛ و مساحت و تیپ ساختش ماندگاری طولانی را برای نظامیان فراهم می ساخت. ولی از مدت ها پیش، با شناسایی دقیق ماهواره ای، هوایی و تجسس زمینی‌، بستر برای تصرفش مهیا شد. این عملیات ترکیبی از محاصره طولانی، شناسایی دقیق با پهپادهای حرارتی و ورود مهندسی بود. برخی نیروهای حزب‌الله کشته یا مجبور به عقب‌نشینی شدند و تجهیزات مهمی به دست اسرائیل افتاد. از دست رفتن این گره راهبردی، توان فرماندهی محلی، ذخیره‌سازی امن و پرتاب محافظت‌شده در محور شرقی جنوب لبنان را به طور محسوسی کاهش داده است. البته این  ضربه به معنای فلج کامل یا جمود نظامی حزب‌الله نیست، ولی موجبات شگفتی کارشناسان خبره نطامی را فراهم اورده است. حزب‌الله سازمانی غیرمتمرکز با ذخایر پراکنده موشکی و پهپادی در عمق خاک لبنان، تجربه جنگ نامتقارن و پشتوانه ایران است. نابودی یک مجتمع، هرچند بزرگ و مستحکم، توانایی بازدارندگی کلی، عملیات چریکی یا بازسازی تدریجی را از بین نمی‌برد. نمونه‌های جنگ ۲۰۰۶ و درگیری‌های اخیر نشان می‌دهد این گروه پس از ضربات سنگین زیرساختی همچنان توان پاسخ‌گویی نسبی خود را حفظ کرده است. اثر واقعی این عملیات در تضعیف الگوی «جنگ پایدار از زیرزمین» در جنوب لبنان، افزایش هزینه بازسازی و تقویت فشار سیاسی برای خلع سلاح یا عقب‌نشینی بیشتر نهفته است. اسرائیل خود اذعان کرده شبکه‌های مشابه دیگری هنوز باقی مانده‌اند. بنابراین، آنچه رخ داده پیشرفتی واقعی در خنثی‌سازی نقاط کلیدی است، هرچند حزب‌الله همچنان بازیگر نظامی فعالی باقی می‌ماند و سرنوشت نهایی به واکنش‌های آتی، وضعیت آتش‌بس و توانایی بازسازی بستگی دارد. ولی حزب الله دیر یا زود ناگزیر به مذاکره و توافق است. دقیقا شبیه حماس. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
10 814
7
بحرین از آن ما است دهه‌هاست ایرانیان را در سوگ از دست رفتن بحرین می‌نشانند، انگار جدایی این جزیره کوچک، بزرگ‌ترین زخم تاریخ معاصر ایران بوده است. پیش از هر قضاوتی، بگذارید این مینی‌کشور را در یک نگاه مقایسه‌ای بشناسیم. ۱. مساحت: بحرین ۷۸۷ کیلومتر مربع است؛ نصف قشم. ایران ۲۱۰۰ بحرین را در خود جای می دهد. ۲. جمعیت: بحرین ۱.۶ میلیون نفر. ایران بیش از ۹۲ میلیون نفر. یک به ۵۸. ۳. بارندگی: بحرین با ۷۴ میلی‌متر، گ بیابانی محض است. ایران با حدود ۲۵۰ میلی‌متر؛ سه برابر بیشتر. ۴. رودخانه و آب سطحی: بحرین بدون هیچ رودخانه  یا دریاچه طبیعی. ایران با چهارده هزار رود و ده‌ها دریاچه گوناگون. ۵. آب شیرین: بحرین تقریبا صفر مطلق. ایران به مراتب برخوردارتر. ۶. زمین کشاورزی: بحرین در حد هیچ. ایران میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی و تنوع اقلیمی کم‌نظیر در اختیار دارد. ۷. نفت: بحرین حدود ۱۲۵ میلیون بشکه ذخیره اثبات‌شده. ایران یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، صدها برابر بحرین. ۸. گاز: ذخایر گاز بحرین اصلا قابل قیاس با ایران نیست. ایران دوم جهان است، بحرین به‌زحمت جوابگوی مصرف داخلی خودش. ۹. تولید ناخالص داخلی: بحرین حدود ۴۹ میلیارد دلار. ایران حدود ۳۶۳ میلیارد دلار؛ هفت و نیم برابر بزرگ‌تر. ۱۰. تولید سرانه: بحرین حدود ۳۰۶۰۰ دلار. ایران حدود ۳۹۰۰ دلار. یعنی درآمد سرانه بحرین، این جزیره  نزدیک به هشت برابر ایران است. ۱۱. تولید سرانه بر اساس قدرت خرید: بحرین حدود ۷۱ هزار دلار. ایران حدود ۱۹۷۰۰ دلار؛ تقریبا سه و نیم برابر ایران؛ ۱۲. اقتصاد غیرنفتی: بحرین بخش عمده اقتصادش را به بانکداری، مالی، صنعت و خدمات متکی کرده. ایران هم ظرفیت غیرنفتی عظیمی دارد، ولی تحریم و انزوای خودخواسته از اقتصاد جهانی، بخش بزرگی از این ظرفیت را به زمین‌سوخته تبدیل کرده است. ۱۳. نظام مالی: بحرین برترین مرکز مالی منطقه است. ایران با محدودیت شدید در ارتباط بانکی بین‌المللی دست‌وپا می‌زند. ۱۴. رفاه: بحرین برای شهروندانش خدمات گسترده بهداشتی، مسکن، یارانه و حمایت اجتماعی فراهم می‌کند. ایران با وجود منابعی چندین برابر، همچنان در تامین رفاه پایه شهروندانش درمانده است. ۱۵. توسعه انسانی: بحرین در رده کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا. ایران یک پله پایین‌تر، در رده توسعه انسانی بالا. ۱۶. غذا: بحرین وابستگی شدید به واردات غذا دارد. ایران با وجود تنوع گسترده تولید کشاورزی، همچنان بخش مهمی از مواد غذایی و نهاده‌های خود را از خارج تامین می‌کند. ۱۷. وابستگی خارجی: بحرین از نظر آب، غذا، امنیت و نیروی کار به شدت به خارج وابسته است. ایران از نظر جغرافیا و منابع، استقلال بالقوه بسیار بیشتری دارد؛ استقلالی که ظاهرا کسی بلد نیست از آن استفاده کند. ۱۸. عمق سرزمینی: بحرین کشوری کوچک و بی‌عمق استراتژیک. ایران پهناور، با کوهستان، بیابان، سواحل طولانی و عمقی که در منطقه کم‌نظیر است. پرسش اصلی حال فرض کنیم همین امروز بحرین به ایران ملحق شد و همان ساختار سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی بر آن حاکم بود. آیا بحرین همچنان مرکز مالی و تجاری منطقه باقی می‌ماند؟ مسلم است که حکومت بحرین دموکراتیک نیست؛ بلکه سرکوب گر بوده است. ولی تا جایی که به اقتصاد بر می گردد، اقتصاد کوچک و بسیار باز بحرین، زیر بار تحریم، انزوای بانکی، محدودیت سرمایه‌گذاری خارجی و تنش‌های سیاسی همان‌قدر ویران می‌شد که امروز اقتصاد ایران ویران است. وابستگی آن به واردات غذا و آب شیرین‌سازی نیز دست‌نخورده باقی می‌ماند، با این تفاوت که دیگر پولی برای جبران آن وابستگی نداشت. پس مقایسه بحرین و ایران، مقایسه دو سرزمین نیست؛ مقایسه دو شیوه تبدیل جغرافیا، منابع، سرمایه و موقعیت به رفاه است. به هر روی، یکی با هیچ، همه‌چیز ساخت. دیگری با همه‌چیز، هیچ نساخت. با پرسشی دیگر به یادداشت خاتمه می دهم: بر فرض دو کشورآمد وشد و پذیرش تابعیت را برای اتباع هم آزاد کنند. فرودگاه منامه شلوغتر خواهد بود، یا تهران؟ #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
15 370
8
سه اهرم و یک‌ شبح دونالد ترامپ در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، دستکم از سه اهرم قدرتمند برخوردار است: ۱. کاستن‌ از توان نظامی از طریق حملات هوایی و ضربات نقطه‌زن؛ ۲. کاهش منابع اقتصادی با محاصره دریایی و محدودسازی صادرات و واردات؛ ۳. افزایش هزینه‌های مالی و اقتصادی از طریق تحریم‌های فراگیر و فشار بر نهادهای کلیدی. این سه اهرم، به‌صورت همزمان، می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را تضعیف، فقیر، فرسوده و بیش از پیش منزوی کنند. ولی در این معادله، یک حلقه مفقوده اساسی وجود دارد: سازوکار مشخصی که بتواند «فشار» را به «تغییر تصمیم سیاسی» در تهران تبدیل کند. می خواهم‌بگویم، اگر استراتژی واشنگتن صرفا بر «قدرت هوایی»، «محاصره دریایی» و «فشار اقتصادی» استوار باشد، نمی‌توان آن را شیوه ای کارآمد برای تغییر رفتار یا تغییر رژیم شمرد. آمریکا بی‌تردید می‌تواند ظرفیت‌های جمهوری اسلامی را به‌شدت کاهش دهد، ولی برای تبدیل این کاهش ظرفیت به تغییر رفتار سیاسی، به متغیر یا متغیرهای دیگری نیاز دارد. یعنی بدون یافتن این حلقه مفقوده، فشار حداکثری ممکن است به «بقای انعطاف‌پذیر» نظام بینجامد، نه به «تسلیم» آن. در چنین شرایطی، هزینه‌ها بر دوش جامعه می‌ماند و اراده سیاسی در تهران، با اتکا به تجربه زیسته دهه‌های گذشته، همچنان بر مدار مقاومت تنظیم می‌شود. به گمان من، با فرض استمرار فشار ترامپ، دیر نخواهد پایید معادله جنگ از تنبیه و تضعیف، به سمت وادارسازی سیاسی یا تغییر رفتار تهران کشیده خواهد شد. شاید نشانه‌هایی از یک پیشنهاد غیرمستقیم، یا یک ضرب‌الاجل پنهان، این حلقه را به‌موقت پر کند. ولی همچنان باید دید که آیا این فشار سه‌گانه، در نهایت، به گشایشی سیاسی منجر می‌شود یا صرفا به تثبیت یک بن‌بست پرهزینه منجر خواهد شد. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
8 770
9
گرهی که با جنگ باز نمی شود نبرد ۳۹‌روزه ایران-آمریکا بی نتیجه پایان یافت؛ ولی طرفین را وادار به تغییر ابزارها کرد؛ آمریکا به فشار اقتصادی، محاصره دریایی و حملات پراکنده روی آورد. در مقابل ایران به  داشتن جغرافیای برتر در تسلط بر هرمز خوشدل ماند و برآن تکیه داد؛ هرچند این برگ برنده دوسر دارد: بسته ماندن تنگه، اقتصاد خود ایران و شریک اصلی نفتی‌اش(چین) را نیز هدف می‌گیرد و این محدودیتی است بر پایداری این استراتژی. در این معرکه جمهوری اسلامی می‌خواهد نشان دهد که برتری نظامی آمریکا به معنای آزادی بی‌حد و حصر قدرت آمریکا نیست، ترامپ نیز در پی آن است که با آزادی عبور از تنگه، همچنان هژمونی خود را حفظ کرده و قواعد بازی در منطقه را همچنان در کنترل داشته باشد؛ موضعی که خود او نیز در نوسان است، میان فشار برای حفظ اعتبار نزد اعراب خلیج فارس از یک‌سو و خستگی سیاسی از تداوم درگیری از سوی دیگر. روشن است که در این بازی، جمهوری اسلامی با همه توانش خواهد کوشید که تسلطش بر این جغرافیا را که به آبرویش گره خورده با هر بهایی حفظ کند. ترامپ نیز هم برای حفظ آزادی کشتیرانی و هم زایل نشدن اعتبارش (به‌ویژه میان کشورهای عرب خلیج فارس) کار را یکسره کرده و دست ایران را از تسلط بر تنگه کوتاه کند. معنای این تقابل روشن است: ادامه و بلکه تشدید کشمکش و درگیری. این گرهی سخت درهم‌تنیده و پیچیده است که با جنگ حل‌شدنی نیست. تنها راه، بازگشت به تفاهمنامه ی ۱۴ ماده‌ای یا شکل تعدیل‌یافته آن است. ولی تجربه اسلام‌آباد نشان داد این بازگشت به‌تنهایی کافی نیست: همان توافق یکبار امضا و سپس عملا کنار گذاشته شد، چون هیچکدام از طرفین بدون تضمین بیرونی حاضر به گام نخست نبود. بنابراین راه‌حل واقعی نه تنها در متن تفاهم، بلکه در سازوکار اجرای آن نهفته است: گام‌هایی همزمان و قابل‌راستی‌آزمایی به‌جای توالیِ مورد مناقشه؛ و تبدیل نفع مشترک چین و کشورهای عرب خلیج فارس در ثبات هرمز از فشار سیاسی صرف به تعهدی اجرایی و قابل‌پایش؛ مثلا زیر چتر یک قطعنامه شورای امنیت که فروپاشی یک‌طرفه توافق را پرهزینه کند. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
9 160
10
https://t.me/Karimipour_K/292 این یادداشت اول اسفند ۱۳۹۶ را ببینید. لطفا
1
11
https://t.me/Karimipour_K/5470 این یادداشت در ۲۷ امرداد ۱۴۰۴(۱۸ اوت ۲۰۲۵) پست شد. هنوز جنگ رخ نداده بود.
1 329
12
سلام دوستان برای نیم ساعت گفتگو در باب این متن باز خواهد بود. یدالله کریمی پور
613
13
از نابودی اسراییل تا محاصره ایران پیامد و نتیجه هدف استراتژیک نابودی اسراییل(اشغالگر) تا کنون برای سرمایه گذاری سنگین و کلان جمهوری اسلامی چه بوده است؟ ۱. سقوط رژیم بشار اسد، سوریه به عنوان مهم ترین حلقه اتصال ایران به مدیترانه و ستون اصلی محور مقاومت و تبدیل دمشق به کانون گرایش ترکی- عربی؛ ۲. کاهش شدید وزن غزه و حماس و تقریبا محو آن؛ ۳. تضعیف حزب الله در جایگاه برترین متحد تهران و قرار گرفتنش در موقعیت دفاعی؛ ۴. کاهش قدرت مانور حشدالشعبی در عراق، با فشارهای داخلی، سیاسی و خارجی  و محدودتر و محتاط تر شدنش؛ ۵. یمن تنها استثنای این روند است، محور حوثی برخلاف سایر حلقه ها همچنان کارآمدی نسبی خود را حفظ کرده است ۶. در عمل قرار گرفتن ایران و متحدان نیابتی اش در موقعیت دفاعی؛ ۷. افزایش انزوای استراتژیک ایران، جمهوری اسلامی با وجود دهه ها سرمایه گذاری هنوز فاقد یک متحد رسمی و قدرتمند است که حاضر باشد برای دفاع از منافع حیاتی ایران هزینه مستقیم بپردازد، روسیه و چین متحدانی با تعهد دفاعی مشابه ائتلاف های رسمی نیستند ۸. تغییر جغرافیای  جنگ به داخل ایران؛ آن استراتژی که قرار بود اسرائیل را در محاصره دائمی قرار دهد، زمینه را برای کشیده شدن رویارویی مستقیم به خاک ایران فراهم کرده و امنیت سرزمینی و تداوم نظام را در معرض تهدیدهای بی سابقه قرار داده است ۹. گسترش تحریم و فشار اقتصادی؛ دامنه تحریم ها از حوزه های مالی و نفتی فراتر رفته و به محدودیت های گسترده تر در تجارت، کشتیرانی، بیمه، حمل و نقل و دسترسی ایران به بازارهای جهانی انجامیده است ۱۰. تقویت حضور و ائتلاف های ضدایرانی در منطقه؛ برخلاف هدف اولیه تهران برای بیرون راندن آمریکا از منطقه، ایالات متحده همچنان حضور نظامی قابل توجهی در خلیج فارس دارد و همکاری امنیتی میان اسرائیل و شماری از کشورهای عربی نیز گسترش یافته است ۱۱. تضعیف عمق استراتژیک ایران؛ سوریه، لبنان، عراق و غزه قرار بود حلقه های پیوسته قدرت پیرامونی ایران باشند، اما جز بخشی از یمن این شبکه یکپارچگی سابق را ندارد، محور مقاومت از شبکه ای تهاجمی و رو به گسترش به مجموعه ای پراکنده و عمدتا دفاعی تبدیل شده است ۱۲. افزایش هزینه های امنیتی بدون دستیابی به هدف نهایی؛ جمهوری اسلامی طی چند دهه هزینه های سنگینی پرداخت، اما نه اسرائیل از میان رفت، نه آمریکا از منطقه خارج شد و نه ایران به هژمون منطقه ای تبدیل شد، در مقابل خود ایران با فشارهای اقتصادی، امنیتی، نظامی و ژئوپلیتیکی مواجه شده است بنابراین یک تناقض بزرگ در استراتژی منطقه ای جمهوری اسلامی شکل گرفته است. نه اسراییل محو شد و نه آمریکا از منطقه رفت. برعکس ایران محاصره و شبکه نیابتی اش در موقعیت دفاعی قرار گرفت. در چنین شرایطی، نسخه کلاسیک ژئواستراتژی برای بقای کشور، دور کردن تهدید از طریق مذاکره و دستیابی به تفاهم است. این یک توصیه استراتژیک است نه پیش بینی این که نهادهای تصمیم گیر داخلی از جمله سپاه پاسداران آن را خواهند پذیرفت؛ چرا که نهادهایی با منافع مستقیم در تداوم شبکه نیابتی، انگیزه ساختاری برای مقاومت در برابر این تغییر مسیر دارند. #یدالله_کریمی_پور #Karimipour_K
4 173
14
https://t.me/Karimipour_K/5469
5 462
15
عمق نداشته‌ی نفت ایران ایران از منظر جغرافیای نظامی نفت، وضعیت بغرنجی دارد؛ چنان‌که حتی در برابر دولت‌های کوچک دارای ناوگان اف-۱۵ و اف-۱۶ نیز آسیب‌پذیر است. چرا؟ ۱- تمرکز میدان‌ها: میادین و تاسیسات تولیدی نفت خام در فاصله جغرافیایی محدودی متمرکزند. ۲- تمرکز پایانه‌های صادراتی: خارک، با وجود کوچکی، دروازه اصلی درآمد ارزی نفت ایران است؛ اختلال طولانی‌مدت در آن، کل زنجیره صادرات را مختل می‌کند. ۳- نبود عمق استراتژیک: بخش عمده میادین، خطوط انتقال و پایانه‌ها در جنوب و جنوب‌غرب کشورند. این تمرکز، قدرت مانور جغرافیایی را کاهش و سرعت سرایت بحران را افزایش می‌دهد. ۴- وابستگی به چند گلوگاه: هرچه گره‌های حیاتی کمتر و متمرکزتر باشند، آسیب‌پذیری شبکه بیشتر است. ۵- وابستگی تاریخی به خارک و هرمز: خارک همچنان مهم‌ترین پایانه صادراتی است و صادرات دریایی نهایتا باید از تنگه هرمز عبور کند؛ یعنی دو گلوگاه در دو سطح: خارک در صادرات، هرمز در خروج از خلیج فارس. ۶- محدودیت مسیر جایگزین: خط گوره-جاسک گرچه از دهانه هرمز عبور می‌کند، اما همان محدوده‌ای است که محاصره دریایی دشمن می‌تواند از آن آغاز شود؛ پس معادل کامل خارک نیست. ۷- آسیب‌پذیری شبکه انتقال: خطوط لوله، پمپاژ و مخازن نیز حلقه‌های حیاتی‌اند؛ سالم ماندن یک میدان کافی نیست اگر حلقه‌ای میانی از کار بیفتد. در نتیجه، قدرت بالفعل نفت ایران در جنگ، معادل قدرت بالقوه ذخایر آن نیست. ایران در جنگی دریایی فراگیر، از نظر جغرافیایی فاقد عمق دفاعی است. #یدالله_کریمی‌پور #Karimipour_K
11 763
16
تهدید هشتم طبق بررسی ABC News، ترامپ تاکنون هفت بار وعده حملات ویرانگر و «نابودکننده» علیه ایران داده است، ولی در عمل هر بار یا با توقف عملیات یا کاهش دامنه آن مواجه شده است . در حالی که گزارش‌های اطلاعاتی داخلی آمریکا (DIA) این تهدیدات را رد می کند. «نابودی یک تمدن کامل نزدیک به محال است این الگوی تکرارشونده نشان می‌دهد چنین بیاناتی بیشتر ابزار فشار روانی و مذاکراتی هستند تا اعلام تصمیم عملیاتی نهایی. با این حال، تکرار مکرر تهدید در بستر جنگی که وارد ماه ششم شده، خود می‌تواند ریسک محاسبه غلط طرفین را بالا ببرد. #یدالله_کریمی‌پور #Karimipour_K
4 024
17
به هر روی، ایالات متحده مساله ایران را نیمه کاره رها نخواهد کرد. هر چند جنگ تمام عیار در کار نیست، ولی تا نعیین تکلیف کشمکش تا آینده ای نامعلوم ادامه خواهد یافت. #یدالله_کریمی‌پور #karimipour_k
5 081
18
«سنتکام و ایران: به‌سوی ضربه‌ای حساب‌شده، نه جنگ فراگیر» با رویکرد نظامی‌محورتر ترامپ، در هفته‌های آینده، چهار روند در میدان قابل پیش‌بینی است: ۱.عملیات محدود و هدفمند، نه تهاجم سراسری ۲.تشدید فشار اقتصادی برای فرسایش تدریجی ایران ۳. بالا رفتن تنش دوطرفه (تنگه هرمز، نیابتی‌ها، نمایش موشکی ایران در برابر ضربات هوایی سنتکام به سواحل جنوبی) ۴. خطر جدی خطای محاسباتی و گسترش ناخواسته دامنه جنگ نتیجه فضای فعلی، آماده‌سازی برای عملیاتی تنبیهی و محدود است؛ ولی احتمال سرریز شدن بحران، همچنان بزرگ‌ترین تهدید باقی می‌ماند. #یدالله_کریمی‌پور #karimipour_k
6 267
19
۴ سناریوی متفاوت تا دلتان بخواهد درباره کشمکش ایران و آمریکا تفسیر و تحلیل ارایه شده است؛ هر کدام از زاویه‌ای متفاوت و با نتایج گاه متضاد. سرنوشت این رویارویی هنوز مشخص نیست و تاکنون هیچ تحلیلگر یا اندیشکده‌ای نتوانسته پیش‌بینی دقیقی از فرجام آن ارایه دهد. با این حال، تا امروز چهار رویکرد جلب توجه می کنند: ۱. بازدارندگی پایدار تا امروز هر دو طرف از ورود به جنگ تمام‌عیار پرهیز کرده‌اند. نتیجه این احتیاط متقابل، تداوم وضعیتی است که نه جنگ است و نه صلح؛ وضعیتی شکننده ولی پایدار. ۲. تصاعد تدریجی با فرض ادامه فضای کنونی و تکرار سلسله حملات و پاسخ‌های متقابل، حتی اگر هیچیک از طرفین خواهان جنگ کامل نباشند، خطر تصاعد ناخواسته درگیری همچنان جدی است. هر اقدام کوچکی می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به راه بیندازد که کنترل آن دشوار شود. ۳. تحولات داخلی برخی تحلیلگران کلا کانون توجه را از رویارویی نظامی به پویایی‌های داخلی ایران منتقل می‌کنند. از منظر آنان، سرنوشت این کشمکش بیش از هر چیز به تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخل ایران وابسته است و معادله نظامی صرفا بخشی از تصویر بزرگ‌تر است. ۴. مدیریت منطقه‌ای این دیدگاه بر آن است که نه جنگ تمام‌عیاری در راه است و نه حل دیپلماتیک قطعی. نقش بازیگران منطقه‌ای(از جمله عربستان، اسرائیل و دیگر قدرت‌های خاورمیانه) آینده کشمکش را رقم خواهد زد. بنابراین سرنوشت آن دوجانبه نیست، بلکه چندجانبه و عمیقا منطقه‌ای است. این چهار نگاه، در کنار یکدیگر، تصویری واقع‌بینانه‌تر از وضعیت پیچیده کنونی به دست می‌دهند؛ وضعیتی که هنوز هیچکس نمی‌تواند با قطعیت بگوید به کدام سو خواهد رفت. #یدالله_کریمی‌پور #karimipour_k
6 236
20
ملت مبعوث‌شده بسیاری از دولت‌ها و ملت‌ها( از مسکو تا پکن، از اریحا تا پیونگ‌یانگ، از اتاوا تا کپنهاک و...)از دوام جمهوری اسلامی در برابر آمریکا ابراز خشنودی می‌کنند. هر پیروزی تاکتیکی ایران را با کف‌زدن و هورا کشیدن همراهی می‌کنند، ولی کمتر کسی می‌پرسد: آیا این تحسین، آمادگی هوراکشندگان را برای مشارکت در هزینه‌های آن به همراه دارد؟ اگر از همین تماشاگران بپرسیم: «آیا شما هم دوست دارید بخشی از این پیکار را بر دوش کشید؟»، پاسخشان جز همدردی زبانی چیزی نیست. ایران در میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل، تنها کشوری است که به‌طور روزمره بهای رویارویی تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل را می‌پردازد؛ دیگران از فاصله‌ای امن، از این تقابل بهره‌ی ژئوپلیتیک می‌برند و شامگاه، آسوده به خانه بازمی‌گردند. این پرسش پیش می‌آید: این «برگزیدگی» را چه کسی رقم زده؟ بی‌تردید، تصمیمات راهبردی حاکمیت( از محور مقاومت تا عمق استراتژیک) سهمی بزرگ دارد. اما نباید از عوامل ساختاری جغرافیا، تاریخ، تحریم‌ها و رقابت‌های قدرت‌های بزرگ غافل شد. متحدان نظری ایران هرگز تعهد الزام‌آور نظامی نداده‌اند؛ بنابراین «خیانت» نکرده‌اند، بلکه تنها منافع خویش را‌ پیگیرند. آنچه باقی می‌ماند، این پرسش است: چرا هزینه‌ی سنگین یک استراتژی، بیش از هر کس بر دوش مردمی سنگینی می‌کند که کمترین نقش را در تدوین آن داشتند؟ ملت مبعوث‌شده؟ یا ملتی که در میدانی قرار گرفته که خود انتخاب نکرده، با متحدانی که در روز آزمون فقط تماشا می‌کنند؟ این انزوا نه تقدیر محض، که آمیزه‌ای از سیاست داخلی، موازنه‌ی قدرت جهانی، و گاه محاسبات ناقص است. سیاست را می‌توان بازاندیشید؛ پرسیدن از «چرایی» و «به‌نفع چه کسی»، حق هر شهروندی است. آیا با کمتر از ۱٪ جمعیت جهان، باید در برابر توانمدترین ارتش تاریخ تنها ماند؟ این پرسشی است که پاسخش را می‌توان تغییر داد؛ به شرطی که از پرسیدن نهراسیم. #یدالله_کریمی‌پور #karimipour_k
17 988