یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
رفتن به کانال در Telegram
3 976
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
+430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+12
در 2 کانالها
سپتامبر '26
+45
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '26
+31
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+34
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+23
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+22
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+42
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+51
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+44
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+13
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+24
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+38
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+49
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+36
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+58
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+47
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+30
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+46
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+173
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '25
+49
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+45
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+42
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+30
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+134
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+57
در 9 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+45
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '24
+122
در 14 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+730
در 17 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+126
در 19 کانالها
Get PRO
مه '24
+57
در 5 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+57
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+60
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+43
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+88
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+49
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+56
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+42
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+64
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+203
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+58
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+75
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+44
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+118
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+114
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+56
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+155
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+63
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+60
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+97
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+140
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+70
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+73
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+175
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+49
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+56
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+117
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+55
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+68
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+61
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+41
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+66
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+132
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+61
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+43
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+83
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+106
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+104
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+85
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+2 776
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | +1 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | 0 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | +2 | |||
| 04 اکتبر | +4 | |||
| 03 اکتبر | +1 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | +4 |
پستهای کانال
یادداشت روز سه شنبه شرق
بحران سالمندی در ایران
بحران سالمندی در کشور ما بحران جامعهای است که از ابعاد و با تعابیر مختلف در حال سالمند و سالمندتر شدن است و اشراف او به این موضوع محدود به یک روز در سال است که در تمام جهان به عنوان روز سالمندی شناخته شده و واکنش او هم به این موضوع تنها جلسهای است پشت یک میز بسیار بزرگ در باغی زیبا، بین نمایندگان انجمنهای علمی که نه اختیاری دارند و نه ارتباطات مردمی چندانی، با نمایندهای از دولت که تنها میتوان بر خصلتهای او ، سابقه مدیریتی و آشناییاش با مسئولین حساب کرد، اما نه مسئولیت فعلیاش در دولت! در همین یک روز و در همین یک جلسه هم موضوع نتوانست حتی یک نفر از اعضای اصلی کابینه را به خود جلب کند .
شاید این هم خود یکی از نتایج بحران سالمندی در کشور ما باشد.
نکات مثبت و منفی متعددی دارند کشور را به سوی سالمندی میبرند و کشور را از انفاس جوان محروم میکنند؛ گاه حتی بهطور فعال طرد میکنند.
* پیشرفتهای روزافزون دانش طب که به شکل اجتنابناپذیری به داخل کشور نفوذ میکنند، همگی در جهت تطویل حیات و در نتیجه سالمندی جامعه هستند.
* کاهش زاد و ولد، افزایش سن ازدواج و کاهش امید به زندگی هم عوامل مهم سالمندی هستند.
* فاصله روزافزون بین ایدهآلهای طبقه متوسط با آنچه در عالم واقع وجود دارد و قابل تحقق است، به مهاجرت روزافزون جامعه جوان و توانمند میافزاید. همه اینها درست، اما یک نکته مهم و مغفول هم آن است که سیستم ، توان کادرسازی و سپردن مسئولیت و اداره جامعه به نسلهای هرچه جوانتر را ندارد یا از دست داده است. در جوامع پویا، سیستم دارای چنان ساختاری است که نقش فرد را در آن به حداقل میرساند و به کادرسازی برای اداره جامعه بها میدهد. بیتردید سپردن سکانهای مختلف کشور، از بخشهای پزشکی گرفته تا صنعتی و سیاسی، به جوان تر ها به معنای تضمین آینده و تحقق پیشرفتهایی است که امروز از آنها اطلاعی نداریم. با یک نگاه به دور و بر خود درمییابیم که مصادر امور همه ، همان نسلی است که از سالها پیش همچنان هست.
* راهحل مسئله سالمندی در کشور ما راهحلی از جنس مهندسی اجتماعی نیست. مهندسی اجتماعی به این معنا که دولت به عنوان کارآمدترین نیروی موجود، قطع نظر از صداهایی که از جامعه برمیخیزد، بدون توجه به کارشناسیهایی که گروههای مردمی انجام میدهند ، بدون توجه به اعمال فشار توسط نهادهای مردمی از پایین بدون توجه به اخلاقیات و فرهنگهای خاصی که پیرامون هر مسئله در میان مردم وجود دارد، بدون مبادله آزادی که نهادهای مستقل با یکدیگر برقرار میکنند، بتواند به بهترین شکل روند امور را اداره کند غیرممکن است. بنابراین نهتنها دولت، که فرهیختگان و خیراندیشانی که تنها به اصلاح امور میاندیشند ــ سرپناهی برای سالمندان ناتوان، تأسیس پیادهرو برای شهری چند میلیونی، سپردن امور به جوانان و… ــ نیازمند انجمنها و نهادهایی هستند که خود مردم برای حمایت از خود تأسیس کنند و در نیل به هدف، از هر ابزار مدنی استفاده کنند، خسته نشوند و بدانند رهبر اصلی همه جنبشهای مدنی «زمان» است.انجمن های علمی هم تنها با پشتیبانی از این نوع نهادها و تلقیح دانش به آنهاست که میتوانند قدرت را مجبور به تمکین از درخواست های آگاهانه عمومی بکنند
انجمنهای پزشکی که با عنوان «علمی» تأسیس شدهاند، فعالیت علمی به معنای بومیسازی دانش طب و تدوین اولویتهای آموزشی و تحقیقاتی چندانی ندارند . در غیاب سندیکاهای حرفهای عمدتا در جهت اهداف صنفی تلاش میکنند و در وانفسای فقدان سندیکا نقشهای مثبت بیشماری هم ایفا کردهاند اما نهادهای مناسبی برای بازتاب درخواستهای گروههای مردم، منجمله سالمندان نیستند. این انجمنها حداکثر میتوانند بیانیهای حاوی درخواستهایی از دولت تهیه کنند که با نگاه کلی، باز هم بخشی از همان نگاه مهندسی اجتماعی است.
بنابراین انجمن های علمی هم باید در جهت تاسیس انجمن های مردم نهاد بکوشند وتا آن زمان تلاش کنند در این نقش هم ظاهر شوند
https://t.me/bzyad
| 2 | ادامه یادداشت لغو یک سفر
در انزوای بینالمللی که از چند ده سال پیش در کشور ما شروع شده و اخیراً سرعتی سرسامآور پیدا کرده، و در شرایطی که درها بیش از پیش بسته میشوند، اداره جامعه ممکن است در کوتاهمدت آسانتر هم به نظر برسد؛ اما هزینه آن را جامعه با تخریب زیرساختهای دانش میپردازد؛ تخریبی که میتواند عواقبی غیرقابل جبران داشته باشد.!
https://t.me/bzyad | 1 281 |
| 3 | یادداشت روز شنبه شرق
لغو یک سفر
بالاخره امروز سفر من به سئول برای شرکت در کنگره جهانی سکته مغزی ۲۰۲۶ که قرار بود در پایان این ماه برگزار شود، لغو شد.
من هر آنچه در توانم بود برای انجام این سفر انجام دادم.
رعایت حال بیماران، بهخصوص بیماران کمبرخوردار، یک وظیفه و ارزش اخلاقی است؛ همانطور که صداقت در درمان و رعایت اخلاق پزشکی. اما برای من، به عنوان استاد سالخورده مغز و اعصاب و رئیس انجمن سکته مغزی، شرکت در کنگره جهانی سکته مغزی نیز یک وظیفه حرفهای و اخلاقی مهم تر به شمار میرود.
شرکت در این کنگره باعث میشود آخرین روزنههای ارتباط با دنیا در حوزه سلامت و پزشکی بریده نشود.
دانش طب، و بهخصوص درمان سکته مغزی، هر سال بیوقفه پیشرفت میکند و این پیشرفتها را نمیتوان تنها از طریق کتاب و مقاله دنبال کرد؛ مداومت در ارتباط با جامعه علمی جهان و حضور در مجامع علمی نیز بخش مهمی از این یادگیری است.
با چشم خود آمبولانس مجهز به سیتیاسکن را میبینی که هر روز در نقاط بیشتری از دنیا به کار گرفته میشود. همکارانی از اتیوپی، کنیا، پرو و… را میبینی که چگونه برای گسترش درمان سکته مغزی تلاش میکنند. دوستان قدیمی را که تنها به واسطه درمان سکته مغزی با آنها دوست شدهای، ملاقات میکنی. میبینند کسی از ایران آمده است؛ میبینند مردم ایران زیر ابرهای اضطراب، واقعاً پیکار میکنند و پیکار سهمگین آنها همین زندگی روزمره است. میبینند پزشکان ایرانی، حتی در بحبوحه جنگ انسان با انسان، جنگ انسان با بیماری را فراموش نکردهاند.
در اتاقها و سرسراهای بزرگ و آکنده از جمعیت، از استادانی که ابعاد مختلف درمان سکته مغزی را با آخرین روشها تشریح میکنند، بسیار میآموزی. تجارب خود را با دیگران به اشتراک میگذاری. به عنوان یکی از اعضای قبلی هیأت مدیره این سازمان جهانی، در جلسات منطقهای شرکت میکنی. تلاش میکنی کنسرسیوم منطقهای را که از چند سال پیش با مشارکت انجمنهای سکته مغزی کشورهای منطقه تأسیس کردهاید، تثبیت کنی. تلاش میکنی هیأت بازرسی سازمان را برای سفر به ایران، بازدید از بخشهای سکته مغزی و ارزیابی وتایید آنها ترغیب کنی. همه اینها کولهباری است که به اتکای آن شاید پس از بازگشت، در درخواست از مسئولان برای درمان مدرنتر سکته مغزی، اعتمادبهنفس و پشتوانه بیشتری داشته باشی.
لپتاپت آکنده میشود از اسلایدها و مطالبی که در سال پیش رو در بسیاری از کنفرانسها و کلاسها از آنها استفاده خواهی کرد؛ و چه بسیار بیمارانی که از همین مطالب سود خواهند برد و سطح درمان سکته مغزی، ولو به اندازه سر سوزن، بهبود خواهد یافت.
من در چند سال گذشته تقریباً در تمام کنگرههای جهانی سکته مغزی شرکت کردم. در همه این موارد با هزینه و برنامهریزی شخصی رفتم، حال آنکه امکانات دیگری هم وجود داشت که استفاده از آنها، دستکم از نظر من، میتوانست با اصول حرفهای و اخلاقیام در تعارض باشد.
در حوزه سکته مغزی اساساً آن رقابت گسترده میان شرکتهای دارویی و حمایتهایی که گاه برای حضور در کنگرهها مشاهده میکنیم، وجود ندارد. با این حال، گاه عرضهکنندگان داروهایی که از نظر علمی و استانداردهای درمانی جایگاه جاافتادهای ندارند، برای شرکت همکاران در چنین کنگرههایی اعلام آمادگی میکنند و این کار را انجام میدهند. این حمایت، اگرچه به خودی خود و به دلیل شرکت بسیاری از همکاران قابل تقدیر است، اما برای من به دلیل موقعیتم به عنوان رئیس انجمن قابل پذیرش نبوده است؛ چرا که پذیرفتن چنین دعوتی و سپس تجویز آن داروها میتواند ناخواسته به این محصولات اعتبار علمی بدهد. به همین دلیل همواره از پذیرفتن چنین حمایتهایی خودداری کردهام.
امسال اما مشکلات سفر، احتمال نرفتن یا حتی رفتن و بازنگشتن و سرگردانی در جایی دور ــ تجربهای که در جریان جنگ اخیر نیز داشتم ــ باعث شد از این وظیفه حرفهای و اخلاقی باز بمانم. باید از بیمارانی که شاید از اندک افزایش دانش من سود بیشتری میبردند و از دانشجویان و همکارانی که شاید در سال آینده سخنرانیهایی نهچندان روزآمد و با غنای عملی کمتر از من خواهند شنید، پوزش بخواهم.
شاید باید بیشتر تلاش میکردم یا جرأت و جسارت بیشتری میداشتم، اما در آغاز دهه هفتاد زندگی، سفر در چنین شرایطی دشوار است؛ آن هم وقتی کمتر کسی ضرورت چنین سفری را درک میکند و این سفرها را تعطیلات لاکچری آقای دکتر میپندارد و در نتیجه کمکی هم برای انجام آنها وجود ندارد.
در هر حال، احتمالاً برخی مسئولان از این موضوع خوشحال خواهند شد و به ایشان تبریک میگویم؛ احتمالاً از درخواستها و پیگیریهای من برای درمانهای مدرنتر سکته مغزی خلاص میشوند. خدا کند حداقل درخواستهای قبلی مرا که تاکنون بر زمین مانده، پیگیری کنند.
اما شاید پیام اصلی این یادداشت، نه لغو یک سفر شخصی، بلکه چیزی فراتر از آن باشد. | 973 |
| 4 | در انزوای بینالمللی که از چند ده سال پیش در کشور ما شروع شده و اخیراً سرعتی سرسامآور پیدا کرده، و در شرایطی که درها بیش از پیش بسته میشوند، اداره جامعه ممکن است در کوتاهمدت آسانتر هم به نظر برسد؛ اما هزینه آن را جامعه با تخریب زیرساختهای دانش میپردازد؛ تخریبی که میتواند عواقبی غیرقابل جبران داشته باشد.!
https://t.me/bzyad | 1 |
| 5 | عجیب آنکه آن اقلیت محدود اما پایدار، این مهارت را بهخوبی آموختهاند که هر بار به جای دفاع، حمله کنند و با استفاده از هر فرصتی فضای بیشتری به دست آورند؛ در حالی که دولت و اکثریت عقلگرا، حتی در برابر این حملات، عمدتاً به دفاع و حفظ آنچه باقی مانده اکتفا میکنند و با سرعت ممکن است نا امید شوند .
https://t.me/bzyad | 1 258 |
| 6 | ادامه یادداشت اخبار عجیب
https://t.me/bzyad/1918 | 1 |
| 7 | یادداشت روز دوشنبه شرق
سلام
یادداشت روز دوشنبه
اخبار عجیب
در حالی که قطع ارتباط بخشهای علمی و دانشگاهی کشور با بینالملل طب، بیتردید عمیقترین زخم در دانش پزشکی ما به شمار میرود، هیچ چیز عجیبتر از آن نبود که خبر آمد پیشنهاد شده این ارتباط محدود هم تحت نظارت و محدودیتهای امنیتی قرار بگیرد تا آخرین منافذ تنفس علمی کشور هم مسدود گردد.
واقعیت آن است که برخلاف تصور عموم، علیرغم تمام پیشرفتهای اخیر در دانش طب و سهولت دسترسی به منابع علمی، به هیچ وجه نمیتوان نتیجه گرفت که عامل انسانی و مهارتهایی که باید حضوری فراگرفته شوند دیگر ضرورتی ندارند و همه چیز با اطلاعات خام حلشدنی است! برعکس، این پیشرفتها ضرورت مهارت در کسب شرح حال و معاینه و تصمیمگیری درباره نحوه استفاده از این تکنولوژی پیچیده را بیشتر و بیشتر کردهاند.
بسیاری از مشکلات سلامت در کشور ما اساساً به دلیل نگاه عادتشده و بیمارگونهای است که تکثیر PDFهای متعدد در رشتههای بالینی و درخواست برای از بر کردن آنها و گرفتن امتحان از آنها به شکل امتحان حافظه را برای کاربرد دانش طب مدرن و ارتقای سلامت مردم کافی میداند. بازتاب این روحیه را در افزایش ظرفیتها و بیاعتنایی نسبت به تعداد و کیفیت هیئت علمی مشاهده میکنیم.
مهمتر از همه آنکه با قطع ارتباط بینالمللی، مدیریت روزآمد سلامت هم امکانپذیر نیست. مدیران سیستم سلامت در کشور ما عمدتاً پزشکان متخصصی هستند که نهتنها هیچ دوره مدیریتی ندیدهاند، در عین حال هیچگاه نحوه مدیریت سلامت در طب مدرن را در هیچ کشور خارجی از نزدیک تجربه نکردهاند.
از ابتدا اینطور نبود. در سالهای دور، در کشور ما استاد و پزشک خارجی، هم به صورت استخدامی و هم به صورت میهمان، حضور داشت. بسیاری از پزشکان بلافاصله بعد از دوره عمومی برای تخصص به اروپا یا آمریکا میرفتند؛ عمدتاً با این هدف که بتوانند در ایران در یکی از دانشگاهها استخدام شوند.
بعد از انقلاب هنوز بقایای این سیستم وجود داشت. مسئولین آن زمان با درک اهمیت ارتباطات بینالمللی، دورههایی با عنوان «فرصت مطالعاتی» تعریف کردند که هیئت علمی برای دورهای مشخص به یک بخش دانشگاهی در خارج از کشور میرفت. علاوه بر این، سالها برای شرکت هیئت علمی در کنگرههای بینالمللی تسهیلاتی به شکل ارز دولتی برای ثبتنام کنگره و مبلغی برای سایر هزینههای سفر پرداخت میشد. حتی معرفی به وزارت امور خارجه برای دریافت ویزا وجود داشت که متأسفانه رفتهرفته همه رو به تعطیلی گذاشتند.
هر سفر علمی به شکل یک مهاجرت اجتماعی درآمد. دانش پزشکی در کشور ما در انزوای کامل از بینالملل طب و تنها بر پایه PDFهای رایگان رشد کرد و هر جا که مهارت و هماهنگی انسانی، اخلاقیات و بومیسازی ضرورت بیشتری داشت، بیش از پیش لنگ زد.
گذاشتن یک پروتز در زانو مثل راهاندازی یک دستگاه خانگی از طریق PDF و احیاناً راهنمایی فروشنده دستگاه مقدور است؛ اما نحوه انتخاب بیمار و فرهنگ استفاده از زانوی مصنوعی چیزی است که به این سادگی به دست نمیآید. کل این درمان مکانیکی و تکنولوژیک در کشور ما، نسبت به درمان سکته مغزی حاد که بیش از هر چیز بر مهارت انسانی، آگاهی و هماهنگی اجتماعی، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت متکی است ــ چیزهایی که تنها در ارتباط تنگاتنگ بینالمللی میتوان فرا گرفت ــ پیشرفت بیشتری داشته است.
حالا که به دلیل جنگ و بحران اجتماعی حتی پروازهای خارجی هم دشوار و اندک میشوند، تأثیرات این قطع ارتباط بر دانش طب و در نتیجه سلامت مردم از نظرها دور میماند؛ و نهتنها این، بلکه زمزمه امنیتی دیدن این ارتباط میرود تا آخرین منافذ را هم ببندد. اساتیدی که شرکت در کنگرههای بینالمللی و روزآمد کردن اطلاعات خود را با هزینهها و دشواریهای سفر، وظیفه تعطیلناپذیر اخلاقی خود میدانند، از اینکه کسی به این موضوع از زاویه امنیتی بنگرد، شاخ درمیآورند.
نکته عجیب و بسیار عجیبتر در کشور ما آن است که کسانی که در پی محدود کردن هرچه بیشتر فضا به بهانههای امنیتی هستند، نهتنها آزادی عمل بیشتری دارند، بلکه پایداری و پیگیری بیشتری هم در آمال و اهداف خود به عمل میآورند و از هر روشی برای نیل به آن استفاده میکنند. تردید نباید کرد که در هر موقعیتی، با کوتاه آمدن دولت، مجدداً آن را علم میکنند در مقابل، اکثریتی که درک میکنند عدم وجود ارتباطات آشکار بینالمللی در زمینههای علمی یک خطر امنیتی است، تنها به تذکر و نصیحت اکتفا میکنند کار را به دولت میسپارند وبعد از اولین مقابله دولت با این طرح به سرعت، بعد از انجام «وظیفه خود»، یعنی همین پند و اندرز، سر به کار خود میگیرند . حال آنکه چاره کار، تداوم در مطالبه مدنی است؛ نه فقط دفاع برای حفظ روزنههای باقیمانده، بلکه حمله برای به دست آوردن فضای بیشتر و ارتباطات گستردهتر. | 1 253 |
| 8 | عجیب آنکه آن اقلیت محدود اما پایدار، این مهارت را بهخوبی آموختهاند که هر بار به جای دفاع، حمله کنند و با استفاده از هر فرصتی فضای بیشتری به دست آورند؛ در حالی که دولت و اکثریت عقلگرا، حتی در برابر این حملات، عمدتاً به دفاع و حفظ آنچه باقی مانده اکتفا میکنند و با سرعت ممکن است نا امید شوند .
https://t.me/bzyad | 1 |
| 9 | دیدن ونگاه کردن
میگویند هر نگاه کردنی به دیدن منجر نمیشود .دکتر محمد روحانی استاد برجسته مغز و اعصاب کشور مردم مستاصلی را که در اطراف بیمارستان های بزرگ اطراف کردهاند و در معرض نگاه همه ما قرار دارند دید ! حاصل آن متنی است
که موضوع را از زاویه ای انسانی و از نگاه یک طبیب واقعی میکاود ومینمایاند ؛
«هر روز صبح، وقتی از کنار بیمارستان حضرت رسول عبور میکنم، صحنهای میبینم که هیچ وقت برایم عادی نمیشود و هر بار غم و اندوهی زیاد در تمام وجودم را فرا میگیرد.
در پارک کنار بیمارستان، خانوادههایی را میبینم که در چادر یا حتی در فضای باز شب را به صبح رساندهاند. بعضیها هم در ماشینهایشان ماندهاند؛ خانوادههایی که یکی از عزیزانشان در بیمارستان بستری است و خودشان نه توان اجارهی اتاق یا مسافرخانه را دارند و نه امکان رفتوآمد روزانه از شهری دیگر.
تصور کنید بیماری دارید که در بیمارستان بستری است و باید تمام نگرانی و اضطراب بیماری او را تحمل کنید؛ و در کنار آن، دردِ بیخانمانی و آوارگی در پارک را هم به دوش بکشید.
حالا تصور کنید همین آدم، بعد از چندین شب بیخوابی، بدون یک غذای مناسب، بدون امکان استحمام و با خستگی و اضطراب شدید، وارد بیمارستان میشود. آنجا با پزشک، پرستار و دهها نفر از کارکنان درمان روبهرو میشود؛ آدمهایی که خودشان هم خستهاند و هر کدام مشکلات و رنجهای خودشان را دارند.
آدمی که چند شب درست نخوابیده، روزها در پارک سر کرده، نگران جان عزیزش است و از نظر روحی و جسمی فرسوده شده، طبیعی است که آستانهی تحملش پایین آمده باشد. ممکن است چهرهاش خسته و غمگین باشد، ممکن است زودتر عصبانی شود و حتی گاهی با پرخاشگری واکنش نشان دهد.
از طرف دیگر، کادر درمان هم ممکن است ساعتها و روزها تحت فشار، با کمبود امکانات و حجم زیادی از بیماران کار کرده باشد.
در چنین شرایطی، یک چرخهی دردناک شکل میگیرد: آدمهای خسته و رنجکشیده، روبهروی آدمهای خسته و رنجکشیده قرار میگیرند.
همراه بیمار با اضطراب و عصبانیت وارد میشود؛ کادر درمان تحت فشار قرار میگیرد؛ تنش بیشتر میشود؛ و در نهایت، هم کار درمان برای پزشک و پرستار دشوارتر میشود و هم رنج بیمار و خانوادهاش افزایش پیدا میکند.
به نظرم بسیاری از تنشهایی که در بیمارستان میبینیم، فقط مسئلهی اخلاق یا رفتار یک بیمار، همراه یا کادر درمان نیست. گاهی محصول یک سیستم فرسوده و شرایطی است که همه را تحت فشار قرار داده است.
زمانی قرار بود بیمارستان جایی باشد که تقریباً تمام نیازهای درمانی بیمار در همانجا فراهم شود. اما امروز، بارها میبینیم که بیمار یا خانوادهاش با یک فاکتور یا درخواست خرید مواجه میشوند و باید برای تهیهی دارو، وسیله یا تجهیزات مورد نیاز، بیمارستان را ترک کنند و به بیرون بروند.
ایکاش روزی نظام سلامت ما به نقطهای برسد که خانوادهی بیمار مجبور نباشد برای تأمین ابتداییترین نیازهای درمانی، سرگردان خیابانها و بازارها شود.
ایکاش بیمارستان آنقدر کامل و مجهز باشد که اگر حضور همراه برای مراقبت از بیمار ضروری نیست، خانوادهی او مجبور نباشد روزها و شبها در پارک، ماشین یا گوشهای از خیابانهای اطراف بیمارستان سر کند.
شاید یکی از نشانههای یک نظام سلامت انسانی این باشد که بیمار فقط با بیماری خود بجنگد، خانوادهاش با فقر و آوارگی نجنگد، و کادر درمان هم مجبور نباشد در میان این همه رنج، با فرسودگی و تنش دائمی کار کند.
این خانوادهها، بخشی از بیماران ما هستند؛ حتی اگر تختی در بیمارستان به نام آنها ثبت نشده باشد.»
دکتر محمد روحانی
https://t.me/bzyad | 2 432 |
| 10 | سکته آقای رئیس و ساعت طلایی
در خبرها آمده بود که رئیسجمهور چین در اجلاسی در هند دچار سکته مغزی شده و پیش از موعد به چین بازگشته است.
هنوز هیچ منبع موثقی این موضوع را تأیید نکرده و هیچوقت هم واقعیت قضیه روشن نخواهد شد.
اما به هر حال، همواره امکان سکته مغزی یک فرد حدود هفتادساله در یک سفر خارجی وجود دارد، حتی اگر یک مقام سیاسی برجسته باشد و حتی اگر رئیسجمهور یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان باشد؛ اولین قدرت یا دومین قدرت! در اینجا موضوع اهمیت بیشتری هم دارد. نهتنها قدرت و اراده و عواطف یک فرد در خطر است، بلکه اطلاعات و تصمیمات و برنامهریزیهایی در ارتباط با یک کشور در خطر قرار میگیرند؛ برنامههایی که شاید هنوز جایی بیان نشده باشند. اینجا باید گفت هر دقیقه، بخشهایی از این بایگانی عظیم و شگفتانگیز در خطر نابودی قرار میگیرند.
در شرایط متعارف، مقامات و نخبگان هر کشوری در سکته مغزی حاد چارهای جز مراجعه به سیستم سلامتی که برای کشور تدارک دیدهاند ندارند. در ساعات اول طبیعتا خروج از کشور برای درمان مقدور نیست . حتی سیستم درمانی VIP هم برای سکته مغزی کارآمد نیست، چون باعث اتلاف وقت میشود و در بدترین شرایط هم استفاده از همان سیستم ۷۲۴ که برای مردم اندیشیده شده، مطمئنتر از تدارکات لازم برای چند پزشک برجسته در شرایط استثنایی است.
اگر کسی تصور میکند که بعداً در یک کشور خارجی «یک کاریش میکنیم»، قطعاً بر خطاست. درمان سکته مغزی حاد تنها در چند ساعت اول امکانپذیر است و در حال حاضر حتی در کره مریخ هم دارویی برای ساخت سلول مغز بهجای سلولهای از دسترفته ساخته نشده است!
در کشور چین، علیرغم توسعه درمان سکته مغزی تا حدی که اکثر تحقیقات درمان سکته مغزی حاد در آنجا انجام میشود، با بازگشت آقای رئیس، زمان طلایی گذشته و دیگر درمانی امکانپذیر نیست.
اما در مورد رئیسجمهور چین ــ اگر دچار سکته مغزی شده باشد ــ در کشوری این اتفاق افتاده که امکانات درمان سکته مغزی را در شبکه سلامت خود دارد. انجمن سکته مغزی هند در سالهای اخیر توانسته به بیشترین پیشرفتها در درمان سکته مغزی دست پیدا کند. پرزیدنت سازمان جهانی سکته مغزی که اخیراً در کنگره سکته مغزی ایران هم سخنرانی کرد، از هند است.
بنابراین باید دید کد ۷۲۴ و پروتکلهای درمان سکته مغزی حاد در ساعات اولیه و بهخصوص ساعت اول، که ساعت طلایی خوانده میشود، برای مقامات و بهخصوص در حین انجام اجلاسهای بینالمللی وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد، چگونه؟
آیا افشای بیماری یک مقام ردهبالای یک ابرقدرت در یک اجلاس بینالمللی دارای عواقب سیاسی بزرگ نیست؟ در چنین شرایطی آیا جان یک انسان در اولویت قرار میگیرد یا مصالح سیاسی که ممکن است به جان انسانهای بیشتری ارتباط پیدا کند؟ ارتباطی که همواره مستقیم نیست.
برخی معتقدند مرگ استالین و مائو راهگشای تحولات بعدی این کشورها بود. در این میان وظیفه سیستم سلامت چیست؟
اینها همه مسائل اخلاقی مهمی هستند که وقتی برای رئیسجمهور چین آزموده و اندیشیده شوند، در موارد سادهتر پیدا کردن پاسخ آنها ــ اگر پاسخی وجود داشته باشد ــ آسانتر خواهد بود.
https://t.me/bzyad | 2 459 |
| 11 | گزارش تلویزیون ازبکستان از دیدار ما با هدایت علی دهباشی با مسیولین فرهنگستان سمرقند | 1 409 |
| 12 | یادداشت چند سال پیش من در مورد علی دهباشی که روز سه شنبه ۲۴ شهریور در جلسه با فرهنگستان سمر فند قرائت شد | 1 348 |
| 13 | مصاحبه من در مورد کتابخوانی | 1 |
| 14 | https://www.ibna.ir/news/553840/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C | 1 260 |
| 15 | پیام صوتی | 1 |
| 16 | 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
پزشکانِ جامعهنگر غنیمتاند
✍:عبدالله ناصری
همیشه با آندسته از عالمپزشکانی که دغدغهی مردم و مشکلات اجتماعی را دارند، رفیق بوده و تمامقد محترمشان میدارم. مثل مصطفی معین، قربان بهزادیاننژاد، علی نیکجو، محمدرضا ظفرقندی، بابک زمانی، رضا خاتمی، رضا ملکزاده، فرشته
بقایی، محمدصادق آخوندی، امیررضا رکن، محمد قرهتپه، محمد صدر و ... .
یکی از آن جمع، دکتر بابک زمانی مغزپژوه و
نورولوژیست معروف است. اولین بار با نوشتهی عصبپژوهی او در روزنامهی شرق
وی را شناختم و با مراجعه به بیمارستان
فیروزگر در سال ۹۶ که فصلالخطاب تشخیص مرض این کمینه شد، رفاقت و
مشورتهای نوروپاتی با ایشان جدی شد.
چیزهایی که دکتر زمانی را برایم عزیزتر کرد
فروتنی, دانش پزشکی و یادداشتهای اجتماعیاش بود. خریدار کانال تلگرامی او
شدم. دیروز کتاب "فغان ز جغد جنگ"، مجموعه داستانی به قلم روان و زیبای خودش را به لطف برایم فرستاد و امروز روز پزشک به همت مجلهی بخارا و علی
دهباشی نقد میشود. اضافه کنم دکتر زمانی
ادیب و مسلط بر هنر فیلم و سینماست.
کتاب مذکور، حاوی یک داستان بزرگ به اسم "دوازده روز" و خاطرات نویسنده در آغاز جنگ عراق در کسوت پزشکِ وظیفه و راوی جنگ در صفحات غربی ایران خواندنی
است. امیدوارم در فرصتی کتاب را بیشتر بازنمایی کنم.
روز ابنسینا و پزشک بر همهی خانوادهی بزرگ طبابت فرخنده باد | 1 989 |
| 17 | عصر یکشنبههای بخارا
نقد و بررسی کتاب
فغان ز جغد جنگ
یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
@entesharco | 1 |
| 18 | تنها روز پزشك
امسال بِه اين نتيجه رسيدم كه اين يك روز كه بِه نام پزشك نامگذاري شده بسيار عالي أست و بايد شكر گزار آن بود .
چرا ؟ چون ظاهرا تنها همين يك روز أست كه از پزشك حداقل بِه زبان قدرداني ميشود .تمام آن ٣٦٤ روز ديگر آكنده أست از جفاهايي كه نه تنها به زبان كه در عمل، با قانون و بي قانون ، بِه صراحت يا بِه تلويح ، در فضاي مجازي يا واقعي ، در محل درماني يا غير درماني ، بر جامعه پزشكي روا داشته ميشود و تنها در اين يك مورد بخصوص أست كه بنظر ميرسد دولت و ملت در اتحادي تاريخي بِه سر ميبرند .
از يك سو پزشكان مجبور ميشوند با حقوقي كه كفاف زندگي نميكند در مراكز دولتي و آموزشي كار كنند ، آموزش ببينند و آموزش بدهند ، بِه آن مراكز هم بودجه كافي براي گذران امور اختصاص نميدهند . مردم هم در مراجعه بِه اين مراكز بجاي آنكه خواستار يك سيستم سلامت روزآمد باشند در همه حال پزشكان را كه اولين قربانيان اين سيستم هستند مقصر ميدانند
دولت تعرفه هاي خصوصي در كارهاي داخلي را با اجبار چند دهم تعرفه دنيا قرار ميدهند. مردم هم وقتي بِه محل درماني شلوغي ميروند كه هنوز مهاجرت نكرده ، بِه كارهاي بدون اولويت مثل زيبايي و …نميپردازد و تنها و تنها بِه بيماران آن هم دشوار ترين آنها ميپردازد و براي ماندگاري مجبور به ويزيت انبوهي از چنين بيماراني أست زبان بِه شكوه و شكايت ميگشايند و ذره اي بِه ريشه مشكلات نمي انديشند . اكثريت بردبار هم تنها بِه مدد بزرگواري بي حد خود ساكت ميمانند نه توجه بِه ريشه مشكلات .
تنها اين نيست كه ، وقتي با جامعه اي روبرو شدند كه نرخ خدماتش را بدون كوچكترين نظر خواهي از خود او تعيين ميكنند هر كار ديگر هم بخواهند ميكنند .يك روز از خواب كه برخاستند تصميم ميگيرند با همان تعرفه اندك كه موجب آن همه ويزيت انبوه أست نسخه الكترونيك هم بنويسد . روز ديگر حتي كليشه ام ار اي را هم چاپ نميكنند تا اوروا درگير سي دي منسوخ شده و لينك محدود به اينترنت محدود تر كنند
وقتي بنابر مسيوليت اجتماعي ات در طي مناقشات اجتماعي ميكوشي از اصول ابتدائي طب در برابر طرفين متخاصم حمايت كني يا وقتي كه ميكوشي از پايه هاي اكادمي پزشكي در برابر اخراج و استعفاي غير علمي دفاع كني كسي متوجه نيست كه اين هم جزو وطائفي أست كه براي آن سوگند خورده اي .
بعد در همه حال مراقبند تا يك وقت مورد اعتماد مردم قرار نگيري ! در يك متابعت ساده بيمار از دستور دارويي هم اخلال ميكنند اندكي سرگيجه يا حالت تهوّع كه براي هر دارويي پديد مي آيد منجر بِه قطع " اين داروي شيميايي اعتياد آور مسموم كننده كبد " ميگردد تا مجبور باشي دوباره و دوباره درباره آنچه در گوگل نوشته شده توضيح بدهي و درست مثل كسي كه جرمي مرتكب شده باشد علت ارتكاب جرم و نوشتن دارو را توضيح دهي تا دقيقا معلوم شود نقش اين دارو چيست ؟ تا بعد ها آن دارو بخشي از وجود بيمار شود به كمك آن راه برود يا ديگر تشنج نكند و البته باز هم از مصيبت خوردن آن شكايت كند و هر بار از عوارض شروع كند نه اثرات ! البته كه حق بيمار أست بداند ! حتي اگر تمام وجودت و تمام ديوار هاي اتاقت را با تصاوير مختلف صرف توضيح و تفسير كني تا معلوم شود آنچه در گزارش ام آر آي نوشته (نامه خصوصي اي كه خطاب بِه توست اما قبل از آنكه آن را باز كني در شهر منتشر شده و اصلا پاكتي براي باز كردن ندارد ) چيست . گاه تصور ميكني كارت دويدن روي تريد ميل أست و اصلا قرار نيست بِه جايي برسد . اما تو كه قبل از اكتشاف گوگل و قبل از تاسيس اين همه دانشكده سنتي هم طبيب بودّي در ياد مي اوري اعتمادي را كه مردم با همان دانش عمومي بِه تو داشتند و چگونه كار را بِه تو ميسپاردند .
خيل خب بس أست ديگر ، گراميداشت روز پزشك با اين همه گله گزاري نا متعارف ؟ ! روزهاي ديگر كه گله گزاري نميكنم اجازه بدهيد تنها در روز پزشك اجازه اندكي شكوه و شكايت آن هم در اين شرايط نامتعارف داشته باشم .
روز پزشك را بِه همه همكاران جوانم همه فرزندانم كه عليرغم تمام اين مشكلات باز هم اين حرفه را بر ميگزينند و در هر حال چه در خارج و چه در داخل تنها خط دانش را پي ميگيرند و "طب ايراني "را بِه معناي مطلق كلمه تعريف ميكنند تبريك ميگويم .پذيرش اين حرفه با اين همه مشكلات بِه معناي درك بالاتري از اصلاح و درمان أست كه تنها بِه نسخه و دوا نمي انديشد تمام معايب پيش گفته را هم بيماري و وجهه همت خود ميبيند .
از همه كساني كه روز پزشك را بِه من تبريك ميگويند پزشك و غير پزشك از صميم قلب تشكر ميكنم ولي هر سال دقت ميكنم ببينم چند غير پزشك هم سواي مسيوليت اداري شان روز پزشك را بِه پزشكان تبريك ميگويند .
https://t.me/bzyad | 3 156 |
| 19 | بحران سلامت همچون بحران آب
✍🏽 علی ورامینی
❇️ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
❇️ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
❇️ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
❇️ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
❇️ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
❇️ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
راستی، روز پزشک مبارکِ همۀ آنان که با همۀ تاریکی پیش رویشان چراغ بیمارستانها را روشن نگاه میدارند و آدمی را در مستأصلترین وضعیتش همراهی میکنند.
▫️▫️▫️
@parssssssseh | 1 585 |
| 20 | عصر یکشنبههای بخارا
هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعهداستانهای بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.
دکتر بابک زمانی، متولد ۱۳۳۶، نورولوژیست و استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی و از مؤسسین بخش نورولوژی همان دانشگاه است. زمانی بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته است و تعداد کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند. او همچنین رفرنس نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
دکتر زمانی در راهاندازی و قوام بخشیدن به انجمن نورولوژی و انجمن سکته مغزی نقش پررنگی داشته است. برنامه ملی درمان سکته مغزی حاد در سال ۹۵ با کمک او به عنوان رییس انجمن سکته مغزی آغاز شده و به بیماران بسیاری که دچار این عارضه شدهاند، در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. او همه این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده است. به قول خودش، قبل از طبابت، نویسنده بوده است.
در ساحت نویسندگی، دکتر بابک زمانی را با یادداشتهای مستمرش که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشه پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده است، میشناسند. در واقع، او از طبیبان پیشگامی بوده است که نوشتههایش را به حوزه عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد. زمانی در کنار یادداشتهایش که فضایی مابین طب و اجتماع داشت، همه این سالها مشغول داستاننویسی بوده است. کتاب «فغان ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند اوست که در چندین دهه نوشته شده است و همانطور که از نامش پیداست، از مواجهه با جنگ میگوید. داستانهای کوتاه او درباره جنگ تحمیلی هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه اتفاق افتاده است. خودش معتقد است: «داستانهای این مجموعه، روایتهایی است که چارهای جز نوشتنشان نداشتهام.»
میدان نیاوران، خیابان پورابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا
https://t.me/bzyad | 46 |
