fa
Feedback
Lost/Found

Lost/Found

رفتن به کانال در Telegram

اگر شب مرا در خود محو کند باز هم در جست و جویم خواهی بود….؟ @Paint_the_pain1999 اگر بخوای ناشناس بهم پیام بدی روی این لینک بزن: https://t.me/Pain_the_painbot

نمایش بیشتر
362
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
حرف بزنیم…..!؟ @Paint_the_pain1999

بعضى آدمها را نمى شود با جامها، گلها يا ركوردهايشان به خاطر سپرد آن ها را با تكهاى از زندكى مان به ياد می آوريم. ما با تو بزر
بعضى آدمها را نمى شود با جامها، گلها يا ركوردهايشان به خاطر سپرد آن ها را با تكهاى از زندكى مان به ياد می آوريم. ما با تو بزرك شديم... با فرياد گل هايت خنديديم، با اشكهايت بغض كرديم، وسالها، رؤياها يمان را روى شانه هاى تو بنا كرديم. امروز شايد آخرين صفحه ى حضورت در بزرگترين صحنه ى فوتبال ورق خورده باشد. تلخ است؛ نه فقط براى يايان يك اسطوره، بلكه براى يايان بخشى از خاطرات نسلى كه كودكى، نوجوانى وجوانى اش را با نام تو زندگى كرد. زمان، حتى از افسانه ها هم عبور مى كند! اما از عشق، هركَز. ممنون ... براى تمامٍ شب هايى كه قلبمان را به تيش انداختى، براى تمامٍ اشكها و لبخندها، براى تمامٍ رؤياهايى كه به ما هديه دادى، وبراى اينكه ثابت كردى كاهى يك انسان، مى تواند به خاطرهى مشتري ميليونها قلب تبديل شود. اگر اين، آخرين وداع بود ... بدان كه بعضى خداحافظى ها هركز پايان عشق نيستند. ممنون كه بخشى از زندكى مان را ساختى؛ ممنون که خیلی شب ها باعث احساس خوشحالی مان بودی ؛ انگیزه بودی ؛ نور بودی؛ عشق بودی ؛ تو نماد تلاش ، استعداد و انگیزه بودی. وممنون كه «كريستيانو رونالدو» بودى. 💔💔💔💔💔💔💔

photo content

صحبت کنیم….!؟ @Paint_the_pain1999

hiT_v5DOsUw.m4a5.63 MB

گمان می‌کردم یه روزی همه‌چیز سبک می‌شه، انگار فقط کافیه یه کم بیشتر دوام بیارم تا این خستگی از رو شونه‌هام برداشته بشه. ولی هر چی جلوتر رفتم، بیشتر فهمیدم دارم بین زمین و آسمان معلق می‌مونم؛ نه راهی برای برگشت بود، نه جرئتی برای رسیدن. تاریکی آروم‌آروم تا عمیق‌ترین جای وجودم خزید و تنهایی مثل یه شنزار بی‌انتها هر قدمم رو تو خودش فرو برد. حتی اون آبیِ قشنگی که همیشه دلم می‌خواست لمسش کنم، دیگه فقط دور بود، دست‌نیافتنی. آخرش فهمیدم چیزی که دنبالش بودم آرامش نبود، فقط یه فاصله‌ی کوتاه با مرگ بود؛ جایی که شاید برای اولین بار، این همه سنگینی از روی قلبم برداشته بشه……

A Winged Victory For T... - The Rhythm Of A Dividi.mp311.17 MB

صحبت کنیم…!؟ @paint_the_pain1999

گاهی حس می‌کنم خیلی وقت پیش یه جایی توی مسیر گم شدم و فقط یه نسخه خسته از من تا امروز رسیده. انگار سال‌هاست توی یه ساختمون متروکه زندگی می‌کنم که هیچ پنجره‌ای توش رو به نور باز نمی‌شه. روزا یکی‌یکی رد می‌شن، بی‌اینکه چیزی عوض بشه و شبا مثل یه لایه خاکستر روی فکرام می‌شینن. تنهایی دیگه یه حس نیست، یه تیکه از وجودمه؛ مثل زخمی که اون‌قدر قدیمی شده که دیگه حتی دردش هم عادیه. بعضی وقتا به خودم گوش می‌دم و چیزی جز یه سکوت سرد نمی‌شنوم، انگار هر چیزی که یه روزی منو به دنیا وصل می‌کرد، آروم‌آروم خاموش شده. آدما میان و میرن، ولی هیچ‌کس اون‌قدر نمی‌مونه که بفهمه توی این سرِ شلوغ و این دلِ خسته چی می‌گذره. منم موندم بین یه مشت خاطره که بوی کهنگی می‌دن، یه جایی دور از امید و آرامش؛ جایی که بعضی شبا حتی سایه خودمم انگار حوصله موندن کنارمو نداره…….

1|1 - Caramel - Sleep Token (320).mp311.42 MB

یه روزایی انقدر خسته‌ای که حتی نمی‌فهمی از چی داری فرار می‌کنی؛ فقط راه می‌ری، بین خیابون‌های شلوغ و آدم‌هایی که انگار هیچ‌وقت تو رو ندیدن، دنبال یه جایی می‌گردی که بتونی خودت رو همون‌جا رها کنی و برای چند دقیقه دست از جنگیدن برداری. نه اینکه تسلیم شده باشی، فقط دیگه زورِ تحمل این همه فکر و خاطره و سوال بی‌جواب رو نداری. بعضی شب‌ها به سقف خیره می‌شی و با خودت فکر می‌کنی شاید تمام این سال‌ها فقط دنبال یه ذره آرامش بودی، همون آرامشی که همیشه چند قدم جلوتر از تو حرکت می‌کنه و هر بار که فکر می‌کنی بهش رسیدی، دوباره از دستت فرار می‌کنه. بعد به پشت سرت نگاه می‌کنی؛ به آدم‌هایی که رفتن، به حرف‌هایی که نیمه‌کاره موندن، به چیزهایی که شکستن و هیچ‌وقت مثل قبل نشدن. آخرش می‌مونی تو، یه اتاق ساکت، و قلبی که با وجود همه ترک‌هاش هنوز داره می‌تپه. و این شاید عجیب‌ترین قسمت ماجرا باشه؛ اینکه تو با تمام خستگی‌هات، با تمام سقوط‌هات، هنوز هر صبح چشم‌هات رو باز می‌کنی و ادامه می‌دی، انگار یه چیزی اون تهِ وجودت هست که هنوز حاضر نشده خاموش بشه………

05 Sadness - Rain.mp39.00 MB

یه جایی بین رها کردن و شکسته شدن گیر کرده بودم، انگار تمام تعادلم از بین رفته بود و هر قدمی که برمی‌داشتم فقط یه زمین خوردن دیگه رو به دنبال داشت. من درهم ریخته‌تر از اون بودم که بتونم خودمو جمع کنم و سایه‌ها از هر طرف دورم می‌چرخیدن، همون سایه‌هایی که از ناامیدی تغذیه می‌کنن. تو دور ایستاده بودی و نور آرومی از سمتت می‌اومد، اما بعضی آدم‌ها وقتی زیادی می‌شکنن، حتی نور رو هم نمی‌بینن. شاید مرگ من اون چیزی نباشه که آدم‌ها فکر می‌کنن؛ شاید همون لحظه‌ای باشه که آدم دست از جنگیدن با خودش برمی‌داره و توی سقوطش آرامش ابدی پیدا می‌کنه، جایی که دیگه نه ترسی هست، نه دردی، نه چیزی جز سکوت……

حرف بزنیم…..!؟ @Paint_the_pain1999

Gazpacho – Dream of Stone.mp338.96 MB

صحبت کنیم….!؟ @Paint_the_pain1999

05. On the Way.mp39.37 MB

08 - Heretoir - Burial [Solastalgia].mp310.67 MB

2_5357347093256087115.mp317.24 MB

Silent Whale Becomes A Dream - As Walking On Canopy.mp314.04 MB