fa
Feedback
بَبَلیچه.

بَبَلیچه.

رفتن به کانال در Telegram

بَبَلیچه؛ مجموعه‌ای بی‌افسار از فاتحه‌هایی که برای خودم می‌خوانم.

نمایش بیشتر
1 018
مشترکین
-224 ساعت
-67 روز
+3130 روز
آرشیو پست ها
«في 14 يونيو 1985 اختطف مسلحون طائرة TWA الرحلة 847 أثناء رحلتها من أثينا، واحتجزوا الركاب والطاقم رهائن لمدة 17 يومًا. أُجبرت الطائرة على الهبوط في بيروت، ثم تنقّلت الأزمة بين بيروت وملابسات تفاوض وضغط سياسي وإعلامي مكثف. قُتل خلال الحادثة أحد ركاب البحرية الأمريكية، وهو الغطاس البحري روبرت ستيثَم. لاحقًا أُفرج عن الرهائن تدريجيًا، وانتهت الأزمة مع إطلاق سراح عدد من السجناء الشيعة، وهو ما عُدَّ عند بعض التحليلات الهدفَ الأهمّ والنتيجةَ الناجحة للعملية. وقد نُسبت العملية لاحقًا إلى عناصر مرتبطة بحزب الله، وبرز اسم عماد مغنية في هذا السياق، مع استمرار الجدل حول التفاصيل الدقيقة.»

photo content
+3

جنود الله لا تستسلم للکفار.mp311.48 MB

«گاه فرعونم به نیل و گاه موسایم به طور گاه کافر گه مسلمانم نمیدانم کیم»
«گاه فرعونم به نیل و گاه موسایم به طور گاه کافر گه مسلمانم نمیدانم کیم»

مرحوم_محسن_ربیعی_تویی_دار_و_ندار_دلم.mp35.84 MB

◀️ صدای استاد علی فراهانی ◀️ غزل میلاد پیامبر (ص) ◀️ تولید: کانال پیرغلامان ✳️ پیشنهاد ویژه کانال @pirgholamanir

⚡️ دو اصلِ مکتب اهل‌بیت (ع)؛ تعادل میان «برائت» و «تقیه» 🔻در فرهنگ غنی شیعه، اصل برائت (بغض و دوری از دشمنان اهل‌بیت) و اصل تقیه (مدارا و حفظ جان) هر دو از ضروریات مذهب هستند. اما چطور باید بین این دو تعادل برقرار کرد؟ 🔹ائمه علیهم‌السلام در طول تاریخ با دو گروه افراطی و تفریطی مواجه بودند: گروه اول: اظهار محبت به اهل‌بیت داشتند، اما اصل برائت از دشمنان را کنار گذاشته بودند (مثل بتریه). گروه دوم: افرادی که اصل تقیه را نادیده گرفته و به دشنام‌گویی آشکار رو آورده بودند. 🔸هر دو گروه مورد نقد و مقابله‌ی ائمه قرار گرفتند. در ادامه، دو روایت صحیح‌السند از اسماعیل بن جابر جعفی (از بزرگان اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام) را مرور می‌کنیم که به‌خوبی مرز این دو اصل را نشان می‌دهد. 📌 روایت اول: کسی که برائت ندارد، دشمن است! شیخ صدوق و شیخ طوسی از اسماعیل بن جابر نقل می‌کنند که گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: «شخصی امیرالمؤمنین (ع) را دوست دارد، ولی از دشمنانش تبری نمی‌جوید و می‌گوید: علی (ع) برای من از مخالفانش بهتر است!» امام (علیه‌السلام) در پاسخ فرمودند:
«هذا مخلِّطٌ و هو عدوٌّ، فلا تصلِّ وراءه ولا کرامة! إلّا أن تتّقیه»
ترجمه: «این شخص، حق و باطل را در هم آمیخته و او دشمن است! پشت سر او نماز نخوان و او را اکرام مکن، مگر آنکه از او تقیه داشته باشی (و مجبور باشی).» 📚 من لایحضره الفقیه، ج۱ ص۳۸۰ / تهذیب الاحکام، ج۳ ص۲۸ 📌 روایت دوم: کسی دشنام علنی می‌دهد، ستمکارترین شخص است. شیخ کلینی در کتاب شریف کافی، نامه‌ی معروف امام صادق (ع) به اصحابشان را از اسماعیل بن جابر نقل می‌کند که شیعیان آن نامه را در محل نماز خود قرار داده و پس از نماز آن را می‌خواندند و به آن عمل می‌نمودند. ایشان در بخشی از این نامه می‌فرمایند:
«إیّاکم و سَبَّ أعداء الله حیث یسمعونکم، فیسُبُّوا الله عدوًّا بغیر علم...»
ترجمه: «بپرهیزید از اینکه در جایی که دشمنان خدا صدایتان را می‌شنوند، به آنان دشنام دهید؛ چراکه آنان نیز از روی دشمنی و نادانی، خدا را دشنام خواهند داد.» و در ادامه تأکید می‌فرمایند:
«و مَنْ أظلم عند الله ممَّنِ استَسَبَّ لله و لأولیاء الله فَمَهلاً مَهلاً»
ترجمه: «چه کسی ستمکارتر از کسی است که زمینه‌ی دشنام به خدا و اولیای او را فراهم می‌کند؟ پس آهسته‌تر (و با مدارا) رفتار کنید!» 📚 الکافی، ج۸ ص۷ 🖋️ نتیجه‌گیری: ✅ اصل برائت قلبی و اعتقادی است و هرگز ساقط نمی‌شود. ✅ اما اظهار آن (تبری زبانی و عملی) مشروط به تقیه است؛ یعنی نباید به‌گونه‌ای باشد که جان مؤمنی به خطر بیفتد یا زمینه هتک حرمت اولیاء الهی را فراهم سازد. @seyyed_hossein_kashfi

باسم الکربلائي تباشرنا تباشرنا.mp39.90 MB

یک نکته‌ی خیلی مهمی که سال‌های پیش هم بهش اشاره کردم در مورد «قلتِ ب» ما خیلی از مجالس خانگی غافلیم. مجالس خانگی هم خصوصیت تقیه‌ی بیش‌تر دارن و هم خصوصیتِ مدیریت‌پذیری بهتر. وقتی من و شما جلسه‌‌های متناسب با شأن اهل بیت نداشته باشیم که عرضه کنیم، خب روشنه که جوونِ ما ممکنه راهش به مجالسی باز بشه که برخی اهل ضلالت هم ابا دارن از حضور در اون‌ها. تاکید چندباره: این‌که گوشه‌ی گود بنشنیم و دم از وحدت بزنیم ولی تلاش معتنابهی برای ارتقاء مجالس برائت نکنیم هم دور از وساوس شیطانیه نیست.

یک نکته‌ی خیلی مهمی که سال‌های پیش هم بهش اشاره کردم و در مورد «قلتِ ب» ما خیلی از مجالس خانگی غافلیم. مجالس خانگی هم خصوصیت تقیه‌ی بیش‌تر دارن و هم خصوصیتِ مدیریت‌پذیری بهتر. وقتی من و شما جلسه‌‌های متناسب با شأن اهل بیت نداشته باشیم که عرضه کنیم، خب روشنه که جوونِ ما ممکنه راهش به مجالسی باز بشه که برخی اهل ضلالت هم ابا دارن از حضور در اون‌ها. تاکید چندباره: این‌که گوشه‌ی گود بنشنیم و دم از وحدت بزنیم ولی تلاش معتنابهی برای ارتقاء مجالس برائت نکنیم هم دور از وساوس شیطانیه نیست.

نهم ربیع، بیعت و برائت. از طرفی برائت از اعداء اهل بیت در قالب سرور میان شعائر تقویمی حضور پررنگی ندارد و در گستره‌ی عموم متشرعه شاید منحصر به همین نهم ربیع الاول باشد. با این توضیح، و ضرورت انتقال آموزه‌ی برائت به نسل‌های بعدی، حکم به تعطیلیِ مطلق آن به دلیل تقیه ممکن است آسان نباشد. از طرف دیگر، مفاهیمی مثل تقیه، کتمان سر و تعایش سلمی و وحدت نیز جزء لاینفک دین هستند. همین‌طور که نسل‌های گذشته با همین محدودیت‌ها برائت را به شیعه سپردند، نباید بخاطر اهمال‌کاری و تنبلی‌های ما، یا آموزه‌ی برائت را فدای این ملاحظات کنیم و یا این ملاحظات را فدای آموزه‌ی برائت. اصولاً همین تسرّعِ در برچسب‌زنی و عجله‌های ما، فرصتِ سازگاری را می‌سوزاند و پیش از آن‌که سره را از ناسره بازشناسیم، محکوم و مجبورمان می‌کند که به قید قرعه، پرچم یکی از این دوگانه‌ها را بلند کنیم. شاید مِن جمله‌ی چیزهایی ‌که می‌تواند به حل این تعارض‌ها کمک کند، به رسمیت شناختنِ «عید بیعت» یا «عید امامت» باشد. تاج‌گذاری اساساً مفهومی غلط‌انداز است و ارزش پرداختن ندارد. امّا عید و بزرگداشت «بیعت» یا «امامت» با امام عصرِ غیبت، مفهومی‌ست که عمومات و اطلاقات و شمولی‌جات قابل صدق و انطباق بر آن را دارند. عنوانی که می‌تواند حافظ اسرار و سبب تقیه باشد و در زیر پوست، معنون و ذی‌عنوانی وسیع‌تر در خود جای دهد. تا انتشارِ آموزه‌ی برائت و حفظ وظیفه‌ی وحدت نیز به قوت خود باقی باشند. لَعلَّ سال‌ها بعد، حکایتی شود از دو پادشاه که در یک اقلیم گنجیدند. ان‌قلت‌ها: الف) بدعت‌انگاری عید بیعت و امامت ب) ناپسندی‌جاتِ عیدالزهراء گرفتن قلت‌ها: الف) وجود عمومات (به شرط عدم وجودِ قید لفظی/لبی بر انتسابِ آن به طور خاص به دین) کافی‌ست ب) بدون داشتنِ بدیل، پاک کردن صورت مسأله است و رها کردن ایتام آل محمد تذکار: بسیاری از عناوین مثل وهن و تعظیم شعائر عرفی‌ست و گاهی وظیفه‌ی عملی، در نسبت با عرف‌های مختلف، متفاوت می‌شود. تذکار۲: سویه‌ی فقهی پررنگِ متن، به اقتضاء تلخیص است. جهت توضیح و تکمیل آن به آخوندها مراجعه شود.

نهم ربیع، بیعت و برائت. از طرفی برائت از اعداء اهل بیت در قالب سرور میان شعائر تقویمی حضور پررنگی ندارد و در گستره‌ی عموم متشرعه شاید منحصر به همین نهم ربیع الاول باشد. با این توضیح، و ضرورت انتقال آموزه‌ی برائت به نسل‌های بعدی، حکم به تعطیلیِ مطلق آن به دلیل تقیه ممکن است آسان نباشد. از طرف دیگر، مفاهیمی مثل تقیه، کتمان سر و تعایش سلمی و وحدت نیز جزء لاینفک دین هستند. همین‌طور که نسل‌های گذشته با همین محدودیت‌ها برائت را به شیعه سپردند، نباید بخاطر اهمال‌کاری و تنبلی‌های ما، یا آموزه‌ی برائت را فدای این ملاحظات کنیم و یا این ملاحظات را فدای آموزه‌ی برائت. اصولاً همین تسرّعِ در برچسب‌زنی و عجله‌های ما، فرصتِ سازگاری را می‌سوزاند و پیش از آن‌که سره را از ناسره بازشناسیم، محکوم و مجبورمان می‌کند که به قید قرعه، پرچم یکی از این دوگانه‌ها را بلند کنیم. شاید مِن جمله‌ی چیزهایی ‌که می‌تواند به حل این تعارض‌ها کمک کند، به رسمیت شناختنِ «عید بیعت» یا «عید امامت» باشد. تاج‌گذاری اساساً مفهومی غلط‌انداز است و ارزش پرداختن ندارد. امّا عید و بزرگداشت «بیعت» یا «امامت» با امام عصرِ غیبت، مفهومی‌ست که عمومات و اطلاقات و شمولی‌جات قابل صدق و انطباق بر آن را دارند. عنوانی که می‌تواند حافظ اسرار و سبب تقیه باشد و در زیر پوست، معنون و ذی‌عنوانی وسیع‌تر در خود جای دهد. تا انتشارِ آموزه‌ی برائت و حفظ وظیفه‌ی وحدت نیز به قوت خود باقی باشند. لَعلَّ سال‌ها بعد، حکایتی شود از دو پادشاه که در یک اقلیم گنجیدند. ان‌قلت‌ها الف) بدعت‌انگاری عید بیعت و امامت ب) ناپسندی‌جاتِ عیدالزهراء گرفتن قلت‌ها: الف) وجود عمومات (به شرط عدم وجودِ قید لفظی/لبی بر انتسابِ آن به طور خاص به دین) کافی‌ست ب) بدون داشتنِ بدیل، پاک کردن صورت مسأله است و رها کردن ایتام آل محمد تذکار: بسیاری از عناوین مثل وهن و تعظیم شعائر عرفی‌ست و گاهی وظیفه‌ی عملی، در نسبت با عرف‌های مختلف، متفاوت می‌شود. تذکار۲: سویه‌ی فقهی پررنگِ متن، به اقتضاء تلخیص است. جهت توضیح و تکمیل آن به آخوندها مراجعه شود.

در ذکر وداع: مرا به مرگ ز کوی تو پای رفتن نیست غبار من به سر راه انتظار بجو #صائب

سیدعلی_مؤمنی_من_غلام_تو_نباشم_نمیشه.mp311.96 MB

عباس فهدا يابو صالح.mp38.16 MB

قَالَ اِبْنُ نُوحٍ وَ سَمِعْتُ جَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِنَا بِمِصْرَ يَذْكُرُونَ: أَنَّ أَبَا سَهْلٍ اَلنَّوْبَخْتِيَّ سُئِلَ فَقِيلَ لَهُ كَيْفَ صَارَ هَذَا اَلْأَمْرُ إِلَى اَلشَّيْخِ أَبِي اَلْقَاسِمِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ دُونَكَ. فَقَالَ هُمْ أَعْلَمُ وَ مَا اِخْتَارُوهُ وَ لَكِنْ أَنَا رَجُلٌ أَلْقَى اَلْخُصُومَ وَ أُنَاظِرُهُمْ وَ لَوْ عَلِمْتُ بِمَكَانِهِ كَمَا عَلِمَ أَبُو اَلْقَاسِمِ وَ ضَغَطَتْنِي اَلْحُجَّةُ [عَلَى مَكَانِهِ] لَعَلِّي كُنْتُ أَدُلُّ عَلَى مَكَانِهِ وَ أَبُو اَلْقَاسِمِ فَلَوْ كَانَتِ اَلْحُجَّةُ تَحْتَ ذَيْلِهِ وَ قُرِّضَ بِالْمَقَارِيضِ مَا كَشَفَ اَلذَّيْلَ عَنْهُ..
مرحوم شیخ طوسی در کتاب الغیبة:
از ابوسهل نوبختی پرسیدند: چگونه حسین بن روح به نیابت رسید، اما تو به این مقام نرسیدی؟
گفت: اهل بیت خود بهتر می‌دانند و آن‌چه ایشان برگزیدند..
امّا من مردی هستم که با مخالفان ملاقات و با آنان مناظره می‌کنم. اگر من وکیل و نایب حضرت می‌شدم و مانند ابن روح از محل اقامت ایشان مطلع می‌شدم، چه‌بسا هنگامی که در مناظره شکست می‌خوردم، جایگاه آن حضرت را به آنان نشان می‌دادم. اما ابن روح اگر حجت خدا زیر جامه‌اش باشد و او را با قیچی پاره‌پاره کنند هرگز ایشان را آشکار نخواهد کرد.

سامراء؛ سرَّ مَن رأی حدود صدسال قبل..
سامراء؛ سرَّ مَن رأی حدود صدسال قبل..

از خوبان و روضه‌خلوت‌های جنوب لبنان.