بَبَلیچه.
Ir al canal en Telegram
بَبَلیچه؛ مجموعهای بیافسار از فاتحههایی که برای خودم میخوانم.
Mostrar más1 014
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-530 días
Archivo de publicaciones
1 014
گمونم سختترین لحظهی شهید اول، نه اون وقتی بوده که بدخواهان و دروغگوها به بهش تهمت نصیری شدن و شرب خمر زدن، و نه اون وقت که بر علیهش طومار نوشتن و امضاء گرفتن، و نه حتی اونوقت که با لباس مجرمین به سمت دار میبرنش درحالیکه میدونه بعد اعدام هم رجم میشه و هم با آتش زدنش خاکسترش به باد میره.
بل گمونم سختترین لحظهی شهید اونجاست که وقتی قرار میشه از داخل زندان برای حاکم نامهای بنویسه، از شدّت تقیه مجبوره در شعری که حاکم رو خطاب قرار میده، از اوّلی و دوّمی گرفته تا طلحه و زبیر و
ابوعبیدهی جراح، مدحشون کنه و ثناءشون رو بگه..
رضوان الله علیه و علی جمیع شهداءنا و حشرنا الله معهم فی الآخرة
1 014
به مناسبت سالروز شهادت جناب «شهید اوّل» قدّس سرّه؛ بخشی از ماجرای شهادت این بزرگوار به تقل از اعیان الشیعة:
«سبب قتل الشهيد وكيفيته وتاريخه في أمل الآمل:
كانت وفاته سنة ۷۸۶ التاسع من جمادى الأولى قتل بالسيف ثم صلب ثم رجم بدمشق في دولة بيدمر وسلطنة برقوق بفتوى القاضي برهان الدين المالكي وعباد بن جماعة الشافعي بعد ما حبس سنة كاملة في قلعة دمشق وفي مدة الحبس ألف اللمعة الدمشقية في سبعة أيام وما كان يحضره من كتب الفقيه غير المختصر النافع وكان سبب حبسه وقتله انه وشى به رجل من أعدائه وكتب محضرا يشتمل على مقالات شنيعة وشهد بذلك جماعة كثيرة وكتبوا عليه شهاداتهم وثبت ذلك عند قاضي صيدا ثم اتوا به إلى قاضي الشام فحبس سنة ثم أفتى الشافعي بتوبته والمالكي بقتله فتوقف في التوبة خوفا من أن يثبت عليه الذنب وأنكر ما نسبوه إليه فقالوا قد ثبت ذلك عليك وحكم القاضي لا ينقض والإنكار لا يفيد فغلب رأي المالكي لكثرة المتعصبين عليه فقتل ثم صلب ورجم ثم أحرق قدس الله روحه.»
1 014
Repost from فوائد و فرائد
🔰 افق حوزه منتشر کرد
📖 حکایات تاریخی آیتالله شبیری زنجانی (رضوان الله تعالی علیه) درباره شعائر و عزاداری
➕ چنانچه موفق به دریافت فایل نشدید از اینجا دانلود کنید:
https://t.me/poshtybankanal/2034
#علماء_مراجع #مقاله #شبیری
┄┄┅┅┅┄┄
۞@AmirGrali
1 014
یک تذکر مهم و ظریف راجع به عاشورای شمسی و دههی فلانیه و بهمانیه..
در قصهی مناسبتگیری و شعیرهسازی، با عبور و غض نظر از مسئلهی «بدعت» باید توجّه داشت گاهی تعدّی و فرارفتن از مناسبتها و شعیرههای منصوصه و مستحکمه، تعظیم را به ضدّ خودش بدل میکند..
وقتی شعیرهای احداث شد، گاهی احکامی بر آن بار میشود که در مجموع التزام به آن ریشهی فنّیِ شرعی ندارد.
فی المثل همین عاشورای شمسی.. در حال و هوای شخصی بلا اشکال است بل لعلّ مطلوب.. امّا وقتی همین مناسبت از فضای فردی و عرفِ خاص سرایت کرد به فضای اجتماعی و عرفهای دیگر، لعنتها بر محترمندارنگانش آغاز میشود.. مثلاً فرض کنید ده سال دیگر در هر ماه چند مناسبت شمسی و چند دههی جدید داشته باشیم. نصف سال مراسماتِ قبل و بعد ازدواج تعطیل شود و مراسمات شادی در حکم محاربه با امام زمان باشد. و در این مسئله هیچ تفاوتی بین یک هیئتی تازه از آب گرفته شده و میان یک شخصِ رندوم که دیندار است ولی دارد نان و ماستش را میخورد هم نباشد.. بیشک دنیای عجیبی خواهد بود که از اصلها فاصله گرفته و اسیر تابلوی اعلانات شده..
پس: اگر مناسبتی را میگیریم، دوست داریم، و مواساتمان میآید با آن برای دیگران به زور تقویمسازی نکنیم. بگذاریم بعضی چیزها برای خودمان بماند. بین ما و بین أبی عبدالله علیهالسلام..
1 014
حال و هوای این یکی دو روز با التفات به نیممواساتِ خورشیدی، عجیب قابل انطباق بر روز واقعهست. گویی برگها بیهوده زرد نمیشدند.
1 014
«آه از آن روز که در دشت بلا غوغا بود
شورش روز قیامت به جهان برپا بود
عرصه دشت چو دیبای منقش از خون
و آنهمه صورت زیبا که در آن دیبا بود
جان به قربان ذبیحی که به قربانگه دست
با لب تشنه روان میشد و خود دریا بود
تو مپندار که شاهنشه دین در گه رزم
در بیابان بلا بیمدد و تنها بود
انبیا و رسل و جن و ملایک هر یک
جان به کف در بر شه منتظر ایما بود
خون هابیل که شد ریخته از سنگ جفا
گر به عبرت نگری کشته آن صحرا بود
پردهپوشان نهانخانه ملک و ملکوت
همه پروانهٔ آن شمع جهانآرا بود
قتل عباس و علی اکبر و قاسم ز ازل
بر فرامین قضایای فلک طغرا بود
ورنه اندر نظر قهر شهنشاه جهان
عدم هر دو جهان بسته به حرف لا بود
در همه ملک بلا نیست بجز ذکر حسین
قاف تا قاف جهان صوت همین عنقا بود
نیر آن روز که طغرای قضا میبستند
سرنوشت من از این نامه همین طغرا بود»
#نیر
#عاشوراء
1 014
«اَلْكَلِمَةُ مِنَ اَلْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا اَلرَّجُلُ فَيَقُولُ أو يَعْمَلُ بِهَا خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ»
1 014
Repost from N/a
صفای دل نتوان خواست از محبت دنیا
که در شمردن زر، دست زرشمار سیاه است
#بیدل_دهلوی
