fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

دین و‌ فلسفه/عظیم محمودآبادی

دین و‌ فلسفه/عظیم محمودآبادی

رفتن به کانال در Telegram

"دین و فلسفه" کانالی است كه به دین و فلسفه و گاهی هم سیاست و تاریخ مي پردازد. ارتباط با ادمین👇 @azimmahmoodabady

نمایش بیشتر
531
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
چرا ایران باید قوی باشد؟ «ایران در مرکز معتدل نیمکره شمالی قرار دارد. تکیه روی معتدل کردم زیرا سرزمینهای اعتدالی تمدن زا بوده اند. ایران در حد فاصل و رابط میان آسیا و اروپاست میان شرق و غرب فاصله مرکز ایران که مثلاً اصفهان باشد از شرق به شانگهای و از غرب به لیسبون تا اندازه ای یکسان است؛ شمال و جنوب نیز بر همین سان شاید بشود گفت که هیچ کشوری در جهان یک چنین موقعیت حساس جغرافیایی را واجد نبوده است. به این سبب در طی تاریخ مزایا و معایبی عایدش شده و تمدنش شکل خاصی به خود گرفته. نخستین اثرش آن بود که از چهار طرف در معرض فشار باشد از شمال به علت آنکه دارای اقلیمی معتدلتر و سرزمینی بارورتر بوده است، هجوم اقوام شمالی را به سوی خود محرک می شده. از شرق، اقوام صحرانشین آسیا با تمدنی پست تر و سرزمینی نا آبادتر از نوع هیتالیان و ترک و غز و مغول و از یک به او روی می آوردند. از جانب غرب نخست آشور بود و آنگاه یونان که رقیب ایران هخامنشی قرار گرفت. بعد اسکندر و سپس روم که جنگ و ستیز را تا پایان دوره ساسانی دوام داد و از جنوب تازیان که سرانجام شاهنشاهی ساسانی را از پای درآوردند و از آن پس ایران به مرحله تازه ای قدم نهاد. مسئله همسایگی برای ایران همواره یکی از مهمترین مسئله ها بوده است. آیا می توانیم گفت که ایران یکی از بدهمسایه ترین کشورهای دنیا بوده است؟ بر اثر این وضع خاص جغرافیایی می بایست پیوسته یک هشداری خاص و یک سیاست دفاعی قوی داشته باشد. بنابراین ایران از همان آغاز تاریخ خود یک سرزمین دفاع گر شد، و همین معنا موجب گشت که امپراتوری هخامنشی به عنوان نخستین امپراتوری جهان پدید آید یا می بایست نیرومند باشد و بایستد و یا مضمحل شود. اولی را برگزید. اگر ایران پیش از اسلام هزار سال ابر قدرت جهان باقی ماند برای آن بود که میخواست نابود نشود سرانجام چون پیر شده بود مانند چناری که از تو خالی شود با بادی از پای در افتاد ولی باز خاصیت ققنوس پیدا میکند و از خاکستر خود بر می خیزد.چه اوستا، چه ،تاریخ و چه شاهنامه همگی حکایت دارند از وضع دفاعی ای که ایران همواره داشته است. از آنجا که تاریخ ایران بر خط دفاعی جریان داشته تمدن ایران بخصوص در دوران بعد از اسلام، از واکنش شکل گرفته است. بنابراین این دو کلمه دفاع و واکنش را از یاد نبریم». (اسلامی‌ ندوشن، ایران و تنهایی‌‌اش)

جان سختی ایران در میان کشورهای دیرینه‌سال، ایران سرنوشتی خاص خود داشته است. هیچ یک از مصادیق شناخته شده به تنهایی در حق او صد
جان سختی ایران در میان کشورهای دیرینه‌سال، ایران سرنوشتی خاص خود داشته است. هیچ یک از مصادیق شناخته شده به تنهایی در حق او صدق نمی کند در حالی که هر یک از آنها اندکی شامل حال او هم هست. با لا اقل سه هزار سال عمر مستمر متشكل ،تاریخی جزو سه چهار ملتی است که هنوز بر سر پایند. اما گاه به گاه درباره او شنیده شده است که گفته اند: فرسوده و خسته است و دیگر بنیه کافی برای جمع و جور کردن خود ندارد. این بیشتر در لحظات بدبینی گفته میشود ولی عجیب است که تاکنون هر بار که این علائم خستگی نمود کرده است جهشی کرده و خطر افت را از سر گذرانده. آنچه خالی از شگفتی نبوده استعداد مداومت این کشور است که بیشتر به جان سختی شبیه بوده نام ایران نزدیک همان سه هزار سال است که به صورتهای گوناگون بر زبانها میگذرد و طی این مدت او نقشی کم و بیش پررنگ در صحنه جهان بر عهده داشته چین و هند تنها دو کشوری هستند که از لحاظ مداومت بتوانند با او در مقایسه قرار گیرند، ایتالیا دیگر آن روم قدیم نیست و یونان هم از یونانیت گذشته نشانه چندانی ندارد. (محمدعلی اسلامی ندوشن، ایران‌وتنهایی‌اش)

✍️عظیم محمودآبادی حالا دیگر ریشه مشکلات فرانسه که این روزها به بحرانی عمیق تبدیل شده از زبان مکرون به وضوح بیان شد. هزینه‌ها برای شهروندان فرانسه به شدت بالا رفته و فرانسوی‌ها تنها خواستار یک زندگی نرمال و معمولی هستند و بس! اما چنین مشکلی چرا به بحرانی در این ابعاد تبدیل شده؟ چون فرانسه آنقدر عقب‌افتاده است که حتی نتوانسته در جامعه دانشگاهی و نخبگانی‌اش افرادی چون کرباسچی، مرعشی، زیدآبادی، زیباکلام، حسن‌آقامیر و … پرورش دهد که آنها از دولت پاریس بخواهند چرا وقتی نمی‌توانی از پس تنگه درآیی، دربرابر ایران مقاومت می‌کنی؟ آیا اگر فرانسه تن به ترتیبات ایرانی حاکم بر تنگه هرمز داده بود، امروز شاهد تبدیل اعتراضات دانش‌آموزی به شورش‌های سراسری بود؟ فرانسه متاسفانه از وجود نخبگانی محروم است که به دولتش گوشزد کند نباید با گروگان گرفتن معیشت مردم، ایدئولوژی ایران‌ستیزانه‌اش را پیش ببرد!! جوانان جهان آزاد، امروز آینده‌ای را پیش روی خود می‌بینند که از هر جهنمی سوزان‌تر است. آنها از ترس همان آینده است مه امروز هزاران نفرشان در زندان به سر می‌برند! راستی جای دانش‌آموز، زندان نیست!

✍️عظیم محمودآبادی آتش لیبرال دموکراسی دیگر فقط از بمب‌افکن‌های آمریکایی و اروپایی بر سر مردم فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان، یمن و ایران نمی‌بارد! حالا حکومت‌های دموکراتیک این آتش را به مردم خودشان هم‌ شلیک می‌کنند!! لیبرال دموکراسی به ته خط رسیده! این را حتی فوکویاما هم فهمید!! راستی اقایان زیباکلام، مطهرنیا، زیدآبادی، کلهرودی و … نسخه‌ای، راه‌های، پیشنهادی برای فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و احتمالا به زودی سایر کشورهای غربی ندارند؟

جمعه یا شنبه؟ این دفعه هم جمعه، هم شنبه و هم همه روزهای هفته بیش باد

«تناقض موجود در نسل ما این است که تمام دنیا اکنون از تربیتی که غرب وسیله آن را مهیا کرده بهره‌مند شده است، به‌جز خود غرب. امر
«تناقض موجود در نسل ما این است که تمام دنیا اکنون از تربیتی که غرب وسیله آن را مهیا کرده بهره‌مند شده است، به‌جز خود غرب. امروزه غرب، هنوز از آن نظرگاهِ قدیمِ ناحیه‌ایِ خودخواهانه‌ای می‌نگرد که سایر جوامع زنده تا کنون مجبور به فراتر رفتن از آن شده‌اند. ولی دیر یا زود غرب نیز به نوبه خود مجبور است که آن تربیت مجددی را که سایر تمدن‌ها در نتیجه یکی شدن دنیا به‌دست غربیان تحصیل کرده است، به‌دست آورد». آرنولد جوزف توئین‌بی، تمدن در بوته آزمایش

يک پرسش مدتی است می بينم آقایی به نام مهدی مطهرنیا درباره موضوع روابط بين الملل و آينده پژوهی به صورت دلقک‌واری اظهار نظر می کند. کسی اطلاع دارد آيا اين اظهارات جدی است و يا حالت شوی تلويزيونی دارد؟ نمی دانم چرا فکر می کنم قيافه ايشان آشناست. شايد در برنامه های ساعت خوش مهران مديری و يا شايد چيزی شبيه آن او را قبلا ديده ام. هرچه هست خيلی آدم با مزه ای است! ظاهرا ديده گذشته پژوهی (رشته تاريخ) هزاران مدعی دارد این بنده خدا رفته در زمین بکر آینده دکان زده!! https://t.me/azbarresihayetarikhi

راز ماندگاری ایران در میان کشورهای دیرینه سال ایران سرنوشتی خاص خود داشته است. هیچ یک از مصادیق شناخته شده به تنهایی در حق او صدق نمی کند در حالی که هر یک از آنها اندکی شامل حال او هم هست. با لا اقل سه هزار سال عمر مستمر متشكل ،تاریخی جزو سه چهار ملتی است که هنوز بر سر پایند. اما گاه به گاه درباره او شنیده شده است که گفته اند: فرسوده و خسته است و دیگر بنیه کافی برای جمع و جور کردن خود ندارد. این بیشتر در لحظات بدبینی گفته میشود ولی عجیب است که تاکنون هر بار که این علائم خستگی نمود کرده است جهشی کرده و خطر افت را از سر گذرانده. آنچه خالی از شگفتی نبوده استعداد مداومت این کشور است که بیشتر به جان سختی شبیه بوده نام ایران نزدیک همان سه هزار سال است که به صورتهای گوناگون بر زبانها میگذرد و طی این مدت او نقشی کم و بیش پررنگ در صحنه جهان بر عهده داشته چین و هند تنها دو کشوری هستند که از لحاظ مداومت بتوانند با او در مقایسه قرار گیرند، ایتالیا دیگر آن روم قدیم نیست و یونان هم از یونانیت گذشته نشانه چندانی ندارد. (محمدعلی اسلامی‌ندوشن، ایران و‌ تنهایی‌اش) https://t.me/dinofalsafehh

گره کور جامعه ایران یک گره کور بریدگی نسل جوان کنونی ایران از فرهنگ ملی است. فرهنگ ملی یعنی اطلاع اجمالی بر تاریخ ایران، ادب فارسی و سیر فکری در این سرزمین که البته در پی آن باید بهره ای از فرهنگ به طور کلی به دست آید و این واجد چهار نتیجه میتواند باشد. ۱ - ادب فارسی و تاریخ ایران ذهن را گشایش میدهد، تسلای خاطر می بخشد؛ مطلع میکند که گذشتگان ما چه غم و شادیهایی داشته اند و این کشور از میان چه ماجراهایی عبور کرده است. ۲ - فرهنگ ملی مانند شیر مادر است. استخوان بندی روحی می دهد، سنگ پایه است بی دریافت آن کسب هیچ فرهنگی، چنانکه باید، میتر نخواهد بود. دلبستگی به سرزمین را تحکیم میکند. ایران بخصوص کشوری است که از طریق شناخت درست میشود او را پذیرفت وگرنه جوانب دلسرد کننده زیاد دارد و تنها با دلبستگی است که بشود دل به کار داد و ثمر بخش واقع شد. ۴ - کانون همدلی و وجه تفاهم ایجاد میکند با آن همه تشتی که در جهان کنونی است و وسوسه هایی که دائماً به تشویق جدایی طلبی در میان اقوام کوشاست، محکمترین پیوند زبان فارسی تاریخ مشترک و اشتراک فرهنگ است به شرط آنکه وجود زنده و پویای این فرهنگ محور قرار گیرد. (محمدعلی اسلامی ندوشن، ایران و تنهایی‌اش) https://t.me/dinofalsafehh

یک‌ نما از آمریکا؛ ♨️ #آمریکا گله‌های بوفالو را نابود کرد تا سرخپوستان از گرسنگی مجبور به تسلیم شوند ⬅️این اولین #تحریم آمریکا به حساب می‌آید. 🌀 @ahzab_online

در جریان گیر و دار اسنپ‌بک صحبت از مذاکراتی بود که احتمالا در جریان بود و برخی امید داشتند که با کوتاه آمدن ایران، قصه منتفی شود و البته دیگرانی هم بودند که می‌گفتند چنین نخواهد شد. آقای مرعشی در اظهاراتی همان موقع افاضه فرمودند که شما ج‌ا را نمی‌شناسید و … خلاصه می‌خواست بگوید به‌وقتش کوتاه می‌اید و قصه تمام می‌شود!!! خب از ایشان که تاجر موفقی -انشالله بدون رانت- است انتظار نمی‌رود در مورد مباحثی که نه تخصص نه تجربه و‌نه تحصیلاتی در آن دارد نکات سنجیده بگوید همانطور که انتطار نمی‌رود درک کند که موشک، هسته‌ای، تنگه و … همه ابزارهایی برای حفظ ایران‌اند ! ایشان همانقدر که کاسب موفقی است در تحلیل سیاسی و روابط بین‌الملل کلا پرت است. اما از رسانه‌هایی که دم‌به ساعت به ایشان میکروفن می‌دهند تا تحلیل و راهکار بدهد مایه تعجب است. مگر اینکه امرای این رسانه‌ها قائل باشند منسوبان بزرگان سیاسی درگذشته، لزوما صلاحیت تحلیل دارند!! البته شاید هم این میکروفن دادن‌ها مجانی نباشد و برای این رسانه‌ها صرفه‌های اقتصادی و‌ درامدهای مناسب داشته باشد. والله اعلم

🎥 حسین مرعشی در #خبرآنلاین از وضعیت فعلی کشور و احتمالات درباره وقوع جنگ نظامی سوم می‌گوید 📹 در کانال یوتیوب کافه خبر ببینید هر عقب‌نشینی تاکتیکی برای حفظ ایران لازم است 🔹 در روزهایی که نگرانی‌ها از احتمال وقوع جنگ سوم بیشتر شده و مردم هم با شرایط سخت اقتصادی و معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، مهمان کافه‌خبر شد تا درباره وضعیت کشور، احتمال جنگ و راه‌های جلوگیری از آن بگوید. مرعشی حفظ ایران را بالاتر از هر موضوع دیگری، از جمله غنی‌سازی و دستاوردهای هسته‌ای، می‌داند و می‌گوید؛ مسئولان برای جلوگیری از جنگ، نباید هیچ ریسکی را بپذیرند. ▫️حفظ ایران مهم‌تر از غنی‌سازی و حفظ دستاوردهای هسته‌ای است ▫️مهم‌ترین امتیازی که جمهوری اسلامی امروز باید به دست بیاورد، حفظ تمامیت ارضی ایران است ▫️چه کسی گفته مذاکره به معنای خیانت است؟ ▫️ایران پس از انقلاب گرفتار نوعی غرور انقلابی کاذب شد؛ با چه منطقی تصور می‌کردیم ایران مسئول نجات جهان است؟ ▫️به شهید لاریجانی گفته بودم که اگر جنگ دوم آغاز شود، نخستین هدف، رهبری ایران خواهد بود 📌 متن گفت‌وگوی نیلوفر مولایی اینجاست: khabaronline.ir/xqs4V #کافه_خبر #سیاسی @Khabaronline_plus | تحلیل و تأمل بیشتر @KhabarOnline_ir | خبر از دست ندهید Khabaronline.ir

برای روز حافظ ✍️عظیم محمودآبادی: به مناسبت فرارسیدن روز حافظ (بیستم مهر) درصدد آن شدیم كه در جست‌وجوی دینِ او برآییم. البته م
برای روز حافظ ✍️عظیم محمودآبادی: به مناسبت فرارسیدن روز حافظ (بیستم مهر) درصدد آن شدیم كه در جست‌وجوی دینِ او برآییم. البته منظور از مفهومِ دین، در «دینِ حافظ»، لزوما آن آیین و مذهبی نیست كه حافظ رسما به پیروی از آن شناخته می‌شده است. چراكه اساسا این مساله، پرسش جدیدی نیست و از قرن‌ها پیش تاكنون در این مورد، نوشته‌ها و مقالات متعددی منتشر شده است و عموم محققان و حافظ‌شناسان معتقدند كه وی مسلمانی شافعی‌مذهب بوده است. اما مسلمانی وی لزوما به این معنا نیست كه او دركی واحد با سایر هم‌كیشانِ خویش نسبت به دین و به ویژه ادیانِ دیگر (غیر از اسلام) داشته است. چنانكه می‌دانیم در میان متدینان به ادیانِ مختلف به‌طور عام - و مسلمانان به‌طور خاص- نگاه لزوما مشتركی به «دین» وجود ندارد. ادعای راقم این سطور آن است كه كلامِ خواجه، به برداشتی مبتنی بر كثرت‌گرایی دینی راه می‌دهد؛ دركی پلورالیستیك (كثرت‌گرایانه) كه نه تنها ناظر به تحملِ دیگری با دینی دیگر است بلكه در آن دیگری و دینش، بصیرت‌ها و حقایقی را می‌یابد كه به تلمیح یا تصریح، زبان به ستایشش می‌گشاید. لذا موضوع کتاب «دین حافظ» همین است.

➖ غرب علیه غرب | روبیو، توئین بی و جنگ تمدن‌ها | عظیم محمودآبادی عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز: «پان‌اسلامیسم خوابیده است با این حال ما باید این امکان را که اگر پرولتاریای جهانِ «غربی‌مآب» بر ضد سلطه غرب به شورش برخیزد و خواستارِ یک رهبری ضد غربی شود، این خفته بیدار خواهد شد را در نظر بگیریم. بانگ شورش ممکن است در برانگیختن روح نظامی اسلام – حتی اگر این روح به‌قدر خفتگان هفتگانه در خواب بوده باشد – اثر روحی محاسبه‌ناپذیری داشته باشد؛ زیرا که ممکن است پژواک‌های یک عصر قهرمانی را منعکس سازد». (آرنولد ج.توئین‌بی، تمدن در بوته آزمایش،ترجمه ابوطالب صارمی، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول؛ ۱۳۵۳، ص۱۹۹) اظهارات وزیر خارجه آمریکا در مورد جنگ ایران و یونان در دوران باستان، مهر بطلانی بود بر همه اظهار نظرهایی که مدعی بودند می‌شد با ورود زودتر به مذاکرات یا امتیاز دهی بیشتر، از وقوع جنگ‌های موسوم به «دوازده روزه» و «رمضان» جلوگیری کرد. سخنان روبیو در آتن با آن میزانسنی که تدارک دیده بودند نشان داد منشاء درگیری ایران و آمریکا نه برنامه هسته‌ای ایران، نه اشغال سفارت آمریکا، نه انقلاب اسلامی و نه حتی ورود اسلام به ایران در سال ۶۳۳ میلادی بلکه منشاء اصل این تخاصم بر می‌گردد به پنج قرن قبل از میلاد مسیح و درگیری‌های پارسیان و یونانیان؛ تخاصمی که از همان زمان نیز صرفا نزاع میان دو دولت نبود بلکه رویارویی دو تمدن بزرگ در برابر یکدیگر بود که هیچ‌کدام نمی‌توانست سیادت طرف مقابل را بپذیرد. این جنگ در ریتوریک سیاسی و ادبی دو تمدن نیز تداوم یافته بود؛ یونانیان که به شهر دولت‌‌های کوچک تقسیم شده بود، اداره امور را به شور و رأی واگذار کرده بود، که آن را «دموکراسی» میخواندند، و ایرانیان را که چنین نظامی نداشتند، «ناآزاد» می‌نامیدند و «بربر»! اما در آن سوی این میدان، ایرانیان نیز تقسیم بندی «ایرانی» و «انیرانی» داشتند. انیرانی به همه کسانی اطلاق می‌شد که غیر ایرانی بودند. گذشته از این، ایرانیان خود را «آزادگان» می‌خواندند و مردم خارج از ایران را«ناآزاده» می‌پنداشتند. ظاهراً ناآزاده نه به معنای «برده»، بلکه به کسی اطلاق می‌شد که تابع تمدن و آیین ایرانی نبود. حالا آن رویارویی تاریخی – تمدنی، بعد از هزاران سال بار دیگر در بالاترین سطوح‌اش سربرآورده و هیچ یک از طرفین بنا ندارد در برابر دیگری سر تسلیم فرود آورد. این رویارویی که در همه هزاران سال پیش در اعماق مواجهه دو تمدن با یکدیگر وجود داشته هرچند با افت و خیزهای فراوانی همراه بوده اما از سه سال پیش وارد مرحله بسیار جدی‌تری شد. اکنون که ما در دل حوادثی به غایت بزرگ قرار داریم که هنوز ابعاد تحولات، آن چنان که باید برای‌مان هویدا نشده است و تا آرام گرفتن این دریای موّاج و متلاطم باید انتظار کشید تا آنچه نهایتا در عمق این آب‌های ژرف خواهد ماند روشن شود و به قول مولانا: «مهلتی بایست تا خون شیر شد». تمدن‌ها در مواجهه با چالش‌های سخت هرچند به زعم بسیاری، این تلاطمات ناشی از نزاع‌های سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی است اما به نظر می‌رسد مرکز ثقل و خاستگاه اصلی آن را باید در کشاکش تمدن‌ها دانست. مقصود نگارنده از «تمدن»، نظام سازمان‌یافته‌ای از زندگی اجتماعیِ پیشرفته است که با شکل‌گیری نهادهای پایدار، شهرنشینی، تولید فرهنگی و فناوری، و سازوکارهای سیاسی و اقتصادی پیچیده، تداوم تاریخی یک جامعه را ممکن می‌سازد. جنگ‌های کوچک و بزرگی که در سال‌های اخیر، خطه‌های وسیعی از این منطقه را در بر گرفت و احتمالا تا مدتی نه چندان کوتاه همچنان ادامه خواهد یافت بیش از آنکه سیاسی، اقتصادی یا حتی جغرافیایی باشد تمدنی است. جهان اسلام – و از همه مهم‌تر ایرانِ ما- کمتر دورانی به دشواری و چالش‌برانگیزیِ این روزها را از سر گذرانده است. این بحران‌های طاقت‌فرسا و نفس‌گیر اما به همان میزان که می‌تواند به محاق رفتن تمدنی بینجامد، از این احتمال بسیار بالا نیز برخوردار است که ... ادامه‌ی این یادداشت را در لینک زیر بخوانید: https://ensafnews.com/671688/ @ensafnews

ایرانیان اهل دنیا «اگر یونانیان را اهل تحقیق و رومیان را اهل فرمانروایی می‌دانند، ایرانیان را باید اهل دنیا نامید. در نظر ایرانی جهان را می‌توان سازمان داد و بر آن مسلط شد، ولی اگر این کار میسر نشود می‌توان تحمل کرد و سرانجام بر مشکل پیروز شد. (ج، آربری، میراث ایران، ص۱۸) https://t.me/dinofalsafehh

می خواهيد عظمت تاريخی ايران را در دوران امپراتوری جهانی داريوش اول بدانيد؟ منشور او را که از شوش به دست آمده بخوانيد و گستره
+1
می خواهيد عظمت تاريخی ايران را در دوران امپراتوری جهانی داريوش اول بدانيد؟ منشور او را که از شوش به دست آمده بخوانيد و گستره عظمت و بزرگی اين سرزمين و تمدن عظيم بشری را متوجه شويد؛ هم قدرتمند و هم باورمند به خدای يگانه. می گويد اهورامزدا کشورم را حفظ خواهد کرد. https://t.me/azbarresihayetarikhi

✍️ امارات و سودای تجزیه ایران محمدرضا اسلامی 🔵این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند. تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند. این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی. نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است. نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا می‌نویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم، «تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن می گوید. به همین صراحت. به همین زشتی. 🔵نویسنده اماراتی می‌نویسد: «از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به‌عنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب» عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است. “Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.” و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟ فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم. "The objective is something other than indefinite weakening of Iran" 🔵این جملات را ببینیم: «تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند» یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور. “Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…” 🔵به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدودکردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟ یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند. 🔵این پاراگراف را هم باید چند بار خواند: «جهان بارها پروژهٔ قدرت ایران را کُند کرده است، اما هرگز توانِ ایران برای "بازسازی قدرت" را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده‌ی قدرتِ ایران را دست‌نخورده باقی‌می‌گذارد» 🔵ظاهرا در امارات دیگر پرده‌ای باقی نمانده که تحلیلگرانش اینگونه بی‌پرده می‌نویسند: مسئله، قدرتِ ایران است، نه فقط هیأت حاکمهٔ فعلی ایران. 🔵هم‌پوشانی سیاسی میان واشنگتنِ ترامپ، تل‌آویوِ نتانیاهو و ابوظبیِ محمد بن زاید، این امکان را فراهم کرده که چنین حرفی با این میزان از عریانی نوشته شود: ایران باید نه فقط مهار، بلکه از درون محدود/پراکنده شود، تا دیگر قدرتِ بازسازی خود را نداشته باشد. 🔵امارات کشوری است که شش شیخ، چون نتوانستند که بر سر یک ساختار کاملِ قدرت مرکزی به توافق برسند، «امارات متحده» را در جغرافیای بیابان در ۱۹۷۱ شکل دادند. یکسال بعد رأس‌الخیمه هم به آنها پیوست. اکنون نویسنده‌ای از همان کشور، برای ایران کهن نسخه فدرالیسم و حتی کنفدرالیسم می‌پیچد. امارات ۵۵ ساله، دارد برای کشوری که شهروندانش از بیش از یک قرن پیش در آن مفاهیم مشروطه، پارلمان و قانون اساسی را در جامعهٔ خود تعریف کردند، نسخه می نویسد. اسرائیلِ ۷۸ ساله و اماراتِ ۵۵ ساله، زیر سایه و چتر آمریکا (که ۲۵۰ سال و ۳ ماه عمر دارد) می‌خواهند برای ایرانِ چند‌هزارساله نسخهٔ تجزیه و کاهش قدرت مرکزی بنویسند. 🔵در این مسیر بهانه‌های خوبی برای روایت‌گری از «ایران شرور» به رسانه های دنیا تزریق شده: پروندهٔ هسته‌ای، توان موشکی، تنگهٔ هرمز، نیروهای نیابتی و ده‌ها عنوان دیگر. اما پشت همهٔ این پرونده‌ها، یک مسئلهٔ اساسی‌تر نشسته است که امروز عریان شده: با «ایرانِ قوی» مسئله دارند. 🔵سودا و آرزوی منفجرکردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران، حذف فرماندهان ایرانی، منفجر کردن پل‌ها و فرسایش توان اقتصادی ایران، فقط بخشی از ماجراست. بخش مهم‌تر، سودای منفجرکردن «ایرانِ واحد» است؛ ایرانی که نتواند از منابع خود، جغرافیای خود، جمعیت خود و حافظهٔ تاریخی خود، قدرت بسازد. مسئله، بازتعریف قدرت در منطقه‌ای است که قرار است اسرائیل در آن عُلُو فی الارض داشته باشد. سودای شیوخ امارات که قبلا بر زبان نمی‌آمد، امروز در روزنامه‌ها به شکل مکتوب می‌آید: ایرانِ پراکنده و قابل مدیریت برای ما و اسرائیل مطلوب است. ▪️▪️▪️ ▪️▪️ 📌پی نوشت: دیروز وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو از پِنیکس در آتن (با پس‌زمینه آکروپولیس)، به ایرانِ ۲۵۰۰ سال پیش اشاره کرد. به زمان خشایارشا و حملهٔ سپاه ایران به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد. او روایت می‌کند که ایرانی‌ها آتن را به آتش کشیدند و آتنی‌ها در آکروپولیس در برابر «بزرگ‌ترین امپراتوریِ عصر خود» ایستادند؛ امپراتوری‌ای که او آن را ایرانِ هخامنشی می‌نامد. براستی چگونه مسائل به یکباره اینطور عریان شد؟ آیا این زبان و ادبیات یک دیپلمات است؟! این سخنرانی روبیو فقط یک اشارهٔ تاریخیِ نیست. گویی روبیو ایران را نه صرفاً به‌عنوان یک حکومتِ امروز، بلکه به‌عنوان یک مسئلهٔ تاریخی و تمدنی در برابر «غرب» صورت‌بندی می‌کند؛ گویی تهدیدِ ایران (که نویسنده اماراتی به آن اشاره داشت) سابقه‌ای ۲۵۰۰ ساله دارد و نه از جمهوری اسلامی که از زمان هخامنشیان آغاز شده است. جالب اینجاست که روبیو نمی‌گوید که حمله ایران به آتن و نبرد ترموپیل پیامد حمله ارتش یونان به قلمرو ایران و به آتش کشیدن شهر سارد در ۴۹۸ پیش از میلاد بوده است. رخدادی که از عوامل مهم لشکرکشی‌های بعدی هخامنشیان به سرزمین اصلی یونان بود. نویسندهٔ اماراتیِ جروزالم پست می‌گفت حتی تغییر رژیم نیز مسئلهٔ «قدرت ایران» را حل نمی‌کند. روبیو یک قدم فراتر می‌رود: او از واژه Persian invaders استفاده می‌کند و به شکل غیرمستقیم صحنهٔ تقابل را از حکومت فعلی ایران و برنامهٔ هسته‌ای، به خشایارشا و ایرانِ هخامنشی می‌برد. روزگار پست. https://t.me/solseghalam/2764 ▪️لینک مقاله سالم الکتیبی اماراتی در روزنامه جروزالم پست اسرائیل🔻 https://www.jpost.com/opinion/article-905285

هرودوت در تاریخ خود آورده است: «… و ایرانیها از هر حیث خود را بهتر از همه ملل می پنداشتند پیروزیهای گوناگون در زمان کورش و دا
هرودوت در تاریخ خود آورده است: «… و ایرانیها از هر حیث خود را بهتر از همه ملل می پنداشتند پیروزیهای گوناگون در زمان کورش و داریوش این احساس برتری را توجیه پذیر میکرد. داریوش میگفت و این سرزمین زیبا در برابر هیچ دشمنی به زانو در نمی آید و نیزه های دلاوران ایران به جاهای دور می رسد.

@shemruni: سخنرانی امروز روبیو در یونان روایتی خلاصه از تمدن غرب بود و پر از یادآوری‌های تاریخی و گوشزد کردن ارزش‌های غربی. از همون اول هم رفت سراغ تاریخ ایران و یونان و داستانش رو از وقتی شروع کرد که سپاه خشایارشا به آتن رسید و آکروپولیس رو به آتش کشید. از مقاومت آتنی‌ها گفت که همین تمدنی که اون روز مورد حمله قرار گرفت، دوباره بلند شد. بعد داستان رو از یونان به روم، مسیحیت اروپا و نهایتاً آمریکا وصل کرد و یه خط تاریخی کشید از آتن باستان تا غرب امروز. بعد دوباره برگشت به ترموپیل و ۳۰۰ اسپارتی‌ که جلوی سپاه عظیم ایران ایستادن! از ملاهاى راديكال ايران حرف زد و جمهورى اسلامى رو متهم كرد به چيزى كه خودش اسمش رو گذاشت Cult of death يعنى فرهنگ /آيين مرگ (فرقه مرگ) و گفت: قهرمانهاي ما ممكنه براى آرمانشون بميرن، اما مرگ رو پرستش نمیكنن بعد گفت ما الان سر یه دوراهی تاریخی‌ایم؛ ده سال آینده قرن بعدی رو تعیین می‌کنه. یا غرب دوباره قدرتش رو پس می‌گیره و جایگاهش رو در رأس جهان حفظ می‌کنه، یا وارد دوره‌ای از افول و وابستگی می‌شه. و باید همین الان برای قدرت نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک اقدام کرد؛ چون بعداً دیگه دیره. https://x.com/shemruni/status/2107947806803517621 🔻بین دوگانگی ها: این صحبت های مارکو روبیو [وزیر خارجه امریکا] بیشتر به برخورد تمدن‌ها شبیه است تا گفتگوی تمدن‌ها. به نظر نمی اید قصدشان‌کمک‌به توسعه ایران باشد که راه حل ایجاد اعتماد سازی در غرب نسبت به ایران باشد. البته صحبت های او یاد اور ان‌جمله کارل مارکس است که به نظر میاید در تاریخ امور دوبار تکرار می‌شوند یکبار بصورت تراژدی، و ... @BetweenDichotomies