uk
Feedback
دین و‌ فلسفه/عظیم محمودآبادی

دین و‌ فلسفه/عظیم محمودآبادی

Відкрити в Telegram

"دین و فلسفه" کانالی است كه به دین و فلسفه و گاهی هم سیاست و تاریخ مي پردازد. ارتباط با ادمین👇 @azimmahmoodabady

Показати більше
528
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
Repost from خرمگس
بلایی که بمب اتم و سلاح شیمیایی و هیچ چیز دیگری نمی‌توانست بر سر اجتماع و فرهنگ و هنر غربی بیاورد، را «پست‌مدرنیسم» بر سر این
بلایی که بمب اتم و سلاح شیمیایی و هیچ چیز دیگری نمی‌توانست بر سر اجتماع و فرهنگ و هنر غربی بیاورد، را «پست‌مدرنیسم» بر سر این جوامع نازل کرد. پست‌مدرنیسم در قامت یک جنبش اعتراضی در پاسخ به بحران‌های اروپای پس از جنگ جهانی دوم ظاهر شد. این جریان که از مرگ انسان و پایان ایدئولوژی‌ها و فروریختن فراروایت‌ها سخن می‌گفت کم کم به ضدیت افراطی با عقل مدرن گرایش یافت و با شالوده‌شکنی و ساختارشکنی سعی در تعریفی متفاوت از مفاهیم داشت. این جریان شالوده هر مکتب و ایدئولوژی و فراروایتی را فروریخت و میدان یکه تازی هر ابتذال و بدویت و تحجری به نام «روایت متفاوت» را فراهم کرد. نتیجه آنکه هنر و ادبیات و فلسفه و هر دستاورد فرهنگی تاریخ غرب مدرن به سخره گرفته شد و بسیاری از بنیان‌های اجتماعی از جمله هویت اجتماعی و جنسیت و.. ارزش خود را از دست داد و بی‌هویتی و فرومایگی به بهانه میدان دادن به اقلیت‌ها و تفاوت‌ها، خود به ایدئولوژی متصلب جدیدی تبدیل شده و اینگونه در حال نابودی آینده کودکان و خانواده و فرهنگ و.. است. و بدتر آنکه به مخاطب نگون‌بخت ایرانی خود اینگونه القا کرده‌اند که دوران ایدئولوژی‌ها به پایان رسیده است! @kharmagaas

ترجمه: ترامپ در چارچوب یک حقیقت بدیل و برساخته عمل می‌کند. او روایتی از این جنگ ساخته که بیرون از اظهارات خودش هیچ جای دیگری وجود ندارد و حالا می‌کوشد سیاست آمریکا را در چارچوب همان روایت پیش ببرد. در این روایت، ایران کنترل تنگه هرمز را از دست داده، توان پاسخ نظامی‌اش درهم شکسته و آنچه باقی مانده، دولتی شکست‌خورده است که تنها باید منتظر بماند تا شروطی را به آن تحمیل کنند. اما واقعیت سرانجام خودش را تحمیل می‌کند. تنگه هرمز باز نشده است. ایران هر کجا و هر زمان که خود بخواهد پاسخ می‌دهد. اما هر بار واقعیت با روایتی که از واشنگتن بیرون می‌آید در تضاد قرار می‌گیرد، روایت اصلاح نمی‌شود. در عوض، لحن تهدیدها تندتر و متناقض‌تر می‌شود، اقدامات غیرمنطقی‌تر و نسنجیده‌تر، و ترامپ بیش از پیش در برابر واقعیتی که جلوی چشمش در حال شکل‌گیری است، سردرگم به نظر می‌رسد. چند ماه گذشته دقیقاً همین الگو را تکرار کرده است. حمله. سپس القای این تصور که آمریکا جنگ را برده است. بعد، کارزار تحریمی که «بی‌سابقه و تاریخی» توصیف می‌شود: «روز دی اقتصادی» (ECONOMIC D-DAY). سپس تهدید به نابودی ایران، همراه با انتشار ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی از جزیره خارک در میان شعله‌های آتش، در حساب شخصی رئیس‌جمهور آمریکا. بعد، اعزام مقام‌های آمریکایی برای اعلام اینکه واشنگتن آماده گفت‌وگوست. سپس ادعای اینکه تنگه هرمز اکنون بخشی از خاک آمریکاست. و دوباره بازگشت به جنگ. تهدیدهای بیشتر. و در نهایت اعلام اینکه توافق اساساً منتفی است. این چرخه ادامه دارد و پایانی برای آن در چشم‌انداز دیده نمی‌شود. واقعیت این است که این یک راهبرد نیست که در حال عبور از مراحل مختلف باشد. اساساً سیاستی وجود ندارد. یک نفر، از سر استیصال، مدام هر ابزاری را که در اختیار دارد امتحان می‌کند، چون حاضر نیست حقیقت آشکار را بپذیرد: این بحران راه‌حل نظامی ندارد. ماه‌ها بمباران نتوانسته هیچ‌یک از اهداف سیاسی مورد نظر واشنگتن را محقق کند. نه تسلیم ایران، نه ایجاد کریدور در هرمز و نه هیچ دستاورد دیگری. تحریم‌ها هم به چنین نتیجه‌ای منجر نخواهند شد. ایران از سال ۲۰۱۸ تحت فشار حداکثری قرار داشته و هر دور تازه تحریم‌ها به جای واداشتن ایران به عقب‌نشینی، با گسترش توانمندی‌های ایران پاسخ داده شده است. اینکه کارزار تحریمی دیگری را «تاریخی» بنامیم، چیزی درباره ماهیت آن تغییر نمی‌دهد: همان ابزار قدیمی است که این بار با هیاهوی بیشتری به کار گرفته می‌شود، آن هم پس از سال‌ها که بازده آن پیوسته کاهش یافته است. کم‌هزینه‌ترین گزینه برای آمریکا، در عین حال ساده‌ترین گزینه است: بازگشت به حقیقت. آمریکا باید جنگ را برای همیشه پایان دهد. به یادداشت تفاهمی که در اسلام‌آباد امضا شد و تنها چند هفته بعد آن را کنار گذاشت، بازگردد. و با ایران همان‌گونه که در عالم واقع وجود دارد برخورد کند، نه با ایرانی که در یک پست «تروث سوشیال» در ذهن ترامپ ساخته شده است. جنگ‌ها با بازنویسی واقعیت پیروز نمی‌شوند. دیر یا زود، این واقعیت است که سرانجام جنگ را می‌نویسد. https://x.com/RezaNasri1/status/2094896446302502912

راز موفقیت اینترنشنال | عظیم محمودآبادی عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز: نمی‌توان واقع‌بین بود و به موفقیت شبکه فارسی‌زبان اینترنشنال اذعان نکرد. واقعیت این است که این شبکه در ماموریت خود موفق بود، هرچند از نظر رسانه‌ای اساسا نمی‌توان آن را در قالب کلیشه‌های رسانه‌ای صورتبندی کرد. ما بپسندیم یا نه این رسانه در انجام ماموریتش موفق بوده و بزرگ‌ترین شاهد آن را باید التهابات سال ۱۴۰۱ و آشوب‌هایی دانست که در پی اعتراضات مردمی در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه واقع شد. اما راز این موفقیت چیست؟ به گمان من این شبکه از بدو تاسیس‌اش، در مقایسه با دیگر شبکه‌های فارسی زبانِ بیگانه یک ماموریت ویژه داشته است؛ و آن سیاسی کردن بخشی از جامعه ایران بود که ذاتا غیرسیاسی بود! منظورم آن بخشی از جامعه است که به هر دلیل فاقد گرایش و حتی دغدغه‌های سیاسی بود و اساسا هیچ‌گاه نه به جناح و جریانی تمایل و نه کوچک‌ترین اطلاعاتی در مورد مسائل سیاسی – حتی مسائل سیاسی روز و نه مباحث تئوریک و اندیشه سیاسی – داشته‌اند و شاید در طول عمرشان ریالی صرف خرید روزنامه نکرده بودند – کتاب پیش‌کش – و تفاوت حسن روحانی و سعید جلیلی در انتخابات ۹۲ را تشخیص نمی‌دانند – و احتمالا از تطبیق اسامی آنها با تصاویرشان نیز عاجز بودند و نام رییس‌جمهور‌های پس از انقلاب را نمی‌دانستند و در مورد رجال عصر پهلوی از آن هم بی‌اطلاع‌تر بودند. بخشی که غالبا فاقد تحصیلات دانشگاهی – و حتی در موارد بسیاری زیر دیپلم – بودند و تمام ذوق هنری‌شان خلاصه می‌شد از طرفی در تماشای فیلم فارسی‌های قبل از انقلاب یا مجموعه‌های لودگی و طنزهای زرد پس از انقلاب و از طرف دیگر قِر دادن با آهنگ‌های «بابا کرم» و «پیرهن صورتی» و البته نسخه‌های به‌روز شده آنها. اینترنشنال برای این بخش از جامعه ایران شروع کرد به تولید برنامه سیاسی! و برای این کار مجریان و کارشناسانی را به کار گرفت که می‌توانستند جذب کننده همان قشری باشند که ذکرشان رفت. لذا می‌بینیم بسیاری از مجری‌ها یا کارشناسان این شبکه به لحاظ تیپ و لحن گفتار، تطابق بسیار بالایی با جامعه هدف‌اش دارد. چنانکه مجریان و کارشناسان مردی می‌بینیم که با لحن لاتی و بعضا چاله‌میدانی به تحلیل سیاسی می‌پردازند. همچنین زنان و دخترکانی دیده می‌شوند که با دامن زیر زانوی چاک‌دار و آستین حلقه‌ای و سر و صورت هفت‌قلم آرایش‌کرده – که آدم فکر می‌کند بعد از برنامه قرار است به مراسم عروسی برود – به مرور اخبار و تحلیل سیاست می‌پردازد! حالا آن بخش از جامعه ایرانی که در حد یک روزنامه خواندن هم سیاسی نبوده و از تجربه دانشجویی و عضویت در انجمن‌ها و تشکل‌های سیاسیِ دانشجویی هم بی‌بهره بوده و سلیقه فرهنگی و هنری‌‌اش هم فیلم فارسی و «باباکرم» بود، با دیدن این شبکه تلویزیونی می‌بیند افرادی که مثل خودش حرف می‌زنند و مانند خودش لباس می‌پوشند در حال تحلیل سیاسی هستند. این اتفاق باعث شد سیاست برای این قشر از جامعه جذاب شود و به این اعتماد به‌نفسِ کاذب برسد که پس من هم می‌توانم نظر سیاسی داشته باشم و فراتر از آن در مدت بسیار کوتاهی آنقدر سیاسی شدن خود را جدی گرفت که دیگر به تماشای برنامه‌های سیاسی و انتشار پست‌ها و استوری‌های سیاسی بسنده نمی‌کرد و خود را در کسوت یک اکتیویست سیاسی می‌دید که باید برای تحقق آرمان‌ها و مطالبه‌های‌اش به کف خیابان بیاید و کند آنچه را که کرد. البته در این میان، تقارن‌های زمانی خاصی هم اتفاق افتاد که در مشتبه کردن امر برای این قشر تاثیر بسزایی داشت و آن ظهور فردی به نام دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری قدرتمندترین کشور دنیا بود. او هم فارغ از سایر رذائلش، شخصیت و ادبیاتی داشت که فاقد حداقل‌های دیسیپلین و نزاکت چنین جایگاهی بود. لذا قشری که با اینترنشنال سیاسی شده بودند، کم کم احساس کردند به لحاظ تیپ شخصیتی و لحن و ادبیات گفتاری، آنها بسیار بیش از سایر گروه‌های اجتماعی نظیر احزاب، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، حوزویان، نویسندگان و … از این صلاحیت برخوردارند که به سیاست بپردازند. بنابراین از این جهت باید گفت «اینترنشنال»، گرچه نه به لحاظ رسانه‌ای اما از حیث ماموریتی که در سیاسی کردن اقشاری داشت که ذاتا غیر سیاسی بودند، موفق عمل کرد. آنقدر موفق که حالا پس از چند سال که از تاسیس آن می‌گذرد شاهد هستیم توانسته است از میان سایر اقشار جامعه نیز یارگیری کند؛ اقشاری که علی‌القاعده انتظار نمی‌رفت سلیقه و سطح تحلیل سیاسی‌شان با قشری که توصیف آن رفت اشتراک نظر داشته باشند. https://ensafnews.com/663669/ @ensafnews

ترجمه: دونالد ترامپ مذاکره‌کننده‌ای ضعیف و ناکارآمد است. با وجود تمام برندسازی‌هایی که او را استاد «معامله» معرفی می‌کنند، از منطق و ظرایف مذاکره تقریباً هیچ نمی‌داند. او تنها یک فرمول را می‌شناسد: اعمال فشار نامتناسب تا زمانی که طرف مقابل تسلیم شود. این راهبرد مذاکراتی نیست؛ یک واکنش غریزی و شکست‌خورده است. در عرصه کسب‌وکار، حاصل آن برای او شش مورد ورشکستگی بوده است؛ در روابط بین‌الملل، حاصلش آشوب و بی‌ثباتی. مذاکره یک دانش و مهارت تخصصی است و مهارتی است که نیازمند مطالعه، شناخت و زحمت فراوان است. در عرصه بین‌المللی، این فرایند به کسانی پاداش می‌دهد که طرف مقابل را به‌درستی مطالعه می‌کنند: تاریخ، فرهنگ، نظام سیاسی و ویژگی‌های خاص ملتی را که طرف مقابل نمایندگی می‌کند، بشناسند و درک کنند. اینها زینت و حاشیه نیستند؛ داده‌های اساسی هر مذاکره جدی محسوب می‌شوند. ترامپ هیچ‌یک از اینها را درک نمی‌کند. او فشار وارد می‌کند و هنگامی که فشار نتیجه مورد نظرش را به بار نمی‌آورد، مکث نمی‌کند تا از آن درس درستی بگیرد. او صرفاً بر تنها ابزاری که می‌شناسد، یعنی فشار بیشتر، پافشاری می‌کند. ایران فرصتی بود تا او خلاف این را ثابت کند و شرایط یک توافق عادلانه نه پنهان بود و نه دشوار. کافی بود حق ذاتی و مسلم ایران را بر اساس معاهده منع گسترش، یعنی حق برخورداری از یک برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز، به رسمیت بشناسد و سازوکارهایی برای رفع نگرانی ادعایی خود درباره احتمال نظامی‌شدن این برنامه ایجاد کند. این ابتدایی‌ترین درس فن مذاکره است؛ همان درسی که راجر فیشر و ویلیام یوری در کتاب «رسیدن به توافق» مطرح می‌کنند: از مواضعی که هر یک از طرفین اعلام می‌کنند فراتر بروید و به منافع و مصالحی که در پس آن مواضع قرار دارند نگاه کنید، سپس ترتیباتی طراحی کنید که منافع هر دو طرف را تأمین کند. منفعت ایران حاکمیت و انرژی بود؛ منفعت واشنگتن عدم اشاعه هسته‌ای. این دو منفعت قابل جمع بودند. یک مذاکره‌کننده کارآمد می‌توانست آنها را با یکدیگر سازگار کند. ترامپ در عوض جنگ به راه انداخت. او سراسر یک منطقه را درگیر جنگی ویرانگر کرد. اقتصاد جهانی را متزلزل ساخت. عناصری را که برای مدتی خاموش مانده بودند دوباره زنده کرد و تنگه هرمز را به یکی از کانون‌های فاجعه برای خودش تبدیل کرد. او دستور ترور یک رهبر مذهبی را صادر کرد و در کارزار نظامی پس از آن، هزاران غیرنظامی را به قتل رساند که در میان آنها ۱۶۸ کودک دبستانی بودند. در عرصه شخصی، او در این میان کارنامه‌ای برای خود نیز رقم زد: کارنامه یک جنایتکار جنگی. اکنون، در حالی که جنگ همچنان بلاتکلیف است، او بار دیگر به همان واکنش غریزی پناه برده است. تفاهم‌نامه همچنان تنها چارچوبی است که می‌تواند به یک راه‌حل سیاسی منجر شود؛ تنها ساختاری که از طریق آن می‌توان هنوز این منافع بنیادین را با یکدیگر سازگار کرد. ترامپ به جای آنکه رویکرد خود را بر این چارچوب بنا کند، کارزار افسارگسیخته‌ای از تحریم‌های اقتصادی به راه انداخته که هدف آن تنها ایران نیست، بلکه کل جامعه بین‌المللی است که با ایران تعامل دارد. این فشار ایران را به زانو درنخواهد آورد. تنها پیچیدگی‌ها را عمیق‌تر خواهد کرد و هرگونه توافق را بیش از پیش از دسترس خارج خواهد ساخت. این تراژدی مردی است که اجبار و فشار را با مهارت اشتباه می‌گیرد. مذاکره‌کنندگان واقعی دامنه امکان را گسترش می‌دهند؛ آنها رقیب را به امضاکننده توافق تبدیل می‌کنند. ترامپ تنها بلد است فشار بیاورد و وقتی فشار، چنان‌که ناگزیر است، شکست می‌خورد، فشار را بیشتر می‌کند؛ تا جایی که این بار ورشکستگی دیگر ورشکستگی شخص او نخواهد بود، بلکه ورشکستگی کشورش را رقم خواهد زد. https://x.com/RezaNasri1/status/2093054721389187093

Repost from خرمگس
عصر، عصر حمله به آخوند و حجاب و مذهب و تمسخر و تحقیر، دینداران است و طبیعتا آنهایی که بچه‌زرنگ‌ترند و روح کاسب‌کارشان، پژواک زمانه را زودتر دریافت می‌کند، در تلاش‌اند که از این خوان گسترده برای کلاه خود نمدی ببافند. به این واسطه است که هر روز از لُپ‌لُپ شبکه‌های اجتماعی چهره جدید و شعبده جدید و به تبع آن کاسبکاری جدیدی پیدا شده و امکان جدیدی برای جامعه تشنه تمسخر و توهین و تحقیر فراهم می‌کند. می‌گوید من در چشمان زنان محجبه حسرت و نفرتی نسبت به زنان بدون حجاب می‌بینم. خب که چه؟ آیا به چشم تک تک زنان محجبه نگاه کرده و به چنین شناختی رسیدی؟ یا صرفا روح کاسبکارت چنین سخنانی را مشتری‌پسند می‌داند؟ 👈 احتمالا زنان محجبه‌ای باشند که با حسرت به زنان بی‌حجاب نگاه می‌کنند، اما من هم به تجربه می‌گویم که نفرتی که در نگاه زنان بی‌حجاب نسبت به زنان محجبه می‌بینم، چند برابر بیشتر است. 👈 به تجربه می‌گویم آرامش و وقاری که در زنان محجبه می‌بینم بسیار بیشتر از زنان بی‌حجاب است. 👈 به تجربه می‌گویم نسبت زنان بی‌حجابی که به عمد دنبال بهانه برای درگیری با زنان محجبه می‌گردند، چند برابر بیشتر از برعکس آن است. @kharmagaas

Repost from خرمگس
در میان سیاستمداران غربی و آمریکایی، اَمردها و مخنث‌ها دشمنی و کینه بیشتری نسبت به ایران دارند چرا که حکومت ایران، تحقیر شدید
در میان سیاستمداران غربی و آمریکایی، اَمردها و مخنث‌ها دشمنی و کینه بیشتری نسبت به ایران دارند چرا که حکومت ایران، تحقیر شدیدی را نسبت به این جماعت لواط‌کار ابراز می‌کرد. این وزیر خزانه‌داری دولت آمریکا هم یکی از آن مأبون‌هاست که دشمنی شدیدی با ایران دارد. @ عکس وزیرخزانه داری آمریکا به همراه شوهرش @kharmagaas

نقدی بر نامه علی مطهری درباره حجاب سید حسن الست ✍ علی مطهری در نامه اش به رئیس جمهور گفته است که وظیفه دولت اسلامی فقط تأمین معیشت مردم نیست؛ بلکه نسبت به اخلاق، رفتار و تربیت جامعه و حتی ورود خرافات به عقاید مردم نیز مسئول است. آقای مطهری، دولتی را که در تأمین نیازهای اولیه مردم درمانده است، به مداخله در امور تربیتی فرا می‌خواند. و به برخورد با بی حجابی دعوت می‌کند. در ضمن سخن نیز روایتی از علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) و جنگ صفین نقل می‌کند که حضرت برای توحید می‌جنگید، و بدین‌سان حجاب را هم‌سنگ توحید می‌نشاند. آقای علی مطهری، بی‌حجابی اگر گناه باشد، گناهی فقهی است؛ اما دزدی و غارت بیت‌المال، استفاده از رانت، و ظلم بر مظلومان، بی‌گمان هم گناه اخلاقی است و هم گناه فقهی؛ همان که پیامبر (ص) فرمود: «اَلْمُلْکُ یَبْقَی مَعَ الْکُفْرِ وَ لا یَبْقَی مَعَ الظُّلْمِ». علی علیه السلام شهید راه عدالت است. او حکومت را جز ابزاری برای دادخواهیِ مظلوم نمی‌دانست، چنان‌که فرمود: اگر از بیت المال مسلمین به کابین زنان خود درآورده باشید آن را باز خواهم ستاند؛ و کاش نام علی علیه السلام را در جایی می آوردید که از حقوق رفته مظلومان سخن می گفتید. آقای مطهری، اگر اندکی از این حساسیتِ بی‌اندازه نسبت به حجاب را درباره پول‌های غارت‌شدهٔ بیت‌المال توسط گروه‌های خاص داشتید؛ اگر نسبت به غارت اموال مردم از سوی شرکت‌های تحت قیمومیت خصولتی‌ها و آقازاده‌ها حساسیت نشان می‌دادید؛ اگر یک بار برای سفره‌های خالی مردم اعتراض می‌کردید و نسبت به دزدان بیت‌المال بی‌تفاوت نمی‌ماندید؛ اگر فقط یک بار کارخانه‌های آدم‌کشی (ایران‌خودرو و سایپا) را به خاطر جان مردم متوقف می‌کردید، آن‌گاه ما نیز به صداقت شما و همفکرانتان در دلسوزی برای وضعیت حجاب، ایمان می‌آوردیم. هر از گاهی بیانه های تکراری شما در موضوع حجاب از دو حال خارج نیست: یا به بی‌ضررترین و ساده‌ترین شکل امر به معروف پناه برده‌اید، تا ده‌ها دستگاه و سازمان عریض‌وطویل با بودجه‌های کلان، اتلاف هزینه را در زیر نقاب امری که از وظایف حکومت نیست پنهان کنند؛ یا خود را واقعاً متخصص این امر می‌دانید و تشخیص شما این است که بقیه منکرات، از چپاول بیت‌المال و سوءمدیریت تا رانت و فساد، هیچ‌کدام به اهمیت حجاب نیستند. به نظرم عوام‌فریبی و ژستِ امر به معروف و نهی از منکرِ پوشالی بس است. به نظر می‌رسد آنهایی که از حل و درمان مشکلاتی که کاملاً در اختیارشان بوده درمانده‌اند؛ برای منحرف کردن افکار عمومی از ناکارآمدی خود، راه فراری بهتر از حجاب نیافته اند. آیا بهتر نیست همواره کلام مولای متقیان در نهج‌البلاغه را به یاد آورده و آویزه گوش کنند که «لَعَنَ اللَّهُ الْآمِرِينَ بِالْمَعْرُوفِ التَّارِكِينَ لَهُ، وَالنَّاهِينَ عَنِ الْمُنْكَرِ الْعَامِلِينَ بِهِ»؛ یعنی خداوند لعنت کند کسانی را که امر به معروف می‌کنند، اما خود تارک آنند، و نهی از منکر می‌کنند، اما خود مرتکب منکر می‌شوند. و سخن آخر اینکه، این بی‌حجاب‌ها، همان کسانی‌اند که در روزهای سخت، در کنار محجبه‌ها پرچم به دست گرفتند و از کیان این وطن دفاع کردند. آنها فرزندان این سرزمین‌اند. نمی‌شود هر زمان جنگ و انتخابات است از آنها استقبال کرد و در زمان صلح به جانشان افتاد. آیا وقت آن نرسیده که این سیاست دوگانه‌ را که بوی فریب و ریا می‌دهد، فرو گذارید؟ ما از مشکلات اقتصادی، بی‌عدالتی، تبعیض و فساد، به دلیل شرایط خاص کشور، خون جگر خورده‌ایم و به سکوت اکتفا کرده‌ایم؛ شما نیز برای مسئله‌ای که اصلاً و ابداً به اهمیت موارد یادشده نیست، سکوت کنید تا اتحاد ما در مقابل دشمنان نشکند. اتحادی که با شهادت سرداران، سربازان و مردم بی‌گناه تاکنون دوام آورده است را به ثمن‌بخس نفروشید. اجازه دهید همه اقشار، با هر نوع پوشش و عقیده، زیر این پرچم بمانند تا خناسان آمریکایی صهیونی، هوس‌های شوم خود را به گور ببرند. https://t.me/dinofalsafehh

Repost from خرمگس
علوم انسانی آمریکایی، با پول مردم ایران و در دانشگاه‌های ایران و توسط حقوق‌بگیران دولت ایران، وجدان عمومی بهترین جوانان این سرزمین را برای دهه‌ها تحت استعمار غرب درآورد و کاری کرد که جوان تحصیلکرده ایرانی آرزویی جز مستعمره شدن ایران و ویرانی وطن خود نداشته باشد. ایران از تانک‌ها و موشک‌ها و هواپیماهای صدام و نتانیاهو و ترامپ شکست نخورد بلکه از حاتم قادری و زیباکلام و سریع‌القلم و رمالانی چون صاحب نظریه کورتکس‌ مغزی و آیین قدرت شکست خورد. ایران از چند سلبریتی بی‌سواد فوتبالی و بازیگری و چند کارگردان بی‌هنر سینما شکست خورد. ایران از چند خبرنگار دست چندم فراری که برای کمی شهرت و پول بیشتر حاضر به فروش مادر خودشان هم هستند د، شکست خورد. ایشان با این سطح فهم دهه‌هاست استاد علوم سیاسی بهترین دانشگاه ایران است. فهم این بنده خدا از روابط بین‌الملل چیزی در حد بلاگرهاست. ایشان اصلا مفهوم امپریالیسم را نمی‌فهمد و یا چیزی به نام تاریخ استعمار اصلا به گوشش نخورده است. می‌گوید ایران دو کشور فلان و فلان را برای دشمنی انتخاب کرد. یعنی دست خودش بوده و کاش به جای آمریکا مثلا سومالی را برای دشمنی انتخاب می‌کرد. @kharmagaas

Repost from فرنگ نوشت
الون میزراهی تحلیلگر یهودی: اگر الان به دنیای اطرافت نگاه کنی، تصویری از ناامیدی تقریباً کامل نمایان می‌شود. به تمدن‌ها یا فرهنگ‌های بزرگ این جهان نگاه کن: هیچ چیزی برای تغذیه‌ روح به تو ندارند. غرب بین پوچ‌گرایی و شر آشکار و تمام‌عیار در نوسان است. چین به‌طور انحصاری به مادیات وسواس دارد تا حدی که آزاردهنده است. هند روزبه‌روز عمیق‌تر در عقب‌ماندگی و زوالِ معنوی فرو می‌رود، به‌حدی که می‌توان آن را به‌کلی از کتاب‌ها حذف و نادیده گرفت. ژاپن برده‌وار و به‌طرز باورنکردنی حقیر است. اسلام سنّی کاملاً اشغال‌شده و مطیع است؛ گوش دادن به آن برای یک ثانیه هم غیرممکن است. من از گوش دادن به هیچ‌کدامشان اجتناب نمی‌کنم تا آن یک درصد احترامی را که هنوز برای مؤمنان بی‌گناه و خوش‌نیت قائلم، از دست ندهم. کاتولیک کاملاً بی‌معنا و مضحک است. یک مدلِ کسب‌وکار که در لفافه‌ای از اشیای مذهبی پیچیده شده. کلیسای انگلستان؟ قابل بحث نیست مسیحیت آمریکایی؟ تصویری زنده از جهنم. کمونیسم مرده است و طرفداران بازمانده‌اش آزاردهنده و طاقت‌فرسا هستند. علم غیرقابل باور و ابزار اصلی تبدیل این جهان به یک زندا است. دانشگاه مضحکه شده است. رسانه صدای شیطان است. آمریکای لاتین به‌آرامی زیر دست سرمایه‌داری و استعمار در حال مرگ است. روسیه در سکوت می‌جنگد: بدون چارچوب ایدئولوژیک، بدون معنای اخلاقی. تنها جا و تنها فرهنگی که در این جهان فعلی ما، اخلاق و انسانیت را به‌عنوان بخشی از گفتمان خود محور قرار می‌دهد، ایران شیعه‌ دوازده‌امامی است. این همان یک نور است – یک نور منسجم و قدرتمند – در میان تاریکی تقریباً کامل. من به دنبال خدا نیستم (تجربه‌های تلخم با یهودیت باعث شد که از این مفهوم با خشمی شدید متنفر باشم)؛ به عرفان کشش ندارم؛ مناسک تکراری مذهبی جذابیت چندانی برایم ندارند. اما نوری که از رفتار، موضع‌گیری، آموزه، شجاعت و اعتقاد ایران (به‌همراه متحدانش و مبارزان ضداستعماریِ شیعه و غیرشیعه در جای‌جای دیگر) ساطع می‌شود، با بنیادهای وجودی من و آنچه برایم مقدس است، پیوند می‌خورد. آن‌ها تنها مردمی‌اند که احساس می‌کنم می‌توانم با کرامت و انسانیتی کامل در کنارشان باشم و هنوز کاملاً مطمئن نیستم این احساس مرا به کجا می‌برد، اما برای یک ماجراجویی آماده‌ام. https://x.com/i/status/2090079856025313537

راغفر که اقتصاددان نیست!! ✍️عظیم محمودآبادی مدت بسیار کوتاهی که در شورای اطلاع رسانی دولت بودم، به یکی از مدیران میانی که از روزنامه‌نگاران باسابقه‌ای بود و اکنون چند سالی است به پادوی روحانی و حسین فریدون تبدیل شده پیشنهاد دادم در این شورا از دکتر راغفر دعوت کنید تا راهکارهای اقتصادی‌اش به دولت منتقل شود. آن روزنامه‌نگار سابق حوزه تاریخ و دیپلماسی که در هر دو هم فاقد تحصیلات دانشگاهی بود جواب داد راغفر که اقتصاددان نیست این حرف آنقدر برایم پرت بود که نتوانستم حتی بپرسم چرا؟ حالا اما چرای‌اش را می‌فهمم. در نظر این درس‌ناخوانده‌هایی که تنها لیبرال‌ها را درس‌خوانده می‌دانند، دکتر راغفر اقتصاددان نیست!!

روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضو گرفتن بودند، شخصی باعجله آمد، وضو گرفت و داخل مسجد شد و به نمازایستاد، چون مرحوم کاشی خیلی مؤدّب وضو می‌گرفت و همه آداب و ادعیه ی وضو را به جا می‌آورد؛ تا وضوی آخوند تمام شود، آن فرد نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود و هنگام خروج با ایشان رو به رو شد، مرحوم کاشی پرسیدند : - مرحوم آخوند: چه کاری انجام دادی!؟ -گفت : هیچی، - مرحوم آخوند: تو هیچ کار نمی‌کردی!؟ - نه! -مرحوم آخوند: مگر نماز نمی‌خواندی!؟ -نه! - مرحوم آخوند : من خودم دیدم داشتی نماز می‌خواندی. -نه آقا اشتباه دیدی! - مرحوم آخوند: پس چه کار می‌کردی!؟ - آن شخص یک جمله گفت که تأثیر عجیبی بر مرحوم آخوند کاشی گذاشت. گفت : فقط آمده بودم بگویم خدایا من یاغی نیستم و بیاد شما هستم، همین... این جمله در مرحوم آخوند خیلی تأثیر گذاشت، بطوریکه تا مدّت ها هر وقت از احوال آخوند می‌پرسیدند، ایشان با حال خاصی می‌فرمود: من یاغی نیستم، خدایا من و دوستانم یاغی نیستیم! بنده ایم و اگر اشتباهی کردیم به لحاظ جهل بوده، لطفا همین جمله را از ما قبول کن.

موهای فرعون زرد بود؟ عظیم محمودآبادی: ضحای چهار ساله‌ام در جنگ رمضان برخلاف آن دوازده‌روز، آنقدر بزرگ شده بود که از صداهای انفجار بپرسد و من بی‌لکنت در جوابش می‌گفتم این صدای جنگ است. می‌پرسید جنگ چیست؟ می‌گفتم کاری است که آدم بدها می‌کنند. آنها می‌خواهند خانه ما، ایران ما، پرچم ما را از ما بگیرند. می‌پرسید همین پرچمی که شب‌ها در خیابان می‌رویم پرچم‌بازی می‌گفتم‌ آره باباجون. ضحا با نوای مداحی لانچر و بردار و بزن، قلب تلاویوو بزن… خیلی حال می‌کرد. به‌طوری که کم‌کم از معنای واژه‌هایی که نمی‌شناخت می‌پرسید. یک بار پرسید «ترامپِ کافر چیه»؟ گفتم یه آدم خیلی بده. سردسته آدم بدهاست. پرسید همون‌هایی که می‌خواهند ایرانی‌مون سرزمین بچه‌هامون[این را از برنامه کودک یادگرفته] از ما بگیرند؟ گفتم اره دخترم! چند روز بعد یک شب تلویزیون روشن بود و اخبار اسم ترامپ را آورد با انگشت کوچکش آن مردک حرامی را نشانم داد و گفت این ترامپ کافره؟ گفتم اره باباجون. تا لحظه‌ای که عکس نحسش روی قاب تلویزیون بود چشم ازش بر نداشت. حالا در این شب‌ها که برایش قصه می‌گویم رسیده‌ایم به داستان موسی و فرعون. نزدیک دو‌سال است برایش برخی آیات قرآن، ابیات شاهنامه و قصه‌های انبیا را تعریف می‌کنم؛ داستان یوسف و برادرانش، زکریا و‌ تولد یحیی و مریم و تولد عیسی. حالا در این فهرست رسیده‌ایم به تولد‌ موسی و اینکه فرعون دستور داده بود هر پسری که به دنیا می‌آید باید کشته شود. پرسید فرعون کیه؟ گفتم سردسته آدم‌ بدها بوده در زمان‌های خیلی خیلی دور پرسید موهاش زرد بود؟!! https://t.me/dinofalsafehh

🔻امروز روایت فتح می‌خواهیم نه ادبیات ضدجنگ! سیدعلی میرفتاح نویسنده و روزنامه‌نگار در «رادیوچه»: 🔻 ادبیات ضدجنگ را باید اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها تولید کنند که باعث کشته شدن میلیون‌ها نفر در جنگ جهانی شده‌اند؛ نه ما که مورد حمله واقع شدیم. به همین دلیل با غلبه این گفتمان مشکل دارم زیرا اساساً متعلق به تجربه تاریخی ما نیست. 🔻 در شرایط جنگ مسئله دیگری‌سازی نیز مطرح می‌شود. وقتی کسی به شما حمله کرده است، نمی‌توان صرفاً گفت او نیز انسانی مانند من است. در چنین وضعیتی آمریکا و اسرائیل نیز در مقام نیروی مهاجم باید در روایت جنگ به‌عنوان دیگری بازنمایی شوند. این اتفاق باید در ادبیات رخ دهد. 🔻 امام پس از پذیرش قطعنامه در یکی از یادداشت‌های خود بر تعبیر «کینه مقدس» تأکید می‌کند و می‌گوید این را حفظ کنید. به نظر من ما آن را کاملاً کنار گذاشتیم و گویی زیر فرش پنهان کردیم. منظور از کینه مقدس نیز کینه شخصی و کینه‌توزی نیست بلکه در آرمان‌گرایی، انسان باید بتواند در برابر ظلم و نیرویی که آرمان او را تهدید می‌کند مرزبندی داشته باشد. 🎥 ویدئو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت
#رادیوچه کاری از مجله تصویری فرهیختگان
@FarhikhteganMag

🔻سیدعلی میرفتاح نویسنده و روزنامه‌نگار در «رادیوچه»: بی‌بی‌سی یکی از کارهایش این است که هیچ پرده افتخارآمیزی برای ایرانیان نگذارد؛ یعنی منِ ایرانی در سال اخیر هیچ چیزی ندارم که به آن افتخار بکنم. از مشروطه‌ تا کودتای ۲۸ مرداد و آن سرخوردگی اجتماعی تا انقلاب و جنگ هشت ساله و حتی امروز هم با پیروزی ایران مقابل دو ارتش قدرتمند جهان یعنی آمریکا و اسرائیل، با طرح یک مسائل بی‌ربطی سعی دارد تا من را سرافکنده دارد جلو دهد 🎥 ویدئو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت
#رادیوچه کاری از مجله تصویری فرهیختگان
@FarhikhteganMag

شعر محمدجواد حجتی کرمانی برای رهبر شهید در جلسه‌ای با حضور سید محمد خاتمی و موسوی خوئینی محمدعلی ابطحی این ویدیو را منتشر کرده است 🆔 @Entekhab_ir

آقای «جان‌فدای ایران» گویی در بیانیه‌هایش شاهنامه فردوسی می‌خواند 🟢مهری بهفر، شاهنامه‌پژوه درباره سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌
آقای «جان‌فدای ایران» گویی در بیانیه‌هایش شاهنامه فردوسی می‌خواند 🟢مهری بهفر، شاهنامه‌پژوه درباره سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نوشت: 🔺همه بیانیه‌هایی که آقای «جان‌فدای ایران» با لحنی پر صلابت و درخور ادا می‌کند، و از امواجِ خروشانِ موشک‌ها و پهپادهایی خبر می‌دهد که شب و روز بر سرِ بدسگالانِ ریز و درشتِ ایران می‌بارند، همه بی‌استثناء، با این آیه پایان می‌گیرند: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم.» 🔺تکرارِ این آیه در پایانِ بیانیه‌ای که از فروکوفتنِ دشمنان خبر می‌دهد برای من یادآورِ تکرارِ پیوسته مضمونِ همین آیه در شاهنامه، و در کتیبه داریوش، و بسیاری نمونه‌های تاریخی دیگر است. 🔺نظیره آیه تکرارشونده در پایانِ بیانیه‌های آقای «جان‌فدای ایران» در شاهنامه یکی وقتی است که رستم خاقان چین را با بسیاری از سپاهیانش به خمّ کمند گرفتار می‌کند. پس از آن، از سرداران ایران می‌خواهد کمربندهایشان را بگشایند، سلاح‌هایشان را کنار بگذارند و به پیشگاهِ آن که پیروزی را نصیبِ آنان ساخته نیایش کنند: چنین گفت رستم به ایرانیان، که اکنون بباید گشادن میان /اطلاعات #وطن ⭕️ FarhikhteganDaily.com روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر | سروش‌پلاس @charsoofarhang

⁨ ✍️عظیم محمودآبادی در مستندی که فطرس‌مدیا به مناسبت رحلت پیامبر(ص) منتشر کرد توضیح داده‌ام‌که به گمان من ویکتور هوگو و امثال او در زندگی و سیره رسول‌الله، معنای زندگی را می‌جسته‌اند⁩

آیا می‌دانستید خالق بینوایان برای پیامبر اسلام شعر سروده است؟ ویکتور هوگو در منظومه سال نهم هجرت، آخرین روزهای زندگی حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم را با نگاهی متفاوت به ایمان، عدالت و قدرت روایت می‌کند. 🎬 مستند تازه فطرس مدیا؛ روایتی از مسیر فکری ویکتور هوگو تا رسیدن به این منظومه. 🎙 با صدای استاد داوود نماینده 🎙 با حضور آقای عظیم محمودآبادی ▶️ نسخه کامل مستند ۳۰ دقیقه‌ای را در یوتیوب یا آپارات فطرس مدیا تماشا کنید. ➖➖➖➖➖➖ 🔗فطرس‌مدیا | @fotrosmediatv

🔴آلون میزراهی، تحلیل‌گر سیاسی و فعال رسانه‌ای اسرائیلی-آمریکایی: 🔹️تمام جهان غرب به یک فاحشه‌خانه اختصاصی صهیونیستی تبدیل ش
🔴آلون میزراهی، تحلیل‌گر سیاسی و فعال رسانه‌ای اسرائیلی-آمریکایی: 🔹️تمام جهان غرب به یک فاحشه‌خانه اختصاصی صهیونیستی تبدیل شده است، و اگر ایران نبود، بشریت هیچ امیدی به آینده نداشت. 🇮🇷🇺🇸🏴‍☠️ @akhbarJM