دین و فلسفه/عظیم محمودآبادی
Open in Telegram
"دین و فلسفه" کانالی است كه به دین و فلسفه و گاهی هم سیاست و تاریخ مي پردازد. ارتباط با ادمین👇 @azimmahmoodabady
Show more530
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+630 days
Posts Archive
طباطبایی از نسل زید؟!!
✍️عظیم محمودآبادی:
اگر این مطلب را آقای دکتر طباطبایی نوشته باشند، حقیقتا خطای فاحشی کردهاند.
یعنی ایشان نمیدانستند که دقیقا به واسطه «طباطبایی» بودن نمیتوانستهاند از نسل زیدبن علیبن الحسین باشد؟
چراکه الطباطبا، فرزندان ابراهیم طباطبا بن اسماعیل الدیباج بن ابراهیم بن حسن المثنی هستند.
لذا «آلطباطبا» حسنیاند و نه حسینی چه از نسل زید و چه از نسل غیر وی!
Repost from کانال سید علیرضا صالحی
جواد طباطبایی «سید» بود و حتی این اواخر که سید را نمینوشت، آن «طباطبایی»اش داد میزد که «سید» اصیل و رگ و ریشهداری است.
در دهه هفتاد در مجله «نقدونظر» قم مصاحبهای دارد و میگوید: من میخواهم مثل جدّم زید بن علی قیام به سیف القلم کنم. یعنی با قلم و بیانم قیام کنم مثل زید که قیام با شمشیر کرد!
فکر نمیکردید طباطبایی به زیدیه یمن ربط داشته باشد؟
فراموش نکنید در خاورمیانه همه چیز به همه چیز ربط دارد.
Repost from کاوش مدیا
✅ پاسخ بی تعارف تحلیلگر عرب به کارشناس آمریکایی:
📍خانم! با بد طرفی درافتادید، ایرانیان سرسختترین مردمان جهان هستند، بله اگر ما بودیم تا به حال تسلیم شده بودیم اما وقتی میبینیم ایرانیها برای بافت یک فرش بیست سال وقت میگذارند بهتر متوجه چرایی تسلیم نشدن آنها میشویم...
#عربی
🆔 @Kavoshmedia
Repost from تبارشناسی کتاب
🔴استبدادِ لحظه:
چگونه اینستاگرام ذهنِ کتابخوان را میسازد؟
✍سینا جهاندیده
مسئلهی اینستاگرام این نیست که مردم را از کتاب دور کرده است؛ مسئلهی عمیقتر این است که ذهن را برای کتابنخواندن تربیت میکند. فضای مجازی پیش از آنکه محتوای آگاهی ما را تغییر دهد، ساختار توجه ما را تغییر میدهد. ذهنی که هر چند ثانیه با تصویری تازه، خبری تازه، شوکی تازه و موضوعی تازه مواجه میشود، بهتدریج از «ماندن» ناتوان میشود. این ذهن دیگر الزاماً نمیخواهد چیزی را بفهمد؛ میخواهد چیزی را ببیند.
فضای اینستاگرامی بر منطق تماشای لحظهای، حیرت و فراموشی بنا شده است. موضوعات بینهایتاند، اما میان آنها الزاماً رابطهای ساختاری وجود ندارد. کاربر ممکن است در چند ثانیه از سیاست به عشق، از عشق به اقتصاد، از اقتصاد به فلسفه و از فلسفه به یک ویدئوی سرگرمکننده پرتاب شود. این پرشها تصادفی به نظر میرسند، اما در واقع بخشی از منطق رسانهاند: هر امر تازه باید پیش از آنکه فهمیده شود، جای خود را به امر تازهتری بدهد.
با زبان سوسور میتوان گفت در این فضا، رابطهی همنشینی قربانی منطق جانشینی میشود. معنا دیگر عمدتاً از قرار گرفتن عناصر در یک زنجیرهی پیوسته به دست نمیآید؛ هر عنصر باید بتواند بلافاصله جای عنصر قبلی را بگیرد. صفحهی بعدی نیازی ندارد ادامهی صفحهی قبلی باشد. کافی است توجه بیشتری طلب کند. این دقیقاً نقطهی مقابل کتاب است.
کتاب از خواننده میخواهد در یک جهان بماند. صفحهی نخست بدون صفحات بعدی کامل نیست و صفحهی بعدی نیز بدون آنچه پیش از آن خواندهایم معنای کامل خود را پیدا نمیکند. خواندن، نوعی تعهد به تداوم است. خواننده باید مقاومت کند، حواس خود را جمع کند، چیزی را فراموش نکند و اجازه دهد معنا بهتدریج ساخته شود. کتاب از ذهن، زمان میخواهد؛ و زمان، چیزی است که منطق اینستاگرامی نمیتواند تحمل کند.
از همینجا باید مسئله را جدیتر کرد: اینستاگرام فقط رسانهای برای انتقال محتوا نیست؛ دستگاهی برای تولید نوع خاصی از انسان است. انسانی که به محرکهای کوتاه، تغییرات سریع و لذتهای فوری عادت کرده و برای همین، از سکون، تداوم و تأمل گریزان میشود. در این وضعیت، تمرکز دیگر یک توانایی طبیعی نیست؛ تبدیل به نوعی مقاومت میشود. حتی کتابخوان نیز از این وضعیت مصون نیست. تهدید فضای مجازی فقط متوجه کسی نیست که هرگز کتاب نمیخواند. تهدید اصلی متوجه کسی است که زمانی میتوانست سه یا چهار ساعت در یک کتاب بماند، اما اکنون پس از چند صفحه میل دارد گوشی را بردارد، صفحهای را باز کند و ببیند «چه خبر است». این لحظه، شکست کتاب نیست؛ شکست ساختار توجه است.
به همین دلیل، شاید بحران امروز بحران «فرهنگ مطالعه» نباشد؛ بحران، فرم ذهنیِ مناسب برای مطالعه است. ما ممکن است هنوز کتاب بخریم، کتابخانه داشته باشیم، دربارهی کتاب حرف بزنیم و حتی کتاب را ورق بزنیم، اما اینها الزاماً به معنای توانایی خواندن نیستند. خواندن حقیقی مستلزم توانایی ماندن در متن است؛ و فرهنگ لحظهای، پیش از آنکه کتاب را از دست ما بگیرد، این توانایی را از ما میگیرد.
در عصر اینستاگرام، دشمن کتاب الزاماً بیسوادی نیست؛ حواسپرتیِ سازمانیافته است. دشمن، نخواندن نیست؛ ناتوانی در ماندن است. و شاید رادیکالترین معنای کتابخواندن امروز همین باشد: مقاومت در برابر فرهنگی که میخواهد هیچ چیز آنقدر مهم نباشد که بیش از چند دقیقه در ذهن ما بماند.
@tabardhenasi_ketab
چرا ایران باید قوی باشد؟
«ایران در مرکز معتدل نیمکره شمالی قرار دارد. تکیه روی معتدل کردم زیرا سرزمینهای اعتدالی تمدن زا بوده اند. ایران در حد فاصل و رابط میان آسیا و اروپاست میان شرق و غرب فاصله مرکز ایران که مثلاً اصفهان باشد از شرق به شانگهای و از غرب به لیسبون تا اندازه ای یکسان است؛ شمال و جنوب نیز بر همین سان شاید بشود گفت که هیچ کشوری در جهان یک چنین موقعیت حساس جغرافیایی را واجد نبوده است. به این سبب در طی تاریخ مزایا و معایبی عایدش شده و تمدنش شکل خاصی به خود گرفته.
نخستین اثرش آن بود که از چهار طرف در معرض فشار باشد از شمال به علت آنکه دارای اقلیمی معتدلتر و سرزمینی بارورتر بوده است، هجوم اقوام شمالی را به سوی خود محرک می شده.
از شرق، اقوام صحرانشین آسیا با تمدنی پست تر و سرزمینی نا آبادتر از نوع هیتالیان و ترک و غز و مغول و از یک به او روی می آوردند.
از جانب غرب نخست آشور بود و آنگاه یونان که رقیب ایران هخامنشی قرار گرفت. بعد اسکندر و سپس روم که جنگ و ستیز را تا پایان دوره ساسانی دوام داد و از جنوب تازیان که سرانجام شاهنشاهی ساسانی را از پای درآوردند و از آن پس ایران به مرحله تازه ای قدم نهاد.
مسئله همسایگی برای ایران همواره یکی از مهمترین مسئله ها بوده است. آیا می توانیم گفت که ایران یکی از بدهمسایه ترین کشورهای دنیا بوده است؟ بر اثر این وضع خاص جغرافیایی می بایست پیوسته یک هشداری خاص و یک سیاست دفاعی قوی داشته باشد. بنابراین ایران از همان آغاز تاریخ خود یک سرزمین دفاع گر شد، و همین معنا موجب گشت که امپراتوری هخامنشی به عنوان نخستین امپراتوری جهان پدید آید یا می بایست نیرومند باشد و بایستد و یا مضمحل شود. اولی را برگزید. اگر ایران پیش از اسلام هزار سال ابر قدرت جهان باقی ماند برای آن بود که میخواست نابود نشود سرانجام چون پیر شده بود مانند چناری که از تو خالی شود با بادی از پای در افتاد ولی باز خاصیت ققنوس پیدا میکند و از خاکستر خود بر می خیزد.چه اوستا، چه ،تاریخ و چه شاهنامه همگی حکایت دارند از وضع دفاعی ای که ایران همواره داشته است. از آنجا که تاریخ ایران بر خط دفاعی جریان داشته تمدن ایران بخصوص در دوران بعد از اسلام، از واکنش شکل گرفته است. بنابراین این دو کلمه دفاع و واکنش را از یاد نبریم».
(اسلامی ندوشن، ایران و تنهاییاش)
جان سختی ایران
در میان کشورهای دیرینهسال، ایران سرنوشتی خاص خود داشته است. هیچ یک از مصادیق شناخته شده به تنهایی در حق او صدق نمی کند در حالی که هر یک از آنها اندکی شامل حال او هم هست. با لا اقل سه هزار سال عمر مستمر متشكل ،تاریخی جزو سه چهار ملتی است که هنوز بر سر پایند. اما گاه به گاه درباره او شنیده شده است که گفته اند: فرسوده و خسته است و دیگر بنیه کافی برای جمع و جور کردن خود ندارد. این بیشتر در لحظات بدبینی گفته میشود ولی عجیب است که تاکنون هر بار که این علائم خستگی نمود کرده است جهشی کرده و خطر افت را از سر گذرانده.
آنچه خالی از شگفتی نبوده استعداد مداومت این کشور است که بیشتر به جان سختی شبیه بوده نام ایران نزدیک همان سه هزار سال است که به صورتهای گوناگون بر زبانها میگذرد و طی این مدت او نقشی کم و بیش پررنگ در صحنه جهان بر عهده داشته چین و هند تنها دو کشوری هستند که از لحاظ مداومت بتوانند با او در مقایسه قرار گیرند، ایتالیا دیگر آن روم قدیم نیست و یونان هم از یونانیت گذشته نشانه چندانی ندارد. (محمدعلی اسلامی ندوشن، ایرانوتنهاییاش)
✍️عظیم محمودآبادی
حالا دیگر ریشه مشکلات فرانسه که این روزها به بحرانی عمیق تبدیل شده از زبان مکرون به وضوح بیان شد.
هزینهها برای شهروندان فرانسه به شدت بالا رفته و فرانسویها تنها خواستار یک زندگی نرمال و معمولی هستند و بس!
اما چنین مشکلی چرا به بحرانی در این ابعاد تبدیل شده؟
چون فرانسه آنقدر عقبافتاده است که حتی نتوانسته در جامعه دانشگاهی و نخبگانیاش افرادی چون کرباسچی، مرعشی، زیدآبادی، زیباکلام، حسنآقامیر و … پرورش دهد که آنها از دولت پاریس بخواهند چرا وقتی نمیتوانی از پس تنگه درآیی، دربرابر ایران مقاومت میکنی؟
آیا اگر فرانسه تن به ترتیبات ایرانی حاکم بر تنگه هرمز داده بود، امروز شاهد تبدیل اعتراضات دانشآموزی به شورشهای سراسری بود؟
فرانسه متاسفانه از وجود نخبگانی محروم است که به دولتش گوشزد کند نباید با گروگان گرفتن معیشت مردم، ایدئولوژی ایرانستیزانهاش را پیش ببرد!!
جوانان جهان آزاد، امروز آیندهای را پیش روی خود میبینند که از هر جهنمی سوزانتر است.
آنها از ترس همان آینده است مه امروز هزاران نفرشان در زندان به سر میبرند!
راستی جای دانشآموز، زندان نیست!
✍️عظیم محمودآبادی
آتش لیبرال دموکراسی دیگر فقط از بمبافکنهای آمریکایی و اروپایی بر سر مردم فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان، یمن و ایران نمیبارد!
حالا حکومتهای دموکراتیک این آتش را به مردم خودشان هم شلیک میکنند!!
لیبرال دموکراسی به ته خط رسیده!
این را حتی فوکویاما هم فهمید!!
راستی اقایان زیباکلام، مطهرنیا، زیدآبادی، کلهرودی و … نسخهای، راههای، پیشنهادی برای فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و احتمالا به زودی سایر کشورهای غربی ندارند؟
«تناقض موجود در نسل ما این است که تمام دنیا اکنون از تربیتی که غرب وسیله آن را مهیا کرده بهرهمند شده است، بهجز خود غرب. امروزه غرب، هنوز از آن نظرگاهِ قدیمِ ناحیهایِ خودخواهانهای مینگرد که سایر جوامع زنده تا کنون مجبور به فراتر رفتن از آن شدهاند. ولی دیر یا زود غرب نیز به نوبه خود مجبور است که آن تربیت مجددی را که سایر تمدنها در نتیجه یکی شدن دنیا بهدست غربیان تحصیل کرده است، بهدست آورد».
آرنولد جوزف توئینبی، تمدن در بوته آزمایش
Repost from یادداشت های حسن انصاری
يک پرسش
مدتی است می بينم آقایی به نام مهدی مطهرنیا درباره موضوع روابط بين الملل و آينده پژوهی به صورت دلقکواری اظهار نظر می کند. کسی اطلاع دارد آيا اين اظهارات جدی است و يا حالت شوی تلويزيونی دارد؟ نمی دانم چرا فکر می کنم قيافه ايشان آشناست. شايد در برنامه های ساعت خوش مهران مديری و يا شايد چيزی شبيه آن او را قبلا ديده ام. هرچه هست خيلی آدم با مزه ای است! ظاهرا ديده گذشته پژوهی (رشته تاريخ) هزاران مدعی دارد این بنده خدا رفته در زمین بکر آینده دکان زده!!
https://t.me/azbarresihayetarikhi
راز ماندگاری ایران
در میان کشورهای دیرینه سال ایران سرنوشتی خاص خود داشته است. هیچ یک از مصادیق شناخته شده به تنهایی در حق او صدق نمی کند در حالی که هر یک از آنها اندکی شامل حال او هم هست. با لا اقل سه هزار سال عمر مستمر متشكل ،تاریخی جزو سه چهار ملتی است که هنوز بر سر پایند. اما گاه به گاه درباره او شنیده شده است که گفته اند: فرسوده و خسته است و دیگر بنیه کافی برای جمع و جور کردن خود ندارد. این بیشتر در لحظات بدبینی گفته میشود ولی عجیب است که تاکنون هر بار که این علائم خستگی نمود کرده است جهشی کرده و خطر افت را از سر گذرانده.
آنچه خالی از شگفتی نبوده استعداد مداومت این کشور است که بیشتر به جان سختی شبیه بوده نام ایران نزدیک همان سه هزار سال است که به صورتهای گوناگون بر زبانها میگذرد و طی این مدت او نقشی کم و بیش پررنگ در صحنه جهان بر عهده داشته چین و هند تنها دو کشوری هستند که از لحاظ مداومت بتوانند با او در مقایسه قرار گیرند، ایتالیا دیگر آن روم قدیم نیست و یونان هم از یونانیت گذشته نشانه چندانی ندارد. (محمدعلی اسلامیندوشن، ایران و تنهاییاش)
https://t.me/dinofalsafehh
گره کور جامعه ایران
یک گره کور بریدگی نسل جوان کنونی ایران از فرهنگ ملی است.
فرهنگ ملی یعنی اطلاع اجمالی بر تاریخ ایران، ادب فارسی و سیر فکری در این سرزمین که البته در پی آن باید بهره ای از فرهنگ به طور کلی به دست آید و این واجد چهار نتیجه میتواند باشد.
۱ - ادب فارسی و تاریخ ایران ذهن را گشایش میدهد، تسلای خاطر می بخشد؛ مطلع میکند که گذشتگان ما چه غم و شادیهایی داشته اند و این کشور از میان چه ماجراهایی عبور کرده است.
۲ - فرهنگ ملی مانند شیر مادر است. استخوان بندی روحی می دهد، سنگ پایه است بی دریافت آن کسب هیچ فرهنگی، چنانکه باید، میتر نخواهد بود.
دلبستگی به سرزمین را تحکیم میکند. ایران بخصوص کشوری است که از طریق شناخت درست میشود او را پذیرفت وگرنه جوانب دلسرد کننده زیاد دارد و تنها با دلبستگی است که بشود دل به کار داد و ثمر بخش واقع شد.
۴ - کانون همدلی و وجه تفاهم ایجاد میکند با آن همه تشتی که در جهان کنونی است و وسوسه هایی که دائماً به تشویق جدایی طلبی در میان اقوام کوشاست، محکمترین پیوند زبان فارسی تاریخ مشترک و اشتراک فرهنگ است به شرط آنکه وجود زنده و پویای این فرهنگ محور قرار گیرد. (محمدعلی اسلامی ندوشن، ایران و تنهاییاش)
https://t.me/dinofalsafehh
Repost from احزاب آنلاین
یک نما از آمریکا؛
♨️ #آمریکا گلههای بوفالو را نابود کرد تا سرخپوستان از گرسنگی مجبور به تسلیم شوند
⬅️این اولین #تحریم آمریکا به حساب میآید.
🌀 @ahzab_online
در جریان گیر و دار اسنپبک صحبت از مذاکراتی بود که احتمالا در جریان بود و برخی امید داشتند که با کوتاه آمدن ایران، قصه منتفی شود و البته دیگرانی هم بودند که میگفتند چنین نخواهد شد.
آقای مرعشی در اظهاراتی همان موقع افاضه فرمودند که شما جا را نمیشناسید و … خلاصه میخواست بگوید بهوقتش کوتاه میاید و قصه تمام میشود!!!
خب از ایشان که تاجر موفقی -انشالله بدون رانت- است انتظار نمیرود در مورد مباحثی که نه تخصص نه تجربه ونه تحصیلاتی در آن دارد نکات سنجیده بگوید همانطور که انتطار نمیرود درک کند که موشک، هستهای، تنگه و … همه ابزارهایی برای حفظ ایراناند ! ایشان همانقدر که کاسب موفقی است در تحلیل سیاسی و روابط بینالملل کلا پرت است.
اما از رسانههایی که دمبه ساعت به ایشان میکروفن میدهند تا تحلیل و راهکار بدهد مایه تعجب است.
مگر اینکه امرای این رسانهها قائل باشند منسوبان بزرگان سیاسی درگذشته، لزوما صلاحیت تحلیل دارند!!
البته شاید هم این میکروفن دادنها مجانی نباشد و برای این رسانهها صرفههای اقتصادی و درامدهای مناسب داشته باشد.
والله اعلم
Repost from KhabarOnline + | خبرآنلاین پلاس
🎥 حسین مرعشی در #خبرآنلاین از وضعیت فعلی کشور و احتمالات درباره وقوع جنگ نظامی سوم میگوید
📹 در کانال یوتیوب کافه خبر ببینید
هر عقبنشینی تاکتیکی برای حفظ ایران لازم است
🔹 در روزهایی که نگرانیها از احتمال وقوع جنگ سوم بیشتر شده و مردم هم با شرایط سخت اقتصادی و معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، مهمان کافهخبر شد تا درباره وضعیت کشور، احتمال جنگ و راههای جلوگیری از آن بگوید. مرعشی حفظ ایران را بالاتر از هر موضوع دیگری، از جمله غنیسازی و دستاوردهای هستهای، میداند و میگوید؛ مسئولان برای جلوگیری از جنگ، نباید هیچ ریسکی را بپذیرند.
▫️حفظ ایران مهمتر از غنیسازی و حفظ دستاوردهای هستهای است
▫️مهمترین امتیازی که جمهوری اسلامی امروز باید به دست بیاورد، حفظ تمامیت ارضی ایران است
▫️چه کسی گفته مذاکره به معنای خیانت است؟
▫️ایران پس از انقلاب گرفتار نوعی غرور انقلابی کاذب شد؛ با چه منطقی تصور میکردیم ایران مسئول نجات جهان است؟
▫️به شهید لاریجانی گفته بودم که اگر جنگ دوم آغاز شود، نخستین هدف، رهبری ایران خواهد بود
📌 متن گفتوگوی نیلوفر مولایی اینجاست:
khabaronline.ir/xqs4V
#کافه_خبر #سیاسی
@Khabaronline_plus | تحلیل و تأمل بیشتر
@KhabarOnline_ir | خبر از دست ندهید
Khabaronline.ir
برای روز حافظ
✍️عظیم محمودآبادی:
به مناسبت فرارسیدن روز حافظ (بیستم مهر) درصدد آن شدیم كه در جستوجوی دینِ او برآییم. البته منظور از مفهومِ دین، در «دینِ حافظ»، لزوما آن آیین و مذهبی نیست كه حافظ رسما به پیروی از آن شناخته میشده است. چراكه اساسا این مساله، پرسش جدیدی نیست و از قرنها پیش تاكنون در این مورد، نوشتهها و مقالات متعددی منتشر شده است و عموم محققان و حافظشناسان معتقدند كه وی مسلمانی شافعیمذهب بوده است.
اما مسلمانی وی لزوما به این معنا نیست كه او دركی واحد با سایر همكیشانِ خویش نسبت به دین و به ویژه ادیانِ دیگر (غیر از اسلام) داشته است. چنانكه میدانیم در میان متدینان به ادیانِ مختلف بهطور عام - و مسلمانان بهطور خاص- نگاه لزوما مشتركی به «دین» وجود ندارد.
ادعای راقم این سطور آن است كه كلامِ خواجه، به برداشتی مبتنی بر كثرتگرایی دینی راه میدهد؛ دركی پلورالیستیك (كثرتگرایانه) كه نه تنها ناظر به تحملِ دیگری با دینی دیگر است بلكه در آن دیگری و دینش، بصیرتها و حقایقی را مییابد كه به تلمیح یا تصریح، زبان به ستایشش میگشاید.
لذا موضوع کتاب «دین حافظ» همین است.
Repost from انصاف نیوز
➖ غرب علیه غرب | روبیو، توئین بی و جنگ تمدنها | عظیم محمودآبادی
عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
«پاناسلامیسم خوابیده است با این حال ما باید این امکان را که اگر پرولتاریای جهانِ «غربیمآب» بر ضد سلطه غرب به شورش برخیزد و خواستارِ یک رهبری ضد غربی شود، این خفته بیدار خواهد شد را در نظر بگیریم. بانگ شورش ممکن است در برانگیختن روح نظامی اسلام – حتی اگر این روح بهقدر خفتگان هفتگانه در خواب بوده باشد – اثر روحی محاسبهناپذیری داشته باشد؛ زیرا که ممکن است پژواکهای یک عصر قهرمانی را منعکس سازد». (آرنولد ج.توئینبی، تمدن در بوته آزمایش،ترجمه ابوطالب صارمی، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول؛ ۱۳۵۳، ص۱۹۹)
اظهارات وزیر خارجه آمریکا در مورد جنگ ایران و یونان در دوران باستان، مهر بطلانی بود بر همه اظهار نظرهایی که مدعی بودند میشد با ورود زودتر به مذاکرات یا امتیاز دهی بیشتر، از وقوع جنگهای موسوم به «دوازده روزه» و «رمضان» جلوگیری کرد. سخنان روبیو در آتن با آن میزانسنی که تدارک دیده بودند نشان داد منشاء درگیری ایران و آمریکا نه برنامه هستهای ایران، نه اشغال سفارت آمریکا، نه انقلاب اسلامی و نه حتی ورود اسلام به ایران در سال ۶۳۳ میلادی بلکه منشاء اصل این تخاصم بر میگردد به پنج قرن قبل از میلاد مسیح و درگیریهای پارسیان و یونانیان؛ تخاصمی که از همان زمان نیز صرفا نزاع میان دو دولت نبود بلکه رویارویی دو تمدن بزرگ در برابر یکدیگر بود که هیچکدام نمیتوانست سیادت طرف مقابل را بپذیرد. این جنگ در ریتوریک سیاسی و ادبی دو تمدن نیز تداوم یافته بود؛ یونانیان که به شهر دولتهای کوچک تقسیم شده بود، اداره امور را به شور و رأی واگذار کرده بود، که آن را «دموکراسی» میخواندند، و ایرانیان را که چنین نظامی نداشتند، «ناآزاد» مینامیدند و «بربر»!
اما در آن سوی این میدان، ایرانیان نیز تقسیم بندی «ایرانی» و «انیرانی» داشتند. انیرانی به همه کسانی اطلاق میشد که غیر ایرانی بودند. گذشته از این، ایرانیان خود را «آزادگان» میخواندند و مردم خارج از ایران را«ناآزاده» میپنداشتند. ظاهراً ناآزاده نه به معنای «برده»، بلکه به کسی اطلاق میشد که تابع تمدن و آیین ایرانی نبود.
حالا آن رویارویی تاریخی – تمدنی، بعد از هزاران سال بار دیگر در بالاترین سطوحاش سربرآورده و هیچ یک از طرفین بنا ندارد در برابر دیگری سر تسلیم فرود آورد. این رویارویی که در همه هزاران سال پیش در اعماق مواجهه دو تمدن با یکدیگر وجود داشته هرچند با افت و خیزهای فراوانی همراه بوده اما از سه سال پیش وارد مرحله بسیار جدیتری شد. اکنون که ما در دل حوادثی به غایت بزرگ قرار داریم که هنوز ابعاد تحولات، آن چنان که باید برایمان هویدا نشده است و تا آرام گرفتن این دریای موّاج و متلاطم باید انتظار کشید تا آنچه نهایتا در عمق این آبهای ژرف خواهد ماند روشن شود و به قول مولانا: «مهلتی بایست تا خون شیر شد».
تمدنها در مواجهه با چالشهای سخت
هرچند به زعم بسیاری، این تلاطمات ناشی از نزاعهای سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی است اما به نظر میرسد مرکز ثقل و خاستگاه اصلی آن را باید در کشاکش تمدنها دانست. مقصود نگارنده از «تمدن»، نظام سازمانیافتهای از زندگی اجتماعیِ پیشرفته است که با شکلگیری نهادهای پایدار، شهرنشینی، تولید فرهنگی و فناوری، و سازوکارهای سیاسی و اقتصادی پیچیده، تداوم تاریخی یک جامعه را ممکن میسازد. جنگهای کوچک و بزرگی که در سالهای اخیر، خطههای وسیعی از این منطقه را در بر گرفت و احتمالا تا مدتی نه چندان کوتاه همچنان ادامه خواهد یافت بیش از آنکه سیاسی، اقتصادی یا حتی جغرافیایی باشد تمدنی است. جهان اسلام – و از همه مهمتر ایرانِ ما- کمتر دورانی به دشواری و چالشبرانگیزیِ این روزها را از سر گذرانده است. این بحرانهای طاقتفرسا و نفسگیر اما به همان میزان که میتواند به محاق رفتن تمدنی بینجامد، از این احتمال بسیار بالا نیز برخوردار است که ...
ادامهی این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://ensafnews.com/671688/
@ensafnews
ایرانیان اهل دنیا
«اگر یونانیان را اهل تحقیق و رومیان را اهل فرمانروایی میدانند، ایرانیان را باید اهل دنیا نامید. در نظر ایرانی جهان را میتوان سازمان داد و بر آن مسلط شد، ولی اگر این کار میسر نشود میتوان تحمل کرد و سرانجام بر مشکل پیروز شد.
(ج، آربری، میراث ایران، ص۱۸)
https://t.me/dinofalsafehh
Repost from یادداشت های حسن انصاری
+1
می خواهيد عظمت تاريخی ايران را در دوران امپراتوری جهانی داريوش اول بدانيد؟ منشور او را که از شوش به دست آمده بخوانيد و گستره عظمت و بزرگی اين سرزمين و تمدن عظيم بشری را متوجه شويد؛ هم قدرتمند و هم باورمند به خدای يگانه. می گويد اهورامزدا کشورم را حفظ خواهد کرد.
https://t.me/azbarresihayetarikhi
