fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

هفته نامه قلم معلم

هفته نامه قلم معلم

رفتن به کانال در Telegram

کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

نمایش بیشتر
971
مشترکین
+124 ساعت
+57 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
ترامپ محاسبه کرده بود که پس از برگزاری انتخابات (نوامبر) تا زمان تحویل کنگره جدید به دموکرات‌ها (ژانویه ۲۰۲۷)، دیگر فشار رای‌گیری و صندلی‌های کنگره روی دوش او نیست و اختیار فرماندهی کل قوا را بدون نگرانی انتخاباتی در دست دارد.

ادوار گذشته تاریخ آمریکا (مانند دوره جورج بوش پس از شکست ۲۰۰۶)، رؤسای جمهور در دوره گذار بین انتخابات تا تشکیل کنگره جدید دست به تغییر استراتژی‌های کلان نظامی زده‌اند

معلم بازنشسته ای که به خاطر حقوق پایینش و مسائل مالیش توسط پسرش کشته شد مجید اطمینانی معلم بازنشسته کهنوجی که پسرش ازش پول می
معلم بازنشسته ای که به خاطر حقوق پایینش و مسائل مالیش توسط پسرش کشته شد مجید اطمینانی معلم بازنشسته کهنوجی که پسرش ازش پول میخواسته اونم نداشته بده و تهش پسره با ۳ گلوله پدرشو میکشه. کانال خبری آموزگاران #کانال_فرهنگیان_البرز ♦️♦️♦️♦️ https://t.me/k_F_ALBORZ

🔴 لینک‌ ترانه سکوت کردیم ایران خراب شد https://t.me/c/3930602260/1/1155 📌متن ترانه سایِه‌یِ سَنگینِ جَنگ بَر سَرِ ایران نِشَست شَریان‌هایِ حَیاتی را دُشمن بَست پالایِشگاه و سَد و بَرق و پُل هَمه شُد هَدفِ موشَک و سایبَرِ کُل سرمایِه‌یِ اِنسانی را چِرا بَر باد دَهیم؟ جان‌ها را فِدایِ جَنگی که فَقَط خاکستَر می‌کُنَد چِرا پُل‌ها بَسوزَند و پالایِشگاه‌ها بُریزَند؟ چِرا مِلَّت بَرایِ این ویرانی بَمیرَند؟ ما سُکوت کَردیم، ایران خَراب شُد   مانِعِ جَنگ نَشُدیم، تاریخ حُکم کَرد   من و تُو مَسئولِ این خُون و خاکِستَریم   سَکوت کَردیم و مِلکَت را سُرختیم اکثَریتِ خاموش از تَرسِ سَرکوب صَدا نَکَرد و جَنگ را دَر خُود رُخ داد هَزینِه‌یِ مَمانَعَت از جَنگ بَسی بُلَند شُد چُون جَامِعه بِه‌سویِ سُکوت رُوان شُد تَجْرُبه‌یِ تاریخ فَریاد می‌زَنَد قَوی‌تَرین سِلاح، اِرادِه‌یِ مِلَّت است نَه گُفتن بِه‌جَنگ پیش از فُرودِ بُمب‌ها 🖍 ادامه متن در لینک زیر : https://t.me/c/3930602260/1/859

🔴​«سایه سنگین جنگ بر سر ایران: مسئولیت تاریخی اکثریت خاموش و داخل و خارج فاجعه ویرانی زیرساخت‌ها 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ 🖌۱. مکانیسم ماده ۵ ناتو و خطر اجماع جهانی علیه ایران * فعال شدن دفاع دسته‌جمعی: بر اساس ماده ۵ پیمان ناتو، حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا یا کشورهای عضو در خاک اروپا، به منزله اعلان جنگ به کل این ائتلاف (شامل ۳۲ کشور قدرتمند جهان) است. این اقدام، بحران را از سطح منطقه‌ای به یک تقابل جهانی ارتقا می‌دهد. ▪️ * شکل‌گیری ائتلاف فراگیر علیه جمهوری اسلامی : در صورت وقوع چنین سناریویی، نه تنها ایالات متحده و اروپا، بلکه بسیاری از کشورهای منطقه (که نگران امنیت ترابری، انرژی و مرزهای خود هستند) ناچار به همراهی یا حمایت لجستیکی از این ائتلاف می‌شوند و یک اجماع سنگین جهانی علیه کشور شکل می‌گیرد که گریز از پیامدهای آن تقریباً غیرممکن است . 🤏۲. سایه سنگین جنگ بر روی زیرساخت‌ها (تشبیه به جنگ عراق) * ویرانی زیرساخت‌های حیاتی: همان‌طور که اشاره در هفته نامه قلم معلم اعلام کردم ، در مدل جنگ‌های مدرن (مانند حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰3)، استراتژی اصلی دشمن فلج کردن شریان‌های حیاتی کشور است. در این سناریو، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌های برق، پل‌ها، سدها و شبکه‌های ارتباطی هدف حملات سنگین سایبری و موشکی قرار می‌گیرند . ⬅️ * فلج شدن اقتصاد و بازسازی طولانی‌مدت: تجربه عراق نشان داد که زیرساخت‌های انرژی و صنعتی تا سال‌ها پس از جنگ نیز به دلیل تحریم، بدهی‌های سنگین و عدم ثبات سیاسی نتوانستند به شکل کامل بازسازی شوند. کشورهایی که درگیر چنین جنگ‌هایی می‌شوند، دهه‌ها دچار بحران فقر، گرسنگی و خاموشی مداوم (آب، برق، گاز) خواهند گردید و هزینه‌های بازسازی تا آخرین دلار از منابع ملی (مانند درآمدهای نفتی) کسر خواهد شد؛ درست مانند مدل «نفت در برابر بازسازی یا تسویه هزینه‌های جنگ»که برای عراق و جنگ خلیج اجرا شد. ◀️ ۳. نظریه رهبران افراطی و رویکرد آخرالزمانی ویژگی‌های رهبران یا جریان‌های افراطی مثل جمهوری اسلامی ، نتانیاهو ، ترامپ که تفکراتی شبه‌پایان‌زمانی (یا با نگاه‌های آخرالزمانی ایدئولوژیک و رادیکال) دارند؛ جریانی که گاه تصور می‌کند با عبور از ویرانی‌های بزرگ، نظم جدیدی شکل می‌گیرد و منجی می آید . در این میان، هزینه‌های اصلی این تفکرات را نه تصمیم‌گیرندگان، بلکه مردم عادی و نسل‌های آینده پرداخت می‌کنند که زندگی، معیشت و سرزمینشان به میدان جنگ تبدیل می‌شود . ⏪ ۴. نقش «اکثریت خاموش» داخل و ایرانیان خارج از کشور (مسئولیت تاریخی) * معضل سکوت و ترس: نگرانی از سکوت اکثریت به دلیل ترس از سرکوب یا هزینه‌های اعتراض، یکی از تراژدی‌های بزرگ جوامع در آستانه جنگ است. وقتی جامعه به سکوت کشیده می‌شود، هزینه ممانعت از جنگ به شدت بالا می‌رود . * مسئولیت اجتماعی و تاریخی داخل وخارج : از منظر اخلاقی و تاریخی، تاریخ تنها به حاکمان نگاه نمی‌کند، بلکه قضاوت سنگینی بر دوش جامعه‌ای می‌گذارد که توانست جلوی فاجعه را بگیرد اما سکوت کرد. اگر قرار است هزینه‌ای پرداخت شود یا جان‌ها به خطر بیفتد، سرمایه انسانی کشور چرا باید قربانی جنگی ویرانگر شود که دستاورد آن فقط سوختن پل‌ها و پالایشگاه‌هاست؟ بجای آن برای آزادی ایران هزینه شود *🖍 نقش ۸ میلیون ایرانی مهاجر: جامعه چند میلیونی ایرانیان خارج از کشور به عنوان بازوان ارتباطی قدرتمند با جهان آزاد، رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی، ظرفیت بزرگی برای لابی‌گری علیه جنگ، آگاه‌سازی افکار عمومی جهان و پشتیبانی از خواسته‌های صلح‌طلبانه درون کشور دارند که بخش بزرگی از آن‌ها هنوز به صورت یکپارچه و مؤثر فعال نشده‌اند . 🖍۵. راهکار برون‌رفت و پیشگیری از فاجعه جنگ‌ * اعتراض مدنی و اعتصاب سراسری: 🖌راهکار پیشنهادی بنده تمرکز بر اعتراضات داخلی، اعتصابات سراسری و پیگیری مستمر برای مهار جنگ‌طلبان و جلوگیری از ورود کشور به ورطه جنگ خانمان‌سوز عنوان کرده‌اید . 👈تجربه تاریخی نشان می‌دهد که قدرتمندترین ابزار برای متوقف کردن ماشین جنگی، اراده جمعی ملت‌ها برای نه گفتن به جنگ است، پیش از آنکه بمب‌ها فرود آیند و کار از کار بگذرد من و شما مسئول تمام خرابی ها جنگ وکشته ها هستیم تلاش نکردیم مانع ادامه جنگ شوییم .و سکوت کردیم تاریخ در مورد ما قضاوت کرد .ایران خراب شد مانع آن نشدیم . . > سعدی شیرین‌سخن چه زیبا گفت: > «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال هفته نامه قلم معلم محمد خاکساری چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/ https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1

۲۱۷ـ« از التهاب سیاست تا تولد تشکل صنفی معلمان» درمهرماه ۷۸ طبق معمول، روش تدریس و کار  خود را با دانش آموزان در میان گذاشتم. معدل سال قبل همه ی آنها را از دفتردار دبیرستان گرفتم. آنها را گروه بندی کردم و تا پایان مهرماه مسئله ی تزئین کلاس با گلدان های گل و نوشتن شعر و حکایت های ادبی همراه با نقاشی روی مقوا و نصب آن روی دیوار کلاس انجام شد. برنامه مشاعره نیز با تقسیم حروف الفبا بین دانش آموزان آغاز گشت.  سال ۷۸ یکی از سال های پر التهاب سیاسی و مهم در تاریخ معاصر ایران است زیرا با رویدادهای بزرگی در هم آمیخته است. محمد خاتمی که با شعار اصلاحات و گسترش فضای سیاسی باعث افزایش تعداد روزنامه ها شده بود، پس از واقعه ی کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم و کشتار دانشجویان و مردمی که به حمایت دانشجویان آمده بودند، نه توانست مانع توقیف روزنامه «سلام» شود و نه توانست از دانشجویان و مردم حامی آنان دفاع کند.!   ۱۱ آبان ۷۸ محاکمه ی عبدالله نوری وزیر برکنار شده دولت خاتمی. او که مدیر مسئول روزنامه اصلاح طلب « خرداد» بود، به جرم انتشار مطالبی در مورد پرونده قتل های زنجیره ای و وقایع کوی دانشگاه پای نوری را به اتهام «نشر اکاذیب» و «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» به دادگاه ویژه روحانیت کشاند و روزنامه اش نیز توقیف شد. او ‌در دادگاه درباره‌ی قتل های زنجیره ای مطالب حساسی را مطرح کرد و اظهار نظر جنجالی در دادگاه خطاب به قاضی عنوان کرد. او گفت:« امروز یک روحانی در مقام دادستان یک روحانی دیگر را متهم به توهین، افترا، نشر اکاذیب و معاندت با دین می کند. اگر این آقا راست می گوید وای بر روحانیتی که من نمونه اش هستم و اگر دروغ می گوید وای بر روحانیتی که ایشان نمونه اش است.» دادگاه ویژه روحانیت پس از شش جلسه او را به پنج سال زندان محکوم کرد. تحولات سیاسی و اجتماعی سال ۷۸ اهمیت نهادهای مدنی و تشکل های مستقل را در دفاع از حقوق شهروندان آشکار کرد. در چنین فضایی، تلاش معلمانی چون همسرم محمد و همکاران همفکر او، برای شکل گیری « کانون صنفی معلمان » را می توان بخشی از ضرورت اجتماعی و گامی در جهت تمرین دموکراسی، مسئولیت پذیری و مطالبه گری دانست. محمد از وقتی که مجوز تاسیس «کانون صنفی معلمان» صادر شده بود تمام وقت  خود را صرف مطالعه ی اساسنامه های مختلف و کتاب هایی در مورد فعالیت های مدنی می کرد. یک روز که از او در مورد همین مسئله سوال کردم گفت:« از وقتی که وزارت کشور مجوز تاسیس کانون را صادر کرد به ما یک اساسنامه ی پایه داد و گفت موءسسین کانون بر مبنای آن اساسنامه ی کانون را بنویسند تا به تایید کمیسیون ماده ده احزاب برسد و بعد بتوانید مجمع عمومی برگزار کرده و هیئت مدیره را انتخاب کنید. ما هم طی جلسه ای کمیته های مختلفی را تشکیل دادیم. من در کمیته ی اساسنامه هستم. هر یک از مواد اساسنامه را در جلسه مطرح می کنیم و نظرات موافق و مخالف یا پیشنهاد اصلاحی شنیده می شود و پس از رای گیری ماده ای که با اکثریت آرا مصوب می شود به عنوان یک ماده از اساسنامه نوشته می شود.» محمد می گفت:« یکی از مسائلی که در اساسنامه گنجانده شده شفافیت مالی کانون و پاسخگو بودن هیئت مدیره به اعضای کانون است. همچنین کانون به گردش نخبگان اعتقاد دارد و به همین دلیل اعضای هیئت مدیره بیش از دو دوره نمی توانند به عنوان عضو هیئت مدیره انتخاب شوند ولی پس از یک دوره توقف بار دیگر می توانند داوطلب عضویت هیئت مدیره شوند.»  من به محمد گفتم:« من به این ماده اعتراض دارم. از یک سو می خواهید گردش نخبگان در کانون وجود داشته باشد و از سوی دیگر باز با یک دوره توقف به کسی  که دو دوره عضو هیئت مدیره بوده امکان عضویت مجدد داده می شود.! آن فرد هر چه ایده یا نظر خوبی در پیشبرد اهداف صنفی داشته مطرح کرده و باید فرد دیگری با نظراتی تازه جای او را بگیرد وگرنه کانون هم می شود مثل مجلس شورای اسلامی که برخی نمایندگان چندین دوره در مجلس هستند و هیچ نفعی از آنان به مردم و کشور نمی رسد.»! https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

🔴 قدرت پنهان ذهن: چرا آنچه به خودت می‌گویی، واقعیت زندگی‌ات می‌شود؟ 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍✍ علم روانشناسی در مورد تلقین ذهنی چه می‌گوید؟ از دیدگاه روانشناسی، تلقین ذهنی (خود تلقینی یا affirmations مثبت) می‌تواند تأثیر واقعی داشته باشد، اما نه به صورت جادویی و مطلق. این پدیده علمی توضیح‌پذیر است و محدودیت‌های مهمی هم دارد . مبانی روانشناختی یکی از پیشگامان این موضوع امیل کوئه (Émile Coué) در اوایل قرن بیستم بود. او روش «خودتلقینی آگاهانه» را مطرح کرد و او معتقد بود ایده‌ای که با تکرار و باور در ذهن غالب شود، می‌تواند بر رفتار و حتی حالت جسمی تأثیر بگذارد یعنی هر روز بگویی " من حکومت را تغییر میدهم " در ذهن شما غالب می شود. حتی بر جسم من تاثیر می گذارد : نظریه خود تاییدی (Self-Affirmation Theory) 🤏کلود استیل : وقتی فرد ارزش‌های مهم خود را تأیید می‌کند یا جملات مثبت مرتبط با هویتش را تکرار می‌کند، حس یکپارچگی و ارزش خود را حفظ می‌کند. این کار باعث می‌شود در برابر تهدیدها و استرس کمتر دفاعی شود و به تغییر فکر کند یعنی هر روز تکرار کنی " من حکومت را تغییر می دهم " استرس ها شما در آینده کاهش می یابد .ایجاد امید می کند خودکارآمدی (Self-Efficacy) آلبرت بندورا : باور به اینکه «می‌توانم تغییر کنم» یا «اراده تغییر دارم»، یا “ من می توانم حکومت تغییر دهم “ انگیزه و پشتکار را افزایش می‌دهد و احتمال اقدام واقعی را بالا می‌برد اگر عمیقاً باور کنید که می‌توانید تغییر کنید، رفتارهایی انجام می‌دهید که احتمال موفقیت را بیشتر می‌کند (مثل تلاش بیشتر، بطور مثال تغییر حکومت ذهن شما را تقویت می کند وقتی هر روز می‌گویید «من اراده تغییر حکومت را دارم» واقعاً آن را باور می‌کنید: توجه شما به فرصت‌های تغییر بیشتر می‌شود. گفتگوی درونی منفی کاهش می‌یابد. انگیزه برای اقدام عملی افزایش پیدا می‌کند. استرس کمتر می‌شود و منابع ذهنی برای حل مسئله آزاد می‌ماند. این دقیقاً همان چیزی است «اگر مطلبی در ذهن تلقین کنید و به آن باور داشته باشید، در آن می‌رسید» اگر باور عمیق نباشد، ممکن است نتیجه معکوس دهد. تلقین به تنهایی کافی نیست. بدون اقدام عملی، برنامه‌ریزی و تغییر رفتار، فقط یک فکر مثبت باقی می‌ماند. . پیشنهاد عملی از دیدگاه روانشناسی به جای تکرار مکانیکی، این کارها مؤثرتر است: جمله را شخصی و قابل باور کنید (مثلاً: «من هر روز یک گام کوچک در جهت تغییر برمی‌دارم و اراده‌ام قوی‌تر می‌شود»). آن را با تصویر ذهنی و احساس واقعی همراه کنید مثلا در ذهن خود بیاورید " حکومت تغییر کرده است مردم آزاد و شاد می شوند مردم دیگر در رنج نیستند تلقین و باور ذهنی ابزار قدرتمندی است که از طریق تغییر نگرش، کاهش استرس، افزایش انگیزه و شکل‌دهی رفتار عمل می‌کند ذهن آماده عمل می کند . تلقین تجربه ای است برخی از آن استفاده کردند و‌موفق شدند . فقط اراده و عزت نفس لازم دارد باور کند " ما می توانیم حکومت تغییر دهیم " آزمایش کنید نتیجه آن دریافت کنید . ✔️ لینک ترانه : من می تونم حکومت را تغییر بدهم https://t.me/c/3930602260/1/1149 سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ هفته نامه قلم معلم محمد خاکساری کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/ https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1

🔴 لینک ترانه من می تونم‌ حکومت را تغییر بدم https://t.me/c/3930602260/1/1149 کلامِ مثبت در ذهنت بکار ارزش‌های خودت را تکرار کن هر بار کلود استیل می‌گه این راه رهایی‌ست حسِ یکپارچگی، ارزشِ واقعی‌ست تهدید و استرس کم‌رنگ می‌شود ذهنت باز می‌شود، امید جوانه می‌زند هر روز بگو و باور کن این سخن من می‌توانم حکومت تغییر دهم با اراده و باور، قدم برمی‌دارم من می‌توانم حکومت تغییر دهم بندورا می‌گوید باور کن عمیق که می‌توانی تغییر دهی این مسیر با این باور، رفتارها عوض می‌شود انگیزه و پشتکار در تو می‌جوشد تلقین تنها کافی نیست، بدان اقدام کوچک کن، برنامه‌ریزی کن عزت‌نفس و اراده سلاح توست تجربه کن و نتیجه را ببین درست من می‌توانم حکومت تغییر دهم با اراده و باور، قدم برمی‌دارم من می‌توانم حکومت تغییر دهم هر روز تکرار کن این جمله را استرس آینده کم می‌شود، امید می‌آید باور کن «ما می‌توانیم حکومت تغییر دهیم» آزمایش کن و نتیجه را در آغوش بگیر من می‌توانم حکومت تغییر دهم با اراده و باور، قدم برمی‌دارم من می‌توانم حکومت تغییر دهم باور کن... اقدام کن... تغییر بده 🖍لینک متن ترانه https://t.me/c/3930602260/1/859

https://x.com/khaksari902/status/2117368548058108142?a=dqPQYnHiG3Iqqkylk5s&s=35 اکثریت خاموش، منتظر کشته‌شدن نباشید! ده‌ها هزار نفر قربانی حمله آمریکا می‌شوند؛ مگر اینکه خودتان جلوی جنگ را بگیرید. با سکوت و ترس خود، در این فاجعه شریک نباشید. ​این پیام را در تقویم خود یادداشت کنید. 🚨 ​#نه_به_جنگ #آگاهی

خاصیت نظام‌های ایدئولوژیک یکی هم این است که افراد حتی بر جایگاه و پستی که تکیه زده‌اند، ذره‌ای توجه ندارند. این فرد را بر رأس آموزش و پرورش ویران نشانده‌اند‌. از روزی که بر این مسند تکیه زده همچون اسلاف خود نه نگران تعطیل شدن آموزش رایگان و اصل ۳۰ قانون اساسی بوده نه هزاران کودک باز مانده از تحصیل، نه مدارس ویران و نداشته مناطق دور افتاده و محروم و فوق محروم نه حقوق ماهانه کمتر از یک سوم خط فقر معلمان با تورم های ساعتی و از دست رفتن قدرت خرید ضروری‌ترین چیزها، نه کتب درسی نامتناسب و نه میانگین فاجعه بار معدل دانش آموزان، نه خودکشی دانش آموزان نه کشته شدن دانش آموز و معلمان در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ و نه زندانی شدن معلمان کنشکر و عدالت‌خواه. البته هم که نباید توقع داشت او معترض به این موارد باشد. وقتی که کار دستگاه تخلفات تحت امرش مجازات معلم نقاد و برکشیدن معلم منقاد است، مأموریت او در جایگاه وزارت مبرهن و روشن است. سخن دیگری باقی نمی‌ماند. #عزیز_قاسم_زاده https://t.me/azizghasemzademusic

🌒 چرا احمق ها از جنایتکاران خطرناک تر هستند !؟ 🕧زمان مطالعه وتامل ۷دقیقه دو روز بعد از این‌که آدولف هیتلر صدراعظم آلمان شد، کشیش دیترش بونهوفر، در یک برنامهٔ رادیویی به مردم کشورش هشدار داد. اما پیش از آنکه حرف‌هایش تمام شود، پخش برنامه‌اش قطع شد. او در همان آغاز کار نازی‌ها هشدار داد که هیتلر ممکن است نه «رهنما» بلکه «گمراه‌کننده» باشد. بونهوفر تا پایان عمرش در سال ۱۹۴۵ که به‌خاطر همکاری با توطئهٔ ترور هیتلر اعدام شد، در برابر نازیسم ایستادگی کرد. اما نکتهٔ جالب‌تر، نگاه متفاوت او به ریشه‌های این سقوط اخلاقی و سیاسی بود. او در نامه‌ای که در زندان نوشت، به این نتیجه رسیده بود که مشکل اصلی، «شرارت» نبود، بلکه «حماقت» بود. او نوشت: «حماقت، دشمنی خطرناک‌تر برای خوبی است تا شرارت. چون می‌توان در برابر شرارت مقاومت کرد، آن را افشا کرد یا جلویش را گرفت. اما در برابر حماقت، ما ناتوان هستیم». او توضیح می‌دهد که فرد احمق، برخلاف فرد شرور، اغلب از خودش راضی است و به‌راحتی تحریک می‌شود و حتی ممکن است دست به حمله بزند. بونهوفر معتقد بود حماقت، نه یک نقص هوشی، بلکه یک ضعف انسانی است که در شرایط خاص سراغ افراد می‌آید و مهم‌تر اینکه، مردم اجازه می‌دهند که احمق شوند! او نوشت: «هر زمان که یک قدرت بزرگ سیاسی یا مذهبی ظهور می‌کند، بخش زیادی از مردم را گرفتار حماقت می‌کند. چرا که قدرت، به حماقت دیگران نیاز دارد». او در جایی دیگر نوشته: «در گفت‌وگو با یک فرد احمق، انگار با خود او حرف نمی‌زنی، بلکه با شعارها و کلیشه‌هایی که در او رسوخ کرده‌اند روبه‌رویی.» و چه‌قدر این جمله آشناست برای زمانه‌ای که در آن بسیاری از انسان‌ها نه با فکر مستقل، بلکه با تکرار طوطی‌وار حرف دیگران، قضاوت و رفتار می‌کنند. تا به حال پیش آمده که در جمعی باشید و ببینید همه با شور و حرارت از موضوعی دفاع می‌کنند که نه فقط اشتباه، بلکه حتی خنده‌دار است؟ شاید سال‌ها فکر می‌کردید که با گسترش فناوری، سطح فهم عمومی هم افزایش پیدا می‌کند؛ اما کافی‌ست کمی در شبکه‌های اجتماعی بچرخید تا به عکس این تصور برسید. واقعیت این است که مفهوم «حماقت جمعی» هرگز تا این اندازه قابل مشاهده نبوده است. در جایی خواندم که در عصر ما، «حماقت دیگر یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک پدیدهٔ ساختاری است». اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، خواهیم دید که چگونه این پدیده، زمینه‌ساز ظهور رژیم‌هایی شده که جامعه را به ورطهٔ تاریکی کشاندند. با این حال، کمتر کسی فکرش را می‌کرد که این چرخه در عصر اطلاعات، دوباره تکرار شود. مفهوم «حماقت جمعی» نه‌تنها در تاریخ حضور پررنگی داشته، بلکه حالا با ابزارهایی چون اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، سریع‌تر و عمیق‌تر گسترش می‌یابد. روزی به خرد جمعی در فضای آنلاین ایمان داشتیم. در آغاز، اینترنت قرار بود سکویی باشد برای تبادل آرا، دسترسی آزاد به دانش، و قدرت‌گیری انسان‌های کنجکاو. اما چه شد که حالا شبکه‌های اجتماعی به جولانگاه توهین، لطیفه‌های سطحی و بازنشر بی‌دلیل شایعات تبدیل شده‌اند؟ پاسخ در مفهوم «حماقت جمعی» نهفته است؛ نوعی ناتوانی عمومی در تفکر مستقل، که با شتاب‌زدگی و فشار گروهی همراه می‌شود. اگر به ریشه‌ها نگاه کنیم، این حماقت، زادهٔ شرایطی‌ست که مردم را از تحلیل بازمی‌دارد و به واکنش‌های احساسی سوق می‌دهد. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در فضای مجازی، با پستی روبه‌رو شوید که آشکارا اشتباه است؛ اما صدها هزار لایک و بازنشر دارد. چرا این‌گونه محتواها تا این اندازه محبوب می‌شوند؟ چرا حماقت، این‌قدر همه‌گیر شده؟ شاید پاسخش را بتوان در تحلیل‌های دیترش بونهوفر پیدا کرد. او در نامه‌ای از زندان نوشته بود: «در برابر حماقت، ما بی‌دفاعیم». به نظر می‌رسد این جمله همچنان در زمانهٔ ما صدق می‌کند. زیرا «حماقت جمعی» نه از کم‌هوشی، بلکه از نوعی ««واگذاری ارادهٔ فردی»» ناشی می‌شود. همین موضوع است که «آن» را خطرناک‌تر از شرارت می‌کند. 📚اندیشه ورزی ☘️🌷☘️

🔴 کودتا و مافیا در تشکل‌های صنفی؛ وقتی قدرت از جمع به حلقه‌ای محدود منتقل می‌شود. 📌 هوش مصنوعی ارزشمند با درود. از شما تعریف ساده و مختصری از واژگان کودتا و مافیا را میخواهم؟ هدفم ازین خواسته اینست که تعاریف بیطرفانه شما را در اختیار جامعه فرهنگیان ایران و دیگر مخاطبان قرار دهم و سپس عملکرد برخی از اعضا و افراد شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران نیز برای این بزرگواران بازگو کنم تا خودشان قضاوت کنند که آیا این مجموعه گرفتار کودتا و مافیا شده است یا خیر؟ #پاسخ 👇👇👇👇👇 ۱. کودتا کودتا (Coup d’état) به معنای تصرف ناگهانی و غیرقانونی قدرت در یک ساختار حکومتی یا سازمانی، از طریق کنار زدن صاحبان قانونی و مشروع قدرت، بدون طی کردن سازوکارها و تشریفات مقرر است. به زبان ساده‌تر: کودتا زمانی اتفاق می‌افتد که فرد یا گروهی، به جای رعایت قواعد قانونی و جمعی، با دور زدن آن‌ها یا حذف صاحبان حق تصمیم‌گیری، قدرت را به دست بگیرد یا ساختار تصمیم‌گیری را به نفع خود تغییر دهد. البته هر اختلاف، تغییر مدیریت یا جابه‌جایی مسئولان را نمی‌توان کودتا نامید؛ ملاک، چگونگی تصرف قدرت و نقض قواعد مشروع و قانونی است. ۲. مافیا چیست؟ مافیا (Mafia) در معنای اصلی، به شبکه‌ای سازمان‌یافته، پنهان و مبتنی بر منافع مشترک گفته می‌شود که اعضای آن با استفاده از قدرت، نفوذ، تهدید، فشار، انحصارطلبی یا مناسبات غیرشفاف، برای حفظ منافع و سلطه خود فعالیت می‌کنند. به زبان ساده‌تر: مافیا زمانی شکل می‌گیرد که گروهی محدود، منافع و قدرت خود را بر منافع جمعی ترجیح دهند، تصمیمات را در حلقه‌ای بسته و غیرشفاف اتخاذ کنند، منتقدان را حذف یا منزوی سازند و اجازه ندهند دیگران به شکل برابر در تصمیم‌گیری مشارکت کنند. البته هر گروه همفکر یا ائتلافی را نمی‌توان مافیا نامید؛ وجود سازوکارهای سلطه‌گرانه، انحصارطلبانه و غیرشفاف اهمیت دارد. ✍ محمدرضا رمضان‌زاده/ عضو شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران (دهم مهرماه ۱۴۰۵) این سلسله گزارش و پرس و جوها ادامه دارد... #نه_به_انحصار #نه_به_سانسور #نه_به_حذف #محمدرضارمضانزاده رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

🌅فاصله حقوق معلمان با هزینه‌های زندگی؛ پرسشی که نیازمند پاسخ است 🔰در شرایطی که برآورد برخی از هزینه‌های زندگی، رقم‌های بسیار بالایی را نشان می‌دهد، اعلام میانگین حقوق ۲۹ میلیون و ۱۰۰ هزار تومانی برای معلمان، ضرورت بررسی دقیق‌تر وضعیت معیشتی این قشر را برجسته می‌کند. 🔻 پرسش اساسی این است: آیا سطح درآمد فعلی معلمان با هزینه‌های ضروری زندگی و مسئولیت‌های حرفه‌ای آنان تناسب دارد؟ انتظار فرهنگیان این است که در کنار اعلام میانگین حقوق، اطلاعات شفاف‌تری درباره قدرت خرید واقعی معلمان، تفاوت دریافتی‌ها و برنامه‌های عملی برای بهبود معیشت آنان ارائه شود. 🔻موضوع فقط میزان حقوق نیست؛ مسئله، توان تأمین هزینه‌های زندگی با درآمد حاصل از معلمی است. 🔻معیشت فرهنگیان، مسئله‌ای قابل چشم‌پوشی نیست و شایسته بررسی جدی، پاسخ‌گویی شفاف و راهکارهای عملی است. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🔴 نام گروه تلگرام‌ : ترانه های مبارزه و همبستگی ۱- ایجاد یک آرشیو زنده برای ترانه های آزادی خواهانه هدف این گروه می باشد. متأسفانه ممکن است بسیاری از ترانه‌های اعتراضی یا نغمه‌های همبستگی در طول زمان فراموش شوند. ۲. اشتراک پیام امید، شجاعت و همدلی تا اعضای گروه از نظر روانی احساس تکیه‌گاه و اتحاد کنند. https://t.me/c/3930602260/1

🔴 لینک ترانه : محبوبیت، تاج بی‌نقدی نیست https://t.me/c/3930602260/1/1146  قدرت از آن مردم است نه نام‌ها می‌مانند، نه قهرمان‌ها آنچه که می‌ماند، آگاهی مردم است... نه قدرت از نام قهرمان بود نه راه آزادی، ز یک انسان بود چون مردم از آگاهی، چراغی برکنند بند ستم را با هم از هم بشکنند نه یک صدا، با صد هزار آوا نه یک نفر، با مردمی دریا قدرت ز مردم، قدرت ز ماست فردای روشن، در دست ماست نه بت‌پرستی، نه بند نام آزادی مردم، مقصد ماست با هم بمانیم، با هم بخوانیم ما صاحبان این سرزمینیم! تشکل از مردم، ریشه می‌گیرد با نقد و آگاهی، جان می‌گیرد نه نام کسی، معیار ما بود نه سابقه، تضمین راه ما بود هر کس که در این راه، قدم می‌نهد باید حساب کار خویش بدهد نقد، آتش روشن آگاهی است اختلاف، نشان پویایی است اگر صداها را خاموش کنیم راه رهایی را فراموش کنیم با گفت‌وگو، دیوارها می‌شکند با همدلی، بن‌بست‌ها می‌شکند قدرت ز مردم، قدرت ز ماست فردای روشن، در دست ماست نه بت‌پرستی، نه بند نام آزادی مردم، مقصد ماست با هم بمانیم، با هم بخوانیم ما صاحبان این سرزمینیم! 🖍 ادامه متن ترانه لینک زیر : https://t.me/c/3930602260/1/859

🔴 فعالیت صنفی و مدنی، میدان بت‌سازی نیست! زندان رفتن، هزینه دادن و تحمل سرکوب، شایسته احترام و قدردانی است؛ اما هیچ‌یک به‌خودی‌خود اعتبار دائمی نمی‌آورد، کسی را از نقد و پاسخ‌گویی معاف نمی‌کند و به مرجع بی‌چون‌وچرای تصمیم‌گیری تبدیل نمی‌سازد. یکی از آسیب‌های جدی در فعالیت‌های صنفی و مدنی، تبدیل کنشگران به چهره‌هایی فراتر از نقد و پرسشگری است. گاهی صرفاً به دلیل سابقه فعالیت، زندان رفتن، تحمل فشارهای امنیتی یا پرداخت هزینه در مسیر مطالبه‌گری، از افراد تصویری قهرمانانه ساخته می‌شود؛ تصویری که به‌تدریج جای ارزیابی عملکرد، اندیشه و رفتار آنان را می‌گیرد. باید میان احترام به فداکاری‌ها و پذیرش بی‌چون‌وچرای مواضع و عملکرد افراد تفاوت قائل شد. هیچ سابقه مبارزاتی، محبوبیت اجتماعی یا هزینه‌ای که فردی پرداخته است، تضمین‌کننده درستی تمام تصمیم‌ها و مواضع او نیست. اعتبار هر کنشگر باید در کنار سوابق گذشته، بر اساس عملکرد امروز، میزان مسئولیت‌پذیری و پایبندی او به اصول و ارزش‌های جمعی نیز ارزیابی شود. هیچ‌کس صرفاً به دلیل سابقه مبارزه، زندان یا محبوبیت اجتماعی، مالک یک جنبش یا تشکل نیست. فعالیت صنفی و مدنی نباید به جایگاه افراد وابسته شود و هیچ کنشگری نباید خود را فراتر از نقد همکاران و افکار عمومی بداند. خطر قهرمان‌پروری آنجاست که به‌جای ارزیابی مستمر عملکرد افراد، از آنان چهره‌هایی غیرقابل نقد ساخته می‌شود؛ به‌جای پاسخ‌گویی، وفاداری مطالبه می‌شود و به‌جای تقویت تشکل‌ها، اعتبار و سرنوشت یک حرکت به چند نام گره می‌خورد. در چنین شرایطی، اختلاف‌نظر به‌جای آنکه بخشی طبیعی از پویایی یک جنبش باشد، به بی‌وفایی تعبیر می‌شود و نقد عملکرد افراد، به مخالفت با اصل مبارزه تقلیل می‌یابد. تشکل صنفی مستقل، با افراد شکل می‌گیرد، اما نباید به افراد وابسته بماند. اعتبار یک تشکل نه از شهرت اعضای آن، بلکه از استقلال، شفافیت، پاسخ‌گویی، تصمیم‌گیری جمعی و پایبندی به اصول و مطالبات مشترک سرچشمه می‌گیرد. ما به کنشگران شجاع و مسئول نیاز داریم، نه چهره‌های مقدس و غیرقابل نقد؛ به تشکل‌های قدرتمند نیاز داریم، نه حلقه‌های وابسته به اعتبار اشخاص؛ و به فرهنگ گفت‌وگو و نقد سازنده نیاز داریم، نه مناسبات مبتنی بر تعصب، وفاداری شخصی و بت‌سازی. هدف فعالیت صنفی و مدنی، ساختن قهرمانان جدید نیست؛ ساختن جامعه‌ای آگاه، مطالبه‌گر و سازمان‌یافته است که هیچ فردی را فراتر از نقد و هیچ تشکلی را فراتر از پاسخ‌گویی نمی‌نشاند. قدرت یک جنبش به تعداد قهرمانانش نیست؛ به میزان آگاهی، مشارکت، استقلال و سازمان‌یافتگی مردمی است که برای حقوق خود تلاش می‌کنند. #نقدپذیری #پاسخگویی #قدرت_جمعی #نه_به_بت‌سازی رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

درود جناب دکتر محمدخاکساری، لطفاً در هفته نامهٔ قلم معلم منتشر بفرمائید! *ایرانِ فردا بامعلمِ گرسنه و تحقیرشده ساخته نمیشود* ایرانِ فردا، اگر بخواهد فردا باشد و نه تکرارِدیروز، باید از جایی آغاز شود که هنوز هم نور از آنجا می‌تابد: از کلاسِ درس. اما کلاسی که معلمش گرسنه است، نور نیست؛ شعله‌ای است که خودش می‌سوزد و کسی را روشن نمیکند. معلمِ گرسنه می‌تواند حرف بزند، اما صدایش لرزان است.معلمِ تحقیرشده میتوانددرس بدهد،اما حرمتِ درس را نمی‌تواند نگه دارد. و دولتی که حرمتِ معلم را نگه نمی‌دارد، در واقع حرمتِ دانستن، حرمتِ پرسیدن و حرمتِ فردا را نگه نداشته است. فردا نه با سیمان ساخته می‌شود، نه با شعار. فردا در نگاهِ کودکی ساخته می‌شود که به معلمش نگاه می‌کند و در چشم‌های او عزت می‌بیند، نه ترس؛ امید می‌بیند، نه خستگی.اگر معلم در جامعه‌ ای گرسنه بماند، پیامِ پنهانِ آن جامعه به کودکان این است: دانش، بی‌ارزش است؛ اندیشیدن، هزینه دارد؛ و آدمی که راه نشان می‌دهد، خودش در راه مانده است. این پیام، ازهرکتابی خطرناک‌ تر است. این پیام، نسلی را تربیت می‌کند که یا از فکر کردن می‌گریزد، یا فکر کردن را فقط برای فریب دیگران می‌خواهد. تحقیرِمعلم، تنها یک بی‌عدالتیِ شغلی نیست؛ یک خشونتِ فلسفی است.دولت و جامعه‌ای که معلم را تحقیر می‌کند، در واقع به خودش می‌گوید: «ما آینده را جدی نمیگیریم.»وآینده‌ای که جدی گرفته نشود، دیر یا زود با صورتِ زخمی‌اش برمی‌گردد. معلمِ تحقیرشده نمی‌تواند شهروندِ آزاده تربیت کند؛ می‌تواند فقط فرمان‌بردار تربیت کند. و ایرانِ فردا با فرمان‌بردار ساخته نمی‌شود، با شهروند ساخته می‌شود. شهروندی که می‌پرسد، نقد می‌کند، می‌فهمد و مسئولیت می‌پذیرد. بله، ایرانِ فردا به اقتصادِ توانمند نیاز دارد، به قانون، به آزادی، به امنیت، به آب و هوا و کار و نان. اما هیچ‌کدامِ این‌ها بی‌معلمِ آبرومند ممکن نیست. نانِ معلم، فقط نان نیست؛ شرطِ کرامتِ دانش است. مسکنِ معلم، فقط مسکن نیست؛ شرطِ آرامشِ فکری نسلی است که فردا را می‌سازد. منزلتِ معلم، فقط تعارف نیست؛ سرمایه‌گذاری بر روی خردِ جمعی است. اگر می‌خواهیم ایرانِ فردا از دامِ جهل، فساد و بی‌اعتمادی بیرون بیاید، باید اول دستِ معلم را بگیریم؛ نه با ترحم، با عدالت.نه باشعار، با حقوق. نه با تقدیرنامه، با کرامت. آتشِ این حرف، آتشِ نفرت نیست؛ آتشِ غیرت است بر آینده‌ای که دارد دود می‌شود. ایرانِ فردا را نمی‌توان با معلمِ گرسنه ساخت، همان‌ طور که نمی‌توان با چراغِ خاموش، خانه‌ای را روشن کرد. معلم باید سیر باشد، اما نه فقط از نان؛ ازاحترام. باید توانمند باشد، اما نه فقط از حقوق؛ از جایگاه. باید دیده شود، نه به عنوان کارمندِ فرسوده، به عنوان حافظهٔ زندهٔ جامعه و باغبانِ اندیشه. ایرانِ فردا، اگر روزی بیاید، از کلاسی آغاز می‌شود که در آن معلم با شکمی آرام و دلی سرافراز می‌ایستد،به کودکان نگاه می‌کند و می‌گوید: «شما آینده‌اید.» و کودکان باور می‌کنند، چون پیش از آن، جامعه به خودِ او گفته است: «تو ارزشِ آینده را داری.» تا آن روز، هر سخن از ایرانِ فردا،اگر معلمِ گرسنه و تحقیرشده را در مرکزِ خود نبیند، فقط یک جملهٔ قشنگ است؛ و جملهٔ قشنگ، آینده نمی‌سازد. آینده را کرامت می‌سازد، نان می‌سازد، احترام می‌سازد. ایرانِ فردا با معلمِ گرسنه و تحقیرشده ساخته نمی‌شود؛ با معلمِ آبرومند، اندیشمند و آزاده آغاز می‌شود. *حاج محمدعلی خاکسار فرهنگی بازنشسته از ایل قشقایی*

تحلیل شرایط کنونی: تاب‌آوری، بازدارندگی و سایه جنگ در ادبیات نظامی و علوم استراتژیک، اصطلاحی به نام «تاب‌آوری» (Resilience) وجود دارد. تاب‌آوری در شرایط جنگی یعنی: توان ایستادگی، تحمل فشارهای حداکثری و بازسازی سریع در برابر آسیب‌ها و حملات دشمن؛ یا به زبان ساده‌تر: «قدرت دوام آوردن و نشکستن در بحران‌ها». با توجه به شرایط کنونی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ایران از توان کافی برای ایستادگی و بازسازی در برابر یک تقابل احتمالی با آمریکا برخوردار است؟ ۱. بن‌بست دیپلماسی و سایه جنگ در وضعیت کنونی، جمهوری اسلامی عملاً هرگونه مذاکره را رد کرده و بر مواضع خود پافشاری می‌کند. از سوی دیگر، ایالات متحده به‌دنبال تضمین قطعی و رفع نگرانی‌های خود درباره برنامه هسته‌ای ایران است. شواهد نشان می‌دهد که گزینه‌ی برخورد نظامی بار دیگر در دستور کار دو طرف قرار گرفته است. ۲. توازن قوا و ابزارهای بازدارندگی جمهوری اسلامی در این تقابل چه در دست دارد؟ برتری‌های راهبردی: ایران همچنان روی توان موشکی خود و کنترل یا ناامن‌سازی تنگه هرمز به عنوان اهرم‌های اصلی بازدارندگی حساب می‌کند. تحرکات آمریکا: در مقابل، ایالات متحده با استقرار نیروهای تازه‌نفس و ۵۰ هزار سرباز آموزش‌دیده در منطقه، موضع خود را تقویت کرده است. چالش‌های مشروعیت و بهانه‌تراشی: برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده درباره دستیابی به سلاح هسته‌ای از سوی تریبون‌های رسمی و نمازهای جمعه، بهانه‌ای به دست آمریکا داده است تا ائتلافی گسترده‌تر از کشورهای منطقه و متحدان اروپایی خود علیه ایران شکل دهد. تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که هرگاه این کشورهای منطقه و اروپا احساس کنند «موجودیّت و امنیت» آن‌ها در خطر است، بدون تردید با سیاست‌های آمریکا هم‌افزایی خواهند کرد. ۳. تفاوت‌های این تقابل با درگیری‌های گذشته اگر جنگی رخ دهد، این دور از تقابل تفاوت‌های بنیادینی با درگیری‌های پیشین خواهد داشت: آسیب به زیرساخت‌ها در جنگ‌های مدرن می‌تواند خساراتی سنگین و بلندمدت وارد کند که جبران و بازسازی آن‌ها حدود ۱۰ تا ۲۰ سال زمان می‌برد). در این میان، کشورهای ثروتمند عربی منطقه با پشتیبانی مالی و فنی اروپا و آمریکا، فرآیند بازسازی و پیشرفت خود را با سرعتی بالا ادامه می‌دهند و شکاف توسعه‌ای بیش از پیش عمیق‌تر خواهد شد با توجه تجربه اگر حکومت باشد بین ۱۰ تا ۲۰ سال طول می کشد . ۴. نقش جامعه و «اکثریت خاموش» در چنین نقطه‌ی عطف سرنوشت‌سازی، خطِ مخاطب اصلی متوجه اکثریت خاموش است. شهروندان و جامعه باید درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند: آیا باید از تجربه‌های تاریخی (مانند رویدادهای صربستان و تغییرات سریع سیاسی برای نجات کشور) درس گرفت و منفعل نماند؟ یا با تداوم سکوت، نظاره‌گر نابودی زیرساخت‌ها، سرمایه‌ها و آینده‌ی کشور بود؟ تاریخ خواهند نوشت: زیرساخت‌های ایران نابود شد و اکثریت خاموش، فقط سکوت کردند و تماشاگر بودند. این تجربه شخص من است (شاید هم اشتباه باشد)، اما شک ندارم اگر اعتصاب و اعتراضات سراسری رخ دهد، آمریکا حمله نخواهد کرد. جنگ‌طلبان از تداوم جنگ ثروتمندتر می‌شوند؛ چون با فروش نفت و واردات انحصاری در دوران جنگ، سودهای کلانی کسب می‌کنند. هفته نامه قلم محمد خاکساری یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/ https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p=a&ilr=1 .