هفته نامه قلم معلم
Open in Telegram
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/
Show more964
Subscribers
+124 hours
+67 days
+1930 days
Posts Archive
🔴 لینک ترانه ای از شعر
نسیم شمال
سید اشرفالدین حسینی گیلانی
آدم ترسو
https://t.me/c/3930602260/1/842
🔴 متن ترانه
آدم ترسو
ترسو که فریاد نمی زند
اِی وای اگر از ترس، دهانها ببینید،
حق از سرِ این ملت نادان بپَرید،
هرگز نرود ظلمِ ظالم ز میان،
تا از گرهِ جان، نرسد فریادی.
ترس از حاکم نَبَرد تو را به جایی،
گویی همه شب: «عمرِ خود را اسیرید!»
این ترس ز بیداد، تو را گشته عادت،
شمعِ دلِ بیدار و سخن گفتن مَرید!
از بیمِ عزل و ز بیمِ پُست ندادن،
حرفِ حق خود را به زبانی نتوانیم زد،
این چه بزدلی، این چه مُردنِ خاموش،
زین خواب گران خیز، که مُلک است به بادی!
متن شعر درلینک زیر:
https://t.me/AshaareAngizeshi
Repost from N/a
بیانیه شماره ۴۶: دههی همبستگی برای آزادی – روز یکم
«روز زن، زندگی، آزادی»
چهار سال از جانباختن مهسا (ژینا) امینی میگذرد؛ چهار سال از لحظهای که اندوه یک خانواده به خشم و بیداری یک ملت پیوند خورد و سه واژهی «#زن_زندگی_آزادی» به زبان مشترک میلیونها ایرانی بدل شد. آنچه در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، فقط واکنشی به یک جنایت نبود؛ اعلام آشکار نسلی بود که دیگر تحقیر، اجبار و دخالت حکومت در زندگی خصوصی را بر نمیتابید.
جمهوری اسلامی در این سالها بیش از پیش برای بازگرداندن ترس، از زندان و اعدام تا سانسور، فشار اقتصادی، قطع ارتباطات دیجیتال و سرکوب خانوادههای دادخواه بهره گرفته است. با این حال، جامعهی ایران، جامعهی پیش از خیزش نیست. زنانی که هر روز حق انتخاب خود را زندگی میکنند، جوانانی که از مطالبهی آزادی عقب ننشستهاند و خانوادههایی که نام جانباختگان را زنده نگه داشتهاند، نشان میدهند که تغییر پیش از آنکه در ساختار قدرت رخ دهد، در ذهن و زندگی مردم ریشه دوانده است.
در جامعهی ما، زن نماد انسانی است که به دلیل وجود تبعیض اجتماعی و سیستماتیک سرکوب و محدود شده؛ زندگی حقی است که نباید قربانی ایدئولوژی، فقر، زندان، اعدام و سرکوب شود؛ و آزادی همان حقی است که به هر انسان اجازه میدهد دربارهی اندیشه، پوشش، باور، سبک زندگی و آیندهی سیاسی خود آزادانه تصمیم بگیرد. از این رو، «زن، زندگی، آزادی» نه شعاری متعلق به یک گروه، بلکه خواستی ملی برای ایرانی است که در آن هیچ شهروندی به دلیل جنسیت، قومیت، زبان، مذهب، عقیده یا شیوهی زندگی از حقوق مسلم خود محروم نباشد.
در این روز، به یاد جانباختگان آزادی سر فرود میآوریم، در کنار خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی میایستیم و تأکید میکنیم که آیندهی ایران باید بر عدالت، پاسخگویی، حاکمیت قانون، جدایی دین از حکومت، آزادیهای فردی و اجتماعی، برابری حقوق شهروندان و یکپارچگی سرزمینی کشور بنا شود. اختلاف دیدگاهها نباید ما را از حقیقتی ساده دور کند: هیچ نیرویی به اندازهی همبستگی ملی نمیتواند راه آزادی را هموار کند.
امروز بار دیگر اعلام میکنیم که جمهوری اسلامی شاید بتواند فریاد آزادی خواهی را مدتی خاموش کند، اما این خواسته مردمی فراموش نخواهد شد. «زن، زندگی، آزادی» اکنون بخشی از تاریخ معاصر ایران است و تا روزی که ایرانی آزاد، عادلانه و متکی بر ارادهی مردم ساخته شود، زنده خواهد ماند. نه به جمهوری اسلامی؛ آری به آزادی، برابری و حاکمیت مردم ایران.
پاینده ایران آزاد
شورای همبستگی آزادی برای ایران
۱۵ شهریور ۱۴۰۵
با سپاس از همراهان (با نام مستعار) کیا و شایان از داخل کشور، برای همکاری در تهیهی این بیانیه
#از_دموکراسی_بگو #همبستگی_برای_آزادی
در سایت شورا مطالعه کنید:
🔗 https://freeirancouncil.org/بیانیهها/بیانیه-شماره-۳۵-دهه-همبستگی-برای-آزادی-روز-یکم-زن-زندگی-آزادی
«روابط عمومی شورا»
📱 @FreeIranCouncilOfficial
📱 https://t.me/FreeIranCouncilOfficial
📱 https://x.com/FreeIranCouncil
📱 https://www.instagram.com/freeirancouncil
📨 info@freeirancouncil.org
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، گفت نرخ سوم بنزین از بامداد ۱۷ شهریور به لیتری ۱۰ هزار تومان افزایش مییابد.
به گفته مهاجرانی، در جلسات کارشناسی رقمهای متفاوتی مطرح شده بود، اما با توجه به وعده مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، نرخ ۱۰ هزار تومان تعیین شد.
سهمیه ماهانه ۶۰ لیتر بنزین با نرخ لیتری ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با نرخ لیتری ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر باقی میماند.
مهاجرانی گفت درآمد حاصل از افزایش نرخ سوم بنزین برای معیشت مردم هزینه خواهد شد.
Repost from N/a
فایل تصویری در یوتویوب- قسمت دوم کتابخوانی- رمان ابله داستایوسکی: پرسش و پاسخ با دکتر نوروزی:
https://youtu.be/IHlzQbtboLI?si=MkbYmgIW9XgEsIEG
@KetabkhaniGoftoshenud
فایل تصویری در یوتویوب- قسمت دوم کتابخوانی- رمان ابله داستایوسکی: پرسش و پاسخ با دکتر نوروزی:
https://youtu.be/IHlzQbtboLI?si=MkbYmgIW9XgEsIEG
@KetabkhaniGoftoshenud
🔴 لینک ترانه
پایان سکوت معلمان
https://t.me/c/3930602260/1/838
🖍متن ترانه پایان سکوت معلمان
به همکارِ زندانی بیتفاوتی،
دستِ سیستم را بازتر میکند.
وقتی اعتراض نیست از اکثریت،
سرکوبِ بیشتر را قدرت میبیند.
پایان سکوت معلمان
مطالبه و امنیت اگر بیصدا،
چرا باید حقوقِ تو بالا رود؟
معلمی که اعتصاب نمیکند،
سیستم بیشتر فشار میآورد.
پایان سکوت معلمان
وزیرِ بیلیاقت مینشیند بر کرسی،
استبداد ادامه مییابد هر روز.
میلیاردها میرود به لبنان و یمن،
معلم و بازنشسته میمانند در سوز.
پایان سکوت معلمان
بیتفاوتی فقط به خودت نیست،
به خانواده و مردم هم میزند.
جانِ انسانها هر روز در خطر است،
گرانی از این بیمسئولیتی میجهد.
پایان سکوت معلمان
جنگ بهانه نشود برای سکوت،
اعتراض به گرانی باید بلند شود.
این را در شهر تکرار کنید هر روز:
پایان سکوت معلمان
دیگر نه، دیگر نه، دیگر نه
لینک متن ترانه
https://t.me/AshaareAngizeshi
Repost from خاطرات خانم معلم
۲۰۵ـ«قتل هایی در سایه ی اصلاحات»
داریوش فروهر ( ۷ دی ۱۳۰۷- ۱ آذر ۱۳۷۷) متولد اصفهان بود. از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با « دکتر محمد مصدق» فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۷ ماه زندانی و بعد تبعید شد.
در سال ۱۳۳۹ در حالی که در زندان بود با تشکیل جبهه ملی دوم، به عضویت شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او از سال ۳۹ تا ۴۴ به دلیل فعالیت های سیاسی خود در دوره پهلوی جمعا ۱۴ سال به زندان افتاد و نمادی از مبارزه شد. یکی از طولانی ترین حبس های داریوش فروهر، سه سال زندان به خاطر اعتراض به تجزیه ایران و جدا شدن « بحرین» از ایران بود.
زمانی که سیدرضا زنجانی و مهدی بازرگان «نهضت مقاومت ملی» را تشکیل دادند، فروهر به آن پیوست.( همایون کاتوزیان - مصدق و نبرد قدرت - ترجمه احمد تدین)
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ فروهر در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان وزیر کار و سپس وزیر مشاور بازرگان بود. او از آغاز سال ۵۹ به صف منتقدان نظام جمهوری اسلامی پیوست. در سال ۱۳۶۰ چند تن از اعضای حزب او اعدام شدند. خود او نیز به زندان افتاد. او مخالف جمهوری اسلامی شده بود و خواستار « همه پرسی برای تعیین حکومت جدید در ایران» شد.
او و همسرش پروانه اسکندری در ۱ آذر ۱۳۷۷ در خانه شخصی خود در خیابان سعدی تهران طی قتل های سیاسی،« قتل های زنجیره ای » با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. قاتلان به عنوان دانشجو- خبرنگار و به بهانه ی « مصاحبه برای نشریه دانشجویی » به خانه ی آنها رفته بودند.!!
محمد مختاری ( ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱- ۱۲آذر ۱۳۷۷) شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد چپ گرا و از فعالان کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود. وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. محمد مختاری در ۱۲ آذر برای خرید از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. جسد او در بیابان های امین آباد شهر ری کشف و روز بعد به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی منتقل شد و نهایتاً خانواده اش او را شناسایی کردند.!!
مختاری از تلاشگران اصلی بازگشایی و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بود که خشم نهادهای امنیتی وقت را برانگیخت و او را در ماجرای قتل های زنجیره ای کشتند.!!
محمد جعفر پوینده (۱۷خرداد۱۳۳۳- ۱۸ آذر ۱۳۷۷) مترجم، نویسنده و جامعه شناس که در جریان قتل های زنجیره ای کشته شد. او از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود و تا پیش از مرگ در دفتر پژوهش های فرهنگی مشغول به کار بود. وی از طرفداران جریان چپ و مدافع پرکار دموکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود و اعلامیه جهانی حقوق بشر را به فارسی برگرداند. او فوق لیسانس جامعه شناسی را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته بود. پوینده بالغ بر ۲۶ اثر فلسفی و ادبی را ترجمه کرد. او در ۱۸ آذر از منزل خود در خیابان ایرانشهر تهران خارج شد و ده روز بعد جسد وی در روستای بادامک در شهریار پیدا شد. علت مرگ او خفگی اعلام شد.!!!
با قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده؛ گویی قرار بود صدای نسلی از روشنفکران، نویسندگان و منتقدانی خاموش شود که آزادی اندیشه، حق اعتراض و جامعه ای مبتنی بر حقوق شهروندی را مطالبه می کردند. این قتل ها در شرایطی رخ داد که محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت از « اصلاحات»، «جامعه مدنی» و گسترش مشارکت و آزادی های اجتماعی سخن می گفت و من و بخش بزرگی از مردم نیز با امید به تغییر، پای صندوق های رأی رفته بودیم. از همین رو، آشکار شدن ابعاد این جنایت ها، شکافی عمیق و تکان دهنده میان آرمان های اعلام شده و واقعیت پنهان قدرت را در برابر افکار عمومی قرار داد.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
Repost from خاطرات خانم معلم
۲۰۵ـ«قتل هایی در سایه ی اصلاحات»
داریوش فروهر ( ۷ دی ۱۳۰۷- ۱ آذر ۱۳۷۷) متولد اصفهان بود. از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با « دکتر محمد مصدق» فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۷ ماه زندانی و بعد تبعید شد.
در سال ۱۳۳۹ در حالی که در زندان بود با تشکیل جبهه ملی دوم، به عضویت شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او از سال ۳۹ تا ۴۴ به دلیل فعالیت های سیاسی خود در دوره پهلوی جمعا ۱۴ سال به زندان افتاد و نمادی از مبارزه شد. یکی از طولانی ترین حبس های داریوش فروهر، سه سال زندان به خاطر اعتراض به تجزیه ایران و جدا شدن « بحرین» از ایران بود.
زمانی که سیدرضا زنجانی و مهدی بازرگان «نهضت مقاومت ملی» را تشکیل دادند، فروهر به آن پیوست.( همایون کاتوزیان - مصدق و نبرد قدرت - ترجمه احمد تدین)
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ فروهر در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان وزیر کار و سپس وزیر مشاور بازرگان بود. او از آغاز سال ۵۹ به صف منتقدان نظام جمهوری اسلامی پیوست. در سال ۱۳۶۰ چند تن از اعضای حزب او اعدام شدند. خود او نیز به زندان افتاد. او مخالف جمهوری اسلامی شده بود و خواستار « همه پرسی برای تعیین حکومت جدید در ایران» شد.
او و همسرش پروانه اسکندری در ۱ آذر ۱۳۷۷ در خانه شخصی خود در خیابان سعدی تهران طی قتل های سیاسی،« قتل های زنجیره ای » با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. قاتلان به عنوان دانشجو- خبرنگار و به بهانه ی « مصاحبه برای نشریه دانشجویی » به خانه ی آنها رفته بودند.!!
محمد مختاری ( ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱- ۱۲آذر ۱۳۷۷) شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد چپ گرا و از فعالان کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود. وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. محمد مختاری در ۱۲ آذر برای خرید از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. جسد او در بیابان های امین آباد شهر ری کشف و روز بعد به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی منتقل شد و نهایتاً خانواده اش او را شناسایی کردند.!!
مختاری از تلاشگران اصلی بازگشایی و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بود که خشم نهادهای امنیتی وقت را برانگیخت و او را در ماجرای قتل های زنجیره ای کشتند.!!
محمد جعفر پوینده (۱۷خرداد۱۳۳۳- ۱۸ آذر ۱۳۷۷) مترجم، نویسنده و جامعه شناس که در جریان قتل های زنجیره ای کشته شد. او از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود و تا پیش از مرگ در دفتر پژوهش های فرهنگی مشغول به کار بود. وی از طرفداران جریان چپ و مدافع پرکار دموکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود و اعلامیه جهانی حقوق بشر را به فارسی برگرداند. او فوق لیسانس جامعه شناسی را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته بود. پوینده بالغ بر ۲۶ اثر فلسفی و ادبی را ترجمه کرد. او در ۱۸ آذر از منزل خود در خیابان ایرانشهر تهران خارج شد و ده روز بعد جسد وی در روستای بادامک در شهریار پیدا شد. علت مرگ او خفگی اعلام شد.!!!
با قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده؛ گویی قرار بود صدای نسلی از روشنفکران، نویسندگان و منتقدانی خاموش شود که آزادی اندیشه، حق اعتراض و جامعه ای مبتنی بر حقوق شهروندی را مطالبه می کردند. این قتل ها در شرایطی رخ داد که محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت از « اصلاحات»، «جامعه مدنی» و گسترش مشارکت و آزادی های اجتماعی سخن می گفت و من و بخش بزرگی از مردم نیز با امید به تغییر، پای صندوق های رأی رفته بودیم. از همین رو، آشکار شدن ابعاد این جنایت ها، شکافی عمیق و تکان دهنده میان آرمان های اعلام شده و واقعیت پنهان قدرت را در برابر افکار عمومی قرار داد.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
Repost from خاطرات خانم معلم
۲۰۵ـ«قتل هایی در سایه ی اصلاحات»
داریوش فروهر ( ۷ دی ۱۳۰۷- ۱ آذر ۱۳۷۷) متولد اصفهان بود. از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با « دکتر محمد مصدق» فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۷ ماه زندانی و بعد تبعید شد.
در سال ۱۳۳۹ در حالی که در زندان بود با تشکیل جبهه ملی دوم، به عضویت شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او از سال ۳۹ تا ۴۴ به دلیل فعالیت های سیاسی خود در دوره پهلوی جمعا ۱۴ سال به زندان افتاد و نمادی از مبارزه شد. یکی از طولانی ترین حبس های داریوش فروهر، سه سال زندان به خاطر اعتراض به تجزیه ایران و جدا شدن « بحرین» از ایران بود.
زمانی که سیدرضا زنجانی و مهدی بازرگان «نهضت مقاومت ملی» را تشکیل دادند، فروهر به آن پیوست.( همایون کاتوزیان - مصدق و نبرد قدرت - ترجمه احمد تدین)
پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ فروهر در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان وزیر کار و سپس وزیر مشاور بازرگان بود. او از آغاز سال ۵۹ به صف منتقدان نظام جمهوری اسلامی پیوست. در سال ۱۳۶۰ چند تن از اعضای حزب او اعدام شدند. خود او نیز به زندان افتاد. او مخالف جمهوری اسلامی شده بود و خواستار « همه پرسی برای تعیین حکومت جدید در ایران» شد.
او و همسرش پروانه اسکندری در ۱ آذر ۱۳۷۷ در خانه شخصی خود در خیابان سعدی تهران طی قتل های سیاسی،« قتل های زنجیره ای » با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. قاتلان به عنوان دانشجو- خبرنگار و به بهانه ی « مصاحبه برای نشریه دانشجویی » به خانه ی آنها رفته بودند.!!
محمد مختاری ( ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱- ۱۲آذر ۱۳۷۷) شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد چپ گرا و از فعالان کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود. وی چندین سال در بنیاد شاهنامه فعالیت داشت. محمد مختاری در ۱۲ آذر برای خرید از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. جسد او در بیابان های امین آباد شهر ری کشف و روز بعد به عنوان ناشناس به پزشکی قانونی منتقل شد و نهایتاً خانواده اش او را شناسایی کردند.!!
مختاری از تلاشگران اصلی بازگشایی و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بود که خشم نهادهای امنیتی وقت را برانگیخت و او را در ماجرای قتل های زنجیره ای کشتند.!!
محمد جعفر پوینده (۱۷خرداد۱۳۳۳- ۱۸ آذر ۱۳۷۷) مترجم، نویسنده و جامعه شناس که در جریان قتل های زنجیره ای کشته شد. او از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود و تا پیش از مرگ در دفتر پژوهش های فرهنگی مشغول به کار بود. وی از طرفداران جریان چپ و مدافع پرکار دموکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود و اعلامیه جهانی حقوق بشر را به فارسی برگرداند. او فوق لیسانس جامعه شناسی را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته بود. پوینده بالغ بر ۲۶ اثر فلسفی و ادبی را ترجمه کرد. او در ۱۸ آذر از منزل خود در خیابان ایرانشهر تهران خارج شد و ده روز بعد جسد وی در روستای بادامک در شهریار پیدا شد. علت مرگ او خفگی اعلام شد.!!!
با قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده؛ گویی قرار بود صدای نسلی از روشنفکران، نویسندگان و منتقدانی خاموش شود که آزادی اندیشه، حق اعتراض و جامعه ای مبتنی بر حقوق شهروندی را مطالبه می کردند. این قتل ها در شرایطی رخ داد که محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت از « اصلاحات»، «جامعه مدنی» و گسترش مشارکت و آزادی های اجتماعی سخن می گفت و من و بخش بزرگی از مردم نیز با امید به تغییر، پای صندوق های رأی رفته بودیم. از همین رو، آشکار شدن ابعاد این جنایت ها، شکافی عمیق و تکان دهنده میان آرمان های اعلام شده و واقعیت پنهان قدرت را در برابر افکار عمومی قرار داد.
https://t.me/Khaterate_khanom_moalem
Repost from هفته نامه قلم معلم
🔴 مفهوم
عبارت «نجات ما دست ماست» یا
«نجات ما در اتحاد ماست»
اشاره به این مفهوم دارد
که مسئولیت تغییر، بهبودی شرایط و تعیین سرنوشت، بر عهده خودِ مردم است و نباید منتظر ناجی بیرونی بود.
۱
👈نکات کلیدی مسئولیت فردی و جمعی:
بهبود شرایط زندگی و جامعه نیازمند اراده، تصمیمگیری و اقدام مستقیم خودِ
افراد است
۲
👈قدرت اتحاد:
در بسیاری از دیدگاههای اجتماعی
و سیاسی، همبستگی و وحدت مردمی کلید اصلی عبور از بحرانها دانسته میشود
۳
🖍.نفی وابستگی:
این تفکر بر خوداتکایی تأکید دارد و انتظار برای کمک یا نجات از سوی عوامل خارج از اراده جمعی را رد میکند
✔️ لینک ترانه گرانی ؛
https://t.me/c/3930602260/1/790
🔻لینک ترانه " معلم تصمیم با توست "
https://t.me/c/3930602260/1/805?single
◀️ لینک ترانه
نجات ما دست ماست
هفته نامه قلم معلم
محمد خاکساری
کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم» در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری
+989121090293
@MKhaksari902
https://khaksari.org/teachers_pen/
https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05?s=cl&p
ایران یکپارچه با وحدت همگانی
علی حقگو
چگونه میتوان میان همه ملت ایران، با وجود تفاوتهای سیاسی، مذهبی، قومی و فکری، وحدتی پایدار و واقعی ایجاد کرد؟
وحدت واقعی با اجبار، حذف، تهدید و خاموش کردن صدای مخالف به وجود نمیآید. وحدت زمانی شکل میگیرد که همه ایرانیان احساس کنند در تعیین سرنوشت کشور خود سهم دارند و قانون برای همه یکسان اجرا میشود.
بهعنوان یک ایرانی وطندوست، پیشنهادهایی برای ساختن ایرانی یکپارچه و آیندهای بهتر ارائه میکنم:
۱. برگزاری همهپرسی و مراجعه به رأی ملت
در مسائل اساسی کشور، باید نظر واقعی مردم پرسیده شود و ملت بتواند آزادانه درباره آینده خود تصمیم بگیرد.
۲. تدوین قانون اساسی با مشارکت نمایندگان واقعی مردم
ایجاد مجلس مؤسسانی متشکل از افراد متخصص، توانمند و شایسته، برای تدوین یا بازنگری قوانین اساسی کشور ضروری است.
۳. انتخابات آزاد و سالم
مردم باید بتوانند بدون دخالت و محدودیتهای غیرضروری، نمایندگان مجلس و رئیسجمهور مورد نظر خود را انتخاب کنند.
۴. استقلال کامل دستگاه قضایی
قوه قضائیه باید مستقل باشد و وابسته به شخص، حزب، جناح، گروه یا نهادهای امنیتی نباشد. قانون باید برای همه، بدون استثنا، یکسان اجرا شود.
۵. صداوسیمای مستقل و ملی
رسانه ملی نباید متعلق به یک شخص، حزب، جناح یا گروه خاص باشد. صداوسیما باید صدای همه مردم ایران باشد.
۶. آزادی مطبوعات و رسانهها
رسانه آزاد و مطبوعات مستقل، چشم بیدار جامعه هستند. انتقاد نباید جرم تلقی شود.
۷. عدم دخالت نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست و اقتصاد
نیروهای مسلح باید به وظایف اصلی خود، یعنی دفاع از کشور و حفظ امنیت ملی بازگردند و از دخالت در سیاست، دیپلماسی و فعالیتهای اقتصادی پرهیز شود.
۸. توجه ویژه به ارتش ملی
ارتش ملی باید با تجهیزات مدرن و دانش روز تقویت شود تا بتواند از استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع کند.
۹. شایستهسالاری به جای وابستگی
استخدام و انتخاب مدیران در مراکز علمی، آموزشی، صنعتی، تولیدی و ادارات باید براساس علم، تخصص، تجربه و توانایی باشد؛ نه وابستگی خانوادگی، جناحی و ایدئولوژیک.
۱۰. پایان دادن به دخالتهای غیرتخصصی
هیچ فردی نباید صرفاً به دلیل لباس، عنوان یا وابستگی خاص، مسئولیت مدیریتی دریافت کند. روحانی، نظامی یا هر شهروند دیگری، تنها در صورت داشتن تخصص و توانایی لازم باید مسئولیت بگیرد.
در کشورهای پیشرفته، افراد با هر عقیده و لباس میتوانند در حرفههای مختلف فعالیت کنند. آنچه اهمیت دارد کار، تخصص و توانایی انسان است، نه عنوان او.
۱۱. بازنگری در ساختار حراست و گزینشها
بهویژه در مراکز علمی، صنعتی، تولیدی، ادارات و شرکتها، باید
🔴 مفهوم
عبارت «نجات ما دست ماست» یا
«نجات ما در اتحاد ماست»
اشاره به این مفهوم دارد
که مسئولیت تغییر، بهبودی شرایط و تعیین سرنوشت، بر عهده خودِ مردم است و نباید منتظر ناجی بیرونی بود.
۱
👈نکات کلیدی مسئولیت فردی و جمعی:
بهبود شرایط زندگی و جامعه نیازمند اراده، تصمیمگیری و اقدام مستقیم خودِ
افراد است
۲
👈قدرت اتحاد:
در بسیاری از دیدگاههای اجتماعی
و سیاسی، همبستگی و وحدت مردمی کلید اصلی عبور از بحرانها دانسته میشود
۳
🖍.نفی وابستگی:
این تفکر بر خوداتکایی تأکید دارد و انتظار برای کمک یا نجات از سوی عوامل خارج از اراده جمعی را رد میکند
✔️ لینک ترانه گرانی ؛
https://t.me/c/3930602260/1/790
🔻لینک ترانه " معلم تصمیم با توست "
https://t.me/c/3930602260/1/805?single
◀️ لینک ترانه
نجات ما دست ماست
هفته نامه قلم معلم
محمد خاکساری
🔴 لینک ترانه نجات ما
دست ماست ( ۲ )
https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0
🖍متن ترانه نجات ما به دست ماست
دوباره شهر، پُر از التهاب و فریاد است
نگاهِ زخمیِ میهن، به دستِ اتحاد است
ببین معلمِ ما را که سمتِ میدان رفت
به پایِ دادخواهی، برای فردا رفت
در این جهنمِ سوزان، در اوجِ گرما هم
نشسته بازنشسته، به پایِ دردهایش...
سکوتِ تلخِ تو ای دوست، غذایِ استبداد!
بیا و شانه به شانه، بمان کنارِ راهش…
نجاتِ ما به دستِ ماست... نجاتِ ما به دستِ ماست!
از دلِ این شبِ تاریک، سپیده برپا خاست!
نه چشمِ امید به بیگانهای بستی...
نجاتِ ما به دستِ ماست؛ تو خود رهایی هستی!
بترس از این همه تمکین، که مرگِ تدریجیست
قبولِ فقر و گدایی، سزایِ این ملت نیست
اگر توانِ اداره در این حکومت نیست
پاسخِ این بیعدالتی، طنینِ خشمِ خیابان است
زِ بند و دار و شکنجه، مترس و گامی بردار
تکیهگاهِ بدخواهان، شده فقط دیوار
اگر نترسد این خلق، زِ میلههایِ قفس
نجاتِ ما به دستِ ماست... نجاتِ ما به دستِ ماست!
♦️فردا تجمع معلمان روبروی ادارات
آموزش وپرورش ساعت ۱۰ صبح " نه به گرانی "
.
ادامه متن ترانه در لینک زیر :
https://t.me/AshaareAngizeshi
🔴 لینک ترانه نجات ما
دست ماست ( ۲ )
https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0
🖍متن ترانه نجات ما به دست ماست
دوباره شهر، پُر از التهاب و فریاد است
نگاهِ زخمیِ میهن، به دستِ اتحاد است
ببین معلمِ ما را که سمتِ میدان رفت
به پایِ دادخواهی، برای فردا رفت
در این جهنمِ سوزان، در اوجِ گرما هم
نشسته بازنشسته، به پایِ دردهایش...
سکوتِ تلخِ تو ای دوست، غذایِ استبداد!
بیا و شانه به شانه، بمان کنارِ راهش…
نجاتِ ما به دستِ ماست... نجاتِ ما به دستِ ماست!
از دلِ این شبِ تاریک، سپیده برپا خاست!
نه چشمِ امید به بیگانهای بستی...
نجاتِ ما به دستِ ماست؛ تو خود رهایی هستی!
بترس از این همه تمکین، که مرگِ تدریجیست
قبولِ فقر و گدایی، سزایِ این ملت نیست
اگر توانِ اداره در این حکومت نیست
پاسخِ این بیعدالتی، طنینِ خشمِ خیابان است
زِ بند و دار و شکنجه، مترس و گامی بردار
تکیهگاهِ بدخواهان، شده فقط دیوار
اگر نترسد این خلق، زِ میلههایِ قفس
تمامِ رعب و سرکوب، میافتد از نفس...
نجاتِ ما به دستِ ماست... نجاتِ ما به دستِ ماست!
.
ادامه متن ترانه در لینک زیر :
https://t.me/AshaareAngizeshi
