"زنی کهگم کردم "
رفتن به کانال در Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
نمایش بیشتر4 440
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-3430 روز
آرشیو پست ها
4 440
از ۸ شب فستینگ مو شروع کردم این تایما که میشه کم کم هوسهای بیشرمانه آغاز میشه
من الان نون خامه ای و شیرینی تر تو فریزر مونده که مزه بستنی گرفته از کجا بیارم 🥺
4 440
مادرم در یک مرحله ی دیگری به فکر حل مشکل بقیه است .
گاهی فکر میکنم اگر هر جمله ای معنای عمیق خودش را داشته باشد .
"خیر ببینی زن" لایق مادرم ست .
اینقدر که فکرش حول محور خیر رساندن به باقی آدمها می چرخد..
4 440
Repost from "زنی کهگم کردم "
«در موردِ بعد...
بعد از تو هیچ کس را دوست نخواهم داشت
در موردِ قبل...
من اساساً عشق را بدونِ تو نمی شناختم...!»
محمود درویش
@adelehz
4 440
این فیلم و دیدید؟
وای عاشق روند آروم و لطیفش هستم
قشنگ آروم اروم عشق مزه مزه میشه تو دهنت . و در نهایت
ای دختره ی احمق :)
@adelehz
4 440
نه ! هرگز شب را باور نکردم
چرا که در فراسوهای
دهلیزش به امید
دریچه ای دل بسته بودم
~ احمد شاملو
@adelehz
4 440
دچار افسردگی جمعی شدیم فکر کنم
هرکسی رو میبینی دلت میخواد بغلش کنی بزنی زیر گریه😢
4 440
ایشون حاجی عامره
اهل لیبی ، میخواسته بره حج همه سوار هواپیما شدن به ایشون گفتن پاست مشکل داره و هواپیما پرواز کرده،مدیر پرواز بهش گفته قسمتت نبوده برگرد خونه
ایشونم گفته به خدا که نمیرم از اینجا
هواپیما دچار نقض فنی شده از بین راه برگشته به فرودگاه
به خلبان گفتن درب هواپیما رو باز کن که عامر سوار بشه ،گفته نه نمیشه
باز مدیر پرواز بهش گفته برو خونت قسمتت نیست .
عامر همچنان گفته بخدا پامو نمیذارم بیرون من باید برم خونه ی خدا 🥺
هواپیما بعد پرواز دوباره ،از بین راه مجددا برمیگرده چون باز دچار آسیب فنی شده
این بار خلبان میگه به حاجی عامر بگید بیاد سوار بشه چون تا سوار نشه ما به کعبه نمی رسیم 🥺
اینجوریه که همه میرن خونه ی خدا ولی خدا خودش شخصا منتظر رسیدن حاجی عامر بوده🥺
عادله زمانی
@adelehz
4 440
برایت نامه ای فرستادم .
میدانم که آن را نخوانده ای
و اگر بپرسی از کجا مطمئنم به تو خواهم گفت .
لابلای نامه ات چند محبوبه ی شب گذاشته بودم .
شبهای زیادی از فرستادنش گذشته و هیچ بوی عطری به من نرسیده است.
میدانم که حتی بازش نکردی.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 440
شازده کوچولو از گل پرسید:
آدما چرا تو رو نچیدن؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن!
گل جواب داد:
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم...
👤آنتوان دوسنت اگزوپری
@adelehz
