"زنی کهگم کردم "
Открыть в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Больше4 439
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-3230 дней
Архив постов
4 439
از ۸ شب فستینگ مو شروع کردم این تایما که میشه کم کم هوسهای بیشرمانه آغاز میشه
من الان نون خامه ای و شیرینی تر تو فریزر مونده که مزه بستنی گرفته از کجا بیارم 🥺
4 439
مادرم در یک مرحله ی دیگری به فکر حل مشکل بقیه است .
گاهی فکر میکنم اگر هر جمله ای معنای عمیق خودش را داشته باشد .
"خیر ببینی زن" لایق مادرم ست .
اینقدر که فکرش حول محور خیر رساندن به باقی آدمها می چرخد..
4 439
Repost from "زنی کهگم کردم "
«در موردِ بعد...
بعد از تو هیچ کس را دوست نخواهم داشت
در موردِ قبل...
من اساساً عشق را بدونِ تو نمی شناختم...!»
محمود درویش
@adelehz
4 439
این فیلم و دیدید؟
وای عاشق روند آروم و لطیفش هستم
قشنگ آروم اروم عشق مزه مزه میشه تو دهنت . و در نهایت
ای دختره ی احمق :)
@adelehz
4 439
نه ! هرگز شب را باور نکردم
چرا که در فراسوهای
دهلیزش به امید
دریچه ای دل بسته بودم
~ احمد شاملو
@adelehz
4 439
دچار افسردگی جمعی شدیم فکر کنم
هرکسی رو میبینی دلت میخواد بغلش کنی بزنی زیر گریه😢
4 439
ایشون حاجی عامره
اهل لیبی ، میخواسته بره حج همه سوار هواپیما شدن به ایشون گفتن پاست مشکل داره و هواپیما پرواز کرده،مدیر پرواز بهش گفته قسمتت نبوده برگرد خونه
ایشونم گفته به خدا که نمیرم از اینجا
هواپیما دچار نقض فنی شده از بین راه برگشته به فرودگاه
به خلبان گفتن درب هواپیما رو باز کن که عامر سوار بشه ،گفته نه نمیشه
باز مدیر پرواز بهش گفته برو خونت قسمتت نیست .
عامر همچنان گفته بخدا پامو نمیذارم بیرون من باید برم خونه ی خدا 🥺
هواپیما بعد پرواز دوباره ،از بین راه مجددا برمیگرده چون باز دچار آسیب فنی شده
این بار خلبان میگه به حاجی عامر بگید بیاد سوار بشه چون تا سوار نشه ما به کعبه نمی رسیم 🥺
اینجوریه که همه میرن خونه ی خدا ولی خدا خودش شخصا منتظر رسیدن حاجی عامر بوده🥺
عادله زمانی
@adelehz
4 439
برایت نامه ای فرستادم .
میدانم که آن را نخوانده ای
و اگر بپرسی از کجا مطمئنم به تو خواهم گفت .
لابلای نامه ات چند محبوبه ی شب گذاشته بودم .
شبهای زیادی از فرستادنش گذشته و هیچ بوی عطری به من نرسیده است.
میدانم که حتی بازش نکردی.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 439
شازده کوچولو از گل پرسید:
آدما چرا تو رو نچیدن؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن!
گل جواب داد:
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم...
👤آنتوان دوسنت اگزوپری
@adelehz
