آکادمی پژوهشِ مجید حیدری چروده
رفتن به کانال در Telegram
کانال رسمی آموزش روش تحقیق کمی و کیفی و آمار به مسئولیت مجید حیدری چروده لطفا برای مشاوره روش تحقیق و آمار با واتساپ یا همراه اول من 09153162260 تماس بگیرید تماس با مدیر کانال @charvadeh لینک عضویت https://telegram.me/Drcharvadeh
نمایش بیشتر1 212
مشترکین
+324 ساعت
+17 روز
-330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+4
در 0 کانالها
ژوئن '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+14
در 1 کانالها
Get PRO
مه '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+25
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+9
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+48
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+30
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+4
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+16
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+11
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+13
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+28
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+14
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+23
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+17
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+23
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 639
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | +3 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | +1 |
پستهای کانال
Repost from تجربه بودن | محمود مقدّسی
.
▫️مهاجرانی که تبدیل به تبعیدی میشوند
مهاجرانی که تبدیل به تبعیدی میشوند؛ این تعبیری است که شاید بتوان برای خیل مهاجرانی به کار برد که حالا دیگر به هر دلیل نمیتوانند یا میترسند که به ایران سفر کنند. این تجربهای است که در همۀ این سالها و مخصوصاً در یک سال اخیر، مهاجران ایرانی زیادی با آن دست و پنجه نرم میکنند.
در کار بالینی با پدیدۀ مهاجرت، معمولاً فرق گذاشته میشود میان مهاجری که به انتخاب خودش و در جستجوی امکانهای تازه مهاجرت کرده و هر وقت بخواهد میتواند به کشورش سفر کند یا به آن برگردد، و پناهندهای که گریخته، عملاً در تبعید است و این امکان را ندارد. اوّلی هویت جدیدش را در امتدادِ هویت پیشین و با امکانِ بازیابیِ گاه و بیگاه یا دائمی آن بنا میکند و دومی ناگزیر است هویتش را تا حدّ زیادی جدا از گذشته و بدونِ امکانِ سوختگیری مجددِ عاطفی (از طریق سفر به وطنش) بازسازی کند.
مهاجرت کارِ آسانی نیست و همواره با نوعی سوگواری همراه است، امّا مهاجر و تبعیدی، بار متفاوتی را بر دوش میکشند و سوگهای متفاوتی را از سر میگذرانند. در این بین، وضعیتِ پیچیده مهاجرانی که تبدیل به تبعیدی میشوند، قصّۀ عجیب و متفاوتی است. چنین فردی خودش را با شرایطِ فرد مهاجر تطبیق داده است و حالا ناگزیر است به جایگاه یک تبعیدی نقل مکان کند. این تجربه، فقدانی تازه در دل سوگِ پیشین است؛ فقدانی که خیلی وقتها آمیخته با ابهام و گنگی است. بسیاری از ایرانیان مهاجری که امروز به دلیل کنشهای سیاسیشان از سفر به ایران میترسند، مطمئن نیستند که این سفر ممکن است یا نه و چه عواقبی برایشان خواهد داشت. این موضوع کار را حتی سختتر هم میکند. چنین کسی حتی از تبدیل شدن به یک تبعیدی هم مطمئن نیست و با نوعی تعلیق و تردید طولانی روبرو میشود. گفتن از این تجربه و فشار ناشی از آن چیزی است که این روزها خیلی به آن نیاز داریم. سوگِ ناشی از این فقدان اگر صدا پیدا نکند ممکن است خود را به شیوههای فردی و اجتماعی غیرمستقیمی نشان دهد و در سکوت، هزینههای زیادی را برای حیات فردی و جمعی ایرانیان مهاجر به همراه بیاورد.
پانوشت: این وضعیت فقط محدود به ایرانیان مهاجری که به دلایل سیاسی از سفر به ایران میترسند، نیست. بعضی از مهاجرانی هم که همیشه ایران را امکانی برای بازگشت یا به تعبیری گزینه بدیلِ مهاجرت خودشان میدانستند، این روزها در امکان بازگشت و ساختنِ دوباره زندگی در ایران تردید کردهاند و از مهاجری با امکان بازگشت به تبعیدیِ ناگزیری که به هر طریق باید زندگیاش را در آنجا بسازد تبدیل شدهاند.
@TheWorldasISee
| 2 | 🙏درس بزرگی از تفاهم آمریکا و ایران
#عمادالدین_باقی
✍️ هر چند من برخلاف کسانی که انگشت اتهام را یکسره متوجه ایران میکنند معتقدم به اعتراف صریح مقامات آمریکایی و اسرائیلی، سناریوی جنگ علیه ایران از سوی آنان به سه دهه پیش برمیگردد و هنر سیاستمداران ایرانی می توانست این باشد که فرصت برای این جنگ ایجاد نکنند و اصل وقوع جنگ و ورود به شرایطی که از چند سال پیش کشور را در معرض تهدید قرار داد با هوشیاری قابل اجتناب بود، در عین حال معتقدم توافق انجام شده تا اینجا (چه دوباره قربانی بدعهدی امریکاییها بشود چه نشود ) مصداقی از مذاکره برد-برد است و اگر جانهای از دست رفته و خسارات سنگین وارده را لحاظ نکنیم در مجموع برای کشوری که با وجود نزدیک به نیم قرن تحریم شدید، در برابر تجاوز بزرگترین قدرتهای جهان ایستاد، یک پیروزی و سرافرازی است.
برخی از نکات تفاهم هم عبرت آموز است. دربند دوم تفاهمنامه آمده است:"جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد میشوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند."
طبق این بند از این پس در ایران شعار مرگ بر آمریکا و یا سوزاندن پرچم آمریکا و زیر پا گذاشتن آن در اجتماعات رسمی ممنوع است چون ناقض این تفاهم است و اگر کسی مبادرت به این عمل کند دادستانی موظف است به عنوان اقدام علیه امنیت ملی او را تحت تعقیب قرار دهد.
در حالی که چند سال پیش آقایان عباس عبدی، بهروز گرانپایه و حسین قاضیان به اتهام یک نظرسنجی علمی توسط موسسه پژوهشی آینده که نشان میداد اکثریت مردم موافق مذاکره با آمریکا هستند متحمل چند سال حبس شدند ولی امروز به استناد این تفاهمنامه، پایمال کردن پرچم آمریکا جرم خواهد بود. این رخداد دو نکته را به خوبی روشن میکند:
۱- نسبی بودن امر سیاسی و اینکه نباید این قبیل امور را مبنای رفتار قضایی قرارداد.
۲- در طول دهههای گذشته افراد زیادی با تبدیل شدن شعار "مرگ بر.." به مناسک عمومی مخالفت میکردند. آیت الله منتظری حتی در دهه ۶۰ هم صراحتاً با شعار "مرگ بر.." چه علیه نیروهای داخلی و چه علیه کشورها مخالفت میکردند (که توضیحات و مستندات آن را باید در گفتار دیگری ذکر کرد). نگارنده چندین سال پیش با محاسباتی نشان داد که هر شعار "مرگ بر" چند دلار هزینه برای کشور در پی دارد اما جو سیاسی و عاطفی همواره این رویکردها را نفی و حتی جرم انگاری میکرد.
اکنون باید این درس را بیاموزیم که دیدگاههای متفاوت باید شنیده شوند و با آنها برخورد حذفی صورت نگیرد.
واپسین سخن اینکه وقتی با دولت آمریکا که مبادرت به کشتار شهروندان بیگناه و ترور رهبران سیاسی و نظامی کشور کرده و خسارتهای عظیم اقتصادی به ایران وارد آورده میتوان وارد مذاکره و گفتگوی برد-برد شد، چرا در داخل کشور نتوان همین راهبرد را اتخاذ کرد که موجب تقویت اقتدار ملی در برابر تهدید خارجی گردد.
📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله
@emadeddinbaghi | 234 |
| 3 | مدرسه مهرآیین: چرا می خواهم به کمک مردم یک معلم مستقل باقی بمانم و تبدیل به یک .......فرهنگی نشوم
" وزن من عشق من است"
سنت اگوستین
۱. نوشتن این یادداشت برخلاف تمام اصول اخلاقی ست که سالها به عنوان یک معلم برای خود تعیین کرده بودم. من از نگاه خودم معلمی سخاوتمند بودم که می کوشیدم هر آنچه می دانم را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دانشجویان و مخاطبانم قرار دهم. شاهد این ماجرا همین صفحه تلگرام است که همه مطالب، جزوه ها و فایل های موجود در آن را بی هیچ چشم داشت مادی منتشر کردم تا مورد استفاده دانشجویان و افراد علاقمند قرار گیرد. من در جاهای بسیاری تدریس کرده ام که هنوز بعد از سالها حق التدریس آن را نگرفته ام. پایان نامه ها و رساله های بسیاری را راهنمایی یا داوری کرده ام که حتی بخاطر ندارم برای آنها یک ریال دریافت کرده باشم و یا حق الزحمه آن ها را پیگیری کرده باشم. اما اکنون شرایط زندگی را چنان برای من رقم زده اند که یا باید تبدیل به یک ...فرهنگی شوم و به تمامی عقاید و باورهای خود پشت پا بزنم تا با گرفتن حداقل حقوق بتوانم زندگی معمول خود را بگذرانم و یا آنکه بواسطه مشکلات اقتصادی که بدلیل نداشتن شغل با آن روبرو میشوم نتوانم هیچ یک از فعالیت های لازم برای کار معلمی چون کتاب خریدن و کتاب خواندن و فکر کردن و خلوت داشتن و....را انجام دهم و تبدیل به فردی عاطل و باطل شوم.
۲. چندین سال پیش در ابتدای دهه نود که موسسه " رخداد تازه" را با انگیزه تشکیل جلسات فرهنگی با کمترین هزینه تاسیس و مدیریت میکردم، یکی از استادان برجسته کشور که به لحاظ سنی بسیار از من فاصله داشت از من درخواست مبلغی به عنوان قرض کرد. اولین واکنش من به این درخواست بغض بود. پرسید آقای مهرآیین چرا ناراحت شدید؟ گفتم ناراحتم چون استادی چون شما از من که در حد دانشجوی شما هستم درخواست کمک مالی میکند. به من رو کرد و با صدایی که نشان از نصیحت داشت گفت از من یاد بگیر که به همان میزان که کمک کردن به دیگران کاری اخلاقی ست، کمک گرفتن از دیگران هم کاری اخلاقی ست و اگر اکنون من استاد از تو کمک خواسته ام احساس شرم و تقصیر نکن. این ماجرای قرض دادن و پس دادن قرض زمان زیادی طول نکشید اما این جمله استادم در ذهن من باقی ماند که " کمک گرفتن همچون کمک کردن کاری اخلاقی ست".
۳. من اکنون بر همین مبنا میخواهم از مخاطبانم کمک بخواهم اما نه کمکی مجانی، بی دلیل و بی بها. از این به بعد مدرسه مهرآیین که همین صفحه تلگرام مکان مجازی اجرای فعالیت های آن است، محیط ارتباط من با مخاطبان و دانشجویانم است. من از این به بعد در کنار فایل های صوتی و تصویری و نوشتارهایی که در کانال تلگرامی مدرسه مهرآیین منتشر کرده ام، با تولید فایل های صوتی و تصویری در حوزه مباحث مربوط به علوم انسانی، خصوصا در حوزه های نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی فرهنگ، جامعه شناسی احساس، روش شناسی کیفی، فلسفه اگزیستانسیال و پدیدارشناختی، روانکاوی، و نقد ادبی که از اندکی دانش در آن ها برخوردارم، در همین فضای مجازی معلمی خواهم کرد. فرم این فعالیت ها البته فقط بصورت درسگفتار نخواهد بود و ژانرهای دیگری همچون سخنرانی، مصاحبه، گفتگو با دیگر استادان و دانشجویان، مشاوره دانشجویی، ترجمه، و تالیف نیز شامل خواهد شد. از این به بعد مدرسه مهرآیین هم شغل من و هم بیانگر عشق من به مردمم خواهد بود. من چیزی جز فکر کردن، مطالعه کردن و سخن گفتن و نوشتن نمیدانم. البته که به قول آن ....من میتوانم بروم کارگری و حمالی کنم تا بفهمم که دیگر نباید در حوزه سیاست سخن بگویم. اما معلم بودن معنای زندگی من یا به زبان اگوستین عشق به معلمی وزن من است و من برای حفظ این عشق به زبان لویناس فروتنانه رو به سوی دانشجویان و مخاطبانم میکنم و از آن ها میخواهم با همراهی خود مدرسه مهرآیین را برای من و خودشان زنده نگه دارند. ازاینرو از همه مخاطبان میخواهم که از این پس آنان حامی زندگی این معلم باشند و در قبال آنچه از من می آموزند( البته اگر واقعا چیزی از من آموختند و سخنان و نوشتار من سخنان و نوشتار بی معنایی نبود)، به اختیار خود و در حد توان خود و بدون هیچ اجبار اخلاقی، برای آنچه می آموزند، به معلم خود کمک کنند تا "دیگری بزرگ" نتواند از او یک ....فرهنگی یا یک انسان بی خاصیت بسازد.به زبان پاسکال، "اگر نتوانیم کاری کنیم که آنچه عادلانه است قوی باشد، کاری کرده ایم که آنچه قوی است عادلانه باشد".
۴.این شماره کارت بانکی اگرچه نام من بر خود دارد، اما به زبان آن فیلسوف شما آن را آغاز سنتی در جامعه بدانید که می کوشد به طور مدنی از علوم انسانی و معلمان علوم انسانی حمایت کند تا آنان تبدیل به پیروان مکتب "فردید و آیت و بیژن و ...." نشوند، اگر چه هیچ تضمینی برای این ماجرا وجود ندارد. تنها باید امیدوار بود که مهرآیین و امثال مهرآیین تبدیل به " تاجر خواب و توهم" نشوند.
6219861863240882 | 220 |
| 4 | https://telegra.ph/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-06-20 | 246 |
| 5 | 🎙 پادکست رادیو مرز
قسمت هشتاد و هفت: کمک رساندن
روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.
__________________
موسیقی تیتراژ: گروه کلی
موسیقی متن: Way Back Home - Simon Herody
توضیح عکس: مدرسهی میناب، ۵۰ روز بعد از جنایت جنگی آمریکا و کشته شدن ۱۵۶ نفر از حاضران در مدرسه شامل دانشآموزان، والدین و معلمان. منبع: ایسنا
__________________
@radiomarz | 307 |
| 6 | 🔴 یک بحرانِ فراموش شده
شرق ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
در بین همه بحرانهای موجود، از بحران افزایش جرائم و آسیبها کمتر گفته میشود. نرخ تورم به شکل بیسابقهای بهسرعت در حال افزایش است، قدرت خرید مردم بهشدت کاهش یافته است، قیمت مواد غذایی به اندازهای بالا رفته که توان تأمین خوراک کافی را از اقشار زیادی از مردم گرفته است، دارو کم و گران شده است و هزینههای درمان به اعداد غیرقابل تصور رسیدهاند. به نظر نمیرسد این مشکلات بهسرعت قابل حل باشند. مثلا فقط بازسازی صنایع فولادی و پتروشیمیها که نقش مهمی در اقتصاد کشور دارند، به چند سال زمان نیاز دارد. ایجاد فرصتهای شغلی جدید یا جلوگیری از افزایش تورم و اقدامات برای کاهش آن، کاری سخت و زمانبر است. احتمالا ما باید فعلا صبور باشیم و برای مدتی نهچندان کوتاه با همین بحرانها زندگی کنیم. اما قسمت مهمی از آثار بحرانهای فراگیر را نمیتوان بر عهده زمان گذاشت و بر آنها چشم پوشید.
دادههای علوم جرمشناسی و جامعهشناسی کیفری نشان میدهد این وضعیت، زمین بسیار حاصلخیزی است برای رشد علفهای هرزی به نام جرم و آسیبهای اجتماعی.
احتمال افزایش جرائم علیه اموال مانند سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت و جرائم علیه تمامیت جسمی مانند نزاع و قتل بسیار زیاد است. صرفا اقدامات پلیسی و قضائی قادر به جلوگیری از افزایش این جرائم نیستند. کمااینکه با وجود تشدید مجازاتها و اقدامات پلیسی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۲ آمار سرقت در کشور ۶۰۰ درصد افزایش داشته است. در طول همین دوره، جمعیت کشور ۲۱ درصد بیشتر شده است. به بیان دیگر رشد آمار انواع سرقتها، نزدیک ۳۰ برابر رشد جمعیت بوده است. این میزان رشد رابطهای معنیدار با نرخ تورم و بیکاری داشته است.
آمار طلاق نیز روند فزاینده خطرناکی را نشان میدهد. در سال ۱۳۹۷ نسبت طلاق به ازدواج ۲۶/۷ درصد بوده؛ یعنی در مقابل هر صد ازدواج، ۲۷ طلاق رخ داده است. در سال ۱۴۰۰ این نسبت به 34.8 درصد افزایش یافت و در ۱۴۰۴ به ۳۹ درصد رسید. در تهران نسبت طلاق به ازدواج ۵۲/۵ درصد شده است. به احتمال فراوان افزایش پایدار بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و عدم انسجام در برنامههای توسعه همه این آمارها را افزایش خواهد داد.
نکته بسیار مهم این است که بقای این بحرانها موجب تولید یک الگوی رفتاری مجرمانه یا آسیبزا در اقشار مختلف، گروههای اجتماعی مختلف و خصوصا اقشار پاییندستی میشود که استمرار آن به نهادینهشدن رفتارهای مجرمانه و آسیبزا برای گذران زندگی روزمره منجر خواهد شد. به همین دلیل هر اندازه پیشگیری نظاممند از تولید زمینهها و عوامل جرمزا به تأخیر بیفتد، رفتارهای مجرمانه و آسیبها بیشتر، نهادینهتر و سازمانیافتهتر میشوند. در این صورت، مقابله با آنها نیز بسیار سختتر میشود.
توسعه جرم از عوامل مهم برهمخوردن نظم اجتماعی و حقوقی است. برای پیشگیری از رشد و توسعه جرمزایی و آسیبزایی این وضعیت بحرانی نمیتوان منتظر حل همه مشکلات بود، بلکه باید هرچه زودتر برنامهها و اقدامات اورژانسی تدارک دیده شود تا بتوان به مهار و کاهش جرائم و آسیبها پرداخت. برای این مهم حداقل چند اقدام فوری باید انجام شود:
۱- مبارزه با فساد سیاسی و اقتصادی در ساختار دولت و پیشگیری از سوءاستفاده از قدرت.
۲- دعوت گسترده از جامعهشناسان، روانشناسان، روانپزشکان، حقوقدانان و جرمشناسان مستقل برای تدوین سیاستهای مناسب برای مقابله با جرائم و آسیبها در شرایط بحرانی.
۳_ اصلاح گسترده صداوسیما به منظور ایجاد توان رسانهای برای جلب اقشار و گروههای اجتماعی مختلف ملت برای ایجاد انسجام اجتماعی.
۴- اختصاص بودجه خاص برای تأمین نیازهای اقتصادی اقشار پاییندستی که بیشتر در معرض انتخاب رفتارهای مجرمانه ممکن است باشند. یارانه و کالابرگ قادر به تأمین این نیازها نیستند.
۵- تقویت نیروی انتظامی و قضائی برای مقابله با جرم.
غفلت و تأخیر برای تمهید راههای اورژانسی مقابله با جرم و آسیبهای اجتماعی آفاتی است که باغ را میخشکاند.
https://t.me/kambiznouroozi | 381 |
| 7 | مقصر اصلی!
به من خرده میگیرند که چرا تهدیدهای 47 سالهٔ جمهوریاسلامی برای "نابودی اسرائیل" را به خلاف سالهای گذشته در این مقطع نادیده میگیرم و مسئولیت جنگهای اخیر را متوجه دولت نتانیاهو و حامیان آن در آمریکا میدانم.
واقعیت این است که به رغم "رتوریک" سیاسی و رسانهای در ایران، هیچ خطر و تهدید فوری و واقعی از جانب کشور ما متوجه اسرائیل و آمریکا نبود و جنگ بر اساس یک نقشهٔ خطرناک برای سلطهٔ اسرائیل بر کل خاورمیانه سازماندهی و اجرا شد.
به جز این، جناح راست اسرائیل به رهبری نتانیاهو بدون شک و تردید، مسبب اصلی تمام بیثباتیها و جنگها در بیش از سه دههٔ اخیر در خاورمیانه است.
استراتژی این جناح از سال 1993 تا کنون، بیاثر کردن و نابودی پیمان اسلو به قصد نقض فرمول "زمین در برابر صلح" و جلوگيري از تشکیل کشوری برای فلسطینیها در کرانهٔ باختری بوده است.
اگر نتانیاهو به جای تلاش برای تخریب پیمان اسلو، با آن همراهی نشان میداد، هم مسئلهٔ فلسطین حل میشد و هم هیچکدام از جنگها و بحرانهای مرتبط با این مسئله در محیط پیرامون بدین صورت پیش نمیآمد.
بنابراین تا زمانی که دولت حاکم بر اسرائیل به حق فلسطینیها بر اساس قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل اعتراف و اذعان نکند، مسئول اصلی تمام بحرانهای ناشی از این حقکشی در تمام منطقه خواهد بود و سایر موضوعات جنبهٔ فرعی خواهد داشت.
کسانی که نمیخواهند این واقعیت عریان را ببینند، چشم بر حقیقت میبندند. کسانی هم که چشم بر حقیقت میبندند طبیعی است که طاقت داوری منصفانهٔ دیگران را ندارند!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad | 28 |
| 8 | .
▫️تو احمق نبودی و نیستی، اوضاع خراب است
تقصیر تو نیست، اوضاع خراب است. تو آدمِ ضعیفی نبودی، اوضاع خراب است. تو دیوانه نبودی و نیستی، اوضاع خراب است. تو احمق و گیج نیستی، اوضاع خراب است. خودت را محاکمه نکن، تو نمیتوانستی برای هر تصمیمت به جای یک دولت یا به جای کل جهان فکر کنی و بعد تصمیم بگیری. تو نمیتوانستی همه چیز را پیشبینی کنی و تازه اگر پیشبینی میکردی نمیتوانستی باور کنی، یا حتی اگر باور میکردی که به اینجا میرسیم، چیزی نمیتوانست تو را یکسره مصون کند. تو هرقدر هم هشیار میبودی نمیتوانستی به جبرهای گوناگون غلبه کنی.
تو رفتهای و داری درد میکشی (کم هم نه)، ماندهای و داری درد میکشی (لحظه به لحظه)، رشته مورد علاقهات را خواندهای و داری درد میکشی (میگویی کاش کار پولسازتری میداشتی)، رشتۀ مورد علاقهات را نخواندهای و داری درد میکشی (چون همان که قرار بود علیرغم بیعلاقگی از نظر مالی مصونت کند هم نمیکند)، وارد رابطه شدهای و داری درد میکشی (از دوری، از هزینههای رابطه، از نگرانی برای او و خودت و از ابهام آینده)، جدا شدهای و داری درد میکشی (که حالا باید همۀ اینها را تنها از سر بگذرانی، یا علاوه بر درد همه، دردِ تنهایی و زخمهای جدایی را هم داری)، مشاوره و درمان رفتهای و داری درد میکشی (آخر جادو که نیست، دردِ بیرون را که یکسره چاره نمیکند)، کمکی از کسی نگرفتهای و داری درد میکشی. واقعیت این است که نمیشد درد نکشی. بیا و این درد ِاضافه که «میشد درد نکشی» و تو اشتباه بودی که داری اینطور درد میکشی را تا جای ممکن کمتر بکشیم.
اوضاع خراب است و این خرابی آنچنانِ هر کدام از ما را آنچنانتر کرده. اوضاع خراب است و این خرابی، هزینههای نحوۀ بودن هر کدام از ما را بیشتر کرده است، همین. اگر اوضاع بهتر بود، هر کدام از ما آدم معمولیای بودیم که با همۀ نقصها و ندانستههایمان زندگی میکردیم و برای دردهای معمولمان هم دنبال چارهای میگشتیم. بیا و خرابیِ اوضاع را به حساب خودت ننویس. بیا سهمِ دردِ ناگزیرمان را برداریم و شانه زیرِ بار دردهای جدیدی نبریم.
@TheWorldasISee | 390 |
| 9 | جنگ آمریکا علیه ایران: تحلیلی تاریخی-نظامی
حسین علایی از ابتدا تا انتهای جنگ عراق علیه ایران به عنوان رزمنده و فرمانده حضور داشته و اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او همچنین مورخ جنگ نیز هست و بهواسطه تحصیلاتش در مدیریت سیستمها، در فعالیتهای مدیریت اقتصادی نیز فعالیت داشته است. حسین علایی یکی از مفصلترین تواریخ جنگ عراق و ایران را نوشته و تحلیلگر ارشد نظامی است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/zyE3B2AMM6M
ایشان در این گفتوگو دلایل آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران را بررسی میکند و در خلال این بررسی به ریشههای مناقشه ایران و آمریکا در هر دو طرف میپردازد. وی نقش اسرائیل را نیز تحلیل کرده و در انتها درسآموختههای فرهنگ راهبردی ایران از جنگ عراق و ایران و کاربست آنها در شرایط امروز را بررسی میکند.
#حسین_علایی #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #تاریخ_نظامی #محمد_فاضلی
@irantalk_sn | 319 |
| 10 | https://telegra.ph/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-06-02
ایران و فناوریهای زمینگرمایی | 301 |
| 11 | دفاع خجالتی از مذاکره راه به جایی نمیبرد!
شیوهای که محمدباقر قالیباف و تیم نزدیک او در برابر حملات و اتهامات نیروهای تندروی نزدیک به جبههٔ پایداری علیه خود در پیش گرفتهاند، نوعی دفاع خجالتی است، شبيه دفاع متهمی در دادگاه که یا از شاکی خود بیم دارد و یا اینکه نسبت به نادرستی اتهامات وارده علیه خود مطمئن نیست و در تردید و تذبذب به سر میبرد.
این نوع برخورد, آقای قالیباف و تیم همکارش را به هیچ جا نمیرساند.
در واقع سبب ناکامی محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاستجمهوری سال 84 و دورههای پس از آن، همین حس بدهکاری و احساس شرم در برابر جناح تندرو بوده است.
او در هر حرکتی تلاش میکند دل این طیف را به دست آورد، اما دل این طیف توسط چهرهای با ویژگیهای آقای قالیباف به دست آوردنی نیست و تلاش در این زمینه, فقط سبب دوری و رویگردانی طیفهای دیگر سیاسی و اجتماعی از او میشود و نهایتاً حکم از اینجا رانده و از آنجا مانده پیدا میکند!
واقعیت این است که نیروهای تندرو با اصل و نفس مذاکره و توافق مخالفند و اصلاً کاری به نوع و کیفیت و شرایط آن ندارند. اگر هم بعضاً برای رفع اتهام بیمنطقی از خود، مدعی عدم مخالفت با اصل مذاکره و توافق میشوند کارشان شبیه ملا است که هوس فروش یکی از بستگان نزدیک خود را در بازار کرد و چون با شماتت جماعت روبرو شد، گفت قیمتی روی او میگذارد که هیچکس آن را نخرد!
متأسفانه این جماعت اصل مذاکره و مصالحه را که اساس حکمرانی و بنمایهٔ دیپلماسی است، ملکوک میکنند به طوری که اگر هر مسئولی برای حفظ کیان کشور و مصالح عالی مردم خواست به آن رو کند، حس بدهکاری و شرمساری و ننگ به او دست دهد!
برای حرکت به سمت جلو، ابتدا باید این گفتمان افراطی و ضدملی را نقد و نفی کرد. با پذیرش ضمنی این گفتمان هرگز نمیتوان با قاطعیت و اطمینان منافع ملی و میهنی را تأمین کرد.
به عبارت ديگر، تأمین منافع ملی از هر طریقِ و راه ممکن، باید مایهٔ سرافرازی و سربلندی و خوشنامی باشد نه اینکه ترس از انگ و اتهام جمعی فرورفته در اوهام خود، آن را به اقدامی شرمگینانه تبدیل کند!
متأسفانه همانطور که جمعی برانداز جنگپرست، اصلاحطلبی را به صورت اتهام در آورده و بدنام کردهاند، جمعی تندرو داخلی نیز عیناً همین کار را با اصل مذاکره و مصالحهجویی کردهاند!
چندی پیش در محفلی از اصلاحطلبان حس کردم برخی از آنها از اینکه به این نام خوانده شوند، شرم دارند و در مقابلِ مواضع براندازان به نوعی احساس عقبماندگی میکنند!
به آنها گفتم که اگر به هر دلیلی، شجاعت تأکید روشن بر مشی اصلاحطلبانهٔ خود ندارند، بهتر است از حضور در تشکلها و محافل اصلاحطلب بپرهیزند چون اصلاحطلبی اصيل، نیازمند افراد ترسو و یا فاقد اعتماد به نفس نیست!
اگر ما به درستی راهی باور داریم و میتوانیم با زبان منطق و استدلال روشن از آن دفاع کنیم، چه جای نگرانی از اتهام و زخمزبان جمعی که نتیجهٔ غایی رفتارشان را گرفتار شدن کشور در چاه ویل میدانیم؟
بر همین مبنا، اگر آقای قالیباف و همکارانش، خدمت به ايران را در گرو برچیده شدن سایهٔ جنگ و تحریمهای اقتصادسوز از سر کشور میدانند و تنها مسیر آن را مذاکره و توافق با طرف مقابل میبینند باید با افتخار و سربلندی آن را دنبال کنند و طعن تندروها را نه از موضع دفاع خجالتی، بلکه با لحن و زبانی که مقاصد آنها را برای مردم آشکار کند، پاسخ دهند.
در غیر این صورت، متأسفانه نتیجهای بیش از انتخابات سال 84 و پس از آن برایشان حاصل نخواهد شد!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad | 301 |
| 12 | بنیان هنجاری دو ستونی ایران
بنیان هنجاری ایران بر دو ستون استوار است: «داد» و «مدارا».
این دو ستون کیفیت و چگونگی فرمانروایی در تمدن ایرانی را نشان میدهد. بدون درک این دو ستون نمیتوان کلان استراتژی نوینی در ایران را تدوین، طراحی و و راهاندازی کرد. در واقع، پیشبرد هر سیاستی نیازمند تکیه بر این دو معیار است.
داد ستون نخست سامان سیاسی ایران است که میتوان در چهره فرمانروایان آرمانی یافت. ویژگی بارز فرمانروایان آرمانیِ اسطورهای٬ فریدون و کیخسرو٬ دادگری است. آوازه سه فرمانروایان آرمانی تاریخی، کوروش بزرگ، داریوش بزرگ٬ و خسرو انوشیروان٬ ریشه در حکمرانی دادگرانه دارد تا پیروزهای نظامی.
پس یکی از ریشههای تداوم چیرگی ایران بر جهان را باید در دادگری ایرانی دید. مقام امام نخست شیعیان که فرمانروای مذهبی آرمانی در حافظه ایرانی است، نیز نه فتوحات دوران خلافت کوتاهش بل شیوه حکمرانی عادلانه وی بود. حتی شاهنامه فردوسی، مهمترین متن ایرانی، نیز «حماسه داد» نامیده میشود.
نبوغ نظامی نادر شاه افشار، واپسین فاتح بزرگ آسیا، ستودنی است چرا که ایران را نجات داد اما مردم نظامیگری او را نپذیرفتند. برعکس، دادگریِ کریمخان زند که بر همه ایران فرمان نمیراند را میستودند. پس ویژگی آرمانی فرمانروای ایرانی نه پیروزیهای نظامی و جهانگشایی٬ بل دادگری است.
مدارا ستون دوم هنجاری ایران است. کوروش بزرگ با مدارا توانست حکومتی جهانی بر فراز تمدنهای درخشان بابل، مصر، لیدیه و آشور بنا نهد. منشور حقوق بشر کوروش نمود و نماد مدارا و حافظ حقوق ملل مغلوب است. مدارا بود که کثرت مردمانی با فرهنگ و ادیان گوناگون را ذیل وحدت ایرانی گردهمآورد.
مدارا در نیمه دوم هخامنشیان بتدریج بکناری گذاشته شد تا آنکه کشور با هجوم اسکندر فروپاشید. اشکانیان مدارای دینی را در فرمانروایی ۴۷۱ ساله خود درپیش گرفتند. ساسانیان اما مدارایی با ادیان غیرزرتشتی کمتر مدارا کردند.مانی و مزدک کشته شده و مسیحیان تا زمان پذیرش کلیسای نسطوری (مسیحیت ایرانی) زیرضرب بودند.
پس از اسلام نیز مدارا هر گاه مجال مییافت بر غنای تمدن ایران میافزود. سامانیان و دیلمیان (بوییان و زیاریان) مدارا را در پیش گرفتند و رنسانس ایرانی در همین دوران بود. مدارا اما اندکاندک بفراموشی سپرده شد و تحجر جایگزین آن گشت تا بدانجا که هر اندیشه نوینی با انگ بددینی روبرو شد.
اهمیت داد بدین معناست که نهاد قضایی، و نه نهاد قانونگذاری و اجرایی٬ رکن هنجاری دولت ایرانی است. چرا که مسئول دادپراکنی و پاسداشتِ داد است.
اهمیت مدارا نیز به این مسئله اشاره دارد که سیاستهای یکسانساز در ایران شکست میخورد و مدارا نسبت به کثرت شیوه زندگی امری گریزناپذیر است!
بدین سان، داد و مدارا نگهدارنده ویژگی بنیادین «وحدت در عین کثرت» ایران هستند. بدون این دو نمیتوان تنوع اندیشه و شیوه زندگی در متن تمدن ایران را پذیرفت.
برعکس، بیداد و تحجر ویران کننده سامان سیاسی کشور هستند. درخشش تمدن ایرانی همزمان با فرمانروایانی بودند که از بیداد و تحجر دوری گزیدند.
نگهداشت امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی ایران بدون قوی شدن امکان ندارد؛ شرط قوی شدن پایدار اما تقویت رابطه دولت و ملت است. بنیان این رابطه نیز باید با داد و مدارا سازگار باشد. پس بر فرمانروای ایرانی است که داد گستراند و مدارا پیشه سازد. این همه را ۸ سال پیش در سیاستنامه نگاشته بودم!
@Iran_Simorq | 308 |
| 13 | 🔴یک دولت و سه شرکت
شرق ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
مسدودکردن اینترنت بینالمللی و پس از آن فروش چیزی به نام اینترنت پرو، معمایی است که پاسخش را دولت باید بدهد؛ اما هم سخنگوی دولت و هم وزیر مربوطه خود را بیخبر نشان میدهند. فروشنده اصلی اینترنت پرو، شرکت ارتباطات سیار یا همان شرکت همراه اول است. شرکتهای ایرانسل و رایتل نیز اینترنت پرو میفروشند.بنا بر اطلاعات موجود، 84 درصد سهام شرکت همراه اول متعلق به شرکت مخابرات است که دولت یکی از سهامداران اصلی آن است. همچنین سهامدار اصلی شرکت ایرانسل، شرکت گسترش الکترونیک ایران است که بنیاد مستضعفان سهامدار اصلی آن است. صد درصد سهام شرکت رایتل نیز متعلق به شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی، شستاست که متعلق به سازمان تأمین اجتماعی، یعنی از زیرمجموعههای وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی است. هر سه شرکت زیرساخت اینترنت مورد نیاز خود را از شرکت ارتباطات زیرساخت تأمین میکنند.
چنانکه به سادگی پیداست، دولت از دو راه در فعالیت این سه شرکت مسلط است یا حضور و اطلاع دارد؛ نخست از طریق شرکت ارتباطات زیرساخت که تأمینکننده اینترنت آنهاست و دوم از طریق سهام و نمایندگانی که در این شرکتها دارد. وزارتخانههای ارتباطات، تعاون، کار و رفاه اجتماعی و دفاع در این شرکتها حضور مستقیم دارند. علاوه بر اینها، جایی به نام سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی وجود دارد که نقشی بسیار اساسی در رگولاتوری و سازماندهی اینترنت در ایران دارد و یکی از وظایف مهم آن تعیین و نظارت بر تعرفهها و حمایت از حقوق کاربران است. رئیس این سازمان، معاون وزیر ارتباطات است که با حکم وزیر منصوب میشود.
غیر از اینها، به صورت کلان شورای رقابت نیز وجود دارد که ازجمله وظایف آن مقابله با انحصار و مقررات بازار است. باید توجه داشته باشیم که اینترنت در انحصار کامل شرکت زیرساخت و دولت است و سه اپراتوری که نام بردیم، بهطور انحصاری اینترنت پرو میفروشند. به همین دلیل این موضوع به شورای رقابت نیز مرتبط است. دولت در این شورا چندین نماینده دارد و رئیس شورا نیز با حکم رئیسجمهور تعیین میشود. اولین نتیجهای که از این اطلاعات ساده به دست میآید، این است که دولت، مطلقا نمیتواند از نحوه عملکرد این شرکتها و چگونگی فروش اینترنت پرو ابراز بیاطلاعی کند. رشته اینترنت از نظر حقوقی کاملا در اختیار دولت است. اگر پشت پرده جریانها یا نهادهای دیگری در مورد اینترنت اعمال قدرت میکنند و ما از آن بیخبریم، باز هم چیزی از مسئولیت دولت نمیکاهد. با توجه به نقش و سهم دولت در سازمانها و شرکتهای اصلی متولی اینترنت، ادعای بیخبری از آنچه درباره مسدودسازی و اینترنت میگذرد، نمیتواند راست باشد. اگر هم این ادعا راست باشد، نشان از نداشتن اهلیت حرفهای آنهاست. از سوی دیگر، دولت باید به وظایفی که دارد عمل کند.
دولت باید پاسخ دهد که:
چرا عموم مردم از دسترسی به اینترنت آزاد محروم شدهاند؟
سه اپراتور براساس چه مجوزی اینترنت پرو میفروشند؟
این قیمتگذاری گزاف و سنگین بر پایه چه ضابطهای صورت گرفته است؟
به چه دلیل سازمان تنظیم مقررات که مستقیما زیر نظر وزارت ارتباطات فعالیت میکند، هیچ اقدامی برای جلوگیری از این اقدام بیقاعده اپراتورها و حمایت از حقوق کاربران نمیکند؟
چرا شورای رقابت که رئیس آن با حکم رئیسجمهور منصوب میشود و در موارد بسیار زیادی وارد میشود، نسبت به فروش اینترنت پرو و انحصاری که در اینترنت ایجاد شده کاملا بیاعتناست؟
اینک که شرایط کشور به وضعیت عادی نزدیک شده است، چرا اینترنت بینالمللی در اختیار مردم قرار نمیگیرد؟ چگونه است که یک دولت عظیم که در تمام امور زندگی ملت مدخلیت دارد و هیچ کاسب و تاجر و کارمند و معلم و دانشجویی بدون اجازه او کاری نمیکند اینگونه در برابر سه شرکت فروشنده اینترنت پرو که سهامدار اصلی آنها دولت و نهادهای دولتی هستند، منفعل است؟ فرض کنیم نهادهای دیگری هستند که از فروش غیرقانونی اینترنت پرو حمایت میکنند؛ چرا دولت همین را نمیگوید؟ سه اپراتور با فروش اینترنت پرو حق ذاتی ملت را به قیمتی عجیب به آنها میفروشند؛ شبیه این است که حق نفسکشیدن را بفروشند. براساس قوانین و مقررات، مسئولیت سلب حق اساسی ملت در مورد اینترنت تماما بر عهده دولت است.
https://t.me/kambiznouroozi | 290 |
| 14 | چین طی چند دهه گذشته از تنش میان ایران و غرب بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در رقابت راهبردی خود با ایالات متحده استفاده کرده است. تداوم این تنشها باعث درگیر ماندن ساختاری آمریکا در خاورمیانه میشود؛ وضعیتی که موجب تمرکز منابع نظامی، دیپلماتیک و نهادی واشنگتن در این منطقه و ایجاد نوعی قفلشدگی راهبردی میگردد. نتیجه مستقیم این شرایط، کاهش توان آمریکا برای تمرکز بر رقابت با چین در سایر مناطق و به تعویق افتادن چرخش راهبردی آن به سوی هند-پاسیفیک است. در این چارچوب، ایران بهعنوان یک «گره» عمل میکند که از طریق ایجاد اصطکاک، تمرکز راهبردی آمریکا را بهصورت غیرمستقیم منحرف میسازد.
با این حال، چین هیچگاه خواهان افزایش تنش تا سطحی که منافع اقتصادی و راهبردی خود را تهدید کند نبوده و نخواهد بود. راهبرد کلان پکن همواره بر استفاده از ظرفیتهای اقتصادی برای گسترش نفوذ و تبدیل آن به اهرم سیاسی استوار بوده است. از این منظر، هر بحران یا تنشی که روند رشد اقتصادی چین و تحقق اهداف بلندمدت آن را مختل کند، میتواند حتی ثبات داخلی این کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. ازاینرو، ادامه تنش در تنگه هرمز و افزایش میانمدت قیمت نفت و سایر حاملهای انرژی، بالقوه برای چین تهدیدآمیز خواهد بود.
نمودار نشان میدهد که شوکهای عرضه ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی و اختلال در بازار انرژی مرتبط با تنگه هرمز، ابتدا موجب افزایش شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) میشوند و سپس با یک وقفه زمانی به شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) انتقال مییابند. واکنش احتمالی به این روند، افزایش نرخ بهره در چین خواهد بود؛ اقدامی که میتواند تحقق اهداف رشد اقتصادی این کشور را با خطر مواجه کند. به خطر افتادن اهداف اقتصادی نیز ممکن است سیاست چین در قبال ایران را تغییر دهد، زیرا حمایت پکن از تهران ماهیتی کاملاً مشروط دارد و ممکن است در گذر زمان کاهش یابد.
در نتیجه، اگرچه تنگه هرمز در حال وارد کردن فشار به اقتصاد جهانی است، اما فشار اقتصادی ناشی از محاصره آمریکا و همچنین فشار احتمالی سیاسی چین میتواند این مزیت راهبردی را به ضد خود تبدیل کند.
کوتاه اینکه، زمان، همزمان یک فرصت و یک محدودیت است؛ هنر در این است که بتوان اهرمهای ژئوپولیتیکی را به منافع پایدار و بلندمدت تبدیل کرد.
زمان را دریابیم!
@Iran_Simorq | 246 |
| 15 | ساده سازی تحلیلی یکی از عوامل اصلی شرایط امروز ایران هست. بعنوان مثال استدلالی که میگوید «هزینه تخریب زیرساخت در قیاس با فساد گسترده در کشور کمتر یا ناچیز است» مبتنی بر یک مغالطهی همارزی کاذب (false equivalence) است، زیرا دو پدیده با ماهیت کاملاً متفاوت را همتراز فرض میکند.
در ادبیات اقتصادی، فساد بهعنوان نوعی «نشتی» در سیستم شناخته میشود؛ یعنی بخشی از منابع هدر میرود، اما ساختار تولید و امکان فعالیت اقتصادی همچنان برقرار است. شواهد تجربی نشان میدهد که حتی در شرایط فساد بالا، این پدیده معمولاً سالانه حدود ۲ تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی را کاهش میدهد و راهحل آن نیز در چارچوب اصلاحات نهادی و بهبود کارایی حکمرانی تعریف میشود. در مقابل، تخریب زیرساخت یک شوک مستقیم و بنیادی به ظرفیت تولید است. برآوردهای اولیه نشان میدهد که هزینه جایگزینی صنایع پتروشیمی و فولادِ آسیبدیده، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار، معادل حدود ۲۰ تا ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی، است و فرایند بازسازی آن دستکم ۸ تا ۱۰ سال زمان میبرد.
مکانیزم اثر تخریب زیرساخت بسیار واضح است. وقتی زیرساختهای اقتصادی تخریب میشوند، ظرفیت تولید بهطور مستقیم کاهش مییابد؛ کارخانهها از کار میافتند یا با ظرفیت پایین کار می کنند، زنجیرههای تأمین مختل میشود و صادرات کاهش مییابد. این کاهش تولید، درآمد بنگاهها و دولت را کاهش میدهد و توان مالی برای بازسازی را محدود میکند. همزمان، بهدلیل نبود زیرساخت و افزایش ریسک، سرمایهگذاری جدید متوقف میشود و پروژههای توسعهای شکل نمیگیرند. نیروی کار بیکار میشود یا مهاجرت میکند و لذا سرمایه انسانی می تواند کاهش یابد، بنابراین حتی پس از بازسازی، بهرهوری و ظرفیت تولید بهسرعت بازنمیگردد. در نتیجه، اقتصاد نه تنها در کوتاهمدت کوچکتر میشود، بلکه سرعت رشد بلندمدت آن نیز کندتر می شود. دادههای تجربی نشان میدهد در دوره بازسازی کشورهایی مانند عراق و سوریه، بین ۲۰ تا ۵۰ درصد درآمدهای بالقوه آینده از دست رفت. این به معنای یک «زیان تجمعی بیندورهای» است: یعنی علاوه بر هزینههای مستقیم بازسازی، یک جریان طولانی از درآمدهای از دسترفته نیز به اقتصاد تحمیل میشود.
علاوه بر اثر مستقیم بر تولید، تخریب زیرساخت می تواند زمینهساز فساد گستردهتر در آینده نیز شود. تجربه بازسازی عراق پس از جنگ دوم خلیج فارس نشان می دهد، وقتی منابع بازسازی محدود هستند و پروژههای بزرگ در اختیار نهادها یا شرکتهای اندک قرار میگیرد، ضعف نظارت و شفافیت ایجاد میشود و فرصت سوءاستفاده افزایش مییابد. در این شرایط، افراد و سازمانها میتوانند رانتخواری کنند، قراردادها را پیچیده کنند و منابع موجود را به نفع خود مصادره نمایند. این چرخه باعث میشود ناکارآمدی و فساد از سطح جاری فراتر رود و خود مانعی برای رشد و بازسازی پایدار اقتصاد شود. به بیان ساده، تخریب زیرساخت نه تنها تولید و درآمد آینده را کاهش میدهد، بلکه محیطی برای افزایش فساد ایجاد میکند و یک چرخه معیوب به وجود میآورد که اصلاح آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر است.
بنابراین، قیاس فساد با تخریب زیرساخت، نادیده گرفتن تفاوت اساسی میان «کاهش کارایی در یک سیستم» و «نابودی بنیانهای تولید» است. راهحل فساد، اصلاح و بازطراحی نهادهاست؛ اما تخریب زیرساخت، اقتصاد را وارد یک تله بازسازی طولانی، پرهزینه و همراه با کاهش پایدار رشد میکند. در نتیجه، چنین قیاسی یک خطای تحلیلی جدی است: برای حل یک مشکل قابل اصلاح، هزینهای تحمیل میشود که هم بزرگتر است، هم ماندگارتر، و هم از نظر توسعهای بهمراتب مخربتر.
@Iran_Simorq | 229 |
| 16 | چنین تشدیدی بدون تردید شامل کل سامانهٔ انرژی خلیج فارس خواهد شد و فشار متقابل را در تنگهٔ بابالمندب فعال خواهد کرد، جایی که حوثیهای همسو با ایران همچنان توانایی اخلال در تردد دریایی را دارند. نتیجه، یک بحران چندگلوگاهی با پیامدهای جهانی خواهد بود.
خطر دیگر، گرفتارشدن است. همانطور که جو کنت، مدیر پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم، هشدار داده است، تصرف جزایر در تنگهٔ هرمز میتواند نیروهای آمریکایی را به هدف تبدیل کند، نه دارایی، و آنها را در معرض انزوا و آسیبپذیری در برابر مینها، موشکها و حملات پهپادی قرار دهد.
البته، ایالات متحده میتواند به حملات محدودتر هوابرد به سایتهایی مانند نطنز یا فردو روی آورد. چنین عملیاتی بهویژه خطرناک خواهد بود، زیرا حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ممکن است از پیش در مکانهای نامشخص پراکنده شده باشد و خطر محاسبهٔ غلط و تشدید سریع را افزایش دهد. یا ممکن است به درج نیروهای هوابرد یا هلیبرن به سمت تهران اقدام کند. اما تلاش برای دور زدن جغرافیا و فشردهسازی درگیری با سامانهای مواجه خواهد شد که مدتها برای چنین سناریوهایی آماده شده است. جمهوری اسلامی که توسط انقلاب و دههها جنگ نامتقارن شکل گرفته، برای جذب فشار و جنگیدن در فاصلهٔ نزدیک سازمان یافته است. آنچه بهعنوان یک عملیات سریع آغاز میشود، میتواند بهسرعت به مقاومتی طولانی، پراکنده، و حتی خانهبهخانه تبدیل شود و مسئلهٔ کنترل را تشدید کند، نه حل.
تهاجم زمینی به ایران ممکن است بهطور فزایندهای قابل تصور بهنظر برسد. اما این تصور بر یک بدفهمی بنیادین از جغرافیا استوار است. ایران در طول زمان نهتنها با جغرافیای خود سازگار شده، بلکه آن را تسلیح کرده است. کوهها، بیابانها، سواحل، جزایر و گلوگاهها ویژگیهای منفعل میدان نبرد نیستند، بلکه اجزای فعال یک راهبرد دفاعیاند که برای جذب فشار، پراکندگی نیرو، و تحمیل هزینه طراحی شدهاند. از این منظر، جغرافیای ایران نهتنها عملیات نظامی را شکل میدهد، بلکه آنها را به رویدادهایی با پیامدهای جهانی تبدیل میکند.
@Iran_Simorq | 0 |
| 17 | آنچه بهنظر میرسد یک اقدام نمادین کمهزینه باشد، میتواند جنگ را گسترش دهد بدون آنکه موقعیت راهبردی ایالات متحده را بهبود بخشد. منطق همان الگوی کلی است: ارزش نمادین بالا بدون دستاورد راهبردی تعیینکننده. هرچه هدف آسانتر باشد، سهم آن در موفقیت راهبردی کمتر است و خطر گسترش جنگ در شرایط نامطلوب بیشتر.
۴. چابهار-کنارک
کمتر مورد بحث قرار گرفته، نقطهٔ ورود در امتداد سواحل جنوبشرقی ایران است، جایی که کریدور چابهار-کنارک بهنظر میرسد نوع متفاوتی از مسیر ورود را ارائه میدهد. در مقایسه با خلیج فارسِ بهشدت نظامیشده، این منطقه از نظر جغرافیایی بازتر، کمتر متراکم، و در نگاه اول برای عملیات خارجی مساعدتر است.
اما این دسترسی با یک محدودیت اساسی همراه است. چابهار دسترسی بدون اهرم فراهم میکند. برخلاف خارک، در قلب شریان نفتی ایران قرار ندارد. برخلاف هرمز، یک گلوگاه حیاتی جهانی را کنترل نمیکند. برخلاف سواحل خلیج فارس، این منطقه تمرکز کمتری از زیرساختهای حیاتی دارد، هرچند همچنان موانع طبیعی دفاعی را در خود جای داده است.
اما مشکل اصلی فاصله است. ایجاد جای پا در آنجا همچنان نیروهای مهاجم را از مراکز ثقل اقتصادی و سیاسی ایران دور نگه میدارد و دسترسی اولیه را به یک کارزار طولانی و پرهزینهٔ لجستیکی تبدیل میکند. مکانی که از نظر عملیاتی ورود به آن آسانتر بهنظر میرسد، از نظر استراتژیک کمعمقتر است.
۵. آبادان-خرمشهر
اگر تهاجم زمینی به شکل قاطعتری انجام شود، محتملترین محور آبادان-خرمشهر در جنوبغرب نفتخیز ایران خواهد بود. این مستقیمترین مسیر از خلیج فارس به قلمرو دارای ارزش راهبردی است.
اما این مسیر را نمیتوان بهصورت مجزا در نظر گرفت. هر پیشروی احتمالاً از طریق کویت آغاز میشود، وارد جنوب عراق میشود، از بصره عبور میکند و به خوزستان میرسد، مسیر مشابهی که صدام حسین، رئیسجمهور وقت عراق، در جنگ ۱۹۸۰ علیه ایران طی کرد.
اما امروز، ۴۶ سال بعد، خاک عراق یک کریدور منفعل نیست. هر کارزار احتمالاً با فشار نیروهای همسو با ایران، بهویژه نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی)، حتی پیش از رسیدن نیروهای آمریکایی به خاک ایران مواجه خواهد شد. میدان نبرد محدود به یک جنگ متعارف بین دولتها نخواهد بود. بلکه میتواند ویژگیهای یک مبارزهٔ چندلایه و پراکنده را در فضایی که در عمل یک پیوستار ژئوپولیتیکی شیعی از جنوب عراق تا جنوبغرب ایران است، به خود بگیرد.
آنچه مستقیمترین مسیر به داخل ایران بهنظر میرسد، در نتیجه، انفجاریترین نیز هست و خطر گسترش جنگ به عراق و ایران را همزمان در بر دارد. همان ویژگیهایی که این محور را از نظر عملیاتی محتمل میسازد، آن را از نظر سیاسی و نظامی خطرناک میکند. در اینجا، توهم قاطعیت در قویترین حالت خود است، و خطر نیز.
یک عامل دیگر که باید در نظر گرفته شود، نقش احتمالی کردها در هر یک از این پنج سناریو است. یک نفوذ آمریکایی میتواند با یک خیزش کردی در امتداد مرز غربی ایران همراه شود و ظرفیت دفاعی ایران را در چند جبهه کش دهد.
مرز غربی ایران مدتهاست شاهد درگیری با گروههای کردی بوده است، از جمله حزب دموکرات کردستان ایران، حزب آزادی کردستان، حزب حیات آزاد کردستان، خبات، کومله زحمتکشان کردستان، و کومله کردستان ایران که گزارش شده به سمت هماهنگی بیشتر علیه تهران حرکت کردهاند.
اما این گزینه بهشدت محدود است. این گروهها پراکندهاند، توانمندیهایشان متفاوت است، و تمایل آنها برای ورود به یک تقابل گسترده با تهران نامشخص است. علاوه بر این، دولت اقلیم کردستان عراق انگیزههای قوی برای اجتناب از تشدید دارد، با توجه به خطرات تلافی، در حالی که نیروهای همسو با ایران در عراق میتوانند منطقه را به میدان نبرد ثانویه تبدیل کنند. مخالفت ترکیه با نظامیسازی کردی نیز محدودیت دیگری ایجاد میکند. مهمتر از همه، این راهبرد میتواند در داخل ایران نتیجهٔ معکوس بدهد و با بازتعریف درگیری بهعنوان دفاع از تمامیت ارضی، انسجام میهنپرستانه را تقویت کند، نه تضعیف.
در مجموع، این نقاط ورود نه یک راهبرد برای پیروزی، بلکه نقشهای از تشدید را تشکیل میدهند. هرکدام دسترسی فراهم میکنند، اما هیچکدام امکان اقدام محدود با نتایج قابل پیشبینی را نمیدهند. همان مسیرهایی که ورود را ممکن میسازند، تضمین میکنند که دستیابی به موفقیت دشوار و حفظ آن دشوارتر خواهد بود. اهدافی که فشار معنادار ایجاد میکنند، خطر اختلال اقتصادی و منطقهای گستردهتر را در پی دارند، در حالی که تلاش برای محدود نگهداشتن درگیری، اثر استراتژیک کافی تولید نمیکند. آنچه بهصورت مجموعهای از گزینهها ظاهر میشود، در نهایت به یک معضل واحد همگرا میشود: یا اثر محدود را بپذیرید یا تشدیدی غیرقابل کنترل را دعوت کنید. | 0 |
| 18 | پنج سناریو برای جنگ زمینی ایالات متحده علیه ایران
جغرافیایی پیچیده که هیچ نقطه ورودِ پاکی ارائه نمیدهد
۳۱ مارس ۲۰۲۶
نوشتهٔ آرش رئیسینژاد
برای دههها، تهاجم زمینی ایالات متحده به ایران بهعنوان حد نهاییِ تشدید درگیری تلقی میشد؛ اقدامی بیش از حد پرهزینه برای آغاز و بیش از حد بیثباتکننده برای تداوم. این فرض اکنون در حال فرسایش است. با تشدید جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، آنچه زمانی غیرقابل تصور مینمود، اکنون بهطور فزایندهای محتمل شده است. پرسش دیگر صرفاً این نیست که آیا تهاجم زمینی ممکن است یا نه، بلکه این است که از کجا میتواند آغاز شود و آیا میتواند به نتایج راهبردی دست یابد یا خیر.
در نگاه نخست، پیرامون ایران بهنظر میرسد چندین نقطهٔ ورود ارائه میدهد؛ از خلیج فارس و دریای عمان تا مرزهای غربی. اما این همان توهم مرکزی است. همان جغرافیایی که تهاجم را قابل تصور میکند، آن را از نظر راهبردی خودویرانگر نیز میسازد. جغرافیای نظامی ایران نیروهای خارجی را به مجموعهای محدود از گلوگاههای ساحلی، مراکز انرژی و کریدورهای مرزی هدایت میکند که کمتر مسیرهای موفقیتاند و بیشتر محرکهای تشدید گستردهتر. آنچه بهصورت مجموعهای از گزینهها بهنظر میرسد، در واقع نقشهای از پیامدهاست.
این منطق در پنج گره بهروشنی قابل مشاهده است: جزیرهٔ خارک، تنگهٔ هرمز، جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، کریدور چابهار-کنارک، و محور آبادان-خرمشهر. هر یک ظاهراً دسترسی فراهم میکند، اما هیچیک مسیر روشنی به سوی موفقیت راهبردی ارائه نمیدهد.
۱. جزیرهٔ خارک
جزیرهٔ خارک روشنترین نمونه از تبدیل اهرم ظاهری به خطر استراتژیک است. بهعنوان گلوگاه صادرات نفت ایران که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام از آن عبور میکند، خارک یک نقطهٔ کلاسیکِ آسیبپذیری بالقوه است. این جزیره که نسبتاً از داخل سرزمین ایران جداست و حدود ۸ کیلومتر طول و ۴ تا ۵ کیلومتر عرض دارد، کوچک، در معرض دید، و مملو از زیرساختهای حیاتی است. خارک مرکز ثقل اقتصادی ایران است و آن را به متراکمترین گرهٔ قدرت و آسیبپذیری اقتصادی کشور تبدیل میکند.
از منظر صرفاً عملیاتی، این هدف وعدهٔ بیشترین اختلال را بدون نفوذ فوری عمیق به داخل خاک ایران میدهد.
اما دقیقاً به همین دلیل خطرناک است. حمله به خارک در سطح یک اقدام نظامی محلی باقی نمیماند. با ضربه زدن به ستون فقرات صادرات نفت ایران، بلافاصله به بازارهای جهانی انرژی سرایت میکند و نگرانیهای گستردهتری دربارهٔ امنیت زیرساختهای خلیج فارس ایجاد میکند. به همان اندازه مهم، چنین حملهای تشدید را بهدنبال خواهد داشت و احتمالاً ایران را به سمت تلافی علیه تأسیسات انرژی منطقه سوق میدهد.
پارادوکس روشن است: همان ویژگی که خارک را جذاب میکند، یعنی مرکزیت آن در اقتصاد ایران، تضمین میکند که هر حملهای به آن بهسرعت درگیری را بینالمللی خواهد کرد. خارک فقط یک هدف نیست، بلکه یک محرک تغییردهندهٔ بازی است.
۲. تنگهٔ هرمز
تنگهٔ هرمز همچنان حیاتیترین صحنهٔ درگیری است. نزدیک به یکپنجم جریان جهانی نفت از این آبراه باریک عبور میکند و آن را به مهمترین گلوگاه انرژی در جهان تبدیل کرده است. اغلب از آن بهعنوان اهرمی برای کنترل یاد میشود که وعدهٔ نفوذ استراتژیکی عظیم میدهد.
اما این چارچوب گمراهکننده است. هرمز یک نقطهٔ واحد قابل تصرف نیست، بلکه یک سامانهٔ پیچیدهٔ دریایی-سرزمینی است. هر تلاش معنادار برای کنترل آن مستلزم عملیات علیه بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، و همچنین قشم، بزرگترین جزیرهٔ ایران، خواهد بود. اینها اجزای جداییناپذیر معماری دفاعی ایران در خلیج فارساند. کنترل تنگه، در واقع، به معنای ورود به جنگی بر سر قلمرو است.
این امر یک معضل بنیادی ایجاد میکند. کنترل پایدار مستلزم تضعیف دفاع ساحلی، سرکوب توان موشکی و قابلیتهای دریایی نامتقارن، و حفظ حضور نظامی مستمر در محیطی بهشدت مناقشهآمیز خواهد بود. آنچه بهظاهر اهرمی بدون نیاز به جنگ تمامعیار ارائه میدهد، احتمالاً به یک کارزار طولانی و پرهزینه تبدیل میشود که مستقیماً با دفاع سرزمینی ایران گره خورده و بیثباتی بلندمدت در بازارهای جهانی انرژی و زنجیرههای تأمین ایجاد میکند.
۳. سه جزیره
جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک دروازهٔ راهبردی غربی تنگهٔ هرمز را تشکیل میدهند. برخلاف خارک یا هرمز، این جزایر ارزش اقتصادی محدودی دارند اما از وزن نمادین و ژئوپولیتیکی قابلتوجهی برخوردارند.
تصرف آنها توازن نظامی را بهطور قاطع تغییر نمیدهد و مسیر مستقیمی به داخل ایران باز نمیکند. اما از آنجا که در تقاطع حاکمیت ایران و ادعای دیرینهٔ امارات متحدهٔ عربی قرار دارند، هرگونه عملیات علیه آنها پیامدهای سیاسی نامتناسبی بههمراه خواهد داشت. | 0 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
