fa
Feedback
کانال نو اندیشی دینی کیان

کانال نو اندیشی دینی کیان

رفتن به کانال در Telegram

با رویکرد نواندیشی دینی

نمایش بیشتر
5 477
مشترکین
-724 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+3930 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+12
در 1 کانال‌ها
اوت '26
+131
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+167
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+136
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+38
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+320
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+15
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+60
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+45
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+56
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+47
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+64
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+63
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+95
در 15 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+43
در 9 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+51
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+86
در 10 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+75
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+90
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+158
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+106
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+125
در 11 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+120
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+158
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+156
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+172
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+98
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+160
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+152
در 11 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+103
در 18 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+133
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+116
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+57
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+95
در 9 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+119
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+115
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+77
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+119
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+291
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+152
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+132
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+245
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+4 257
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+1
03 سپتامبر+5
02 سپتامبر+4
01 سپتامبر+2
پست‌های کانال
شناخت معنویت عصر نو (بخش دوم) کریستال‌ها، انرژی‌های شفابخش، طالع‌بینی و سفر روح چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی این باورها بخشی از پدیده‌ای به نام «معنویت عصر نو» یا New Age هستند. اما این جنبش از کجا آغاز شد و چرا در دنیای مدرن طرفدارانی پیدا کرد؟ آیا عصر نو یک دین است، مجموعه‌ای پراکنده از باورهاست، یا تلاشی برای معنابخشیدن به زندگی خارج از ادیان سنتی؟ در این ویدئو با نگاهی علمی و تاریخی وارد جهان معنویت عصر نو می‌شویم. این ویدیو، بخش دوم از دو بخش است. 🏷ترجمه و زیرنویس: رضا صبوری رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین ravaschool.com t.me/Ravaschool

2
شناخت معنویت عصر نو (بخش اول) کریستال‌ها، انرژی‌های شفابخش، طالع‌بینی و سفر روح چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی این باورها
شناخت معنویت عصر نو (بخش اول) کریستال‌ها، انرژی‌های شفابخش، طالع‌بینی و سفر روح چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ همه‌ی این باورها بخشی از پدیده‌ای به نام «معنویت عصر نو» یا New Age هستند. اما این جنبش از کجا آغاز شد و چرا در دنیای مدرن طرفدارانی پیدا کرد؟ آیا عصر نو یک دین است، مجموعه‌ای پراکنده از باورهاست، یا تلاشی برای معنابخشیدن به زندگی خارج از ادیان سنتی؟ در این ویدئو با نگاهی علمی و تاریخی وارد جهان معنویت عصر نو می‌شویم. این ویدیو، بخش دومی هم خواهد داشت. 🏷ترجمه و زیرنویس: رضا صبوری رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین ravaschool.com t.me/Ravaschool
39
3
بدون متن...
199
4
https://youtu.be/jRG-7FOuFwo?si=vwAS4o25b5slJCYG
291
5
♻️گفتاری در جمع گروهی از اساتید و نخبگان 🔴انسان ، تنوع و تفاوت 🔸تهران . ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ @mohammadsorooshmahallati
265
6
✅  در این "بازروایی"، برخی رویدادها بزرگ‌نمایی و برخی جنبه‌ها حذف یا کم‌اهمیت جلوه داده می‌شوند و معمولاً جزئیاتِ پیچیده‌تر نادیده گرفته می‌شوند. روایت رنج، برای جذابیت، قابل‌هضم‌بودن و انتقال سریع، از پیچیدگی تهی می‌شود و به کلیشه‌های آشنا تبدیل می‌گردد.  قربانی نیز یا "قهرمان بی‌نهایت مظلوم" یا "شئی ترحم‌انگیز" و یا "مقصر سرنوشت خود" معرفی می‌شود. ✔️ تبدیل رنج به "کالای روایی"، بدترین نوع تغییر روایت است. به این معنا که روایت رنج، از یک تجربه‌ی زیسته، به محتوای قابل انتشار تبدیل می‌شود. به عنوان مثال، تصویر کودکی که از یک حمله‌ی هوایی جان سالم به در برده، بارها پخش می‌شود. اما هیچ‌وقت از او نمی‌پرسند که چه احساسی دارد، چه آرزویی دارد، چه کسی را از دست داده، و حالا در چه شرایطی زندگی می‌کند. او فقط یک «نماد» است تا نفرت از دشمن یا همدردی با قربانی را برانگیزد. در نتیجه، قربانی، نه‌تنها صدای خود را از دست می‌دهد، بلکه به‌تدریج از "خودروایی" خود نیز بیگانه می‌شود. یعنی داستان زندگی خود را آن‌گونه که دیگران تعریف کرده‌اند، می‌پذیرد و "خود واقعی" اش گم می‌شود. زمانی که روایت شخصی رنج، به "کالا" تبدیل می‌شود، کرامت قربانی نیز خدشه‌دار می‌شود. او دیگر «انسانی با رنج‌هایش" نیست، بلکه ماده‌ای می‌شود برای تولید احساسات در دیگران. ❗️ج) و بالاخره "کالایی شدن رنج"، سومین سنخ از مصادره‌ی رنج است. در این نوع مصادره، رنج از یک "تجربه‌ی انسانی زیسته" به کالایی تبدیل می‌شود که ارزشِ مبادله‌ای پیدا می‌کند. یعنی رنج، دیگر صرفاً یک درد یا یک روایت نیست؛ بلکه به چیزی تبدیل می‌شود که می‌توان آن را خرید، فروخت، بازاریابی، بسته‌بندی و مصرف کرد. در این فرآیند، رنج‌دیده (سوژه) به شیءِ نمایش و مخاطب به مصرف‌کننده‌ی رنج تبدیل می‌شود. رنج به "موردی" برای جلب توجه، همدلی یا کمک‌های مالی تبدیل می‌شود. ✅ به عنوان مثال:   کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، در مارس ۱۹۹۳ در سودان، عکس کودکی را ثبت کرد که به علت قحطی شدید، دچار گرسنگی مزمن و شدید شده و بشدت لاغر و نحیف روی زمین افتاده است. کرکسی هم آن‌سوتر منتظر بود تا او را شکار کند. کارتر ۲۰ دقیقه منتظر ماند تا کرکس بال‌هایش را باز کند تا ترکیب‌بندی بهتری داشته باشد، اما این اتفاق نیفتاد و او عکس را گرفت و سپس کرکس را فراری داد . این عکس در ۲۶ مارس ۱۹۹۳ در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد و سیل انتقادات را به همراه داشت. بسیاری عکاس را به دلیل اولویت دادن به عکاسی به جای کمک به کودک، به بی‌اخلاقی متهم کردند . روزنامه سنت پترزبورگ تایمز نوشت: "مردی که لنز خود را برای ثبت قابی درست از رنج او تنظیم می‌کند، ممکن است به همان اندازه یک شکارچی باشد؛ کرکسی دیگر در آن صحنه" . این عکس که در سال ۱۹۹۴ جایزه معتبر پولیتزر را به دست آورد، یکی از تلخ‌ترین مثال‌های "کالایی‌شدن رنج" است. رنج این کودک به محصولی رسانه‌ای تبدیل شد که برای سازمان‌های خبری درآمد و برای کارتر شهرت و جایزه به ارمغان آورد . ❓ این عکس همچنین پرسش بنیادینی را مطرح کرد که در قلب مصادره رنج قرار دارد: آیا ثبت و نمایش رنج برای آگاهی‌بخشی، در نهایت به نفع رنج‌دیدگان است یا از آنها بهره‌برداری می‌کند؟ ادامه دارد..... 🖋 علی زمانیان، ۱۳ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed
346
7
🔵"رنج اجتماعی" در فراز و نشیبب قدرت. نظام‌های سیاسی و رنج‌های اجتماعی (قسمت دوم) همان گونه که در قسمت پیشین آمد، نظام‌های سیاسی، با معنازدایی و مصادره‌ی معنای رنج اجتماعی، مشروعیت خود را تامین می‌کنند. در نوبت اول موضوع "مصادره‌ی معنای رنج" مورد واکاوی قرار گرفت. در این نوبت به مکانیسم‌ها و روش‌های مصادره معنای رنج پرداخته می‌شود. 🔻مکانیسم‌های اصلی تغییر معنای رنج عبارتند از: ❗️۱.  "الهی‌سازی رنج" این شیوه،  در برخی گفتمان‌های دینی یا ملی‌گرایانه آمده است، رنج به عنوان آزمایش الهی، قربانی مقدس برای میهن یا وسیله‌ای برای تطهیر روح تفسیر می‌شود. ویلکینسون با ارجاع به وبر نشان می‌دهد که چنین تفسیرهایی گرچه ممکن است به فرد در تحمل درد کمک کنند، اما غالبا او را از اعتراض سیاسی به علل اجتماعی رنج بازمی‌دارند. ❗️۲.  "پزشکی‌سازی رنج" از دیگر مکانیسم‌هاست که در آن نظام پزشکی، رنج ناشی از فقر، تبعیض و خشونت ساختاری را به اختلال فردی مانند افسردگی، اضطراب یا درد مزمن تقلیل می‌دهد و راه حل را در دارودرمانی یا روان‌درمانی فردی جستجو می‌کند. این تغییر معنا، مسئولیت جمعی را از جامعه برمی‌دارد و آن را به دوش بیمار می‌اندازد. ❗️۳. "اقتصادی‌سازی رنج"، این تغییر معنایی وقتی رخ می‌دهد که دولت‌ها و نهادهای مالی بین‌المللی، رنج ناشی از فقر را به هزینه بار اقتصادی یا شاخص رشد منفی تبدیل می‌کنند. در این گفتمان، فقرا دیگر انسان‌هایی با کرامت نیستند، بلکه منابع هدر رفته یا مشکلات آماری‌اند که باید مدیریت شوند.  ❗️۴. اخلاقی‌سازی رنج در این مکانیسم، رنج به‌عنوان "ابزاری برای رشد اخلاقی، کمال روحی یا پالایش شخصیت" تفسیر می‌شود. این ایده ریشه‌ای دیرینه در سنت‌های دینی (مسیحیت، بودیسم، اسلام، یهودیت)، فلسفه‌های رواقی و حتی گفتمان‌هایِ مدرنِ خودسازی دارد. در این مکانیسم، رنج، از یک "بی‌عدالتی اجتماعی" به یک "تمرین فردی اخلاقی" تبدیل می‌شود. تحمل رنج، به‌عنوان "فضیلت" معرفی می‌گردد. این تفسیر، معمولاً توسطِ نهادهایِ دینی، گفتمان‌هایِ ملی‌گرایانه، مربیان خودیاری و حتی در روان‌شناسی زرد ترویج می‌شود. ویلکینسون اما تکیه بر آرا ماکس وبر، نشان می‌دهد که اخلاقی‌سازی رنج، اگرچه ممکن است به فرد در تحمل درد کمک کند، اما اغلب او را از پرسش سیاسی در مورد علل اجتماعی رنج بازمی‌دارد. رنج را به "مسئولیتِ فردی" تبدیل می‌کند و جامعه را از مسئولیت ساختاری تبرئه می‌نماید. از این رو تفسیرهای اخلاقی رنج، اگرچه می‌توانند تسلی‌بخش باشند، اما اغلب به‌عنوان "افیون مردم" عمل می‌کنند و آنان را از تغییر شرایط واقعی بازمی‌دارند. ❗️۵. فردی‌سازی رنج در این مکانیسم، رنج، نه‌تنها از ساختارهای اجتماعی جدا می‌شود، بلکه به‌طور کامل به‌گردن خود فرد انداخته می‌شود. فقر، بیکاری، بیماری اعتیاد، خشونت خانگی و حتی بلایای طبیعی، به‌عنوان نتیجه‌ی انتخاب‌های غلط، تنبلی، بی‌برنامگی، کم‌هوشی یا بی‌اخلاقی فرد، تفسیر می‌شوند. این مکانیسم، یکی از قوی‌ترین ابزارهای ایدئولوژیک برای تبرئه‌ی ساختارهای قدرت است. در این گفتمان، رنج، از "پدیده‌ای اجتماعی" به "مشکلی فردی" تبدیل می‌شود. راه‌حل‌ها، معطوف به اصلاح فرد هستند، نه تغییر جامعه. ویلکینسون، فردی‌سازی رنج را خشونت نمادین آشکاری می‌داند، زیرا: نابرابری‌های ساختاری مثل نژادپرستی، تبعیض جنسی، فقر ارثی، کمبود امکانات آموزشی را پنهان می‌کند. جامعه و دولت را از مسئولیت خود در قبال شهروندان تبرئه می‌سازد.  علاوه بر این، افراد رنج‌دیده را دچار شرم و گناه می‌کند و آنان را از اعتراض جمعی بازمی‌دارد. این گونه‌ی تغییر معنا آن است که رنج را به جای آنکه به عنوان شکاف اخلاقی غیرقابل تحمل در نظم اجتماعی ظاهر شود، به عنوان واقعیتی طبیعی، اجتناب‌ناپذیر یا حتی مثبت پذیرفته می‌شود. به عبارت دیگر، قدرت انتقادی رنج که می‌توانست نظام سیاسی و اقتصادی را به چالش بکشد، خنثی می‌شود. 🖋 علی زمانیان، ۱۳ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed ادامه⬇️⬇️
307
8
🔵  نظام‌های سیاسی با "رنج اجتماعی"، چه می‌کنند؟ رنج به مثابه میدان نبرد معنا مطالعه‌ی یک جامعه، مستلزم به رسمیت شناختن "درد" آن جامعه و  مطالعه‌ی آن است. اساسا یکی از ارکان اصلی "به رسمیت شناختن" و "دیدن" دیگری، به رسمیت شناختن و دیدن دردها و رنج‌های او است. از این رو چه در مطالعات اجتماعی و چه در حوزه‌ی مطالعات عدالت و اخلاق، "رنج"، از نکات کانونی است که باید مورد توجه قرار گیرد. ✅ "ایان ویلکینسون" در کتاب "درآمدی جامعه‌شناختی به رنج" تصویری از رنج به عنوان پدیده‌ای ترسیم می‌کند که نه فقط یک تجربه شخصی دردناک، بلکه به عرصه‌ای برای کشمکش "معنا"، "قدرت" و "حقیقت" تبدیل می‌شود. او نشان می‌دهد که رنج به محض آنکه از حوزه خصوصی فرد خارج می‌شود و به عرصه عمومی قدم می‌گذارد، دستخوش فرایندهایی پیچیده می‌شود که می‌توان آنها را با مفاهیمی چون تصرف، مصادره، تغییر معنا، ناپدید کردن، خاموش کردن صدای رنج و مشروعیت‌بخشی توصیف کرد. این جستار به تحلیل این فرایندها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه نظام‌های قدرت، اعم از دولت‌ها، رسانه‌ها، نهادهای علمی و حتی سازمان‌های بشردوستانه، رنج را از صاحبان اصلی‌اش می‌ربایند، معنای آن را دگرگون می‌سازند و در نهایت آن را به گونه‌ای بازنمایی می‌کنند که نه فقط تهدیدی برای نظم موجود نباشد، بلکه به تقویت همان نظم کمک کند.  هم‌چنین این مقاله نشان می‌دهد که چگونه "رنج" به منبعی برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل می‌شود، به طوری که خشونت و سرکوب با توسل به رنج خود یا دیگران، توجیه و عادی‌سازی می‌گردد. 🔻 برای اندیشیدن جامعه‌شناسانه به "رنج"، شرح برخی مفاهیم ضروری است. برخی از مفاهیم در پی می‌آید: ❗️اول. مصادره رنج ویلکینسون نشان می‌دهد یکی از رنج‌های شخصِ رنج‌دیده آن است که "رنج" را از او می‌ربایند و مصادره‌اش می‌کنند. به این معنا که رنجی که تجربه می‌کند، از اختیارش خارج می‌شود و توسط نهادهای بیرونی، اعم از رسانه، دولت و سایر نهادها، به نفع مشروعیت خود، مصادره می‌گردد. به سخن دیگر، رنج را از راوی اصلی‌اش جدا می‌کنند و آن را در خدمت اهداف خود قرار می‌دهند. ✔️ مهمترین مصادیق "مصادره‌ی رنج" عبارت است از: ➖ مصادره‌ی رسانه‌ای که در آن، رسانه‌های خبری، "رنج" را به محتوای جذاب تبدیل می‌کنند.  تصاویر کودکان گرسنه یا اجساد جنگ‌زدگان را نه برای ایجاد تغییر ساختاری، بلکه برای جلب مخاطب در فضای مجازی و افزایش فروش آگهی‌های تجاری به کار می‌روند. ویلکینسون این را "گردشگری هرزه‌نمایانه" می‌نامد، جایی که مخاطب به جای همدلی فعال، به تماشاگری لذت‌بخش از فاجعه می‌نشیند.  ➖ مصادره علمی نیز از دیگر مصادیق است که در آن جامعه‌شناسان و پژوهشگران با تبدیل تجربه زیسته رنج به داده‌های آماری، مفاهیم انتزاعی و نظریه‌های دانشگاهی، آن را از درد زنده به موضوع مطالعه تقلیل می‌دهند. ویلکینسون هشدار می‌دهد که این خشونت معرفتی ممکن است بیش از آنکه به رنج‌دیدگان کمک کند، به حرفه محققان اعتبار ببخشد.  ➖ همچنین مصادره‌ی سیاسی که در آن، دولت‌ها و احزاب، رنج شهروندان را به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های خود تبدیل می‌کنند. برای مثال، یک دولت ممکن است با بزرگنمایی رنج ناشی از تهدید خارجی، اقدامات سرکوبگرانه خود را توجیه کند یا با ابراز همدردی دروغین با قربانیان فقر، از هرگونه اصلاح ساختاری اساسی طفره رود. مصادره‌ی رنج وقتی است که "درد" به مثابه‌ی سرمایه سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شود. مصادره رنج، مفهومی است که ویلکینسون از نقدهای جامعه‌شناختی اقتصاد سیاسی احساسات وام می‌گیرد و آن را گسترش می‌دهد. ✅ صورت‌بندی سه‌گانه‌ی مصادره‌ی رنج: ➖ الف) اولین نوع، "مصادره‌ی معنای رنج" است. در این نوع، رنج فرد یا گروه، از بافت زیسته‌ی خود خارج می‌شود و معنایی "از بیرون" به آن تحمیل می‌گردد. رنج‌دیده، دیگر صاحب معنای رنج خود نیست؛ بلکه نهادهایی مانند پزشکی، روان‌شناسی، حقوق، دین یا سیاست، معنای مورد نظر خود را بر رنج او تحمیل می‌کنند. رنج، به‌جای آن‌که "تجربه‌ای زیست‌شده" باشد، به "موردی" برای تشخیص، قضاوت، توجیه یا سرزنش تبدیل می‌شود.  نظام‌های سیاسی، رنج را به منزله‌ی دال شناور، از معنای خود تهی می‌کنند، سپس، معنای مورد نظرشان را به آن تحمیل می‌کنند، تا در نهایت، با مصادره‌ی معنای رنج، مشروعیت خود را تامین نمایند. ویلکینسون با استناد به جامعه‌شناسی فرهنگی وبر و دورکیم نشان می‌دهد که معنای رنج هرگز طبیعی یا خودآشکار نیست، بلکه همیشه در بستر گفتمان‌های فرهنگی و ایدئولوژیک ساخته می‌شود. با تغییر معنا، رنجی که می‌توانست به منزله اعتراضی علیه بی‌عدالتی باشد، به معنایی قابل قبول و حتی مشروع برای نظم موجود تبدیل می‌شود. ادامه دارد..... 🖋 علی زمانیان، ۱۲ شهریور  ۱۴۰۵ @kherade_montaghed
267
9
ارعاب داعش‌مسلکانه! میثم نیلی که گویا برادر داماد مرحوم رئیسی است به سران قوای مجریه و قضائیه عملاً اولتیماتوم داده و با لحنی سرشار از ارهاب و ارعاب نوشته است: "حکم قطعی محاربان در قرآن چند چیز بیشتر نیست؛ دار زدن، يا گردن زدن، یا قطع دست و پای مخالف، یا نفی سرزمینی و تبعید. جانوران عفن و کفتاران کودتاچی و جیره‌خواران ترامپ و نتانیاهو، حق بازگشت به کشور اسلامی و ادامهٔ حیات در این سرزمین مقدس را ندارند. این کارها بر خلاف وحدت و امنیت ملی است و مردم بعثت‌یافته قطعاً تحمل نخواهند کرد"! ظاهراً اشارهٔ او به بازگشت محسن نامجو به کشور و احتمال تکرار اقدام او از سوی شماری دیگر از هموطنان مهاجر است. انگار این فرد اولاً نمی‌داند که مجازات‌های فوق مربوط به قطاع‌الطریق است که در قرآن از آنها به عنوان" محارب"یاد شده است. ثانیاً اگر قرار به این نوع نص‌گرایی خشک و منجمد و متحجرانه باشد، وی باید خواهان جزیه گرفتن از اهل کتاب و احیای بردگی هم بشود! این نص‌گرایی بی‌منطق و خشک‌مغزانه عیناً و بدون کم و کاست، همان شیوه و برداشت گروه داعش و سازمان‌های تکفیری در دنیای اسلام است که مخالفان خود را جلوی دوربین‌های فیلم‌برداری سر می‌بریدند و زنان و دختران پیرو آیین‌های متفاوت را به کنیزی می‌گرفتند! بی‌دلیل نبود که مرحوم آیت‌الله خمینی، بزرگترین خطر و تهدید جامعه را از جانب متحجرانی می‌دید که با خشکه‌مقدسی، دنیای اسلام را به انحطاط کشانده‌اند. در واقع هر نوجوان و يا جوان ناآشنا به متون اصیل دینی و قرائت‌های مختلف از آنها، به محض مشاهدهٔ این نوع ادبیات داعش‌مسلکانه، از اصل دیانت دچار وحشت و انزجار می‌شود. عجیب این که چنین ادبیات ارعاب‌آمیز و ارهاب‌انگیزی در حالی توسط این افراد تبلیغ و ترویج می‌شود که کشور درگیر یک جنگ پرهزینه و بی‌سابقه است و از طرفی تمام تلاش مهاجمان و حامیان آنها هم این است که ماهیت کل نظام سیاسی را عین همین خشونت‌گرایی معرفی کنند! نمایندگی خودخوانده از طرف "مردم بعثت‌یافته" برای ترویج ارهاب در کشور هم ظاهراً کار و کاسبی سیاسی تازهٔ این قبیل افراد شده است! این نمایندگی کی و کجا و توسط چه کسانی به این افراد تفویض شده است که کسی از آن خبر ندارد! در حالی که تکفيرگرایی و داعش‌مسلکی در دیگر نقاط اسلام رو به افول گذاشته متأسفانه در کشور ما گویی توسط عده‌ای تازه رونق گرفته است. اگر بدون فوت وقت، خط فاصلهٔ پررنگ و دقیق و واضحی بین سیاست رسمی کشور و حامیان اینگونه برداشت‌های داعش‌گونه ترسیم نشود، فجایع بی‌سابقه‌ای در کشور رخ خواهد داد. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
325
10
«آیا دین با فقر موافق است؟» 🖍 بهروز مرادی اکنون که فقر در جامعه دامن‌گستر گردیده، به‌جز برخی صوفیان درویش‌مسلکِ بی‌خبر از محتوای قرآن، صداهای بسیاری از جانب قبیله‌ی تزویرگران و مسخ‌کنندگان دین نیز در تکریم فقر به گوش می‌رسد تا فلاکت و بیچارگی را مشروعیت دینی ببخشند. ✳️ آیا اسلام با فقر موافق است؟ پاسخ به این پرسش را از قرآن جویا می‌شویم: ✅ قرآن در چندین مورد، بی‌تفاوتی نسبت به فقر را با دوزخی‌شدن پیوند داده است. به عنوان مثال در سوره‌ی مدثر آیات ۴۷-۴۰ بر این نکته تأکید گردیده که در روز رستاخیز از دوزخیانِ جرم‌کننده می‌پرسند که چه چیز آنها را به دوزخ درافکند؟ آنها ازجمله می‌گویند که نیازمند گرسنه را اطعام نمی‌کردند. قابل توجه اینکه چنین کسانی از نظر قرآن مجرم‌اند. یا در سوره‌ی حاقه آیات ۳۱ تا ۳۷ در این رابطه ازجمله چنین می‌خوانیم: "سپس در دوزخش اندازید، سپس در زنجیری که طولش هفتاد زراع است به زنجیرش کشید، چرا که او به خداوند عظیم ایمان نمی‌آورد و به اطعام نیازمند گرسنه ترغیب نمی‌نمود و... ." در سوره‌ی ماعون، قرآن عدم تلاش برای فقرزدایی را نشانه‌ی بی‌دینی دانسته است. این آیات بر اهمیت رفع گرسنگی و فقر از زندگی انسانی تأکید نموده و نیز این حقیقت را آشکار می‌سازند که بی‌تفاوتی نسبت به گرسنگی و فقر در جامعه آدمی را دوزخی  می‌کند. بدون تردید مسئولیت مبارزه با فقر متوجه همه‌ی انسان‌هاست، اما امر مسلم آن است که آن‌هایی که برای رفع گرسنگی مردم و تأمین معیشت خلق دارای مسئولیت سیاسی و اجرایی می‌باشند، اما مسئولیت خود را به‌خوبی انجام نمی‌دهند، یا به‌جای تلاش برای رفع فقر و برپایی جامعه‌ای عاری از گرسنگی، منافع خود را در گرسنه نگاه‌داشتن مردم و فقیرسازی خلق و به ضعف‌کشاندن انسان‌ها تعریف می‌کنند و منابع مملکت را غارت می‌کنند، خداوند چنین کسانی را وعده‌ی دوزخ داده است، حتی اگر چنین کسانی از زیادتی سجده بر پیشانی‌‌شان مهر نقش بسته باشد. ✅ این بدین خاطر است که معنوی و اخلاقی زیستن و متقی و مؤمن بودن و نیکوکار و درستکارشدن در جامعه‌ای که گرسنگی و فقر و محرومیت در آن رفع نشده باشد، در هاله‌ای از غیرممکن‌ها فرو می‌رود. ✅ حضرت محمدص، فقر را؛ «روسیاهی هر دو جهان» نامیده است: الفقر سوادالوجه فی‌الدارین (فقر؛ [مایه‌ی] روسیاهی در هر دو سراست.) براستی آن جامعه و آن نظام اجتماعی تولیدکننده‌ی فقر که مردمش در چنین فقری برای زنده‌ماندن دست‌وپا می‌زنند، هم در این جهان و هم در جهان پس از مرگ روسیاه است، بویژه آنان که حق مردم را برای بهره‌مندشدن از یک زندگی شرافتمندانه و سالم پایمال کرده‌اند، روسیاه دوعالم‌اند. ✅ آموزه‌های قرآنی و پیامبر والامقامش تأیید می‌کنند که هر گاه شکم آدمی سیر نباشد، بعید است دلش از نور ایمان پر شود. (هرگاه فقر در خانه‌ای داخل شود، ایمان از در دیگر خارج شود). او همچنین فرمود: "نزدیک بود که فقر، کفر باشد" کادَ الفَقْرُ ان یَکُونَ کُفْراً (نهج‌الفصاحه:٢١۵٧) پس فاصله‌ای میان فقر و کفر نیست، چراکه هرگاه فقر بر زندگی مسلط شود، احتمال آنکه فرد حق‌ها را رعایت کند، به حداقل می‌رسد و این همان کفر است. ✅ همچنین امام علی‌ع نیز فرمود: الفقر الموت الاکبر (فقر؛ مرگِ بزرگتر است). مرگِ بزرگتر یعنی مرگ بزرگتر از مرگ جسمانی، یعنی مرگ روح و شخصیت و روان و قلب و وجود، چراکه فقر نمی‌گذارد آدمی زندگی کند و بهترینِ خودش بشود. کلمه‌ی ٣٢٠ از نهج‌البلاغه نیز در تقبیح فقر چنین گفته است: اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی‌ اَموالِ الأَغنیاءِ أَقواتَ الفُقراءِ فما جاعَ فقیرٌ اِلاّبِما مَنعَ غنیٌّ. "خداوند سبحان، آذوقه‌ی فقرا را در اموال اغنیا قرار داده است. هیچ فقیری گرسنه نمانده مگر به سبب آنچه که ثروتمندی از او دریغ داشته است." ✅ فقر ابعاد متنوعِ وجودِ آدمی را تعطیل می‌کند و همه‌ی زندگی آدم را در وضعیت استیصال در پی لقمه نانی دوان و روان می‌سازد و شخصیت فرد را در پی این دویدن‌ها به حقارتِ سرفرودآوردن در مقابل هر ظالمی می‌آلاید و درنتیجه روح و روان و شخصیت و باطن و معنویت و ارزش‌ها و خوبی و نیکی را در فرد می‌کشد، پیش و بیش از مرگ جسمانی او. ✅ فقر فرصت‌های معنوی‌ْزیستن را از آدمی دریغ می‌کند، او را گروگان شکمش می‌کند و خار و ضعیفش می‌سازد و نمی‌گذارد عزت‌نفسی در وجود او شکل بگیرد و حرمت روح آدمی را می‌شکند. ✅ فقر مانع شکل‌گیری شخصیتی مستقل و آزاد در فرد می‌گردد و پروژه‌ی خداوند را برای پرورش‌یافتن و بالیدن و شکفتنِ انسان را سد می‌کند و آدمی را از دغدغه‌ی حق دور می‌سازد. به‌همین‌خاطر است که دین با تمام وجود با فقر می‌ستیزد و درصدد کنار زدن آن است تا انسان و جامعه بتوانند معنوی و اخلاقی بزیند. ١٢ شهریور ١۴٠۵ 🌿@drBehrouzMoradi
451
11
ما باور داریم که هر استعداد، فارغ از شرایط اقتصادی و اجتماعی، شایسته فرصت رشد، آموزش و شکوفایی است. خانه فرهنگی غدیر با هدف شناسایی، توانمندسازی و پرورش دانش‌آموزان مستعدِ محروم و آسیب‌دیده فعالیت می‌کند؛ دانش‌آموزانی که با وجود ظرفیت‌های ارزشمند، به دلیل محدودیت‌های زندگی از بسیاری از فرصت‌های آموزشی، فرهنگی و مهارتی محروم مانده‌اند. رسالت ما تنها تأمین نیازهای مالی نیست. ما تلاش می‌کنیم با نگاهی جامع و انسانی، در کنار فرزندان این سرزمین باشیم و مسیر رشد آن‌ها را در ابعاد مختلف زندگی همراهی کنیم. از آموزش و تقویت مهارت‌های علمی گرفته تا فعالیت‌های فرهنگی، تربیتی، مشاوره‌ای، مهارت‌آموزی، استعدادیابی و حمایت‌های اجتماعی؛ همه در راستای ساختن نسلی توانمند، مسئولیت‌پذیر، امیدوار و اثرگذار طراحی شده‌اند. در سال‌های گذشته، همراهی خیرین، مربیان، خانواده‌ها و دوستان مجموعه، فرصت‌های ارزشمندی را برای ده‌ها دانش‌آموز فراهم کرده است. امروز نیز با همان انگیزه و با تجربه‌ای بیشتر، مسیر خود را ادامه می‌دهیم تا نه‌تنها حامی دانش‌آموزان باشیم، بلکه زمینه‌ساز آینده‌ای روشن‌تر برای آنان و جامعه باشیم. از تمامی همراهان قدیمی که روزی بخشی از این مسیر ارزشمند بوده‌اند دعوت می‌کنیم بار دیگر در کنار ما قرار گیرند و شاهد ثمره تلاش‌هایی باشند که با هم آغاز کردیم. همچنین از همه افرادی که دغدغه آموزش، فرهنگ و آینده نسل جوان را دارند دعوت می‌کنیم به خانواده بزرگ خانه فرهنگی غدیر بپیوندند. هر همراهی، هر تجربه، هر مهارت و هر حمایت می‌تواند آینده یک دانش‌آموز را تغییر دهد. ما به دنبال ساختن نسلی هستیم که نه‌تنها از چرخه محرومیت عبور کند، بلکه به سرمایه‌ای ارزشمند برای جامعه تبدیل شود. آینده را با هم می‌سازیم                                                                                                                                               🕊@Ghadircharity
448
12
🔺🔻فقر، کلاس‌های تهران را خالی کرد؛ ترک تحصیل ۷۰ دانش‌آموز از یک مدرسه در تازه‌ترین گزارش شده است که ۷۰ دانش‌آموز از یک مدرس
🔺🔻فقر، کلاس‌های تهران را خالی کرد؛ ترک تحصیل ۷۰ دانش‌آموز از یک مدرسه در تازه‌ترین گزارش شده است که ۷۰ دانش‌آموز از یک مدرسه ۴۰۰ نفره در تهران از ادامه تحصیل بازمانده‌اند؛ یعنی ۱۷.۵ درصد و بیش از یک‌ششم دانش‌آموزان یک مدرسه. بخش قابل‌توجهی از این کودکان و نوجوانان در پایه‌های هفتم، هشتم و نهم تحصیل می‌کردند؛ سنی که ترک مدرسه می‌تواند آنان را مستقیماً به‌سوی کار اجباری، فقر پایدار و آسیب‌های اجتماعی سوق دهد. پشت این آمار، خانواده‌هایی قرار دارند که زیر فشار تورم، هزینه‌های تحصیل و بحران معیشتی دیگر توان نگه‌داشتن فرزندانشان در مدرسه را ندارند. اگر تنها در یک مدرسه ۷۰ دانش‌آموز ترک تحصیل کرده‌اند، آمار واقعی کودکان بازمانده از تحصیل در سراسر ایران چقدر است؟
420
13
صندلی خالی تصور کنید امروز صبح وارد یک کلاس می‌شوید... همه‌چیز مثل همیشه است؛ صدای بچه‌ها، باز شدن کتاب‌ها، حضور معلم... اما یک صندلی خالی است. زنگ اول می‌گذرد. زنگ دوم می‌گذرد. و آن صندلی هنوز خالی است. معلم می‌گوید: «غیبت کرده.» مدرسه می‌گوید: «غیبت غیرموجه.» و شاید بعد از مدتی، در پرونده‌اش نوشته شود: ترک تحصیل. اما من می‌خواهم امروز یک سؤال دیگر بپرسم: چه کسی پرسید چرا؟ چه شد که یک نوجوان، آرام‌آرام از مدرسه فاصله گرفت؟ چه شد که دیگر دلش نخواست صبح‌ها از خواب بیدار شود، کیفش را بردارد و وارد همین کلاس شود؟ آیا فقط «درس نخواندن» بود؟ یا پشت آن صندلی خالی، یک داستان وجود داشت؛ داستان فشار، فقر، شکست، طردشدن، تنهایی، اضطراب، یا احساس دیده‌نشدن؟ ما معمولاً وقتی یک دانش‌آموز ترک تحصیل می‌کند، تازه متوجه غیبت او می‌شویم؛ اما شاید او مدت‌ها قبل از ترک مدرسه، از نظر عاطفی از مدرسه فاصله گرفته بود. و اینجاست که موضوع امروز ما فقط «ترک تحصیل» نیست. موضوع، نوجوانانی است که گاهی در میان خانواده، مدرسه و جامعه، دیده نمی‌شوند. نوجوانی که شاید هر روز در کلاس نشسته، اما کسی نپرسیده واقعاً حالش چطور است. و گاهی یک صندلی خالی، فقط یک صندلی خالی نیست؛ نشانه این است که ما یک نفر را، پیش از آنکه از کنارمان برود، ندیده‌ایم. امروز می‌خواهم درباره همین «دیده‌نشدن» حرف بزنم؛ درباره ترک تحصیل، آسیب‌های روانی و مسئولیت ما در قبال نوجوانانی که هنوز فرصت دارند مسیر زندگی‌شان را تغییر دهند. بیایید به جای اینکه فقط بپرسیم: «چرا این دانش‌آموز ترک تحصیل کرد؟» از خودمان بپرسیم: «چه زمانی کمک خواست و ما صدایش را نشنیدیم؟» شاید گاهی نجات یک دانش‌آموز، نه با یک برنامه بزرگ، نه با یک بخشنامه، بلکه با یک جمله ساده آغاز شود: «من تو را می‌بینم. حرفت برای من مهم است. بیا با هم درباره‌اش حرف بزنیم.» چون هیچ صندلی خالی‌ای، نباید برای ما فقط یک «غیبت» باشد. گاهی پشت آن صندلی، آینده یک انسان نشسته است.
372
14
sticker.webp
358
15
خوک نارنجی: تا سه ماه پیش، ۵۲,۰۰۰ معترض کشته شده بودند. الان شنیدم که ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر دیگر هم به این عدد اضافه شده. الان نز
خوک نارنجی: تا سه ماه پیش، ۵۲,۰۰۰ معترض کشته شده بودند. الان شنیدم که ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر دیگر هم به این عدد اضافه شده. الان نزدیک به ۶۵,۰۰۰ معترض کشته شده‌اند. ادبیات این شخص را نگاه کنید. انگار دارد در مورد کالای قابل خرید و فروشی حرف می‌زند که هر از چندگاهی ده‌‌هزار ده‌هزار روی آن گذاشته و حتی برایش اهمیت ندارد که جمع و تفریق درستی برای عدد اعلامی خود داشته باشد. ۲۰ به اضافه ۵۲ هزار می‌شود، ۷۲ هزار. اما اصلا برایش مهم نیست که چه رقمی می‌گوید. جان ایرانی‌ها برای این جانور صرفا ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به جنایت‌های خویش است وگرنه بود و نبود صدها هزار ایرانی کمترین ارزشی برایش ندارد و مسئله در حد یک بازی رسانه‌ای است. و حقیقتا طیفی که برای بهتر شدن اوضاع زندگی خود به این خوک کثیف دلبسته‌اند، موجوداتی قابل ترحم هستند. آنها نمی‌فهمند که «عمو» «عمو» کردن آنها و حیات و ممات آنها برای این جانور چیزی در حد مسخره‌بازی است و از جان آنها به عنوان دستمال برای پاک کردن کثافتکاری‌های خود بهره می‌برد. @kharmagaas
427
16
https://youtube.com/live/CFtzHZKN62U?feature=share
448
17
به پیشنهاد ایشان، کتاب «تاریخ خداباوری» را با لذت خواندم و بهره بردم. روزگاری که مشغول ترجمۀ تراکتاتوسِ ویتگنشتاین و نوشتنِ شرحی بر آن بودم، دربارۀ برخی معادل هایی که انتخاب میکردم، با جناب سالکی رایزنی می کردم و از ملاحظات ایشان بهره می بردم. خاطرم هست پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت و غوغاهایی که برانگیخته شده بود، روزی از سر عنایت و محبت به من میگفت: فلانی میدانی چقدر برای شخصیت علمی و فرهنگی شما و پدرتان و آثاری که منتشر کرده اید، احترام قائلم. کاش درگیر سیاست نمی شدید، یا سیاست شما را درگیر خود نمی کرد و فقط به کار علمی و فرهنگی می پرداختید! ضمن تشکر از ایشان، گفتم از اقتضائات کار و بارِ روشنفکری و نواندیشی دینی در خاورمیانه و کشوری مثل ایران، سر و کار پیدا کردنِ با سیاست است. یادم می آید شبیه به همین سخنان مشفقانه را از دکتر کریم مجتهدیِ فقید، پس‌از اتمامِ سخنرانی ام در سمینار دو روزۀ «فلسفۀ اسلامی» که در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد در محل انجمن حکمت و فلسفه برگزار شد، شنیدم... دیروز از شنیدنِ خبر درگذشت دکتر بهزاد سالکی مغموم شدم و کثیری از خاطرات دلنشینِ با ایشان در روزگار سکونتِ در« موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران»، در ذهن و ضمیرم زنده شد. افسوس که دیدارمان به قیامت افتاد و پس از خروج از ایران در اواخر دهۀ هشتاد، دیگر مجال گفتگو و همنشینی با این عزیز سفر کرده را پیدا نکردم.صبر بر این مصیبت را برای خانوادۀ محترم، بستگان و دوستان ایشان، به دعااز جانِ جهان خواستارم.روحش شاد!: چون دعامان امر کردی ای عجاب! این دعای خویش را کن مستجاب
466
18
. « این قافلۀ عمر عجب می گذرد». بیست سال پیش، پس از اتمام درس و مشق فلسفی در دانشگاه واریکِ انگلستان، به تهران بازگشتم و در کسوت عضو هیئت علمی و استادیار، در «موسسه پژوهشیِ حکمت و فلسفه» مشغول به تدریس و تحقیق شدم. در آن دورۀ پنج ساله، اتاق کار من، نزدیک اتاق دکتر بهزاد سالکی بود. به همین سبب، به طور متوسط هفته ای دو بار همدیگرا را می دیدیم؛ یا ایشان به اتاق من می آمدند، یا من به اتاق ایشان می رفتم و با هم چای می خوردیم و گفتگو میکردیم. خاطرم هست در اولین دیدارهایمان، به کتاب « فلسفۀ دین»، نوشتۀ جان هیک که به قلم ایشان و تحت نام بهزاد راد منتشر شده بود، پرداختیم و دربارۀ اش گفتگو کردیم. در دهۀ هفتاد خورشیدی، روزگاری که دانشجوی داروسازی بودم، فصولِ مختلف کتابِ ترجمه شدۀ هیک را به اتفاق تنی چند از دوستان علاقه مند به مباحث فلسفی به صورت هفتگی میخواندیم و درباره اش بحث و گفتگو میکردیم. بعدها در دهۀ هشتاد شمسی، کتابِ «بعد پنجمِ» جان هیک را که توسط بهزاد سالکی به فارسی برگردانده شده بود، به اتفاق دوستان فلسفه پژوهی چند، به بحث گذاشتیم. آن زمان نمی دانستم مترجم هر دو کتاب یاد شده، یک نفر است و بهزاد راد، اسم مستعار جناب بهزاد سالکی بود. وقتی این مطلب را با بهزاد سالکی در میان نهادم، خندید و گفت: ترجیح میدادم آن ایام، آثار هیک که تازه پیش چشم فلسفه پژوهان فارسی زبان قرار گرفته بود، به اسم من منتشر نشود، که « گذرگاه عافیت تنگ» بود. دکتر سالکی، انسان خوش محضر، فروتن و با صفایی بود و آرامشی در او موج می زد. با خشم، حسادت و تندی کردن میانه ای نداشت و از سلامت روان بالایی برخوردار بود. بخاطر نمی آورم از کسی بدگویی کرده باشد. در گفتگوهای مان از کتابهایی که می خواندیم و پروژه های کاری و تحقیقاتی مان سخن می رفت. از انس بسیارم با سپهری و ویتگتشتاین باخبر بود و از سر لطف برخی آثار فارسی و انگلیسیِ خوب در این حوزه ها به من معرفی می کرد که عموم آنها را با اشتیاق می خواندم. با استاد محترم، بهاء الدین خرمشاهی دوستی نزدیکی داشت. دربارۀ فرایندِ ترجمۀ کتاب « تاریخ خداباوری»، نوشتۀ کارن آرمسترانگ که به قلم خرمشاهی و ایشان به فارسی برگردانده شده بود، خاطراتی شنیدنی داشت که از شنیدن آن حظ می بردم.... 👇👇👇
446
19
🔴از «افتخار به فردوسی» تا «آموختن از فردوسی» ✍مصطفی ملکیان 🔹ایران الان ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد. آیا به نظر شما ۱۰۰۰ نفر از
🔴از «افتخار به فردوسی» تا «آموختن از فردوسی» ✍مصطفی ملکیان 🔹ایران الان ۸۰ میلیون نفر جمعیت دارد. آیا به نظر شما ۱۰۰۰ نفر از این ۸۰ میلیون نفر، شاهنامه را از اول تا آخر خوانده‌اند؟ نخوانده‌اند. یعنی ما از ۸۰ میلیون جمعیتمان، بی‌شک معتقدم هزار نفر هم شاهنامه را از اول تا آخر نخوانده‌اند. 🔹این توقع که ما بخواهیم ۸۰ میلیون نفر شاهنامه را بخوانند، واقع‌بینانه نیست. پس بالیدن تو به فردوسی، بالیدن به چیست؟ بالیدن به کسی است که اصلاً نمی‌دانید چه گفته؛ کسی که حتی یک صفحه از شعرش را نمی‌توانید بخوانید. یعنی به چه چیزی می‌بالید؟ به یک امر موهوم دارید می‌بالید. @mostafamalekian
388
20
🔆 نقش ملاحظات اخلاقی در استدلال فقهی ✍️ #ابوالقاسم_فنائی آیا اخلاق می‌تواند در استدلال فقهی نقش داشته باشد؟ آیا یک ملاحظه اخلاقی می‌تواند در فهم، نقد یا پذیرش یک حکم شرعی اثرگذار باشد؟ ابوالقاسم فنائی در این مقاله با بررسی یکی از مسائل مهم در معرفت‌شناسی فقه و هرمنوتیک فقهی، نسبت میان اخلاق و فقه را از دو منظر بررسی می‌کند: «فقه موجود» و «فقه مطلوب». او نشان می‌دهد که در روش سنتی فقه، ملاحظات اخلاقی معمولاً جایگاهی مستقل در استدلال فقهی ندارند و اعتبار آن‌ها اغلب به قطعی بودنشان وابسته دانسته می‌شود. فنائی در ادامه استدلال می‌کند که ملاحظات اخلاقی، حتی اگر به‌تنهایی نتوانند وجود یک حکم شرعی را اثبات کنند، می‌توانند در موارد مهمی نقش ایفا کنند؛ از جمله در تشخیص نبودِ احکام ناسازگار با اخلاق، جلوگیری از استناد به ادله‌ای که با ملاحظات اخلاقی تعارض دارند، و پرهیز از اجرای برخی اصول عملی. این مقاله تلاشی است برای بازاندیشی در رابطه فقه و اخلاق و طرح این پرسش بنیادین که آیا فقه بدون توجه جدی به ارزش‌های اخلاقی می‌تواند پاسخ‌گوی مسائل انسانی و اجتماعی امروز باشد؟ 🌐 مطالعه متن کامل 🌾 @Sedanet 🌾 @Abolghasemfanaei
515