Aasoo - آسو
@Nashraasoo فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیقتر به مباحث امروز تماس با ما: 📩 editor@aasoo.org 🔻🔻🔻 آدرس سایت: aasoo.org اینستاگرام: instagram.com/NashrAasoo فیسبوک: fb.com/NashrAasoo توییتر: twitter.com/NashrAasoo
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام Aasoo - آسو
کانال Aasoo - آسو (@nashraasoo) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 29 418 مشترک است و جایگاه 6 502 را در دسته آموزش و رتبه 11 756 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 29 418 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 05 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -115 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -4 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 13.05% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 5.31% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 840 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 561 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 21 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وقت, ادبیات, زن, مدرسه, اعتراض تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“@Nashraasoo
فرهنگ، اجتماع و نگاهی عمیقتر به مباحث امروز
تماس با ما: 📩
editor@aasoo.org
🔻🔻🔻
آدرس سایت:
aasoo.org
اینستاگرام:
instagram.com/NashrAasoo
فیسبوک:
fb.com/NashrAasoo
توییتر:
twitter.com/NashrAasoo”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 06 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 سپتامبر | +2 | |||
| 05 سپتامبر | +6 | |||
| 04 سپتامبر | +3 | |||
| 03 سپتامبر | +6 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | +5 |
| 2 | به ایران ۱۴۲۰ فکر کنید...
دوست دارید چه تغییری را در ایران ببینید که خودتان هم بتوانید در ایجاد آن سهم داشته باشید؟
✍️ در کامنتهای تلگرام یا اینستاگرام آسو برای ما بنویسید...
@NashrAasoo 💭 | 2 271 |
| 3 | زندگی و مرگ در ایران: نگاهی به آثار آنهماری شوارتزنباخ عکاس و روزنامهنگار سوئیسی
🎥 سوما نگهدارینیا
🔹 آنهماری شوارتزنباخ، روزنامهنگار، نویسنده و عکاس سوئیسی، در چهار سفر خود به ایران، از خلال عکس، گزارش و سفرنامه، تصویری چندلایه از ایران، زندگی روزمرهی مردم، مناظر و تغییرات اجتماعی آن ثبت کرده است. عکسهای او، که متأثر از زبان بصری عکاسی مدرن اروپاییاند، از بسیاری از کلیشههای رایج عکاسی غربی آن دوره فاصله میگیرند و تصویری انسانیتر و شخصیتر از ایران میسازند.
🔹 تجربهی سفرهای او به ایران در دو کتاب با عنوان مرگ در ایران و درهی خوشبخت روایت شده است؛ آثاری که در آنها ایران تنها یک جغرافیا نیست، بلکه به موضوعی برای تأمل دربارهی تنهایی، زندگی، سیاست، عشق و مرگ از منظر آنهماری تبدیل میشود.
🔹 این گزارش روایتی است از ایرانِ آنهماری شوارتزنباخ؛ از عکسها و سفرنامههایش و از نگاه زنانه و یگانهی او به سرزمینی که بارها به آن بازگشت.»
@NashrAasoo 💭 | 4 260 |
| 4 | گفتوشنودِ خیالیِ پیش رو از دل این دغدغهها برآمده و بر دو پایه استوار است: پرسشهای من و پاسخهای فرخزاد. پرسشها از مجموعهی آثار او و خوانشها و تفسیرهای آن مایه میگیرند، بیآنکه سکوتها، ناشنودهها و حذفشدهها را از نظر دور بدارند. پس از طرح هر پرسش، جواب را در میان سخنان خود فرخزاد جستهام. پاسخها جملگی مستندند و مأخذ تکتکشان مشخص است. همه عیناً از منابع منثور خود فرخزاد ــ نامههای منتشرشده، مصاحبهها، توضیحها، جستارها و سفرنامه ــ برگرفته شدهاند. من از جانب او سخن نمیگویم. درست است که انتخاب نقلقولها با من است، اما در سخنان او دست نبردهام؛ نه حرفی در دهانش گذاشتهام، نه کلمهای را تغییر دادهام.
از اینجا به بعد، در دو سوی پنجرهای باز و ورای زمان و مکان، خوانندهای مشتاق با شاعری پاسخگو همسخن میشود.
aasoo.org/fa/articles/5430
@NashrAasoo 🔺 | 5 034 |
| 5 | همدلی و سیاست
کلر یورک
✍️ سیاست دانشی انسانی و آمیخته به نقص است و دقیقاً به این دلیل که با انسانها سروکار دارد، پیچیده و آشفته است. سیاست در تمام بخشهای زندگیِ ما جریان دارد: از تصمیمگیری دربارهی اقداماتِ بینالمللی برای مقابله با تغییراتِ اقلیمی تا اقداماتِ ملی در حوزههای سلامت و آموزش، و حتی کتابهایی که شوراهای محلی اجازهی مطالعهی آنها در مدارس را صادر میکنند. از سیاست نمیتوان گریخت. سیاست را میتوان «عرصه»ای مانند پارلمان و نهاد قانونگذاری دانست، یا «فرایند» و راهی برای پیشبرد امور جامعه.در هر صورت، سیاست شامل نوعی «عهد» و پیمان میان سیاستمداران و شهروندان است،عهد و پیمانی مبنی بر اینکه سیاستمداران منافع مردم و مصلحتِ کشور را در اولویت قرار دهند. به راستی، اگر هدف سیاست بهبود زندگیِ ما نباشد، اصلاً چه معنا و ارزشی دارد؟
✍️ ما اغلب برای کنار آمدن با تفاوتهایمان به اندازهی کافی مجهز نیستیم. بنابراین، ابتدا باید شرایط فعلی، ریشهی مشکلاتِ موجود و عوامل و نیروهای مؤثر را بشناسیم. سپس باید موانع تغییر و همچنین هزینهها و محدودیتهای احتمالیِ همدلی را بسنجیم. افزون بر این، باید تغییر را حاصل تلاشی جمعی بدانیم که وامدار یک شخص یا گروه خاص نیست، بلکه به مشارکتِ همگانی و بحث دربارهی ویژگیهای جامعهی مطلوب بستگی دارد. علاوه بر این، باید بر روشهایی غلبه کنیم که سیاستهای تفرقهافکن با استفاده از آنها جلوی پیشرفت را میگیرند و راه را بر گفتوگوهای حیاتی میان احزاب میبندند. همدلی ویژگی انحصاریِ چپ یا راست نیست؛ ما باید با تمام وجود بکوشیم تا به انسانیتِ طرف مقابل پی بریم.
✍️ در فضای سیاسی امروز، ما اغلب در چارچوب ساختارهایی رفتار میکنیم که موفقیت را در قالب بازیِ برد و باخت («حاصلجمع صفر») تعریف میکنند. در محیط سیاسیِ خصمانهای که احزاب میخواهند به هر قیمتی پیروز شوند، چندان مجالی برای گفتوگو و تعاملِ لازم برای کلاننگری یا سازش و مصالحه باقی نمیماند. آنچه بر وخامتِ اوضاع میافزاید کمبود رهبران شجاع و دوراندیشی است که منافع مردم را در اولویت قرار دهند و جوامع را با آرامش و تدبیر از دل بحرانها عبور دهند. خلأ ناشی از این کمبود توسط کسانی پُر میشود که راهحلهای کلیشهای و سطحی ارائه میدهند. تعداد فوقالعاده زیادی از سیاستمداران جوزدهاند و فقط به تبوتابهای زودگذر واکنش نشان میدهند و به جای دوراندیشی و راهحلهای بلندمدت، مسکّنهای کوتاهمدت تجویز میکنند. ما باید نگرش جامعتری به نیازهای خود داشته باشیم و بکوشیم تابآوریِ جامعه را افزایش دهیم، آن هم نه فقط از نظر زیرساختها و پایههای اجتماعی (مثل نظام سلامت، مدارس و رفاه عمومی) بلکه از نظر فضای روانیِ جامعه و میزان اعتماد به سیاست، نهادها و یکدیگر. ما باید بیش از پیش ظرفیتی را در خود پرورش دهیم که به لطف آن میتوانیم در برابر بحرانها ایستادگی کنیم بیآنکه هویت و ارزشهای خود را از یاد ببریم. بخش حیاتیِ این راهحل عبارت است از تقویت جوامع محلی و تعمیق حس تعلق. دستیابی به چنین هدفی آسان نیست.
@NashrAasoo 💭 | 4 459 |
| 6 | «تأکید بر همدلی به این معنا نیست که ما همیشه با یکدیگر موافق خواهیم بود و اختلافنظر نخواهیم داشت؛ قدرتِ ما در همین اختلافنظرها نهفته است. در فضای دوقطبیِ کنونی، هضم این مسئله آسان نیست. ما نمیخواهیم با افراطگرایی ــ از سوی هیچ جریانی ــ کنار بیاییم. و نباید هم چنین کنیم. اما برای یافتن راهی ورای افراط و تفریطهای فعلی، باید مهارتِ بیشتری در میانهروی پیدا کنیم ــ یعنی وجوه مشترکی بین میانهروهای هر دو طرف بیابیم و با حفظ کرامت و احترام و برابری به حرفهای یکدیگر گوش دهیم. به عبارت دیگر، به جای تمرکز بر این مسئله که کدام جناح سیاسی را میتوان محقترین مدعیِ دلسوزی برای مردم دانست، باید به گفتوگوهای حیاتی دربارهی اولویتهای جامعه و نحوهی رفتارمان در هنگام اختلافنظر توجه کنیم.»
aasoo.org/index.php/fa/articles/5426
@NashrAasoo 🔻 | 3 479 |
| 7 | پیش از پانزدهم اوت، دانشجویی میتوانست بعد از درس کنار استاد بایستد و سؤالش را ادامه دهد. اگر بحث به سیاست میرسید، میشد بحث را ادامه داد، اگر کتابی را دوست نداشت، میتوانست بگوید چرا. حالا دانشجو هنوز میآمد، مینشست، مینوشت و میرفت، اما پیش از بعضی سؤالها به صورت استاد نگاه میکرد، برای یافتن کلمهای که بتواند آن را بیدردسر به زبان بیاورد. هیچکس نمیگفت چه چیزی ممنوع است. همین، کار را دشوارتر میکرد. هر کس باید خودش حد چیزی را پیدا میکرد که از آن عبور نکرده بود.
aasoo.org/fa/articles/5429
@NashrAasoo 💭 | 4 201 |
| 8 | کتابِ «نَفَس دوم» روایت عبور از فرسودگی به ایستادگی است؛ همانگونه که یک دونده پس از رسیدن به مرز واماندگی، نیرویی تازه برای ادامهی راه در خود پیدا میکند. مژگان ایلانلو نیز در خاطراتش از زندان نشان میدهد که چگونه انسان در سختترین شرایط، از دل رنج و فشار، به «نفس دوم» خود میرسد؛ نفسی که به او توان ادامه دادن، ایستادن و امید بستن به فردا را میدهد. اکنون، در آستانهی سالگرد جنبش مهسا، خواندن این کتاب و تأمل دوباره در مسیر طیشده و دستاوردهای آن جنبش، «نَفَس دوم» را خواندنیتر و تأملبرانگیزتر میکند.
aasoo.org/fa/articles/5427
@NashrAasoo 💭 | 4 313 |
| 9 | نیمی از جمعیت، یکهشتم بازار کار: روایت آماری حذف زنان از اقتصاد ایران
همایون معمار
در سالهای اخیر، تحول مهمی در اشتغال زنان، در سطح جامعه شکل گرفته است. زنان ــ بهویژه زنان جوان، زنان سرپرست خانوار، و نیز زنانی در میانسالی ــ بیشتر و بیشتر به سمت کسبوکارهای مستقل، ابتکاری و نامعمول رفتهاند. نمونههای زیادی از آنها را در زندگی روزمره تهران و شهرهای دیگر، و حتی شهرستانهای کوچک میبینیم.
زنانی که خودشان کافه و اغذیهفروشی و دکههای دستفروشی در خیابانها راه انداختهاند؛ کارگاههای کوچک خانگی تولید غذا، شیرینی، صنایع دستی یا پوشاک؛ کارهای مربیگری ورزشی یا انواع آموزشهای حرفهای؛ خدمات آرایشی و مراقبتی سیار؛ انواع کارهای طراحی و تولید محتوا، و فروش کالا و خدمات در اینستاگرام و تلگرام و ... .
حضور زنان در مشاغلی هم که پیشتر بهطور سنتی «مردانه» تلقی میشدند رو به افزایش است: رانندگی تاکسیهای اینترنتی، اتوبوس شهری و حتی کامیون، کارهای فنی مانند برقکاری، لولهکشی، تعمیرات موبایل و تجهیزات دیجیتال، و در مواردی فعالیت در کارهای ساختمانی.
@NashrAasoo 💭 | 4 817 |
| 10 | «بسیاری از مشاغل برای زنان، فقط راهی برای درآمدزایی و تأمین معاش نیست؛ بلکه حرکتی اجتماعی و گاه مقاومتی خاموش است. زنانی که به خیابان، بازار، یا فضای دیجیتال وارد میشوند مرزهای جنسیتی کار را جابهجا میکنند؛ حتی اگر خودشان این کار را «اعتراضی» یا «سیاسی» ندانند.»
aasoo.org/fa/articles/5360
@NashrAasoo 🔻 | 3 335 |
| 11 | «دوستمان کیارستمی کجاست؟» ــ قدم زدن در مسیرهای رهاییِ یک فیلمساز
🎥 زانیار عمرانی
🔸 «دوستمان کیارستمی کجاست؟» عنوان یک نمایشگاه دربارهی آثار عباس کیارستمی، هنرمند ایرانی است، اما همزمان پرسشی است که مخاطب را به سفری در جهان این فیلمساز دعوت میکند. جهانی که سینما تنها یکی از مسیرهای آن است، نه تمام آن.
🔸نمایشگاهی که در مرکز ژرژ پومپیدوی پاریس با محوریت آثار عباس کیارستمی برپا شد، تلاشی بود برای بازخوانی چهرهای کمتر دیدهشده از او؛ هنرمندی که فراتر از قاب سینما، در عکاسی، طراحی گرافیک، پوستر، شعر و تجربههای هنری دیگر نیز پیوسته در جستوجوی راهی تازه بود. آثار ارائهشده در این مجموعه، تصویری کاملتر از ذهن بیقرار و تجربهگرای او ارائه کردند.
🔸 آنچه این نمایشگاه را متمایز میکرد، شیوهی روایت آن بود؛ مخاطب از میان درها وارد میشد، در دالانهایی قدم میزد که هر کدام پنجرهای به بخشی از جهان فکری کیارستمی میگشایند و در پایان، از پنجرهها خارج میشد، گویی مسیر نمایشگاه نیز بازتابی از نگاه او به زندگی، سینما و کشف جهان بود.
aasoo.org/fa/multimedia/videos/5425
@NashrAasoo 💭 | 4 150 |
| 12 | ✍️ شعر حافظ دربارهی اینترنت!
🔸 این فیلم را در یوتیوب آسو ببینید.
@NashrAasoo 🎥 | 5 338 |
| 13 | یک کتاب: «نفرین جالوت: تاریخ و آیندهی فروپاشی اجتماعی»
عرفان ثابتی ــ سپهر عاطفی
«در این قسمت از پادکست «یک کتاب» در گفتوگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر علوم اجتماعی، به معرفی کتاب نفرین جالوت: تاریخ و آیندهی فروپاشی اجتماعی، نوشتهی لوک کمپ، میپردازیم.»
▪️پادکستها و نسخهی شنیداری مقالات ما را در وبسایت آسو و همچنین در شبکههای اجتماعی و اپهای پادخوان با شناسهی NashrAasoo بشنوید.
[Castbox] [Google] [Spotify] [Apple]
@NashrAasoo 🎧 | 4 695 |
| 14 | «آیا امپراتوریها برای اکثر مردم رفاه به ارمغان میآوردند و فروپاشیِ آنها واقعاً زیانبار بود؟ آیا میتوان از «عصر زرین» تمدنها سخن گفت؟ منظور از «نگاه یک درصدی به تاریخ» چیست؟ آیا فروپاشی صرفاً معلول ساختارهای سیاسی است یا ریشه در رفتار افراد دارد؟ نابرابری چه نقشی در فروپاشی دارد؟ چطور میتوان از «فروپاشیِ جهانی» جلوگیری کرد؟»
aasoo.org/fa/podcast/5420
@NashrAasoo 🔻 | 4 025 |
| 15 | «آیا امپراتوریها برای اکثر مردم رفاه به ارمغان میآوردند و فروپاشیِ آنها واقعاً زیانبار بود؟ آیا میتوان از «عصر زرین» تمدنها سخن گفت؟ منظور از «نگاه یک درصدی به تاریخ» چیست؟ آیا فروپاشی صرفاً معلول ساختارهای سیاسی است یا ریشه در رفتار افراد دارد؟ نابرابری چه نقشی در فروپاشی دارد؟ چطور میتوان از «فروپاشیِ جهانی» جلوگیری کرد؟»
aasoo.org/fa/podcast/5420
@NashrAasoo 🔻 | 1 |
| 16 | فروغ فرخزاد و کودکانِ بندرِ جنگ، بندرِ صلح در ایتالیا
✍️ هادی کیکاووسی
🔸به مناسبت هفتادمین سالِ حضور فروغ فرخزاد در بندر بریندیزی
«در سایهی انجیری مینشینم. همه جا انجیر است. از دل تمام سنگها انجیر روییده. فروغ گمشده. در جستجوی چه بود که گم شد؟ چرا فرشتهی پیروزی بازو ندارد؟ آتش بادی از دل کوچهها بیرون میزند. سرگیجه دارم. گوشیام روشن نمیشود. ما در وضعیت نارنجی هستیم. پیرمرد و پیرزنی عصازنان رد میشوند. بهشان میخورد شیرین هشتاد را داشته باشند. نمیتوانم جلو بروم. عکس زنی غریبه را از دههی ۵۰ بیرون بکشم چه بگویم؟ آنها دور میشوند. حسرتی میافتد در دلم. صدای بوق کشتی بلند میشود. شاید هم بوق ناو است. ناو بوق دارد؟ چرا باید بوق بزند؟ اعلان جنگ؟ طنینش در کوچهها طوریست که انگار کسی داد بزند تولیتو. پیرمردی از خانهای متروک بیرون میزند. انگار گوشهاش از برگ انجیر باشد. موهاش روشن است. با دستانش تنباکو میپیچید. فروغ حالا آن دوست ایتالیایی را پیدا کرده. به سمت ایستگاه میدوند. چیزی به حرکت قطار نمانده. همه جا نارنجی است. غروب واقعی است. شاید طلوع باشد به چشم فروغ. آن رنگ نارنجی غروب نبوده. طلوع بوده. سرخی فروغی تازه در بندر جنگ و صلح. فروغ حال و هوایش عوض شده. پس از هشت و نیم ساعت توقف در بندر مرموز به سوی رم میرود. دنیای جدیدی پیش روی اوست. من هنوز مقابل پیرمردم. هوا نارنجی است.
میپرسم: آیا شما یکی از آن کودکان هستید؟»
@NashrAasoo 💭 | 3 791 |
| 17 | «پیرمردی که قرار بود مرا به فروغ برساند در کوچه پس کوچههای محلهی کازاله بریندیزی مقابلم ظاهر شد. از شب قبل اخطار دادهاند که سالمندان بیرون نیایند. آب بخورند. وضعیت نارنجی است. هوا نارنجی است. پیرمرد در این هوا بیرون زده. میپرسم: چند سالتان است؟ میگوید: هشتاد و دو.
پرینت عکس فروغ را مقابلش میگیرم. از صبح به همه نشان دادهام. میگویم هفتاد سال پیش در چنین روزی این شاعر ایرانی وارد شهر شما شد و همراه دستهای کودک بازیگوش هشت ساعت و نیم در شهر پرسه زد. من دنبال کودکان آن روزم. تأکید میکنم: جولای ۱۹۵۶. سعی دارم کمکش کنم تا به یاد بیاورد. او قطعاً جزو همان ردهی سنیِ کودکان هفتم جولای است. باید دوازده ساله بوده باشد. پیرمرد صورتش سرخ شده. قطرات عرق روی انگشتانش نشسته. میگوید: شاعر ایران؟ عکس در دستانش میلرزد.
سرنوشتش چیست؟
نمیدانم منظورش شاعر است یا ایران. میپرسم: آیا شما یکی از آن کودکان هستید؟»
aasoo.org/fa/articles/5423
@NashrAasoo 🔻 | 3 079 |
| 18 | مجموعهای از نقاشیهای مهرنوش بادپر این روزها در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و واکنشهای مثبت و منفی بسیاری را برانگیخته است. او در آثارش جهانی را تصویر میکند که در آن زندگی روزمره به صحنهای از کشمکش، نظارت، اضطراب، فشار و طنز تبدیل شده است. موضوع آثار او موقعیتهایی کاملاً آشناست: سفر با اتوبوس، حضور در درمانگاه، نشستن در اتاق پذیرایی، پیادهروی در پارک، حضور در آشپزخانه، و در یک نقاشی هم تماشای زندگی دیگران از پنجره روبهروی یک مجموعه آپارتمانی که در هر کدام داستانی جریان دارد.
اما او مخاطب را فقط تماشاگر نمیخواهد بلکه فشار و کنترل و فروپاشی و خشونت را به چشم مخاطب میپاشد و دیگر نمیتواند نسبت به صحنه بیطرف باشد. زبان تصویری بادپر ترکیبی است از واقعگرایی، اغراق کاریکاتوری.
مهرنوش بادپر آنطور که سایت هنری گالری اینفو نوشته در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شده، پس از تحصیل در رشته مهندسی شیمی به دانشکده هنر رفته و منبع الهام او صحنههایی است که خودش دیده است.
@NashrAasoo 💭 | 5 487 |
| 19 | «هم در تو گریزم ار گریزم»؛ نیچه و فضیلت
ایرج قانونی
✍️ نیچه به وضوح در کارهای اولیهاش همچون سپیدهدم ستیزهاش را با اخلاق عیان میکند، دستورات اخلاقی از افراد میخواهند که آنها را رعایت کنند بدون اینکه در فکر خویش به عنوان یک فرد باشند. او این کار را نه تربیت نفس که انکارِ خود میداند. اما با تأمل در آراء نهاییاش و تحلیل دقیق پارهای از آخرین یادداشتهایش در مییابیم که او ملاحظاتی در اصول اخلاقی دارد و معیارهایی باریک برای درستی عمل اخلاقی میگذارد که فاصلهای با اخلاقگرایان و مؤسسان ادیان و حکمای قرون گذشته چون سعدی ندارد.
✍️ واقعاً نیچه چه چیز را دست میاندازد، فضیلت را، یعنی غایت و کمال انسانیت را؟ آیا او خودِ فضیلت را دست میاندازد یا وانمودهی آن را؟ هرچه هست در نظر اول «خرِ بافضیلت»، آدمِ نفهمِ خوبی است، آدمْ خوب باشد نفهم باشد چه اشکالی دارد! مگر هر چه تعداد خوبها بیشتر باشد جهان جای بهتری نیست! اما ممکن نیست هر چه تعداد نفهمها زیادتر باشد باز هم جهان جای بهتری باشد. «خرِ نفهم» دشنامی همگانی است اما «خرِ نفهمِ بافضیلت» یک ناسازه (پارادوکس) است، ناسزایی نیچهای.
✍️ بدون بصیرت و شناخت هیچ فضیلتی فضیلت نیست چون اختیار نشده است. ما تنها آن چیزی را اختیار میکنیم که امکان رد کردنش را از پیش داشته باشیم. برای این کار لازم است که آن را بشناسیم. در غیر این صورت چون فضیلتِ ما از روی آگاهی نیست، سربزنگاه، آنجا که با منافع زودگذر شخص نخواند و او را عقب براند، آدمی بدون اینکه تقسیم به دو شخص شود وحدتش از دست میرود دو پاره میشود: یک پاره خودش میشود که در درون از هم پاشیده و پارهای دیگر تصویر یا وانمودهاش در بیرون، یک «بازیگر بزرگ»، به تعبیر نیچه، که در بیرون با جلال تمام خودنمایی میکند. از نظر نیچه چنین شخصی «پیوندی راستین با هیچ چیز (حتی موسیقی) ندارد»
@NashrAasoo 💭 | 4 287 |
| 20 | نیچه منتقدِ بیرحمِ اخلاقِ قراردادی است. او توسل جستن افراد به اصول اخلاقی را برای توجیه اعمال و رفتار خود حیله و نیرنگ میداند. از دیدِ او اخلاق چیزی جز اطاعت از رسم و عادت نیست (سپیدهدم)، ابزار مطیع کردن و کنترل افراد است. او در «غروب بتها» سخت به سقراط میتازد و فیلسوف پرحرمتِ اخلاق را از نظر اخلاقی فردی منحط و موجب فروپاشی یونان و آدمی بدجنس میخواند که از «وحشیگریِ خود» در «کاردپرانیِ قیاسِ منطقی» لذت فراوان میبرد، و مینویسد: «همهچیزش گزافه است، دلقکوار، شکلکساز؛ همهچیزش پنهانکاریست و حسابشده و زیرزمینی.»
aasoo.org/fa/articles/5422
@NashrAasoo 🔻 | 3 642 |
