یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
Ir al canal en Telegram
3 981
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+430 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+1
en 0 canales
septiembre '26
+45
en 2 canales
Get PRO
agosto '26
+31
en 2 canales
Get PRO
julio '26
+34
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+23
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+22
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+42
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+51
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+44
en 3 canales
Get PRO
enero '26
+13
en 3 canales
Get PRO
diciembre '25
+24
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+38
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+49
en 2 canales
Get PRO
septiembre '25
+36
en 5 canales
Get PRO
agosto '25
+58
en 6 canales
Get PRO
julio '25
+47
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+30
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+46
en 3 canales
Get PRO
abril '25
+173
en 3 canales
Get PRO
marzo '25
+49
en 5 canales
Get PRO
febrero '25
+45
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+42
en 5 canales
Get PRO
diciembre '24
+30
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+134
en 7 canales
Get PRO
octubre '24
+57
en 9 canales
Get PRO
septiembre '24
+45
en 6 canales
Get PRO
agosto '24
+122
en 14 canales
Get PRO
julio '24
+730
en 17 canales
Get PRO
junio '24
+126
en 19 canales
Get PRO
mayo '24
+57
en 5 canales
Get PRO
abril '24
+57
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+60
en 7 canales
Get PRO
febrero '24
+43
en 4 canales
Get PRO
enero '24
+88
en 6 canales
Get PRO
diciembre '23
+49
en 5 canales
Get PRO
noviembre '23
+56
en 5 canales
Get PRO
octubre '23
+42
en 5 canales
Get PRO
septiembre '23
+64
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+203
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+58
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+75
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+44
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+118
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+114
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+56
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+155
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+63
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+60
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+97
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+140
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+70
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+73
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+175
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+49
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+56
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+117
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+24
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+55
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+68
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+61
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+41
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+66
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+132
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+88
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+61
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+43
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+83
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+106
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+104
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+85
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+2 776
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 01 octubre | +1 |
Publicaciones del Canal
عجیب آنکه آن اقلیت محدود اما پایدار، این مهارت را بهخوبی آموختهاند که هر بار به جای دفاع، حمله کنند و با استفاده از هر فرصتی فضای بیشتری به دست آورند؛ در حالی که دولت و اکثریت عقلگرا، حتی در برابر این حملات، عمدتاً به دفاع و حفظ آنچه باقی مانده اکتفا میکنند و با سرعت ممکن است نا امید شوند .
https://t.me/bzyad
| 2 | ادامه یادداشت اخبار عجیب
https://t.me/bzyad/1918 | 1 |
| 3 | یادداشت روز دوشنبه شرق
سلام
یادداشت روز دوشنبه
اخبار عجیب
در حالی که قطع ارتباط بخشهای علمی و دانشگاهی کشور با بینالملل طب، بیتردید عمیقترین زخم در دانش پزشکی ما به شمار میرود، هیچ چیز عجیبتر از آن نبود که خبر آمد پیشنهاد شده این ارتباط محدود هم تحت نظارت و محدودیتهای امنیتی قرار بگیرد تا آخرین منافذ تنفس علمی کشور هم مسدود گردد.
واقعیت آن است که برخلاف تصور عموم، علیرغم تمام پیشرفتهای اخیر در دانش طب و سهولت دسترسی به منابع علمی، به هیچ وجه نمیتوان نتیجه گرفت که عامل انسانی و مهارتهایی که باید حضوری فراگرفته شوند دیگر ضرورتی ندارند و همه چیز با اطلاعات خام حلشدنی است! برعکس، این پیشرفتها ضرورت مهارت در کسب شرح حال و معاینه و تصمیمگیری درباره نحوه استفاده از این تکنولوژی پیچیده را بیشتر و بیشتر کردهاند.
بسیاری از مشکلات سلامت در کشور ما اساساً به دلیل نگاه عادتشده و بیمارگونهای است که تکثیر PDFهای متعدد در رشتههای بالینی و درخواست برای از بر کردن آنها و گرفتن امتحان از آنها به شکل امتحان حافظه را برای کاربرد دانش طب مدرن و ارتقای سلامت مردم کافی میداند. بازتاب این روحیه را در افزایش ظرفیتها و بیاعتنایی نسبت به تعداد و کیفیت هیئت علمی مشاهده میکنیم.
مهمتر از همه آنکه با قطع ارتباط بینالمللی، مدیریت روزآمد سلامت هم امکانپذیر نیست. مدیران سیستم سلامت در کشور ما عمدتاً پزشکان متخصصی هستند که نهتنها هیچ دوره مدیریتی ندیدهاند، در عین حال هیچگاه نحوه مدیریت سلامت در طب مدرن را در هیچ کشور خارجی از نزدیک تجربه نکردهاند.
از ابتدا اینطور نبود. در سالهای دور، در کشور ما استاد و پزشک خارجی، هم به صورت استخدامی و هم به صورت میهمان، حضور داشت. بسیاری از پزشکان بلافاصله بعد از دوره عمومی برای تخصص به اروپا یا آمریکا میرفتند؛ عمدتاً با این هدف که بتوانند در ایران در یکی از دانشگاهها استخدام شوند.
بعد از انقلاب هنوز بقایای این سیستم وجود داشت. مسئولین آن زمان با درک اهمیت ارتباطات بینالمللی، دورههایی با عنوان «فرصت مطالعاتی» تعریف کردند که هیئت علمی برای دورهای مشخص به یک بخش دانشگاهی در خارج از کشور میرفت. علاوه بر این، سالها برای شرکت هیئت علمی در کنگرههای بینالمللی تسهیلاتی به شکل ارز دولتی برای ثبتنام کنگره و مبلغی برای سایر هزینههای سفر پرداخت میشد. حتی معرفی به وزارت امور خارجه برای دریافت ویزا وجود داشت که متأسفانه رفتهرفته همه رو به تعطیلی گذاشتند.
هر سفر علمی به شکل یک مهاجرت اجتماعی درآمد. دانش پزشکی در کشور ما در انزوای کامل از بینالملل طب و تنها بر پایه PDFهای رایگان رشد کرد و هر جا که مهارت و هماهنگی انسانی، اخلاقیات و بومیسازی ضرورت بیشتری داشت، بیش از پیش لنگ زد.
گذاشتن یک پروتز در زانو مثل راهاندازی یک دستگاه خانگی از طریق PDF و احیاناً راهنمایی فروشنده دستگاه مقدور است؛ اما نحوه انتخاب بیمار و فرهنگ استفاده از زانوی مصنوعی چیزی است که به این سادگی به دست نمیآید. کل این درمان مکانیکی و تکنولوژیک در کشور ما، نسبت به درمان سکته مغزی حاد که بیش از هر چیز بر مهارت انسانی، آگاهی و هماهنگی اجتماعی، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت متکی است ــ چیزهایی که تنها در ارتباط تنگاتنگ بینالمللی میتوان فرا گرفت ــ پیشرفت بیشتری داشته است.
حالا که به دلیل جنگ و بحران اجتماعی حتی پروازهای خارجی هم دشوار و اندک میشوند، تأثیرات این قطع ارتباط بر دانش طب و در نتیجه سلامت مردم از نظرها دور میماند؛ و نهتنها این، بلکه زمزمه امنیتی دیدن این ارتباط میرود تا آخرین منافذ را هم ببندد. اساتیدی که شرکت در کنگرههای بینالمللی و روزآمد کردن اطلاعات خود را با هزینهها و دشواریهای سفر، وظیفه تعطیلناپذیر اخلاقی خود میدانند، از اینکه کسی به این موضوع از زاویه امنیتی بنگرد، شاخ درمیآورند.
نکته عجیب و بسیار عجیبتر در کشور ما آن است که کسانی که در پی محدود کردن هرچه بیشتر فضا به بهانههای امنیتی هستند، نهتنها آزادی عمل بیشتری دارند، بلکه پایداری و پیگیری بیشتری هم در آمال و اهداف خود به عمل میآورند و از هر روشی برای نیل به آن استفاده میکنند. تردید نباید کرد که در هر موقعیتی، با کوتاه آمدن دولت، مجدداً آن را علم میکنند در مقابل، اکثریتی که درک میکنند عدم وجود ارتباطات آشکار بینالمللی در زمینههای علمی یک خطر امنیتی است، تنها به تذکر و نصیحت اکتفا میکنند کار را به دولت میسپارند وبعد از اولین مقابله دولت با این طرح به سرعت، بعد از انجام «وظیفه خود»، یعنی همین پند و اندرز، سر به کار خود میگیرند . حال آنکه چاره کار، تداوم در مطالبه مدنی است؛ نه فقط دفاع برای حفظ روزنههای باقیمانده، بلکه حمله برای به دست آوردن فضای بیشتر و ارتباطات گستردهتر. | 680 |
| 4 | عجیب آنکه آن اقلیت محدود اما پایدار، این مهارت را بهخوبی آموختهاند که هر بار به جای دفاع، حمله کنند و با استفاده از هر فرصتی فضای بیشتری به دست آورند؛ در حالی که دولت و اکثریت عقلگرا، حتی در برابر این حملات، عمدتاً به دفاع و حفظ آنچه باقی مانده اکتفا میکنند و با سرعت ممکن است نا امید شوند .
https://t.me/bzyad | 1 |
| 5 | دیدن ونگاه کردن
میگویند هر نگاه کردنی به دیدن منجر نمیشود .دکتر محمد روحانی استاد برجسته مغز و اعصاب کشور مردم مستاصلی را که در اطراف بیمارستان های بزرگ اطراف کردهاند و در معرض نگاه همه ما قرار دارند دید ! حاصل آن متنی است
که موضوع را از زاویه ای انسانی و از نگاه یک طبیب واقعی میکاود ومینمایاند ؛
«هر روز صبح، وقتی از کنار بیمارستان حضرت رسول عبور میکنم، صحنهای میبینم که هیچ وقت برایم عادی نمیشود و هر بار غم و اندوهی زیاد در تمام وجودم را فرا میگیرد.
در پارک کنار بیمارستان، خانوادههایی را میبینم که در چادر یا حتی در فضای باز شب را به صبح رساندهاند. بعضیها هم در ماشینهایشان ماندهاند؛ خانوادههایی که یکی از عزیزانشان در بیمارستان بستری است و خودشان نه توان اجارهی اتاق یا مسافرخانه را دارند و نه امکان رفتوآمد روزانه از شهری دیگر.
تصور کنید بیماری دارید که در بیمارستان بستری است و باید تمام نگرانی و اضطراب بیماری او را تحمل کنید؛ و در کنار آن، دردِ بیخانمانی و آوارگی در پارک را هم به دوش بکشید.
حالا تصور کنید همین آدم، بعد از چندین شب بیخوابی، بدون یک غذای مناسب، بدون امکان استحمام و با خستگی و اضطراب شدید، وارد بیمارستان میشود. آنجا با پزشک، پرستار و دهها نفر از کارکنان درمان روبهرو میشود؛ آدمهایی که خودشان هم خستهاند و هر کدام مشکلات و رنجهای خودشان را دارند.
آدمی که چند شب درست نخوابیده، روزها در پارک سر کرده، نگران جان عزیزش است و از نظر روحی و جسمی فرسوده شده، طبیعی است که آستانهی تحملش پایین آمده باشد. ممکن است چهرهاش خسته و غمگین باشد، ممکن است زودتر عصبانی شود و حتی گاهی با پرخاشگری واکنش نشان دهد.
از طرف دیگر، کادر درمان هم ممکن است ساعتها و روزها تحت فشار، با کمبود امکانات و حجم زیادی از بیماران کار کرده باشد.
در چنین شرایطی، یک چرخهی دردناک شکل میگیرد: آدمهای خسته و رنجکشیده، روبهروی آدمهای خسته و رنجکشیده قرار میگیرند.
همراه بیمار با اضطراب و عصبانیت وارد میشود؛ کادر درمان تحت فشار قرار میگیرد؛ تنش بیشتر میشود؛ و در نهایت، هم کار درمان برای پزشک و پرستار دشوارتر میشود و هم رنج بیمار و خانوادهاش افزایش پیدا میکند.
به نظرم بسیاری از تنشهایی که در بیمارستان میبینیم، فقط مسئلهی اخلاق یا رفتار یک بیمار، همراه یا کادر درمان نیست. گاهی محصول یک سیستم فرسوده و شرایطی است که همه را تحت فشار قرار داده است.
زمانی قرار بود بیمارستان جایی باشد که تقریباً تمام نیازهای درمانی بیمار در همانجا فراهم شود. اما امروز، بارها میبینیم که بیمار یا خانوادهاش با یک فاکتور یا درخواست خرید مواجه میشوند و باید برای تهیهی دارو، وسیله یا تجهیزات مورد نیاز، بیمارستان را ترک کنند و به بیرون بروند.
ایکاش روزی نظام سلامت ما به نقطهای برسد که خانوادهی بیمار مجبور نباشد برای تأمین ابتداییترین نیازهای درمانی، سرگردان خیابانها و بازارها شود.
ایکاش بیمارستان آنقدر کامل و مجهز باشد که اگر حضور همراه برای مراقبت از بیمار ضروری نیست، خانوادهی او مجبور نباشد روزها و شبها در پارک، ماشین یا گوشهای از خیابانهای اطراف بیمارستان سر کند.
شاید یکی از نشانههای یک نظام سلامت انسانی این باشد که بیمار فقط با بیماری خود بجنگد، خانوادهاش با فقر و آوارگی نجنگد، و کادر درمان هم مجبور نباشد در میان این همه رنج، با فرسودگی و تنش دائمی کار کند.
این خانوادهها، بخشی از بیماران ما هستند؛ حتی اگر تختی در بیمارستان به نام آنها ثبت نشده باشد.»
دکتر محمد روحانی
https://t.me/bzyad | 1 797 |
| 6 | سکته آقای رئیس و ساعت طلایی
در خبرها آمده بود که رئیسجمهور چین در اجلاسی در هند دچار سکته مغزی شده و پیش از موعد به چین بازگشته است.
هنوز هیچ منبع موثقی این موضوع را تأیید نکرده و هیچوقت هم واقعیت قضیه روشن نخواهد شد.
اما به هر حال، همواره امکان سکته مغزی یک فرد حدود هفتادساله در یک سفر خارجی وجود دارد، حتی اگر یک مقام سیاسی برجسته باشد و حتی اگر رئیسجمهور یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان باشد؛ اولین قدرت یا دومین قدرت! در اینجا موضوع اهمیت بیشتری هم دارد. نهتنها قدرت و اراده و عواطف یک فرد در خطر است، بلکه اطلاعات و تصمیمات و برنامهریزیهایی در ارتباط با یک کشور در خطر قرار میگیرند؛ برنامههایی که شاید هنوز جایی بیان نشده باشند. اینجا باید گفت هر دقیقه، بخشهایی از این بایگانی عظیم و شگفتانگیز در خطر نابودی قرار میگیرند.
در شرایط متعارف، مقامات و نخبگان هر کشوری در سکته مغزی حاد چارهای جز مراجعه به سیستم سلامتی که برای کشور تدارک دیدهاند ندارند. در ساعات اول طبیعتا خروج از کشور برای درمان مقدور نیست . حتی سیستم درمانی VIP هم برای سکته مغزی کارآمد نیست، چون باعث اتلاف وقت میشود و در بدترین شرایط هم استفاده از همان سیستم ۷۲۴ که برای مردم اندیشیده شده، مطمئنتر از تدارکات لازم برای چند پزشک برجسته در شرایط استثنایی است.
اگر کسی تصور میکند که بعداً در یک کشور خارجی «یک کاریش میکنیم»، قطعاً بر خطاست. درمان سکته مغزی حاد تنها در چند ساعت اول امکانپذیر است و در حال حاضر حتی در کره مریخ هم دارویی برای ساخت سلول مغز بهجای سلولهای از دسترفته ساخته نشده است!
در کشور چین، علیرغم توسعه درمان سکته مغزی تا حدی که اکثر تحقیقات درمان سکته مغزی حاد در آنجا انجام میشود، با بازگشت آقای رئیس، زمان طلایی گذشته و دیگر درمانی امکانپذیر نیست.
اما در مورد رئیسجمهور چین ــ اگر دچار سکته مغزی شده باشد ــ در کشوری این اتفاق افتاده که امکانات درمان سکته مغزی را در شبکه سلامت خود دارد. انجمن سکته مغزی هند در سالهای اخیر توانسته به بیشترین پیشرفتها در درمان سکته مغزی دست پیدا کند. پرزیدنت سازمان جهانی سکته مغزی که اخیراً در کنگره سکته مغزی ایران هم سخنرانی کرد، از هند است.
بنابراین باید دید کد ۷۲۴ و پروتکلهای درمان سکته مغزی حاد در ساعات اولیه و بهخصوص ساعت اول، که ساعت طلایی خوانده میشود، برای مقامات و بهخصوص در حین انجام اجلاسهای بینالمللی وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد، چگونه؟
آیا افشای بیماری یک مقام ردهبالای یک ابرقدرت در یک اجلاس بینالمللی دارای عواقب سیاسی بزرگ نیست؟ در چنین شرایطی آیا جان یک انسان در اولویت قرار میگیرد یا مصالح سیاسی که ممکن است به جان انسانهای بیشتری ارتباط پیدا کند؟ ارتباطی که همواره مستقیم نیست.
برخی معتقدند مرگ استالین و مائو راهگشای تحولات بعدی این کشورها بود. در این میان وظیفه سیستم سلامت چیست؟
اینها همه مسائل اخلاقی مهمی هستند که وقتی برای رئیسجمهور چین آزموده و اندیشیده شوند، در موارد سادهتر پیدا کردن پاسخ آنها ــ اگر پاسخی وجود داشته باشد ــ آسانتر خواهد بود.
https://t.me/bzyad | 2 220 |
| 7 | گزارش تلویزیون ازبکستان از دیدار ما با هدایت علی دهباشی با مسیولین فرهنگستان سمرقند | 1 222 |
| 8 | یادداشت چند سال پیش من در مورد علی دهباشی که روز سه شنبه ۲۴ شهریور در جلسه با فرهنگستان سمر فند قرائت شد | 1 155 |
| 9 | مصاحبه من در مورد کتابخوانی | 1 |
| 10 | https://www.ibna.ir/news/553840/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C | 1 078 |
| 11 | Mensaje de voz | 1 |
| 12 | 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
پزشکانِ جامعهنگر غنیمتاند
✍:عبدالله ناصری
همیشه با آندسته از عالمپزشکانی که دغدغهی مردم و مشکلات اجتماعی را دارند، رفیق بوده و تمامقد محترمشان میدارم. مثل مصطفی معین، قربان بهزادیاننژاد، علی نیکجو، محمدرضا ظفرقندی، بابک زمانی، رضا خاتمی، رضا ملکزاده، فرشته
بقایی، محمدصادق آخوندی، امیررضا رکن، محمد قرهتپه، محمد صدر و ... .
یکی از آن جمع، دکتر بابک زمانی مغزپژوه و
نورولوژیست معروف است. اولین بار با نوشتهی عصبپژوهی او در روزنامهی شرق
وی را شناختم و با مراجعه به بیمارستان
فیروزگر در سال ۹۶ که فصلالخطاب تشخیص مرض این کمینه شد، رفاقت و
مشورتهای نوروپاتی با ایشان جدی شد.
چیزهایی که دکتر زمانی را برایم عزیزتر کرد
فروتنی, دانش پزشکی و یادداشتهای اجتماعیاش بود. خریدار کانال تلگرامی او
شدم. دیروز کتاب "فغان ز جغد جنگ"، مجموعه داستانی به قلم روان و زیبای خودش را به لطف برایم فرستاد و امروز روز پزشک به همت مجلهی بخارا و علی
دهباشی نقد میشود. اضافه کنم دکتر زمانی
ادیب و مسلط بر هنر فیلم و سینماست.
کتاب مذکور، حاوی یک داستان بزرگ به اسم "دوازده روز" و خاطرات نویسنده در آغاز جنگ عراق در کسوت پزشکِ وظیفه و راوی جنگ در صفحات غربی ایران خواندنی
است. امیدوارم در فرصتی کتاب را بیشتر بازنمایی کنم.
روز ابنسینا و پزشک بر همهی خانوادهی بزرگ طبابت فرخنده باد | 1 989 |
| 13 | عصر یکشنبههای بخارا
نقد و بررسی کتاب
فغان ز جغد جنگ
یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
@entesharco | 1 |
| 14 | تنها روز پزشك
امسال بِه اين نتيجه رسيدم كه اين يك روز كه بِه نام پزشك نامگذاري شده بسيار عالي أست و بايد شكر گزار آن بود .
چرا ؟ چون ظاهرا تنها همين يك روز أست كه از پزشك حداقل بِه زبان قدرداني ميشود .تمام آن ٣٦٤ روز ديگر آكنده أست از جفاهايي كه نه تنها به زبان كه در عمل، با قانون و بي قانون ، بِه صراحت يا بِه تلويح ، در فضاي مجازي يا واقعي ، در محل درماني يا غير درماني ، بر جامعه پزشكي روا داشته ميشود و تنها در اين يك مورد بخصوص أست كه بنظر ميرسد دولت و ملت در اتحادي تاريخي بِه سر ميبرند .
از يك سو پزشكان مجبور ميشوند با حقوقي كه كفاف زندگي نميكند در مراكز دولتي و آموزشي كار كنند ، آموزش ببينند و آموزش بدهند ، بِه آن مراكز هم بودجه كافي براي گذران امور اختصاص نميدهند . مردم هم در مراجعه بِه اين مراكز بجاي آنكه خواستار يك سيستم سلامت روزآمد باشند در همه حال پزشكان را كه اولين قربانيان اين سيستم هستند مقصر ميدانند
دولت تعرفه هاي خصوصي در كارهاي داخلي را با اجبار چند دهم تعرفه دنيا قرار ميدهند. مردم هم وقتي بِه محل درماني شلوغي ميروند كه هنوز مهاجرت نكرده ، بِه كارهاي بدون اولويت مثل زيبايي و …نميپردازد و تنها و تنها بِه بيماران آن هم دشوار ترين آنها ميپردازد و براي ماندگاري مجبور به ويزيت انبوهي از چنين بيماراني أست زبان بِه شكوه و شكايت ميگشايند و ذره اي بِه ريشه مشكلات نمي انديشند . اكثريت بردبار هم تنها بِه مدد بزرگواري بي حد خود ساكت ميمانند نه توجه بِه ريشه مشكلات .
تنها اين نيست كه ، وقتي با جامعه اي روبرو شدند كه نرخ خدماتش را بدون كوچكترين نظر خواهي از خود او تعيين ميكنند هر كار ديگر هم بخواهند ميكنند .يك روز از خواب كه برخاستند تصميم ميگيرند با همان تعرفه اندك كه موجب آن همه ويزيت انبوه أست نسخه الكترونيك هم بنويسد . روز ديگر حتي كليشه ام ار اي را هم چاپ نميكنند تا اوروا درگير سي دي منسوخ شده و لينك محدود به اينترنت محدود تر كنند
وقتي بنابر مسيوليت اجتماعي ات در طي مناقشات اجتماعي ميكوشي از اصول ابتدائي طب در برابر طرفين متخاصم حمايت كني يا وقتي كه ميكوشي از پايه هاي اكادمي پزشكي در برابر اخراج و استعفاي غير علمي دفاع كني كسي متوجه نيست كه اين هم جزو وطائفي أست كه براي آن سوگند خورده اي .
بعد در همه حال مراقبند تا يك وقت مورد اعتماد مردم قرار نگيري ! در يك متابعت ساده بيمار از دستور دارويي هم اخلال ميكنند اندكي سرگيجه يا حالت تهوّع كه براي هر دارويي پديد مي آيد منجر بِه قطع " اين داروي شيميايي اعتياد آور مسموم كننده كبد " ميگردد تا مجبور باشي دوباره و دوباره درباره آنچه در گوگل نوشته شده توضيح بدهي و درست مثل كسي كه جرمي مرتكب شده باشد علت ارتكاب جرم و نوشتن دارو را توضيح دهي تا دقيقا معلوم شود نقش اين دارو چيست ؟ تا بعد ها آن دارو بخشي از وجود بيمار شود به كمك آن راه برود يا ديگر تشنج نكند و البته باز هم از مصيبت خوردن آن شكايت كند و هر بار از عوارض شروع كند نه اثرات ! البته كه حق بيمار أست بداند ! حتي اگر تمام وجودت و تمام ديوار هاي اتاقت را با تصاوير مختلف صرف توضيح و تفسير كني تا معلوم شود آنچه در گزارش ام آر آي نوشته (نامه خصوصي اي كه خطاب بِه توست اما قبل از آنكه آن را باز كني در شهر منتشر شده و اصلا پاكتي براي باز كردن ندارد ) چيست . گاه تصور ميكني كارت دويدن روي تريد ميل أست و اصلا قرار نيست بِه جايي برسد . اما تو كه قبل از اكتشاف گوگل و قبل از تاسيس اين همه دانشكده سنتي هم طبيب بودّي در ياد مي اوري اعتمادي را كه مردم با همان دانش عمومي بِه تو داشتند و چگونه كار را بِه تو ميسپاردند .
خيل خب بس أست ديگر ، گراميداشت روز پزشك با اين همه گله گزاري نا متعارف ؟ ! روزهاي ديگر كه گله گزاري نميكنم اجازه بدهيد تنها در روز پزشك اجازه اندكي شكوه و شكايت آن هم در اين شرايط نامتعارف داشته باشم .
روز پزشك را بِه همه همكاران جوانم همه فرزندانم كه عليرغم تمام اين مشكلات باز هم اين حرفه را بر ميگزينند و در هر حال چه در خارج و چه در داخل تنها خط دانش را پي ميگيرند و "طب ايراني "را بِه معناي مطلق كلمه تعريف ميكنند تبريك ميگويم .پذيرش اين حرفه با اين همه مشكلات بِه معناي درك بالاتري از اصلاح و درمان أست كه تنها بِه نسخه و دوا نمي انديشد تمام معايب پيش گفته را هم بيماري و وجهه همت خود ميبيند .
از همه كساني كه روز پزشك را بِه من تبريك ميگويند پزشك و غير پزشك از صميم قلب تشكر ميكنم ولي هر سال دقت ميكنم ببينم چند غير پزشك هم سواي مسيوليت اداري شان روز پزشك را بِه پزشكان تبريك ميگويند .
https://t.me/bzyad | 3 156 |
| 15 | بحران سلامت همچون بحران آب
✍🏽 علی ورامینی
❇️ با دوست پزشکی صحبت از نظام سلامت ایران بود. بهواسطه نقلقولهایی که از رفقای ساکن اروپا (بهخصوص اسپانیا، آلمان و...) و کانادا شنیده بودم و از دیگرانی هم خوانده بودم، گفتم که نظام سلامت ایران در قیاس با جهان یکی از سنگرهایی است که هنوز دچار فروپاشی نشده است و هنوز حتی بهتر از خیلی از جاهای دیگر دنیا جواب میدهد.
❇️ کمتر جایی در جهان میتوانید یک روز صبح تعطیل با علائمی نگرانکننده به بیمارستان بروید، تا ظهر پزشک متخصص شما را دیده، آزمایش و تصویربرداری انجام شده باشد و به مرحلهای رسیده باشید که بتوانید برای ادامه درمان یا متوقف کردن پیگیری تصمیم بگیرید. در ایران هنوز این میسر است، اگر هم بیمه پایه داشته باشید در بیمارستانهای دولتی و آموزشی (که انباشت تجربه و پزشکان زبدهاش بارها از بیمارستان خصوصی بیشتر است) این فرآیند چنان هزینهبر نیست که کسی از روند درمان محروم شود.
❇️ آن دوست پزشک کموبیش با من در این موارد همدل بود ولی معتقد بود که نظام سلامت ایرانِ امروز همانجایی است که مسئله آب چندسال پیشتر بود. میگفت ما مثل آب، مشغول مصرف سفرههای زیرزمینیایم، بیآنکه جایگزینی برای آن مهیا کرده باشیم. بسیاری از رشتههای مهم تخصصی، حتی در دانشگاههای علوم پزشکی تهران هم چند سالی است که متقاضی ندارد. مهاجرت پزشکان از سطح عمومی به سطح هیئتهای علمی دانشگاه رسیده است. عمدۀ فارغالتحصیلان پزشکی عمومی یا مهاجرت میکنند یا ترجیح میدهند بهجای کار در نظام سلامت و طبابت، وارد بازار زیبایی شوند.
❇️ از آنسو عمدۀ مردم چنان از خطر پیش روی نظام سلامت و فروپاشی نزدیک آن دورند که برای یک ساعت در انتظار ماندن در بیمارستانی بارها گلایه میکنند. فقط طی یک روز دو حمله به کادر درمان در کرج و ارومیه را دیدیم. کشته شدن جراح قلب در یاسوج را خاطرتان هست؟ مگر یاسوج چند متخصص مثل او داشت؟ آمار وحشتناک خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی چرا برای مردم اهمیت چندانی نداشت؟ سوال کلانتر این است: چرا بحران پیش روی نظام سلامت، بحرانی که همۀ مردم ایران، حتی خارجنشینانی را که برای کارهای پزشکیشان به ایران میآیند، درگیر میکند، در سطح جامعه و حتی نخبگان مسئله نشده است؟
❇️ بخش عمدۀ این بحراننشدن برای این است که نظام سلامت همچنان دارد کار میکند و تا به مرز بسیار بحرانی نرسد، جامعه آن را درک نخواهد کرد. بخشی دیگر هم بهدلیل انگارۀ غلطی است که در فهم عرفی از پزشک شکل گرفته است. مردم همه پزشکان را متخصصان پولداری میبینند که پول روی پول میگذارند. این خطای شناختی از آنجا ناشی میشود که همۀ مردم برای درمان میخواهند سراغ پزشکان شهیر و کارکشته بروند. پشت صف نوبت گرفتن از این پزشکان و دیدن مطبهای شلوغ معدود پزشکان اینچنینی باعث میشود گمان کنند که همۀ پزشکان همین وضعیت را دارند. انگارۀ غلط از پزشک ایرانی و جدا کردن آنها از وضعیت اجتماعی، نقش و کارکرد نظام سلامت در کیفیت زندگی را ناچیز و مردم را نسبت به آن بیتفاوت میکند.
❇️ درست است که بازیگر اصلی و مهم در جلوگیری از فروپاشی نظام سلامت حاکمیت است، ولی نمیتوان نقش مردم را بهکل نادیده گرفت. مردمی که بخشی از آنها بهجای علم به بدیلهایش اعتماد میکنند و بخشی دیگر هم چتجیپیتی را کارآمدتر از پزشک میدانند. آن دوست درست میگفت: ما مشغول مصرف آخرین سفرههای زیرزمینی پزشکی هستیم و سوال این است که تا تمام نشده، میتوان کاری کرد؟
راستی، روز پزشک مبارکِ همۀ آنان که با همۀ تاریکی پیش رویشان چراغ بیمارستانها را روشن نگاه میدارند و آدمی را در مستأصلترین وضعیتش همراهی میکنند.
▫️▫️▫️
@parssssssseh | 1 585 |
| 16 | عصر یکشنبههای بخارا
هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعهداستانهای بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.
دکتر بابک زمانی، متولد ۱۳۳۶، نورولوژیست و استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی و از مؤسسین بخش نورولوژی همان دانشگاه است. زمانی بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته است و تعداد کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند. او همچنین رفرنس نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
دکتر زمانی در راهاندازی و قوام بخشیدن به انجمن نورولوژی و انجمن سکته مغزی نقش پررنگی داشته است. برنامه ملی درمان سکته مغزی حاد در سال ۹۵ با کمک او به عنوان رییس انجمن سکته مغزی آغاز شده و به بیماران بسیاری که دچار این عارضه شدهاند، در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. او همه این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده است. به قول خودش، قبل از طبابت، نویسنده بوده است.
در ساحت نویسندگی، دکتر بابک زمانی را با یادداشتهای مستمرش که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشه پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده است، میشناسند. در واقع، او از طبیبان پیشگامی بوده است که نوشتههایش را به حوزه عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد. زمانی در کنار یادداشتهایش که فضایی مابین طب و اجتماع داشت، همه این سالها مشغول داستاننویسی بوده است. کتاب «فغان ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند اوست که در چندین دهه نوشته شده است و همانطور که از نامش پیداست، از مواجهه با جنگ میگوید. داستانهای کوتاه او درباره جنگ تحمیلی هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه اتفاق افتاده است. خودش معتقد است: «داستانهای این مجموعه، روایتهایی است که چارهای جز نوشتنشان نداشتهام.»
میدان نیاوران، خیابان پورابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا
https://t.me/bzyad | 46 |
| 17 | Sin texto... | 1 316 |
| 18 | بنابراین فردفرد حکومتگران و تکتک راه و روشهای موجود، در واقع همان چیزی است که در تنازع بقا امکان تداوم و بقا پیدا کرده است؛ خواه عامدانه، با پیشگرفتن هوشمندانهی آنچه با بصیرتِ قدرت خوانایی داشت، یا ناآگاهانه، با برگزیدن آنچه از تنازع بقا زنده خواهد ماند.
توضیح خاستگاه قدرت در کشور، که همان پیوند گذشته با حال است، تنها آغاز درک ساختار قدرت در کشور است. عوامل متعدد دیگری که ساختار قدرت در کشور را تعیین میکنند، همانهایی هستند که با تاثیر بر آنها میتوان بر قدرت و جهتگیریهای آن تاثیر گذاشت.
این عوامل چه هستند، خود بحثی مفصل و مستقل میطلبد و در این مختصر نمیتوان به جزئیات آن پرداخت. شاید در توان نگارنده هم نباشد این نوشته تنها اشارهای است به مهمترین مکانِ بحث، برای آنان که میدانند و میتوانند. همین.
https://t.me/bzyad | 1 525 |
| 19 | ساختار قدرت در ایران
راستی چه چیزی باعث میشود اهل اندیشه و عمل، سیاسیون، مردان عقل و تدبیر، راجع به هر آنچه به اندیشه درآید سخن بگویند؛ حتی پیش از آنکه آن چیز به اندیشه درآید؟ جز مهمترین ساختاری که فکر و ذهن و عمل ایشان را در چارچوبه خود محصور و محدود میدارد. ساختاری که بر هر آنچه خیال، اندیشه و حتی وهم میکنند نیز تاثیر میگذارد.
و آن چیست جز ساختار قدرت سیاسی در ایران؟
گاه آن را حاصل اراده و امیال افراد میپندارند. لعن و نفرین میکنند یا هورا میکشند و به وجد میآیند. اما وقتی چون آفتاب، روز تباهی این ایده در برابر همگان آشکار میشود، گویی چشمان خود را میگیرند تا هیچ نبینند و چون سیاق گذشته بیندیشند. درس نمیگیرند که نمیگیرند.
ساختار قدرت همان تار عنکبوتی است که در طول سالیان، به تدریج و به آرامی، پیرامون قدرت تنیده شده است. رفتار و گفتار حاکمان، هیات حاکمه و فراتر از آن طبقه حاکمه را تعیین میکند؛ بدون آنکه حکومتگران و حکومتشوندگان آن را ببینند یا حضورش را شهادت بدهند. یحتمل حکومتگران میپندارند اختیار ساعتی که راس هر ساعت از عقربک آن بیرون میآیند در اختیار خود آنهاست. تنها باهوشترین و باتجربهترین آنهاست که میتواند بعد از دههها این ریسمان نامریی را بر دست و پا و تار و پود خود احساس کند و هر نفسی که فرو میبرد و هر گامی که برمیدارد را با امکانات این تارعنکبوت هماهنگ سازد. آن هم دیدیم چگونه ممکن است رودست بخورد.
برخی مردم تنها شعار تغییر حاکم میدهند و هیچ درخواستی نمیکنند. همه چیز را به میل و اراده آنکه میپسندند وا میسپارند. آنها هم ساختار قدرت را نمیشناسند و بهشدت از آهنربایی که هر حاکمی را به مقتضیات تخت مصلوب میسازد غافلند. ساختار قدرت، ملزومات آن، زیست مستقلش و… را نه میاندیشند و نه میبینند.
تردید نباید کرد؛ تنها کسانی میتوانند بر ساختار قدرت تاثیر بگذارند که آن را بشناسند. باید رانندگی آموخت تا اتومبیل راند. تجربه تاریخ معاصر ایران ثابت میکند آنها که توانستند بر ساختار قدرت تاثیر بگذارند، کسانی بودند که بیشترین اطلاع را از ساختار قدرت و مکانیسمهای موثر بر آن داشتهاند؛ حتی اگر این اشراف و آگاهی نه ناشی از درکی عالمانه و نظری و انتزاعی، بلکه برگرفته از آشنایی فردی و تجربه حکومت، حضور در آن و آشنایی نزدیک با حکومتگران بوده باشد. اما آنان که چنین تجربیات و چنین امکانات «دیم» ندارند، چرا در فکر تحلیل و درک ساختار قدرت در ایران نیستند؟
ساختار قدرت در ایران، همچون ساختار قدرت در هر کشور دیگری، چنان وابسته به خصوصیات آن آب و خاک است که نمیتوان تجربهی ساختار قدرت در کشورهای دیگر را عیناً و بیکموکاست بر آن منطبق کرد. این البته به معنای بیفایده بودن مطلق این تجارب نیست؛ سخن بر سر نسبی بودن سودمندی آنهاست، نه انکار مطلق آنها. آفت اصلی جایی است که این تجربیات، به جای الگویی برای تامل و مقایسه، بهطور مطلق و بیچونوچرا رونویسی شوند.
نمونهی گویای این آفت، نسبت حزب توده با تجربهی شوروی است. حزب توده ساختار تشکیلاتی، ادبیات و تحلیل طبقاتی خود را تقریباً عیناً از الگوی شوروی وام گرفت؛ بیآنکه تفاوتهای بنیادین جامعه و تاریخ ایران با شوروی را چندان به حساب آورد. همین گرتهبرداری مطلق، یکی از دلایل مهم ناکامی این حزب در تحلیل درست از واقعیت ایران بود.
نمونهی دیگر، برداشت مائوئیستهای ایرانی بود که با اتکا به مدل چین، ایران را کشوری «نیمهفئودال، نیمهمستعمره» میخواندند و راهبردشان در هر شرایطی «محاصرهی شهرها از طریق روستاها» بود؛ بیتوجه به اینکه ساختار طبقاتی، اقتصاد و پیوند شهر و روستا در ایران با چین تفاوتهای اساسی داشت.
شاید بتوان با احتیاط بیشتری، حتی تجربهی سیاستهای اقتصادی مبتنی بر «اجماع واشنگتن» را نیز نمونهای از تاثیرپذیری از الگوهای توسعهی کشورهای سرمایهداری دانست؛ الگوهایی که در برخی کشورهای در حال توسعه، بدون توجه کافی به تفاوتهای تاریخی، اجتماعی و نهادی آنها به کار گرفته شدند، هرچند این برداشت نیز بهاندازهی دو نمونهی پیشین قطعی و اجماعی نیست.
ساختار قدرت در ایران، همچون هر ساحت مستقل دیگری، پایبست سنتهای قدرت در آن کشور است؛ سنتهایی که حتی از اشکال و ظواهر حکومتها هم فراتر میروند. این بدان معناست که حکومتهایی با ادعاها، شعارها و ظواهر مختلف، در نهایت بهعنوان قدرت سیاسی بر روشهای مشترکی اتکا میکنند؛ روشهایی که در میان این حکومتها به ارث میرسند. برخی از کارها اساساً راه دیگری ندارند، و برخی روشها از اساس برخلاف شعارهای حکومت جدید هستند، اما حکومتگران جدید راهی راحتتر، مطمئنتر و آزمودهتر از آنها نمییابند. و در دوراههی حذف یا پا گذاشتن در راه پیشینیان، برخلاف شعارهای اعلامشدهشان، راه دوم را برمیگزینند. | 1 081 |
| 20 | بنابراین فردفرد حکومتگران و تکتک راه و روشهای موجود، در واقع همان چیزی است که در تنازع بقا امکان تداوم و بقا پیدا کرده است؛ خواه عامدانه، با پیشگرفتن هوشمندانهی آنچه با بصیرتِ قدرت خوانایی داشت، یا ناآگاهانه، با برگزیدن آنچه از تنازع بقا زنده خواهد ماند.
توضیح خاستگاه قدرت در کشور، که همان پیوند گذشته با حال است، تنها آغاز درک ساختار قدرت در کشور است. عوامل متعدد دیگری که ساختار قدرت در کشور را تعیین میکنند، همانهایی هستند که با تاثیر بر آنها میتوان بر قدرت و جهتگیریهای آن تاثیر گذاشت.
این عوامل چه هستند، خود بحثی مفصل و مستقل میطلبد و در این مختصر نمیتوان به جزئیات آن پرداخت. شاید در توان نگارنده هم نباشد این نوشته تنها اشارهای است به مهمترین مکانِ بحث، برای آنان که میدانند و میتوانند. همین.
https://t.me/bzyad | 1 |
