حرة
رفتن به کانال در Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر. جاحرفی؛ https://t.me/HarfChatBot?start=6f4dbd7ff7a9
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
232
مشترکین
-224 ساعت
+57 روز
+2730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '260
در 0 کانالها
ژوئیه '26
+37
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+33
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+5
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+27
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+20
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+37
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+29
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+67
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اوت | 0 |
پستهای کانال
یا اباعبدالله ما در کنار ضریح تو، با اعتقادی که از تمام قطرات خونمان میتراوید، فریاد زدیم؛ لبیک یا خامنهای، لبیک یا حسین.ع. است.
| 2 | موقعیت یکم|
از هرجا شروع کنی به نوشتن، بخشی از کلمات بین باقی آنها گُم میشوند. پارسال، روبهروی حرم حضرت عباس.ع. به پهنای صورت اشک میریختم و زمزمه میکردم مرا کفالت کن. امسال، وقتی از کنار حرم امام علی.ع. پیاده آمدم کربلا، در تمام مسیر منتهی به بینالحرمین وقتی گنبد را از دور دیدم، السلام علیک یا اباعبدالله میگفتم. وقتی نزدیکتر رسیدم، دیدم از سمتِ حرم حضرت عباس.ع. آمدهام. هربار طوری میشود که امام حسین.ع. مقدم میشود بر نام حضرت عباس.ع. ربطش میدهم به ادبِ حضرت قمربنیهاشم در مقدم داشتن امام حسین.ع. بر خود. مثل همانباری که پسرک دوستم ابوالفضل نام داشت و نامش به حسین تغییر کرد. حتی در مناسبات فردی ما آدمهای خرد و ناپیدا هم، حضرت عباس.ع. اجازه نمیدهد نامش پیش از امام بیاید.
من، هیچوقت رویم نشده از امام حسین.ع. چیزی بخواهم. همیشه مصائب کربلا یادم میآید و روز دهم عاشورا و خجالت زده میشوم بروم بنشینم از آوارهایی که روی سر خودم به بار آوردهام بگویم. بهجایش حرفهایم را میبرم پیش حضرت عباس.ع. روزهایی که استخوانم از گوشتم بیرون زده بود، وقتی کشانکشان خودم را کشاندم به خیمهای که به نام مادرشان بود، فکر نمیکردم یکسال بعد، در همان نقطه، فقط برسم بگویم؛ خیلی مردی.
جمعه؛ نهم مردادماه/۱۴۰۵. | 74 |
| 3 | تور کربلا گردی با کاروان راحیل. | 1 |
| 4 | خب دارن میگن ما دهیدراته شدیم حالمون خرابه. با علومپزشکی سفر رفتن درهایی رو به روتون باز میکنه که اصلا اللهالله. | 1 |
| 5 | کاش میتونستم از چهره خانم دکتر عکس بگیرم. خانم دکتر سال هفتم. | 1 |
| 6 | پرستارها یکنوع عقده دارند و پزشکها یکطور. این چون پزشک نشده اون چون پزشک شده. | 11 |
| 7 | از صبح داریم کل کربلا رو میچرخیم برای پیدا کردن محل اسکان. | 12 |
| 8 | خب بین خانم دکتر و خانم پرستار بالا سر بیمار گرما زده داره دعوا صورت میگیره. | 11 |
| 9 | آمدم فقط بگویم خیلی مردی؛
السلام عليك یا من وفی ببیعته. | 88 |
| 10 | کسی الان بینالحرمین نیست؟ (یک کار خیلی فوری دارم).
@f_moridzadeh | 16 |
| 11 | کی تو گرما بچهها رو میشونه هئیت میگیره؟
آفرین کاروان راحیل.🗿 | 1 |
| 12 | بین عراقیها چندان مرسوم نیست که در اعتاب مقدسه شعارهای سیاسی دهند یا برای آرمانهاشان صلوات بگیرند. ترجیح میدهند به یک «صلوا علی محمد» بسنده کنند و مبارزه با کفر را پشت درهای حرم بگذارند. ایرانیها هم همیشه مراعات این فرهنگ کشور میزبان را کردهاند. امسال اما ماجرا فرق میکند. هر دو ملت بغضی بزرگ دارند که مثل خشت در گلوها مانده. حالا کنار همه ضریحها پر است از فریادهایی که برای سلامتی آیتالله خامنهای و نابودی آمریکا و اسرائیل، صلوات میگیرند و زائران ایرانی و عراقی صلواتهای بلند سر میدهند. شیعیان کویت و بقیه منطقه که کشورشان موشک میخورد هم، اینجا با ما آرزوی نابودی آمریکا میکنند. عراقیهایی که حتی برای بزرگان خود در حرمها شعار نمیدادند و برای شکست آمریکایی که کشورشان را اشغال کرده، صلواتهای بلند نمیفرستادند، امسال صدا در صدای ما انداخته و برائت از کفر را به زیر قبههای حرم آوردهاند. بله؛ حالا اربعین سال یکهزار و چهارصد و جنگ است و اینجا عراق؛ ما از همه جای منطقه گرد آمدهایم که اربعینی دیگرگون رقم بزنیم. حتی اگر کافران و منافقان را خوش نیاید!
_کاظمین
«مهدی مولایی»
#خرده_روایتهای_یک_پیاده | 84 |
| 13 | شاید اگه آدم با کاروان کرمان بره خستگی جسمی رو کمتر احساس کنه. این علومپزشکیها به کسی سرم تقویتی نمیدن. | 6 |
| 14 | .
درک و دریافتهایی از جنگ رمضان
بخش هشتم: مملکت امام زمان (ع)
همین الان از مرز مهران رد شدم. از اوضاع امنیتی مرز، چک کردن ورود و خروج و محمولههای ورودی و خروجی تنها میتوان نتیجه گرفت که این مملکت را امام زمان نگهداشته. اگر آمریکا چنین بود حداقلی سالی یکبار بساط ۱۱ سپتامبر برایش پهن میشد.
ج.ا بر اساس اصول سیاست اداره نمیشود، بلکه فقط امدادهای غیبی نگهش داشته.
. | 102 |
| 15 | کلی چیزهای جالب وجود داره که با ویدئو مسیج گرفتن و توضیح دادن کار در نمیاد. کاش مامان بابامم الان مشایه بودن. | 15 |
| 16 | آدما میپرسن با اعضای کاروان دوست نشدی؟ نه عزیزم من سنم از دوستی با آدمای جدید گذشته، فقط مایلم به همون قبلیها دوست بمونم. | 4 |
| 17 | این آقاهه تو کاروان بهم گفت چرا از این مسیر خودتون تنها اومدید؟ خیلی خطرناکه. مگه نمیدونید دوسال قبل یه خانمه رو تیکه تیکه کردن اینجا. اینجا پر از فرقه است و فلان. شبیه حرفای مامانا عصرهای تابستونای دهه هشتاد بود که نریم تو کوچه. برو آقا برو. | 56 |
| 18 | قمیها خوبن ولی دیگه تکرار نشن. ممنون. | 1 |
| 19 | هر مرد در کاروان احساس مسؤلیت بیمورد در قبال تمام کاروان. برو آقا ترافیک ایجاد نکن. ما مسیرهای خطرناکتر از اینا رو رفتیم. | 1 |
| 20 | وا این بچههای عراقی چه باحالن. باهاشون وارد گفتوگو میشم بعد بهت میگن انتِ جمیل. | 1 |
