حرة
Ir al canal en Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
242
Suscriptores
-124 horas
+17 días
+330 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+4
en 0 canales
agosto '26
+19
en 1 canales
Get PRO
julio '26
+37
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+33
en 0 canales
Get PRO
mayo '260
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+5
en 2 canales
Get PRO
enero '260
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+27
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+20
en 1 canales
Get PRO
octubre '250
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+37
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+29
en 1 canales
Get PRO
junio '250
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+67
en 1 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 11 septiembre | 0 | |||
| 10 septiembre | 0 | |||
| 09 septiembre | 0 | |||
| 08 septiembre | 0 | |||
| 07 septiembre | 0 | |||
| 06 septiembre | +1 | |||
| 05 septiembre | +1 | |||
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | +2 | |||
| 01 septiembre | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | کجایی ای با من همچون رودها آبی؟
در حال گریختن از کدام اندوهی؟
کجا دوباره پیدایت کنم تا به نجوا بگویی
چه خوب که گلوی آدمی،
از شیشه نیست؛
و بغض را کسی نمیبیند.
ای که نرمای خوب دستت
در دست من
دیدار دریاست با کویر.
به من بگو باز:
چه سعادتی! که از انبوه دشمنان
هنوز پوستی داریم که زیر آن مخفی بشویم.
دیگر نه جای من، نه جای توست،
بیا از سقف تیرهی آسمان بگریزیم،
به جایی که اندوه
نشانی قلب را نمیداند.
به سرزمینی که در آن، بزرگترین جنایت،
کبوتری را از شانههای خود پراندن است.
-علیرضا طالبیپور. | 71 |
| 3 | پازل گم شدهی امروز برای تکمیل شده فروپاشی روانیام. مورید یکطرف و زاده منفصل یکطرف. | 1 |
| 4 | مروارید خانم، دوست جدیدم
یک مرد نابینا در مترو دستش پر از این پری کوچولوهای زیبا بود. اون مرد نابینا رفته بود پیش یک جادوگر و بهش گفته بود اگر پنجاهتا پری پیدا کنی و بالها و پاهاشون رو بچینی و به پنجاه دختر آدمیزاد بفروشی، بیناییات را بدست میاری.
وقتی از کنار این پریها رد شدم صدای نالههاشون رو شنیدم. حالا باید مراقبش باشم که بالهاشون دوباره در بیاد...
@mohhatt | 90 |
| 5 | اینکه حافظهام و فوری فراموش کردن چیزها باعث میشه در مجموع انسانِ بیدقت و بیخیالی نشون بدم، باعث میشه همیشه به خاطرش اندوهگین و خجالتزده باشم. | 14 |
| 6 | «از آن دختران نحیفی بود که ابتدا خوب رشد نمیکنند و ناگهان قد میکشند. فقر با نهالهای غمانگیز بشر چنین میکند. این موجودات نه کودکی دارند نه بلوغ... امروز دختربچهاند، فردا زن. گویی راه زندگی را با گامهای بلند طی میکنند تا زودتر به پایان رسد.»
بینوایان، ج۱، ص ۱۰۶۴
@mohhatt | 129 |
| 7 | گفتن برا من بلیت نمیگیرن. آقا اون معلما خودشون حقوق دارن ولی من دانشجوام. | 1 |
| 8 | بچهها حتی منم باورم نمیشه این دختر موقعی که باهم دوست شدیم داشت برای علومپایه میخوند. زندگی خیلی سرعتش زیاده. | 30 |
| 9 | کی گفته شغل و کار خوبه؟ مثلا من اگه کار داشتم کجا میتونستم ساعت دهوچهلوهفت دقیقه برم حوزه هنری نمایشگاه نقاشی مدرسه میناب رو ببینم؟ حالا هرچند نمایشگاه جالب نبود ولی کار هم برا رعیتهاست که زمانشون دست خودشون نیست.🗿 | 183 |
| 10 | فکر میکنید اگر همین حالا، موشکهای هستهای خود را بر سر مردم این سرزمین بریزند، آیا جهان تکان خواهد خورد؟ | 33 |
| 11 | هروقت اسناد بینالمللی مربوط به حقوق کودک و حقوق و بشر و هر کوفت و زهرماری که سازمانهای بینالمللی نوشتهاند را میخوانم، سرم چرخ میخورد. زیر یکی از عکسها در یکی از مقالات یونسیف نوشته شده است؛
A woman holds her daughter as they wait during a nutrition screening at a UNICEF-supported clinic in the Gaza Strip.
کشورها را ویران کنند و بعد، سازمانها بدون آنکه انگشت به سمتِ عامل کشته شدن هزاران کودک بگیرند، کلينيک غربالگری تغذیه در میانه آوارها، بنا کنند و نگرانی خود را در نامههای مضحک بشردوستانه، ابراز کنند. | 201 |
| 12 | احساس میکنم کارمند بانکیام که رئیس بانک به خود کارمندهاش وام داده. | 39 |
| 13 | برید با این گروه آشنا بشید. منم فعلا بابت داشتن و دیدن یک کیسه با گل زعفران دوخته شدهی روی اون از قائن، که کل مسیر رو به خاطرش دویدم، خوشحال میشم تا ببینم صفحاتِ بعدی این کتابِ قطور در هزارودومین شب، چه قصهای برامون نوشته. | 202 |
| 14 | اینجا هم میتونید قصههای چولیقزک رو با ایمیلتون دریافت کنید. | 180 |
| 15 | فعلا برید با این گروه آشنا بشید. منم فعلا بابت داشتن و دیدن یک کیسه با گل زعفران دوخته شدهی روی کیسه از قائن خوشحال میشم تا ببینم صفحاتِ بعدی این کتابِ قطور در هزارودومین شب، چه قصهای برامون نوشته. | 2 |
| 16 | و این. | 182 |
| 17 | مثلا این را هم بخوانید. | 185 |
| 18 | چولی قزک مترسک و آدمک چوبی صلیب مانند برای آیین طلب باران در منطقه قاینات و فردوس است كه كودكان و نوجوانان در روستاها با حركت دادن آدمک به در منزل افراد مراجعه میکردند و اشعار زیر را میخواندند:
چولی قزک بارون كن،
بارون بی پایون كن،
گندم به زیر خاكه،
از تشنگی هلاكه،
گل های سرخ لاله،
زتشنگی مناله،
چولی قزک، بیا بیا،
با ابرای سیا بیا،
بارون بیا جر جر،
تو ناودونا شر شر.
بعد از خواندن این اشعار صاحب خانه خوراكیهایی از جمله كشته زردآلو، بادام و گردو، توت خشک و قند و نبات را در جیب آدمک میریخت و بعد از اینکه افراد به در خانه تمام افراد روستا مراجعه كردند، آنان مواد خوراكی را بین هم تقسیم میكردند و مقداری را نیز برای نیازمندان روستا میفرستادند. | 186 |
| 19 | باد وزید. گلِ زعفران از بینِ انگشتانِ زن رها شد.
تمامِ آن راه را دوید، تا به گلِ زعفرانِ کوک شدهی بیجان برسد و تمام مسیر برگشت زمزمه میکرد: تو که نخهای کوک شدهی روی تکه پارچهای به شعف وا میداردت، بینِ شلوغی این چهارراهها چشمت به دنبال چه میگردد؟ وقتی صدای تار را میشنوی؟ | 146 |
| 20 | شما مثلا این کیسهها رو نگاه کنید. | 141 |
