دوباره
Ir al canal en Telegram
حرفایِ خوب، حرفایِ قشنگِ بهدرد نخور. هیچ چیز راجعبه هیچچیزی نمیدونم. منتها از همهچیز مینویسم. دروغ چرا، بدون نوشتن نمیتونم. t.me/BluChtBot?start=67a0a901b1dfab8d8549
Mostrar más209
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
209
حکمت خاصی داره که اتفاقات هیجانانگیز همیشه باهم میافتن و بعد صبر میکنن، صبر میکنن تا صد سال بعد دیگه نمیافتن تا آدم توی بیذوقی غرق بشه؟
209
+It's not fair to read me like that!
-I know. Love isn't fair. I'm reading your heart. I'm asking you to follow it. Begging you. Begging is supposed to be humiliating, I don't care. I love you, Portia.
I loved you the very first moment I saw you!
209
این که تاثیرگذارترین روزهای زندگی تو احتمالاً برای آدمهای دیگه، روزهایی کاملاً رندومان و بالعکس، خیلی بامزهست نه؟
مثلاً تو تمام عمرت رو برای یه روز خاص برنامه ریزی میکنی و دقیقاً یه نقطهی دیگه ی دنیا، آدمهای بسیاری از اون روز متنفرن یا هیچ اهمیتی براشون نداره.
209
داشتم بهش میگفتم وقتایی که سرم شلوغه، آهنگ توی گوشم با صدای بلند پخش میشه و سعی میکنم دنبالِ شلوغیهای روزهام بدواَم؛ حس میکنم همهی همهی این زندگی دربارهی منه. این حس رو دوست دارم.
209
+4
«جوانی آبی بود
پاریس آبی بود
اصفهان آبی بود..
نمیدانم
ناگهان چرا
قلبم آبی شد
آنها را که دوست داشتم
آبی بودند.»
209
مرسی که این مدت حالم رو توی ناشناس پرسیدین. حقیقتاً انتظارش رو نداشتم و با هر پیام واقعاً خوشحال میشدم.
و شرمنده بابت اینکه جوابی دریافت نکردین. زندگی مدتی سخت گرفته بود و من متاسفانه یا خوشبختانه عادت دارم بیسر و صدا با سختیها سر و کله بزنم. سعی میکنم کم کم به اینجا هم برگردم.
دوباره.
209
Repost from ~•پِیتَرنِوِشت•~
یا بهقول رویایی که پرسیده بود: «تازه چه داری؟ از لحظههایت راضی هستی؟»
و هوشنگ ایرانی که پاسخ داده بود: «چیز مهمی در زندگی من اینجا نیست، جز گاهی گناهی که وقتی سر میرسد در ارتکابش شک نمیکنم».
