es
Feedback
Monachopsis | دیبا امین

Monachopsis | دیبا امین

Ir al canal en Telegram

دیبا، مونالیزا، نوا، پولاریس، آرکیده‌ی سفید، جسور، ادیب، نرگس، ماهورا، حریر، مانار، آرنا و...‌ام. اما اگر مرا ورق بزنی، اگر تا انتها بخوانی‌ام، خواهی دانست نه در نام‌ها خلاصه می‌شوم، نه در تعبیرها‌. من خودِ واژه‌ام، پیش از آن‌که نامی بر من نهاده باشند.

Mostrar más
1 008
Suscriptores
-224 horas
+37 días
+1530 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+48
en 4 canales
mayo '26
+98
en 16 canales
Get PRO
abril '26
+68
en 12 canales
Get PRO
marzo '26
+32
en 8 canales
Get PRO
febrero '26
+38
en 6 canales
Get PRO
enero '26
+95
en 19 canales
Get PRO
diciembre '25
+32
en 10 canales
Get PRO
noviembre '25
+42
en 23 canales
Get PRO
octubre '25
+114
en 28 canales
Get PRO
septiembre '25
+26
en 7 canales
Get PRO
agosto '25
+37
en 18 canales
Get PRO
julio '25
+37
en 8 canales
Get PRO
junio '25
+63
en 37 canales
Get PRO
mayo '25
+25
en 9 canales
Get PRO
abril '25
+57
en 30 canales
Get PRO
marzo '25
+132
en 27 canales
Get PRO
febrero '25
+85
en 37 canales
Get PRO
enero '25
+93
en 26 canales
Get PRO
diciembre '24
+192
en 43 canales
Get PRO
noviembre '24
+64
en 26 canales
Get PRO
octubre '24
+65
en 33 canales
Get PRO
septiembre '24
+136
en 30 canales
Get PRO
agosto '24
+99
en 17 canales
Get PRO
julio '24
+231
en 23 canales
Get PRO
junio '24
+48
en 21 canales
Get PRO
mayo '24
+84
en 7 canales
Get PRO
abril '24
+50
en 4 canales
Get PRO
marzo '24
+120
en 25 canales
Get PRO
febrero '24
+343
en 21 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
29 junio0
28 junio+1
27 junio+1
26 junio+3
25 junio+1
24 junio+1
23 junio+5
22 junio+2
21 junio+1
20 junio+1
19 junio+1
18 junio0
17 junio+4
16 junio+5
15 junio+2
14 junio0
13 junio+2
12 junio0
11 junio0
10 junio+2
09 junio0
08 junio+1
07 junio+4
06 junio+3
05 junio+2
04 junio+1
03 junio+1
02 junio+1
01 junio+3
Publicaciones del Canal
Mensaje de voz00:55

2
پدر که بود، هر روز برای مادرم گل می‌آورد، به خاک سلام می‌داد و حویلی را با دست‌هایش قانع می‌کرد که هنوز زندگی ارزش سبز شدن دا
پدر که بود، هر روز برای مادرم گل می‌آورد، به خاک سلام می‌داد و حویلی را با دست‌هایش قانع می‌کرد که هنوز زندگی ارزش سبز شدن دارد. حالا... نه خزان آمده است، نه برفی باریده، نه بادِ سردی از راه رسیده؛ اما گویا درخت‌ها، پیش از ما، جای خالیِ او را باور کرده‌اند. می‌گویند گیاهان به آب زنده‌اند؛ اما بعضی باغ‌ها به حضورِ یک نفر نفس می‌کشند. #دیبا
248
3
#دیبکست قانونِ خلأ
254
4
sticker.webp
377
5
پ.ن: • بیچارگان از فیودور داستایفسکی • انیمیشن خمیری یا استاپ‌-موشن، Mary and Max که براساس داستان واقعی ساخته شده‌است. • جبران دو بار از ماری هاسکل خواستگاری کرد، اما به دلایل خانوادگی هرگز با هم ازدواج نکردند با این حال تا پایان عمر عمیق‌ترین پیوند عاطفی را داشتند و جبران او را «عزیزترین شخص بر قلبش» می‌دانست.
401
6
بیا برای هم نامه بنویسیم!
بیا برای هم نامه بنویسیم!
404
7
مدت‌ها دنبالِ معنای زندگی گشت. امروز پیرمردی را دید که آرام به گلدانش آب می‌داد. جست‌وجویش تمام شد. #دیبا
مدت‌ها دنبالِ معنای زندگی گشت. امروز پیرمردی را دید که آرام به گلدانش آب می‌داد. جست‌وجویش تمام شد. #دیبا
336
8
زنِ مامایم دیشب گفت: «شما را بسیار دوست دارم. مادرت همیشه با من مهربان بوده است.» گفتم: «ما هم همین‌طور.» بعد شروع کردم به شمردن چیزهایی که هنوز در ذهنم زنده‌اند؛ وقتی به کورس سوادآموزی می‌رفتی، وقتی به خاطر درد پا در بستر بودی، وقتی در تهکوی خانه زندگی می‌کردی، وقتی برای پسرت فرنی پختی و کاسه‌ای هم به من دادی، وقتی پنج افغانی در دستم گذاشتی تا همراه پسرت، که تازه راه رفتن یاد گرفته بود، چیزی برای خودم بخرم. همه را به یاد دارم. با چشمانی که مهربانی و حیرت از آن می‌بارید، لبخند زد و گفت: «ولی من هیچ‌کدام را به خاطر ندارم. دعا می‌کنم همیشه همین‌طور حافظه‌ات قوی بماند.» دوستان نزدیکم همیشه این ویژگی را تحسین می‌کنند؛ اما حقیقت این است که حافظهٔ قوی همیشه نعمت نیست. گاهی حافظه، انبار خاطرات نیست؛اتاقکی است که هیچ در و پنجره‌ای ندارد و گذشته، مدام در آن قدم می‌زند. من هنوز به یاد دارم روزی را که پشت تلفن، اولین ترانه‌ای را که در کودکستان یاد گرفته بودم برای پدر خواندم. روزی را که از سفر برگشت و برای نخستین بار خودش مرا از کودکستان به خانه برد؛ حتی رنگ جلد آن جوسی را که در راه برایم خرید، فراموش نکرده‌ام. روزی را که اولین سخنرانی‌ام را تماشا کرد. شبی را که از خاطرات نو سالی می‌گفت که دور از خانه گذرانده بود. روزی را که از پاریس برگشت. شبی را که نجلا به دنیا آمد و رفتیم دوکان و در راه از من پرسید: «دختر است یا پسر؟» و... می‌گویند «خوش به حالت که همه‌چیز یادت می‌ماند.» نمی‌دانند بعضی آدم‌ها عزیزانشان را یک بار از دست می‌دهند، و بعضی دیگر، هر روز، با هر خاطره، هر بو، هر آهنگ و هر جمله، دوباره و دوباره فقدان را زندگی می‌کنند. آدم‌ها آرزو می‌کنند چیزی را فراموش نکنند، اما هیچ‌کس از بهایش حرفی نمی‌زند. امیدوارم هیچ‌وقت مجبور نشوی بفهمی که گاهی فراموش کردن، از به خاطر آوردن، رحمت بزرگ‌تری است.
373
9
غم احساسی طبیعی است و سوگواری، واکنشی عقلانی و انسانی در برابر فقدان؛ همان‌گونه که عشق، واکنشی طبیعی به حضور است. #دیبا
356
10
چند روز است برم لینک نمی‌فرستی، چرا؟😢
چند روز است برم لینک نمی‌فرستی، چرا؟😢
442
11
خدا: بگو آن مرگى كه از آن مى‏‌گريزيد قطعا به سر وقت‏ شما مى‌آيد آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد و به آن
خدا: بگو آن مرگى كه از آن مى‏‌گريزيد قطعا به سر وقت‏ شما مى‌آيد آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد و به آنچه [در روى زمين] می‌کرديد آگاه‌تان خواهد كرد (۸) جمعه و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد [خداوند مرگ را] به عنوان سرنوشتى معين [مقرر كرده است] و هر كه پاداش اين دنيا را بخواهد به او از آن مى‏ دهيم و هر كه پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مى‏ دهيم و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد (۱۴۵) عمران و سكرات مرگ به راستى در رسيد اين همان است كه از آن مى‏‌گريختى (۱۹) ق هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد (۵۷) عنکبوت - هرچه تو بگی!
406
12
شکر به بودن تمام عزیزانی که در این دوران سخت یادم کردند، خدا جان همیشه حال‌تان را بپرسد‌‌. مدین جان و پدر جانش را خدا زنده داشته باشد، لطف کرده ختم قرآنی ترتیب داده، امروز ساعت شش ختمانه است، دوست داشتید، می‌توانستید، می‌خواستید، وصل شوید و کنارم باشین.🤍 https://meet.google.com/xcq-skdq-ubg
565
13
https://meet.google.com/xcq-skdq-ubg
1
14
پدرم از دعای‌تان فراموش نشده، لطفاً.
699
15
بی‌‌پدر شدم عزیزانم...😭
718
16
Fly Me to the Moon Yagih Mael.mp3
752
17
سوژهٔ مشهور شعرهای مولانا «عشق» است، در شعرهای رامین مظهر «لاله» تکرار می‌شود و نزار قبانی از «زن» بسیار گفته است. در نوشته‌های من اما واژهٔ تکرارشونده‌ای وجود ندارد؛ فقط یک نفر مدام تکرار می‌شود. آفتاب که گفتم، او بود. امید که نوشتم، او بود. شبدر که رویید، او بود. حتی بعضی سکوت‌ها، او بود. او، آن‌قدر در واژه‌هایم پخش شده‌است که دیگر نمی‌شود به یک کلمه محدودش کرد. #دیبا
725
18
«از کوزه همان برون تراود که در اوست» برای بقیه درست بود، جز تو که لبخندت آرامش می‌ریخت و دلت جنگ بود. #دیبا
623
19
سلام عزیزان! امید در دل سلامتی بسر ببرین. عزیزانی که منتظر دوره آنلاین (فنی) نویسندگی بودین، برم پیام بگذارید! امشب یک جلسه رایگانش را بگذار می‌کنم، می‌توانی اشتراک کنی بعد اگر دوست داشتی ادامه بدهی باز می‌توانی ثبت‌نام کنی، نداشتی هم فدای سرت حداقل از همین یک جلسه می‌توانی استفاده کنی. @DEEBA_AMIN001
147
20
#سروتونین اگر چراغ علاءالدین را داشتم و قرار بود سه‌تا آرزو کنم؛ یکی از آن آرزوها داشتن توانایی توصیف حسم هنگامِ دریافت هدیه‌+4
#سروتونین اگر چراغ علاءالدین را داشتم و قرار بود سه‌تا آرزو کنم؛ یکی از آن آرزوها داشتن توانایی توصیف حسم هنگامِ دریافت هدیه‌های کوچک دوپامینی (تلاوت، پادکست، عکس، ریلز، نامه) بود. 🔋💚
675