Wabi-sabi | Deeba Amin
رفتن به کانال در Telegram
دیبا، مونالیزا، نوا، پولاریس، آرکیدهی سفید، جسور، ادیب، نرگس، ماهورا، حریر، مانار، آرنا و...ام. اما اگر مرا ورق بزنی، اگر تا انتها بخوانیام، خواهی دانست نه در نامها خلاصه میشوم، نه در تعبیرها. من خودِ واژهام، پیش از آنکه نامی بر من نهاده باشند.
نمایش بیشتر985
مشترکین
-124 ساعت
+17 روز
-2130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانالها
اوت '26
+46
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+54
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+51
در 4 کانالها
Get PRO
مه '26
+98
در 16 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+68
در 12 کانالها
Get PRO
مارس '26
+32
در 8 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+38
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+95
در 19 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+32
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+42
در 23 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+114
در 28 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+26
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '25
+37
در 18 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+37
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+63
در 37 کانالها
Get PRO
مه '25
+25
در 9 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+57
در 30 کانالها
Get PRO
مارس '25
+132
در 27 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+85
در 37 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+93
در 26 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+192
در 43 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+64
در 26 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+65
در 33 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+136
در 30 کانالها
Get PRO
اوت '24
+99
در 17 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+231
در 23 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+48
در 21 کانالها
Get PRO
مه '24
+84
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+50
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '24
+120
در 25 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+343
در 21 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
دوستم ریلزی فرستاد که در آن میگفت برای هر کس فرستادی باید یک چیزی که ازت یاد گرفته و هیچوقت فراموش نمیکنه را بنویسید.
نوشتم:
خیلی چیزها از تو یاد گرفتیم؛ و فکر نمیکنم همهشان را هیچوقت فراموش کنم.
اما یکی از چیزهایی که بیشتر از همه دوست دارم، این است که کاش همهی آدمها داشتند: توجه.
و من فکر میکنم هیچچیزی به اندازهی توجه، زیبا و خوشحالکننده نیست.
توجه یعنی: «من دیدمت.»
همین.
تجربه کردی وقتی کسی را دوست داریم، بیشتر به او توجه میکنیم؛ و همین توجه، کمکم نگاه ما را هم تغییر میدهد؟
جزئیات بیشتر میبینیم. زیباییهای بیشتری پیدا میکنیم. بیشتر میخندیم. کمتر از آدمها متنفر میشویم. کمتر از دنیا عبور میکنیم بیآنکه چیزی ببینیم.
فکر میکنم، شاید، دوست داشتن، قبل از هر چیز، نوعی دقیقتر دیدن باشد.
توجه کردن به یک آدم، آدم را به خودِ زندگی هم متوجهتر میکند!
توجه، آدم را برمیگرداند.
به آدمها،
به زیبایی،
به خودش،
و به زندگی.
فکر میکنم اگر قرار باشد فقط یک چیز را در آدمها بیشتر کنیم،
آن چیز مهربانی نیست،
عشق نیست،
حتی شادی نیست؛
توجه است.
چون آدمی که واقعاً توجه میکند،
کمتر میتواند بیرحم باشد؛
وقتی کسی را درست ببینی، سختتر میتوانی دوستش نداشته باشی.
و چه چیزی زیباتر از اینکه یک نفر،
فقط با حواسش به تو، کمی بیشتر
وادارت کند زندگی کنی.
زندگی کنی.
بیشتر زندگی کنی.
واقعاً زندگی کنی!
| 2 | این پیجک جدیدم است
یک سری بزن! ور از زندگیست! | 119 |
| 3 | https://www.instagram.com/reel/DctkrQaq1lL/?igsi=cHE1djM1ajF1Zjl3 | 118 |
| 4 | بدون متن... | 189 |
| 5 | ساعت چهار و چند دقیقه بود که بیهیچ آلارم و زنگ و سروصدایی از خواب پریدم.
میگویند وقتی وقتِ نماز میشود و خودت بیدار نمیشوی، فرشتهها آرام میآیند و بیدارت میکنند؛ پس تشکر ویژه از عزیزانی که ظاهراً شیفتِ شب دارند و با بندهی حقیر همکاری میکنند!
البته چند ثانیه قبل از بیدار شدن، هنوز در دنیای خواب بودم؛ دقیقتر بگویم، در دنیای عکاسی.
این روزها تازه دارم عکاسی یاد میگیرم و ظاهراً مغزم تصمیم گرفته کلاس را فقط در بیداری نروم؛ شبها هم برایم تمرین برگزار کند!
من اصولاً همینطورم؛ هر چیزی که وارد ذهنم شود، مدتی بعد سر از خواب و بیداریام درمیآورد.
اگر با کسی دوست شوم، فقط با خودش دوست نمیشوم؛ یک نسخهاش را هم با خودم به اینطرف و آنطرف زندگی میبرم. در خوابم هست، در خیالم هست، وسط یک آهنگ ناگهان یادش میافتم، یک جمله میخوانم و به او ربطش میدهم؛ خلاصه طرف بیخبر، در رگوریشهی زندگی من اقامت دایم میگیرد!
اگر چیزی بخرم، مدتی همان چیز مهمترین اختراع بشر میشود.
اگر مهارتی یاد بگیرم، مغزم شبانهروز برایش تبلیغ میکند.
اگر چیزی را دوست بدارم، دیگر تمام شد؛ باید در همهجا پیدایش کنم.
فرقی هم نمیکند پرنده باشد، حلزون باشد، انجیر باشد، یک غروب باشد همان که غروب معروفِ شازده کوچولو که یک روز بیش از چهلوچهار بار تماشایش کرده بود.
من ظاهراً از آن آدمهایی نیستم که چیزی را «کمی» دوست داشته باشند.
یا اصلاً دوست نمیدارم یا اگر دوست داشتم، باید یک جایی از وجودم برایش اتاقی اجاره کنم!
حالا فکر میکنم آن فرشتهها هم بیکار نبودند؛ آمده بودند مرا از دنیای عکاسی بیرون بکشند و یادم بیندازند:
بعضی چیزها را باید با چشم دید،
بعضیها را با دل و بعضیها را باید آنقدر دوست داشت که حتی در خواب هم دست از سرت برندارند.
ساعت چهار و چند دقیقه. یک بیدارشدنِ بیآلارم و یک اعترافِ کوچک:
من هرچه را دوست بدارم، فقط به زندگیام وارد نمیکنم؛ کمی از زندگیام را به آن میدهم.
#دیبا | 234 |
| 6 | بدون متن... | 190 |
| 7 | بدون متن... | 198 |
| 8 | #لوتوس 🪷
وقتی خیلی تنهایی، کسی است که به او فکر کنی؟
من میدانی به کی فکر میکنم؟
به تو!
در اوج ناخوشی، وقتی در پیادهرو قدم میزنم...
وقتی داخل موتر، کلکین باز است و منظرهها را با چشمهایم میبلعم و باد آرام صورتم را میبوسد...
وقتی میان شلوغترین بازار، تنها ایستادهام...
وقتی در صفهای طولانی منتظرم...
حتی وقتی خبر از دست دادن عزیزی را میشنوم...
همیشه برایم سؤال بوده است...
بقیه آدمها هم در این حالات به کسی فکر میکنند؟
#دیبا
💌• برشی از نامه | 217 |
| 9 | و حالا خوب میدانم چرا گاهی، از میانِ همهچیز و در غیرقابلپیشبینیترین حالتِ ممکن، میگذاری و میروی؛ زیرا آدمها ناامیدکنندهاند، و تنهایی نعمتیست به وسعتِ یک کهکشان…
#بصیر | 251 |
| 10 | https://www.instagram.com/reel/Dcir6dNqxkC/?igsi=MTdxMWp2aWkweG5oag== | 231 |
| 11 | بدون متن... | 276 |
| 12 | لیستک آشپزی دیبا! 🍳💜
همانطور که چای گفته چای گفته خیلیها را چایدوست و چایخور کردم، میخواهم آشپزی را آنقدر دوستداشتنی بولد کنم
که دخترها آن را «وظیفه» نبینند؛ یک مهارت ببینند، یک سرگرمی، یک نوع عشق. | 331 |
| 13 | 4_5861812137705347589.m4a | 270 |
| 14 | آدمی که عاشق که باشد، برای رسیدن
از دیوارها هم پنجره میسازد،
از فاصلهها راه و از «نمیشود»
هزار بار «میشود».
اما روزی که بفهمد عشقی در کار نبوده،
همان آدم چنان بیخیال میشود که رفتنش حتی به اندازهی نوشیدنِ یک گیلاس چای، وقت نمیگیرد.
#دیبا | 288 |
| 15 | هر رابطهای که عمیق شود، یک «قبل» و یک «بعد» برای زندگی میسازد.
#دیبا | 293 |
| 16 | بعضی گلها را زیباییشان عزیز نمیکند؛ رنجی که برای نگهداریشان کشیدهایم، عزیزشان میکند.
#دیبا | 305 |
| 17 | سمینار |مواجهه با دیگری| برای آقایان
زمان: پنجشنبه، ساعت 9 صبح.
برای ثبت نام بصورت رایگان، این فورم را پر کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdbdZEoNVG_gekHrCZsfFptoDpx3FNZpHAtL1FpewJobazcDQ/viewform | 177 |
| 18 | سمینار مواجهه با دیگری برگزار شد. | 157 |
| 19 | او که بود صدای کوبیدنِ چکش هم شعر بود؛ گریهی طفل، بانکِ خروس، میوی پشکِ همسایه، بوق موترها!
بعد از او، قهقههها بلندند، گفتوگوها سنگین و شهر بیش از اندازه صدا دارد.
#دیبا | 307 |
| 20 | او که بود صدای کوبیدنِ چکش هم شعر بود؛ گریهی طفل، بانکِ خروس، میوی پشکِ همسایه، بوق موترها!
بعد از او، قهقههها بلندند، گفتوگوها سنگین و شهر بیش از اندازه صدا دارد.
#دیبا | 1 |
