ch
Feedback
L🪷tus

L🪷tus

前往频道在 Telegram

دیبا، مونالیزا، نوا، پولاریس، آرکیده‌ی سفید، جسور، ادیب، نرگس، ماهورا، حریر، مانار، آرنا و...‌ام. اما اگر مرا ورق بزنی، اگر تا انتها بخوانی‌ام، خواهی دانست نه در نام‌ها خلاصه می‌شوم، نه در تعبیرها‌. من خودِ واژه‌ام، پیش از آن‌که نامی بر من نهاده باشند.

显示更多
941
订阅者
+124 小时
-97 天
-4530 天
吸引订阅者
9月 '26
九月 '26
+21
在3个频道中
八月 '26
+46
在6个频道中
Get PRO
七月 '26
+54
在10个频道中
Get PRO
六月 '26
+51
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+98
在16个频道中
Get PRO
四月 '26
+68
在12个频道中
Get PRO
三月 '26
+32
在8个频道中
Get PRO
二月 '26
+38
在6个频道中
Get PRO
一月 '26
+95
在19个频道中
Get PRO
十二月 '25
+32
在10个频道中
Get PRO
十一月 '25
+42
在23个频道中
Get PRO
十月 '25
+114
在28个频道中
Get PRO
九月 '25
+26
在7个频道中
Get PRO
八月 '25
+37
在18个频道中
Get PRO
七月 '25
+37
在8个频道中
Get PRO
六月 '25
+63
在37个频道中
Get PRO
五月 '25
+25
在9个频道中
Get PRO
四月 '25
+57
在30个频道中
Get PRO
三月 '25
+132
在27个频道中
Get PRO
二月 '25
+85
在37个频道中
Get PRO
一月 '25
+93
在26个频道中
Get PRO
十二月 '24
+192
在43个频道中
Get PRO
十一月 '24
+64
在26个频道中
Get PRO
十月 '24
+65
在33个频道中
Get PRO
九月 '24
+136
在30个频道中
Get PRO
八月 '24
+99
在17个频道中
Get PRO
七月 '24
+231
在23个频道中
Get PRO
六月 '24
+48
在21个频道中
Get PRO
五月 '24
+84
在7个频道中
Get PRO
四月 '24
+50
在4个频道中
Get PRO
三月 '24
+120
在25个频道中
Get PRO
二月 '24
+343
在21个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
30 九月+1
29 九月+2
28 九月+1
27 九月0
26 九月0
25 九月+2
24 九月+1
23 九月+1
22 九月+1
21 九月+1
20 九月0
19 九月+1
18 九月0
17 九月+1
16 九月0
15 九月0
14 九月+3
13 九月0
12 九月0
11 九月+1
10 九月0
09 九月+2
08 九月0
07 九月0
06 九月+1
05 九月0
04 九月0
03 九月0
02 九月+1
01 九月+1
频道帖子
دقِ رفیق لاکی‌گکم... 🥲🩵
دقِ رفیق لاکی‌گکم...
🥲🩵

2
من نمی‌دانم این مردم چگونه می‌توانند خیانت کنند شبی که بالشم را عوض می‌کنم تا صبح نمی‌توانم بخوابم! #هوگو
من نمی‌دانم این مردم چگونه می‌توانند خیانت کنند شبی که بالشم را عوض می‌کنم تا صبح نمی‌توانم بخوابم! #هوگو
127
3
چهارخانه پوشیده بودی، و من نفهمیدم چطور می‌شود این‌همه نظم این‌قدر بی‌قرارم کند. #دیبا
چهارخانه پوشیده بودی، و من نفهمیدم چطور می‌شود این‌همه نظم این‌قدر بی‌قرارم کند. #دیبا
174
4
اگر روابط انسانی آن‌قدر پیچیده نبود؛ چایم را درست می‌گرفتم و به سمت خانه‌ات می‌آمدم؛ و از تو می‌خواستم: تمام زندگی‌ام باشی...
اگر روابط انسانی آن‌قدر پیچیده نبود؛ چایم را درست می‌گرفتم و به سمت خانه‌ات می‌آمدم؛ و از تو می‌خواستم: تمام زندگی‌ام باشی...
176
5
پناه می‌برم به اتاق تاریک که هر گوشه‌اش دست می‌اندازم تویی!
190
6
همه‌چیز دارد می‌ریزد؛ برگ، باران، نور... و تو، با خونسردیِ عجیبی، هنوز داری به جهان اضافه می‌شوی. #دیبا
183
7
پاییز آمده، برگ‌ها یکی‌یکی استعفا داده‌اند؛ اما تو هنوز به درختِ دلم ماندن را یاد می‌دهی. #دیبا
183
8
آمده‌ام تقاضای پناهندگی کنم؛ نه از جنگ، نه از آوارگی؛ از خودم. و شنیده‌ام آغوش تو کشوری‌ست که با آدم‌های بی‌وطن، مهربان‌تر است. #دیبا
201
9
نگاهت کمین نیست؛ کمین را می‌شود دور زد؛ تو نگاه می‌کنی و تمام راه‌های فرار ناگهان عاشقانه می‌شوند. #دیبا
نگاهت کمین نیست؛ کمین را می‌شود دور زد؛ تو نگاه می‌کنی و تمام راه‌های فرار ناگهان عاشقانه می‌شوند. #دیبا
180
10
حافظه‌ی شگفت‌انگیزی دارم؛ مثل فیل، آدم‌ها و مکان‌ها را سال‌ها به خاطر می‌سپارم؛ مثل دلفین، صداها را حتی پس از سال‌ها از میان هزاران صدا تشخیص می‌دهم؛ مثل کلاغ، چهره‌ها از خاطرم نمی‌روند؛ و مثل اختاپوس، جزئیات و الگوها را جایی عمیق در ذهنم نگه می‌دارم. گاهی از شگفتیِ این نعمت گریه‌ام می‌گیرد؛ و بیشترِ گاهی، از باری که همین نعمت روی دوشم می‌گذارد. #دیبا
207
11
27 September
191
12
«انسان‌ها همین‌اند؛ ناامیدکننده.» بله، خیلی سخت است که نگذاری نگاهت نسبت به انسان‌ها تاریک شود؛ وقتی دروغ می‌بینی، غیبت می‌شنوی، حسادت می‌بینی، با خودشیفتگی و بی‌مهری روبه‌رو می‌شوی و رفتار و گفتار آدم‌ها بارها ناامیدت می‌کند. شاید بخشی از رنج ما از این‌جاست که به خیلی چیزها بیش از حد آرمانی نگاه می‌کنیم. وقتی از انسان‌ها توقع داریم همیشه صادق، مهربان، آگاه و درست‌رفتار باشند، هر بار که خلافش را می‌بینیم، فقط از رفتارشان رنج نمی‌بریم؛ از فرو ریختن تصویری که از آن‌ها ساخته بودیم هم رنج می‌بریم. باید تا حدی واقع‌بین بود. توقع کمتر، به معنای بی‌تفاوت شدن نیست؛ یعنی آدم‌ها را همان‌طور که هستند ببینیم، نه آن‌طور که دوست داریم باشند. یک انسان اگر به تو دروغ گفت، معنایش این نیست که تو هم دیگر صادق نباشی. معنایش این نیست که همه دروغگو هستند. فقط یعنی این آدم، در این موقعیت، دروغ گفته است. مهم این است که یاد بگیری در برابر هر چیزی، چه واکنشی داشته باشی؛ کجا حرف بزنی، کجا سکوت کنی، کجا اعتماد کنی و کجا مرز بگذاری. من حتی دوست دارم باز هم دروغ ببینم، غیبت بشنوم، حسادت را تجربه کنم و آدم‌های خودشیفته را ملاقات کنم؛ نه از برای این‌که این رفتارها را دوست دارم، از این‌که نمی‌خواهم از تجربه‌کردن جهان فرار کنم. چون هر قدر هم خودت را کنار بکشی، باز انسان هست. هرجا انسان هست، احتمالِ مواجهه با تمام این تناقض‌ها هم هست. تو نمی‌توانی همه را بلاک کنی، همه رابطه‌ها را قطع کنی و هرجا چیزی آزارت داد، از آنجا بروی. گاهی فاصله لازم است، گاهی قطع رابطه لازم است، اما فرار نمی‌تواند پاسخ همیشگی باشد. چون هرجا بروی، خودت را با خودت می‌بری و هر جا انسان باشد، دوباره با انسان روبه‌رو خواهی شد. باید یاد بگیری عبور کنی، نه فرار. آگاهی قرار نیست ما را از آدم‌ها جدا کند؛ قرار است شیوهٔ بودن ما را میان آدم‌ها تغییر دهد. آگاهی نباید بگوید «من دیگر مثل شما نیستم، پس از شما جدا می‌شوم.» باید بگوید «من شما را بهتر می‌بینم، پس بهتر می‌دانم کجا نزدیک شوم، کجا فاصله بگیرم و چگونه خودم را گم نکنم.» بالاخره اگر خدا مثل «شازده کوچولو» برای هرکدام‌مان یک سیارهٔ جداگانه نداده، شاید معنایش این باشد که قرار است با هم زندگی کنیم؛ با تفاوت‌ها، ضعف‌ها، زخم‌ها، تناقض‌ها و تمام آن چیزهایی که گاهی ناامیدمان می‌کنند. حرف‌هایی که از کتاب‌ها یاد گرفته‌ای، تجربه‌هایی که از زندگی گرفته‌ای، عشقی که فهمیده‌ای و حضور و صبری که در سکوت و مدیتیشن تمرین کرده‌ای، نباید فقط وقتی تنها هستی معنا داشته باشد. ارزش واقعی‌شان وقتی معلوم می‌شود که میان آدم‌ها زندگی‌شان کنی؛ درست همان‌جایی که کسی ناامیدت می‌کند، کسی برخلاف انتظارت رفتار می‌کند و تو هنوز می‌توانی انتخاب کنی که چه کسی باشی. جان گپ: تنهایی جایی‌ست که خودت را می‌شناسی، اما آدم‌ها جایی‌اند که می‌فهمی آن شناخت واقعاً چقدر در تو ریشه کرده است. آگاهی اگر واقعی باشد، تو را از انسان‌ها جدا نمی‌کند؛ تو را میان انسان‌ها انسانی‌تر می‌کند.
207
13
عه تو!
عه تو!
270
14
هیچ چیز در خانه ما نبود که نشود با یک لیوان چای، حل و فصلش کرد. _ من پیش از تو، جوجو مویز
256
15
_ چرا از هم جدا شدید؟ + می‌گفت طوری دوستم داشته باش که گویا چای هستم! 😄☕️
_ چرا از هم جدا شدید؟ + می‌گفت طوری دوستم داشته باش که گویا چای هستم! 😄☕️
261
16
گفتم: خاله‌ جان، دوبار نشدن اگر قرار باشد به یک‌ شدنِ خوب ختم شود، چه؟ خدا را چه دیدی... شاید درست وقتی امید را از فهرست احتمالاتت خط زده‌ای، کسی از راه برسد؛ چنان باشکوه که مثل شاملو بگویی: «زندگی ترکم کرده بود، زندگی آوردی» #دیبا
230
17
در رستورانت صوفی محل محصولات ما را از نزدیک دیدن کنید برای معلومات بیشتر پیام بگذارید 0794017805 بانوان|آقایان✅
در رستورانت صوفی محل محصولات ما را از نزدیک دیدن کنید برای معلومات بیشتر پیام بگذارید 0794017805 بانوان|آقایان✅
237
18
گویی تو را پیش از آن‌که بشناسم، در جایی از جانم به یاد داشته‌ام. #دیبا
207
19
کیستی که من در حوالی تو، حتی در خواب، دیرتر از همیشه بازمی‌گردم؟ #دیبا
کیستی که من در حوالی تو، حتی در خواب، دیرتر از همیشه بازمی‌گردم؟ #دیبا
239
20
آن‌قدر مجذوب چیزی شدن که انگار نمی‌توانی حرکت کنی یا چشم برداری. کجا این واژه را زندگی کردی؟
آن‌قدر مجذوب چیزی شدن که انگار نمی‌توانی حرکت کنی یا چشم برداری. کجا این واژه را زندگی کردی؟
234