es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

[ وجودیَت ]

[ وجودیَت ]

Ir al canal en Telegram

اینجا از " هیچ " می گویم.

Mostrar más
2 147
Suscriptores
+424 horas
+177 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
Sadegh – Sorkh.mp39.06 MB

صدای رعد و برق میاد ، از صبح نخوابیدم و جزوه‌هارو‌‌ نصفه نیمه خوندم. روتیشن فردارو با جادوگر شهر اوز داریم. مثل همیشه ، از هرکسی میترسم زوم میکنه روم و اینبار هم همینه ، مامان میگه انرژی نفرست اما میدونم قضیه فراتر از این‌هاست. معده‌م دوباره میسوزه و آب دهنمو به سختی قورت میدم.دلم میخواد برم بیرون ولی برای بیرون رفتن هم باید کسی رو داشته باشی که باهاش بهت خوش بگذره و‌ در این مورد خیلی وقته ضعیف عمل کردم. به خودم فکر می‌کنم. به مسیری که تا اینجا اومدم. توی ذهنم تکرار می‌کنم میارزه ؟ و ندایی که تو ذهنمه فقط خستگیه. باز صدای رعد و برق. خیلی وقته خستم و کم آوردم، با چی ادامه میدم ؟ خودمم نمیدونم. حتی نمیدونم این جمله‌رو چجوری تموم کنم فقط میدونم که علی‌رغم تمام تلاش‌هام ، هنوز هم فقط دارم روزارو به قصد تموم شدن میگذرونم و زندگیش نمیکنم.

تغییر همیشه از جنس متفاوت شدن نیست! گاهی از جنس دیگه تحمل نکردنه.

نمیدونم قضیه چیه اما انگار زندگی هوای آدمای پررو رو بیشتر داره.

من ترجیح میدم از دردِ اون تکلیف خرد شم تا اینکه اون بلاتکلیفی بخواد ذره ذره روحمو بمکه.

Repost from خطِ فاج
آناتومیِ به‌‌هم‌‌ریخته‌‌ی وجودم، از تک‌تک سلول‌ها تا عمیق‌ترین گوشه‌‌ی دلم، بیشتر از همیشه به یه مکث احتیاج داره؛ یه توقف از طومارِ دویدن و بی‌خیال نفس کشیدن‌.

واسه این حجم از سختی ها زیادی ملوسم.

music_f4ead735053a_2428121547.mp39.30 MB

شاید وقتی خودت یاد میگیری خودتو دوست داشته باشی-

جهان جای بهتری میشه وقتی یک‌نفر یاد میگیره تورو دوستت داشته باشه.

حرف دلم-

نمیتونم با کلمات ادا کنم حسمو‌. فقط میتونم بگم تا حالا اینجوری پذیرش حقیقت برام اذیت‌کننده نبوده. انگار خنجری که مدتها تو سینم فرو رفته بود الان ینفر برای درآوردنش داره حسابی میچرخونتش تو سینه‌م که بهم بفهمونه این خنجری که تو سینته ، ماهیتش سوراخ‌کردن و درده.ببین ! پس بس کن و از سینه‌ت درش بیار که نمیارزه.

من همسفر می‌خوام. کسی که حال بدم و علتش رو متوجه بشه و درک کنه، کسی که فقط به فکر خودش نباشه و من رو ببینه. کسی که بتونم دستش رو بگیرم و با خیال راحت و حال خوب، زندگی کنم و مطمئن باشم توی روزهای سخت، بازهم کنارمه.

Repost from کلئوپاترا
اورثینک دیگه حق مطلب رو ادا نمی‌کنه. من کله‌ام فکریه‌.

شاید پختگی، بیشتر به این معنی باشه که وقتی چیزی برخلاف انتظارت پیش می‌ره، لازم نیست فوراً همه‌چیز رو انکار کنی، یا دنبال راه‌حل سریع باشی. می‌تونی اشتباه کنی، پیامدش رو ببینی و باز هم توانایی ادامه دادن داشته باشی.

Repost from Hiraeth
رنج کشیدن فضیلت نیست!

می‌گی نمیتونم دووم بیارم و میبینی باز تونستی.

مجبوری در نهایت از پیش بر بیای عزیزکم.

اینکه موقع غمات تنهایی هم موضوعیه که غمگینم می‌کنه.

Repost from من !
چرا وقتی به گذشته فکر می‌کنم، از خودم خشمگین می‌شم؟ شاید چون هنوز نتونستم بپذیرم که من هم ممکنه اشتباه کنم، اعتماد کنم و آسیب ببینم؛ بدون اینکه ارزشم به‌عنوان یک آدم کم بشه.