𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
Ir al canal en Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
Mostrar más1 359
Suscriptores
-324 horas
-57 días
-2030 días
Cargando datos
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
noviembre '26nov '26
noviembre '260
en 0 canales
octubre '26
+8
en 2 canales
Get PRO
septiembre '26
+11
en 0 canales
Get PRO
agosto '26
+4
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+9
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+2
en 2 canales
Get PRO
mayo '26
+1
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 1 canales
Get PRO
marzo '260
en 1 canales
Get PRO
febrero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+4
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+3
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+5
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+4
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+3
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+5
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+3
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+11
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+7
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+206
en 19 canales
Get PRO
marzo '25
+16
en 17 canales
Get PRO
febrero '25
+231
en 28 canales
Get PRO
enero '25
+13
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+21
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+21
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+12
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+272
en 40 canales
Get PRO
agosto '24
+19
en 3 canales
Get PRO
julio '24
+345
en 43 canales
Get PRO
junio '24
+19
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+243
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+238
en 18 canales
Get PRO
marzo '24
+829
en 52 canales
Get PRO
febrero '24
+117
en 16 canales
Get PRO
enero '24
+129
en 18 canales
Get PRO
diciembre '23
+134
en 25 canales
Get PRO
noviembre '23
+151
en 26 canales
Get PRO
octubre '23
+47
en 21 canales
Get PRO
septiembre '23
+987
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+84
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+123
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+102
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+113
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+1 205
en 0 canales
Get PRO
febrero '230
en 0 canales
Get PRO
enero '230
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+4
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+7
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+8
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+20
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+115
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+10
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+4
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+24
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+141
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+2 306
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+3
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+2
en 0 canales
Get PRO
diciembre '210
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+102
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+1 983
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+47
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+153
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+8
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+8
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+16
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+202
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+104
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+2 168
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 05 noviembre | 0 | |||
| 04 noviembre | 0 | |||
| 03 noviembre | 0 | |||
| 02 noviembre | 0 | |||
| 01 noviembre | 0 |
Publicaciones del Canal
ساعت ۹ شب ؛ پارک لاله ، درحال تمرین لایو اجرای ویرجینیا وولف، چای آلبالو در دست، رهگذرها در گذر، دست فروشا درحال برپا کردن بساط، جیرجیرکهایی که بیدار شدن،خیابون و صدای شیون ماشین های آزار دیده، درحال کارگردانی و خوندن نمایشنامهای که اصلا نمیدونیم قراره به کجا برسه، هنوز نمیدونیم چه روزایی در پیشه و راستش برامون مهم هم نیست فقط اون لحظه اهمیت داشت، تمام اونچه در فکرمونه اجرای فرداس و کارگردانا و بازیگرایی که میان برای دیدن اما نه مهم تر از همهی اینا اون حسه، حس بیپروایی، جوونی، رهایی اینکه آزادانه اجازه بروز ترسهات و خشم ، اندوه و فقدان ، شعف و شوقت رو میده. و در آخر میرسی به این: "خوشحالم که زندگیش کردم"
آذرماه ۱۴۰۴
| 2 | سکوت آدمها همه چیز رو میگه، خوب بهش گوش کن. | 83 |
| 3 | +2 @calffee | 111 |
| 4 | همون موقع که همهچی خوب بود نباید میذاشتیم فردا بشه، الان دیگه دیره | 103 |
| 5 | جاى عقل و قلبم عوض شده، عقلم تند تند ميزنه قلبم كار نميكنه | 102 |
| 6 | F | 147 |
| 7 | I love the attitude of people in making videos with this song. | 146 |
| 8 | Coming up the roses✨ | 154 |
| 9 | F | 146 |
| 10 | بارون میاد و خواب از سرم پریده، عقل هم همینطور.
چراغ رو خاموش میکنی، درِ اتاق رو نیمهباز میذاری، پلیلیست مخصوص رو پلی میکنی و دوباره میری. میمونی توی خودت؛ با صدای بارونی که تندتند به شیشه میخوره و فکرهایی که یکییکی از راه میرسن.
به گذشتن فکر میکنی، به رفتنهای پیدرپی، به آدمهایی که میان و میرن، به چیزهایی که یه روزی بودن و حالا فقط ردّی ازشون مونده. اما دیگه نه به آخرش. خیلی وقته که دست از پیشبینی پردهی آخر برداشتی؛ اینکه کی میره، کی میمونه و اصلاً این نمایش قراره کجا تموم بشه.
مهیار میگفت: «هیچکدوممون نمیدونیم آخر این نمایش قراره چی بشه؛ حتی نمیدونیم صحنهی بعدی چه اتفاقی میافته. شاید تمام زیبایی زندگی همینه؛ اینکه به جای حدس زدن پردهی آخر، همین لحظه رو بازی کنیم، دیالوگهامون رو زندگی کنیم و بذاریم پایان، هر وقت نوبتش رسید، خودش از راه برسه.»
نمیدونم... انگار آدم هیچوقت به اندازهی کافی برای زندگی کردن آماده نیست. همیشه یه چیزی هست که هنوز نفهمیدیم، یه ترسی که هنوز باهامونه، یه دیالوگ که بلد نیستیم چطور بگیم. ولی شاید قرار هم نیست قبل از بالا رفتن پرده، همهچیز رو بلد باشیم.
شاید فقط باید رفت روی صحنه؛ همینقدر بدون آمادگی، همینقدر زنده. | 147 |
| 11 | شاید تمام بدبختی من همین باشد؛ اینکه پیش از آنکه چیزی را از دست بدهم، مرگش را در درون خودم تماشا میکنم و بعد، با چهرهای آرام، وانمود میکنم هنوز زنده است. | 139 |
| 12 | بیشتر عکس بگیـر؛ یکروز دلت خیلی تنگ میشه:) | 197 |
| 13 | ما اين وسط سنمون بيشتر شد و هنرپيشه هاى مورد علاقمون پيرتر شدن
و نسبت به همه چيز بى تفاوت شديم و ديگه
از طرحاى ضربتى تابستانه و بهاره و زمستانه كَكِمونم نميگزه
قُدرتامون تو ضَعفامون و پيروزيامون شكستامون و شادىامون صُحبَت درباره بدبختيامونه
چيكار كنيم اين طورى بار اومديم
جنگ بود و موشک بارون بود و فقر بود و خون بود و وطن بود
و سرود بود و مدرسه و قُلک هايى از نارنجک و شب ها شمردن ضدِ هوايى رو پشت بوم
پدر و مادرامون جوون
بدبخت بودن خيالِ باشكوهِ احمقانه اى بود
الان به هر حال یه طوری روزا شب ميشن و ميچپيم تو اتاقايى از دود سيگار
نصف شب تلو تلو خوران ميوفتيم تو تخت خواب
صُبح با خِس خِس سينه هامون از خواب ميپريم تو آيينه كه قيافه نحسِمون
با گودى زيرِ چشامونو ميبينيم ميفَهميم يه روز ديگه شروع شده
بعد به خودمون ميگيم كه ديگه اصلا حوصله مون سر رفت از اين زندگى سگى
همين طورى تو روى هم پيرتر و پيرتر ميشيم
جلو چشماى هم ميپوسيم
محو ميشيم
با اَلكُلاى طبّى بخار ميشيم
F | 191 |
| 14 | Sin texto... | 167 |
| 15 | همیشه با خودم فکر میکنم چطور میشه
اینهمه احساس متناقض رو توی یه قطعه
جا داد؟ یعنی اون خواننده چه بالا و
پایینهایی رو از سر گذرونده، چند بار بین
موندن و رفتن معلق مونده، چند بار از ته
دل خندیده و چند بار توی سکوت خودش
شکسته؟
چطور میشه یه نفر همزمان هم دلتنگ
باشه، هم دلزده؛ هم پر از عشق باشه، هم
خسته از دوست داشتن؟ چند بار دلش
خواسته همهچی رو رها کنه و چند بار با یه
خاطرهی کوچیک دوباره به زندگی چنگ
زده؟ چند شب رو با بغض خوابیده و چند
صبح رو با امیدی که حتی خودش هم بهش
باور نداشته، بیدار شده؟
شاید هر نُت، تکهای از یه روز باشه که دیگه
برنمیگرده؛ هر سکوت، حرفیه که هیچوقت
جرئت گفتنش رو نداشته؛ و هر اوج و فرود
صدا، ردّ یه جنگ ناتموم بین قلب و عقلشه.
جالبه؛ اینکه یکی تمام آشفتگیهای درونش
رو به صدا درمیاره. | 192 |
| 16 | انگار بلاتکلیفی هم مسریه؛ حضور یک بلاتکلیف باقیرو هم بلاتکلیف میکنه. | 225 |
| 17 | عاشق گرفتن دست آدمهام! یک بار به دوستم گفته بودم که اگه توجه کنی دست ما طوری درست شده که بتونه یک دست دیگه رو هم بگیره. هر دو تا دست شبیه به پازل داخل همدیگه چفت میشن و انگشتها داخل همدیگه قفل میشن. انگار اصلا برای همین ساخته شدن! دست یک نفر رو میگیری و قلبت گرم میشه. یک نفر رو بغل میکنی و قلبهاتون دقیقا روی همدیگه قرار میگیرن و قلبت گرم میشه. سرت رو روی شونهی یک انسان دیگه میذاری و قلبت گرم میشه. انگار هدفش همینه! انگار از همون ابتدا برای دوست داشتن و چسبیدن به همدیگه ساخته شدیم. | 212 |
| 18 | زندگی ایدهآل چطوریه؟ شاید یه صبح بارونی که چشم باز کنی و ببینی آسمون، شهر رو شسته و دنیا یه ذره بوی شروع دوباره میده. حاضر شی و بزنی بیرون، به سمت اون تیکهی شهر که انگار رنگها توش جسورترن و درختا، بیشتر از سایه، زندگی میکنن. خیابونایی که بوی خاک خیسخوردهشون تا ته خاطرههات میره و پیادهروهاشون انگار قصههای نگفتهی زیادی تو دلشون دارن. بری تو کافهی موردعلاقهت، همونجایی که انگار زمان پشت پنجرههاش یادش میره عجله کنه. نوشیدنیت رو سفارش بدی، هدفونات رو بذاری و اجازه بدی پلیلیستت، تصادفیترین شکلِ ممکنِ آرامش رو برات بسازه. بعد، بیهیچ عجلهای، رفتوآمد آدما رو تماشا کنی؛ هرکدوم با یه جهان توی سرشون، یه غم ته جیبشون و یه امید که شاید هنوز خودشونم پیداش نکردن. به این فکر کنی که چقدر قشنگه دنیا، وقتی از پشت پنجرهی یه کافه، به اندازهی تمام تفاوتهاش جا برای زندگی داره. شاید زندگی همین لحظههای کوچیکیه که هیچ اتفاق بزرگی توشون نمیافته، اما یه چیزی توی آدم، آرومآروم سر جاش برمیگرده. همون لحظههایی که دلت نمیخواد نگهشون داری؛ فقط میخوای تا میتونی توشون نفس بکشی. و آخرش، وقتی بارون بند اومده و آهنگ به آخر رسیده، با خودت فکر کنی: شاید امروز هیچ معجزهای اتفاق نیفتاد میون این هیاهوی همیشگی بین جنگ های بیپایان و غم های سرخورده؛ اما زندگی، برای چند ساعت، شبیه چیزی شد که همیشه دلم میخواست. | 236 |
| 19 | میخواهم حداقل یک نفر را داشته باشم که بتوانم با او در مورد همه چیز صحبت کنم، درست همانطور که با خودم حرف میزنم.
ابلـه؛ فئودور داستایوفسکی | 220 |
| 20 | ما آدمهای خیلی خوبی هستیم که از شدت خوبی مسخره به نظر میرسیم...
ابلـه؛ فئودور داستایوفسکی | 224 |
