es
Feedback
رباعی - نو رباعی

رباعی - نو رباعی

Ir al canal en Telegram

رباعی - نو رباعی ✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471

Mostrar más
2 032
Suscriptores
+124 horas
+67 días
+230 días

Carga de datos en curso...

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+5
en 0 canales
septiembre '26
+32
en 2 canales
Get PRO
agosto '26
+37
en 4 canales
Get PRO
julio '26
+46
en 5 canales
Get PRO
junio '26
+31
en 4 canales
Get PRO
mayo '26
+14
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+14
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+5
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+23
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+15
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+40
en 3 canales
Get PRO
noviembre '25
+74
en 16 canales
Get PRO
octubre '25
+39
en 3 canales
Get PRO
septiembre '25
+39
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+28
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+48
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+38
en 3 canales
Get PRO
mayo '25
+64
en 5 canales
Get PRO
abril '25
+78
en 8 canales
Get PRO
marzo '25
+69
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+54
en 5 canales
Get PRO
enero '25
+105
en 7 canales
Get PRO
diciembre '24
+63
en 6 canales
Get PRO
noviembre '24
+58
en 5 canales
Get PRO
octubre '24
+42
en 3 canales
Get PRO
septiembre '24
+42
en 3 canales
Get PRO
agosto '24
+56
en 1 canales
Get PRO
julio '24
+98
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+74
en 3 canales
Get PRO
mayo '24
+80
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+83
en 2 canales
Get PRO
marzo '24
+98
en 4 canales
Get PRO
febrero '24
+74
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+90
en 2 canales
Get PRO
diciembre '23
+106
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+72
en 5 canales
Get PRO
octubre '23
+77
en 1 canales
Get PRO
septiembre '23
+72
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+50
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+73
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+49
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+54
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+42
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+54
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+67
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+65
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+48
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+26
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+38
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+27
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+51
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+31
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+36
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+33
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+55
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+61
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+29
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+32
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+34
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+32
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+25
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+26
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+23
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+28
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+28
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+18
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+43
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+40
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+22
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+50
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+1 262
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
04 octubre+1
03 octubre+2
02 octubre+1
01 octubre+1
Publicaciones del Canal
هر کس که رسید دل به گیسویت بست موهات پر از گیره‌ی قرمز شده‌ است #نفیسه_نعمتی #نورباعی

2
یک عمر غمت خوب کشیدم بر دوش یک قطره مرا گریه نکردی ای ابر! #حجت_بخشوده #نورباعی
102
3
#ترانه #رباعی #ترانه‌ی_سینا امروز اگر خوب و اگر بد باشد روزی‌ست که هست ، هست و باید باشد روزی‌ست که مردمان در آن می‌جویند گم‌
#ترانه #رباعی #ترانه‌ی_سینا                          امروز اگر خوب و اگر بد باشد روزی‌ست که هست ، هست و باید باشد روزی‌ست که مردمان در آن می‌جویند گم‌گشته‌ی خویش را که شاید باشد #سینا_سنجری بهمن۱۳۸۷ از کتاب: وقت‌های زمان 🔻🔻🔻🔻🔻
136
4
۱ وقتی‌که صدا نمی‌رسد، ما و سکوت خیلی‌که دلت گرفت، پسکوچه و سوت جایی‌که "تمامِ سربِ دنیا، انگار: تزریق شده به پایِ من" کو ملکوت...؟ ۲ باید که به دادِ مَردش آن زن، برسد؛ تا نوبتِ نابِ شعر گفتن، برسد باید که تپش‌تپش بمیرم؛ بِگُذار: کارم به نفَس‌نفَس، شمردن، برسد! ۳ ما نوبرِ هر خیال را آوردیم؛ از بس‌که پیِ نبوده‌ها می‌گردیم! واقف به مخاطراتِ آتش‌بازی: با هر دم و بازدم، تفنن کردیم... ۴ ما در پیِ سازه‌ی مضامینِ بلند مست از دمِ تازه‌ی مضامینِ بلند افسوس، شبانه‌روز، جریان دارد: تشییع جنازه‌ی مضامینِ بلند! ۵ در دفترِ دل، گر به‌ حساب آمده‌ای: فرضم بُوَد این‌که: بی‌نقاب آمده‌ای اینسان‌که به خود، می‌فشری خود را تنگ: انگار که از لایِ کتاب آمده‌ای... □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba
173
5
ای شعر! رفیق بی کم و کاست من از هر دو جهان خاص ترین خواست من مردم به غلط دروغ می خوانندت! ای مصلحت آمیزترین راست من #واران
193
6
از من حالی خراب ، باقی‌مانده دریا دریا سراب ، باقی‌مانده چون دلو تو را کشیدم ای ماه از آب زیبایی تو بر آب باقی‌مانده #حسن_شوهانی
296
7
با شیشه‌ی خود ، آینه ، سنگی را زد گنجشکی با پرش ، تفنگی را زد عشق است و خلاف آمد عادت هایش آهو بچه‌ای مخ پلنگی را زد #واران
266
8
امشب هوای مولانا به سرم زده بود. از میان رباعی‌هایش چندتایی را برگزیدم و برایتان خواندم. امیدوارم بشنوید و بپسندید. آهنگ پس‌زمینه هم کاری از موسیقی‌دان اهل ترکیه، آحمِت کوچ است. 📗شعر، فرهنگ و ادبیات @mohsenahmadvandi
332
9
پشت درِ مرگ کیست؟ بدخیمی ست در زد سرطان پدر دوید و واکرد #واران #نورباعی
353
10
کردند به دِی، دوباره، تبعید، مرا آیینهٔ دق شد این روادید، مرا من، آنچه نگفتنی‌ست، با خود، دارم؛ در گمرکِ پاییز، بگردید مرا...! 🍁 امیرحسین دیبایی @amir1972diba
395
11
تصویر بخشی از دستنویس شمارۀ ۳۱۷۶ کتابخانۀ فاتح استانبول، برگ ۳۰ر، ۳۱ر رقم کاتب و چهار رباعی (فرستۀ بالا) ‏.. "چهار خطی" رباعی
تصویر بخشی از دستنویس شمارۀ ۳۱۷۶ کتابخانۀ فاتح استانبول، برگ ۳۰ر، ۳۱ر رقم کاتب و چهار رباعی (فرستۀ بالا) ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xatt4
366
12
چند رباعی کهن پارسی (۱۳)   در کتابخانۀ فاتح استانبول دستنویسی از رسایل عربی موجود است (شمارۀ ۳۱۷۶) که چند کاتب آن‌ها را طی سال‌های ۷۳۳ تا ۷۳۵ق کتابت کرده‌اند (رقم کاتبان در برگ ۲۶ر، ۳۰ر، ۷۰پ). در فواصل رسایل، معدودی رباعی فارسی نقل شده که از حیث قدمت نسخه در خور توجه است. دو شعر آخر در قالب رباعی نیست، ولی به جهت ظرافتی که دارند، آن‌ها را نقل می‌کنیم. در یکی از رقم‌ها، کاتب خود را محمدبن سلیمان بن الشیخ مبارک الارزنجانی معرفی کرده است (برگ ۱۴۷پ). نسخه زمانی در مالکیت شمس بن جمال ختنی بوده و رقم او چند جای نسخه به چشم می‌خورد. چهار رباعی اول را کسی کتابت کرده که زین‌الدین قدسی را می‌شناخته و از او با دعای «قدّس الله روحه» نام بُرده است. بخشی از نام این شخص در لبۀ کاغذ از بین رفته و ممکن است «شمس البخاری» خوانده شود و شاید با مالک نسخه یکی باشد. به احتمال زیاد رسالۀ آداب البحث که در ۷۳۵ق کتابت شده نیز به خط اوست. زین‌الدین قدسی به روایت خوافی در ۷۳۳ق از دنیا رفته و به احتمال زیاد یادداشت مذکور در تاریخی رقم خورده که چندان از مرگ قدسی دور نبوده است. در ورق ۱۱۳پ غزلی از عراقی و غزلی از شاعری گمنام به نام «قاضی تهران» ثبت شده که جداگانه به آن‌ها خواهیم پرداخت.   ‏۱) مجدالدین بغدادی راست سیر آمده‌ای ز خویشتن می‌باید برخاسته‌ای ز جان و تن می‌باید در هر قدمی هزار بند افزون است  زین گرم‌روی بند شکن می‌باید   ‏۲) بیت پیش رخ دل‌ربای جان افروزد وآن نرگس نیم مست سحرآموزد پروانه‌صفت هر نفسی می‌سوزم باشد که دلت بر من بی‌دل سوزد   ‏۳) لمولانا زین‌الدین القدسی قدّس الله روحه شد خلد برین ز طلعت آن مَهْ جور خرّم دل آن کزو نباشد مهجور آن ماه بجور منصرف گشت ز من وین طرفه که نیست منصرف ماه بجور   ‏۴) پیراهن صبر دوختن کار من است تن را به بلا فروختن کار من است بر بوی وصال همچو پروانۀ شمع روزی صد بار سوختن کار من است (برگ ۳۱ر)   ‏۵) رفتم به کلیسیای ترسا و یهود ترسا و یهود و گبر را ره به تو بود با بوی وصال او به بتخانه شدم تسبیح بتان زمزمۀ عشق تو بود (برگ ۱۱۴ر)   ‏۶) آمد آن قاضیی که در سر او همه مکرست و عشوه و تلبیس خاک بر سر کند ازو دجّال دست بر کون نهد ازو ابلیس   ‏۷) صدرالشریعه گوید قاضیا بر سر یتیمانی خونشان می‌خوری مگر شپشی گفته‌ای آفتاب شرع منم آفتابی، ولی یتیم‌کشی (برگ ۱۵۹ر)   یادداشت‌ها شعر۱. نجم رازی شاگرد مجدالدین بغدادی، این رباعی را دو بار به خود منسوب داشته است (مرصاد العباد، ۲۵۶، ۳۹۹). در دستنویس مصنفات حکیم افضل‌الدین کاشانی که در ۶۷۴ق کتابت شده، جزو اشعار اوست (رباعیات افضل کاشانی، ۱۷۱).  بنابراین، رباعی دو مدعی جدی دارد. شعر۲. رقم «شمس البخاری» زیر این رباعی قرار گرفت: «کاتبه و قائله شمس البخاری». بنابراین، گویندۀ رباعی اوست. . این شعر یکی از موارد نادر ابدال د/ت است. جان‌افروزد یعنی جان‌افروزت. بی‌دل سوزد (= سوزت). شعر۳. مولانا زین‌الدین قدسی پولادی، از دانشوران عهد ایلخانی است. کاشانی او را «بزرگی متعیّن متبحّر» و «جامع نظم و نثر» خوانده و گفته است که در سال ۷۱۴ ق در مازندران به خدمت اولجایتو رسیده (تاریخ اولجایتو، ۱۷۶). فصیح خوافی مرگ او را در نیم روز پنج شنبه هفتم ذی حجۀ سال ۷۳۳ق به ثبت رسانده است (مجمل فصیحی، ۲: ۹۱۰) . معدودی شعر به نام او دیده شده که هیچ کدام ارزش شعری خاصی ندارد؛ از جمله همین رباعی که نقل شد. شاعر با محلی به نام «جور» یا «گور» بازی کرده است. گور ممکن است همان شهر باستانی باشد که امروزه فیروزآباد نامیده می‌شود. در اصفهان نیز روستایی به نام جور وجود دارد. مفهوم بیت دوم رباعی بر من روشن نشد و ندانستم منصرف نبودن ماه بجور جنبۀ صرفی دارد یا غیر آن. در مورد زین قدسی رک. سفینۀ شمس حاجی، ۵۶۵ به بعد (یادداشت دکتر میلاد عظیمی). شعر۴. گویندۀ رباعی چهارم را نیافتم. شعر۵. رباعی به اوحدالدین کرمانی (سفینۀ اشعار حالت افندی، ۹۰پ) و ابوسعید ابوالخیر (سخنان منظوم، ۳۷) منسوب است. شعر۶. گوینده شناخته نشد. شعر۷. سرایندۀ شعر، صدرالشریعه برهان الاسلام تاج‌الدین عمر از معاریف بخارا در اواخر قرن ششم و استاد محمد عوفی بود و از او رباعیاتی نقل شده است (رک. لباب الالباب، ۱۴۶-۱۵۱). اوحدی بلیانی این قطعه را به نام خواجه منصور قرابوقۀ طوسی از شاعران عهد شاهرخ تیموری آورده (عرفات العاشقین، ۶: ۳۵۵۶) که با توجه به درج آن در این نسخه، در صحّت آن جای تردید است. ‏..   "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
286
13
بخشی از گفت‌وگو با پیام ما در پژوهش‌هایتان توجه ویژه‌ای به رباعی دارید. این قالب شعری با قدمتی نزدیک به ۱۱ قرن، هنوز برای شاعر امروز قابل‌استفاده است. حتی «نیما یوشیج»، به‌عنوان پدر شعر نو فارسی، تعداد زیادی رباعی دارد. خودتان هم در این قالب شعر سروده‌اید. چه ویژگی در ساختار و ماهیت رباعی اجازه داده این قالب چنین دوام بیاورد؟ رباعی ظرفیت خودش را برای همسازی با مسئله انسان امروز و هر روز به اثبات رسانده است. در میان قالب‌های سنتی، بیشترین تجربه‌های فرمی در رباعی صورت گرفته است؛ از هزار سال پیش تا امروز. از کم‌وزیاد کردن مصراع‌ها گرفته تا درهم‌آمیزی قالب‌ها. ما بیش از چند نوع مستزاد رباعی داریم که از تنوع‌طلبی شاعران قدیم در این فرم خبر می‌دهد. بعضی از این مستزادها در قالب‌های کهن واقعاً بی‌نظیر هستند و نوعی فراروی از سنت شعر کهن محسوب می‌شوند. از قرن هشتم هجری، ایده رباعیات به‌هم‌پیوسته شکل گرفت و نمونه‌های جالبی پدید آمد. بازی با قافیه در رباعی درخور توجه است. رباعیات مردمی، مثل دوبیتی‌های محلی، زیاد داریم. تنوع موضوعی در رباعی زیاد است. «مختارنامه» عطار ۵۰ باب دارد و هر بابی مختص موضوعی است. مجموعه «نزهة‌المجالس» که در اوایل قرن هفتم، حدود ۸۰۰ سال پیش، فراهم شده، چهارهزار رباعی دارد که در موضوعات مختلف دسته‌بندی شده‌اند. وزن رباعی، به‌دلیل زحافاتی که در آن رخ می‌دهد، بسیار نرم و منعطف است و خودش را با فضاها و حالات و شگردهای زبانی انطباق می‌دهد. رباعی، شعر تأملات فلسفی، حالات شخصی، جرقه‌های ذهنی و کشف‌های زبانی و بازیگوشی‌های طنازانه است. رباعی در عین اختصار، ساختارمند است و در عین ساختارمندی، ظرفیت ساختارگریزی دارد. سخت‌جانی رباعی شبیه جان‌سختی مردم ایران است که بارها تا لب مرز نابودی رفته‌اند و بازگشته‌اند. به نظر شما، یک قالب ادبی مانند رباعی یا یک شاعر مانند «خیام» یا حافظ، امروز برای ما همان معنایی را دارند که برای مخاطب چند قرن پیش داشته‌اند یا با گذشت زمان اساساً به موجودیتی دیگر تبدیل شده‌اند؟ اگر تفاوتی وجود دارد، چگونه می‌توان میان آنچه واقعاً در متن و زندگی شاعر وجود داشته و تصویری که نسل‌های بعد از او ساخته‌اند، تمایز قائل شد؟ طبیعی است که هر نسل برای خودش حافظ و خیام جداگانه‌ای دارد. خیام دوره قاجار با خیام امروز قطعاً متفاوت بوده‌اند. نه اینکه خیام عوض شده باشد، بلکه خوانش ما از رباعیات خیام تغییر کرده که متأثر از وضعیت امروز ماست. انسان امروز با مسائلی به سراغ رباعیات خیام می‌رود که در تصور مردم عهد قاجار نمی‌گنجیده است. از آنجا که هیچ شاعری به شعرش الصاق نمی‌شود، فهمیدن اینکه چه در ذهن و زبان و حتی حیات شخصی و اجتماعی او می‌گذشته، برای ما بسیار دشوار و گاهی ناممکن است. وقتی ما نمی‌دانیم که «اخوان ثالث»، شاعر هم‌روزگار خودمان، وقتی شعر «نماز» را می‌سروده، در خلسه چه ماده یا چه معنایی بوده، تکلیف ما با حافظ و خیام روشن است. البته این چیزها اهمیتی هم ندارد و کمک زیادی به مواجهه ما با متن نمی‌کند. مسئله ما با شاعران قدیم، بالاخص خیام، مسئله اصالت متن است. مهم‌ترین مشکل ما رسیدن به متنی است که یک شاعر قدیم به‌شخصه آفریده است، نه آنچه آفریده مقلدان او و حاصل ذوق جمعی شاعران و متشاعران است. البته برخی از پژوهشگران، با پیش‌کشیدن مسئله گفتمان خیامیت، کوشیده‌اند خیلی ظریف و امروزی صورت‌مسئله را پاک کنند. در گفتمان خیامیت، مهم نیست که این رباعی از خیام هست یا نیست؛ مهم این است که رباعی موردنظر در گفتمان خیامیت جای دارد یا نه. خیام گفتمانی، حاصل چند قرن تلاش رباعی‌سرایان گمنام و بانام است. در گفتمان خیامیت، نقش حکیم عمر خیام تاریخی، پرچم‌داری و اعتباربخشی به گفتمان است و بس. این هم خوانشی است البته. ولی مشکل را به جای دیگر حواله می‌کند و به عبارت بهتر، جاخالی می‌دهد. ‏.. "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
225
14
🔷گفت‌وگو با «سیدعلی میرافضلی» درباره حافظه فرهنگی و چگونگی خوانش ادبیات کهن 🔶گذشته را باید با نقد احضار کرد ✍️ علی ملازاده
🔷گفت‌وگو با «سیدعلی میرافضلی» درباره حافظه فرهنگی و چگونگی خوانش ادبیات کهن 🔶گذشته را باید با نقد احضار کرد ✍️ علی ملازاده 🔷ادبیات کهن چیزی نیست که یک‌بار برای همیشه فهمیده شده باشد. هر نسل، با پرسش‌ها و مسائل خودش به سراغ شاعران و متن‌های قدیمی می‌رود و از دل آن‌ها معنایی تازه پیدا می‌کند. 🔷 اما این بازخوانی، بدون شناخت دقیق متن و شرایط تاریخی آن ممکن نیست. 🔷«سیدعلی میرافضلی»، پژوهشگر و رباعی‌پژوه، معتقد است گذشته را باید شناخت، حفظ کرد و درعین‌حال با آن گفت‌وگویی انتقادی داشت؛ گفت‌وگویی که در آن، گذشته امری مقدس نیست و حال نیز خود را بی‌نیاز از آن نمی‌داند. ادامه مطلب 👇 https://payamema.ir/payam/166296 @payamema
184
15
ای کاش که تقدیر چنین می افتاد اقبال همیشه بهترین می افتاد پاییز که می شد غم ما آدم ها چون برگ درختی به زمین می افتاد #معصومه‌_رسایی
244
16
۱) با هر کبریت احمری روشن شد از تابش کرم شب‌پری روشن شد وقتی  گم شد از آسمانت مهرم چشمت به جمال دیگری روشن شد ۲) هر برگ من است، چشم بیداری که... آیینه‌ی جنگل سپیداری که... صد لانه‌ی دارکوب، بر شانه‌‌ام است جنگلبانم شده‌ست نجاری که... #صدیقه_محمدجانی
291
17
رنجی که شناسنامه آدم بود تنها کلمات وحی آه و دم بود از بین پیمبران مبعوث شده کم‌حرفترین پیمبر ما"غم" بود #فاطمع_پور_رضایی_مهرآباد
267
18
پاییز به فصل رنج مهمانم کرد با حوصله برگ‌برگ ویرانم کرد با دست غروب ، بال شوقم را بست زندانی میله‌های بارانم کرد پاییز که بند عمرمان باریک است چون بخت غروب بختمان تاریک است «بر شاخه دو برگ دور از هم بودیم » امروز مزارمان به هم نزدیک است #حسن_شوهانی #رباعی @hasanshohani67
267
19
بی‌چاره منم که آبِ بین شیرم از دست خودِ باخته‌ام دل‌گیرم روشن شده در میان باران آتش یک لحظه مرا نگاه کن می‌میرم #مولاداد_رستمی @ml_rustami
269
20
درغلغل ورویشی، بهار اینگو نه ست می خوانی و...نغمه ی هزاراینگونه ست شرکرده شبی بلند برشانه ی تو آمیختن " لیل ونهار" اینگونه ست * درهرزخمم نشای نامت را کاشت عشقی که هوای کشته هایش را داشت فهمیدم که رسیده ام، سرشارم آن روز که بافه بافه ام برمی داشت * جزسیب وستاره نیست درسینی من آئین دل است شعرآئینی من دنیای مرابه رسمیت بشناسید جزعشق نبوده درجهان بینی من * تا"سرخ" رسیده ام تنم شیرین است ازشاخه بچین مرا دلم غمگین است چون سیب مرا به دیس دیگر بگذار مفهوم دگردیسی شاید این است * هی اشک روانه کردمت هی نامه ازسمت تو می رسد به من کی نامه؟ من مولوی ام که بی حضورت ای شمس می خوانم ومی گریم در نی نامه * ازتاب  من وتوان من برگشتی جان بودی وازجهان من برگشتی خالی شدم ازشعر، شدم لال ترین روزی که توازدهان من برگشتی #دکتر_رضا_علی_اکبری
346