uk
Feedback
رباعی - نو رباعی

رباعی - نو رباعی

Відкрити в Telegram

رباعی - نو رباعی ✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471

Показати більше
2 024
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1030 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
липень '26
липень '26
+20
в 0 каналах
червень '26
+31
в 3 каналах
Get PRO
травень '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+23
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+15
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+40
в 2 каналах
Get PRO
листопад '25
+74
в 16 каналах
Get PRO
жовтень '25
+39
в 3 каналах
Get PRO
вересень '25
+39
в 2 каналах
Get PRO
серпень '25
+28
в 1 каналах
Get PRO
липень '25
+48
в 3 каналах
Get PRO
червень '25
+38
в 3 каналах
Get PRO
травень '25
+64
в 5 каналах
Get PRO
квітень '25
+78
в 8 каналах
Get PRO
березень '25
+69
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+54
в 5 каналах
Get PRO
січень '25
+105
в 7 каналах
Get PRO
грудень '24
+63
в 6 каналах
Get PRO
листопад '24
+58
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
вересень '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
серпень '24
+56
в 1 каналах
Get PRO
липень '24
+98
в 1 каналах
Get PRO
червень '24
+74
в 3 каналах
Get PRO
травень '24
+80
в 2 каналах
Get PRO
квітень '24
+83
в 2 каналах
Get PRO
березень '24
+98
в 4 каналах
Get PRO
лютий '24
+74
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+90
в 2 каналах
Get PRO
грудень '23
+106
в 2 каналах
Get PRO
листопад '23
+72
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '23
+77
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+72
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+50
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+73
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+49
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+42
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+67
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+65
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+48
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+27
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+51
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+31
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+33
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+55
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+61
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+32
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+34
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+32
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+26
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+23
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+22
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+50
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+1 262
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
12 липня+1
11 липня+1
10 липня+4
09 липня0
08 липня+1
07 липня0
06 липня+3
05 липня+3
04 липня+1
03 липня+2
02 липня0
01 липня+4
Дописи каналу
Repost from واران
صدسال هزارسال قحط رویا در داخل یک جزیره‌ی ناپیدا سرهنگ بوئندیای مارکز هستم تنهایی من مرا در آورد از پا #واران

2
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۳) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی ۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف - مبانی فشردگی در نورباعی اگر در بخش‌های پیشین از نسبت نورباعی با سنت رباعی سخن گفتیم، اکنون باید به این پرسش پرداخت که منطق درونی این فرم بر چه پایه‌یی استوار است و چه ضرورتی شاعر را به سوی چنین شکلی از شعر سوق می‌دهد. در نوشته‌ها و توضیحات صفربیگی، شاید بیش از هر چیز بر یک نکته تأکید شده باشد: نورباعی، صرفاً رباعی کوتاه‌شده یا رباعی ناقص نیست. همان‌گونه که او بارها تصریح کرده است، نورباعی باید تمامی عناصر ضروری یک شعر کامل را در خود داشته باشد: عناصری چون کشف، جانمایه، آنِ شاعرانه و انسجام درونی. از این منظر، کوتاهی شعر به خودی خود نه یک امتیاز است و نه حتی یک ارزش زیبایی‌شناختی. کوتاهی تنها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند به تراکم بیشتر معنا، تصویر و تجربهٔ شاعرانه بینجامد. صفربیگی در نوشته‌های خود از «کشف» و «جانمایه» سخن گفته است و معتقد است تا زمانی که شعر به این لحظهٔ کشف دست پیدا نکند، صرف کوتاه بودن آن نمی‌تواند امتیازی برایش محسوب شود. از همین رو، او نورباعی را عرصه‌یی دشوار و تنگ می‌داند، عرصه‌یی که در آن امکان پنهان شدن ضعف‌های شعر در پشت روایت، توضیح، توصیف‌های طولانی یا صنایع لفظی کمتر می‌شود. شاید بتوان گفت نورباعی در این معنا، نوعی اقتصاد زبانی را طلب می‌کند. اقتصادی که در آن هر واژه باید ضرورت حضور خود را اثبات کند. در چنین فضایی، شاعر ناگزیر است به جای افزودن حذف کند، به جای توضیح دادن نشان بدهد و به جای حرکت تدریجی به سوی نتیجه، مستقیماً به هستهٔ تجربهٔ شاعرانه نزدیک شود. به همین دلیل، حذف در نورباعی صرفاً حذف یک بیت یا چند مصراع نیست، بلکه بخشی از فرایند آفرینش شعر است. شاعر بسیاری از عناصر توضیحی، گذارهای منطقی و واسطه‌های معنایی را کنار می‌گذارد تا شعر بتواند با کمترین حجم، بیشترین انرژی را در خود ذخیره کند. این تلقی از حذف، بی‌ارتباط با سنت شعر فارسی نیز نیست. رباعی از دیرباز یکی از فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی بوده است، قالبی که شاعر در چهار مصراع، تصویری، اندیشه‌یی یا تجربه‌یی عاطفی را به تکامل می‌رساند. بخش مهمی از معماری رباعی نیز بر نوعی حرکت تدریجی و رسیدن به ضربه یا چرخش پایانی استوار است. نورباعی را می‌توان ادامهٔ همین میل تاریخی شعر فارسی به ایجاز دانست، با این تفاوت که این بار شاعر در فضایی محدودتر دست به تجربه می‌زند و می‌کوشد آن لحظهٔ کشف را در حجمی کوچک‌تر و فشرده‌تر متحقق کند. از همین جاست که صفربیگی بارها بر دشواری این فرم تأکید می‌کند. او معتقد است تا کسی رباعی‌سرای قابلی نباشد و شعرش از کشف و جانمایه برخوردار نباشد، نمی‌تواند از عهدهٔ نورباعی خوب برآید. به تعبیر او این عرصه بسیار تنگ است و ورود به آن برای هر شاعری مناسب نیست. این تعبیر، شاید بیش از هر توضیح دیگری، نگاه او را به ماهیت نورباعی آشکار کند. نورباعی نه راهی برای آسان‌تر کردن سرایش شعر، بلکه موجب دشوارتر کردن آن است زیرا شاعر در فضایی بسیار محدود، ناگزیر است همان تأثیری را ایجاد کند که رباعی در چهار مصراع و گاه شعرهای بلندتر در چندین بیت یا سطر ایجاد می‌کنند. در چنین شرایطی، هر واژه اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. هر تصویر باید چندین لایهٔ معنایی را حمل کند و هر سطر باید سهمی در ساخت کلی شعر داشته باشد. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از نورباعی‌های موفق صفربیگی، شعر نه بر روایت و توضیح، بلکه بر یک تصویر ناگهانی، یک جابه‌جایی معنایی یا یک کشف زبانی استوار می‌شود. در واقع، آنچه نورباعی را از بسیاری از اشکال سادهٔ شعر کوتاه جدا می‌کند، همین حضور «آنِ شاعرانه» است؛ لحظه‌یی که شعر ناگهان از سطح عادی زبان فاصله می‌گیرد و مخاطب را با نسبتی تازه میان واژه‌ها، اشیا یا مفاهیم روبه‌رو می‌سازد. شاید بتوان گفت در دستگاه فکری صفربیگی، نسبت میان حذف، ایجاز و کشف، یکی از مهم‌ترین مبانی نظری نورباعی را شکل می‌دهد. نورباعی می‌کوشد نه با افزودن تسهیلات و دست‌آویزهای تازه، بلکه با محدود کردن آنها، به تراکم بیشتر شاعرانه دست پیدا کند. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی: ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی ۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف ادامه دارد...
117
3
بر خاک نویس تا بخواند بادش بيدل سخني چند که داري يادش از خلق گذشته است استعدادش امروز تو نيز حرفي از گفتۀ خويش بنويـس به‌خـاک تا بخواند بادش! ــ ــ ــ شعرم که به‌صد زبان فرود آمده است در چندين وقت و آن فرود آمده است تـورات نـبوده تـا بـگويـم کـه همـه يک‌بـاره ز آسمـان فرود آمـده اسـت این رباعی دوم هشداری است به پژوهندگان شعر که انتظار دارند بر مجموعۀ آثار یک مؤلف، سبک یکدست و دیدگاه واحدی غالب باشد. تناقض و تضاد و تنوع احوال و طرز بیان در مجموعۀ سخنانی که حاصل عمر یک نویسنده یا شاعر است امری است طبیعی. بویژه شاعران که "لحظه‌نگارند و کاتب احساسات": بگفت احوال ما برق جهان است دمی پیدا و دیگر دم نهان است گهی بر طارم اعلا نشینیم گهی تا پش پای خود نبینیم
132
4
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۲) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی بخش مهمی از بحث‌هایی که پیرامون نورباعی مطرح شده یا در آینده امکان طرح دارد، نه به ویژگی‌های خود این فرم، بلکه به نسبت آن با رباعی بازمی‌گردد. این پرسش که آیا نورباعی قرار است قالبی تازه در برابر رباعی باشد یا صرفاً یکی از امتدادهای ممکن آن؟ نوشته‌ها و توضیحات جلیل صفربیگی در این زمینه موضعی کاملا روشن دارند. نورباعی در تلقی او نه واکنشی علیه رباعی است و نه تلاشی برای کنار زدن آن. رباعی یکی از کهن‌ترین، منسجم‌ترین و فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی است و نورباعی اساساً بر بستر امکانات همین سنت شکل گرفته است. صفربیگی در توضیح خاستگاه نورباعی، بر این نکته تأکید می‌کند که تک‌بیت‌های مستقل بر وزن رباعی سابقه‌یی طولانی در شعر فارسی دارند. از این منظر، آنچه در نورباعی رخ می‌دهد نه کشف سرزمینی ناشناخته، بلکه نام‌گذاری، صورت‌بندی و پیشنهاد نوعی خوانش تازه از ظرفیتی است که پیش‌تر نیز در شعر فارسی وجود داشته است. ذکر این نکته نیز ضروری است که جلیل صفربیگی، پیش و بیش از هر چیز، رباعی‌سرایی شناخته‌شده است و بخش مهمی از اعتبار ادبی او بر پایهٔ تجربه‌ها و دستاوردهایش در حوزهٔ رباعی شکل گرفته است. از همین رو، نورباعی را باید حاصل مواجهه‌یی طولانی و حرفه‌ای با امکانات، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های این قالب دانست، تجربه‌یی که از درون سنت رباعی برآمده و می‌کوشد برخی از ظرفیت‌های نهفتهٔ آن را در فضایی فشرده‌تر و با امکاناتی متفاوت بیازماید. روی آوردن او به نورباعی نیز به معنای فاصله گرفتن از رباعی یا پایان یافتن تجربهٔ رباعی‌سرایی او نیست. صفربیگی همچنان در کنار نورباعی به سرایش رباعی ادامه داده و آثار او در این حوزه همچنان از نمونه‌های برجسته، قابل تأمل و تأثیرگذار رباعی معاصر به شمار می‌آیند. به همین دلیل، شاید دقیق‌تر باشد اگر نورباعی را نه یک «قالب جدید» به معنای متعارف آن، بلکه نوعی پیشنهاد شعری در درون سنت رباعی بدانیم، پیشنهادی که می‌کوشد با تغییر در شیوهٔ ارائه و گسترش برخی امکانات کلاسیک، ظرفیت‌های تازه‌یی را در شعر کوتاه فارسی فعال کند. تاکید می‌کنم که از این منظر، رابطهٔ نورباعی و رباعی را نمی‌توان رابطهٔ جانشینی دانست، بلکه بیشتر باید از نوعی همزیستی سخن گفت. رباعی با ساختار چهارمصراعی، نظام قافیه و معماری شناخته‌شدهٔ خود همچنان به حیات مستقل خویش ادامه می‌دهد و نورباعی نیز در کنار آن، مسیر دیگری را برای بهره‌گیری از همان وزن و همان سنت ایجاز می‌آزماید. از همین رو، صفربیگی در نوشته‌های خود از هرگونه ادعای انقلابی یا گسست تاریخی پرهیز می‌کند. صفربیگی به درستی معتقد است که سرنوشت چنین تجربه‌هایی را نه بیانیه‌ها و مجادله‌های نظری، بلکه خود شعر، تجربهٔ شاعران، دریافت مخاطبان و در نهایت گذر زمان تعیین می‌کند. شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی نظری نورباعی نیز دقیقاً در همین نقطه نهفته است: نورباعی پیش از آنکه داعیهٔ تأسیس داشته باشد، داعیهٔ امکان دارد. امکانی برای بازاندیشی در یکی از کهن‌ترین قالب‌های شعر فارسی و آزمودن ظرفیت‌های تازه‌یی از ایجاز، کشف و فشردگی شاعرانه در دل همان سنت. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی: ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی ادامه دارد...
131
5
با بیش تو، با کم تو، خوش می‌گذرد با حق مُسلَّم تو، خوش می‌گذرد در خط مقدم تو سبحان الله عمری است که با غم تو خوش می‌گذرد ۲۱ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی #رباعی #شعر_فارسی #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی https://t.me/DoBeytKashi
174
6
استاد جلیل صفر بیگی چند رباعی با حال و هوای طنز از خر مراد نوشتند که با خواندنشان من هم این چند رباعی را نوشتم و تقدیم می کنم. اینجا، آنجا، کوچه، خیابان، بازار دنبال خر مراد گشتم بسیار انگار پرنده ای شد و پر زد و رفت بر روی درختهای پشت دیوار با اینکه نوشته اند نر نیست دگر مانند خر مراد خر نیست دگر در خانه ی خویش پادشاهی دارد اصلا به سر کوی و گذر نیست دگر مثل خر من کجاست؟ بشکن بزنید خر نه، که مراد ماست، بشکن بزنید با این شکم گرسنه و در به درم افسار خرم طلاست،بشکن بزنید دارم حرفی، حرف ندارد خر من رعنایی او هست زیاد از سر من باید همه عکس یادگاری گیرند با این خر جفتک زن خوش عرعر من پنچر کرد و شبانه بادم را برد از حافظه ام شعر و سوادم را برد چون پوست باقلای باران خورده بر دوش گرفت خر، مرادم را برد آخر به مراد می رساند ما را این خر به مراد می رساند ما را از پنجره های رو به رو نه، بسته ست از در به مراد می رساند ما را دارم حرفی برایتان تازه و تر در بین خران هست خرم چیز دگر تحقیق زیاد کردم و فهمیدم تنها خر عیساست از این خر بهتر شعبان کرم دخت تیر ۱۴۰۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
176
7
از سایه به خورشید امانت ندهند   خوش باش تو جانا که جهانت ندهند یک ذرّه ز عمر رایگانت ندهند خوش می‌خور و خوش باش که آید روزی کز سایه به خورشید امانت ندهند اوحدالدین کرمانی (مجموعۀ رسایل ۲۸۱ سنا، ۸۳۵ق، برگ ۱۳۹ر)   در باغ چو شد باد صبا دایۀ گل بربست مشاطه‌وار پیرایۀ گل از سایه به خورشید اگرت هست امان خورشیدرخی طلب کن و سایۀ گل حافظ شیرازی (دیوان حافظ، تصحیح قزوینی، ۳۸۱)   اصطلاح مثل گونۀ «از سایه به خورشید امان دادن (/ندادن)» از اغلب فرهنگ‌های مثل و کنایه فوت شده است. شادروان دهخدا ذیل لغت سایه، اصطلاح «از سایه به خورشید (آفتاب) نگذاشتن» را ثبت و ‌آن را «عمر کردن و زندگی کردن» معنی کرده و استناد او به بیت دوم رباعی حافظ بوده است (لغتنامه، ۹: ۱۳۳۸۱). معنی این اصطلاح آن‌چنان که از رباعی اوحد و حافظ بر می‌آید، مهلت و فرصت اندک داشتن است؛ آن قدر که بتوانی از سایه به آفتاب بروی. علاوه بر دو رباعی فوق، ما این اصطلاح را در دو متن قرن ششم نیز یافته‌ایم: ــ چون وقت سرآمد، از سایه به آفتاب نگذارند. (ذیل نفثة المصدور، ۱۴۸)   ــ سایه‌پروردۀ وصل است مجیر، ارچه به دورت غم عشق تو ز خورشید به سایه‌ش نگذارد (دیوان مجیرالدین بیلقانی، تصحیح طباطبایی، ۳۸۹)   یادآوری: رباعی منسوب به اوحد، در منابع متأخر به اسم افضل کاشانی هم نقل شده است (دیوان افضل، ۸۲) ‏..   "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
177
8
۱ بختی ننموده رو به من جز بختک سنگ است نصیب من ز نان سنگک یکعمر دویدم و نشد قسمت من چیزی ز خر مراد غیر از جفتک ۲ هرچند خرش زیاد انداخت مرا این بار چو برق و باد انداخت مرا تا آمدم از مسیر لذت ببرم از روی خرش مراد انداخت مرا ۳ من را نکش اینقدر به دنبال خودت کم غره بشو به بخت و اقبال خودت من اسب تو را به نیم جو هم نخرم شرمنده مراد جان خرت مال خودت ۴ روزی ز بروت و باد خواهی افتاد دنبال یخ و پماد خواهی افتاد هشدار رفیق ترکتازی نکنی از روی خر مراد خواهی افتاد #واران #طنز
172
9
۱ بختی ننموده رو به من جز بختک سنگ است نصبب من ز نان سنگک یکعمر دویدم و نشد قسمت من چیزی ز خر مراد غیر از جفتک ۲ هرچند خرش زیاد انداخت مرا این بار چو برق و باد انداخت مرا تا آمدم از مسیر لذت ببرم از روی خرش مراد انداخت مرا ۳ من را نکش اینقدر به دنبال خودت کم غره بشو به بخت و اقبال خودت من اسب تو را به نیم جو هم نخرم شرمنده مراد جان خرت مال خودت ۴ روزی ز بروت و باد خواهی افتاد دنبال یخ و پماد خواهی افتاد هشدار رفیق ترکتازی نکنی از روی خر مراد خواهی افتاد #واران #طنز
6
10
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۱) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی از رباعی تا نورباعی - پیشنهادی در فرم شعر کوتاه فارسی نورباعی پیشنهادی است که جلیل صفربیگی، رباعی‌سرای برجستهٔ معاصر، در سال‌های اخیر در حوزهٔ شعر کوتاه فارسی مطرح کرده است. پیشنهادی که از دل رباعی برآمده است، نه در برابر آن. نورباعی نه اعلام پایان رباعی است و نه ادعای تأسیس قالبی کاملاً بی‌سابقه، بلکه تلاشی است برای آزمودن ظرفیت‌های تازهٔ یکی از کهن‌ترین و فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی. شاید مهم‌ترین نکته برای آغاز بحث آن باشد که خود صفربیگی بارها و با صراحت، هرگونه ادعای اختراع یا ابداع مطلق نورباعی را رد کرده است. او یادآوری می‌کند که تک‌بیت‌های مستقل بر وزن رباعی سابقه‌یی چندصدساله در شعر فارسی دارند و با تورق دیوان‌ها و تذکره‌ها می‌توان نمونه‌های فراوانی از آن‌ها را یافت. همچنین در روزگار معاصر نیز شاعرانی تلاش کرده اند در حوزه رباعی نیمایی به صورت پراکنده آثاری را خلق کنند، هرچند نه با عنوان نورباعی و نه به‌عنوان یک پیشنهاد مستقل برای شعر کوتاه. بنابراین آنچه صفربیگی مطرح می‌کند، کشف سرزمینی ناشناخته نیست، بلکه نام‌گذاری، صورت‌بندی و پیشنهاد آگاهانهٔ مسیری است که پیش‌تر نشانه‌هایی از آن در شعر فارسی وجود داشته است. او خود نورباعی را «برآمده و درآمده از رباعی» می‌نامد. تعبیری که نسبت این فرم با رباعی را به‌خوبی روشن می‌کند. نورباعی از رباعی جدا نمی‌شود، بلکه از دل آن رشد می‌کند و بخشی از امکانات بالقوهٔ آن را به شکلی تازه فعال می‌سازد. 🌟 در این یادداشت‌ها تنها می‌کوشم برخی از مؤلفه‌های نظری نورباعی را بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی بازخوانی کنم. عنوان نسبتاً پرطمطراق «درآمدی بر بوطیقای نورباعی» بیش از آنکه ادعای ارائهٔ نظریه‌یی کامل باشد، تلاشی است برای جلب توجه به ضرورت تأمل در این تجربهٔ شعری و گردآوری سرنخ‌هایی که شاید در آینده بتوانند به فهم دقیق‌تر این فرم نوظهور کمک کنند، اگرچه به قدر افروختن شمعی نیم‌سوز در آغاز راه. • ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) در نگاه نخست ممکن است نورباعی چیزی جز یک «فرد» یا تک‌بیت مستقل به نظر نرسد اما صفربیگی میان این دو تفاوت قائل است. در سنت شعر فارسی، تک‌بیت یا فرد می‌تواند در هر وزنی سروده شود و تنها یک بیت مستقل باشد اما نورباعی از نظر او پیش از هر چیز به وزن رباعی وابسته است. همان‌گونه که هر شعر چهارمصراعی را نمی‌توان رباعی نامید و هویت رباعی بیش از آنکه به تعداد مصراع‌هایش وابسته باشد به وزن خاص آن تعلق دارد، نورباعی نیز تنها یک بیت کوتاه نیست، بلکه تک‌بیتی است که در قلمرو وزنی رباعی شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، اگر وزن رباعی را از نورباعی بگیریم، تنها با یک تک‌بیت کوتاه روبه‌رو خواهیم بود، نه با آنچه صفربیگی از آن با عنوان نورباعی یاد می‌کند. این تأکید بر وزن، در واقع تلاشی است برای حفظ پیوند نورباعی با سنت رباعی. از همین روست که صفربیگی بارها تأکید می‌کند نورباعی نه در بیرون از رباعی، بلکه در چهارچوب آن تعریف می‌شود و یکی از دلایل انتخاب نام نپرباعی نیز همین وابستگی ساختاری و تاریخی است. در واقع اگر رباعی را بتوان فشرده‌ترین قالب مستقل شعر فارسی دانست، نورباعی کوششی است برای انتقال همین فشردگی به واحدی کوچک‌تر. واحدی که همچنان حافظهٔ وزنی رباعی را با خود حمل می‌کند، اما می‌کوشد امکانات تازه‌یی را در اختیار شاعر قرار دهد. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh ادامه دارد...
185
11
🔸 خیام و اولین جلسهٔ اداریِ کیهانی احتمالاً این صحنه را تجربه کرده‌اید: دعوت‌نامه‌یی برایتان می‌آید با عنوان: «جلسهٔ بررسی و تصمیم‌گیری دربارهٔ پروژه» و نظایر آن. اتو کشیده و سروقت حاضر می‌شوید. با خودتان فکر می‌کنید بالاخره فرصتی پیدا شد برای بیان نظرها، طرح پیشنهادها و شاید تأثیر گذاشتن بر تصمیم نهایی. جلسه شروع می‌شود. دقایقی بعد معلوم می‌شود که تصمیم‌ها قبلاً گرفته شده‌اند. برنامه‌ها تصویب شده‌اند. بودجه تخصیص یافته است. صورت‌جلسه نوشته شده است. حتی زمان اجرای مصوبات هم مشخص شده است. حضور شما صرفاً برای رعایت تشریفات اداری و ثبت در صورت‌جلسه بوده است. در نهایت هم احتمالاً نامه‌یی با این مضمون دریافت می‌کنید: «موضوع قبلاً در مراجع ذی‌صلاح بررسی و تصمیم مقتضی اتخاذ گردیده است.» یا حتی شاید: «رونوشت: جهت استحضار.»😊 خیام ظاهراً یکی از نخستین کسانی است که این تجربهٔ اداری را در مقیاس هستی‌شناختی تجربه کرده است: خوش باش که پخته‌اند سودایِ تو دی فارغ شده‌اند از تمنّایِ تو دی قصه چه کنم که بی‌تقاضایِ تو دی دادند قرارِ کارِ فردایِ تو دی طنز تلخ رباعی دقیقاً همین‌جاست: تو هنوز وارد جلسه نشده‌ای اما دستور جلسه بسته شده است. هنوز سخنی نگفته‌ای اما پاسخ‌ها صادر شده‌اند. هنوز نظری یا درخواستی نداده‌ای اما پرونده‌ات بررسی شده است و از همه دردناک‌تر اینکه حتی «فردای تو» نیز دیروز تصویب شده است. شاید اگر خیام امروز زندگی می‌کرد، مصراع آخر را طوری می‌نوشت که مفهومی مثل این داشت: «کار فردای شما قبلاً در سطوح بالاتر بررسی و تصویب شده است.»😊 و با این همه، رباعی با اعتراض آغاز نمی‌شود بلکه با لبخندی تلخ آغاز می‌شود که: خوش باش... #محمدعلی_شیوا @zhazh_o_vazh
228
12
روزی همه روی سفره نان داشته‌ایم در خانه همیشه میهمان داشته‌ایم دست همه می رسید یکروز به آن من مطمئنم که ما دهان داشته‌ایم #واران
216
13
در زلف تو آویـخته دلبندی‌ها پیشِ خِردت، خیره خردمندی‌ها در دل دارم که بندگی‌هات کنم تا خود چه کنی تو از خداوندی‌ها #امیر_معزّی
257
14
یک عمر اسیر ضربه ی شستش بود گمگشته ی کوچه های بن بستش بود می زد به تن نحیف ساحل ،دریا شلاق بلند موج در دستش بود #مرتضی_برخورداری 👇👇👇👇👇👇👇👇👇 @mortezabarkhordari9
260
15
آن مه، چو به رقص دست بالا می‌کرد هر دم گرهی از دل ما وا می‌کرد می‌آمد و می‌کُشت و به خود می‌نازید می‌رفت و به کُشتگان تماشا می‌کرد... #ميرزا_احمد_کمانچه_کاشی #مخزن_الغرائب ، ۱۷۰ #رباعیات 💠 خوبان پارسی‌گو
272
16
هر شب تب بی قرار من می آید در بستر غم بوی کفن می آید شب می شود آوار به روی سر من وقتی خبری بد از وطن می آید #معصومه_گنجی
271
17
با نام خودت مرا بیاغاز ای عشق سنگ دل من را بده پرواز ای عشق نزدیک بیا مرا بغل کن محکم در هیزمم آتشی بیانداز ای عشق #واران
20
18
برداشت سر از دست من اما یادش یک ثانیه برنداشت دست از سر من @ikrsim
278
19
چون چشمه دلم تشنهٔ جوشیدن بود از سینهٔ سنگ گرمِ نوشیدن بود هرلحظه تپیدن‌ات چه‌شد ای دلِ من؟ رسمِ تو نه ‌‌این‌گونه خموشیدن بود! @azgozashtevaaknoon
278
20
+1
Немає тексту...
45