uk
Feedback
رباعی - نو رباعی

رباعی - نو رباعی

Відкрити в Telegram

رباعی - نو رباعی ✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471

Показати більше
2 025
Підписники
+124 години
+117 днів
+1330 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
липень '26
липень '26
+13
в 0 каналах
червень '26
+31
в 3 каналах
Get PRO
травень '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+23
в 1 каналах
Get PRO
січень '26
+15
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+40
в 2 каналах
Get PRO
листопад '25
+74
в 15 каналах
Get PRO
жовтень '25
+39
в 3 каналах
Get PRO
вересень '25
+39
в 2 каналах
Get PRO
серпень '25
+28
в 1 каналах
Get PRO
липень '25
+48
в 3 каналах
Get PRO
червень '25
+38
в 3 каналах
Get PRO
травень '25
+64
в 5 каналах
Get PRO
квітень '25
+78
в 8 каналах
Get PRO
березень '25
+69
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+54
в 5 каналах
Get PRO
січень '25
+105
в 7 каналах
Get PRO
грудень '24
+63
в 6 каналах
Get PRO
листопад '24
+58
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
вересень '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
серпень '24
+56
в 1 каналах
Get PRO
липень '24
+98
в 1 каналах
Get PRO
червень '24
+74
в 3 каналах
Get PRO
травень '24
+80
в 2 каналах
Get PRO
квітень '24
+83
в 2 каналах
Get PRO
березень '24
+98
в 4 каналах
Get PRO
лютий '24
+74
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+90
в 2 каналах
Get PRO
грудень '23
+106
в 2 каналах
Get PRO
листопад '23
+72
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '23
+77
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+72
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+50
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+73
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+49
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+42
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+67
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+65
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+48
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+27
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+51
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+31
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+33
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+55
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+61
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+32
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+34
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+32
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+26
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+23
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+22
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+50
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+1 262
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
06 липня+3
05 липня+3
04 липня+1
03 липня+2
02 липня0
01 липня+4
Дописи каналу
Repost from واران
مجموعه‌ی غُصه های کوتاه منند سرریز جنون گاه و بی گاه منند من شعر نگفته ام فقط سوخته‌ام اینها همگی براده‌ی آه منند #واران

2
آهم چو شنید گفت بر من به دو جو اشکم چو بدید گفت هر من به دو جو جان کردم عرضه گفت صد خرمن ازین نزدیک من ای سوخته خرمن به دو جو #اوحدالدین_کرمانی
119
3
در عقرب مو، قمر تعارف بکند با سرو قدش، ثمر تعارف بکند! وابسته‌ی قهوه‌ی دو چشمش هستم بی‌آنکه، لبش شکر تعارف بکند #صدیقه_اعزازی
127
4
یک بار نشد بگویم از او بردم از بس که به عشق باختم افسردم یک عمر شکست من به پای دل بود هر بار از او گل به خودی می خوردم! #رحیمی_رامهرمزی
190
5
خود را پس از این، وقفِ صمیمیّت کن! از دولتِ عشق، کسبِ مِلّیّت کن! نظمی به تپش‌ها و نفَس‌هایم بخش! لرزیدنِ شانه را مدیریّت کن...! □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba
160
6
از یک‌مصرعه تا نورباعی: گونه‌های فشردگی در ساختار رباعی «تأملی دربارهٔ ایجاز و ضرورت ساختاری در رباعی» سیدعلی میرافضلی در کانال ارجمند #چهارخطی ، ضمن معرفی یک رباعی از محوی همدانی در جنگ نظم و نثر شمارهٔ ۸۵۸۹ کتابخانهٔ مجلس، به نکته‌یی درخور تأمل در اندیشهٔ این رباعی‌سرای عصر صفوی اشاره کرده‌اند. https://t.me/Xatt4/1381 ایشان با استناد به این رباعی، آن را دعوتی به کوتاه‌سرایی دانسته‌اند. برداشتی که با توجه به سیر فکری محوی و رباعی مشهور او در نکوهش «نفس‌درازی»، کاملاً موجه و قابل دفاع است. محوی همدانی پیش‌تر در رباعی مشهور خود، قالب رباعی را بر دیگر قالب‌های بلند ترجیح داده و «نفس‌درازی» را نکوهش کرده بود: حرفم بشنو، ز شاعری یک‌سو باش با قطعه و مدح و مثنوی بدخو باش بسیار مگو، نفس‌درازی غلط است خاقانی اگر شوی، رباعی‌گو باش! اما رباعی مورد بحث، گویی این اندیشه را تا مرز نهایی ایجاز حجمی پیش می‌برد: این میکده را بانی و راعی بنماند هنگام قیاسی و سماعی بنماند هان محوی هان! اگر ز من می‌شنوی یک‌مصرعه شو، وقت رباعی بنماند! جالب آنکه چند قرن بعد، جلیل صفربیگی نیز با پیشنهاد قالب «نورباعی»، همین مسیر را ـ البته در قالب یک پیشنهاد فرمی ـ ادامه می‌دهد یعنی نورباعی. نورباعی، از نگاه او، شعری در وزن رباعی اما در حجم یک بیت است. تلاشی برای حذف مقدمات، قافیه‌محوری و عناصر غیرضروری در رباعی، به امید رسیدن مستقیم‌تر به «کشف» و «آنِ شاعرانه». https://t.me/kar471/5147 هرچند محوی و صفربیگی در دو بافت تاریخی کاملاً متفاوت سخن می‌گویند و یکی ایده‌یی شاعرانه و دیگری پیشنهادی قالبی ارائه می‌کند، اما هر دو را می‌توان در امتداد یک گرایش مشترک دید: گرایش به افزایش تراکم بیان و پرهیز از افزوده‌های غیرضروری. در کنار برداشتی که جناب میرافضلی از رباعی محوی ارائه کرده‌اند، شاید بتوان تأمل دیگری نیز بر آن افزود. آنچه محوی «نفس‌درازی» می‌نامد، شاید لزوماً به کمیت و حجم شعر یا تعداد مصراع‌های آن محدود نشود، بلکه می‌تواند ناظر بر حضور عناصر فاقد ضرورت در ساختار اثر نیز باشد. از این منظر، کوتاهی متن، به‌خودیِ خود، ارزش زیباشناختی محسوب نمی‌شود. همان‌گونه که بلندی یک اثر نیز الزاماً به معنای اطناب یا زیاده‌گویی نیست. شاهنامه، مثنوی معنوی و بسیاری از غزل‌های برجستهٔ فارسی، با وجود گستردگی، از نوعی اقتصاد زبانی و ایجاز درونی برخوردارند زیرا حذف بخش‌های قابل توجهی از آن‌ها به انسجام ارگانیک اثر آسیب می‌رساند. در مقابل، گاه با یک رباعی یا دوبیتی مواجه می‌شویم که بخش عمدهٔ بار معنایی، تصویری یا عاطفی آن بر دوش مصراع پایانی است و سه مصراع پیشین، بیش از آنکه در تولید معنا مشارکت داشته باشند، صرفاً نقش مقدمه‌یی کم‌اثر را ایفا می‌کنند. در چنین آثاری، کوتاهی قالب، لزوماً به ایجاز نینجامیده است زیرا ایجاز، پیش از آنکه کمّیتی زبانی باشد، کیفیتی ساختاری است. از همین منظر، پیشنهاد تأمل‌برانگیز محوی، و چند قرن بعد، تجربهٔ نورباعی جناب صفربیگی، هر دو این پرسش را پیش روی ما می‌گذارند که آیا ارزش شعر کوتاه در کاهش تعداد مصراع‌هاست یا در افزایش توجه به ضرورت یا عدم ضرورت هر جزء از شعر؟ به نظر می‌رسد مسئلهٔ اصلی، نه یک‌مصراعی شدن یا یک‌بیتی شدن، بلکه حذف‌ناپذیر شدن اجزای اثر باشد. چنان که بسیاری از رباعی‌های محوی و نیز رباعی‌های چهارمصراعی صفربیگی از چنین ایجاز ساختاری برخوردارند بدون الزام به یک‌مصرعه یا یک‌بیتی شدن. اگر همهٔ اجزای یک رباعی در شکل‌گیری تجربهٔ نهایی شعر سهمی فعال و غیرقابل جایگزین داشته باشند، آن رباعی، با وجود چهار مصراع، همچنان موجز است در مقابل اما تنها یک مصراع (عموما مصراع چهارم) حامل هستهٔ اصلی اثر باشد و دیگر مصراع‌ها صرفاً مسیر رسیدن به آن را پُر کنند، می‌توان آن‌ها را مصداق همان «نفس‌درازی» دانست که محوی، و به گونه‌یی دیگر صفربیگی، هر دو نسبت به آن حساس بوده‌اند. شاید از همین رو، ایجاز را نباید لزوما در کاهش حجم شعر، بلکه در افزایش توجه به ضرورت اجزای آن جست‌وجو کرد. جایی که هر واژه، هر تصویر و هر مصراع، در حفظ انسجام و کارکرد هنری کل اثر نقشی ضروری و حذف‌ناپذیر داشته باشد. #دکتر_محمدعلی_شیوا @zhazh_o_vazh
206
7
جز هیچ در این جهان نمی‌بینم هیچ جز هیچ به آسمان نمی‌بینم هیچ چون هیچ شدم، جهان همه او گردید جز رویِ خدا عیان نمی‌بینم هیچ #مجید_سنجری
207
8
از عشق و شلوغ کاری اش دلگیرم با حاشیه‌های بی حدش درگیرم من راه نفس کشیدنم تنهاییست این زخم اگر بخیه شود می میرم #واران
219
9
۸. آزمون موقعیت هر مصراع یک موقعیت مستقل می‌سازد: تبدیل شدن به قفس (هویت زندان)، زندان نشدن برای حتی کوچک‌ترین موجود، تجربهٔ خشونت مداوم (شلیک) و در نهایت خودداری از خشونت حتی در سطح زبان (سنگ گفتن). این موقعیت‌ها به‌جای توضیح اخلاق، آن را زیسته و مجسم می‌کنند. ۹. آزمون قفل ارگانیک تمام عناصر در یک شبکه بسته عمل می‌کنند: قفس، زندانی، کلاغ، سنگ، گنجشک این‌ها نه واژه‌های مستقل، بلکه اجزای یک اکوسیستم معنایی‌اند و مصراع آخر، همهٔ تنش‌ها را به هم قفل می‌کند. ۱۰. آزمون مکث شعر را بلند بخوانید. مکث‌های اصلی: «به جلد قفس رفتن»: مکث ناشی از تبدیل انسان به شیء «حتی مگسی»: مکث ناشی از اغراق معکوس «کلاغ شلیک شده»: مکث در برخورد زیست و خشونت مدرن «سنگ نگفته‌ام»: مکث در تبدیل کنش به زبان مکث‌ها ناشی از پیچیدگی معنایی‌اند، نه دشواری زبانی. ۱۱. آزمون ماندگاری آنچه از این رباعی تا مدتها در ذهن می‌ماند عبارتند از: تصویر «انسان-قفس» کلاغِ شلیک‌شده تبدیل سنگ به گفتار این تصاویر به‌صورت مستقل در حافظه باقی می‌مانند و قابل ترکیب‌ دوباره و دوباره اند. ۱۲. آزمون نشانه‌گذاری گره گره‌های اصلی: تبدیل «انسان» به «قفس» حضور «مگس» به‌عنوان حداقلِ حیات پرنده خشونت مدرن در قالب «شلیک کلاغ» جایگزینی کنش فیزیکی با کنش زبانی («سنگ گفتن») ابهام اخلاقی «گنجشک کسی» به عنوان جمع‌بندی باید اذعان کرد که: این رباعی نمونه‌یی برجسته از رباعی معاصرِ با توجه آگاهانه به نقش گره‌های مینیاتوری است که در آن، معنا نه از طریق بیان مستقیم، بلکه از طریق تراکم موقعیت‌های استعاری و شکست پیش‌بینی زبانی ساخته می‌شود. ویژگی اصلی این رباعی نه در مضمون اخلاقی، بلکه در این است که: کلیشه را حذف می‌کند بدون اینکه آن را بیان کند، اخلاق را نشان می‌دهد بدون اینکه آن را توضیح دهد، خشونت را تبدیل به ساختار زبانی می‌کند و زبان را از سطح بیان به سطح تجربه منتقل می‌کند. در نتیجه، این رباعی در چارچوب «هندسۀ رباعی» یکی از نمونه‌های موفق در استفاده از گره‌های مینیاتوری مبتنی بر زبان معاصر و استعاره‌سازی نحوی محسوب می‌شود. #دکتر_محمدعلی_شیوا #هندسۀ_رباعی #کارگاه_رباعی @HendeseRobai @zhazh_o_vazh
250
10
🔸هندسۀ رباعی کارگاه معماری رباعی ۱ معماری گره‌های مینیاتوری در رباعی درنگ تحلیلی: کالبدشکافی یک رباعی از جلیل صفربیگی با چک‌لیست دوازده‌گانه توضیح: در این نوشتار به بررسی یک رباعی از جلیل صفربیگی بر اساس سازوکار پیشنهادی در کارگاه معماری رباعی می پردازیم. اما چون در کانال #هندسۀ_رباعی بر اساس یک ترتیب کارگاهی پیش می‌رویم، این نوشتار را فعلا به عنوان یک بررسی نمونه جانبی در کانال #ژاژوواژ ارائه می‌دهم. مقدمه رباعی‌های جلیل صفربیگی از نمونه‌های معاصر رباعی فارسی‌اند که به‌طور ویژه بر فشرده‌سازی زبان، آشنایی‌زدایی از ترکیب‌های نحوی، و خلق موقعیت‌های استعاری غیرمنتظره تکیه دارند. یکی از ویژگی‌های برجسته در کار او، گرایش به واژه‌سازی ترکیبی و عبارت‌سازی‌های منحصربه‌فرد است. به‌گونه‌یی که معنا هم از واژه‌های ابداعی منفرد و هم از شبکهٔ روابط نحوی و استعاری میان آن‌ها تولید می‌شود. در رباعی مورد بررسی، شاعر با استفاده از ترکیب‌هایی مانند «به جلد قفس رفتن»، «شلیک شدن کلاغ»، و «گنجشک کسی»، نوعی زبانِ نیمه‌استعاری و در عین حال موقعیت‌محور می‌سازد که در آن، اخلاق، خشونت، و خودداری از خشونت در قالب تصویرهای متراکم و غیرکلیشه‌ای بیان می‌شوند. این رباعی از آن دست متن‌هایی است که به‌جای توضیح دادن یک گزاره اخلاقی، آن را درون یک میدان تنش زبانی و تصویری قرار می‌دهد. یک لحظه نرفته‌ام به جلد قفسی زندانی من نبوده حتی مگسی یک عمر به من کلاغ شلیک شده من سنگ نگفته‌ام به گنجشک کسی ۱. آزمون پیش‌بینی رباعی از همان مصراع اول با یک آشنایی‌زدایی شدید آغاز می‌شود: «رفتن به جلد قفس». ذهن مخاطب انتظار دارد با انسان، پرنده یا زندان روبه‌رو شود، اما با یک فعل-تصویر غیرمعمول مواجه می‌شود. پیش‌بینی در ادامه نیز پیوسته مختل می‌شود: «زندانی من نبوده حتی مگسی» یک اغراق معکوس است. به‌جای بزرگ‌نمایی انسان یا پرنده، یکی از کوچک‌ترین موجودات پرنده (مگس) که در سنت ادبی فارسی عموما چنین نقشی را ایفا می‌کند، وارد ساختار زندان می‌شود. در مصراع سوم، «شلیک شدن کلاغ» جهت پیش‌بینی را از زیست‌جهان طبیعی به خشونت مدرن منتقل می‌کند و آن را غیرقابل تثبیت می‌سازد. هرچند می تواند بازخوانی ایدۀ بازی پرندگان خشمگین angry birds نیز باشد. در پایان، جملهٔ «سنگ نگفته‌ام به گنجشک کسی» حتی انتظارِ کنش فیزیکی (پرتاب سنگ) را به کنش زبانی (گفتن سنگ) تبدیل می‌کند و بدینصورت پیش‌بینی در تمام سطوح متن آگاهانه فروپاشیده می‌شود. ۲. آزمون اصطکاک زبانی اصطکاک اصلی در این رباعی از برخورد میان حوزه‌های ناسازگار ساخته می‌شود: «جلد قفس» (ترکیب بدن‌مند/شیءی از یک ساختار زندان) «مگس در زندان» (کوچک‌ترین واحد زیستی در بزرگ‌ترین نظام محدودیت) «کلاغ شلیک شده» (ترکیب زیست‌شناختی + تکنولوژی خشونت مدرن) «سنگ گفتن» (تبدیل کنش فیزیکی به کنش زبانی) این برخوردها نه از دشواری واژگان، بلکه از ناسازگاری نظام‌های معنایی تولید می‌شوند. ۳. آزمون کلیشه رباعی در سطح مضمون می‌تواند به کلیشه‌ای‌ترین گزارۀ اخلاقی نزدیک شود: «من به کسی آسیب نزده‌ام.» اما شاعر این گزاره را هرگز بیان نمی‌کند. به‌جای آن، آن را در چهار موقعیت غیرقابل پیش‌بینی توزیع می‌کند. ۴. آزمون قافیه قافیه‌ها (قفسی / مگسی / کسی) در نگاه اول ساده‌اند، اما شبکه‌یی معنایی می‌سازند: این حرکت از ساختار محدودیت (قفس) به کوچک‌ترین موجود (مگس) و سپس به دیگری نامشخص (کسی)، یک زنجیرهٔ معنایی تدریجی ایجاد می‌کند. ۵. آزمون مصراع سوم مصراع سوم نقطهٔ چرخش شدید رباعی است: «یک عمر به من کلاغ شلیک شده» اینجا: فاعل حذف شده (چه کسی شلیک می‌کند؟)، زمان از لحظه به عمر کشیده می‌شود و خشونت از حالت فیزیکی به وضعیت هستی‌شناختی تبدیل می‌شود. این مصراع، رباعی را از اخلاق فردی به تجربهٔ تاریخی/هویتی منتقل می‌کند. ۶. آزمون حذف واژه حذف هر واژه در این رباعی باعث فروپاشی ساختار آن می‌شود: «جلد»: حذفش قفس را از بدن‌مند بودن خارج می‌کند. «حتی»: شدت استثنا از بین می‌رود. «کلاغ»: خشونت از هویت حیوانی تهی می‌شود. «کسی»: ابهام اخلاقی و جهانشمولی مصراع آخر نابود می‌شود. شایسته است که ذکر شود که رباعی به‌شدت اقتصاد واژگانی دارد و  حذف‌پذیر نیست. ۷. آزمون حذف تفسیر رباعی تقریباً هیچ تفسیر مستقیمی ارائه نمی‌دهد: نمی‌گوید «من مهربانم» نمی‌گوید «خشونت بد است» نمی‌گوید «من آسیب نمی‌زنم» بلکه همهٔ این‌ها را در شبکه‌یی از تصویرهای غیرمستقیم و گاه استعاری می‌گذارد. در حقیقت اعتماد به مخاطب موجب شده است که تفسیر به‌طور کامل به مخاطب واگذار شود. ادامه در پست بعد
237
11
0348 نه نشتر چنگیم، نه زخم بربط نه راوی یک گلایه، هرچند غلط ما دعوی حقیم، همین! کافی نیست؟ یک جملۀ ناتمام...، نقطه، سرِ خط. #محمدعلی_شیوا @jegargooshe_ha
255
12
میدان همه دست عشق بازیگر بود چشمان من از شکست عمری تر بود می باختم و باختن من هر بار گل خوردن در دقیقه ی آخر بود! #رحیمی_رامهرمزی
402
13
با من هر چند شهر یکرنگ نبود با هیچکسی مرا سر جنگ نبود با بوسه‌ی هر نسیم ، سویی می‌رفت روی دل نازکم اگر سنگ نبود #حسن_شوهانی
289
14
یک لحظه نرفته‌ام به جلد قفسی زندانی من نبوده حتی مگسی یکعمر به من کلاغ شلیک شده من سنگ نگفته‌ام به گنجشک کسی #واران
278
15
با الهام از رباعی خانم محمدجانی چشمانم اگرچه باز تر گشت به تو این کوشش تازه بی ثمر گشت به تو رفتم بروم ولی نشد چون هربار من رفتم و دل دوباره برگشت به تو! #رحیمی_رامهرمزی
382
16
ای‌کاش برآید از دلِ خانهٔ دوست: آوازِ اصیل و مهربانانهٔ دوست اوّل بِگُذار چشم بر هم! آنگاه: چون خطِ برِیل، لمسِ سرشانهٔ دوست... □ امیرحسین دیبایی @amir1972diba
427
17
مستان را نیست کار با عزراییل مَیکاییلا! بیا و جامم بستان #واران #نورباعی
351
18
بین من و تو، فاصله  کم می‌آمد دست من و دست تو،  به هم  می‌آمد روزی که جدا شدیم؛ از  آن جاده‌ من می‌رفتم ولی دلم، می‌آمد... #صدیقه_محمدجانی
416
19
شوری، شعری و در جهان خواهی ماند در لذّت آواز روان خواهی ماند ای عشق به زیبایی فردا سوگند من نیستم و تو همچنان خواهی ماند شعبان کرم‌دخت تابستان ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
406
20
چشمم چو جزیره‌ایست صد مجنون اشک خون است تمام آن و پیرامون اشک در عکس چقدر خنده‌هایم سیب است از کادر همیشه می زند بیرون اشک #واران
412