es
Feedback
Mythopoetics | Masoud Algooneh Jouneghani

Mythopoetics | Masoud Algooneh Jouneghani

Ir al canal en Telegram

خوانش‌های انتقادی از ادبیات، فرهنگ و هنر ایران حافظ، شعر، نظریه، موسیقی و سینما — مسعود آلگونه جونقانی

Mostrar más
1 691
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-230 días
Atraer Suscriptores
mayo '26
mayo '26
+2
en 1 canales
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+37
en 1 canales
Get PRO
enero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+112
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+52
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+45
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+29
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+33
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+60
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+34
en 1 canales
Get PRO
mayo '25
+45
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+73
en 5 canales
Get PRO
marzo '25
+55
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+98
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+35
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+49
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+62
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+62
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+41
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+62
en 1 canales
Get PRO
julio '24
+58
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+22
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+59
en 3 canales
Get PRO
abril '24
+40
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+54
en 1 canales
Get PRO
febrero '24
+105
en 1 canales
Get PRO
enero '24
+53
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+130
en 3 canales
Get PRO
noviembre '23
+106
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+91
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+20
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+35
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+63
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+79
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+37
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+23
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+12
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+54
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+21
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+20
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+20
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+29
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+6
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+15
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+13
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+15
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+46
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+19
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+13
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+46
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+8
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+5
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+7
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+10
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+20
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+7
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+5
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+4
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+28
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+22
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+4
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+616
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
24 mayo0
23 mayo0
22 mayo0
21 mayo0
20 mayo0
19 mayo0
18 mayo+1
17 mayo0
16 mayo0
15 mayo0
14 mayo0
13 mayo0
12 mayo0
11 mayo+1
10 mayo0
09 mayo0
08 mayo0
07 mayo0
06 mayo0
05 mayo0
04 mayo0
03 mayo0
02 mayo0
01 mayo0
Publicaciones del Canal
2
https://www.instagram.com/p/DUmDkYpkanC/?img_index=11&igsh=eTNiZDFkOGZqdXpy
1
3
◾️زمستان ▪️مهدی اخوان ثالث ▫️به روایتِ دکتر رحیم‌خانی سامانی 🎼 موسیقی: Aaron shows سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است. كسی سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را. نگه جُز پيشِ پا را ديد، نتواند كه رَه تاريك و لغزان است. وگر دستِ مَحبّت سویِ كس يازی، به اِكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان است. نفس كَه‌ز گرمگاهِ سينه می‌آيد بُرون، ابری شود تاريك، چو ديوار ايستد در پيشِ چشمانت. نفس كين است، پس ديگر چه داری چشم، زِ چشم دوستان دور يا نزديك؟ مسيحای جوان‌مردِ من! ای تَرسایِ پير پيرهن‌چركين! هوا بس ناجوان‌مردانه سرد است... آی! دَمت گرم و سرت خوش باد! سلامم را تو پاسخ گوی. در بُگْشای. منم، من، ميهمان هر شبت، لولی‌وَشِ مَغموم. منم، من، سنگِ تيپاخوردۀ رنجور. منم، دُشنامِ پَستِ آفرينش، نغمۀ ناجور. نه از رومم، نه از زنگم، همان بی‌رنگِ بی‌رنگم. بيا بُگْشای در، بُگْشای، دل‌تنگم. حريفا! ميزبانا! ميهمانِ سال و ماهَت، پُشتِ در چون موج می‌لرزد. تگرگی نيست. [مرگی نيست. ... .] 📚 شمس لنگرودی، محمّد. (۱۳۸۱). تاریخ تحلیلی شعر نو، تهران: نشر مرکز، چاپ چهارم، جلد ۲، ص ۳۰۲ و ۳۰۳.
538
4
دوستان عزیز و همراهان گرامی 🌿 از همراهی شما در این کانال که خانه‌ی شعر، زبان و تأملات ادبی است، صمیمانه سپاسگزارم. با توجه به علاقه‌ و پرسش‌های مکرر برخی از شما، کانالی جداگانه و مستقل برای آموزش مجازی زبان انگلیسی راه‌اندازی کرده‌ام؛ فضایی آموزشی، منسجم و حرفه‌ای برای مطلع شدن از دوره‌های فشرده‌‌ای که به تدریج برگزار خواهم کرد. اگر مایل هستید، خوشحال می‌شوم با پیوستن به این کانال جدید همراه من باشید و در صورت صلاح‌دید، آن را به دوستان و علاقه‌مندان به یادگیری زبان معرفی کنید. 🔗 لینک کانال آموزش زبان انگلیسی: https://t.me/Algooneh_English 🌱 با سپاس از اعتماد و همراهی همیشگی شما Telegram.me/malgooneh
699
5
https://t.me/malgooneh/2069
https://t.me/malgooneh/2069
178
6
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔹 پدرم را به یاد نمی‌آورم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به بهــانهٔ روز پـدر پدرم را به یاد نمی‌آورم. هرچه هست تصویری است کوتاه و خاموش از خُدایی که دَردی نجیب را به دوش می‌کشید. خیلی کم‌سن‌وسال بودم و هنوز موهایم شکن‌در‌شکن بر شانه‌هام ریخته بود و از شقیقه‌هام روی صورتم تاخته بود. دستی، انگار دست مادرم، مرا در توبه‌توی ناشناسِ کوچه‌هایِ خاکیِ آبادی با خود می‌برد. آن روزها تصـویـری ذهن کودکی‌هایم را به خودش مشغول کرده بود. تصویری که از درِ هر دکّانی رد می‌شدم می‌توانستم ببینم. تصویری از مردی غریب-آشنا که شباهت غریبی به پدرم داشت... خُدای دُردنوشِ من همه‌جا حیّ‌وحاضر بود، با جامه‌ای که به سبک‌وسیاق یونانیان به تن داشت. دوستش داشتم و مهربانی‌اش را در چشم‌هایش می‌دیدم با بار دَردی که بر گُرده می‌کشید؛ اما عریانی بازوانش، سینه‌اش، و ساق پاهایش آزارم می‌داد. با خودم کلنجار می‌رفتم که چرا پدرم تن خود را درست نپوشانده است. سال‌ها گذشت. حالا دیگر فهمیده بودم او اطلس، خدای یونانی‌ست که بارِ جهان را به دوش می‌کشد. پدرم را به یاد نمی‌آورم، اما... ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ مسعود آلگونه جونقانی #یادداشت https://t.me/mythopetics/355
486
7
■ حرف‌های همسایه از چشم‌انداز باشلار در منطق باشلار، دانستن نه از راه «تماشای بیرونیِ عقلانی»، بلکه از طریق هم‌تنیدن تن، ماده و خیال حاصل می‌شود. وقتی نیما می‌گوید: «باید بتوانی به‌جای سنگی نشسته، دوارِ گذشته را که توفان زمین با تو گذرانیده به تن حس کنی»، دقیقاً در حال توصیف همان چیزی است که باشلار آن را دانش مادی می‌نامد: دانشی که نه از مفهوم، بلکه از هم‌ذات‌پنداری حسی با ماده زاده می‌شود. در این‌جا سنگ، موضوع شناخت نیست؛ جایگاه شناخت است. سوژه باید سنگ شود تا بداند. همین منطق در استعاره‌ی «جام شراب شدن» ادامه می‌یابد. باشلار بارها تأکید می‌کند که تخیل اصیل، تخیلی است که رنج و شکست ماده را تجربه کند. نیما می‌نویسد: «باید بتوانی یک جام شراب بشوی که وقتی افتاد و شکست، لرزش شکستن را به تن حس کنی.» این جمله را می‌توان معادل شاعرانه‌ی گزاره‌ی باشلار دانست که: تصویر، زمانی زنده است که تن را بلرزاند. شکستن، در این‌جا رویدادی فیزیکی نیست؛ لحظه‌ی زایش آگاهی شاعرانه است. حرکت به گذشته‌ی انسان، فرو رفتن به مزار مردگان، رفتن به خرابه‌ها و بیابان‌ها، و سپس فریاد زدن یا خاموش نشستن، در دستگاه فکری باشلار نشانه‌ی نزول عمودی تخیل است؛ همان حرکتی که او در برابر عقلِ افقیِ روشنگری قرار می‌دهد. نیما، مانند باشلار، می‌گوید تا این نزول نباشد «هیچ چیز نیست»؛ یعنی معرفت بدون فرود به ژرفای تصویر اساساً تهی است. جمله‌ی کلیدی نیما «دانستن سنگی یک سنگ کافی نیست، مثل دانستن معنی یک شعر است» تقریباً صورت‌بندی مستقیم نظریه‌ی باشلار درباره‌ی تفاوت فهم مفهومی و فهم تصویری است. از دید باشلار، شعر را نمی‌توان «فهمید»، بلکه باید در آن سکونت کرد. نیما دقیقاً همین را می‌گوید: «گاه باید در خود آن قرار گرفت و با چشم درون آن به بیرون نگاه کرد.» این «مبادله»‌ی مکررِ درون و بیرون، همان دیالکتیک تصویر نزد باشلار است که در آن، سوژه و ابژه مدام جای خود را عوض می‌کنند. در بخش مربوط به تفاوتِ دیدن‌ها دیدن در جوانی و پیری، با ایمان و بی‌ایمانی، برای ماندن یا گذشتن نیما در حال توصیف چیزی است که باشلار آن را کیفیت‌های وجودی ادراک می‌نامد. دیدن، یک کنش خنثی نیست؛ هر دیدن، وضعیتِ هستیِ خاصی را مفروض می‌گیرد. از این‌رو، «بینایی فوق دانش» که نیما در پایان طرح می‌کند، همان بینایی شاعرانه‌ی باشلار است: بینایی‌ای که نه در خدمت انباشت دانش، بلکه در خدمت تحمل آتش تصویر است. به همین دلیل است که نیما جوانانی را که «تاب دانستن ندارند» نقد می‌کند. اینان، از منظر باشلاری، گرفتار دانش بی‌تخیل‌اند؛ دانشی که چون با بینایی جفت نیست، مخرب است. استعاره‌ی «تیغ در کف زنگی مست» دقیقاً همان هشدار باشلار است درباره‌ی خطر عقلانیتی که از تجربه‌ی زیسته و تخیل مادی جدا شده است. در نهایت، خلوتی که نیما از آن سخن می‌گوید، خلوتی که به «بینایی فوق بینایی‌ها» می‌انجامد معادل همان خلوت پدیدارشناختی باشلار است: جایی که سوژه، نه برای تفسیر جهان، بلکه برای زیستن تصویر از جهان فاصله می‌گیرد. در این معنا، خلوت نه ابزار دانستن، بلکه شرط امکان دیدنِ شاعرانه است. #یادداشت مسعود آلگونه جونقانی Telegram.me/malgooneh
248
8
■ حرف‌های همسایه عزیز من! آیا آن صفا و پاکیزگی را که لازم است در خلوتِ خود می‌یابی یا نه؟ عزیز من، پاسخ این پرسش را از خودت بپرس؛ هیچ‌کس نمی‌داند توجه می‌کنی و تو را نمی‌بیند. آیا چیزهایی را که دیده نمی‌شوند، تو می‌بینی؟ آیا کسانی را که می‌خواهی، در پیشِ تو حاضر می‌شوند یا نه؟ آیا گوشه‌ی اتاقِ تو به منظره‌ای دریایی مبدل می‌شود؟ آیا هر صدایی را که می‌خواهی، می‌شنوی؟ آیا آن هنگامی را می‌بینی که سال‌هاست مرده‌ای و جوانی که هنوز نطفه‌اش بسته نشده، سال‌ها بعد در گوشه‌ای نشسته و از تو می‌نویسد؟ هرگاه همه‌ی این‌ها هستی داشته باشد و در اتاقِ محقرِ تو دنیایی جا بگیرد، در صفا و پاکیزگیِ خلوتِ خود شک نکن. اما اگر جز این است، بدان که خلوتِ تو خلوتی ظاهری است؛ مثل آن‌که تاجری برای شمردن پول‌های خود، در را به روی خود بسته باشد. دلِ تو با تو نیست و تو از خود جدا هستی؛ آن «تو»یی که باید با تن باشد، از تو گریخته است. پس شروع کن به صفا دادنِ شخصِ خودت، شروع کن به پاکیزه ساختنِ خودت. آن خلوتی که ما از آن سخن می‌گوییم، عصاره‌ای از صفا و پاکیزگیِ ماست، نه چیز دیگر (نیما یوشیج، ۱۳۵۱، صص. ۵–۶). □ نیما یوشیج. (۱۳۵۱). حرف‌های همسایه. تهران: انتشارات دنیا. □ Telegram.me/malgooneh
286
9
Sin texto...
1 255
10
109466006.mp3
1 059
11
https://t.me/malgooneh/2060
828
12
Sin texto...
770
13
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔹 از کجای این دالان تاریک...؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️به حرمت دست‌های روشن بیگم‌جان از کجای این دالان تاریک با شراره‌های کُدامین ستاره می‌آیی تا روشن‌تر از خاموشی چراغی شوم: شعری و آیینه‌ای. شعری که زمزمه کنی، و آیینه‌ای که در شکوه گام‌های خویش بنگری. از کُجای این دالان تاریک‌‌‌‌‌ می‌آیی؟ لرزش اندام‌های عاصی چندین زن عطر گیج کدامین آغوش‌ها در تنت پیچیده است که به هیات صحرا ردّ پای تمام غزالان در سینه‌ات باقی است. سوگند به ماديان‌هایى كه با همهمه تازانند با من بگو از رقص کدامین قبیله از گرداگرد کدام آتش برمی‌گردی که به کردار خورشید این چنین در لهیب نفس‌هایت می‌سوزانی‌ام. از گرداگرد کدام آتش برمی‌گردی؟ درنگ کن، این سنگ مرمر این هم پیکرتراشی که تویی به جادویِ دستانت نامت را در سینه‌ام بتراش. سوگند به سپیدار که عشق زخم‌ می‌زند تا جاودانه کند. مسعود آلگونه جونقانی | شیهه‌های آذرخش #سپید https://t.me/malgooneh/1394
871
14
حافظ حافظه ما🌱 "خوانش غزلیات حافظ از افق معاصریت" با حضور: دکتر مسعود آلگونه جونقانی 🗓زمان: دوشنبه‌ها ساعت ۱۶ 🏛مکان: دانشگ
حافظ حافظه ما🌱 "خوانش غزلیات حافظ از افق معاصریت" با حضور: دکتر مسعود آلگونه جونقانی 🗓زمان: دوشنبه‌ها ساعت ۱۶ 🏛مکان: دانشگاه اصفهان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، کلاس ۱۴ 📌ورود برای عموم آزاد است
1 418
15
نشست «بزرگداشت شعر سپید و درک حضور دیگری» روز دوشنبه بیست‌وچهارم آذرماه برگزار شد. دکتر مسعود آلگونه جونقانی، استاد دانشگاه ا+3
نشست «بزرگداشت شعر سپید و درک حضور دیگری» روز دوشنبه بیست‌وچهارم آذرماه برگزار شد. دکتر مسعود آلگونه جونقانی، استاد دانشگاه اصفهان، سخنران این نشست بودند. شعر شاملو و مسئلهٔ به رسمیت شناختن شعر سپید محور اصلی سخنان ایشان بود. بیش از صد نفر در سالن خلیفهٔ سلطانی پردیس شهید باهنر اصفهان در این نشست شرکت کردند. همچنین مخاطبان دیگری از طریق پخش زندهٔ مجازی همراه ما بودند. در این نشست، برندگان مسابقهٔ کتابخوانی «خانه‌ام ابری است» از دست اساتید محترم، دکتر صفری و دکتر آلگونه، جوایز خود را دریافت کردند. «انجمن علمی-دانشجویی آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان اصفهان» https://t.me/cfu_adabiyat
1 018
16
🎶 Sotto la luna – Renato Rascel ترانه‌ای آرام و نوستالژیک از ایتالیا؛ قدم‌زدنی زیر ماه، با صدایی که میان عشق، انتظار و رؤیای بازگشت نوسان می‌کند. اگر دوست دارید چند دقیقه از شتابِ روز جدا شوید و به موسیقی‌ای گوش بدهید که ساده، صمیمی و انسانی است، این قطعه را از دست ندهید. 👉https://t.me/mythopetics/350 #موسیقی
875
17
نقد شعر معاصر | خوانشی از سهراب سپهری شعر معاصر فارسی نیازمند خوانش‌های متمرکز و بازگشت‌های دوباره است. در این کانال، بخش «نقد شعر معاصر» به همین قصد شکل گرفته است: مکث، تأمل، و گفت‌وگو با متن، نه عبور شتاب‌زده از آن. در پیوند زیر، می‌توانید به خوانشی تحلیلی از یکی از شعرهای سهراب سپهری دسترسی پیدا کنید. 👉 https://t.me/mythopetics/348 — مسعود آلگونه جونقانی Telegram.me/malgooneh
978
18
دوستان و همراهان فرهیخته، این کانال به‌تدریج به فضایی برای تأمل در ادبیات، فرهنگ، هنر و نقد تبدیل شده است. برای آن‌که دسترسی به مطالب آسان‌تر، هدفمندتر و انتخاب‌گرانه‌تر باشد، نوشته‌ها و پست‌ها بر اساس محورهای مشخص سامان یافته‌اند. از این پس می‌توانید با دنبال‌کردن هر یک از پیوندها/برچسب‌ها، مستقیماً به حوزه‌ای بروید که بیش از همه با علاقه و دغدغه‌ی شما هم‌خوان است و نوشته‌های پیشین و بعدی آن موضوع را یک‌جا ببینید. موضوعات کانال به این شرح است: — حافظ، حافظهٔ ما — نقد شعر معاصر — ایران‌شناسی — موسیقی — شعرهای من — معرفی کتاب — رویدادها — دُردانه‌ها: منتخب شعر فارسی — یادداشت‌ها — نقد و نظریهٔ ادبی — نقد فیلم — مقالات علمی-پژوهشی امیدوارم این شیوه‌ی سامان‌دهی، امکان خواندن آزادانه‌تر، بازگشت دوباره به مطالب دلخواه و پیگیری منسجم‌تر مباحث را برای شما فراهم کند. از همراهی و توجه شما صمیمانه سپاسگزارم. مسعود آلگونه جونقانی Telegram.me/malgooneh
960
19
Let Babylon Burn-So Hollow Live Acousti.mp3
706
20
اطلاعیه از بخت یاری ماست شاید که آنچه می‌خواهیم، یا به دست نمی‌آید یا از دست می‌گریزد. نشست هفتهٔ پژوهشی با حضور آروین مهرگان، برای دومین‌بار لغو شد. در نوبت پیشین، آلودگی شدید هوا و تعطیلی رسمی موجب تعویق این برنامه گردید و این‌بار نیز به دلیل بارش برف و تعطیلی سراسری فردا، امکان برگزاری نشست فراهم نشد. بدیهی است این تعویق‌های ناخواسته، نه ناشی از فقدان اراده یا کاستی در برنامه‌ریزی، بلکه نتیجهٔ شرایطی بیرون از کنترل برگزارکنندگان و مدعو نشست است. علاقه و آمادگی علمی برای برگزاری این گفت‌وگو همچنان پابرجاست و نشست در نخستین فرصت مقتضی، با اطلاع‌رسانی مجدد، برگزار خواهد شد. از همراهی، صبوری و درک مخاطبان فرهیخته سپاسگزاریم و امیدواریم دیدار آینده در شرایطی ایمن و آرام، امکان گفت‌وگویی پربارتر و متمرکزتر را فراهم آورد. با تقدیم احترام مسعود آلگونه جونقانی ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ Telegram.me/malgooneh
860