ru
Feedback
رباعی - نو رباعی

رباعی - نو رباعی

Открыть в Telegram

رباعی - نو رباعی ✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471

Больше
2 023
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1030 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+20
в 0 каналах
июнь '26
+31
в 3 каналах
Get PRO
май '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+14
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+23
в 2 каналах
Get PRO
январь '26
+15
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+40
в 2 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+74
в 16 каналах
Get PRO
октябрь '25
+39
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+39
в 2 каналах
Get PRO
август '25
+28
в 1 каналах
Get PRO
июль '25
+48
в 3 каналах
Get PRO
июнь '25
+38
в 3 каналах
Get PRO
май '25
+64
в 5 каналах
Get PRO
апрель '25
+78
в 8 каналах
Get PRO
март '25
+69
в 1 каналах
Get PRO
февраль '25
+54
в 5 каналах
Get PRO
январь '25
+105
в 7 каналах
Get PRO
декабрь '24
+63
в 6 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+58
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+42
в 3 каналах
Get PRO
август '24
+56
в 1 каналах
Get PRO
июль '24
+98
в 1 каналах
Get PRO
июнь '24
+74
в 3 каналах
Get PRO
май '24
+80
в 2 каналах
Get PRO
апрель '24
+83
в 2 каналах
Get PRO
март '24
+98
в 4 каналах
Get PRO
февраль '24
+74
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+90
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '23
+106
в 2 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+72
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '23
+77
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+72
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+50
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+73
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+49
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+42
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+54
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+67
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+65
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+48
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+27
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+51
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+31
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+33
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+55
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+61
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+32
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+34
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+32
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+26
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+23
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+22
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+50
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+1 262
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
13 июля0
12 июля+1
11 июля+1
10 июля+4
09 июля0
08 июля+1
07 июля0
06 июля+3
05 июля+3
04 июля+1
03 июля+2
02 июля0
01 июля+4
Посты канала
ای حرص گدای پادشاهی کردن خم گشته‌ی فکر کج‌کلاهی کردن دنیا و بهشت و کوثر و حور و قصور گیرم همه از تو شد، چه خواهی کردن؟ #بی‌دل_دهلوی

2
چون خشک درخت سایه‌اش پوسیده چوب و تنه لایه لایه‌اش پوسیده پل بین دو چشم بستم از آمدنت در داخل آب پایه‌اش پوسیده #واران
94
3
چند نورباعی ۱) ولخرجی در مرام دل هرگز نیست هر روز هزار غم پس‌انداز نمود ۲) در آینه‌ هم ادامه داریم همه دامی‌ست که در ان همگی افتادیم ۳) شالیزارم؛ گرمی لبخندت ‌کو؟ بر خوشه‌ی نارسم چرا می‌باری؟ ۴) تا شعله‌ی رنگین نگاهت شد سرد با من هر روز گرم‌ می‌گیرد مرگ #صدیقه_محمدجانی تو ضیحی در مورد نورباعی سوم وقتی خوشه‌های برنج در شالیزار سر از غلاف بیرون میاره، باران باعث خراب شدن و پوچ شدنش میشه
123
4
توضیحات تکمیلی بابت یادداشت بالا مصطفی اردوغان در پانویس کتاب توضیح داده: «احتمال زیاد دارد که این رباعی از رحمی بورسوی باشد.
توضیحات تکمیلی بابت یادداشت بالا مصطفی اردوغان در پانویس کتاب توضیح داده: «احتمال زیاد دارد که این رباعی از رحمی بورسوی باشد. زیرا اولاً، مجموعۀ مذکور در سال 1004ق (نزدیک به زمان حیات رحمی) گردآوری شده است. همچنین، یک بیت مفرد که به طور قطع از رحمی است، کمی پایین‌تر از این شعر آمده است. نیز در همین نسخه (برگ 51ر)، عبارت «فی الحق رحمی چلبی...» دیده می‌شود که اطلاعاتی در مورد رحمی چلبی ارائه می‌دهد. این رباعی از نظر وزن و معنا تا حدودی مشکل دارد». اردوغان، «قصه‌شان» را «قصّۀ نهان» و همین امر، موجب به هم ریختن وزن رباعی شده است. علت بدخوانیِ او این است که کاتب کلمۀ قصه را در کتابت اولیه از قلم انداخته، سپس علامت راده‌ای کنار «شان» گذاشته و قصه را بالاتر از آن کتابت کرده است. «/شان» در نگاه اول، ممکن است «نهان» هم خوانده شود. غیر ممکن نیست که رباعیی از کمال اسماعیل (درگذشتۀ 635ق) در مرصاد العباد نجم رازی که به سال 618ق در آناتولی نوشته شده، راه یافته باشد. ولی قدری دور از ذهن است. ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xatt4
132
5
رباعی مرصاد العباد در دیوان رحمی پیرمحمد بورسوی متخلّص به «رحمی» از شاعران دوران عظمت امپراتوری عثمانی است. در جوانی از زادگا
رباعی مرصاد العباد در دیوان رحمی پیرمحمد بورسوی متخلّص به «رحمی» از شاعران دوران عظمت امپراتوری عثمانی است. در جوانی از زادگاه خود بورسه به استانبول رفت و به تشکیلات اداری دولت عثمانی راه یافت و قاضی ینی شهر شد و در ۹۷۵ق درگذشت. مجموعۀ اشعار پراکندۀ او را مصطفی اردوغان در سال ۲۰۱۱م گردآوری و منتشر کرد. اشعار او همگی به زبان ترکی است، لیکن مصحح دیوان، این رباعی فارسی را نیز در میان اشعار او آورده است: آن را که دل از عشق پُر آتش باشد هر قصّه که گوید همه دلکش باشد تو قصّع عاشقان همی کم شنوی بشنو بشنو که قصّه‌شان خوش باشد نجم رازی رباعی فوق را در مرصاد العباد نقل کرده (ص ۱۱) و در بعضی نسخه‌ها، به اسم خود اوست. رباعی در دیوان کمال اسماعیل اصفهانی هم موجود است (چاپ ضیا، ۲۴۹). منبع اردوغان، جُنگ ۷۰۷۷ کتابخانۀ ملی آنکاراست (برگ ۴ر). در اصل نسخه، رباعی به کسی منسوب نیست. بعدها فردی ناشناس نام رحمی را در کنار رباعی مذکور و یک بیت ترکی در همین ورق نوشته است. با توجه به درج رباعی در متنی از قرن هفتم، انتساب آن به رحمی مردود است. ‏.. "چهار خطی" رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی https://telegram.me/Xatt4
113
6
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۴) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی فرم دیداری، تقطیع و استقلال سطر در نورباعی اگر وزن رباعی مهم‌ترین پیوند نورباعی با سنت رباعی است، شاید بتوان فرم دیداری و شیوهٔ ارائهٔ شعر را مهم‌ترین نقطهٔ فاصلهٔ آن از رباعی کلاسیک دانست. جلیل صفربیگی در نوشته‌های خود تأکید کرده است که یکی از ویژگی‌های اصلی نورباعی، عبور از شکل سنتی و بیت‌نگار شعر کلاسیک و حرکت به سوی سطر و تقطیع آزاد است. از همین رو، او شکل خطی و مبتنی بر بیت را برای نورباعی مناسب نمی‌داند و به جای آن، فرم پلکانی و سطرمحور را پیشنهاد می‌کند. در شعر کلاسیک فارسی، واحد اصلی سازمان‌دهندهٔ متن، مصراع و بیت است. واژه‌ها، تصاویر و حتی مکث‌های موسیقایی، همگی در نسبت با این ساختار تعریف می‌شوند. اما در نورباعی، به جای مصراع، سطر اهمیت پیدا می‌کند و شاعر می‌تواند با شکستن سطرها، نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با کلمات و تصاویر را تغییر دهد. از این منظر، تقطیع صرفاً یک انتخاب ظاهری یا صفحه‌آرایی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید معنا در شعر است. جایگاه هر واژه در سطر، فاصلهٔ میان سطرها و ترتیب ظاهر شدن عناصر شعر، می‌تواند در شدت تأثیرگذاری یا حتی معنای نهایی آن نقش داشته باشد. به بیان دیگر، در نورباعی کلمات تنها از طریق معنا و موسیقی عمل نمی‌کنند، بلکه از طریق موقعیت دیداری خود نیز در ساختن تجربهٔ شعری مشارکت دارند. برای مثال، قرار گرفتن یک واژه در انتهای سطر یا جدا شدن آن از سایر اجزای جمله، می‌تواند بر برجستگی و تأکید آن بیفزاید و توجه مخاطب را به آن جلب کند. در چنین وضعیتی، شاعر نه فقط با زبان، بلکه با فضای سفید صفحه نیز کار می‌کند. شاید بتوان گفت همان نسبتی که سکوت در موسیقی با صدا دارد، فضای خالی صفحه نیز در نورباعی با کلمات پیدا می‌کند. مکث، انتظار و تأخیر در رسیدن به واژه یا تصویر بعدی، بخشی از تجربهٔ خواندن شعر را شکل می‌دهد. همین ویژگی است که باعث می‌شود نورباعی، از حیث شیوهٔ ارائه، به شعر نیمایی، شعر سپید و دیگر گونه‌های شعر معاصر نزدیک‌تر به نظر برسد، هرچند همچنان از حیث وزن، در قلمرو رباعی باقی می‌ماند. البته صفربیگی در نوشته‌های خود برای تقطیع، قواعد خشک و از پیش تعیین‌شده‌ای ارائه نمی‌کند و به نظر می‌رسد این حوزه را بیش از هر چیز به ذوق و تصمیم شاعر واگذار می‌کند. با این حال، اصل فاصله گرفتن از بیت‌نگاری سنتی و حرکت به سوی سطرهای مستقل، یکی از مؤلفه‌های ثابت در پیشنهاد او برای نورباعی به شمار می‌آید. همین موضوع سبب شده است که برخی از منتقدان و خوانندگان، تقطیع و فرم دیداری را نه یک ویژگی فرعی، بلکه یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نورباعی با تک‌بیت‌های مستقل بر وزن رباعی بدانند. اگر وزن رباعی هویت موسیقایی نورباعی را شکل می‌دهد، فرم سطری و تقطیع آزاد را نیز می‌توان مهم‌ترین مؤلفهٔ هویت دیداری آن دانست. در واقع، نورباعی تنها یک بیت رباعی نیست که به تنهایی چاپ شده باشد، بلکه شعری است که می‌کوشد از امکانات شعر معاصر در حوزهٔ اجرا و ارائهٔ دیداری نیز بهره بگیرد. شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین تلاش‌های صفربیگی در پیشنهاد نورباعی، همین انتقال مرکز ثقل شعر از «مصراع» به «سطر» است، تغییری که نه تنها ظاهر شعر، بلکه شیوهٔ خواندن و دریافت آن را نیز دگرگون می‌کند. از این منظر، فرم دیداری در نورباعی صرفاً ظرف شعر نیست، بلکه خود بخشی از محتوای آن و یکی از ابزارهای تولید معنا محسوب می‌شود. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی: ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی ۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف ۴. فرم دیداری، تقطیع و استقلال سطر ادامه دارد...
98
7
نه فکر زمان باش و نه جایی دیگر در پاسخ مرگ و هر چرایی دیگر لذت ببر از لحظه و اکنون خوش باش از خود بتراش "زوربایی" دیگر پرواز بلند آرزوها هستیم پیریم ولی پر از تمنا هستیم رویای شکار شاه‌ماهی داریم ما قصه‌ی "پیرمرد و دریا" هستیم #صدیقه_اعزازی
157
8
دنیاست، که با قُماشِ خود لَج شده است از خطِ بقا به مرگ مُنتَج شده است از بس که نوشته ام ز ابهامِ زمان سبابه یِ دستِ راستم کَج شده است #محسن_حسنی_حاجیوند
114
9
در کوچه ما نشاط با غم گردد... آسوده دلی به گِرد ما کم گردد! از عهدهٔ زخم ما نیاید بیرون، گر روی زمین تمام مرهم گردد... #اصدقا_همدانی #مخزن_الغرائب ، ۱/۱۷۷ 💠 خوبان پارسی‌گو
116
10
سرهنگ بوئندیای مارکز هستم تنهایی من مرا در آورد از پا [جناب جلیل صفربیگی] مارکِز، مِدِلین، ماکوندو، مکزیک، هاوانا صد سال، بِه
سرهنگ بوئندیای مارکز هستم تنهایی من مرا در آورد از پا [جناب جلیل صفربیگی] مارکِز، مِدِلین، ماکوندو، مکزیک، هاوانا صد سال، بِه از این شبِ تنهاییِ ما سرهنگ بوئندیا، طلا، ماهی، وقت قالب‌زنی و ذوبِ زمان، قلب، طلا... □ امیرحسین دیبایی ● مدلین: دومین شهر بزرگ کلمبیا که در داستان‌های مارکز، بارها و بارها از آن، یاد شده ○ ماکوندو: شهرکِ تخیّلیِ رمانِ نوبل‌گرفتهٔ "صد سال تنهایی" ● مکزیک: محلّ زندگی و درگذشتِ مارکز ○ هاوانا: شهرِ آرمانیِ مارکز؛ بویژه از دیدگاه ایدئولوژیک
141
11
صدسال هزارسال قحط رویا در داخل یک جزیره‌ی ناپیدا سرهنگ بوئندیای مارکز هستم تنهایی من مرا در آورد از پا #واران
152
12
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۳) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی ۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف - مبانی فشردگی در نورباعی اگر در بخش‌های پیشین از نسبت نورباعی با سنت رباعی سخن گفتیم، اکنون باید به این پرسش پرداخت که منطق درونی این فرم بر چه پایه‌یی استوار است و چه ضرورتی شاعر را به سوی چنین شکلی از شعر سوق می‌دهد. در نوشته‌ها و توضیحات صفربیگی، شاید بیش از هر چیز بر یک نکته تأکید شده باشد: نورباعی، صرفاً رباعی کوتاه‌شده یا رباعی ناقص نیست. همان‌گونه که او بارها تصریح کرده است، نورباعی باید تمامی عناصر ضروری یک شعر کامل را در خود داشته باشد: عناصری چون کشف، جانمایه، آنِ شاعرانه و انسجام درونی. از این منظر، کوتاهی شعر به خودی خود نه یک امتیاز است و نه حتی یک ارزش زیبایی‌شناختی. کوتاهی تنها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بتواند به تراکم بیشتر معنا، تصویر و تجربهٔ شاعرانه بینجامد. صفربیگی در نوشته‌های خود از «کشف» و «جانمایه» سخن گفته است و معتقد است تا زمانی که شعر به این لحظهٔ کشف دست پیدا نکند، صرف کوتاه بودن آن نمی‌تواند امتیازی برایش محسوب شود. از همین رو، او نورباعی را عرصه‌یی دشوار و تنگ می‌داند، عرصه‌یی که در آن امکان پنهان شدن ضعف‌های شعر در پشت روایت، توضیح، توصیف‌های طولانی یا صنایع لفظی کمتر می‌شود. شاید بتوان گفت نورباعی در این معنا، نوعی اقتصاد زبانی را طلب می‌کند. اقتصادی که در آن هر واژه باید ضرورت حضور خود را اثبات کند. در چنین فضایی، شاعر ناگزیر است به جای افزودن حذف کند، به جای توضیح دادن نشان بدهد و به جای حرکت تدریجی به سوی نتیجه، مستقیماً به هستهٔ تجربهٔ شاعرانه نزدیک شود. به همین دلیل، حذف در نورباعی صرفاً حذف یک بیت یا چند مصراع نیست، بلکه بخشی از فرایند آفرینش شعر است. شاعر بسیاری از عناصر توضیحی، گذارهای منطقی و واسطه‌های معنایی را کنار می‌گذارد تا شعر بتواند با کمترین حجم، بیشترین انرژی را در خود ذخیره کند. این تلقی از حذف، بی‌ارتباط با سنت شعر فارسی نیز نیست. رباعی از دیرباز یکی از فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی بوده است، قالبی که شاعر در چهار مصراع، تصویری، اندیشه‌یی یا تجربه‌یی عاطفی را به تکامل می‌رساند. بخش مهمی از معماری رباعی نیز بر نوعی حرکت تدریجی و رسیدن به ضربه یا چرخش پایانی استوار است. نورباعی را می‌توان ادامهٔ همین میل تاریخی شعر فارسی به ایجاز دانست، با این تفاوت که این بار شاعر در فضایی محدودتر دست به تجربه می‌زند و می‌کوشد آن لحظهٔ کشف را در حجمی کوچک‌تر و فشرده‌تر متحقق کند. از همین جاست که صفربیگی بارها بر دشواری این فرم تأکید می‌کند. او معتقد است تا کسی رباعی‌سرای قابلی نباشد و شعرش از کشف و جانمایه برخوردار نباشد، نمی‌تواند از عهدهٔ نورباعی خوب برآید. به تعبیر او این عرصه بسیار تنگ است و ورود به آن برای هر شاعری مناسب نیست. این تعبیر، شاید بیش از هر توضیح دیگری، نگاه او را به ماهیت نورباعی آشکار کند. نورباعی نه راهی برای آسان‌تر کردن سرایش شعر، بلکه موجب دشوارتر کردن آن است زیرا شاعر در فضایی بسیار محدود، ناگزیر است همان تأثیری را ایجاد کند که رباعی در چهار مصراع و گاه شعرهای بلندتر در چندین بیت یا سطر ایجاد می‌کنند. در چنین شرایطی، هر واژه اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. هر تصویر باید چندین لایهٔ معنایی را حمل کند و هر سطر باید سهمی در ساخت کلی شعر داشته باشد. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از نورباعی‌های موفق صفربیگی، شعر نه بر روایت و توضیح، بلکه بر یک تصویر ناگهانی، یک جابه‌جایی معنایی یا یک کشف زبانی استوار می‌شود. در واقع، آنچه نورباعی را از بسیاری از اشکال سادهٔ شعر کوتاه جدا می‌کند، همین حضور «آنِ شاعرانه» است؛ لحظه‌یی که شعر ناگهان از سطح عادی زبان فاصله می‌گیرد و مخاطب را با نسبتی تازه میان واژه‌ها، اشیا یا مفاهیم روبه‌رو می‌سازد. شاید بتوان گفت در دستگاه فکری صفربیگی، نسبت میان حذف، ایجاز و کشف، یکی از مهم‌ترین مبانی نظری نورباعی را شکل می‌دهد. نورباعی می‌کوشد نه با افزودن تسهیلات و دست‌آویزهای تازه، بلکه با محدود کردن آنها، به تراکم بیشتر شاعرانه دست پیدا کند. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی: ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی ۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف ادامه دارد...
159
13
بر خاک نویس تا بخواند بادش بيدل سخني چند که داري يادش از خلق گذشته است استعدادش امروز تو نيز حرفي از گفتۀ خويش بنويـس به‌خـاک تا بخواند بادش! ــ ــ ــ شعرم که به‌صد زبان فرود آمده است در چندين وقت و آن فرود آمده است تـورات نـبوده تـا بـگويـم کـه همـه يک‌بـاره ز آسمـان فرود آمـده اسـت این رباعی دوم هشداری است به پژوهندگان شعر که انتظار دارند بر مجموعۀ آثار یک مؤلف، سبک یکدست و دیدگاه واحدی غالب باشد. تناقض و تضاد و تنوع احوال و طرز بیان در مجموعۀ سخنانی که حاصل عمر یک نویسنده یا شاعر است امری است طبیعی. بویژه شاعران که "لحظه‌نگارند و کاتب احساسات": بگفت احوال ما برق جهان است دمی پیدا و دیگر دم نهان است گهی بر طارم اعلا نشینیم گهی تا پش پای خود نبینیم
156
14
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۲) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی بخش مهمی از بحث‌هایی که پیرامون نورباعی مطرح شده یا در آینده امکان طرح دارد، نه به ویژگی‌های خود این فرم، بلکه به نسبت آن با رباعی بازمی‌گردد. این پرسش که آیا نورباعی قرار است قالبی تازه در برابر رباعی باشد یا صرفاً یکی از امتدادهای ممکن آن؟ نوشته‌ها و توضیحات جلیل صفربیگی در این زمینه موضعی کاملا روشن دارند. نورباعی در تلقی او نه واکنشی علیه رباعی است و نه تلاشی برای کنار زدن آن. رباعی یکی از کهن‌ترین، منسجم‌ترین و فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی است و نورباعی اساساً بر بستر امکانات همین سنت شکل گرفته است. صفربیگی در توضیح خاستگاه نورباعی، بر این نکته تأکید می‌کند که تک‌بیت‌های مستقل بر وزن رباعی سابقه‌یی طولانی در شعر فارسی دارند. از این منظر، آنچه در نورباعی رخ می‌دهد نه کشف سرزمینی ناشناخته، بلکه نام‌گذاری، صورت‌بندی و پیشنهاد نوعی خوانش تازه از ظرفیتی است که پیش‌تر نیز در شعر فارسی وجود داشته است. ذکر این نکته نیز ضروری است که جلیل صفربیگی، پیش و بیش از هر چیز، رباعی‌سرایی شناخته‌شده است و بخش مهمی از اعتبار ادبی او بر پایهٔ تجربه‌ها و دستاوردهایش در حوزهٔ رباعی شکل گرفته است. از همین رو، نورباعی را باید حاصل مواجهه‌یی طولانی و حرفه‌ای با امکانات، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های این قالب دانست، تجربه‌یی که از درون سنت رباعی برآمده و می‌کوشد برخی از ظرفیت‌های نهفتهٔ آن را در فضایی فشرده‌تر و با امکاناتی متفاوت بیازماید. روی آوردن او به نورباعی نیز به معنای فاصله گرفتن از رباعی یا پایان یافتن تجربهٔ رباعی‌سرایی او نیست. صفربیگی همچنان در کنار نورباعی به سرایش رباعی ادامه داده و آثار او در این حوزه همچنان از نمونه‌های برجسته، قابل تأمل و تأثیرگذار رباعی معاصر به شمار می‌آیند. به همین دلیل، شاید دقیق‌تر باشد اگر نورباعی را نه یک «قالب جدید» به معنای متعارف آن، بلکه نوعی پیشنهاد شعری در درون سنت رباعی بدانیم، پیشنهادی که می‌کوشد با تغییر در شیوهٔ ارائه و گسترش برخی امکانات کلاسیک، ظرفیت‌های تازه‌یی را در شعر کوتاه فارسی فعال کند. تاکید می‌کنم که از این منظر، رابطهٔ نورباعی و رباعی را نمی‌توان رابطهٔ جانشینی دانست، بلکه بیشتر باید از نوعی همزیستی سخن گفت. رباعی با ساختار چهارمصراعی، نظام قافیه و معماری شناخته‌شدهٔ خود همچنان به حیات مستقل خویش ادامه می‌دهد و نورباعی نیز در کنار آن، مسیر دیگری را برای بهره‌گیری از همان وزن و همان سنت ایجاز می‌آزماید. از همین رو، صفربیگی در نوشته‌های خود از هرگونه ادعای انقلابی یا گسست تاریخی پرهیز می‌کند. صفربیگی به درستی معتقد است که سرنوشت چنین تجربه‌هایی را نه بیانیه‌ها و مجادله‌های نظری، بلکه خود شعر، تجربهٔ شاعران، دریافت مخاطبان و در نهایت گذر زمان تعیین می‌کند. شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی نظری نورباعی نیز دقیقاً در همین نقطه نهفته است: نورباعی پیش از آنکه داعیهٔ تأسیس داشته باشد، داعیهٔ امکان دارد. امکانی برای بازاندیشی در یکی از کهن‌ترین قالب‌های شعر فارسی و آزمودن ظرفیت‌های تازه‌یی از ایجاز، کشف و فشردگی شاعرانه در دل همان سنت. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی: ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) ۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی ادامه دارد...
158
15
با بیش تو، با کم تو، خوش می‌گذرد با حق مُسلَّم تو، خوش می‌گذرد در خط مقدم تو سبحان الله عمری است که با غم تو خوش می‌گذرد ۲۱ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی #رباعی #شعر_فارسی #شعر_خراسان #مکتب_مشهد #محمد_رمضانی_فرخانی https://t.me/DoBeytKashi
190
16
استاد جلیل صفر بیگی چند رباعی با حال و هوای طنز از خر مراد نوشتند که با خواندنشان من هم این چند رباعی را نوشتم و تقدیم می کنم. اینجا، آنجا، کوچه، خیابان، بازار دنبال خر مراد گشتم بسیار انگار پرنده ای شد و پر زد و رفت بر روی درختهای پشت دیوار با اینکه نوشته اند نر نیست دگر مانند خر مراد خر نیست دگر در خانه ی خویش پادشاهی دارد اصلا به سر کوی و گذر نیست دگر مثل خر من کجاست؟ بشکن بزنید خر نه، که مراد ماست، بشکن بزنید با این شکم گرسنه و در به درم افسار خرم طلاست،بشکن بزنید دارم حرفی، حرف ندارد خر من رعنایی او هست زیاد از سر من باید همه عکس یادگاری گیرند با این خر جفتک زن خوش عرعر من پنچر کرد و شبانه بادم را برد از حافظه ام شعر و سوادم را برد چون پوست باقلای باران خورده بر دوش گرفت خر، مرادم را برد آخر به مراد می رساند ما را این خر به مراد می رساند ما را از پنجره های رو به رو نه، بسته ست از در به مراد می رساند ما را دارم حرفی برایتان تازه و تر در بین خران هست خرم چیز دگر تحقیق زیاد کردم و فهمیدم تنها خر عیساست از این خر بهتر شعبان کرم دخت تیر ۱۴۰۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
192
17
از سایه به خورشید امانت ندهند   خوش باش تو جانا که جهانت ندهند یک ذرّه ز عمر رایگانت ندهند خوش می‌خور و خوش باش که آید روزی کز سایه به خورشید امانت ندهند اوحدالدین کرمانی (مجموعۀ رسایل ۲۸۱ سنا، ۸۳۵ق، برگ ۱۳۹ر)   در باغ چو شد باد صبا دایۀ گل بربست مشاطه‌وار پیرایۀ گل از سایه به خورشید اگرت هست امان خورشیدرخی طلب کن و سایۀ گل حافظ شیرازی (دیوان حافظ، تصحیح قزوینی، ۳۸۱)   اصطلاح مثل گونۀ «از سایه به خورشید امان دادن (/ندادن)» از اغلب فرهنگ‌های مثل و کنایه فوت شده است. شادروان دهخدا ذیل لغت سایه، اصطلاح «از سایه به خورشید (آفتاب) نگذاشتن» را ثبت و ‌آن را «عمر کردن و زندگی کردن» معنی کرده و استناد او به بیت دوم رباعی حافظ بوده است (لغتنامه، ۹: ۱۳۳۸۱). معنی این اصطلاح آن‌چنان که از رباعی اوحد و حافظ بر می‌آید، مهلت و فرصت اندک داشتن است؛ آن قدر که بتوانی از سایه به آفتاب بروی. علاوه بر دو رباعی فوق، ما این اصطلاح را در دو متن قرن ششم نیز یافته‌ایم: ــ چون وقت سرآمد، از سایه به آفتاب نگذارند. (ذیل نفثة المصدور، ۱۴۸)   ــ سایه‌پروردۀ وصل است مجیر، ارچه به دورت غم عشق تو ز خورشید به سایه‌ش نگذارد (دیوان مجیرالدین بیلقانی، تصحیح طباطبایی، ۳۸۹)   یادآوری: رباعی منسوب به اوحد، در منابع متأخر به اسم افضل کاشانی هم نقل شده است (دیوان افضل، ۸۲) ‏..   "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
195
18
۱ بختی ننموده رو به من جز بختک سنگ است نصیب من ز نان سنگک یکعمر دویدم و نشد قسمت من چیزی ز خر مراد غیر از جفتک ۲ هرچند خرش زیاد انداخت مرا این بار چو برق و باد انداخت مرا تا آمدم از مسیر لذت ببرم از روی خرش مراد انداخت مرا ۳ من را نکش اینقدر به دنبال خودت کم غره بشو به بخت و اقبال خودت من اسب تو را به نیم جو هم نخرم شرمنده مراد جان خرت مال خودت ۴ روزی ز بروت و باد خواهی افتاد دنبال یخ و پماد خواهی افتاد هشدار رفیق ترکتازی نکنی از روی خر مراد خواهی افتاد #واران #طنز
184
19
۱ بختی ننموده رو به من جز بختک سنگ است نصبب من ز نان سنگک یکعمر دویدم و نشد قسمت من چیزی ز خر مراد غیر از جفتک ۲ هرچند خرش زیاد انداخت مرا این بار چو برق و باد انداخت مرا تا آمدم از مسیر لذت ببرم از روی خرش مراد انداخت مرا ۳ من را نکش اینقدر به دنبال خودت کم غره بشو به بخت و اقبال خودت من اسب تو را به نیم جو هم نخرم شرمنده مراد جان خرت مال خودت ۴ روزی ز بروت و باد خواهی افتاد دنبال یخ و پماد خواهی افتاد هشدار رفیق ترکتازی نکنی از روی خر مراد خواهی افتاد #واران #طنز
6
20
درآمدی بر بوطیقای نو‌رباعی (۱) بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی از رباعی تا نورباعی - پیشنهادی در فرم شعر کوتاه فارسی نورباعی پیشنهادی است که جلیل صفربیگی، رباعی‌سرای برجستهٔ معاصر، در سال‌های اخیر در حوزهٔ شعر کوتاه فارسی مطرح کرده است. پیشنهادی که از دل رباعی برآمده است، نه در برابر آن. نورباعی نه اعلام پایان رباعی است و نه ادعای تأسیس قالبی کاملاً بی‌سابقه، بلکه تلاشی است برای آزمودن ظرفیت‌های تازهٔ یکی از کهن‌ترین و فشرده‌ترین قالب‌های شعر فارسی. شاید مهم‌ترین نکته برای آغاز بحث آن باشد که خود صفربیگی بارها و با صراحت، هرگونه ادعای اختراع یا ابداع مطلق نورباعی را رد کرده است. او یادآوری می‌کند که تک‌بیت‌های مستقل بر وزن رباعی سابقه‌یی چندصدساله در شعر فارسی دارند و با تورق دیوان‌ها و تذکره‌ها می‌توان نمونه‌های فراوانی از آن‌ها را یافت. همچنین در روزگار معاصر نیز شاعرانی تلاش کرده اند در حوزه رباعی نیمایی به صورت پراکنده آثاری را خلق کنند، هرچند نه با عنوان نورباعی و نه به‌عنوان یک پیشنهاد مستقل برای شعر کوتاه. بنابراین آنچه صفربیگی مطرح می‌کند، کشف سرزمینی ناشناخته نیست، بلکه نام‌گذاری، صورت‌بندی و پیشنهاد آگاهانهٔ مسیری است که پیش‌تر نشانه‌هایی از آن در شعر فارسی وجود داشته است. او خود نورباعی را «برآمده و درآمده از رباعی» می‌نامد. تعبیری که نسبت این فرم با رباعی را به‌خوبی روشن می‌کند. نورباعی از رباعی جدا نمی‌شود، بلکه از دل آن رشد می‌کند و بخشی از امکانات بالقوهٔ آن را به شکلی تازه فعال می‌سازد. 🌟 در این یادداشت‌ها تنها می‌کوشم برخی از مؤلفه‌های نظری نورباعی را بر پایهٔ نوشته‌ها و آثار جلیل صفربیگی بازخوانی کنم. عنوان نسبتاً پرطمطراق «درآمدی بر بوطیقای نورباعی» بیش از آنکه ادعای ارائهٔ نظریه‌یی کامل باشد، تلاشی است برای جلب توجه به ضرورت تأمل در این تجربهٔ شعری و گردآوری سرنخ‌هایی که شاید در آینده بتوانند به فهم دقیق‌تر این فرم نوظهور کمک کنند، اگرچه به قدر افروختن شمعی نیم‌سوز در آغاز راه. • ۱. نورباعی و تفاوت آن با تک‌بیتی (فرد) در نگاه نخست ممکن است نورباعی چیزی جز یک «فرد» یا تک‌بیت مستقل به نظر نرسد اما صفربیگی میان این دو تفاوت قائل است. در سنت شعر فارسی، تک‌بیت یا فرد می‌تواند در هر وزنی سروده شود و تنها یک بیت مستقل باشد اما نورباعی از نظر او پیش از هر چیز به وزن رباعی وابسته است. همان‌گونه که هر شعر چهارمصراعی را نمی‌توان رباعی نامید و هویت رباعی بیش از آنکه به تعداد مصراع‌هایش وابسته باشد به وزن خاص آن تعلق دارد، نورباعی نیز تنها یک بیت کوتاه نیست، بلکه تک‌بیتی است که در قلمرو وزنی رباعی شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، اگر وزن رباعی را از نورباعی بگیریم، تنها با یک تک‌بیت کوتاه روبه‌رو خواهیم بود، نه با آنچه صفربیگی از آن با عنوان نورباعی یاد می‌کند. این تأکید بر وزن، در واقع تلاشی است برای حفظ پیوند نورباعی با سنت رباعی. از همین روست که صفربیگی بارها تأکید می‌کند نورباعی نه در بیرون از رباعی، بلکه در چهارچوب آن تعریف می‌شود و یکی از دلایل انتخاب نام نپرباعی نیز همین وابستگی ساختاری و تاریخی است. در واقع اگر رباعی را بتوان فشرده‌ترین قالب مستقل شعر فارسی دانست، نورباعی کوششی است برای انتقال همین فشردگی به واحدی کوچک‌تر. واحدی که همچنان حافظهٔ وزنی رباعی را با خود حمل می‌کند، اما می‌کوشد امکانات تازه‌یی را در اختیار شاعر قرار دهد. #دکتر_محمدعلی_شیوا #نورباعی #جلیل_صفربیگی @zhazh_o_vazh ادامه دارد...
196