CINEMANIA | سینمانیا
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram CINEMANIA | سینمانیا
El canal CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 896 suscriptores, ocupando la posición 22 825 en la categoría Películas y el puesto 27 105 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 896 suscriptores.
Según los últimos datos del 26 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 57, y en las últimas 24 horas de -1, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 16.46%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 8.68% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 958 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 032 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 17.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سینمانیا, نشست, همچون, سلسلهنشست, لحظه.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“-Philosophical readings of radical images
-An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence
-Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei
-It all begins here: t.me/CineManiaa/4814
- instagram.com/cine.maniaa/”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 27 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Películas.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 27 julio | +1 | |||
| 26 julio | +1 | |||
| 25 julio | 0 | |||
| 24 julio | 0 | |||
| 23 julio | +3 | |||
| 22 julio | +4 | |||
| 21 julio | +2 | |||
| 20 julio | +1 | |||
| 19 julio | +3 | |||
| 18 julio | +9 | |||
| 17 julio | +1 | |||
| 16 julio | 0 | |||
| 15 julio | +8 | |||
| 14 julio | 0 | |||
| 13 julio | +3 | |||
| 12 julio | +1 | |||
| 11 julio | 0 | |||
| 10 julio | +7 | |||
| 09 julio | +5 | |||
| 08 julio | +20 | |||
| 07 julio | +2 | |||
| 06 julio | +2 | |||
| 05 julio | +3 | |||
| 04 julio | +2 | |||
| 03 julio | +2 | |||
| 02 julio | +5 | |||
| 01 julio | +2 |
| 2 | 🔻 وبسایت فولدرا بهروز شد.
-
میان بهروزرسانی پیشین و کنونی، بیضایی را از دست دادیم؛ این بهروزرسانی به او پیشکش میشود به پاس جهانی که با واژه، تصویر و تاریخ ساخت.
-
بخش زمینتاریخ
◄ نامهای به کمیتهی مرکزی حزب کمونیست؛ تقاضای رادمنش برای اسکندری و روستا جهت تسهیل سفرِ تاجیکستان | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ سهروردی و خلاء نورانی و آفریدههای تکمعنا | یوجین تکر | برگردان پویا غلامی
◄ ابلیس، نور سیاه | حکیم بی | برگردان پویا غلامی
◄ شبدیز، اسب خسروپرویز، در روایتهای یاقوت حموی و قاضی ناصحالدین ارگانی | برگردان امید عبادی
◄ نامهی محرمانهی استالین به لنین دربارهی ایران ـ۱۶ نوامبر ۱۹۲۰ | بایگانی دیجیتالی ویلسن
◄ اسناد عراق دربارهی سازماندهی عربهای ایرانی در اهواز ـ مارس ۱۹۷۹ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ تماس نمایندهی کرد سوری، علی بوظو، با ملا مصطفی بارزانی در باکو- ۷ اکتبر ۱۹۴۶ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ اِعمال نفوذ عوامل شوروی کمونیستی بر سرنوشت کُردها، ۱۹۵۱ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ یادداشت اطلاعات نظامی شوروی «دربارهی کمک ایالات متحده به ضدانقلابیون»، مارس ۱۹۸۸ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ یادداشت حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی دربارهی «موضع جمهوری خلق چین در مورد افغانستان» | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ تحلیلی دربارهی «عامل اسلام» در وضعیت افغانستان، نوشتهی آ. بلوسوف، معاون رئیس کا.گ.ب.، جولای ۱۹۹۱ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ اطلاعات کمیتهی مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برای رهبران سازمانهای سیاسی «پرچم» و «خلق» | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ یادداشتی از بایگانی آلمان شرقی، اطلاعاتی در مورد وضعیت افغانستان، ۸ سپتامبر ۱۹۸۳ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ نامهی احمدشاه مسعود به معاون اول وزیر امور خارجه شوروی و فرستادهی ویژهی افغانستان | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ نامهی احمدشاه مسعود به مشاور نظامی ارشد اتحاد جماهیر شوروی | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ صورتجلسهی گفتگوی میان رفیق استالین و شهدخت اشرف پهلوی | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ گزارش محرمانهی ژنرال والنتین وارنیکف به وزیر دفاع شوروی، دیمیتری ت. یازُف، دربارهی احمدشاه مسعود | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن
◄ ده سند از بایگانی دیجیتالی ویلسن دربارهی نفوذ حزب کمونیست شوروی در ایران
◄ اصول کرونادیوشناسی | جیسون بابک محقق | برگردان رامین اعلایی
-
بخش نظریه
◄ گوشتِ قُدسی: رستاخیز و وحشتِ دینی در اندیشهی باتای | یوجین تکر | برگردان آری سرازش، رامین اعلایی
◄ بدن فوکو | تام ایپز | برگردان رامین اعلایی
◄ عمل شقاوتبار هنر | ژرژ باتای | برگردان آری سرازش
◄ اندیشهی ناممکن لینگچی در اشکهای اروس | دارن یورگنسن | برگردان آری سرازش
◄ مرز چیزها | نیما حیاتیمهر
◄ روشنگری سرگیجهوار | رضا نگارستانی | برگردان آری سرازش، رامین اعلایی
◄ نور هرمنوتیکی چیست؟ | الکساندر ر. گَلُوِی | برگردان پویا غلامی
◄ پرومتئیسم (فصل ششم و آخر) | جیسن رضا جرجانی | برگردان صدف احمدی (متافون)
-
بخش هنر و ادبیات
◄ با برگمان کجا ایستادهایم؟ | اولیویه آسایاس | برگردان کیارش انوری
◄ جنگ ستارگان و بدن مصادرهشدهی قدرت؛ یا چه کسی پشت نقاب دارت ویدر نفس میکشد؟ | کیارش انوری
◄ آیا هندریک تِر بروخن مالیخولیایی بود؟ | مارتن یان بوک | برگردان رامین اعلایی
◄ جادهای بهسوی ۱۹۸۴ | توماس پینچن | برگردان رامین اعلایی
◄ هر چه سختتر زمین بخورند، ما بیشتر تظاهر میکنیم | کیارش انوری
◄ دو شعر از شهابالدین قناطیر ارگانی لیکان، با صدای شاعر
◄ دیروز امروز فردا دیروز: یک نمایشنامه | رضا مقصودی
◄ ترجمه فن است یا هنر؟ | گفتوگوی رضا قیصریه و مهدی فتوحی
-
مدیا
◄ سخنرانی بهرام بیضایی بهمناسبت اجرای «سلطان مار»
◄ باد هر کجا که بخواهد میوزد | هرمان حیدری، ایمان ذاکری
◄ دو مانیفست [۱/ ده تز برای براندازی یک اثر تئاتری؛ ۲/ ده تز دربارهی هیولاها و هیولاوشی] از الن اس. وایس | تدوین امیرمؤید باوند
► 001 (2023) | gmj
► abplication (2023)
► Eyehand (2015) | Excreta Film Group
◄ دو ویدئو | گروه مگوش
◄ سه فیلم تجربی (۲۰۱۹-۲۰۲۳) | پیمان غلامی
[ Website / Telegram ]
[ Instagram / YouTube ] | 3 |
| 3 | شنبه، سوم مرداد، در چهارمین جلسه به تماشای فیلم امحا (Annihilation-2018)، ساختهی الکس گارلند، مینشینیم؛ فیلمی دربارهی فرسایش آرام انسان و لحظهای که تن، ذهن و هویت دیگر توان حفظ شکل آشنای خود را ندارند. در جهانی که همهچیز دائماً در حال دگردیسی است، انسان با ترسی جانکاه روبهرو میشود: اینکه شاید پیش از آنکه از میان برود، بهتدریج به چیزی تبدیل شود که دیگر خودش نیست.
-
شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوههای برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است. | 2 072 |
| 4 | شنبه، سوم مرداد، در چهارمین جلسه به تماشای فیلم امحا (Annihilation-2018)، ساختهی الکس گارلند، مینشینیم؛ فیلمی دربارهی فرسایش آرام انسان و لحظهای که تن، ذهن و هویت دیگر توان حفظ شکل آشنای خود را ندارند. در جهانی که همهچیز دائماً در حال دگردیسی است، انسان با ترسی جانکاه روبهرو میشود: اینکه شاید پیش از آنکه از میان برود، بهتدریج به چیزی تبدیل شود که دیگر خودش نیست.
-
شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوههای برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است. | 1 |
| 5 | 🔻
متن کامل گفتوگوی من با کلبر مندونسا فیلیو، فیلمساز بزرگ برزیلی، که در فوریهی گذشته و در جشنوارهی بینالمللی فیلم روتردام انجام شد.
گفتوگویی دربارهی فیلم اخیرش «مأمور مخفی*»، حافظهی جمعی، نسبت رئالیسم و کابوس، سینمای ایران و گپ دربارهی این پرسش که روانزخمهای تاریخی چگونه پیش از آنکه بدنها را هدف بگیرد، ادراک ما از جهان را تغییر میدهند.
*دو جایزهی اصلی جشنوارهی کن برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد، نامزد نخل طلا، چهار جایزهی اسکار، دو جایزهی بفتا و برندهی جایزهی بهترین فیلم بینالمللی در ایندیپندنت اسپیریت و کریتیکس چویس.
◾️
تصویر و زندگی | 556 |
| 6 | 13. Symphony No. 5- IV. Adagietto.mp3 | 2 620 |
| 7 | شنبه، بیستوهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، مینشینیم؛ فیلمی دربارهی انسانی که در تلاش برای فهم معنای زندگی، جهان را به صحنهای عظیم بدل میکند، بیآنکه دریابد خود نیز تنها یکی از نقشهای همین نمایش است. هرچه بیشتر میکوشد حقیقت وجود خویش را بازسازی کند، عمیقتر در هزارتوی حافظه و زمان ازدسترفته فرو میرود؛ تا آنجا که مرز میان آنچه زیسته، به یاد دارد یا آرزو داشته، یکسره فرومیپاشد.
-
شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوههای برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است. | 1 294 |
| 8 | شنبه، بیستوهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، مینشینیم؛ فیلمی دربارهی انسانی که در تلاش برای فهم معنای زندگی، جهان را به صحنهای عظیم بدل میکند، بیآنکه دریابد خود نیز تنها یکی از نقشهای همین نمایش است. هرچه بیشتر میکوشد حقیقت وجود خویش را بازسازی کند، عمیقتر در هزارتوی حافظه و زمان ازدسترفته فرو میرود؛ تا آنجا که مرز میان آنچه زیسته، به یاد دارد یا آرزو داشته، یکسره فرومیپاشد.
-
شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوههای برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است. | 1 |
| 9 | https://www.fold-era.com/posts/assayas-on-bergman
برگردان فارسی مقاله ی اولیویه آسایاس درباره ی برگمان در وبسایت فولدرا که اینجا درباره اش نوشته ام. | 581 |
| 10 | در یکی از هولناکترین سکانسهای تاریخ سینما در فیلم «درخشش»، وندی با دستنوشتههای همسرش، جک، روبهرو میشود؛ مردی که تصور میکرد مشغول نوشتن یک رمان است. اما وقتی صفحهها را ورق میزند، درمییابد تمام آنها تنها با یک جمله پر شدهاند:
All work and no play makes Jack a dull boy.
این عبارت، ضربالمثلی متعلق به قرن هفدهم در زبان انگلیسیست و معنایی نزدیک به این دارد: «کار بیوقفه و زندگی بدون تفریح، جک را به آدمی کسل و فرسوده تبدیل میکند.»
-
مغزِ جک در کاسهی سرش فروگداخته و رمانش روایت این فروپاشیست.
@CineManiaa | سینمانیا | 3 149 |
| 11 | پس، در خون مسیح مصلوب غرقه شوید؛ و خویشتن را در خون او بشویید؛ و از خون او مست گردید؛ و جانِ خویش را از خون سیراب سازید؛ و جامهای از خون بر تن کنید. و باز، چه آرزومندم که جامهپوش خون باشم... خون میطلبم؛ و در خون، جانِ خویش را سیر کردهام و سیر خواهم کرد... تا به گاهِ دلنگرانی خویش، شسته در خون ره سپارم؛ و بدینسان خون و آفریدگان را بیابم، و مهر و محبت ایشان را در خون بنوشم.
ــــ کاترین سیهنا (۱۳۸۰-۱۳۴۷)م.
-
میان این دو تابلو، که هر دو به دومنیکو بکافومی، نقاش منریست ایتالیایی، منسوباند، نزدیک به سی سال فاصله است؛ فاصلهای در تاریخ، و نیز در شیوهی دیدنِ واقعه. در نخستین تابلو، کاترین در آستانهی استیگماتا شدن ایستاده است: بدن هنوز صحنهی وقوع است، لحظهای که همهچیز در تن او جمع میشود و در آستانهی گسست قرار دارد. اما در تابلوی دوم، واقعه پیشاپیش بر تن او گذشته است. کاترین دیگر استیگماتا شده؛ بدنش میدان اصابت نیست، مخزن زخم است.
-
Saint Catherine of Siena Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1513–1515
Saint Catherine Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1545
@CineManiaa | سینمانیا | 2 970 |
| 12 | شنبه بیستم تیر، به تماشای استاکر ساختهی آندری تارکوفسکی خواهیم نشست؛
فیلمی دربارهی سفری فرساینده و مهیب به درون انسان؛ آنجا که ایمان، ترس و آرزوهای پنهان، یکییکی از ظلمت بیرون میآیند و آدمی را با حقیقتی روبهرو میکنند که شاید تمام عمر از پذیرفتنش گریخته.
این جلسه با یک هفته تأخیر برگزار میشود.
شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوههای برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است. | 2 296 |
| 13 | در گردبادنامه، این سامیزداتِ هذیانی، آغشته به نفت و شیطانی قرن بیستویکمی رضا نگارستانی، حمید پارسانی ــباستانشناسِ مالیخولیایی مرگاندیش و راوی تاریخ پنهان دیوهاــ کتاب وندیداد را مخوفترین کتابی میداند که بشریت تاکنون نوشته و عملاً از آن تبعیت کرده.
اما چرا این کتاب تا بهاین اندازه مهیب است؟ پارسانی میگوید پاسخ، در سازوکار خود وندیداد نهفته: کتابی که از زندگی روزمره عبور میکند و آن را به میدان دائمی مراقبت، طهارت، پرهیز و دفع بدل میسازد. در این میدان، بدن، خاک، آب، مرگ، ناپاکی و سادهترین رفتارهای انسانی، همگی وارد شبکهای از احکام میشوند؛ شبکهای برای دور نگه داشتن دیوها، مهار دروج و حفظ جهان از آلودگی.
در این جهان، دیوها بیرون از نظم کمین نکردهاند؛ در خودِ آن غوطهورند. یعنی در قانون، مراقبت، و آیینی که زندگی را میان پاکی و ناپاکی معلق نگه میدارد. بدین سان وندیداد خود را کتاب جنگ با دیوها میداند، اما سرانجام جهانش را با حضور همانها میسازد. موجوداتی که حذف نمیشوند و در قانون و حافظهی نظم باقی میمانند.
پارسانی/نگارستانی حتی پا را فراتر میگذارد و وندیداد را بزنگاهی میداند که از دل آن میتوان خیز زرتشتیگری بهسوی توحید را دید؛ حرکتی از قانون و طهارت بهسوی نجات و از دفع دیوها بهسوی سازمان دادن امید. و این همان هراس دائمی وندیداد است: کتابی که برای دفع دیوها نوشته شده، اما برای حفظ نظم خود ناچار است حضور آنها را تمدید کند.
عکس: بازسازی دخمهی زرتشتیان، برج خاموشان یا برج سکوت (یزد)
@CineManiaa | سینمانیا | 3 362 |
| 14 | در گردبادنامه، این سامیزداتِ هذیانی، آغشته به نفت و شیطانی قرن بیستویکمی رضا نگارستانی، حمید پارسانی ــباستانشناسِ مالیخولیایی مرگاندیش و راوی تاریخ پنهان دیوهاــ کتاب وندیداد را مخوفترین کتابی میداند که بشریت تاکنون نوشته و عملاً از آن تبعیت کرده.
اما چرا این کتاب تا بهاین اندازه مهیب است؟ پارسانی میگوید پاسخ، در سازوکار خود وندیداد نهفته: کتابی که از زندگی روزمره عبور میکند و آن را به میدان دائمی مراقبت، طهارت، پرهیز و دفع بدل میسازد. در این میدان، بدن، خاک، آب، مرگ، ناپاکی و سادهترین رفتارهای انسانی، همگی وارد شبکهای از احکام میشوند؛ شبکهای برای دور نگه داشتن دیوها، مهار دروج و حفظ جهان از آلودگی.
در این جهان، دیوها بیرون از نظم کمین نکردهاند؛ در خودِ آن غوطهورند. یعنی در قانون، مراقبت، و آیینی که زندگی را میان پاکی و ناپاکی معلق نگه میدارد. بدین سان وندیداد خود را کتاب جنگ با دیوها میداند، اما سرانجام جهانش را با حضور همانها میسازد. موجوداتی که حذف نمیشوند و در قانون و حافظهی نظم باقی میمانند.
پارسانی/نگارستانی حتی پا را فراتر میگذارد و وندیداد را بزنگاهی میداند که از دل آن میتوان خیز زرتشتیگری بهسوی توحید را دید؛ حرکتی از قانون و طهارت بهسوی نجات و از دفع دیوها بهسوی سازمان دادن امید. و این همان هراس دائمی وندیداد است: کتابی که برای دفع دیوها نوشته شده، اما برای حفظ نظم خود ناچار است حضور آنها را تمدید کند.
عکس: بازسازی دخمهی زرتشتیان، برج خاموشان یا برج سکوت (یزد)
@CineManiaa | سینمانیا | 46 |
| 15 | از متن: بر اساس نظریهی کهنِ اخلاط ، هم هنرمندان هم اهل دانش، بیش از دیگران در معرض مالیخولیا دانسته میشدند. این مفهوم روانشناختی در جمهوری هلند همچنان حضوری زنده و اثرگذار داشت؛ چنانکه از نوشتهای پیداست که زیرِ چاپی بر اساس طرحی از یاکوب دی خِین دوم، آمده و حدود سالهای ۱۵۹۶/۹۷ به قلم هوگو گروتیوس جوان، نوشته شده بود: «مالیخولیا، آن بلای مهیب جان و روان / چهبسا توان استعداد و نبوغ را از کار میاندازد.» ... | 2 216 |
| 16 | پن: هندریک تر بروخن از مهمترین نقاشانی بود که در شمار کاراواجوگرایان اوترخت (Utrecht Caravaggists) قرار میگرفت؛ گروهی از هنرمندان هلندی که در اوایل قرن هفدهم، پس از سفر به رم و مواجهه با جهان پرشور و تاریکروشنِ کاراواجو، زبان تازهای را وارد نقاشی هلند کردند.
در کنار تر بروخن، هنرمندانی چون خریت فان هونتهورست و دیرک فان بابورن نیز از چهرههای برجستهی این جریان بودند. آنان صحنههای مذهبی، اسطورهای، تاریخی و ژانری را با حالوهوایی زنده، نمایشی و گاه خیرهکننده تصویر میکردند؛ از نوازندگان و قماربازان گرفته تا زائران، قدیسان و چهرههای روزمرهای که انگار از دل زندگی واقعی وارد قاب نقاشی شدهاند. | 2 319 |
| 17 | و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست. (۵۶) آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت: «این شخص هم با او میبود.» (۵۷) او وی را انکار کرده گفت: «ای زن او را نمی شناسم.» (۵۸)
ــــ لوقا ۲۲: ۵۵–۵۸
-
The Denial of Saint Peter, Hendrick ter Brugghen, 1628.
-
@CineManiaa | سینمانیا | 2 398 |
| 18 | Death In Venice (1971) Aschenbach's Last Moments On The Beach Before Dying Scene
در شاهکار لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز، آشنباخ ــکه در فیلم بهجای نویسنده، موسیقیدان استــ پیش از تادزیو ــپسر نوجوانِ نیکمنظری که همچون یک رخداد در زندگی آشنباخ ظهور کرده، رخدادِ زیباییــ درون نظمی زندگی میکند که در آن زیبایی قابل فهم و کنترل است. او زیبایی را میبیند و بازمیشناسد، هرچند پیوسته کوشیده است در آن غرق نشود و به سطح مصرف و بلعیدهشدن فرو نغلتد. اما تادزیو این منطق، این اقتصادِ فاصله را برهم میزند. او مطلقاً کاری نمیکند، چیزی نمیگوید، هیچ توضیحی نمیدهد. و همین «هیچ» است که بهتدریج همهچیز را از درون تهی میکند؛ زوالی فرساینده و خاموش، با شکلی از زیبایی که همزمان مهیب است، آنجا که مرز میان امر زیبا و مهیب فرو میریزد و نگاه، در تجربهای حدّی و افراطی، در خودِ زیبایی حل میشود؛ محو شدن در افراط.
@CineManiaa | سینمانیا | 2 521 |
| 19 | Death In Venice (1971) Aschenbach's Last Moments On The Beach Before Dying Scene
در شاهکار لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز، آشنباخ ــکه در فیلم بهجای نویسنده، موسیقیدان استــ پیش از تادزیو ــپسر نوجوانِ نیکمنظری که همچون یک رخداد در زندگی آشنباخ ظهور کرده، رخدادِ زیباییــ درون نظمی زندگی میکند که در آن زیبایی قابل فهم و کنترل است. او زیبایی را میبیند و بازمیشناسد، هرچند پیوسته کوشیده است در آن غرق نشود و به سطح مصرف و بلعیدهشدن فرو نغلتد. اما تادزیو این منطق، این اقتصادِ فاصله را برهم میزند. او مطلقاً کاری نمیکند، چیزی نمیگوید، هیچ توضیحی نمیدهد. و همین «هیچ» است که بهتدریج همهچیز را از درون تهی میکند؛ زوالی فرساینده و خاموش، با شکلی از زیبایی که همزمان مهیب است، آنجا که مرز میان امر زیبا و مهیب فرو میریزد و نگاه، در تجربهای حدّی و افراطی، در خودِ زیبایی حل میشود؛ محو شدن در افراط.
@CineManiaa | سینمانیا | 1 |
| 20 | گوگن سه مسیح دارد: یکی در صورت خود او ظاهر میشود، مسیحی که چهره و کالبدش به سیمای نقاش نزدیک است؛ دیگری در فاصلهی میان گوگن و ونگوگ میایستد، انگار که بدنش در راه نقش شدن از میانِ بدنِ تبدار و نحیفِ ونگوگ گذشته و به آن آغشته شده باشد؛ و سومی مسیحِ بیمار است، مسیحی همواره ناسالم، رنجور، فرسوده، مسیحِ زرد.
-
عموماً زردیِ این تصویر را به فضای پاییزی روستای پون-آوان نسبت میدهند: به خاکِ آن، مزرعهاش، نور مردهی روستا، و به منظرهای که گوگن مدتها در برابر چشمان خود داشت. با این حال، این رنگ بیش از آنکه بازتاب اقلیم باشد نشانهی وضعیت جسمانی مسیح است: مسیحِ رنجور و یرقانزدهی گوگن، مسیحی که، پیش از شکنجه و تصلیب، بیمار و فرتوت است. او درواقع صاحب کالبدیست که از درون فرو ریخته و دیگر توان نگهداشتن خود را ندارد. انگار که از آغاز قادر به حمل آن حضور نبوده و زیر فشار خمیده و فرسوده است: یک اختلال درونی همجنسِ یرقان، در مقام منطق تصویر.
@CineManiaa | سینمانیا | 3 052 |
