es
Feedback
CINEMANIA | سینمانیا

CINEMANIA | سینمانیا

Ir al canal en Telegram

-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram CINEMANIA | سینمانیا

El canal CINEMANIA | سینمانیا (@cinemaniaa) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 906 suscriptores, ocupando la posición 22 893 en la categoría Películas y el puesto 27 080 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 906 suscriptores.

Según los últimos datos del 21 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 75, y en las últimas 24 horas de 1, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 18.69%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 10.31% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 225 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 228 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 15.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سینمانیا, نشست, همچون, سلسله‌نشست, لحظه.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
-Philosophical readings of radical images -An assemblage of original creations-envisioned and executed with complete independence -Curated by 2 admins: Ari Sarazesh, Ramin Alaei -It all begins here: t.me/CineManiaa/4814 - instagram.com/cine.maniaa/

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 22 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Películas.

11 906
Suscriptores
+124 horas
+147 días
+7530 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+78
en 2 canales
junio '26
+94
en 5 canales
Get PRO
mayo '26
+141
en 8 canales
Get PRO
abril '26
+41
en 3 canales
Get PRO
marzo '26
+8
en 1 canales
Get PRO
febrero '26
+28
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+28
en 4 canales
Get PRO
diciembre '25
+142
en 9 canales
Get PRO
noviembre '25
+41
en 8 canales
Get PRO
octubre '25
+63
en 8 canales
Get PRO
septiembre '25
+26
en 5 canales
Get PRO
agosto '25
+40
en 6 canales
Get PRO
julio '25
+18
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+65
en 5 canales
Get PRO
mayo '25
+95
en 9 canales
Get PRO
abril '25
+95
en 10 canales
Get PRO
marzo '25
+49
en 7 canales
Get PRO
febrero '25
+64
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+99
en 10 canales
Get PRO
diciembre '24
+111
en 6 canales
Get PRO
noviembre '24
+105
en 8 canales
Get PRO
octubre '24
+60
en 5 canales
Get PRO
septiembre '24
+70
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+172
en 6 canales
Get PRO
julio '24
+7 230
en 8 canales
Get PRO
junio '24
+44
en 5 canales
Get PRO
mayo '24
+107
en 5 canales
Get PRO
abril '24
+159
en 5 canales
Get PRO
marzo '24
+75
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+68
en 3 canales
Get PRO
enero '24
+2 067
en 2 canales
Get PRO
diciembre '23
+98
en 3 canales
Get PRO
noviembre '23
+109
en 3 canales
Get PRO
octubre '23
+99
en 1 canales
Get PRO
septiembre '23
+139
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+98
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+43
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+51
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+57
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+113
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+223
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+29
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+157
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+65
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+24
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+24
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+64
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+32
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+33
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+31
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+34
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+45
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+32
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+21
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+24
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+50
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+25
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+48
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+48
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+64
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+46
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+32
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+35
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+78
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+53
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+42
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+60
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+14 079
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
21 julio+2
20 julio+1
19 julio+3
18 julio+9
17 julio+1
16 julio0
15 julio+8
14 julio0
13 julio+3
12 julio+1
11 julio0
10 julio+7
09 julio+5
08 julio+20
07 julio+2
06 julio+2
05 julio+3
04 julio+2
03 julio+2
02 julio+5
01 julio+2
Publicaciones del Canal
🔻 متن کامل گفت‌وگوی من با کلبر مندونسا فیلیو، فیلم‌ساز بزرگ برزیلی، که در فوریه‌ی گذشته و در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم روتردام انجام شد. گفت‌وگویی درباره‌ی فیلم اخیرش «مأمور مخفی*»، حافظه‌ی جمعی، نسبت رئالیسم و کابوس، سینمای ایران و گپ درباره‌ی این پرسش که روان‌زخم‌های تاریخی چگونه پیش از آنکه بدن‌ها را هدف بگیرد، ادراک ما از جهان را تغییر می‌دهند.
*دو جایزه‌ی اصلی جشنواره‌ی کن برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد، نامزد نخل طلا، چهار جایزه‌ی اسکار، دو جایزه‌ی بفتا و برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم بین‌المللی در ایندیپندنت اسپیریت و کریتیکس چویس.
◾️ تصویر و زندگی

2
13. Symphony No. 5- IV. Adagietto.mp3
1 801
3
شنبه، بیست‌وهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، می‌نشینیم؛ فیلمی درباره‌ی انسانی که+6
شنبه، بیست‌وهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، می‌نشینیم؛ فیلمی درباره‌ی انسانی که در تلاش برای فهم معنای زندگی، جهان را به صحنه‌ای عظیم بدل می‌کند، بی‌آنکه دریابد خود نیز تنها یکی از نقش‌های همین نمایش است. هرچه بیشتر می‌کوشد حقیقت وجود خویش را بازسازی کند، عمیق‌تر در هزارتوی حافظه و زمان ازدست‌رفته فرو می‌رود؛ تا آنجا که مرز میان آنچه زیسته، به یاد دارد یا آرزو داشته، یکسره فرومی‌پاشد. - شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوه‌های برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است.
1 294
4
شنبه، بیست‌وهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، می‌نشینیم؛ فیلمی درباره‌ی انسانی که+6
شنبه، بیست‌وهفتم تیر، در سومین جلسه به تماشای نیویورک، جزء به کل، اثر سهمگین چارلی کافمن، می‌نشینیم؛ فیلمی درباره‌ی انسانی که در تلاش برای فهم معنای زندگی، جهان را به صحنه‌ای عظیم بدل می‌کند، بی‌آنکه دریابد خود نیز تنها یکی از نقش‌های همین نمایش است. هرچه بیشتر می‌کوشد حقیقت وجود خویش را بازسازی کند، عمیق‌تر در هزارتوی حافظه و زمان ازدست‌رفته فرو می‌رود؛ تا آنجا که مرز میان آنچه زیسته، به یاد دارد یا آرزو داشته، یکسره فرومی‌پاشد. - شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوه‌های برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است.
1
5
https://www.fold-era.com/posts/assayas-on-bergman برگردان فارسی مقاله ی اولیویه آسایاس درباره ی برگمان در وبسایت فولدرا که اینجا درباره اش نوشته ام.
581
6
در یکی از هولناک‌ترین سکانس‌های تاریخ سینما در فیلم «درخشش»، وندی با دست‌نوشته‌های همسرش، جک، روبه‌رو می‌شود؛ مردی که تصور می
در یکی از هولناک‌ترین سکانس‌های تاریخ سینما در فیلم «درخشش»، وندی با دست‌نوشته‌های همسرش، جک، روبه‌رو می‌شود؛ مردی که تصور می‌کرد مشغول نوشتن یک رمان است. اما وقتی صفحه‌ها را ورق می‌زند، درمی‌یابد تمام آنها تنها با یک جمله پر شده‌اند: All work and no play makes Jack a dull boy. این عبارت، ضرب‌المثلی متعلق به قرن هفدهم در زبان انگلیسی‌ست و معنایی نزدیک به این دارد: «کار بی‌وقفه و زندگی بدون تفریح، جک را به آدمی کسل و فرسوده تبدیل می‌کند.» - مغزِ جک در کاسه‌ی سرش فروگداخته و رمانش روایت این فروپاشی‌ست. @CineManiaa | سینمانیا
2 373
7
پس، در خون مسیح مصلوب غرقه شوید؛ و خویشتن را در خون او بشویید؛ و از خون او مست گردید؛ و جانِ خویش را از خون سیراب سازید؛ و جا+1
پس، در خون مسیح مصلوب غرقه شوید؛ و خویشتن را در خون او بشویید؛ و از خون او مست گردید؛ و جانِ خویش را از خون سیراب سازید؛ و جامه‌ای از خون بر تن کنید. و باز، چه آرزومندم که جامه‌پوش خون باشم... خون می‌طلبم؛ و در خون، جانِ خویش را سیر کرده‌ام و سیر خواهم کرد... تا به گاهِ دل‌نگرانی خویش، شسته در خون ره سپارم؛ و بدین‌سان خون و آفریدگان را بیابم، و مهر و محبت ایشان را در خون بنوشم. ــــ کاترین سیه‌نا (۱۳۸۰-۱۳۴۷)م. - میان این دو تابلو، که هر دو به دومنیکو بکافومی، نقاش منریست ایتالیایی، منسوب‌اند، نزدیک به سی سال فاصله است؛ فاصله‌ای در تاریخ، و نیز در شیوه‌ی دیدنِ واقعه. در نخستین تابلو، کاترین در آستانه‌ی استیگماتا شدن ایستاده است: بدن هنوز صحنه‌ی وقوع است، لحظه‌ای که همه‌چیز در تن او جمع می‌شود و در آستانه‌ی گسست قرار دارد. اما در تابلوی دوم، واقعه پیشاپیش بر تن او گذشته است. کاترین دیگر استیگماتا شده؛ بدنش میدان اصابت نیست، مخزن زخم است. - Saint Catherine of Siena Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1513–1515 Saint Catherine Receiving the Stigmata, Domenico Beccafumi, 1545 @CineManiaa | سینمانیا
2 547
8
شنبه بیستم تیر، به تماشای استاکر ساخته‌ی آندری تارکوفسکی خواهیم نشست؛ فیلمی درباره‌ی سفری فرساینده و مهیب به درون انسان؛ آنجا+8
شنبه بیستم تیر، به تماشای استاکر ساخته‌ی آندری تارکوفسکی خواهیم نشست؛ فیلمی درباره‌ی سفری فرساینده و مهیب به درون انسان؛ آنجا که ایمان، ترس و آرزوهای پنهان، یکی‌یکی از ظلمت بیرون می‌آیند و آدمی را با حقیقتی روبه‌رو می‌کنند که شاید تمام عمر از پذیرفتنش گریخته. این جلسه با یک هفته تأخیر برگزار می‌شود. شرایط حضور در جلسه در کپشن آمده و شیوه‌های برقراری تماس نیز همچنان مثل قبل است.
2 296
9
‍ ‍ در گردبادنامه، این سامیزداتِ هذیانی، آغشته به نفت و شیطانی قرن بیست‌ویکمی رضا نگارستانی، حمید پارسانی ــ‌باستان‌شناسِ مالیخولیایی مرگ‌اندیش و راوی تاریخ پنهان دیوها‌ــ کتاب وندیداد را مخوف‌ترین کتابی می‌داند که بشریت تاکنون نوشته و عملاً از آن تبعیت کرده. اما چرا این کتاب تا به‌این اندازه مهیب است؟ پارسانی می‌گوید پاسخ، در سازوکار خود وندیداد نهفته: کتابی که از زندگی روزمره عبور می‌کند و آن را به میدان دائمی مراقبت، طهارت، پرهیز و دفع بدل می‌سازد. در این میدان، بدن، خاک، آب، مرگ، ناپاکی و ساده‌ترین رفتارهای انسانی، همگی وارد شبکه‌ای از احکام می‌شوند؛ شبکه‌ای برای دور نگه داشتن دیوها، مهار دروج و حفظ جهان از آلودگی. در این جهان، دیوها بیرون از نظم کمین نکرده‌اند؛ در خودِ آن غوطه‌ورند. یعنی در قانون، مراقبت، و آیینی که زندگی را میان پاکی و ناپاکی معلق نگه می‌دارد. بدین سان وندیداد خود را کتاب جنگ با دیوها می‌داند، اما سرانجام جهانش را با حضور همان‌ها می‌سازد. موجوداتی که حذف نمی‌شوند و در قانون و حافظه‌ی نظم باقی می‌مانند. پارسانی/نگارستانی حتی پا را فراتر می‌گذارد و وندیداد را بزنگاهی می‌داند که از دل آن می‌توان خیز زرتشتی‌گری به‌سوی توحید را دید؛ حرکتی از قانون و طهارت به‌سوی نجات و از دفع دیوها به‌سوی سازمان دادن امید. و این همان هراس دائمی وندیداد است: کتابی که برای دفع دیوها نوشته شده، اما برای حفظ نظم خود ناچار است حضور آن‌ها را تمدید کند. عکس: بازسازی دخمه‌ی زرتشتیان، برج خاموشان یا برج سکوت (یزد) @CineManiaa | سینمانیا
3 068
10
‍ در گردبادنامه، این سامیزداتِ هذیانی، آغشته به نفت و شیطانی قرن بیست‌ویکمی رضا نگارستانی، حمید پارسانی ــ‌باستان‌شناسِ مالیخولیایی مرگ‌اندیش و راوی تاریخ پنهان دیوها‌ــ کتاب وندیداد را مخوف‌ترین کتابی می‌داند که بشریت تاکنون نوشته و عملاً از آن تبعیت کرده. اما چرا این کتاب تا به‌این اندازه مهیب است؟ پارسانی می‌گوید پاسخ، در سازوکار خود وندیداد نهفته: کتابی که از زندگی روزمره عبور می‌کند و آن را به میدان دائمی مراقبت، طهارت، پرهیز و دفع بدل می‌سازد. در این میدان، بدن، خاک، آب، مرگ، ناپاکی و ساده‌ترین رفتارهای انسانی، همگی وارد شبکه‌ای از احکام می‌شوند؛ شبکه‌ای برای دور نگه داشتن دیوها، مهار دروج و حفظ جهان از آلودگی. در این جهان، دیوها بیرون از نظم کمین نکرده‌اند؛ در خودِ آن غوطه‌ورند. یعنی در قانون، مراقبت، و آیینی که زندگی را میان پاکی و ناپاکی معلق نگه می‌دارد. بدین سان وندیداد خود را کتاب جنگ با دیوها می‌داند، اما سرانجام جهانش را با حضور همان‌ها می‌سازد. موجوداتی که حذف نمی‌شوند و در قانون و حافظه‌ی نظم باقی می‌مانند. پارسانی/نگارستانی حتی پا را فراتر می‌گذارد و وندیداد را بزنگاهی می‌داند که از دل آن می‌توان خیز زرتشتی‌گری به‌سوی توحید را دید؛ حرکتی از قانون و طهارت به‌سوی نجات و از دفع دیوها به‌سوی سازمان دادن امید. و این همان هراس دائمی وندیداد است: کتابی که برای دفع دیوها نوشته شده، اما برای حفظ نظم خود ناچار است حضور آن‌ها را تمدید کند. عکس: بازسازی دخمه‌ی زرتشتیان، برج خاموشان یا برج سکوت (یزد) @CineManiaa | سینمانیا
46
11
از متن: بر اساس نظریه‌ی کهنِ اخلاط ، هم هنرمندان هم اهل دانش، بیش از دیگران در معرض مالیخولیا دانسته می‌شدند. این مفهوم روان‌شناختی در جمهوری هلند همچنان حضوری زنده و اثرگذار داشت؛ چنان‌که از نوشته‌ای پیداست که زیرِ چاپی بر اساس طرحی از یاکوب دی خِین دوم، آمده و حدود سال‌های ۱۵۹۶/۹۷ به قلم هوگو گروتیوس جوان، نوشته شده بود: «مالیخولیا، آن بلای مهیب جان و روان / چه‌بسا توان استعداد و نبوغ را از کار می‌اندازد.» ...
2 078
12
پ‌ن: هندریک تر بروخن از مهم‌ترین نقاشانی بود که در شمار کاراواجوگرایان اوترخت (Utrecht Caravaggists) قرار می‌گرفت؛ گروهی از هنرمندان هلندی که در اوایل قرن هفدهم، پس از سفر به رم و مواجهه با جهان پرشور و تاریک‌روشنِ کاراواجو، زبان تازه‌ای را وارد نقاشی هلند کردند. در کنار تر بروخن، هنرمندانی چون خریت فان هونتهورست و دیرک فان بابورن نیز از چهره‌های برجسته‌ی این جریان بودند. آنان صحنه‌های مذهبی، اسطوره‌ای، تاریخی و ژانری را با حال‌وهوایی زنده، نمایشی و گاه خیره‌کننده تصویر می‌کردند؛ از نوازندگان و قماربازان گرفته تا زائران، قدیسان و چهره‌های روزمره‌ای که انگار از دل زندگی واقعی وارد قاب نقاشی شده‌اند.
1 981
13
و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست. (۵۶) آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دی
و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست. (۵۶) آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت: «این شخص هم با او می‌بود.» (۵۷) او وی را انکار کرده گفت: «ای زن او را نمی شناسم.» (۵۸) ــــ لوقا ۲۲: ۵۵–۵۸ - The Denial of Saint Peter, Hendrick ter Brugghen, 1628. - @CineManiaa | سینمانیا
2 186
14
Death In Venice (1971) Aschenbach's Last Moments On The Beach Before Dying Scene در شاهکار لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز، آشنب
Death In Venice (1971) Aschenbach's Last Moments On The Beach Before Dying Scene در شاهکار لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز، آشنباخ ــ‌که در فیلم به‌جای نویسنده، موسیقیدان است‌ــ پیش از تادزیو ــ‌پسر نوجوانِ نیک‌منظری که همچون یک رخداد در زندگی آشنباخ ظهور کرده، رخدادِ زیبایی‌‍ــ درون نظمی زندگی می‌کند که در آن زیبایی قابل ‌فهم و کنترل است. او زیبایی را می‌بیند و بازمی‌شناسد، هرچند پیوسته کوشیده است در آن غرق نشود و به سطح مصرف و بلعیده‌شدن فرو نغلتد. اما تادزیو این منطق، این اقتصادِ فاصله را برهم می‌زند. او مطلقاً کاری نمی‌کند، چیزی نمی‌گوید، هیچ توضیحی نمی‌دهد. و همین «هیچ» است که به‌تدریج همه‌چیز را از درون تهی می‌کند؛ زوالی فرساینده و خاموش، با شکلی از زیبایی که هم‌زمان مهیب است، آنجا که مرز میان امر زیبا و مهیب فرو می‌ریزد و نگاه، در تجربه‌ای حدّی و افراطی، در خودِ زیبایی حل می‌شود؛ محو شدن در افراط. @CineManiaa | سینمانیا
2 409
15
Death In Venice (1971) Aschenbach's Last Moments On The Beach Before Dying Scene در شاهکار لوکینو ویسکونتی، مرگ در ونیز، آشنباخ ــ‌که در فیلم به‌جای نویسنده، موسیقیدان است‌ــ پیش از تادزیو ــ‌پسر نوجوانِ نیک‌منظری که همچون یک رخداد در زندگی آشنباخ ظهور کرده، رخدادِ زیبایی‌‍ــ درون نظمی زندگی می‌کند که در آن زیبایی قابل ‌فهم و کنترل است. او زیبایی را می‌بیند و بازمی‌شناسد، هرچند پیوسته کوشیده است در آن غرق نشود و به سطح مصرف و بلعیده‌شدن فرو نغلتد. اما تادزیو این منطق، این اقتصادِ فاصله را برهم می‌زند. او مطلقاً کاری نمی‌کند، چیزی نمی‌گوید، هیچ توضیحی نمی‌دهد. و همین «هیچ» است که به‌تدریج همه‌چیز را از درون تهی می‌کند؛ زوالی فرساینده و خاموش، با شکلی از زیبایی که هم‌زمان مهیب است، آنجا که مرز میان امر زیبا و مهیب فرو می‌ریزد و نگاه، در تجربه‌ای حدّی و افراطی، در خودِ زیبایی حل می‌شود؛ محو شدن در افراط. @CineManiaa | سینمانیا
1
16
گوگن سه مسیح دارد: یکی در صورت خود او ظاهر می‌شود، مسیحی که چهره و کالبدش به سیمای نقاش نزدیک است؛ دیگری در فاصله‌‌ی میان گوگ
گوگن سه مسیح دارد: یکی در صورت خود او ظاهر می‌شود، مسیحی که چهره و کالبدش به سیمای نقاش نزدیک است؛ دیگری در فاصله‌‌ی میان گوگن و ونگوگ می‌ایستد، انگار که بدنش در راه نقش شدن از میانِ بدنِ تب‌دار و نحیفِ ونگوگ گذشته و به آن آغشته شده باشد؛ و سومی مسیحِ بیمار است، مسیحی همواره ناسالم، رنجور، فرسوده، مسیحِ زرد. - عموماً زردیِ این تصویر را به فضای پاییزی روستای پون-آوان نسبت می‌دهند: به خاکِ آن، مزرعه‌اش، نور مرده‌ی روستا، و به منظره‌ای که گوگن مدت‌ها در برابر چشمان خود داشت. با این حال، این رنگ بیش از آنکه بازتاب اقلیم باشد نشانه‌ی وضعیت جسمانی مسیح است: مسیحِ رنجور و یرقان‌زده‌ی گوگن، مسیحی که، پیش از شکنجه و تصلیب، بیمار و فرتوت است. او درواقع صاحب کالبدی‌ست که از درون فرو ریخته و دیگر توان نگه‌داشتن خود را ندارد. انگار که از آغاز قادر به حمل آن حضور نبوده و زیر فشار خمیده و فرسوده است: یک اختلال درونی هم‌جنسِ یرقان، در مقام منطق تصویر. @CineManiaa | سینمانیا
2 937
17
بروگلِ پدر در سقوط فرشتگان سرکش بزنگاهی را تصویر می‌کند که نظم برای تداوم، ناگزیر از مرزبندی‌ست؛ مرزی که بیرون‌گذاری و کسرِ آ
بروگلِ پدر در سقوط فرشتگان سرکش بزنگاهی را تصویر می‌کند که نظم برای تداوم، ناگزیر از مرزبندی‌ست؛ مرزی که بیرون‌گذاری و کسرِ آن‌چه ناسازگار است را به‌عنوان شرط بقا فعال می‌کند. بقای ساختار از مسیرِ حذفِ قهرآمیز. و در همین نقطه، الهیاتِ تابلو سیاسی می‌شود، بیش از اندازه سیاسی؛ امر قدسی به‌مثابه دستگاهِ تفکیک؛ دستگاه تعیین مرزِ بقا و طرد. - در مرکز تصویرِ بروگل، میکائیل ایستاده و این منطق را به اجرا درمی‌آورد. او کارگزارِ نظم است، مجری حاکمیت؛ نقطه‌ای که در آن تصمیم به کنش بدل می‌شود. شمشیر، زره و جایگاه مرکزی او همگی در خدمت همین معنا قرار می‌گیرند: او مرز را برقرار می‌سازد، نیروها را از هم جدا می‌کند و اخراج را به فعلی مشروع بدل می‌کند. او به کل صحنه ساختار می‌دهد؛ انگار که آشوبِ پیرامون در مدارِ یک اراده‌ی مرکزی سامان یافته باشد. - باروک شیفته‌ی لحظه‌ای‌ست که نظم و بحران هم‌زمان دیده می‌شوند؛ لحظه‌ای که ثبات هنوز از هم نپاشیده، اما فشار فروپاشی در سراسرِ تصویر قابل احساس است. تراکم پیکره‌ها، حرکت‌های فشرده، آشوبِ کنترل‌شده و شلوغی بصری، همگی زبانِ فرمی همین تنش‌اند؛ کابوس‌های بصری.
2 962
18
زندگی یعنی دهه‌هایی از بیدارشدن‌های به‌موقع، کشیدنِ بار چرخه‌ای بی‌پایان از حالات، احساسات، اندیشه‌ها و خواهش‌ها ــ‌همه‌ی طیف‌های بی‌قراری انسانی‌ــ و در نهایت افتادن بر تخت، برای عرق‌ریختن در ظلمتِ خواب یا سوختن در کابوس‌هایی که ذهنِ رؤیابین ما را شکنجه می‌دهند. و پرسش همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: چرا بیشتر ما، حکم حبس در زندگی را بر طناب یا دهانه‌ی تفنگ ترجیح می‌دهیم؟ آیا سزاوار مرگ نیستیم؟ اما نه، این پرسش‌ها را بر زبان نمی‌آوریم و با صداقت هم پاسخ نمی‌دهیم. در سکوتِ مصلحت، زندگی ادامه می‌یابد و همین سکوت است که توطئه علیه نژاد بشر را زنده نگه می‌دارد. شاید پایان این توطئه در پذیرش فنا باشد: مرگِ تراژدی در آغوشِ نیستی. جهانی آکنده از نازادگان، سزاوار آن است که از تکرارِ دهشتِ ما در امان بماند. اما هیچ دانسته یا انگیزه‌ای ما را به چنین گامی نمی‌کشاند. چنین اندیشه‌ای برایمان غیرقابل تصور است. ما فقط انسانیم، و اگر شک دارید، [می‌توانید این را] از هر کسی بپرسید. - آخرین سطرهای کتاب توطئه علیه نژاد بشر، نوشته‌ی توماس لیگوتّی - @CineManiaa | سینمانیا
917
19
«انقراض درون» یک دوره‌ی هشت‌جلسه‌ای تماشای فیلم و تحلیل است؛ درباره‌ی لحظه‌هایی که جهان، در مقیاس یک زندگی فردی، دچار خاموشی+1
«انقراض درون» یک دوره‌ی هشت‌جلسه‌ای تماشای فیلم و تحلیل است؛ درباره‌ی لحظه‌هایی که جهان، در مقیاس یک زندگی فردی، دچار خاموشی و فروپاشی می‌شود. در این مجموعه، فیلم‌هایی از سینمای جهان معاصر و کلاسیک نمایش داده می‌شود؛ آثاری از تارکوفسکی، لوکینو ویسکونتی، لویی مال، چارلی کافمن، الکس گارلند و دیگران، که هرکدام به شکلی متفاوت به تجربه‌ی فروپاشی بدن، زبان، حافظه، اخلاق و معنا می‌پردازند. چهار جلسه از این دوره با همراهی رامین اعلایی و چهار جلسه با همراهی علی جمشیدی پیش خواهد رفت؛ و در کنار آن، بستر گفت‌وگوی جمعی نیز شکل خواهد گرفت تا امکان مشارکت و بازخوانی تجربه‌ی تماشای فیلم‌ها برای شرکت‌کنندگان فراهم گردد. - اگر نویسنده، نقاش یا فیلمساز هستید، این دوره می‌تواند برای شما فضایی باشد برای دیدن دقیق‌ترِ نسبت میان تصویر، روایت و فروپاشی تجربه در سینما؛ بدون اینکه به تفسیرهای آماده محدود شود. - هر هفته شنبه‌ها، از ششم تیرماه تا بیست‌وچهار مردادماه تهران، ظفر، خیابان ناجی، خیابان فرزان، کوچه نوربخش، بلوار مینا، روبه‌روی گالری محسن، عمارت نوربخش تلفن رزرو یا ثبت‌نام: ۰۹۳۹۷۲۳۲۵۴۳ آیدی تلگرام: @Meliheydary
12 645
20
‍ [...] بیکن بارها حالت تهوع، استفراغ و انقباض بدن را نقاشی کرده است. نقاشی بسیار زیبایی دارد به نام فیگور کنار روشویی: مردی که روی روشویی خم شده و در حال بالا آوردن است. خودِ استفراغ دیده نمی‌شود، اما تمام وضعیت بدن، تمامِ پشت او، آن را منتقل می‌کند. این یک «پشتِ در حال استفراغ» است؛ پشتی که تحت تأثیر نیروی استفراغ قرار گرفته است. آن‌وقت می‌فهمید که این اصلاً کار ساده‌ای نیست. او لبه‌ی روشویی را گرفته است و انگار بدنش دارد از خودش بیرون می‌ریزد. متوجه هستید چه چیزی میان استفراغ و فریاد مشترک است؟ پیدا کردنش دشوار نیست. در هر دو، نوعی تلاش وجود دارد؛ تلاشی که در آن بدن می‌خواهد از خودش بگریزد. این واقعاً عجیب است: فرارکردن، گریختن. انگار بدن دارد از خودش بیرون می‌زند. نوعی احساس وحشت محض، قسمی دلهره. و این همان فاجعه است. اگر قرار باشد بدن در نقاشی بیکن ظاهر شود، باید از دل همین فاجعه‌ی «بدنِ در حال گریز از خودش» عبور کند. این همان نمودار بیکن است. بدن می‌تواند به شکل‌های مختلف بگریزد: از راه استفراغ، یا فریاد. و واقعاً این‌ها دو دهان متفاوتند. دهانی که بالا می‌آورد، همان دهانی نیست که فریاد می‌کشد. بدنی که می‌خواهد از خودش بگریزد... این واقعاً چیز عجیبی است: بدنم از من می‌گریزد. نمی‌دانم تا‌به‌حال عمل جراحی سنگینی داشته‌اید یا نه، اما کسانی که چنین تجربه‌ای داشته‌اند، به‌نظر من چیزی را فهمیده‌اند که کمک می‌کند این مسئله را درک کنیم... - Gilles Deleuze, Painting and the Question of Concepts, Session 2, 7 April 1981, 60. - @CineManiaa | سینمانیا
3 853