es
Feedback
فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

Ir al canal en Telegram

✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

El canal فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) (@mostafatajzadeh) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 43 399 suscriptores, ocupando la posición 1 380 en la categoría Política y el puesto 8 043 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 43 399 suscriptores.

Según los últimos datos del 27 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -205, y en las últimas 24 horas de -12, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 12.23%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 8.61% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 5 307 visualizaciones. En el primer día suele acumular 3 738 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 81.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como اعتراض, نیرو, سرکوب, حکومت, حق.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 28 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.

43 399
Suscriptores
-1224 horas
-457 días
-20530 días
Archivo de publicaciones
📝📝📝 صفحه یوتیوب «نیما تکیدو» با دستور مقام قضائی مسدود شد ✅ صفحه یوتیوب نیما تکیدو با ۹۸۰ هزار دنبال‌کننده به دستور مقام قضائی از دسترس خارج شد. بسته شدن این صفحه به دنبال برگزاری ایونتی رخ داده که جمعه (دوم مردادماه) با حضور هزاران نوجوان در مجتمع تجاری ایران‌مال برگزار شد، حواشی بسیاری ایجاد کرد و در نهایت هم ناتمام ماند. جزئیات در👇👇 https://www.entekhab.ir/003uZX @Entekhab_ir

📝📝📝جنگ امروز و تهدید تجزیه؛ وقتی اشتباهات داخلی، فرصت را در اختیار دشمن خارجی گذاشت ✍🏻مهرشاد پورسعید اصفهانی امروز دیگر سخن از احتمال جنگ یا نگرانی از تجزیه نیست؛ ایران در متن یک جنگ و یک تهدید واقعی برای تمامیت ارضی خود قرار گرفته است. برای فهم این وضعیت، باید به گذشته بازگشت و حوادث ۱۸ و ۱۹ دی را در یک چارچوب بزرگ‌تر و گذشته‌نگر تحلیل کرد. متن کامل را اینجا بخوانید

📝📝📝بذرافشان‌امید ✅شیرین‌پارسی برای من نماد توان و جسارت و مقاومت و شکوه زن ایرانی است. آشنایی‌ام با او برمی‌گردد به سال ۱۳۸۱ که در وزارت کشور مشاور وزیر و مدیرکل امور بانوان بودم. قرار بود پروژه ملی ترویج فرهنگ کارآفرینی زنان و توان افزایی زنان کارآفرین اجرایی شود و یکی از کارآفرینان که به عنوان کشاورز نمونه، برنج‌کار، معرفی شده بود از اقلیم شمال و ساکن روستای شاندرمن ماسال بود. ✅سال بعد و پس از اجرای موفق آن پروژه‌ی ملی من در کنار او، فیروزه صابر مجری پروژه و چندتن دیگر از کارآفرینان، انجمن زنان کارآفرین را تأسیس کردیم. و از آن پس شانس نزدیکی بیشتر و ارتباط مستمر با شیرین بانو را داشتم که همه مصاحبت‌ها و معاشرت‌های‌مان برایم درس‌آموز بود. ✅آن‌چه مسلم است نقش مؤثری که این بانوی کارآفرین در نهادهای مدنی ایفا کرده و می‌کند، از او شخصیتی ممتاز ساخته‌است. و در عین حال ارتباطش با حوزه فرهنگ قطع نشده و کار ترجمه را در کنار دیگر مسئولیت‌های‌همزمان دنبال کرده است. ✅خبر خوش انتشار اثر تازه‌اش، ترجمه کتاب بذرافشان امید توسط انتشارات ایلیا برایمان بسی خوشایند بود و هم از این رو به همراه دوست عزیزم آسیه آل‌احمد به رشت رفتیم تا در مراسم رونمایی از کتاب در دفتر نشر ایلیا شرکت کنیم. ✅باعث افتخار است که این بار معرفی کتاب ارجمند بذرافشان امید توسط اندیشمند فرهیخته و فرزانه استاد علی دهباشی در شهرکتاب نیاوران انجام می‌شود. خوشحالم که باز هم در محیطی فرهنگی و در کنار جمعی فرهیخته از این کتاب خواهم شنید. ✅کتاب ارزنده‌ای که آن را خواندم و چون توسط مترجم گرانقدرش شیرین‌جان به همسرجان دربندم تقدیم و برای او امضا شده بود امانت را به او رساندم که فی‌الفور آن را خواند و در یک تماس تلفنی از شیرین پارسی برای کار ارزشمندش تشکر و قدردانی کرد. @zanane_pazhoheshgar_tarikh https://www.instagram.com/p/DbRWpH5AGN-/?igsh=MWhtanBsbzRwbGV4dg==

✅مرتضی پروین، نقاش و مجسمه‌ساز که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند، یک نقاشی دیواری بزرگ را در روز شنبه ۴ مرداد ماه جاری در اعتراض به مجازات اعدام بر دیوار هواخوری این زندان رسم کرد. ✅این هنرمند در اعتراض به روند فزاینده اعدام‌های اخیر از سوی قوه قضاییه، تصویری از یک جنین را در ابعاد ۲/۵ در ۳ متر بر پس‌زمینه‌ای سیاه نقاشی کرد؛ تصویری که در آن بند ناف جنین همچون طناب دار گره خورده است. ✅تصویری از طرح اولیه این نقاشی را ملاحظه می‌کنید. ✅مرتضی پروین تاکنون چندین نمایشگاه نقاشی، مجسمه و پرفورمنس‌آرت را با موضوعاتی چون نه به اعدام، سرکوب زنان، کشتار دی‌ماه، نه به جنگ، روز جهانی زن، کارگر، معلم و دیگر مفاهیم حقوق بشری در زندان اوین برگزار کرده است. ✅مرتضی پروین، هنرمند تجسمی و فعال مدنی ۳۴ ساله که بهمن ۱۴۰۲ بازداشت شد، با رای دادگاه تجدیدنظر در دیماه ۱۴۰۳ به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی و خارجی» به ۵ سال زندان محکوم شده است.

📝📝📝 آیا بیانیه پیشاجنگ میرحسین موسوی همچنان قابل دفاع است؟ ✍🏻مصاحبه نیماد با علیرضا رجایی ✅هفت ماه پس از بیانیه میرحسین موسوی در محکومیت سرکوب اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، حساسیت دستگاه قضایی و امنیتی ایران به آن همچنان بالاست، بیانیه‌ای که رهبر جنبش سبز ایران در آن با تکیه به بر اساس سه اصل عدم مداخله خارجی، نفی استبداد داخلی و گذار دموکراتیکِ مسالمت‌آمیز، از نظامیان و حاکمان ایران تفنگ‌های خود را زمین بگذارند و از قدرت کناره بگیرند. ✅اندکی پس از این بیانیه، حدود ۴۰۰ فعال سیاسی و مدنی با انتشار نامه‌ای به حمایت از میرحسین موسوی پرداختند و خط مشی او را ستودند که این میان دادگاه انقلاب تهران طی هفته گذشته برای سه نفر از آنان به این بهانه احکام زندان صادر کرد. ✅علیرضا بهشتی شیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، این سه کنشگر سیاسی و از یاران میرحسین موسوی هستند که دو نفر اول به ۱۵ ماه و نفر سوم به ۶ ماه حبس محکوم شدند. ✅اما اکنون که کشور جنگی ۳۹ روزه با ایالات متحده و اسرائیل را گذرانده و باز درگیر دور تازه‌ای از جنگ با نیروهای آمریکایی‌ست، بیانیه آقای موسوی را چگونه می‌شود سنجید؟ آیا این بیانیه با توجه به تجربه‌های سنگین ماه‌های اخیر همچنان قابل دفاع است؟ ✅علیرضا رجایی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۴۰۰ امضایی دفاع از میرحسین موسوی به پرسش نیماد پاسخ می‌دهد. منبع: نیماد

📝📝📝چرا جمهوری اسلامی به جای «دادخواهی» از «انتقام» و «خون‌خواهی» سخن می‌گوید؟ ✍️خشایار سفیدی ✅دادخواهی بر منطقی حق‌محور استوار است. در این منطق، ابتدا باید پذیرفت که حقی پایمال شده و سپس سازوکاری برای احقاق آن فراهم شود. دادخواهی مستلزم پاسخ‌گویی، شفافیت و پذیرش مسئولیت است. ✅اما برای حکومتی که طی دهه‌ها با اتهام‌هایی چون اعدام‌های گسترده، سرکوب اعتراضات، نقض حقوق شهروندان، فساد ساختاری و بحران‌های معیشتی روبه‌رو بوده، تکیه بر چنین روایتی می‌تواند پرسش‌هایی را متوجه عملکرد خود حکومت کند و مشروعیت ادعایی آن را با چالش‌های جدی مواجه سازد. ✅در مقابل، انتقام یا خون‌خواهی بر منطقی قدرت‌محور و عاطفی بنا شده است. در این روایت، مسئله اصلی دیگر احقاق حق نیست، بلکه بسیج احساسات علیه دشمنی بیرونی است. آمریکا، اسرائیل یا رهبران آن‌ها به کانون خشم تبدیل می‌شوند و از این طریق امکان ایجاد همبستگی سیاسی در میان حامیان حکومت حول یک «دشمن مشترک» فراهم می‌شود. در نتیجه، پرسش از مسئولیت‌های داخلی به حاشیه رانده شده و توجه افکار عمومی به تهدیدهای خارجی معطوف می‌شود. ✅از این منظر، تأکید ناگهانی بر «انتقام» پس از رخداد ۹ اسفند را می‌توان تلاشی برای بازسازی روایت سیاسی و پر کردن خلأ معنایی ناشی از یک شکست راهبردی دانست. به جای مواجهه با پرسش‌های مربوط به سیاست‌های داخلی و خارجی، پاسخ‌گویی و مطالبات انباشته جامعه، بار دیگر روایت «دشمن خارجی» و «خون‌خواهی» در مرکز گفتمان قرار می‌گیرد. چنین راهبردی ممکن است در کوتاه‌مدت به حفظ انسجام نیروهای وفادار به حکومت کمک کند، اما بعید است بتواند بحران‌های ساختاری و شکاف میان حکومت و جامعه را برطرف کند؛ زیرا این شکاف بیش از آنکه محصول تهدیدی خارجی باشد، ریشه در مسائل داخلی و مطالبات بی‌پاسخ دارد. ✅جمهوری اسلامی پیش‌تر نیز از این الگو بهره گرفته است؛ از جمله در گفتمان «انتقام سخت» پس از کشته شدن قاسم سلیمانی. با این حال، اکنون که ضربه مستقیماً متوجه رأس هرم قدرت شده، به نظر می‌رسد این گفتمان با شدت و برجستگی بیشتری بازتولید می‌شود. ✅از این رو، انتخاب واژه «انتقام» صرفاً یک انتخاب زبانی نیست، بلکه بازتاب نوعی منطق سیاسی است؛ منطقی که مشروعیت خود را نه از احقاق حق، بلکه از بازتولید دشمن، بسیج احساسات و تعویق مواجهه با بحران‌های مشروعیت و پاسخ‌گویی کسب می‌کند. @tahkimmelat

📝📝📝 کتاب خوندن: کم‌هزینه‌ترین راه تغییر مغز ✅تا حالا دقت کردی وقتی یه رمان خوب می‌خونی، بعد از چند صفحه، دیگه صدای اطرافت رو کمتر می‌شنوی؟ انگار مغزت از اتاق بیرون می‌ره و می‌ره یه جای دیگه؛ توی یه شهر دیگه، یه زمان دیگه، یا حتی توی ذهن یه آدم دیگه. ✅حالا یه سؤال: واقعاً موقع کتاب خوندن فقط داری اطلاعات می‌گیری؟ یا یه اتفاق عمیق‌تر داره توی مغزت می‌افته؟ ✅فالک هوتیگ، پژوهشگر مؤسسه‌ی ماکس پلانک، توی کتاب جدیدش The Perks of Being a Bookworm می‌گه ما سال‌ها اثر واقعی کتاب خوندن رو دست‌کم گرفتیم. کتاب فقط یه وسیله برای یاد گرفتن نیست؛ یکی از قوی‌ترین ابزارهاییه که می‌تونه مغز انسان رو تغییر بده. ✅توی جامعه امورز اگر از آدم‌ها بپرسی برای تقویت مغز چی کار می‌کنن، جواب‌های آشنایی می‌شنوی؛ خواب بهتر، ورزش، مدیتیشن، مکمل، قهوه، نوروفیدبک، یا حتی دستگاه‌هایی که با جریان الکتریکی ضعیف مغز رو تحریک می‌کنن. ✅اما هوتیگ می‌گه: یکی از مؤثرترین تقویت‌کننده‌های مغز، سال‌هاست جلوی چشممون بوده و کمتر کسی درباره‌ش حرف زده؛ کتاب خوندن. ✅پژوهش‌ها نشون می‌دن یاد گرفتنِ خواندن، شبکه‌هایی رو که مسئول حافظه، توجه، استدلال، پردازش زبان و حتی ادراک دیداری هستن، دوباره سازمان‌دهی می‌کنه. یعنی مغز، بعد از باسواد شدن، همون مغز قبلی نیست. ✅جذاب‌ترین بخش ماجرا، یه کشفیه که حتی برای عصب‌شناس‌ها هم غافلگیرکننده بوده. سال‌ها یه نظریه‌ی معروف وجود داشت؛ از اون‌جایی که خواندن توی تاریخ تکامل انسان پدیده‌ی تازه‌ایه، مغز شبکه‌ی اختصاصی براش نداره. پس مجبور می‌شه بخشی از مدارهایی رو که قبلاً کار دیگه‌ای انجام می‌دادن، تصاحب کنه. یکی از این مدارها، مسئول تشخیص چهره‌هاست. یعنی بعضی دانشمندها فکر می‌کردن هرچه در خواندن ماهرتر بشیم، شاید کمی از توانایی تشخیص چهره‌هامون کم بشه؛ چون مغز داره از یه فضای محدود برای دو کار مختلف استفاده می‌کنه. ✅اما وقتی هوتیگ و همکاراش در هند، عملکرد افراد باسواد و بی‌سواد رو با هم مقایسه کردن، نتیجه دقیقاً برعکس بود. افراد باسواد، چهره‌ها رو بهتر تشخیص می‌دادن. انگار مغز به جای اینکه یه اتاق رو از یکی بگیره و به یکی دیگه بده، به‌جاش کل خونه رو بازسازی می‌کرده. ✅یه باور اشتباه دیگه هم اینه که فکر می‌کنیم باسواد شدن یه خط پایانه. اما نویسنده می‌گه خواندن یه کلید روشن و خاموش نیست؛ یه طیفه. هر کتابی که می‌خونی، مغزت یه کم کارآمدتر می‌شه. بعضی فرایندها خودکارتر می‌شن، بعضی ارتباط‌های عصبی قوی‌تر و بعضی مهارت‌های فکری دقیق‌تر. برای همین، آدمی که سال‌ها با متن‌های جدی، رمان، مقاله یا کتاب‌های پیچیده سروکار داشته، فقط اطلاعات بیشتری نداره؛ دنیا رو هم جور دیگه‌ای می‌بینه. ✅البته همه‌ی خواندن‌ها شبیه هم نیستن، هوتیگ می‌گه مهم نیست فقط بخونی؛ مهمه اینه چی بخونی. اگر همیشه متن‌های کوتاه اینستاگرامی، ساده و سطحی بخونیم، مغز هم همون‌قدر تمرین می‌کنه. اما متن‌های عمیق، واژه‌های ناآشنا، جمله‌های پیچیده و استدلال‌های چندلایه، مغز رو وادار می‌کنن بیشتر کار کنه. ✅قطعاً از بین شما عزیزانی که مشغول مطالعه این متن هستید این سوال به ذهنتون خطور کرده که: پس تکلیف کتاب الکترونیکی و کتاب صوتی چی می‌شه؟ ✅پژوهش‌ها می‌گن معمولاً درک مطلب روی کاغذ کمی بهتر از صفحه‌ی نمایشگره، اما دلیلش احتمالاً خودِ کاغذ نیست. ما ناخودآگاه وقتی کتاب کاغذی دستمون می‌گیریم، جدی‌تر می‌خونیم. کمتر حواسمون پرت می‌شه و انرژی ذهنی بیشتری صرف فهمیدن متن می‌کنیم. یعنی شاید مشکل از نمایشگر نباشه؛ از عادتی باشه که با نمایشگر پیدا کردیم. کتاب صوتی هم بی‌فایده نیست. اتفاقاً می‌تونه دایره‌ی واژگان، ساختارهای زبانی و روایت‌های پیچیده رو وارد ذهنمون کنه. اما به گفته‌ی هوتیگ، همه‌ی مزایای عصبیِ خواندن، فقط وقتی فعال می‌شن که خودت کلمه‌ها رو از روی متن پردازش کنی. بنابراین گوش دادن و خواندن، شبیه هم هستن؛ ولی یکی نیستن.
📌 دفعه‌ی بعد که خواستی بین دیدن ده تا ویدئوی یک‌دقیقه‌ای و خوندن چند صفحه کتاب یکی رو انتخاب کنی، بد نباشه این سؤال رو از خودت بپرسی: من فقط دنبال وقت گذروندنم، یا دارم مغزم رو هم تمرین می‌دم؟ شاید جواب این سؤال، بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم، آینده‌ی ذهنمون رو شکل بده. ✅ گاهی همون کتابی که قبلاً خوندیم، اگر دوباره دستمون بگیریمش، چیزهای تازه‌ای بهمون نشون می‌ده. چون ما دفعه‌ی قبل همون آدم نبودیم. ذهن تغییر می‌کنه، تجربه‌هامون بیشتر می‌شن، و زاویه‌ی دیدمون عوض می‌شه. برای همین، یه کتاب می‌تونه هر بار که برمی‌گردیم سراغش، یه لایه‌ی جدید از خودش رو رو کنه.
منبع 🆔 @booklove_blog

📝📝📝از ديار حبيب تا تعلق غريب ✍🏻کاوه ✅آدم‌ها از كشورشان مهاجرت میكنند، اما آيا تعلق‌شان نيز همراه آنها مهاجرت میكند؟ شايد اين، مهم‌ترين پرسشي باشد كه امروز بايد درباره دياسپورای ايرانی از خود بپرسيم. سال‌هاست درباره «فرار مغزها»، «مهاجرت نخبگان» يا «ايرانيان خارج از كشور سخن میگوييم، اما كمتر از اين گفته‌ايم كه مهاجرت، پيش از آنكه جابه‌جايی انسان‌ها باشد، جابه‌جايی احساس تعلق است؛ ✅غلامحسین ساعدی كه خود در خارج از كشور چشم از جهان فروبست، سال‌ها پيش در يكی از ماندگارترين توصيف‌هايش ميان مهاجر و آواره تمايز گذاشت. او نوشت: «مهاجر اميدوار است؛ هميشه اميدوار است، هرچند ريش و گيس‌اش به سپيدی نشسته باشد. آواره، اما، از كنار سگ‌های جليقه‌پوش پليس با احترام و لبخند رد می شود كه مبادا كارت اقامتش را بگيرند.» در روايت ساعدی، مرز ميان مهاجر و آواره، مرز ميان اميد و ترس است.اما آيا دياسپوراي امروز ايران را هنوز مي‌توان با همين دوگانه توضيح داد؟ به گمانم نه. ✅اگر ساعدی روايتگر آوارگی بود، مهرزاد بروجردی روايتگر وضعيتی ديگر است؛ وضعيتی كه نه میتوان آن را آوارگی ناميد و نه صرفا مهاجرت. او در مقاله از ديار حبيب تا بلاد غريب از تجربه‌ای شخصی سخن میگويد؛ اينكه پس از سه دهه زندگی در امريكا، هنوز هنگام خطاب قرار دادن دانشجويانش، به جای ما امريكايیها میگويد شما امريكايیها. اين فقط يك لغزش زبانی نيست؛ اعترافی است به دشواری زيستن ميان دو جهان. گويی انسان میتواند تابعيتش را عوض كند، زبان ديگری بياموزد و در جامعه‌ای ديگر به موفقيت برسد، اما هنوز نتواند تعلقش را به‌طور كامل جابه‌جا كند. ،✅شايد تفاوت ساعدی و بروجردی، فقط تفاوت دو نويسنده نباشد؛ تفاوت دو نسل از تجربه ايرانيان خارج از كشور باشد. نسل نخست بيشتر با تبعيد، نآمنی و آوارگی شناخته مي‌شد؛ نسل‌های بعد، با دانشگاه، مهاجرت حرفه‌ای، كارآفرينی، پژوهش و زندگی دوفرهنگی. اما آنچه در هر دو تجربه مشترك مانده، مساله تعلق است. به همين دليل، دياسپورای ايرانی را نمی توان يك جمعيت يكدست دانست. استادی كه در دانشگاهی معتبر تدريس میكند، پزشكی كه در بيمارستانی در اروپا مشغول كار است، دانشجويی كه برای ادامه تحصيل مانده، كارآفرينی كه در كانادا كسب‌وكار راه انداخته يا پناهجويی كه راه بازگشتی برای خود نمیبيند، همگی ايرانيان خارج از كشور هستند، اما تجربه زيسته يكسانی ندارند. همانقدر كه نادرست است همه آنها را مهاجر يا آواره بناميم، نادرست است كه با يك نگاه سياسی درباره همه‌شان داوری كنيم. ✅دياسپورا، برخالف تصور رايج، صرفا مجموعه‌ای از افرادی نيست كه از يك كشور خارج شده‌اند. دياسپورا يعنی شبكه‌ای از انسان‌ها كه اگرچه در جغرافيايی ديگر زندگی میكنند، اما همچنان رشته‌های فرهنگی، عاطفی، زبانی و تاريخی خود را با سرزمين مادری حفظ كرده‌اند. نوروز، زبان فارسی، موسيقی ايرانی، ادبيات، پيروزی تيم ملی يا حتی نگرانی برای آينده ايران، هنوز بخشی از زندگی ميليون‌ها ايرانی آن سوی مرزهاست. اين تعلق، با مهر خروج از گذرنامه از ميان نمی رود. ✅شايد به همين دليل است كه بايد در تعریف رابطه ميان ايران و حاكميت دقت کرد اما در جنگ حاضر، اين دو مفهوم روی هم افتاده و نابودی هر يك، منجر به نابودی ديگری نيز می شود. در سال‌های اخير، گاه ديده می شود كه هر آنچه به ايران تعلق دارد، تنها از دريچه يك حكومت ديده میشود؛ از تيم ملی فوتبال و ارتش گرفته تا دانشگاه‌ها، زيرساخت‌ها و دستاوردهای علمی. حال آنكه ،دولت‌ها میآيند و میروند، اما ملت و سرزمين، تاريخی طولانی تر از عمر هر دولت دارند. همان‌گونه كه حافظ، فردوسی، تخت‌جمشيد، نوروز يا خليج فارس را نمیتوان به يك حكومت فروكاست، نهادهای ملی نيز ملك انحصاری هيچ دولت و هيچ جريان سياسی نيستند. تيم ملی، ارتش، دانشگاه، جاده، بندر و فرودگاه، سرمايه‌های يك ملتند؛ محصول رنج و تلاش نسل‌های متوالی ايرانيان. ✅شايد يكی از آسيب‌های گفت‌وگوی ما درباره دياسپورا نيز از همين‌جا آغاز میشود؛ از آنجا كه گاه اختلاف با حاكميت، به فاصله گرفتن از ايران تعبير میشود و در سوی ديگر، هر نقدی به حاكميت، به معنای بريدن از وطن تلقی میشود. حال آنكه وطن، چيزی فراتر از حاكميت است و تعلق ملی، عميق‌تر از هر مرزبندی سياسی. ✅شايد امروز ديگر پرسش اصلی اين نباشد كه ايرانيان خارج از كشور مهاجر هستند يا آواره. پرسش مهم‌تر اين است كه آيا ما پيچيدگی تجربه آنان را فهميده‌ايم؟ آيا پذيرفته‌ايم كه تعلق، مفهومی سياه و سفيد نيست و انسان می تواند همزمان در دو جغرافيا زندگی كند، اما قلبش هنوز در يك سرزمين بتپد؟ @reza_et43

📝📝📝 مولانا عبدالحمید: با زندانی کردن سیاسیون و اعدام معترضان نمی‌توان حکومت کرد ✅مولانا عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه دوم مردادماه ۱۴۰۵ تأکید کرد که بقای هر حکومت در گرو گسترش عدالت، رعایت انصاف، تأمین آزادی‌های قانونی، اقتصاد پویا و جلب رضایت مردم است. او گفت: «اگر مردم ناراضی باشند، خدا هم ناراضی است» و افزود هیچ حکومتی بدون حمایت و رضایت مردم پایدار نخواهد ماند. ✅وی با انتقاد از افزایش اعدام‌ها در کشور اظهار داشت: «با تبعیض و بی‌عدالتی، سلب آزادی بیان و قلم، زندانی کردن سیاسیون و اعدام معترضان نمی‌شود حکومت‌داری کرد.» او تأکید کرد افزایش اعدام‌ها به دین آسیب می‌زند و برای کشور نیز تبعات داخلی و بین‌المللی به همراه دارد. ✅مولانا عبدالحمید همچنین گفت: «الله تعالی نیز از این اعدام‌ها ناراضی می‌شود، زیرا در قوانین الهی و شرعی اعدام به این‌صورت وجود ندارد. در حیات طیبه پیامبر اکرم(ص)، خلفای راشدین و حضرت علی(ع) نیز چنین اعدام‌هایی وجود نداشته است.» او در پایان خواستار توقف اعدام‌ها، گسترش عدالت و رسیدگی به مطالبات مردم شد. منبع: تحکیم ملت

📝📝📝حمایت پروین فهیمی از موضع صلح‌طلبانه و مصلحانه سید محمد خاتمی ✅پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی و از مادران صلح، طی پیامی از موضع صلح‌طلبانه و مصلحانه سید محمد خاتمی حمایت کرد. 📌متن پیام او در پی آمده است: ✅من، پروین فهیمی، به‌عنوان مادری صلح‌طلب که داغ دو فرزند را بر دل دارد و همواره دغدغه ایران و ایرانیان را در سر می‌پروراند، از جنگ خانمان‌سوزی که از سوی آمریکا و اسرائیلِ جنایتکار بر کشورم تحمیل شده، عمیقاً اندوهگین و خشمگینم. جنایت‌های بی‌شمار آنان، از میناب و لامرد تا کشتی دنا و ویرانی زیرساخت‌ها و خسارت‌هایی که در جای‌جای این سرزمین بر جای گذاشته‌اند، قلب هر ایرانی آزاده‌ای را به درد می‌آورد. ✅با این همه، بر پایه اصول انسانی، مصلحت ایران و به حکم عقل، عاطفه و تجربه، باور دارم که ادامه مسیر جنگ و دشمنی، خطری بزرگ برای جان مردم، آینده کشور و تمامیت ارضی ایران است. از همین رو، از موضع مسئولانه، مصلحانه و صلح‌طلبانه آقای سیدمحمد خاتمی حمایت و پشتیبانی می‌کنم. ✅من عمیقاً نگرانم که فرزندان بیشتری از این آب‌وخاک قربانی این جنگ تحمیلی شوند. از این‌رو، همه را به صلح، مدارا و ترجیح گفت‌وگو بر خشونت، حتی در مواجهه با دشمنان، فرامی‌خوانم. ✅از همه صلح‌طلبان، آزادی‌خواهان و فعالان حقوق بشر در ایران و سراسر جهان دعوت می‌کنم صدای صلح‌خواهی مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند تا قدرت‌پرستان انسان‌ستیز و جنگ‌طلب نتوانند اهداف شوم خود را محقق کنند. ✅دنیا بداند که ایران عزیز، متعلق به همه ایرانیان است؛ نه به اقلیتی کوچک و نه به بیگانگانی که چشم طمع به این سرزمین دوخته‌اند. پاینده ایران پروین فهیمی ۱۴۰۵/۵/۲ 🆔@MohandesMirHosseinMousavi

📝📝📝جنگ جنگ تا [یک] پیروزی [بزرگ!] ✍️یاسر عرب ✅در سال‌های جنگ ایران و عراق، یکی از اصلی‌ترین استدلال‌های ادامه جنگ این بود که نباید پیش از رسیدن به یک پیروزی بزرگ پای میز مذاکره رفت! ✅گفته می‌شد باید آن‌قدر فشار آورد و آن‌قدر پیشروی کرد تا شرایطی ایجاد شود که صدام مجبور شود امتیازات اساسی بدهد و به شکلی که دیگر حتی فکر حمله دوباره به ایران را هم نکند. ✅این منطق در ظاهر بسیار منطقی به نظر می‌رسید. صلحی که پس از پیروزی بزرگ و با موضع بالاتر به دست بیاید، صلحی محکم‌تر است. ✅اما مسئله این بود که آن پیروزی بزرگ هیچ‌گاه به آن شکلی که تصور می‌شد اتفاق نیفتاد! ✅پس از آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱، جنگ می‌توانست وارد مرحله پایان شود. اما تصمیم گرفته شد که جنگ ادامه پیدا کند تا شرایط مطلوب‌تری برای مذاکره فراهم شود. سال‌ها عملیات انجام شد؛ والفجرها، خیبر، بدر، والفجر ۸ و کربلای ۵. هزاران نفر جان خود را از دست دادند، منابع کشور فرسوده شد و اقتصاد تحت فشار بیشتری قرار گرفت. اما باز هم آن نقطه‌ای که قرار بود دشمن را وادار به زانو زدن و تسلیم کند، فرا نرسید! ✅در نهایت قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد. نه در شرایطی که ایران به آن پیروزی بزرگ رسیده باشد، بلکه زمانی که ادامه جنگ هزینه‌های سنگینی پیدا کرده بود و ملاحظات واقعیت بر آرمان‌های حداکثری به شدت غلبه کرد! ✅امروز نیز همان منطق را در برابر مذاکره با آمریکا می‌بینیم. کسانی که با توافق مخالفت می‌کنند، معمولاً نمی‌گویند جنگ می‌خواهیم یا صلح نمی‌خواهیم. آنها می‌گویند: «ما هم توافق پایدار می‌خواهیم، اما باید اول با زدن ضربه‌های بزرگ چنان قدرتی ایجاد کنیم که طرف مقابل مجبور شود امتیاز بدهد.» ✅اما سؤال تاریخی این است که اگر آن نقطه ایده‌آل هرگز نرسد چه؟ اگر انتظار برای دست برتر، خودش کشور را وارد دوره‌ای بسیار طولانی و غیر قابل جبران از فرسایش کند چه؟ ✅مسئله این نیست که یک کشور نباید قدرت داشته باشد یا نباید از منافع خود دفاع کند. مسئله این است که در سیاست خارجی، قدرت واقعی فقط با افزایش توان نظامی یا تحمل هزینه ساخته نمی‌شود بلکه با توانایی تشخیص زمان مذاکره و دادن امتیاز گره خورده! ✅تجربه جنگ به ما یادآوری می‌کند که خطرناک‌ترین تصمیم‌ها، تصمیم‌هایی نیستند که از روی ضعف گرفته می‌شوند، بلکه تصمیم‌هایی هستند که بر اساس انتظار یک پیروزی بزرگ رویا فروشی می‌شوند، پیروزی‌ای که ممکن است هرگز از راه نرسد! @tahkimmelat

📝📝📝فردوسی پور و بغض فروخورده ای که ترکید ✍🏻احسان قمری
ناجوانمردانه من را کنار گذاشتند لامصبا چرا نمی‌گذارید کسی در این مملکت کار کنه؟ همه چیز در اختیار شما است. یک سایت و اپلیکیشن را نمی‌تونید تحمل کنید؟ آن‌قدر کوچک هستید؟
✅این جملاتی است که عادل فردوسی پور، در واکنش به مسدود کردن سایت برنامه اش بر زبان راند و‌ به ناگاه بغضش شکست و اشک بر چشمانش جاری شد. بغضی که شکست؛ صرفا بغض فردوسی پور نبود؛ بلکه بغض فروخورده نسلی بود که نتوانسته برای خود در کشور، جایگاهی پیدا کند؛ نسلی که از حیث تخصص و دانش و کارایی در سطح بالایی قرار دارد؛ نسلی که تولدش با پیروزی انقلاب، تحصیلش با جنگ تحمیلی و دانشگاه و شغل و زندگیش هم با تحریمها و سهمیه ها و رانتها و فضاسازیهای جناحی و سیاسی در هم آمیخته و عجین شده است. ✅بغض شکسته فردوسی پور، بغض همه متولدین دهه ۵۰ است که بیشترین صدمات را از حکمرانی آلوده به روابط و رانت خورده اند؛ افرادی که هر گاه خواسته اند خدمتی کنند و آورده ای برای خود کشورشان داشته باشند در شرایط آزمون و رقابتهای سخت و غیرکارشناسی قرار گرفته تا از چرخه رقابت خارج شوند. ✅اشخاصی که بارها و بارها و بدون وابستگی به فرد، حزب و جناح خاصی و بدون توصیه نامه و بدون مساعدت مالی، دست بر زانو زده و از صفر شروع کرده اند و قبل از اینکه طعم شیرین میوه موفقیت خود را بچشند و به دیگران هم بچشانند؛ با بغض و حسادت دیگران، مجددا به ابتدای راه مرجوع شده اند. ✅این نسل دوباره و دوباره از صفر و حتی زیر صفر شروع می کند و مجددا اسیر بازیهای سیاسی و جناحی و حسادتهای ناشی از حب نفس می شود و این مسیر ادامه دارد. ✅فردوسی پور؛ تجربه مشترک‌ همه آدم‌هایی است که احساس می‌کنند توانایی، تخصص و انگیزه داشته‌اند؛ اما صرفا بر اساس سلیقه مدیران نابلد و از بیم رشد و تعالی دیگران، کنار گذاشته شده‌اند! ✅یافتن امثال فردوسی پور کار چندان سختی نیست. کافیست کمی اطرافمان را بنگریم و فردوسی پورهای زیادی را ببینیم که در بخشهای مختلف اقتصادی و تجاری و فرهنگی و اجرایی دچار همان عارضه و بلیه ای شده اند که عادل دچار آن شد؛ عارضه ای که فردوسی پور توانست آن را عمومی و رسانه ای کند و دیگران نتوانستند. ✅فردوسی پور فرصتی فراهم کرد تا شاید ساختار حکمرانی اجرایی کشور تلنگری خورده و قدری به داشته های خود بالیده و در نهایت جذب حداقلی و دفع حداکثری را به جذب حداکثری و صد درصدی تبدیل کند. ✅اشک و بغض عادل، اشک و بغض نسلی است که می خواهد با تکیه بر داشته های خود، صحنه را خالی نکند؛ بماند و ظرفیتها و توانمندیهای خود را به منصه بروز رساند. بماند تا دیده شود؛ شنیده شود و اثبات کند که علم، دانش، توانایی و تخصص، مهمترین معیارهای رشد و توسعه ایران است . ✅این کشور، متعلق به همه ایرانیان است؛ نه متعلق به یک گروه یا اندیشه خاص؛ تفکری که تلاش دارد دیدگاه خود را به دیگران تحمیل کند؛ گروهی که هر اندیشه دیگری را بر نمی تابد، مخالفان خود را تکفیر کرده و بی وطن خطاب می کند. اقلیتی که همه رانتها و سهمیه ها را در اختیار داشته و با توزیع رانت، اجازه نمی دهد اندیشه های صحیح بروز عملی خود را پیدا کند. ✅این اندیشه، محکوم به شکست است؛ چرا که قیم مآبی و تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، آفت هر مجموعه ای بوده و فساد ناشی از آن، ریشه اندیشه را خواهد خشکانید. 🆔@MohandesMirHosseinMousavi

📝📝📝چرا تهدید؟ ✍️ علیرضا کفایی ✅سال‌هاست که بی‌پرده از اصلاح، گفت‌وگو، قانون‌گرایی، آزادی و منافع ملی سخن گفته‌ایم. از رفع حصر ظالمانه مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دفاع کرده‌ایم، آزادی دکتر مصطفی تاج‌زاده و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواسته‌ایم، از مذاکره و دیپلماسی برای تأمین منافع ملی حمایت کرده‌ایم و همواره گفته‌ایم که جنگ، شکست سیاست و بزرگ‌ترین دشمن ایران و ایرانیان است. ✅پاسخ این سخنان چه بوده است؟ «خفه می‌شی یا خفت کنیم؟» این جمله، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در گفت‌وگو و فقر استدلال است. آنان که از اقناع عاجزند، به تهدید پناه می‌برند؛ زیرا می‌دانند منطق را نمی‌توان با خشونت شکست داد. نه عادت و نه علاقه ای به نوشتن و انتشار اینگونه موارد ندارم، اما چون در مدت کوتاهی از جاهایی و افرادی در حال تکرار است، اشاره ای کوتاه میکنم. ✅من از میرحسین موسوی دفاع می‌کنم، زیرا حق آزادی و دادرسی عادلانه را حق هر شهروند می‌دانم. از آزادی مصطفی تاج‌زاده دفاع می‌کنم، زیرا زندان نباید جای اندیشه و نقد باشد. از رفع حصر دفاع می‌کنم، زیرا حصر بدون رسیدگی عادلانه، با اصول عدالت و حقوق شهروندی سازگار نیست. ✅من از مذاکره و دیپلماسی دفاع می‌کنم، زیرا باور دارم قدرت ملی تنها با توان نظامی حفظ نمی‌شود؛ عقلانیت، گفت‌وگو، تعامل سازنده با جهان و اجماع ملی نیز از ارکان امنیت و اقتدار کشورند. ✅من با جنگ مخالفم، زیرا در هر جنگی این مردم‌اند که جان، امنیت، معیشت و آینده خود را از دست می‌دهند. جنگ شاید برای برخی میدان شعار باشد، اما برای ملت، ویرانی، فقر، مهاجرت و عقب‌ماندگی به همراه می‌آورد. اگر پاسخ این باورها تهدید و توهین است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که برخی هنوز به جای رقابت اندیشه‌ها، حذف صاحبان اندیشه را ترجیح می‌دهند. ✅با این همه، راه ما تغییر نخواهد کرد. ما گفت‌وگو را بر تهدید، اصلاح را بر حذف، آزادی را بر حصر و زندان، دیپلماسی را بر جنگ و منافع ملی را بر هیجان‌های زودگذر ترجیح می‌دهیم. ✅تهدید، صدای حقیقت را خاموش نمی‌کند؛ همان‌گونه که زندان، حصر و خشونت نیز هرگز نتوانسته‌اند اندیشه را به زنجیر بکشند.ما همچنان به ایران، به اصلاح، به صلح، به آزادی و به گفت‌وگو وفادار خواهیم ماند. @kafaeealirezaa

📝📝📝قدرت، ثروت و سرنوشت شوراهای روستایی ✍️سمیه سعیدی ✅همزمان با فرارسیدن هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا ــ که برگزاری آن در پی شرایط جنگی تا مقطع کنونی به تعویق افتاد ــ این نوشتار درصدد است با تکیه بر رویکرد جامعه‌شناسی روستایی و از منظر فرهنگی، جایگاه و نقش لایه‌های نوظهور نوکیسه را در عرصه‌های محلی بررسی کند. ✅تمرکز اصلی این بحث بر چگونگی ظهور و بروز کنش‌های نمایشی، شیوه‌های مداخله‌جویانه و تلاش این گروه‌ها برای اثرگذاری بر فرایندهای تصمیم‌گیری دولتی و محلی است؛ فرایندهایی که می‌توانند در بافت فرهنگی و مناسبات اجتماعی روستا، دلالت‌ها و پیامدهای قابل‌توجهی بر جای گذارند. ✅ادامه مطلب

📝📝📝خطر «ابرتورم» بسیار جدی است؛ تورم تهران و البرز، از دیگر استان‌ها پایین‌تر نگه داشته شده ✍🏻مسعود نیلی٭ ✅تورم ۸۹ درصدی خرداد امسال، بالاترین تورمی است که تا حالا داشته‌ایم ✅۲۳ ماه طول کشید تا تورم از ۳۰ به ۴۰ درصد برسد اما از ۵۰ تا ۶۰ درصد ۲ ماه طول کشید و حالا ۳۵ روزه به بالای ۸۰ درصد رسیده! ✅پایان اسفند ۱۴۰۴، هیچ استانی تورم سه رقمی نداشت؛ در اردیبهشت، ۴ استان تورم ۳ رقمی داشتند و خرداد، استان‌های با تورم ۳ رقمی به ۱۱ استان افزایش یافت ✅تورم تهران و البرز با فاصله نسبت به سایر استان‌ها پایین‌تر است که نشان می‌دهد برای جلوگیری از توزیع تورم به استان تهران توجه بیشتری می‌شود ✅... ابرتورم عملا به معنای فروپاشی اقتصادی است. ما هنوز وارد این روند نشده‌ایم ولی اگر ۳ سال تورم‌های بالای ۵۰ درصد داشته باشیم وارد ابرتورم می‌شویم البته این شاخص برای ۷ دهه قبل است که به بعد از جنگ جهانی برمی‌گردد ولی معیار داخلی این است که اگر پول ملی فاقد ارزش برای پس‌انداز شد، وارد ابرتورم می‌شویم که به آن اقتصاد دلاریزه می‌گویند. ✅مرحله قبل از دلاریزه شدن اقتصاد، تورم سرطانی است. تورم ما از سال ۱۳۵۲ دو رقمی شد و تا ۱۳۹۶ به مدت ۴۴ سال تورم مزمن را داریم که طولانی‌ترین تورم مزمن در دنیاست و متوسط آن ۱۸.۳ درصد است. از سال ۱۳۹۷ به بعد دیگر نام تورم ما مزمن نیست. تا پایان دی ۱۴۰۳ گذار تورمی به تورم خیلی بالا را شاهد بودیم؛ البته نرخ تورم فعلی هم عملا ۳ رقمی است اما چون قیمت‌گذاری خدمات در اختیار دولت است، در عمل از سه رقمی شدن تورم عمومی که شامل کالا و خدمات است جلوگیری می‌کند؛ وگرنه تورم اصلی به کالا برمی‌گردد. ✅در سال ۱۳۸۱ به صورت شوک‌درمانی نرخ ارز یکسان شد ولی تورم ایجاد نکرد چون در نظم ملی اقتصاد کلان دیده شده بود. از ۱۳۸۴ بازی اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری اقتصادی در اقتصاد ما تغییر کرد، در دوره نوسان در فاصله ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹ به تورم ۴۰ درصد رسیدیم که ۳ خیز تورمی داشتیم. ✅بعد از آن تورم روی ریل کاهش به سمت تک‌رقمی رفت و کنترل رشد نقدینگی انجام شد و تورم به ۷ درصد رسید اما دوباره بازی تغییر کرد و مجددا به دامنه تورم بالای ۳۰ درصد رسیدیم. بنابراین به سمت یک گذار تورمی آمدیم. ✅این که آینده تورم در ایران چه می شود، کسی نمی‌داند. با این حال برای قرار گرفتن در تورم خیلی بالا چند شرط لازم است؛ شرط نخست اینکه کمبود کامل در کشور پیش بیاید که شبیه همین محاصره دریایی است؛ شرط دوم دسترسی پایین به ارز و شرط سوم رشد بالای نرخ ارز است که برای ما در حال حاضر همه این موارد محقق شده است. ✅اَبَرتورم اقتصاد را از بین می برد و باعث بی اعتمادی عمومی می شود. باید پرسید چرا در شرایط نامساعد دی‌ماه دولت تصمیم به حذف ارز ترجیحی گرفت؟ پاسخ این بود که اصلا ارزی وجود نداشت که بخواهیم ارز ۲۸۵۰۰ تومان را تغییر بدهیم یا خیر؛ اگر در شرایط عادی بودیم، نرخ ارز به شدت به مراتب پایین‌تر از نرخ‌های فعلی بود لذا شرایط اقتصاد کلان است که سبب وقوع این وضعیت می‌شود. ✅در سال ۹۳ که نرخ ارز افزایش یافته بود، دولت ۵۳ درصد نرخ حامل‌های انرژی را افزایش داد اما تورم در همان سال زیر ۲۰ درصد بود. بنابراین وقتی امکان صادرات نفت نیست، درآمد ارزی کاهش می‌یابد که درنتیجه تقاضای خرید ارز از سوی مردم افزایش می‌یابد و همین موضوع به تورم دامن می‌زند. ٭ گزیده سخنان در نشست «اقتصاد و حکمرانی پس از توافق» متن کامل https://irna.ir/xjXPpS

📝📝📝تو باید جرأت ادامه‌دادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن ✍️نامه چهارم سعید مدنی به آصف بیاتآقای دکتر بیات عزیز با سلام و درود فراوان و عذرخواهی از تأخیر در پاسخ به سبب محدودیت‌های زندان، گرفتاری‌های پس از آزادی از زندان و از آن مهم‌تر پیچیده‌تر شدن وضعیت ایران و ورود عوامل متعدد مداخله‌کننده‌ی جدید در تحولات کشور و جامعه‌ی ایران. الان که این پاسخ را ارسال می‌کنم حدود سه ماه است که با پایان حکم نهایی چهار سال حبس از زندان آزاد شده‌ام و همان‌طور که به بسیاری از دوستانم گفته‌ام ظاهر وضعیت اجتماعی برای من بی‌شباهت به داستان آلیس در سرزمین عجایب نیست. از دختران و پسران جوان در کافه‌ها بدون مزاحمت پذیرایی می‌شود و خانم‌ها با ظواهری گوناگون اما بدون روسری یا حجاب از کنار یگان‌های پلیس و ماشین‌هایی که روی آنها دوشکا سوار شده است و نظامیان نقاب‌دار پشت آنها آماده‌ی شلیک هستند می‌گذرند اغلب و با استثنائاتی بدون آن‌که کم‌ترین تذکری به آنها داده شود، گاهی نیز لبخندی ردوبدل می‌شود. ✅خاطرات کشتار فجیع و بی‌سابقه‌ی هزاران نفر در دی‌ماه در خیابان‌های شهرها و حتی روستاها از تهران بزرگ گرفته تا زیراب کوچک در شمال هنوز روح و ذهن همه‌ی مردم و نه فقط خانواده‌های داغدار را می‌آزارد. ✅جنگ و سایه‌ی جنگ و خرابی‌ها و خسارات دو جنگ اخیر امید به بهروزی و آرامش را در چارچوب سیاست ها و ساختار کنونی تا اطلاع ثانوی برای ملت نابود کرده و نه تنها نظام حکمرانی بلکه همه‌ی مردم را با روزمرگی در وضعیت تعلیق قرار داده است. همان‌طور که گفته‌اید جامعه‌ی ایران دچار ترومایی ملی شده است. تقریباً اغلب دوستانی که پس از آزادی از زندان برای تجدید دیدار به سراغم آمدند یا تماس تلفنی گرفتند این جمله را تکرار کردند که «از زندان کوچک به زندان بزرگ خوش آمدی…» ✅به‌نظرم اعتراضات دی‌ماه و خشونت عریان نظام در برابر آن در عین حال که ضرورت ترویج مشی خشونت‌پرهیز را بیش از گذشته نشان داد، شانس گذار دموکراتیک خشونت پرهیز را در آینده کاهش داد. در واقع اگر اعتراضات دی ماه با همان سبک و سیاق روزهای اول یعنی در فاصله‌ی ۶ تا ۱۷ دی ادامه می‌یافت ممکن بود مثل جنبش مهسا نتایج وعواقب خیره‌کننده‌ای به‌دنبال داشته باشد؛ ✅اما فراخوان غیرمسئولانه و فرصت‌طلبانه‌ی آقای پهلوی آن‌هم با ادعای رسیدن کمک از خارج و همین طور ورود «گارد جاویدان» (بدنام‌ترین نیروی سرکوب نظامی زمان پهلوی) بهانه‌ای شد برای سرکوب و قتل حداکثری که سپهر سیاسی ایران را خونین‌تر از قبل کرد. این توضیح برای تبرئه یا مشروع‌سازی کشتار هزاران جوان رعنا و زیبا یا هجوم نیروهای سرکوب به بیمارستان‌ها و جنایات بی‌شمار دیگرنیست؛ بی‌تردید نظام حاکم مقصر تک‌تک خون‌های به‌زمین‌ریخته است و به همان میزان هم‌اکنون دچار بحران مشروعیتی بیشتر از گذشته است. ✅ادعای نظام مبنی بر مداخله‌ی تروریست‌ها و عوامل موساد ضعیف‌تر از آن است که بتواند چنین اعتراض گسترده‌ و کشتار بی‌سابقه‌ای را توجیه کند. کما این‌که گزارش‌های شاهدان عینی هم ناقض این ادعا است. در این‌که اسراییل همواره پروژه‌هایی را علیه ایران تدارک دیده تردید ندارم؛ اما همچنان‌که در مقاله‌ی ایلناعی در «هیوم» (به فرض صحت) آمده، پروژه‌های اسراییل عمدتاً منحصر به نفوذ در نظام جمهوری اسلامی یا آموزش نیروهای مسلح ازجمله کردها (اگرچه آنها تکذیب کرده‌اند) و امثال آن بوده و نه اعزام نیروهای مسلح مخفی که مردم معترض را در چنین ابعاد وسیعی در خیابان‌ها به قتل برسانند. ✅اما متأسفانه بخشی از جامعه‌ی ایران در اثر ناامیدی از تغییر داخلی به این نتیجه رسیده است که شاید تنها مداخله‌ی خارجی بتواند رژیم را سرنگون کند. این تصور به‌ویژه پس از جنگ دوازده روزه سال گذشته و کشتار دی‌ماه در میان برخی گروه های اجتماعی تقویت شده است. ✅به نظرم در میان هیاهوی جنگ بلندتر کردن همزمان صدا علیه جنگ واستبداد و دعوت به صلح و دموکراسی وظیفه‌ی بسیار خطیری است که می‌تواند در بحران‌های آینده و عبور جامعه‌ی ایران به سوی توسعه، عدالت و آزادی نقش و سهم بسیار داشته باشد. چرا نباید همزمان در برابر فاشیسم مهاجم نتانیاهو وترامپ از یک‌سو و استبداد داخلی و سرکوب دگراندیشان از سوی دیگر نایستیم و از منافع ملی و حقوق مردم ایران دفاع نکنیم؟ چرا آینده‌ی جامعه‌ی ایران را در گرداب انتخاب بین بد و بدتر نابود کنیم؟ چرا باید تسلیم یکی از دو منطق «هر کی بیاد از اینها بهتره» یا پذیرش فقر، نابرابری، استبداد و له شدن منزلت انسانی یک ملت زیر بار سختی معیشت و دشواری های زندگی روزمره موجود شویم؟ 🔗متن کامل نامه @tahkimmelat

📝📝📝 حق به شهر گروه‌های خاموش در هیاهوی جنگ ✍️ فریبا نظری ✅در شرایط پیچیده کنونی جنگ و بحران‌های نظام اجتماعی کشور، گروه‌هایی در میدان آسیب بیشتری قرار دارند. این گروه‌ها را بر اساس اولویت آسیب‌پذیری در قالب لایه‌های مختلف زیر شناسایی کرده‌ام؛ زیرا نوع خطر برای آن‌ها متفاوت است. ✅الف/لایه نخست در معرض خطر مستقیم جانی و مکانی: ۱- سربازان وظیفه پادگان‌ها به‌عنوان اهداف مستقیم جنگ ۲- ساکنان مناطق مرزی و حاشیه‌نشینان مجاور تاسیسات استراتژیک، نظامی، امنیتی ۳- زندانیان با نداشتن عاملیت بقا ۴- بیماران به‌ویژه مبتلایان بیماری‌های سخت و خاص وابسته به دارو و تجهیزات ضروری ۵- افراد بی‌خانمان و کودکان کار ب/لایه دوم با آسیب‌پذیری شدید جسمی و روانی: ۶- معلولان ۷- سالمندان ۸- زنان باردار ۹- کودکان ۱۰- مبتلایان اختلالات روانی ج/لایه سوم، طردشدگان و ناتوانان زیست روزمره: ۱۱- پناهندگان و مهاجران به‌ویژه افراد بدون اوراق هویتی و محروم از شبکه‌های حمایتی رسمی ۱۲- شاغلان اقتصاد غیررسمی با درآمد غیرثابت ۱۳- زنان سرپرست خانوار ۱۴- خانواده‌های دادخواه اعتراضات اجتماعی به‌ویژه دی ۱۴۰۴ با آسیب‌پذیری رویارویی دوباره با تروما د/لایه چهارم در معرض خطر به واسطه شغل و حضور در میدان: ۱۵- کادر درمان ۱۶- شاغلان تولید و توزیع خدمات ضروری و شبانه‌روزی خوراک، دارو، انرژی و پسماند ۱۷- خبرنگاران، عکاسان ✅به دلیل رها شدگی نظام اجتماعی و وضعیت تعلیق کشور، امید چندانی به راهکارهای ساختارهای کلان ندارم، بنابراین با تمرکز بر راهکارهای خرد و محله‌محور با هدف شکل‌گیری عاملیت مدنی و تاب‌آوری جمعی؛ شهروندان می‌توانند حق خود را برای بقا و زیست شهری بازپس‌ گیرند. با این یادآوری که دور کردن برخی گروه‌ها از خطر، در لایه‌های مورد اشاره، نیازمند راهبردهای کلان نظام اجتماعی و وظایف حاکمیتی است؛ مانند سربازان، ساکنان مناطق مرزی، زندانیان، کادر درمان و خبرنگاران. ✅راهکارهای پیشنهادی‌ خرد و محله‌محور در مورد برخی گروه‌ها عبارتند: ۱- کنشگران محلی و همسایگان می‌توانند یک ارزیابی سریع و غیررسمی از ساکنان آپارتمان یا محله خود داشته باشند. شناسایی اینکه در کدام واحدها، سالمندان تنها، معلولان، کودکان یا بیماران خاص سکونت دارند. ایجاد یک زنجیره ارتباطی ساده سرکشی روزانه و اطمینان از دسترسی آن‌ها به آب، غذا، دارو و آرامش در زمان قطع احتمالی ارتباطات و خدمات شهری. ۲- در بحران، مرز فضاهای خصوصی و عمومی به نفع خیر جمعی تغییر می‌یابد. بازتعریف کاربری فضاهایی مانند پارکینگ‌ها، زیرزمین‌های امن، یا حتی مساجد و سراهای محله به عنوان پناهگاه‌ اشتراکی. ۳- شکل‌دهی به کنش‌های کوچک همبستگی با تبادل کالا با کالا یا کالا با خدمات میان همسایگان در فروپاشی زنجیره تأمین رسمی. نیز اولویت دادن به خرید از دستفروشان محلی و زنان سرپرست خانوار. ۴- تبدیل همسایگی از یک انبوهه فیزیکی به یک ارگانیسم زنده و یاری گر با شناسایی تخصص‌ها و مهارت‌ها در سطح آپارتمان، مجتمع یا محله. این تدبیر می‌تواند پیش از رسیدن نیروهای امدادی به بیماران خاص یا مجروحان یاری رساند. ✅در شناسایی راه‌کارهای خرد و محله محور از سه رویکرد نظری جامعه‌شناختی بهره برده‌ام: ۱- بازگشت به همبستگی ارگانیک با رویکرد دورکیم؛ هنگامی‌که جنگ، پیوندهای سنتی و درونی جامعه را مخدوش می‌کند و جامعه برای متلاشی نشدن، نیازمند فعال کردن یک همبستگی ارگانیک اضطراری یعنی تقسیم کار داوطلبانه و پیوند متقابل اجزای محله بر اساس نیازها و مهارت‌هایشان است. ۲- دوسرتو میان استراتژی نهادهای قدرت و تاکتیک شهروندان تمایز قائل می‌شود. جنگ، حاصل استراتژی‌های کلان و مخرب ساختارهای قدرت است که شهروندان معمولی در شکل‌گیری آن نقشی ندارند. آنان با استفاده از تاکتیک‌های روزمره مانند بازتعریف کاربری زیرزمین‌ها و ایجاد سیستم‌های مبادله خرد؛ فضا را به نفع بقای خود تسخیر می‌کنند. این کنش‌های محله‌محور، در واقع مقاومت فعالانه جامعه برای حفظ زیست خویش است. ۳- جنگ، فضای شهری را ناامن و خشن نموده و ضعیف‌ترین گروه‌ها را به حاشیه می‌راند. راهکارهای محله‌محور، مانیفستی کاربردی برای بازپس‌گیری حق به شهر با زیست همبسته‌ی رویکرد لوفور در این زمان است. یعنی شهر فقط متعلق به کسانی نیست که آن را اداره یا بمباران می‌کنند؛ بلکه متعلق به ساکنان آن است که با  دیدن گروه‌های به حاشیه رانده شده در شبکه‌های حمایتی خود، اجازه نمی‌دهند فضای شهری و زیست عمومی؛ خالی از انسانیت و برابری شود. ✅در بحران‌ها، همبستگی محله‌محور، دیگر یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه تنها راه بازپس‌گیری عاملیت مدنی و زنده‌ نگه‌داشتن برخی لایه‌های زیستی است که ساختارهای کلان، آن‌ها را فراموش و خاموش کرده‌اند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme