uz
Feedback
فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

Kanalga Telegram’da o‘tish

✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) analitikasi

فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) (@mostafatajzadeh) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 43 125 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 394-o'rinni va Eron mintaqasida 8 014-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 43 125 obunachiga ega bo‘ldi.

02 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -231 ga, so‘nggi 24 soatda esa -17 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 9.56% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 5.94% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 4 121 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 562 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 51 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent اعتراض, نیرو, سرکوب, حکومت, حق kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 03 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

43 125
Obunachilar
-1724 soatlar
-637 kun
-23130 kun
Postlar arxiv
📝📝📝هنوز زخم قیام قبلی درمان نشده آقای ترامپ! ✍🏻علی اصغر سیدآبادی ✅ترامپ در پایان یکی از پیام‌های خود در شبکه اجتماعی‌اش از ما، مردم ایران، پرسیده است: «مردم ایران چه زمانی قرار است قیام کنند و بجنگند؟» ✅این پرسش برای کسب اطلاع نیست؛ پرسشی سرزنش‌آمیز است. نیروهای او دیشب یک مجلس عروسی را در سیریک،استان هرمزگان، هدف قرار دادند. چند نفر جان باختند و چندین نفر زخمی شدند. ✅نمی‌دانم چه انگیزه و هدفی پشت حمله به یک مجلس عروسی است، اما به یاد دارم که در افغانستان نیز این اتفاق بارها تکرار می‌شد. ✅چند روز پیش هم، لابد برای تشویق مردم ایران به قیام علیه حکومت، همه ایرانیان را از شرکت در آزمون تافل محروم کرد. ✅چند ماه پیش، مدرسه‌ای در میناب و یک منطقه مسکونی و ورزشگاه را در لامرد هدف قرار داد. همین دیروز اطلاعات تازه‌ای درباره بمباران لامرد منتشر شد. در این بمباران، سلاح تازه و غیرمتعارفی از شرکت لاکهید مارتین آزمایش شد؛ همان شرکتی که حامی مالی کنفرانس امنیتی‌ای بود که در آن «رهبر آینده ایران» معرفی می‌شد. ✅ پارسال در دی‌ماه، بخشی از مردم ایران قیام کردند. ترامپ چند روز قبلش در ۱۲ دی نوشته بود: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آنان را به‌شکل خشونت‌آمیزی بکشد ــ کاری که عادت آن‌هاست ــ ایالات متحده آمریکا به کمکشان خواهد آمد. ما کاملاً آماده‌ایم و آمادگی اقدام داریم.» ✅دو روز بعد گفت: «ما اوضاع را با دقت بسیار زیر نظر داریم. اگر آن‌ها مانند گذشته شروع به کشتن مردم کنند، فکر می‌کنم از سوی ایالات متحده ضربه بسیار سختی خواهند خورد.» ✅روز ۱۹ دی گفت: «ایران در دردسر بزرگی است. به نظر می‌رسد مردم در حال به‌دست‌گرفتن کنترل بعضی از شهرهایی هستند که تا همین چند هفته پیش هیچ‌کس فکر نمی‌کرد چنین چیزی ممکن باشد. ما اوضاع را با دقت بسیار زیر نظر داریم.» ✅روز ۲۰ دی نیز نوشت: «ایران شاید بیش از هر زمان دیگری در جست‌وجوی آزادی است. ایالات متحده آماده کمک است!!!» در متن انگلیسی، عبارت‌های «آزادی» و «ایالات متحده آماده کمک است» را با حروف بزرگ نوشته بود. وقتی آمریکا به ایران حمله کرد، رهبری که از حمایت لاکهید مارتین برخوردار بود، گفت: «کمکی که ایالات متحده وعده داده بود، از راه رسیده است!» ✅آقای ترامپ، هنوز زخم قیام قبلی مردم ایران خوب نشده است. ✅آمریکا نیز از وضعیت کنونی ناراضی نیست. تنها کشورهایی که فروش نفتشان افزایش یافته، آمریکا و روسیه‌اند. روسیه را هم با کمک اوکراینی‌ها از میدان خارج کردند. ✅این وضعیت برای مافیای نفت و سلاح آمریکا، که ترامپ وامدار آن‌هاست، بهترین وضعیت است. هر بار که آتش جنگ رو به خاموشی می‌رود، با قربانی‌کردن مردم ایران و هدف‌گرفتن زیرساخت‌های کشور، آن را شعله‌ور نگه می‌دارند: نفت را گران‌تر می‌فروشند و سلاح بیشتری نیز می‌فروشند.

ایران چگونه زنجیره پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا را هدف گرفت؟ 🔵نیویورک‌تایمز نوشته مشکل نیروی دریایی آمریکا در خاورمیانه دیگر صرفاً به ذخایر موشکی باقی‌مانده یا خطر حملات ایران محدود نمی‌شود، بلکه مسئله اصلی، توانایی حفظ حضور حدود ۲۰ فروند کشتی جنگی و ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی در منطقه، بدون برخورداری از یک شبکه نزدیک و امن برای تأمین تدارکات است. 🔵نابودی پایگاه لجستیکی آمریکا در بحرین و بسته‌شدن بنادر نزدیک، نیروی دریایی آمریکا را وادار کرده برای تأمین نیازهای خود به «دیه‌گو گارسیا» و سنگاپور متکی شود و به‌طور مکرر عملیات سوخت‌رسانی و تأمین تدارکات در دریا انجام دهد. 🔵با توجه به اینکه آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر دارد و چهار فروند از آنها در این جنگ به کار گرفته شده‌اند، و همچنین با توجه به اینکه برخی استقرارها تا ۹ ماه بدون پهلوگیری منظم در بنادر ادامه یافته‌اند، تداوم این حضور دریایی به یکی از محدودیت‌های راهبردی اصلی برای ادامه جنگ در چنین مقیاسی تبدیل شده است. 🔵نیروی دریایی آمریکا که در منطقه مستقر است، هر هفته به بیش از ۴۲۰ هزار وعده غذا و حدود ۸ میلیون گالن سوخت نیاز دارد. هواپیماها و بالگردهای مستقر روی هر ناو هواپیمابر نیز حدود ۲ میلیون گالن سوخت در هفته مصرف می‌کنند؛ هرچند خود ناوهای هواپیمابر با انرژی هسته‌ای کار می‌کنند. 🔵ایران تنها به حمله به تأسیسات نظامی اکتفا نکرد، بلکه در روز نخست جنگ، ۲۸ فوریه، یک پایگاه لجستیکی حیاتی نیروی دریایی آمریکا در بحرین را منهدم کرد. این پایگاه مرکز نزدیک و مهمی برای ذخیره و انتقال سوخت، غذا، قطعات یدکی و سایر تجهیزات و تدارکات بود. 🔵سایر بنادر منطقه که توانایی پذیرش ناوهای هواپیمابر یا کشتی‌های تدارکاتی را داشتند نیز عملاً از دسترس خارج شدند،زیرا در برد موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایران قرار دارند. در نتیجه، نیروی دریایی آمریکا عملاً شبکه تأمین نزدیک خود را که طی دهه‌ها فعالیت در خلیج فارس ایجاد کرده بود، از دست داده است. 🔵کشتی‌های تدارکاتی ناچار شده‌اند به سمت دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند حرکت کنند؛ مسافتی حدود ۲۲۰۰ مایل در یک مسیر، تا سوخت، غذا و قطعات یدکی دریافت کنند و سپس به کشتی‌های مستقر در دریای عرب و دریای عمان بازگردند. 🔵گزینه بعدی سنگاپور است که حدود ۳۷۰۰ مایل فاصله دارد و دسترسی به آن نیز مستلزم عبور از تنگه شلوغ مالاکاست. به این ترتیب، از دست رفتن بحرین باعث شده عمق لجستیکی آمریکا از خلیج فارس به مرکز اقیانوس هند یا جنوب‌شرق آسیا منتقل شود. 🔵به دلیل نبود بنادر نزدیک، نیروی دریایی آمریکا اکنون مجبور است هر پنج یا ۶ روز یک‌بار عملیات سوخت‌رسانی و تأمین تدارکات در دریا انجام دهد. 🔵در جریان این عملیات، کشتی جنگی و کشتی تدارکاتی برای ساعت‌ها در کنار یکدیگر و در فاصله‌ای حدود ۱۵۰ فوت حرکت می‌کنند و باید با وجود امواج، جریان‌های دریایی و باد، سرعت و مسیر خود را کاملاً هماهنگ نگه دارند. 🔵ملوانان ابتدا با استفاده از تفنگ، یک طناب اولیه را میان دو کشتی برقرار می‌کنند. سپس کابل‌های فولادی و شیلنگ‌های سوخت منتقل می‌شوند و از طریق آنها محموله‌های غذا، مهمات و قطعات یدکی جابه‌جا می‌شود. هم‌زمان، بالگردها نیز محموله‌ها و نامه‌ها را با استفاده از تورهای معلق در زیر خود منتقل می‌کنند. 🔵این عملیات هم‌زمان دو کشتی را در معرض خطر قرار می‌دهد و آنها را برای ساعت‌ها مجبور به حرکت در مسیری قابل پیش‌بینی و محدود می‌کند. بنابراین، عملیات تأمین تدارکات خود به یک نقطه ضعف قابل رصد یا هدف‌گیری تبدیل شده است، نه صرفاً یک هزینه اضافی. 🔵ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن بیشتر دوره استقرار خود را که به ۹ ماه رسید، بدون بازدید از بنادر سپری کرد. در شرایط عادی، یک ناو هواپیمابر تقریباً ماهی یک بار وارد بندر می‌شود تا خدمه بتوانند استراحت کنند. 🔵لینکلن تنها پس از آنکه جرج واشنگتن در ۲۰ اوت جایگزین آن شد، حرکت خود را به سمت پایگاهش در سن‌دیگو آغاز کرد. 🔵باز ماندن زمان استقرار کشتی‌ها به این معناست که آنها دیگر طبق یک چرخه مشخص و از پیش تعیین‌شده به پایگاه بازنمی‌گردند، بلکه تنها زمانی عقب کشیده یا جایگزین می‌شوند که رئیس‌جمهور و وزیر دفاع چنین تصمیمی بگیرند. این مسئله چرخه تعمیر و نگهداری ناوگان و استراحت خدمه را مستقیماً به تصمیمات سیاسی درباره جنگ گره می‌زند. 🔵نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر حدود ۲۰ فروند کشتی جنگی و ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی را در خاورمیانه نگه داشته است؛ استقراری نامحدود که با محاصره بنادر ایران مرتبط است. @Revayat_Jahan

🔴 پادکست در امتداد عدالت: مخاطرات تبدیل شدن یک طرح امنیتی به قانون
نقدی بر مصوبه تازه مجلس "مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور
امتداد هر دو هفته‌ یک بار در روزهای دوشنبه اقدام به انتشار پادکست در امتداد عدالت می‌کند. در این برنامه‌ها کوشش می‌شود تا بررسی بعضی مسائل حقوقی و قضایی به مشکلات شهروندان بپردازد. منبع: امتداد @Kaleme

📝📝📝 بازگشت به ایران؛ از دعوت حکومت تا طعن مخالفان
ایران ملک طلق هیچ حکومت و هیچ مخالف حکومتی نیست
  ✍️ امیرمصدق کاتوزیان ✅در روزهای اخیر، بحث بازگشت شماری از ایرانیان خارج از کشور، به‌ویژه نخبگان، اندیشمندان، هنرمندان و فعالان سیاسی و فرهنگی، بار دیگر به موضوعی مناقشه‌برانگیز در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران تبدیل شده است. این بار اما نکته‌ای درخور تأمل در موضع رسمی حکومت دیده می‌شود: دعوت از بخشی از ایرانیان خارج از کشور برای بازگشت، حتی کسانی که منتقد جمهوری اسلامی‌اند. ✅عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، به‌تازگی از تهیه فهرست‌هایی شامل بیش از یکصد چهره سرشناس ایرانی مقیم خارج از کشور خبر داده و گفته است وزارتخانه‌اش در تلاش است موانع سفر یا بازگشت آنان را برطرف کند. او تصریح کرده که حتی «منتقدان جمهوری اسلامی» نیز در صورت تمایل می‌توانند به ایران بازگردند و بازگشت لزوما به معنای فعالیت رسمی یا اقامت دائم نیست و می‌تواند صرفا برای دیدار از ایران باشد. صالحی در اشاره به چهره‌هایی چون عبدالکریم سروش، محسن کدیور و عطاءالله مهاجرانی نیز گفته است که، فارغ از اختلاف نظر با آنان، این افراد «پای ایران ایستادند» و در جریان جنگ اخیر هزینه داده‌اند. ✅این رویکرد البته بی‌سابقه نیست. سال‌هاست که جمهوری اسلامی از ضرورت بازگشت نخبگان، متخصصان و سرمایه‌های انسانی ایرانی سخن می‌گوید. شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۴۰۰ مصوبه‌ای مشخص با عنوان «راهکارهای جذب، نگهداشت، تعامل مؤثر و بازگشت نخبگان» تصویب کرد و دستگاه‌های مختلف را موظف به تسهیل جذب و بازگشت متخصصان و نخبگان ایرانی کر. دولت‌های مختلف نیز، با تفاوت‌هایی در ادبیات و انگیزه‌ها، بارها از ضرورت استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور سخن گفته‌اند. متن کامل منبع: نیماد

📝📝📝ابراهیم یزدی؛ سیاست به مثابه مبارزه با خرد استبدادی ✍🏻محمد عثمانی ✅به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی ✅ابراهیم یزدی را معمولاً در نسبت با انقلاب ۱۳۵۷، شورای انقلاب، دولت موقت، وزارت امور خارجه و نهضت آزادی ایران به یاد می‌آوریم؛ اما اهمیت تاریخی او را نمی‌توان به این موقعیت‌های سیاسی فروکاست. مسئله مهم‌تر، تجربه و تحول اندیشه سیاسی او در مواجهه با مسئله دیرپای قدرت در ایران است. ✅این مقاله با بهره‌گیری از مفهوم «خرد استبدادی» می‌کوشد سیاست‌ورزی یزدی را از منظری تحلیلی بازخوانی کند. مراد از خرد استبدادی در اینجا به طور صرف شکل استبدادی حکومت نیست، بلکه نوعی منطق سیاسی است که در آن اراده قدرت بر قانون، اطاعت بر شهروندی، وحدت بر تکثر و مصلحت قدرت بر حق عمومی تقدم می‌یابد. ✅مدعای مقاله آن است که یزدی، به‌ویژه در تجربه پس از انقلاب، به تدریج از سیاست معطوف به تغییر قدرت به سیاست معطوف به مهار قدرت، حاکمیت قانون، آزادی‌های اساسی، جامعه مدنی و مشارکت شهروندان گذر کرد. ✅ارزش تاریخی یزدی نه در بی‌خطایی سیاسی، بلکه در توانایی او برای بازاندیشی در تجربه خود و تبدیل تدریجی مسئله «تغییر حکومت» به مسئله «مهار قدرت» است. مقاله در نهایت استدلال می‌کند که میراث یزدی را می‌توان بخشی از تلاش معاصر ایران برای گذار از سیاست شخص‌محور به سیاست قانون‌محور و از منطق نجات‌بخشی سیاسی به منطق شهروندی دانست. 📎متن کامل مقاله را در لینک زیر مطالعه فرمایید: https://telegra.ph/NAI-08-23-2 🆔@MohandesMirHosseinMousavi

📝📝📝تاوان یک پست اینستاگرامی؟! ✍🏻عاطفه جعفری ✅خبر کنار گذاشته شدن نوید محمدزاده از نمایش «آرش»، آن هم با ادبیاتی که روی کلمه «اخراج» پافشاری می‌کند، از آن دست اتفاقاتی است که در معادلات معمول فضای تئاتر و سینمای ایران به راحتی هضم نمی‌شود. معمولاً در چنین مواقعی، بیانیه‌های روابط عمومی با عباراتی نظیر «عدم توافق»، «تداخل کاری» یا «انصراف» روی خروج یک ستاره سرپوش می‌گذارند، اما این بار، سازندگان اثر اصرار عجیبی دارند تا خط کشیدن روی نام بازیگرشان را مستقیماً به «حواشی پیش‌آمده» گره بزنند و با ادبیاتی تهاجمی و حذفی، او را طرد کنند. ✅اما این «حواشی» که نه در متن خبر توضیحی درباره ماهیت آن داده شده و نه کسی حاضر است مسئولیت شفاف‌سازی درباره آن را بپذیرد، دقیقاً چیست؟ برای پیدا کردن سرنخ این معمای مبهم، کافی است تقویم را دو هفته به عقب برگردانیم. درست چهارده روز پیش، نوید محمدزاده در صفحه شخصی اینستاگرامش پستی منتشر کرد که در آن به صراحت از فلسطین دفاع کرده بود. اتخاذ چنین موضعی از سوی چهره‌ای که معمولاً در این سطح از معادلات سیاسی-بین‌المللی ورود نمی‌کرد، به خودی خود توجهات زیادی را جلب کرد. اما آنچه این پازل را پیچیده‌تر می‌کند، تقارن زمانی این موضع‌گیری با خبر چکشی اخراج اوست. ✅مسئله اصلاً بر سر دفاع یا طرفداری کورکورانه از شخص نوید محمدزاده نیست. فارغ از اینکه کارنامه هنری، سبک بازی یا مواضع پیشین او را بپسندیم یا نه، آنچه در این میان به شدت آزاردهنده و سوال‌برانگیز می‌نماید، چفت‌وبست نشدنِ منطقِ این رویدادها با یکدیگر است. چگونه می‌شود بازیگری در سطح اول مارکت نمایش، دقیقاً پس از شکستن یک سکوت و اتخاذ یک موضعِ شفاف در حمایت از فلسطین، به ناگاه با برچسبِ مبهمِ «حواشی» از یک پروژه کلان کنار گذاشته شود؟ ✅آیا در بخش‌هایی از فضای هنری، خطوط قرمزی نامرئی تعریف شده است که دفاع از یک ملتِ تحت ستم، عبور از آن تلقی می‌شود و تاوانش، بایکوت و اخراج است؟ اصرار سازندگان نمایش «آرش» بر استفاده از واژه تند «اخراج»، بیش از آنکه نشان‌دهنده یک اختلاف سلیقه حرفه‌ای یا مالی باشد، شبیه به یک فاصله‌گذاریِ سراسیمه و یک اعلام برائت است. گویی جریانی در پس‌پرده تلاش می‌کند تا با تنبیه سریع و علنیِ یک ستاره، پیامی روشن به سایرین مخابره کند که هزینه‌ی ایستادن در سمتِ خاصی از ماجرا، حذف بی‌تعارف از صحنه است. ✅در نهایت، افکار عمومی و ناظرانِ رسانه‌ای با یک علامت سؤالِ بزرگ و بی‌جواب رها شده‌اند. این وسط چیزهایی با هم نمی‌خواند و قطعات این پازل به شکل منطقی کنار هم قرار نمی‌گیرند. فعلاً حصاری از سکوت و کلی‌گویی دور این ماجرا کشیده شده است، اما امیدواریم روزی، فراتر از کلماتِ مبهمی چون «حواشی»، جوابی روشن برای این معمای تلخ پیدا شود؛ جوابی که به این تناقض پاسخ دهد که چرا وقتی یک هنرمند از فلسطین دفاع کرد، به یک‌باره و با چنین لحنِ تندی کنار گذاشته شد. FarhikhteganOnline.ir

📝📝📝دو سناریوی اقتصاد ایران پساجنگ ✅هاشم پسران و ران اسمیت در مقاله جدید خود چشم‌انداز اقتصاد ایران پس از جنگ را بررسی کرده‌اند. سناریوی اول، تداوم جنگ و شکل‌گیری اقتصاد محاصره‌ای است: ادامه حملات، محدودیت صادرات نفت، کاهش درآمد ارزی، افت بیشتر ارزش ریال، افزایش تورم و در نهایت کمبود کالا. در این وضعیت، مسئله از "وجود کالا ولی ناتوانی مردم در خرید" به "کمبود واقعی کالا" تغییر می‌کند. نویسندگان معتقدند اگر محاصره با شدت مشابه چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، دولت باید برای مدیریت کمبود سوخت، غذا و دارو آماده شود و همزمان مسیرهای تجاری جایگزین ایجاد کند. از نظر آنها سهمیه‌بندی در شرایط جنگی لزوماً سیاستی ناکارآمد نیست و ایران به دلیل تجربه سهمیه‌بندی سوخت و کالا و زیرساخت‌های دیجیتال موجود، ظرفیت اجرای آن را دارد. در حوزه یارانه‌ها، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند سهمیه‌بندی و اصلاح یارانه‌ها باید با انتقال تدریجی از یارانه قیمتی به پرداخت نقدی هدفمند همراه شود. آن‌ها به‌ویژه نظام ارز ترجیحی را ناکارآمد می‌دانند، زیرا ارزش یارانه با سقوط ریال افزایش می‌یابد، هم ثروتمندان و هم فقرا از آن بهره‌مند می‌شوند و نظام چندنرخی فرصت گسترده‌ای برای رانت ایجاد می‌کند. پیشنهاد آن‌ها این است که حمایت از فقرا و بازنشستگان از طریق انتقال نقدی متناسب با تورم و نرخ ارز انجام شود و اصلاح یارانه‌ها کاملاً تدریجی و از نظر بودجه‌ای خنثی باشد. در شرایط کمبود نیز می‌توان سهمیه‌بندی را موقتاً حفظ کرد. سناریوی دوم، توقف درگیری و آغاز بازسازی و اصلاحات اقتصادی است. نویسندگان این سناریو را گزینه مطلوب‌تر و سناریوی اصلی خود می‌دانند: اگر نوعی عدم‌تجاوز و آتش‌بس پایدار شکل گیرد و عناصر اقتصادی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اجرا شود، رفع یا کاهش تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و افزایش صادرات نفت می‌تواند منابع ارزی قابل‌توجهی در اختیار ایران قرار دهد. تفاهم‌نامه در روایت مقاله شامل امکان برنامه بازسازی دست‌کم ۳۰۰ میلیارد دلاری، رفع تحریم‌ها، صدور معافیت برای صادرات نفت و آزادسازی دارایی‌های ایران است. البته نویسندگان تأکید می‌کنند که این سناریو کاملاً مشروط و فرضی است و تحقق منافع آن به نحوه و ترتیب اجرای توافق بستگی دارد. اما نکته مهم مقاله این است که رفع تحریم به‌تنهایی برای احیای اقتصاد ایران کافی نیست. اگر منابع ارزی ناگهان وارد اقتصاد شوند، خطر بیماری هلندی و بیش‌ارزش‌گذاری ریال وجود دارد و اگر ورود منابع بسیار کند باشد، فشار برای کاهش بیشتر ارزش پول ادامه می‌یابد. بنابراین دولت باید سازوکاری برای مدیریت و عقیم‌سازی نوسانات ورود ارز ایجاد کند. اولویت فوری از نظر نویسندگان، تثبیت نرخ ارز است؛ زیرا کاهش نوسان و افت ارزش ریال می‌تواند بدون سرکوب تقاضا، تورم را کاهش دهد. آن‌ها با کنترل مستقیم قیمت‌ها، نرخ بهره حقیقی بسیار بالا و محدودیت شدید نقدینگی مخالف‌اند، زیرا چنین سیاست‌هایی می‌تواند رکود ایجاد کند. در میان‌مدت نیز باید از نظام چندنرخی به سمت یک نرخ ارز شناور مدیریت‌شده حرکت کرد. اصلاح نظام بانکی نیز یکی از ارکان اصلی نسخه پیشنهادی مقاله است. تحریم‌ها و قطع ارتباط با بازارهای مالی بین‌المللی موجب شده‌اند بانک‌های ایرانی دولتی‌تر، کمترتحت‌نظارت و آسیب‌پذیرتر شوند. طبق مقاله، تا حدود ۷۰ درصد دارایی بانک‌ها در اختیار دولت یا نهادهای شبه‌دولتی است و ضعف نظارت، فساد و اعطای تسهیلات به فعالیت‌های غیرمولد به بحران بانکی دامن زده است. نویسندگان خواستار استفاده از مدیریت مدرن ریسک اعتباری، نظارت قوی‌تر بانک مرکزی و جلوگیری از استفاده بانک‌های خصوصی به‌عنوان ابزار تأمین مالی دولت و نهادهای شبه‌دولتی هستند. در نهایت، مقاله اصلاحات اقتصادی را با مسئله اقتصاد سیاسی رانت پیوند می‌زند. طی دهه‌های تحریم، گروه‌هایی از مسیر دور زدن تحریم‌ها، ارز ترجیحی، وام‌های ارزان بانکی و بازارهای انحصاری سود برده‌اند. نظام چندنرخی به شرکت‌های متصل به قدرت امکان دسترسی به ارز ارزان برای واردات و سپس فروش آن در بازار آزاد را می‌دهد و یارانه سوخت نیز بازار سیاه ایجاد می‌کند. بنابراین حذف تحریم، یکسان‌سازی نرخ ارز و اصلاح یارانه‌ها می‌تواند بخشی از این رانت‌ها را از بین ببرد، اما نویسندگان معتقدند مبارزه با رانت‌جویی باید خود به یک جزء صریح و مستقل از برنامه اصلاحات تبدیل شود. @mohammadreza_dadgostar

📝📝📝صداوسیما و رسانه های اجتماعی در انحصار گروهی خاص ✍🏻بیانیه نهضت آزادی ایران 🔹شماره: ۲۷۸۸ ✅با تأسف باید گفت سازمان صداوسیما، به‌جای ایفای این رسالت خطیر، بیش از پیش نشان داد که به بازوی انحصاری یک جریان خاص درون حاکمیت بدل شده است، نه رسانه‌ای که نماینده همه آحاد ملت باشد. این روند، تازگی ندارد؛ اما در ماه‌های اخیر به نقطه‌ای رسیده که دیگر قابل چشم‌پوشی نیست. ✅سانسوراظهارات رئیس‌جمهور درباره اعتراضات دی‌ماه در یک برنامه زنده، قطع ناگهانی پخش به محض طرح انتقاد از رویکرد گزینشی صداو سیما و تحریف آشکار گزارش دیدار رئیس‌جمهور با خانواده‌های داغدار جان‌باختگان دی‌ماه و توهین آشکار یکی از مجریان شبکه افق به جانباختگان اعتراضات مذکور وجدان عمومی جامعه را جریحه دارکرد که همگی گواهی است براین‌که رویکرد گزینشی و جناحی صداوسیما، حتی به بالاترین مقامات اجرایی کشور نیز رحم نمی‌کند. تجربه مشابه رئیس مجلس، که مصاحبه از پیش ‌ضبط ‌شده او نیز دستخوش همین رویکرد شد، نشان می‌دهد این معضل، شخصی یا مقطعی نیست؛ ساختاری است. ✅نهضت آزادی ایران این رویه را که رسانه‌های مستقل را نه با گفت‌وگو و اصلاح، بلکه با ابزار پرونده قضایی ازمیدان به‌در می‌کند، محکوم می‌کند و آنرا نمونه آشکار دیگری ازسیاست یکسان‌سازی فضای رسانه‌ای کشور با دیدگاه خاص می‌داند. 📌 این وضعیت را نمی‌توان با تغییر افراد اصلاح کرد، چرا که مسئله در نفس ساختار نهفته است: تا زمانی که انتصاب، نظارت و خط‌مشی صداو سیما تغییر نکند و نظرات و خواست گروه های اجتماعی مختلف را منتشر نکند، هر مدیر جدیدی، دیر یا زود، در همان چارچوب بازتولید خواهد شد. 📎متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید: https://telegra.ph/NAI-08-31-5 @Nehzatazadiran

📝📝📝 میرحسین موسوی و زهرا رهنورد؛ از بمب نمی‌ترسند، از یک درِ باز می‌ترسند ✍️ حمید آصفی ✅گاهی طنز سیاسی آن‌قدر تلخ می‌شود که دیگر نیازی به ساختن لطیفه ندارد؛ واقعیت خودش یک کمدی سیاه تمام‌عیار است. در این کشور ظاهراً خطرناک‌ترین شیء روی زمین نه بمب است، نه موشک، نه جنگ؛ یک درِ باز است. دری که اگر باز شود، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از حصر بیرون می‌آیند و ناگهان بخشی از محاسبات پیچیده امنیتی، سیاسی و مصلحتی باید از نو نوشته شود. سال‌هاست با حصر طوری رفتار می‌شود که گویی پایان دادن به آن نیازمند موافقت یک شورای کهکشانی امنیتی است. پرونده‌ای که با یک تصمیم سیاسی می‌تواند بسته شود، در بایگانی قدرت تبدیل به پرونده ابدی شده است. هر چند سال یک‌بار هم خبری منتشر می‌شود که موضوع «در حال پیگیری» است. این عبارت در فرهنگ سیاسی ایران ظاهراً معنای تازه‌ای پیدا کرده: یعنی هنوز کسی جرئت نکرده تصمیم بگیرد. میرحسین موسوی و زهرا رهنورد برای حاکمیت دو زندانی معمولی نیستند؛ به همین دلیل حصر آنان تبدیل به یک ترمومتر مشروعیت شده است. آزادی آنها فقط باز شدن درِ یک خانه نیست؛ آزمونی برای سنجش ظرفیت نظام در تحمل مخالف، پذیرش تکثر و روبه‌رو شدن با گذشته سیاسی خویش است. اگر یک نظام از آزادی دو شخصیت سیاسی این‌چنین بیم دارد، مسئله دیگر امنیت آنان نیست؛ مسئله امنیتِ خودِ قدرت است. اینجا با یک پدیده سیاسی تازه روبه‌رو می‌شویم: ترسِ آزادی. حکومتی که از زندانی کمتر می‌ترسد و از زندانیِ آزاد بیشتر. زندانیِ محصور، در چارچوبی بسته قرار دارد؛ اما انسان آزاد، حرف می‌زند، مقایسه می‌کند، سؤال می‌پرسد و جامعه را وادار می‌کند حافظه خود را دوباره فعال کند. آزادی، در چنین شرایطی، برای قدرت تبدیل به حادثه سیاسی می‌شود. میرحسین را می‌توان محصور کرد، اما نمی‌توان از حافظه سیاسی جامعه حذف کرد. می‌توان ملاقات را محدود کرد، اما نمی‌توان سؤال را حبس کرد. می‌توان در را بست، اما نمی‌توان تاریخ را پشت در نگه داشت. این همان حصرِ معکوس است: هرچه دیوار بلندتر می‌شود، نام محصورشده بیشتر به بیرون راه پیدا می‌کند. و طنز تلخ ماجرا همین‌جاست: حکومتی که از قدرت منطقه‌ای، بازدارندگی و توان دفاعی سخن می‌گوید، هنوز برای باز کردن یک درِ خانه و پایان دادن به یک حصر طولانی گرفتار فلج تصمیم‌گیری است. شاید وقت آن رسیده باشد که «امنیت» را از نو تعریف کنیم. گاهی امن‌ترین کار برای یک حکومت، آزاد کردن کسانی است که سال‌ها از آزادی محروم مانده‌اند. چون هیچ قدرتی با قفل‌های بیشتر قدرتمندتر نمی‌شود؛ فقط بلندتر فریاد می‌زند که از پشت کدام در می‌ترسد. و شاید تاریخ، سرانجام این پرسش ساده را روی میز بگذارد: چرا از آزادی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بیشتر می‌ترسید تا از جنگ؟ @Kaleme

📝📝📝نابودی خاموش کسب‌وکارها در سایه‌ی اقتصاد معلق ✍🏻فریبا نظری ✅تحریم‌های فلج‌کننده، سایه تنش‌های ژئوپلیتیک و تورم افسارگسیخته در کنار حکمرانی ناکارآمد، نه تنها شاخص‌های کلان را به سقوط کشانده، بلکه با گسترش فقر، سبک زندگی جامعه را در زندگی روزمره و کسب و کار، تغییر داده است. این فقیرتر شدن عمومی و فضای مبهم سیاسی، زنجیره‌ای از مشاغل رسمی و غیررسمی را با بحران مواجه کرده است. ✅برخی پیامدهای تغییر اجباری در سبک زندگی شهروندان و خاموشی تدریجی تعدادی از کسب‌وکارها، که حاصل مشاهدات و گفت‌وگوهای دو سال اخیر من است را با شما در میان می‌گذارم: حوزه تشریفات، ازدواج و سبد غذایی ۱- ترکیب فشارهای سهمگین اقتصادی، نبود چشم‌انداز روشن و تغییرات ساختاری در نظام اجتماعی، آمار ازدواج را به شدت کاهش داده و تالارهای پذیرایی را با رکود عمیقی روبرو کرده است. ۲- غذا خوردن در بیرون از خانه از یک تفریح معمول خانوادگی به یک کالای لوکس تبدیل شده و رستوران‌ها با ریزش شدید مشتریان ثابت خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ✅حوزه خدمات زیبایی، هدایا و کالاهای عاطفی ۳- گل که هدیه‌ای در دسترس بود، اکنون از سبد خرید حذف شده و این کاهش تقاضا مستقیماً بازار عمده‌فروشان و تولیدکنندگان را دچار مشکلات جدی کرده است. ۴- آرایشگاه‌های زنانه در محلات حاشیه‌ای و فقیرنشین به شدت خلوت شده‌اند. در طبقات متوسط نیز خدماتی چون لیزر و دندانپزشکی‌های زیبایی از اولویت هزینه‌ها خارج شده‌اند. ۵- برخی داروخانه‌ها نیز به دلیل بدهی‌های سنگین پرداخت نشده‌ی سازمان‌های بیمه‌ای طرف قرارداد، با بحران نقدینگی مواجه شده و در آستانه ورشکستگی و تعطیلی اجباری قرار گرفته‌اند؛ بحرانی که دسترسی مردم به داروهای ضروری را کاهش می‌دهد. ✅حوزه اوقات فراغت، گردشگری و آموزش ۶- سفر، و تفریحاتی چون سینما و تئاتر از بودجه خانوار حذف یا کم‌رنگ شده و جای خود را به خانه‌نشینی اجباری داده‌اند. ۷- کلاس‌های فوق‌برنامه هنری، ورزشی و زبان خارجی، قربانی تامین نیازهای اولیه هم‌چون مسکن و خوراک شده‌اند و توان مالی برای آموزش‌های جانبی وجود ندارد. ✅حوزه کالای بادوام، دکوراسیون و محصولات فرهنگی ۸- خرید مبلمان، فرش، موبایل و لپ‌تاپ نو برای قشر بزرگی ناممکن شده است. بازار فروش جای خود را به اقتصاد تعمیرات داده و مردم مجبور به مدارا با وسایل فرسوده هستند. ۹- تقاضا به سمت حراجی‌ها و لباس‌های دست‌دوم سوق یافته و با افزایش قیمت کاغذ، اقتصاد نشر و خرید کالای فرهنگی فیزیکی در آستانه حذف کامل قرار گرفته است. ✅حوزه گسترش اقتصاد غیررسمی و رکود در کف خیابان ۱۰- با افزایش بیکاری و تعطیلی تدریجی مشاغلی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، بخش گسترده‌ای از نیروی کار برای بقا به سمت اقتصاد غیررسمی و دست‌فروشی سرازیر شده‌اند. ۱۱- مشاهدات میدانی و گفتگویم با برخی دست‌فروشان نشان می‌دهد که تقاضا حتی برای کالاهای ارزان‌قیمت آن‌ها نیز به شدت کاهش یافته است. در وضعیت مبهم نه جنگ نه صلح و سایه سنگین التهابات نظامی، شهروندان به شدت محافظه‌کار و محتاط شده‌اند؛ ترس از آینده باعث شده تا مردم حتی از خرید اقلام مصرفی و ارزان کف خیابان نیز خودداری کنند و نقدینگی محدود خود را در حالت انجماد نگه دارند. این رویه هم به کسب‌وکار صدها هزار شاغل بخش اقتصاد غیررسمی آسیب وارد می‌کند و هم اضطراب بقا را بر زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند، حاکم می‌سازد. @A_pajhohi

📝📝📝چطور نگرش بیل گیتس در مورد هوش مصنوعی تغییر کرد؟ بیل گیتس در روزهای اخیر بار دیگر با یادداشت خود درباره هوش مصنوعی در سایت شخصی‌اش به سرتیتر جراید راه پیدا کرد. او در گفت‌وگویی که با آتلانتیک داشته، بیشتر در مورد نگرانی‌هایش درباره این فناوری سخن گفته است. گیتس می‌گوید دلیل تغییر لحنش نسبت به هوش مصنوعی این است که هم‌زمان دو اتفاق رخ داده است: سرعت پیشرفت مدل‌ها بسیار بیشتر از انتظار او شده و واکنش سیاست‌گذاران و جامعه به این پیشرفت بسیار کندتر از انتظارش بوده است. او می‌گوید از اواخر سال گذشته مدل‌ها به‌طور فزاینده‌ای در برنامه‌نویسی قدرتمند شده‌اند و در برخی موارد به سطح انسان یا حتی بالاتر از آن رسیده‌اند؛ موضوعی که برای او یک آستانه مهم بود. تجربه بنیاد گیتس در استفاده از هوش مصنوعی برای تولید واکسن و دارو نیز قدرت این مدل‌ها را برای او ملموس‌تر کرده است. هم‌زمان، در حوزه سایبری شاهد رفتارهایی بوده که به تعبیر خودش می‌توان آنها را نوعی "خارج شدن از کنترل" دانست. در نتیجه، نگرانی‌های مربوط به حملات سایبری، تروریسم زیستی، بازار کار و وابستگی روانی و اجتماعی دیگر نگرانی‌هایی برای آینده دور نیستند، بلکه با مدل‌های امروزی نیز جدی شده‌اند. یکی از سناریوهای ترسناک مورد اشاره گیتس، تروریسم زیستی است. او توضیح می‌دهد که پاندمی‌ها می‌توانند طبیعی باشند، مثلاً در اثر انتقال یک ویروس از حیوان به انسان، اما ممکن است عمداً نیز ایجاد شوند. نگرانی او این است که هوش مصنوعی، به‌ویژه در ترکیب با سایر فناوری‌ها، توانایی یک بازیگر غیردولتی برای انجام اقدامات بسیار خطرناک را افزایش دهد. گیتس می‌گوید می‌داند کیفیت مدل‌ها تا پایان سال به شکل چشمگیری بهتر خواهد شد و از این موضوع متعجب است که هنوز برای مدل‌هایی که توانایی طراحی مولکول دارند، نظارت جدی وجود ندارد. در بخش اشتغال، گیتس صریحاً می‌گوید که نگرانی‌اش نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است. برآورد خودش این است که طی دو سال آینده تأثیرات قابل‌توجهی بر مشاغل یقه‌سفید دیده خواهد شد و طی حدود چهار سال، این اثر هم مشاغل یقه‌سفید و هم یقه‌آبی را دربر خواهد گرفت. نکته مهم در استدلال او این است که حتی اگر یک شرکت به‌تنهایی تمایلی به جایگزینی کارکنانش با هوش مصنوعی نداشته باشد، وقتی رقیبش بتواند با این کار هزینه‌های خود را کاهش دهد، فشار رقابتی او را نیز به سمت اتوماسیون می‌برد. در پاسخ به این مسئله، گیتس ایده‌ای را مطرح می‌کند که خودش می‌گوید قبلاً آن را به این شکل ندیده است: برخی مشاغل باید "رزروشده برای انسان" باشند. یعنی حتی اگر هوش مصنوعی یا ترکیب هوش مصنوعی و ربات‌ها از نظر فنی بتوانند کاری را بهتر یا ارزان‌تر انجام دهند، جامعه ممکن است تصمیم بگیرد در برخی حوزه‌ها اجازه جایگزینی کامل انسان را ندهد. او مراقبت از کودکان را مثال می‌زند. استدلالش صرفاً اقتصادی نیست؛ برخی مشاغل برای ارتباط انسان‌ها با یکدیگر، معنا، هویت و ارزش انسانی اهمیت دارند. بنابراین نمی‌توان ارزش آن‌ها را فقط با معیار بهره‌وری اقتصادی سنجید. حتی می‌توان برای دوره‌ای به افراد این مشاغل اجازه داد به کارشان ادامه دهند و دستمزد دریافت کنند، حتی اگر از نظر اقتصادی جایگزین‌کردن آن‌ها با ماشین ممکن باشد. بیل گیتس در پایان می‌گوید از سال ۲۰۰۸ که فعالیت تمام‌وقت خود را در بنیاد گیتس آغاز کرد، حدود ۹۰ درصد پیام او به رهبران جهان درباره کاهش مرگ‌ومیر کودکان و مسائل سلامت جهانی بوده است؛ حوزه‌ای که به گفته خودش در آن پیشرفت بزرگی حاصل شده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اما اکنون می‌گوید بخش عمده زمان و انرژی او در دیدار با رهبران جهان به هوش مصنوعی اختصاص خواهد یافت. هدفش این است که در یکی دو سال آینده بحث آن‌قدر گسترده و جدی شود که بتواند دوباره تمرکز اصلی خود را روی سلامت جهانی، مالاریا و فلج اطفال بگذارد. https://youtu.be/U4zGLSlLo5A?si=B8E42AUtOh2d1UPk @mohammadreza_dadgostar

📝📝📝 تأملاتی درباره اوضاع جاری   ✍ محسن کدیور ✅ایام میلاد مسعود پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و امام جعفر صادق (ع) را تبریک عرض می‌کنم.   ✅مبرم‌ترین وظیفه ملی، اخلاقی و دینی فراهم کردن شرایط استقرار صلح و ثبات با رعایت کامل منافع ملی است. کوبیدن بر طبل جنگ و انتقام با توجه به مقدورات و اصل اصیل هزینه و فایده و نیز تعالیم دینی و مذهبی خلاف عقل و نقل است. تبدیل کردن یادداشت تفاهم امضاشده به معاهده دائمی و معتبر ترک تخاصم یک مطالبه ملی است.   ✅محاصره ظالمانه اقتصادی فشار مضاعفی را بر ملت ایران خصوصا اقشار کم‌درآمد و طبقه متوسط وارد کرده است. کاهش رو به صفر درآمد حاصل از فروش نفت، رشد فزاینده تورم، گرانی زیاد، کاهش شدید ارزش پول ملی، و آب رفتن سفره مردم واقعیاتی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آنها گذشت.   ✅جنگ باعث شد مطالبات برحق اکثریت مردم در مورد حاکمیت قانون، عدالت، دموکراسی و آزادی‌ها به محاق برود. به محض پایان جنگ مردم به دنبال پی‌گیری حقوق از دست رفته خود خواهند بود. اقلیت حاکم که بر طبل انتقام و ادامه جنگ می‌کوبد، در حقیقت کاسبان جنگ و تحریم هستند.   ✅در زمان زمامداری رهبر پیشین جناح‌های مختلف تندرو از او حساب می‌بردند و مشخص بود که تصمیم‌گیرنده کیست. بعد از ترور ناجوانمردانه وی از یک‌سو در جوی احساسی و کاملا غیرشفاف یکی از فرزندانش رهبر شد، و ساختار از بنیاد معیوب ولایت فقیه «موروثی» گشت. مشکل عدم مشروعیت و عدم رعایت موازین قانونی به جای خود باقی است.    ✅از سوی دیگر، رهبر سوم تاکنون به دلایلی غیرموجه در پرده غیبت فرو رفته، میزان برخورداری وی از شرایط قانونی از جمله فیزیکی زمامداری پرسشی عمومی است. مشخص نیست کشور را در این مقطع بسیار حساس چه کسی اداره می‌کند؟ مسلما سهم سپاه در اداره کشور افزایش فراوانی یافته است.   ✅این عملکردها در سیاست داخلی نه تنها بهبود نیافته، بلکه متأسفانه وخیم‌تر شده است: اعدام مخالفان، مصادره أموال مخالفان، ادامه حصر و حبس منتقدان رهبری و نظام، ادامه بگیر و ببندها، و حفره‌ها‌ی امنیتی.   ✅ضمن تشکر از سخنگوی دولت و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتنی است دولت تنها از جانب خود می‌تواند و باید ضمانت بدهد که برای منتقدان مشکلی پیش نمی‌آید، اما متأسفانه غالب بگیر و ببندهای سالیان اخیر توسط نهادهای امنیتی و قضایی صورت گرفته که از هفت دولت آزادند!   ✅نزدیک دو دهه است وبسایت اینجانب فیلتر، و از انتشار کتاب جدید و تجدید چاپ کتب سابق در کشورم محروم هستم. آیا وزیر محترم ارشاد می‌تواند حداقل از آنچه به حوزه مسئولیتش مربوط است رفع مانع کند؟   متن کامل نوشتار @Kaleme

📝📝📝چهارمین شماره مجله مجال منتشر شد شهریور ۱۴۰۵ ✅در این شماره می‌خوانید: ▫️ عدالت‌خواهی در دموکراسی آمریکایی ▫️ کشورهایی که مجازات اعدام لغو نشده است ▫️رزا پارکس و رویارویی با بی‌عدالتی ▫️ انسان زن زاده نمی‌شود ▫️ بی‌عدالتی‌های پنهان ▫️ زنان ایرانی‌ از دیروز تا امروز ▫️نقد جامعه ویکتوریایی ▫️درباره فیلم «بی‌داد» ▫️بازیگر و شاهد ▫️لویاتان ؛ بی‌عدالتی در چنگال قدرت 🔗لینک دسترسی: https://www.calameo.com/read/008239133107c420021ab شماره اول شماره دوم شماره سوم شماره چهارم 🆔 @majaalonline

📝📝📝 ما هیچ نمی‌دانیم نقشه راهی به عالم ناشناخته ✍🏻جورج چم، دانیل وایتسون دیگر چیزی برای اختراع باقی نمانده است ✅این جمله را معمولاً به چارلز دوئل، رئیس اداره ثبت اختراعات آمریکا، در سال ۱۸۹۹ نسبت می‌دهند. هرچند این نقل‌قول به‌احتمال زیاد نادرست است و سند معتبری برای انتساب آن به دوئل وجود ندارد، اما همچنان پرسشی اساسی را پیش روی ما می‌گذارد: ما امروز در کجای مسیر دانش بشری ایستاده‌ایم؟ ✅برای مثال حدود ۹۵٪ جهانی که می‌شناسیم از دو چیز تشکیل شده‌اند که ما هنوز چیزی در مورد آنها نمی‌دانیم: ماده تاریک و انرژی تاریک «ما هیچ نمی‌دانیم» سفری جذاب، طنزآمیز و شگفت‌انگیز به بزرگ‌ترین پرسش‌های بی‌پاسخ کیهان است؛ از ماده و انرژی تاریک گرفته تا زمان، فضا، ابعاد دیگر و امکان وجود حیات فرازمینی. نویسندگان با زبانی روان و مثال‌هایی هوشمندانه نشان می‌دهند که ارزش علم فقط در پاسخ‌ها نیست، بلکه در پرسش‌هایی است که هنوز پاسخی برایشان نداریم. کتابی که کنجکاوی را بیدار می‌کند و یادآوری می‌کند بزرگ‌ترین ماجراجویی بشر، هنوز در پیش است. ✅مخاطبان این کتاب همه کسانی هستند که هنوز روحیه پرسشگری دارند مشاهده کتاب: b2n.ir/ny3547

📝📝📝 حزب مجمع ایثاگران خواهان مذاکره‌ای عزتمندانه، متوازن، نتیجه‌محور و مبتنی بر منافع ملی شد ✅به گزارش جماران، حزب مجمع ایثاگران در بیانیه ای خواستار احیای تفاهم اسلام‌آباد اباد و حمایت مذاکرات ایران و امریکا شد، این حزب اصلاح طلب ضمن محکوم کردن اعمال فشار آمریکا بر ملت ایران از دولت خواست مذاکره با امریکا برای رفع محاصره و تحریم را به صورت جدی پیگیری کند. ✅در بخشی از این بیانیه آمده است: مذاکره تسلیم نیست؛ همان‌گونه که مقاومت بدون محاسبه دقیق توان، هزینه و فایده نیز لزوماً نشانه عقلانیت سیاسی نیست. ✅ هنر سیاست این نیست که کشور را در برابر انتخاب کاذب میان «تسلیم یا جنگ» قرار دهیم؛ هنر سیاست، یافتن راه‌های واقع‌بینانه و مبتکرانه برای حفظ عزت، استقلال، حقوق، امنیت و منافع ملی است. https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1725069 @MostafaTajzadeh

📝📝📝 راستی‌آزمایی روایت تازه خامنه‌ای دوم از «هفته وحدت» ✍🏻تحکیم ملت: مجتبی خامنه‌ای در پیام امروز خود به مناسبت هفته وحدت مدعی شد نخستین هفته وحدت به اسفند ۱۳۵۶ و دوران تبعید پدرش، سیدعلی خامنه‌ای، در ایرانشهر بازمی‌گردد و پس از انقلاب نیز به «تدبیر» روح‌الله خمینی رسمیت یافته است. ✅اما اسناد هم‌زمان با شکل‌گیری رسمی این مناسبت، روایت دیگری ارائه می‌کنند. حسینعلی منتظری در ۶ آذر ۱۳۶۰ طی نامه‌ای به محمد معادیخواه، وزیر ارشاد وقت، پیشنهاد کرد فاصله ۱۲ تا ۱۷ ربیع‌الاول، به دلیل اختلاف شیعه و سنی درباره تاریخ میلاد پیامبر، به عنوان «هفته وحدت» اعلام شود. متن این نامه در خاطرات منتظری، جلد دوم، صفحه ۱۰۳۵، پیوست ۱۱۹ نیز منتشر شده است. ✅منتظری در خاطرات خود نیز درباره منشأ این ایده نوشته است که برای ایجاد الفت میان شیعه و سنی، اختلاف دو روایت درباره میلاد پیامبر را به «نقطه عطف» مشترک تبدیل کرد و صریحاً می‌گوید: «به همین مناسبت این هفته را به عنوان هفته وحدت اعلام کردم». (خاطرات، جلد اول، ص ۵۵۶) ✅مهم‌تر از آن، روح‌الله خمینی در همان زمان، پیشنهاد را به منتظری نسبت داده است. او در سخنرانی ۲۵ آذر ۱۳۶۰، با اشاره به برگزاری جشن از ۱۲ تا ۱۷ ربیع‌الاول، از «آقای منتظری» نام می‌برد. (در همین قضیه مولد حضرت رسول … که از طرف بعضی از علمای ایران، آقای منتظری، دعوت شده است به اینکه از دوازدهم تا هفدهم شرکت کنند همه مسلمین در جشن تا وسیله وحدت بین مسلمین باشد. صحیفه امام، جلد ۱۵، ص ۴۴۰) ✅خمینی سپس در سخنرانی ۸ دی ۱۳۶۰ در جمع ائمه جمعه استان‌های باختران و ایلام، صریح‌تر می‌گوید: «در این هفته وحدت که از قم آقای منتظری پیشنهاد کرده‌اند…» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ص ۴۵۵) @tahkimmelat @MostafaTajzadeh

📝📝📝فرهنگ اعتراض؛ از تخم‌مرغ تا اسلحه ✍🏻مرتضی صارمی ✅شب گذشته در حالی که برای عیادت یکی از بستگان، در ترافیک ناشی از یک تجمع شبانه متوقف شده بودم، از یکی از ساختمان‌ها تخم‌مرغی به میان جمعیت پرتاب شد. دقایقی بعد، افراد لباس‌شخصی و مسلح در پی شناسایی واحد مربوطه بودند. ✅شاید ماجرا در ظاهر ساده باشد؛ یک تخم‌مرغ در برابر اسلحه. اما مسئله بزرگ‌تر از این است: فرهنگ اعتراض. این تجمعات شبانه در بحبوحه جنگ برگزار می‌شود؛ اما نه آمریکا و اسرائیل به آنها حمله می‌کنند و نه تروریست‌ها مزاحمشان می‌شوند. خیابان برایشان امن است و صدایشان شنیده می‌شود. ✅اما اگر مردم از همین تجمعات، از ترافیک، سر و صدا یا اختلال در زندگی روزمره گلایه کنند، آیا آنها هم حق اعتراض دارند؟ حق اعتراض، مثل حق انتخاب، حق همه مردم است؛ نه امتیازی که بر اساس نزدیکی به قدرت میان مردم تقسیم شود. ✅اگر تجمعی همسو با سیاست رسمی باشد، «حق مردم» است، اما تجمعی با نگاه متفاوت «اغتشاش» یا «تهدید» تلقی شود، این دیگر حق اعتراض نیست؛ اعتراض گزینشی است. مردم بارها اعتراض کرده‌اند؛ با مشارکت و عدم مشارکت در انتخابات، با سکوت میلیونی در سال ۱۳۸۸، در سال ۱۴۰۱ و با تعطیلی بازار در دی‌ماه ۱۴۰۴. پرسش همچنان پابرجاست: اگر اعتراض حق است، چرا باید برای یکی حق باشد و برای دیگری جرم؟ ✅خیابان متعلق به همه مردم است؛ موافق و مخالف. اعتراض، دقیقاً زمانی معنا دارد که خوشایند قدرت نباشد. ✅از همین منظر، شاید بد نباشد در سالروز ولادت پیامبر(ص)، یکی از درس‌های سیره او را نیز به یاد بیاوریم. در روایت‌های تاریخی از آزار پیامبر(ص) توسط مخالفان سخن گفته شده است؛ از جمله روایت‌هایی درباره ریختن خاکستر یا آلودگی بر سر ایشان. اما آنچه در این روایت‌ها برجسته است، واکنش پیامبر به آزار و بی‌احترامی است: مدارا، صبر و پرهیز از انتقام شخصی. مدارا البته به معنای تأیید بی‌احترامی یا بی‌قانونی نیست؛ همان‌طور که اعتراض نیز به معنای مجاز بودن خشونت نیست. مسئله، تناسب واکنش با رفتار است. ✅اگر کسی تخم‌مرغی به خیابان پرتاب می‌کند، می‌توان رفتار او را نادرست دانست و حتی در صورت وجود جرم، از مسیر قانون با آن برخورد کرد. اما آیا پاسخ یک تخم‌مرغ باید اسلحه باشد؟ کسی که تخم‌مرغ پرتاب می‌کند، ممکن است فردا گلدان پرتاب کند؛ اما آیا راه مواجهه با این رفتار، مسلح شدن و ایجاد فضای رعب است؟ اگر قرار باشد هر رفتار نادرستی با واکنشی چند برابر شدیدتر پاسخ داده شود، نتیجه چه خواهد بود؟ جامعه‌ای که می‌خواهد آرام باشد، باید راه اعتراض مسالمت‌آمیز را باز بگذارد. وقتی اعتراض قانونی و مدنی شنیده نشود، نارضایتی به اشکال دیگری بروز می‌کند. ✅فرهنگ اعتراض یعنی پذیرفتن اینکه مردم فقط وقتی «مردم» هستند که با ما موافق باشند؟ یا حتی وقتی مخالف‌اند نیز شهروند این سرزمین‌اند و حق دارند صدایشان شنیده شود؟ مدارا به معنای ضعف نیست؛ گاهی بالاترین شکل قدرت، توانایی کنترل خشم و پرهیز از انتقام است. ✅پیامبر(ص) در برابر آزار مخالفان، الگوی انتقام‌گیری نبود؛ الگوی صبر و مدارا بود. شاید در سالروز ولادت او، بد نباشد این پرسش را از خودمان بپرسیم که از این میراث اخلاقی چه چیزی برای امروز باقی مانده است. اگر یک تخم‌مرغ می‌تواند پاسخ اسلحه بگیرد، برای یک گلدان چه پاسخی خواهیم داشت؟ و در نهایت، چرا باید آن‌قدر آش را شور کنیم که داد همه دربیاید؟ عضو شورای‌مرکزی حزب مجمع ایثارگران @sobhema_ir @MostafaTajzadeh

تنش جامعهٔ قطبی‌شده و تکثر اجتماعی دربارهٔ «از کج‌خوانی تاریخ تا لج‌خوانی تاریخ» محسن گودرزی پژوهشگر وقتی جامعه شرایطی را تجربه می‌کند که در آن مجموعه‌ای از احساسات متراکم و متخاصم ـ نظیر خشم، نفرت، انتقام، استیصال و ناامیدی ـ سیطره می‌یابد، فضا برای دو چیز از همه تنگ‌تر می‌شود: تفکر و قضاوت اخلاقی. شدت احساسات مذکور این دو را چنان به محاق می‌برد که هرگونه تلاشی که رنگی از این دو داشته باشد پیشاپیش محکوم به شکست می‌نماید. مشکل اما اینجاست که دقیقاً در چنین شرایط دشوار و پیچیده‌ای است که جامعه به تفکر و قضاوت‌های اخلاقی بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد. اگر جامعه‌ای برای مدتی طولانی در چنین وضعیتی باقی بماند، رفته‌رفته ظرفیت آن برای تفکر عمیق و قضاوت‌های اخلاقی دقیق رو به فرسایش می‌گذارد و ذهن و روح جدیدی شکل می‌گیرد. متن کامل را در فایل پیوست، بخوانید!

📝📝📝روایت فایننشال‌تایمز از وضعیت تجارت ایران و امارات از مسیر دبی ✅روزنامه انگلیسی نوشته دبی در حال از دست دادن نقش تاریخی خود به‌عنوان مرکز تجاری و مالی ایران است. برای دهه‌ها، دبی مسیر اصلی دسترسی ایران به خدمات مالی، کالا، تجارت بین‌المللی و بازارهای جهانی بوده است. ✅امارات عملاً فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید کرده است. ابوظبی هفته گذشته اعلام کرد تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران را متوقف می‌کند؛ اقدامی که پس از متهم کردن ایران به هدف قرار دادن تردد دریایی در آب‌های امارات انجام شد. ✅آمریکا نیز کارزار جدیدی علیه شبکه تجاری ایران آغاز کرده است. ترامپ از «جنگ اقتصادی» جدید علیه ایران سخن گفت و واشنگتن عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» را برای گسترش تحریم‌های ثانویه علیه طرف‌های معامله با ایران آغاز کرد. ✅اهمیت دبی برای اقتصاد ایران بسیار بیشتر از حجم تجارت دوجانبه است. به گفته «اسفندیار باتمانقلیج» کارشناس مسائل بین‌الملل، ایران تقریباً هیچ بندر بزرگ کانتینری دیگری به اندازه بندر جبل‌علی دبی برای واردات در اختیار ندارد. بنابراین قطع مسیر امارات می‌تواند مستقیماً بر تأمین کالا و فعالیت اقتصادی ایران اثر بگذارد. ✅حجم تجارت ایران و امارات پیش از جنگ حدود ۳۰ میلیارد دلار در سال بود. بخش مهمی از این تجارت از طریق لنج‌های چوبی انجام می‌شد که برای دهه‌ها میان دبی و بنادر ایران رفت‌وآمد داشتند. ✅جنگ و بسته‌شدن تنگه هرمز تجارت را به‌شدت مختل کرده است. فعالیت لنج‌ها در خود دبی کاهش محسوسی داشته و برخی تجار ایرانی برای انتقال کالا به مسیرهای جایگزین روی آورده‌اند. ✅قیمت برخی کالاهای ایرانی در دبی افزایش یافته است. برای مثال، قیمت زعفران ایرانی پس از کاهش حمل‌ونقل دریایی بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. ✅بخشی از کسب‌وکارهای ایرانی در دبی تعطیل شده‌اند. در برخی مناطق تجاری، چندین مغازه تعطیل شده و برخی تجار ایرانی به دلیل ورشکستگی در حال ترک امارات هستند. ✅امارات طی جنگ بیش از سایر کشورهای خلیج فارس هدف حملات ایران قرار گرفته است. حدود ۳ هزار موشک به سمت امارات شلیک شده و این حملات به زیرساخت‌ها آسیب زده و موجب کاهش گردشگری شده است. ✅در نتیجه این حملات، موضع امارات در قبال ایران سخت‌تر شده و حتی دبی در ابتدای جنگ یک باشگاه و یک بیمارستان مرتبط با ایران را تعطیل کرده است. ✅با این حال، قطع کامل روابط تجاری ایران و دبی بسیار دشوار است. روابط اقتصادی دو طرف دهه‌ها قدمت دارد و تجار ایرانی از پایه‌های تاریخی اقتصاد دبی محسوب می‌شوند. ✅امارات در گذشته نیز تحریم‌های آمریکا را به‌طور کامل تعیین‌کننده سطح تجارت با ایران ندانسته است. به گفته باتمانقلیج، امارات طی ۲۰ سال گذشته بسته به شرایط، سطح روابط اقتصادی خود با ایران را تغییر داده، اما همیشه تحریم‌های آمریکا را به‌طور کامل مبنای تصمیم‌گیری قرار نداده است. ✅ایران در حال فعال کردن مسیرهای جایگزین برای دور زدن محدودیت‌هاست. برخی تجار کالاهای خود را در انبارهای ترکیه ذخیره کرده‌اند و بخشی از محموله‌ها نیز از طریق عمان به ایران منتقل می‌شود. ✅برخی تجار ایرانی برای انتقال کالا از دبی به بندرعباس، مقاصد جعلی در اسناد رسمی حمل‌ونقل درج می‌کنند تا محدودیت‌های موجود را دور بزنند. ✅یک تاجر ایرانی گفته است: هزینه حمل‌ونقل به‌شدت افزایش یافته، اما هنوز از اوج دوران جنگ پایین‌تر است و تجار تلاش می‌کنند تحریم و محاصره را به همان شیوه‌ای که در گذشته تحریم‌ها را دور می‌زدند، پشت سر بگذارند. ✅با وجود فشارها، همه تجارت ایران و دبی متوقف نشده است. بازارهای دبی همچنان محصولات کشاورزی ایران را دریافت می‌کنند، شورای بازرگانان ایرانی فعال است و پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی به دبی همچنان برقرار است. ✅بانک ملی و بانک صادرات ایران نیز همچنان در امارات فعال هستند؛ درحالی‌که هر دو تحت تحریم آمریکا قرار دارند. یکی از کارکنان بانک ملی گفته فعالیت‌های روزمره بانکی، از جمله اعطای تسهیلات و صدور اعتبار اسنادی، تاکنون اختلال محسوسی نداشته است. @Revayat_Jahan