ru
Feedback
فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

Открыть в Telegram

✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)

Канал فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) (@mostafatajzadeh) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 43 168 подписчиков, занимая 1 383 место в категории Политика и 7 938 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 43 168 подписчиков.

Согласно последним данным от 30 августа, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -207, а за последние 24 часа — -10, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 10.26%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 6.15% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 4 429 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 655 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 53.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как اعتراض, نیرو, سرکوب, حکومت, حق.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاح‌طلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 31 августа, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Политика.

43 168
Подписчики
-1024 часа
-597 дней
-20730 день
Архив постов
تنش جامعهٔ قطبی‌شده و تکثر اجتماعی دربارهٔ «از کج‌خوانی تاریخ تا لج‌خوانی تاریخ» محسن گودرزی پژوهشگر وقتی جامعه شرایطی را تجربه می‌کند که در آن مجموعه‌ای از احساسات متراکم و متخاصم ـ نظیر خشم، نفرت، انتقام، استیصال و ناامیدی ـ سیطره می‌یابد، فضا برای دو چیز از همه تنگ‌تر می‌شود: تفکر و قضاوت اخلاقی. شدت احساسات مذکور این دو را چنان به محاق می‌برد که هرگونه تلاشی که رنگی از این دو داشته باشد پیشاپیش محکوم به شکست می‌نماید. مشکل اما اینجاست که دقیقاً در چنین شرایط دشوار و پیچیده‌ای است که جامعه به تفکر و قضاوت‌های اخلاقی بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد. اگر جامعه‌ای برای مدتی طولانی در چنین وضعیتی باقی بماند، رفته‌رفته ظرفیت آن برای تفکر عمیق و قضاوت‌های اخلاقی دقیق رو به فرسایش می‌گذارد و ذهن و روح جدیدی شکل می‌گیرد. متن کامل را در فایل پیوست، بخوانید!

📝📝📝روایت فایننشال‌تایمز از وضعیت تجارت ایران و امارات از مسیر دبی ✅روزنامه انگلیسی نوشته دبی در حال از دست دادن نقش تاریخی خود به‌عنوان مرکز تجاری و مالی ایران است. برای دهه‌ها، دبی مسیر اصلی دسترسی ایران به خدمات مالی، کالا، تجارت بین‌المللی و بازارهای جهانی بوده است. ✅امارات عملاً فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید کرده است. ابوظبی هفته گذشته اعلام کرد تجارت، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران را متوقف می‌کند؛ اقدامی که پس از متهم کردن ایران به هدف قرار دادن تردد دریایی در آب‌های امارات انجام شد. ✅آمریکا نیز کارزار جدیدی علیه شبکه تجاری ایران آغاز کرده است. ترامپ از «جنگ اقتصادی» جدید علیه ایران سخن گفت و واشنگتن عملیات موسوم به «طرد اقتصادی» را برای گسترش تحریم‌های ثانویه علیه طرف‌های معامله با ایران آغاز کرد. ✅اهمیت دبی برای اقتصاد ایران بسیار بیشتر از حجم تجارت دوجانبه است. به گفته «اسفندیار باتمانقلیج» کارشناس مسائل بین‌الملل، ایران تقریباً هیچ بندر بزرگ کانتینری دیگری به اندازه بندر جبل‌علی دبی برای واردات در اختیار ندارد. بنابراین قطع مسیر امارات می‌تواند مستقیماً بر تأمین کالا و فعالیت اقتصادی ایران اثر بگذارد. ✅حجم تجارت ایران و امارات پیش از جنگ حدود ۳۰ میلیارد دلار در سال بود. بخش مهمی از این تجارت از طریق لنج‌های چوبی انجام می‌شد که برای دهه‌ها میان دبی و بنادر ایران رفت‌وآمد داشتند. ✅جنگ و بسته‌شدن تنگه هرمز تجارت را به‌شدت مختل کرده است. فعالیت لنج‌ها در خود دبی کاهش محسوسی داشته و برخی تجار ایرانی برای انتقال کالا به مسیرهای جایگزین روی آورده‌اند. ✅قیمت برخی کالاهای ایرانی در دبی افزایش یافته است. برای مثال، قیمت زعفران ایرانی پس از کاهش حمل‌ونقل دریایی بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است. ✅بخشی از کسب‌وکارهای ایرانی در دبی تعطیل شده‌اند. در برخی مناطق تجاری، چندین مغازه تعطیل شده و برخی تجار ایرانی به دلیل ورشکستگی در حال ترک امارات هستند. ✅امارات طی جنگ بیش از سایر کشورهای خلیج فارس هدف حملات ایران قرار گرفته است. حدود ۳ هزار موشک به سمت امارات شلیک شده و این حملات به زیرساخت‌ها آسیب زده و موجب کاهش گردشگری شده است. ✅در نتیجه این حملات، موضع امارات در قبال ایران سخت‌تر شده و حتی دبی در ابتدای جنگ یک باشگاه و یک بیمارستان مرتبط با ایران را تعطیل کرده است. ✅با این حال، قطع کامل روابط تجاری ایران و دبی بسیار دشوار است. روابط اقتصادی دو طرف دهه‌ها قدمت دارد و تجار ایرانی از پایه‌های تاریخی اقتصاد دبی محسوب می‌شوند. ✅امارات در گذشته نیز تحریم‌های آمریکا را به‌طور کامل تعیین‌کننده سطح تجارت با ایران ندانسته است. به گفته باتمانقلیج، امارات طی ۲۰ سال گذشته بسته به شرایط، سطح روابط اقتصادی خود با ایران را تغییر داده، اما همیشه تحریم‌های آمریکا را به‌طور کامل مبنای تصمیم‌گیری قرار نداده است. ✅ایران در حال فعال کردن مسیرهای جایگزین برای دور زدن محدودیت‌هاست. برخی تجار کالاهای خود را در انبارهای ترکیه ذخیره کرده‌اند و بخشی از محموله‌ها نیز از طریق عمان به ایران منتقل می‌شود. ✅برخی تجار ایرانی برای انتقال کالا از دبی به بندرعباس، مقاصد جعلی در اسناد رسمی حمل‌ونقل درج می‌کنند تا محدودیت‌های موجود را دور بزنند. ✅یک تاجر ایرانی گفته است: هزینه حمل‌ونقل به‌شدت افزایش یافته، اما هنوز از اوج دوران جنگ پایین‌تر است و تجار تلاش می‌کنند تحریم و محاصره را به همان شیوه‌ای که در گذشته تحریم‌ها را دور می‌زدند، پشت سر بگذارند. ✅با وجود فشارها، همه تجارت ایران و دبی متوقف نشده است. بازارهای دبی همچنان محصولات کشاورزی ایران را دریافت می‌کنند، شورای بازرگانان ایرانی فعال است و پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی به دبی همچنان برقرار است. ✅بانک ملی و بانک صادرات ایران نیز همچنان در امارات فعال هستند؛ درحالی‌که هر دو تحت تحریم آمریکا قرار دارند. یکی از کارکنان بانک ملی گفته فعالیت‌های روزمره بانکی، از جمله اعطای تسهیلات و صدور اعتبار اسنادی، تاکنون اختلال محسوسی نداشته است. @Revayat_Jahan

📝📝📝"از منچستر اسلامی تا مشهد کافه‌نشین: تجربه سفر به ایران پس از دو دهه"، یاسر میردامادی، ۵ فایل صوتی، مجموعاً قدری بیش از ۲۴ دقیقه. 👇🏿 https://t.me/YMirdamadi/2824?single

✍🏻ایرج‌ آذرافزا: ✅این گفت‌وگوی امروز تاکر کارلسون با جو کنت بسیار مهم است. https://fxtwitter.com/IrajAzarfaza/status/2093452151226073478 ۱. خبرهایی از پنتاگون درز کرده که نشان می‌دهد چند هفته پیش موضوع استفاده از بمب هسته‌ای تاکتیکی علیه ایران بررسی شده است. (همچنین در طول جنگ نیز این احتمال چندین بار مطرح شده است) ۲. همزمان احتمال استفاده روسیه از بمب اتم تاکتیکی در اوکراین مطرح است. ۳. انتخابات اکتبر در اسراییل و عدم محبوبیت حزب لیکود و نتانیاهو احتمال تشدید تنش در لبنان را بالا می‌برد—نتانیاهو ممکن است برای تحریک ایران برای ورود به جنگ و نهایتا وادار کردن ترامپ برای حمله مجدد به ایران حملات به لبنان را گسترش دهد. ۴. وضعیت وخیم ترامپ و جمهوری‌خواهان در انتخابات میاندوره‌ای نوامبر. ۵. اتفاق نظر هر دو حزب دمکرات و جمهوری‌خواه بر ادامه جنگ با ایران—اعضای اصلی هر دو حزب به‌شدت تحت تاثیر لابی اسراییل هستند. ۶. اسراییل ترامپ را آخرین رییس‌جمهور طرفدار اسراییل می‌داند و قصد دارد از این فرصت حداکثر استفاده را ببرد: حل یا دقیق‌تر منحل کردن مسئله ایران. و … کنت تاکید می‌کند آمریکا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را نقض کرده است. و اکنون هیچ تمایلی برای مذاکره و حل دیپلماتیک مناقشه با ایران از خود نشان نمی‌دهد. و کارلسون تصریح می‌کند آمریکا بر سر دو راهی ختم جنگ و پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز از یک‌سو، و تشدید تنش با ایران از سوی دیگر قرار گرفته است. اولی عواقب سیاسی و اقتصادی بدی برای آمریکا دارد؛ دومی هم معنایی جز استفاده از بمب هسته‌ای ندارد—که عواقب غیرقابل پیش‌بینی‌ و ویرانگرتری خواهد داشت. پ.ن. بد نیست این گفت‌وگو به فارسی ترجمه و زیرنویس شود. https://youtu.be/9POOfL7fo7c?si=o4--or7Y-BUyL6HV @BetweenDichotomies

📝📝📝 انتقاد کرباسچی از وزارت ارشاد به خاطر تداوم توقیف هم‌میهن ✅روزنامه هم‌میهن در نشست خبری مسعود پزشکیان خبرنگاری نداشت چون از دی ماه توقیف شده است. این وضعیت علیرغم پیگیری شخص رئیس‌جمهور هنوز ادامه دارد. غلامحسین کرباسچی، مدیرمسئول روزنامه هم‌میهن، به خبرنگار انصاف نیوز در ششمین ماه توقیف این روزنامه گفت که به نظر او دلیل اصلی توقیف این روزنامه تلاش وزارت ارشاد بوده است که به گفته‌ی او ۱۶۰ مورد را برای اثبات خلاف امنیت بودن روند این روزنامه به دادگاه ارائه داده است. ✅کرباسچی در پاسخ به سوال خبرنگار انصاف نیوز درباره‌ی آنچه بر سر روزنامه هم‌میهن آمد گفت: روزنامه هم میهن را بخشی در وزارت ارشاد بسته است! من شنیده‌ام حتی آقای رئیس‌جمهور هم از وزیر توضیح خواسته و جوابی نداده‌اند. وزیر بنظر خیلی ورود نمی‌کند. حتی قوه قضاییه هم از این ارشاد توضیح خواسته که چرا این روزنامه را بسته‌اید؟! ✅او ادامه داد: متاسفانه کسانی شایستگی لازم را برای این پست‌ها ندارند. می‌ترسند که یک نفر در مجلس سوال کند و بعد فورا پستشان را از دست بدهند. در این دولت تحت عنوان وفاق این اتفاق‌ها می‌افتد. اصلا موضوع روزنامه هم‌میهن را ارشاد در هیئت نظارت مطرح کرده، به جای اینکه از روزنامه‌ها دفاع کنند. ✅کرباسچی گفت: پرونده‌سازی کردند بعد دادگاه سوال کرده، آنها هم ۱۶۰ صفحه روزنامه را برای دادگاه فرستاده و گفته‌اند که روند این روزنامه مخالف امنیت است. اصلا روند یعنی چه؟! یعنی خود دادگاه درمانده که اصلا چه بگوید! روزنامه هم میهن از بسیاری از مواردی که به دادگاه ارائه داده‌اند اصلا تبرئه شده‌ است. ✅به گفته‌ی مدیرمسئول روزنامه‌ی هم‌میهن پرونده‌ی این روزنامه فعلاً در نوبت دادگاه است. این روزنامه از ۲۹ دی ۱۴۰۴ تا به حال توقیف است و چاپ نمی‌شود. https://ensafnews.com/659623 @ensafnews

📝📝📝 دولت؛ بازیگر فراموش‌شده‌ی ساحت توسعه ✍🏻امتداد-رضا بهرامی: یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها در ادبیات توسعه آن است که گمان می‌بریم مسئله‌ی اصلی، یافتن سیاست درست است. هر چند سال یک‌ بار، نسخه‌ای تازه به بازار عرضه می‌شود. یک روز خصوصی‌سازی، روز دیگر آزادسازی اقتصادی، زمانی دمکراسی، زمانی مبارزه با فساد و اخیراً نیز اصلاح نهادها. گویی فرآیند توسعه، قفلی است که تنها یک کلید دارد و اگر آن کلید پیدا شود، تمامی مشکلات حل خواهد شد. ✅با این حال اما تجربه کشورهای مختلف، روایت دیگری را پیش پایِ ما قرار می‌دهد. بسیاری از کشورها، قوانین مشابهی دارند. قوانین مربوط به سرمایه‌گذاری، مالیات، حمایت از تولید، آموزش یا مبارزه با فساد اما با این وجود، برون‌دادها متفاوت است. تفاوت از کجا ناشی می‌شود؟ شاید باید بخشی از پاسخ را در ظرفیت دولت کاوید. ✅در سال‌های اخیر، مفهوم ظرفیت دولت به یکی از مباحث محوری علوم سیاسی تبدیل شده است و اینک پژوهش‌گران بیش از گذشته بر این نکته تاکید می‌کنند که چند و چونِ پیشرفتِ پروسه‌ی توسعه در یک کشور قطعاً به وجود دولتی بستگی دارد که از ظرفیت‌های لازم برای طراحی، اصلاح و اجرای سیاست‌هایی قوام‌یافته در مراکز تخصصی برخوردار باشد و البته در برابر فشارهای سیاسی، از آن‌ها دفاع کند. ✅نکته جالب توجه آن که ظرفیت دولت به معنای بزرگ بودن آن نیست. در فضای عمومی، گاه دولت بزرگ و دولت توانمند با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. در حالی که این دو، همیشه هم‌معنا نیستند. ممکن است دولتی ده‌ها وزارتخانه، صدها سازمان و هزاران کارمند داشته باشد اما در جمع‌آوری مالیات، اجرای پروژه‌های عمرانی، کنترل آلودگی هوا یا ارائه‌ی خدمات عمومی با مشکل مواجه باشد. در مقابل، دولتی با ساختاری کوچک‌تر اما برخوردار از بوروکراسی حرفه‌ای، نظام تصمیم‌گیری منسجم و مدیران شایسته، می‌تواند عملکردی اثرگذار داشته باشد. ✅اما حال باید پرسید ظرفیت دولت دقیقاً در کجا خود را نشان می‌دهد؟ شاید نخستین پاسخ، در توانایی حل مسئله باشد. توسعه، بسیار فراتر از تدوین اسناد و برنامه‌ها، نتیجه‌ی حل پیوسته‌ی مسائل است. دولتی که بتواند بحران آب را مدیریت کند، نظام آموزشی را اصلاح نماید، زیرساخت‌های حمل ‌و نقل را توسعه دهد، مالیات را عادلانه وصول کند، محیط کسب ‌و کار را بهبود بخشد و در برابر بحران‌های اقتصادی واکنش به موقع نشان دهد، حتی اگر همه سیاست‌هایش بی‌نقص نباشد، در آینده‌ای نه چندان دور در مسیر توسعه قرار خواهد گرفت. و البته برعکس، دولتی که طرح‌ها و برنامه‌های متعدد بنویسد اما از اجرای آن‌ها عاجز باشد، به سختی می‌تواند از چرخه‌ی توسعه‌نیافتگی خارج شود. ✅و درست در همین جاست که تفاوت میان سیاست‌گذاری و حکم‌رانی آشکار می‌شود. سیاست‌گذاری یعنی تصمیم گرفتن اما حکم‌رانی یعنی تبدیل تصمیم به نتیجه. بسیاری از دولت‌ها در مرحله‌ی نخست مشکل چندانی ندارند. اسناد توسعه می‌نویسند، برنامه‌های پنج ‌ساله تدوین می‌کنند و اهداف بلندپروازانه تعیین می‌کنند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این تصمیم‌ها باید به مدرسه، کارخانه، جاده، بیمارستان، فرصت شغلی و البته تربیت نسل‌های بعدی نخبگان تبدیل شوند. ✅به همین دلیل، برخی پژوهشگران از شکاف اجرا سخن می‌گویند. مفهومی محوری در اشاره به فاصله‌ای میان آن‌چه که دولت‌ها وعده می‌دهند و آن‌چه واقعاً محقق می‌شود. مت اندروز و هم‌کارانش در کتاب Building State Capability نشان می‌دهند که بسیاری از برنامه‌های اصلاح‌طلبانه در کشورهای در حال توسعه به علت ضعف ظرفیت‌های اجرایی شکست می‌خورد. مدارسی ساخته می‌شوند اما کیفیت آموزش تغییر نمی‌کند. سامانه‌های الکترونیکی راه‌اندازی می‌شوند اما فرآیندهای اداری هم‌چنان ناکارآمد باقی می‌مانند. قوانین جدید تصویب می‌شوند اما رفتار دستگاه‌های اجرایی تغییر چندانی نمی‌کند. متن کامل

📝📝📝بنزین و ناآرامی‌های اجتماعی: مردم در چه شرایطی به خیابان می‌آیند؟ ✅مطالعه صندوق بین‌المللی پول درباره تاثیر افزایش قیمت سوخت بر ناآرامی‌های اجتماعی در ۱۰۱ کشور مابین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰ نشان می‌دهد که اثر افزایش قیمت سوخت در دوره‌های رکود اقتصادی و زمان‌هایی که نرخ ارز نوسان شدیدی دارد، به‌مراتب قوی‌تر است. به عبارت دیگر، زمانی که اقتصاد در وضعیت نامناسبی قرار دارد و معیشت مردم تحت فشار است، افزایش قیمت سوخت می‌تواند جرقه‌ای برای انفجار خشم عمومی باشد. این یافته بر نظریه محرومیت در جامعه‌شناسی سیاسی مهر تایید می‌زند، چون که مردم در شرایط سخت اقتصادی، افزایش قیمت سوخت را به‌عنوان ضربه‌ای غیرقابل‌تحمل تلقی می‌کنند. ✅نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که در کشورهایی که سرانه مخارج دولت (به‌ویژه در بخش‌های بهداشت و آموزش) بالاتر است، افزایش قیمت سوخت به میزان کمتری به ناآرامی منجر می‌شود. این یافته از نظر سیاست‌گذاری بسیار حائز اهمیت است و نشان می‌دهد که اگر دولت‌ها همزمان با اصلاح قیمت سوخت، یارانه‌های صرفه‌جویی‌شده را به سمت حمایت از بخش‌های بهداشت و آموزش هدایت کنند، می‌توانند خشم عمومی را کاهش دهند. همچنین در جوامعی با نابرابری درآمدی بالاتر و شاخص‌های نامطلوب اقتصادی-اجتماعی، اثر افزایش قیمت سوخت بر ناآرامی به‌شکل قابل‌توجهی شدیدتر است. ✅کیفیت حکمرانی هم نقشی کلیدی در تخفیف رابطه افزایش قیمت سوخت و بروز اعتراضات جمعی ایفا می‌کند. کشورهایی که شاخص‌های بالاتری در زمینه پاسخگویی دموکراتیک، کیفیت بوروکراسی، اثربخشی دولت و حق اظهار نظر و پاسخگویی دارند، در زمان افزایش قیمت سوخت، ناآرامی‌های کمتری را تجربه می‌کنند. این یافته نشان می‌دهد که وقتی شهروندان احساس می‌کنند دولت به نیازهایشان پاسخ می‌دهد و نهادها کارآمد و غیرسیاسی هستند، افزایش قیمت سوخت را کمتر به‌عنوان یک بی‌عدالتی تلقی می‌کنند. ✅یکی از یافته‌های بدیع این پژوهش، رسیدن محققان به مفهوم آستانه‌های بحرانی است که اگر از آن‌ها عبور شود، اوضاع برای دولت‌ها غیرقابل‌کنترل می‌شود. اولین آستانه، مربوط به رشد اقتصادی است. محققان دریافتند که اگر رشد اقتصادی یک کشور مثبت باشد (حتی اندک)، افزایش قیمت سوخت اثر کمتری بر ناآرامی دارد، چون مردم کم‌وبیش از وضعیت اقتصادی راضی‌اند. اما به محض اینکه رشد اقتصادی به زیر صفر می‌رود و کشور وارد رکود می‌شود، افزایش قیمت سوخت تبدیل به یک بمب ساعتی می‌شود و احتمال ناآرامی به‌شدت بالا می‌رود. بنابراین مرز رکود و رونق یک آستانه حیاتی محسوب می‌شود. آستانه بحرانی دوم، نوسان نرخ ارز است. در ۷۲ درصد کشورهایی که نوسان ارز نسبتاً پایینی دارند، افزایش قیمت سوخت اثر چندانی بر ناآرامی ندارد. اما ۲۸ درصد کشورهایی که نرخ ارزشان بسیار ناپایدار است، در زمان گرانی سوخت، به شدت آسیب‌پذیرند. سومین آستانه بحرانی، فساد است. کشورهایی که در زمرهٔ ۲۰ درصد فاسدترین کشورهای جهان هستند، در زمان افزایش قیمت سوخت با طوفانی از اعتراضات روبرو می‌شوند. در این کشورها، مردم نه فقط به خاطر گرانی بنزین، بلکه به خاطر سال‌ها بی‌عدالتی و اختلاس، خشم انباشته‌ای دارند و افزایش قیمت سوخت، بهانه‌ای برای تخلیهٔ این خشم می‌شود. اما در کشورهایی که فساد کمتر است (بالای صدک ۲۰ام)، این رابطه به همان شدت دیده نمی‌شود. 🆔 @mohammadreza_dadgostar

👈 دولت ترامپ به دنبال احیاء قوانین وسطایی دریایی برای غنیمت گرفتن اشته‌های ایرانی است دادستانی فدرال ایالات متحده در حال بررسی طرحی برای احیای یک سازوکار حقوقی بسیار قدیمی و فراموش‌شده از جنگ داخلی آمریکا تحت عنوان «دادگاه‌های غنیمت دریایی» (Prize Courts) است. هدف اصلی دولت دانلد ترامپ از این اقدام، تسریع توقیف، ضبط و فروش نفتکش‌ها و محموله‌های نفتی مرتبط با ایران است. ۱. تصمیم و برنامه دولت دانلد ترامپ دولت آمریکا در پی تشدید فشارها بر شبکه صادرات انرژی ایران و اعمال محاصره دریایی، با چالش‌های حقوقی سنگینی در دادگاه‌های معمولی روبه‌رو شده است. روند فعلی مصادره اموال (Civil Forfeiture) بسیار زمان‌بر است و ادعاهای حقوقی شخص ثالث (مانند صاحبان کشتی‌ها یا شاکیانی که حکم غرامت دارند) فرایند فروش محموله‌های توقیفی را ماه‌ها متوقف می‌کند. بر اساس طرح جدید که توسط Aaron Reitz، دادستان فدرال در حوزه جنوبی تکزاس (هیوستن) و وزارت دادستانی فدرال دنبال می‌شود، واشینگتن قصد دارد با فعال‌سازی قوانین غنیمت: توقیف مستقیم و سریع: نفتکش‌های حامل نفت ایران یا شناورهای بی‌طرف متخلف از محاصره را مستقیماً به عنوان «غنیمت جنگی» ضبط کند. تأمین هزینه‌های عملیاتی: درآمدهای حاصل از فروش سریع این محموله‌های نفتی را مستقیماً به خزانه‌داری آمریکا واریز کرده تا بخشی از هزینه‌های عملیات نظامی و محاصره دریایی را جبران کند. دور زدن ادعاهای ثالث: پیچیدگی‌های دادگاه‌های مدنی را حذف کرده و مالکیت نفت و شناورها را با سرعت بالا به دولت آمریکا منتقل سازد. ۲. تاریخچه و ماهیت قانون غنیمت دریایی (Prize Law) قانون غنیمت دریایی یکی از قدیمی‌ترین بخش‌های حقوق بین‌الملل و حقوق دریانوردی است که ریشه در قرون وسطی دارد و در جریان جنگ داخلی آمریکا (دهه ۱۸۶۰) و جنگ‌های جهانی اول و دوم به اوج کاربری خود رسید. طبق این قانون، کشور متبوع شناورهای نظامی در زمان مناقشات مسلحانه یا محاصره دریایی اجازه دارند شناورها و محموله‌های متعلق به دشمن یا کشورهای بی‌طرف ناقض محاصره را متوقف و مصادره کنند. پس از توقیف، یک دادگاه ویژه دریایی (Prize Court) بررسی می‌کند که آیا توقیف طبق قوانین جنگ مشروع بوده است یا خیر. در صورت تأیید، ملکیت دارایی‌ها به کشور توقیف‌کننده منتقل می‌شود. این سیستم پس از پایان جنگ جهانی دوم به دلیل شکل‌گیری چارچوب‌های جدید حقوق دریاها و سازمان ملل متحد تقریباً به حالت تعلیق درآمد و متروک شد. ۳. پیامدهای حقوقی و ژئوپلیتیک احیای این قانون متروک می‌تواند موجی از تغییرات و ریسک‌های جدید در بازارهای بین‌المللی و حقوق دریاها ایجاد کند: چالش در حقوق بین‌الملل: کارشناسان برجسته حقوق تأکید می‌کنند اجرای حقوق غنیمت نیازمند حالت جنگی مشخص یا اعلان رسمی محاصره است. بدون وجود وضعیت رسمی جنگ، استفاده از این دادگاه‌ها می‌تواند توسط دادگاه‌های بین‌المللی غیرقانونی شناخته شود. واکنش چین و خریداران نفت: چین به عنوان اصلی‌ترین خریدار نفت ایران، ممکن است این اقدام را دزدی دریایی قلمداد کند. برخی حقوق‌دانان هشدار داده‌اند که این اقدام ممکن است به پکن مجوز دهد تا در مناقشات احتمالی آینده، قوانین مشابهی را علیه شناورهای آمریکایی اعمال کند. پاسخ متقابل در تنگه هرمز: اجرای این طرح می‌تواند خطر توقیف متقابل نفتکش‌های تجاری غرب در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را به شدت افزایش دهد. @Cosmo_Iran

📝📝📝نیک‌زیستی: علم و سیاستگذاریچگونه علم نیک‌زیستی، معیار موفقیتِ انسان و جامعه را از نو نوشت؟ ✍️جواد حیدری ✅بهار ۱۹۶۸، رابرت کندی بر تریبونی در دانشگاه کانزاس ایستاد و جمله‌ای گفت که پس از نیم‌قرن هنوز لرزه بر اندام اقتصاد متعارف می‌اندازد: «تولید ناخالص داخلی همه‌چیز را اندازه می‌گیرد، جز آن چیزهایی که به زندگی ما ارزشِ زیستن می‌بخشند.» ✅او تنها یک شعار سیاسی نمی‌ساخت؛ داشت انگشت بر یک خطای تمدنی می‌گذاشت. برای دهه‌ها یک منطقِ معیوب وجود داشت: هرچه سریع‌تر بشماریم، بهتر زندگی می‌کنیم. اما اقتصادِ متعارف، در دفترِ حساب خود، ستونی برای اضطراب نداشت. برای تنهایی، برای بی‌اعتمادی، برای شبی که کسی از ترسِ فردا نخوابیده، برای کودکی که در کلاس درس تحقیر شده… اگر جنگلی را می‌بریدند، تولید ناخالص داخلی بالا می‌رفت. اگر کسی بیمار می‌شد و دارو می‌خرید، تولید ناخالص داخلی بالا می‌رفت. اگر ترافیک شهر سنگین‌تر می‌شد و بنزین بیشتری می‌سوخت، تولید ناخالص داخلی بالا می‌رفت. این عدد، مثل ترازویی بود که فقط وزن را می‌سنجید و از سلامتی چیزی نمی‌دانست. ✅اما داستان از این هم عجیب‌تر است. چون ایده‌ی جانشین، تازه نبود؛ فراموش‌شده بود. در قرن هجدهم، در محافل روشنگری، فیلسوفانی مثل جرمی بنتام و فرانسیس هاچسون معیاری پیشنهاد کردند که سرراست‌تر از آن نمی‌شود: بهترین جامعه، جامعه‌ای است که در آن بیشترین شمار از مردم، بیشترین سطح خوشبختی را داشته باشند. این اصل، آن‌قدر بدیهی به‌نظر می‌رسید که تقریباً بی‌نیاز از دفاع بود. ✅پس چرا دو قرن در محاق ماند؟ به یک دلیلِ بی‌رحمانه: هیچ‌کس نمی‌دانست چگونه آن را بسنجد. در جهانِ سیاست‌گذاری، قاعده‌ای آهنین حاکم است- آنچه اندازه‌گیری نشود، در بودجه نمی‌آید؛ و آنچه در بودجه نیاید، وجود ندارد. خوشبختی، به یک «آرزوی شاعرانه» تبعید شد و درآمد سرانه، تاج پادشاهی را بر سر گذاشت. آنچه در نیم‌قرن اخیر رخ داد، بازگشتِ پیروزمندانه‌ی آن ایده‌ی تبعیدی است. زیرا سه اتفاق افتاد: روان‌شناسان یاد گرفتند حالِ درونی انسان را با دقتِ قابل‌قبولی بسنجند؛ اقتصاددانان یاد گرفتند این سنجش‌ها را در معادلات علّی بنشانند؛ و عصب‌شناسان نشان دادند این گزارش‌های ذهنی، رد پای مادی و قابل‌مشاهده در مغز دارند. ✅از دل این هم‌گرایی، دانشی زاده شد که امروز نام‌اش علم نیک‌زیستی است و ریچارد لایارد- اقتصاددانی از مدرسه‌ی اقتصاد لندن که عمری را صرف بازار کار و بیکاری کرده بود و سپس به این نتیجه رسید که غایتِ اقتصاد چیز دیگری است- یکی از معماران اصلی آن. این جستار، سفری است در چهار منزلِ این علم. نخست می‌پرسیم (۱) نیک‌زیستی دقیقاً چیست؛ (۲) سپس چرا باید غایتِ جامعه باشد؛ (۳) آنگاه با چه ابزاری آن را می‌شناسیم؛ (۴) و در پایان، به قلبِ ماجرا می‌رسیم: یازده عاملی که حالِ ما را می‌سازند. 📚روایتی فشرده از کتاب نیک‌زیستی: علم و سیاست‌گذاری اثر ریچارد لایارد - بخش اول 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6482 @mashghenowofficial

📝📝📝چین؛ از بانکداری تا امپراتوری 🔺الگوی سرمایه‌گذاری خارجی پکن به ما چه می‌آموزد؟ ✍️علیرضا رییسی ✅بهترین شواهدی که درباره هزینه‌کرد خارجی پکن در اختیار داریم نشان می‌دهد غرب سال‌ها درباره مسئله‌ی چین اشتباه کرده است و ایران می‌تواند درس‌های مهمی از این واقعیت بیاموزد. شش ماه پس از تجاوز آمریکا به ایران، پرسش مهمی که هنوز مطرح است این است که چین به‌عنوان مهم‌ترین شریک ایران چه خواهد کرد. ✅پاسخ چین تاکنون این بوده است که نفت ایران را بخرد، همه طرف‌ها را به خویشتن‌داری دعوت کند و وارد جنگ نشود. پکن حملات را محکوم کرده، بر اصل حاکمیت کشورها تأکید کرده، همراه با روسیه قطعنامه پیشنهادی شورای امنیت را وتو کرده و از ابتکار صلح پاکستان در ماه آوریل حمایت کرده است؛ اما در مجموع از ورود به نقش‌آفرینی امنیتی مستقیم خودداری کرده و روابط اقتصادی را بر هرگونه تلاش برای تبدیل‌شدن به قدرت امنیتی در منطقه ترجیح داده است. ✅اگرچه اخباری مبنی بر انتقال قطعات دارای کاربرد دوگانه و اطلاعات جغرافیایی به ایران توسط چین منتشر شده، اما نیروهای نظامی چین وارد جنگ نشده‌اند. از این‌روست که عمده تحلیلگران در مورد رفتار چین دچار سردرگمی شده‌اند. ریشه این سردرگمی به این مسأله برمی‌گردد که دو دهه است که درباره قدرت چین براساس داده‌هایی بسیار اندک بحث می‌شود. ✅کتاب «بانکداری بر محور پکن» که چهار سال پیش منتشر شده است دقیقاً برای پرکردن همین خلاء نوشته شده است. این کتاب نخستین بار براساس داده‌های جامعی که تاکنون در دسترس نبوده است، رفتار چین را در کشورهای در حال توسعه تحلیل می‌کند. این کتاب ظاهراً درباره تأمین مالی توسعه است، اما در واقع یکی از مفیدترین الگوهای موجود برای فهم نحوه عملکرد سیاسی دولت چین در عرصه بین‌المللی است. ✅درس اصلی کتاب چیزی است که نه منتقدان سرسخت چین و نه مدافعان آن هنوز به‌خوبی درک نکرده‌اند: چین به‌جای تشکیل امپراتوری یا ایجاد یک نظم بدیل جهانی در حال اداره یک بانک است. بانک‌ها نفوذ می‌خرند، امتیاز می‌گیرند و از وثیقه‌های خود محافظت می‌کنند. اما برای وام‌گیرندگان‌شان وارد جنگ نمی‌شوند. mashghenow.com/?p=6480 @mashghenowofficial

📝📝📝 درس‌آموخته‌هایی از یک اثر تازه درباره تاب‌آوری ملی ✍ دکتر علی کریمی مله ✅چند هفته پیش، در جست‌وجوی آثاری درباره «تاب‌آوری»، با اثری خواندنی و تأمل‌برانگیز با ویراستاری لوگان کاکرون و الکساندرا ویلسون، چاپ ۲۰۲۶ انتشارات اشپرینگر، با عنوان دولتمداری تاب‌آور: چرا و چگونه برخی ملت‌ها استقلال و حاکمیت دیرپای خود را حفظ کردند؟ روبه‌رو شدم.با توجه به شرایط حساس جامعه ایران امروز و گفت‌وگوهای پردامنه‌ای که درباره تاب‌آوری شگفت‌آور جامعه ایرانی در برابر بحران‌ها و تنگناهای تاریخی شکل گرفته است، بر آن شدم برخی از مهم‌ترین نکته ها و درس‌های این اثر را با علاقه‌مندان به موضوع تاب‌آوری ملی در میان بگذارم... ادامه متن @Kaleme

📝📝📝 زیدآبادی به محسن رضایی: طراحی نقشه ترور پسر ترامپ کار شبکه سه تلویزیون است یا کار نتانیاهو؟ ✍️احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامه نگار نوشت: ✅محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ادعای وجود نقشه‌ای علیه فرزند ترامپ را تنها یک دروغ بزرگ دانسته که نتانیاهو برای فریب دادن رئیس‌جمهور آمریکا طراحی کرده است. ✅واقعیت این است که قبل از آنکه مقام‌های اسرائیلی این مسئله را مطرح کنند، شبکهٔ سه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویدئویی را تحت عنوان "بارون ترامپ را کجا بکشیم؟" پخش کرد که در آن، از وجود نقشه‌ای برای ترور پسر ترامپ خبر می‌داد. ✅محافل اسرائیلی با استناد به همین فیلم، مدعی برنامهٔ جمهوری اسلامی برای کشتن فرزند ترامپ شده‌اند. ✅با توجه به تکذیب هر نوع برنامه‌ای از سوی نظام جمهوری اسلامی توسط دبیر شورای امنیت ملی و نسبت دادن طرح این ادعا به نتانیاهو، این پرسش پیشمی‌آید که شبکهٔ سه صدا و سیما بنا به چه انگیزه‌ای و به دستور چه کسانی فیلمی را پخش کرده است که آقای رضایی ادعای مطرح شده در آن را طراحی و پروپاگاندا و دروغ‌پردازی نتانیاهو دانسته است؟ 🆔@MohandesMirHosseinMousavi

📝📝📝عصر خواندن تمام شده است ✅گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد می‌شود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟ ✅مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز می‌شود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینه‌های گزاف، مجموعه‌ای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتش‌سوزی که بر اثر غفلت و بی‌توجهی از میان رفت؛ چرا که هزینه‌های نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موش‌ها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت. نویسنده این واقعه تاریخی را آیینه‌ای برای وضعیت کنونی آمریکا می‌داند؛ جایی که گرچه منابع بی‌نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است. ✅آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران‌کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم می‌کنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجی‌های انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کرده‌اند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خوانده‌اند. نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی می‌پردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکایی‌ها رایج‌تر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دست‌کم یک شرط‌بندی انجام داده‌اند. این روند کاهشی تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتی‌ترین گروه‌های مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشمگیری شده‌اند. ✅کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروش‌ترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروش‌ترین رمان به مجموعه‌ای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتاب‌های برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بی‌بهره‌اند. آمریکایی‌ها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت می‌کنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست‌ساله روزنامه می‌خواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین می‌کنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح می‌دهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند. ✅اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکایی‌ها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه می‌خوانند؛ انبوهی از ایمیل‌ها، پیامک‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و زیرنویس‌ها زندگی روزمره را پر کرده‌اند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست داده‌اند. مریانه ولف، عصب‌شناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای، هشدار می‌دهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که توانایی‌های عالی‌تر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، آمریکا بی‌سواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است. ✅مارشال مک‌لوهان در سال ۱۹۶۲ دوران «پسا-سوادآموزی» را پیش‌بینی کرده بود، اما او و پستمن فقط چند دهه زودتر از وقوع آن سخن گفتند. تلویزیون در دهه ۱۹۶۰، اینترنت پهن‌باند در دهه ۲۰۰۰، و امروز گوشی‌های هوشمند با ویدئوهای کوتاه تیک‌تاک، یوتیوب شورتس و اینستاگرام ریلز، هر مانعی را از سر راه حواس‌پرتی برداشته‌اند. شبکه‌های اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیه‌ای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر می‌کنند. حتی پیامک‌ها نیز ویژگی‌های گفتار شفاهی را به خود گرفته‌اند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیام‌های صوتی ارسال می‌کنند. نتایج تحقیقات عصب‌شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان آنچه را تمرین می‌کند، فرا می‌گیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارت‌های خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینه‌ای برای درک مطلب کاهش می‌یابد. ✅عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دوره‌ای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. جامعه‌ای که مطالعه را کنار می‌گذارد، مهارت‌های تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخص‌محوری در انتقال اطلاعات و ساده‌انگاری در سیاست بازمی‌گردد. https://www.theatlantic.com/magazine/2026/08/reading-crisis-postliterate-age/687618/ @mohammadreza_dadgostar

photo content

📝📝📝 گزارش تحلیلی داده‌محور از سنجش موج نگرانی‌های معیشتی در فضای مجازی ✍️ پایگاه خبری جماران، محمد تقی‌زاده: تحلیل محتوای توییت‌های پربازدید منتشرشده در بازه ۲۹ خرداد تا ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که موضوع کالابرگ در این دوره از یک سیاست رفاهی صرف، به شاخصی برای سنجش کارآمدی یا ناکارآمدی دولت در ذهن کاربران تبدیل شده است. مجموع بازدیدهای محتواهای بررسی شده از مرز ۱.۱۷ میلیون مورد عبور کرده و میانگین تعامل (لایک و ری‌توییت) برای محتوای انتقادی حدود ۴.۲ برابر محتوای خنثی ثبت شده است. تمرکز زمانی بحث‌ها به‌وضوح در مردادماه رخ داده به‌طوری که حدود 74 درصد کل محتوا در این ماه تولید شده و سه قله محتوایی در ۳ مرداد، ۱۶ مرداد و ۷ مرداد شکل گرفته که هر کدام با یک رویداد محرک مشخص هم‌زمان بوده‌اند. ✅تحلیل کمی داده‌ها پنج یافته اصلی را آشکار می‌کند. نخست آنکه تمرکز زمانی بحث‌ها به‌وضوح در مردادماه رخ داده و حدود ۷۴ درصد کل محتوا در این ماه تولید شده است؛ به‌عبارت دیگر، تنها در یک ماه، سه‌چهارم کل بحث‌های دوره مورد مطالعه شکل گرفته است. ✅دوم آنکه پنج روز اول مرداد به‌تنهایی ۱۴.۳ درصد کل محتوا را تشکیل داده‌اند که نشان‌دهنده شدت واکنش به تصمیمات اولیه دولت در این بازه است. ✅سوم آنکه حدود ۵۶ درصد توییت‌ها حاوی انتقاد مستقیم از دولت بوده‌اند و این نسبت در توییت‌های پربازدیدتر به حدود ۶۸ درصد افزایش می‌یابد. چهارم آنکه ۳۲ درصد توییت‌ها به موضوع قطع یا عدم پرداخت اشاره داشته‌اند و ۲۸ درصد بحث احراز هویت را مطرح کرده‌اند؛ این دو موضوع در کنار هم، حدود ۶۰ درصد از کل محتوای اجرایی-انتقادی را تشکیل می‌دهند. ✅پنجم و مهم‌ترین یافته آن است که میانگین لایک برای توییت‌های انتقادی ۸۴۷ مورد و برای توییت‌های خنثی ۲۰۱ مورد ثبت شده است؛ به‌عبارت دیگر، نسبت تعامل محتوای انتقادی به خنثی ۴. به ۱ است. این اختلاف فاحش نشان می‌دهد که الگوریتم پلتفرم و رفتار کاربران هر دو به نفع محتوای انتقادی عمل کرده‌اند. ✅کالابرگ در این دوره از یک ابزار رفاهی به نماد ناکارآمدی دولت تبدیل شده و سه قله محتوایی شناسایی‌شده، هر کدام بازتابی از یک تصمیم یا رویداد رسمی بوده‌اند https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1724718

📝📝📝 عصر خواندن تمام شده است
گزارش هشداردهنده شماره جدید آتلانتیک حاکی از آنست که جهان دارد وارد عصر پساسواد می‌شود و این پرسش به میان آمده که آیا تمدن بدون خواندن می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟
✅مقاله با روایت تاریخی از کتابخانه اسکندریه آغاز می‌شود، جایی که در دوران باستان، شاهان بطلمیوسی با هزینه‌های گزاف، مجموعه‌ای عظیم از دانش بشری را گرد آوردند و دانشمندانی چون اراتوستنس و اقلیدس در آن به پژوهش پرداختند. اما این مرکز شکوفایی علمی، نه به دلیل جنگ و آتش‌سوزی که بر اثر غفلت و بی‌توجهی از میان رفت؛ چرا که هزینه‌های نگهداری از طومارهای پاپیروسی، مقابله با رطوبت، موش‌ها و حشرات، و بازنویسی مداوم متون در حال زوال، از عزم جامعه برای بقای آن فراتر رفت. ✅نویسنده این واقعه تاریخی را آیینه‌ای برای وضعیت کنونی آمریکا می‌داند؛ جایی که گرچه منابع بی‌نهایتی برای مطالعه در دسترس است، اما اراده و انگیزه برای خواندن عمیق رو به زوال نهاده است. ✅آمارهای ارائه شده در مقاله، تصویری نگران‌کننده از افول مطالعه در آمریکا ترسیم می‌کنند. بر اساس معتبرترین نظرسنجی‌های انجام شده، کمتر از نیمی از بزرگسالان آمریکایی در سال ۲۰۲۲ حتی یک کتاب کامل مطالعه کرده‌اند و تنها ۳۸ درصد رمان یا داستان کوتاه خوانده‌اند. ✅نسبت افرادی که در طول یک روز معمولی به مطالعه تفریحی می‌پردازند از ۲۸ درصد در سال ۲۰۰۴ به ۱۶ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در کمال تعجب، قماربازی امروزه در میان آمریکایی‌ها رایج‌تر از کتاب خواندن است و ۵۷ درصد از مردم در سال گذشته دست‌کم یک شرط‌بندی انجام داده‌اند. این روند کاهشی تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و تحصیلی را دربرگرفته و حتی سنتی‌ترین گروه‌های مخاطب کتاب یعنی بازنشستگان، زنان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز دچار افت چشمگیری شده‌اند. ✅کیفیت مطالعات نیز دچار تنزل شده است. طول جملات کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز امروزی حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از آثار مشابه در یک قرن پیش هستند. در سال ۱۹۵۸، رمان پیچیده دکتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناک با جملات بلند و پرآب و تابش پرفروش‌ترین کتاب سال بود، اما در سال گذشته، پرفروش‌ترین رمان به مجموعه‌ای از ادبیات نوجوانان تعلق داشت و حتی کتاب‌های برتر بزرگسالان نیز از عمق ادبی و فکری آثار کلاسیک بی‌بهره‌اند. ✅آمریکایی‌ها همچنین اخبار را بسیار کمتر از گذشته از طریق مطالعه دریافت می‌کنند؛ در سال ۱۹۷۵ حدود نیمی از جوانان بیست‌ساله روزنامه می‌خواندند، اما امروز کمتر از ۱۰ درصد چنین می‌کنند و ۴۰ درصد مردم ترجیح می‌دهند اخبار را به صورت ویدئویی یا صوتی دنبال کنند. ✅اما پارادوکس اصلی در اینجاست که آمریکایی‌ها شاید بیش از هر زمان دیگری کلمه می‌خوانند؛ انبوهی از ایمیل‌ها، پیامک‌ها، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و زیرنویس‌ها زندگی روزمره را پر کرده‌اند. مشکل در کمیت خواندن نیست، بلکه در کیفیت آن است؛ مردم توانایی تمرکز پایدار بر متون طولانی و پیچیده را از دست داده‌اند. ✅مریانه ولف، عصب‌شناس شناختی دانشگاه یو سی ال ای، هشدار می‌دهد که افراد نه رمزگشایی کلمات که توانایی‌های عالی‌تر درک مطلب و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند. به عبارت دیگر، آمریکا بی‌سواد نشده، بلکه وارد دوران «پسا-سوادآموزی» شده است. ✅مارشال مک‌لوهان در سال ۱۹۶۲ دوران «پسا-سوادآموزی» را پیش‌بینی کرده بود، اما او و پستمن فقط چند دهه زودتر از وقوع آن سخن گفتند. تلویزیون در دهه ۱۹۶۰، اینترنت پهن‌باند در دهه ۲۰۰۰، و امروز گوشی‌های هوشمند با ویدئوهای کوتاه تیک‌تاک، یوتیوب شورتس و اینستاگرام ریلز، هر مانعی را از سر راه حواس‌پرتی برداشته‌اند. شبکه‌های اجتماعی که روزگاری مبتنی بر متن بودند، امروز تحت سلطه ویدئوهای چندثانیه‌ای قرار دارند و جوانان به طور متوسط چهار ساعت و نیم در روز را صرف تماشای ویدئو با سرعت دو برابر می‌کنند. حتی پیامک‌ها نیز ویژگی‌های گفتار شفاهی را به خود گرفته‌اند و بسیاری از جوانان به جای نوشتن، پیام‌های صوتی ارسال می‌کنند. ✅نتایج تحقیقات عصب‌شناختی نشان می‌دهد که مغز انسان آنچه را تمرین می‌کند، فرا می‌گیرد؛ اگر ساعات روز را با ویدئوهای کوتاه پر کنیم، مهارت‌های خواندن ما تحلیل رفته و دانش زمینه‌ای برای درک مطلب کاهش می‌یابد. ✅عصر سوادآموزی که شش هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد و تمدن مدرن را ممکن ساخت، دوره‌ای کوتاه میان دوران شفاهی و عصر دیجیتال بود. جامعه‌ای که مطالعه را کنار می‌گذارد، مهارت‌های تفکر منطقی، تحلیلی و عمیق را نیز از دست خواهد داد و به الگوهای کهن تکیه بر حافظه جمعی، شخص‌محوری در انتقال اطلاعات و ساده‌انگاری در سیاست بازمی‌گردد. متن کامل منبع: کانال برنامه‌ریزی استراتژیک توسعه

📝📝📝کاوه مدنی جایزه «نوبل آب» را دریافت کرد ✅کاوه مدنی، پژوهشگر و متخصص ایرانی حوزه آب، امروز در مراسمی جایزه معتبر آب استکهلم، معروف به «نوبل آب»، را از کارل گوستاف شانزدهم، پادشاه سوئد، دریافت کرد. ✅این جایزه‌ به پاس پژوهش‌ها و فعالیت‌های او در زمینه مدیریت منابع آب، حکمرانی آب و حل مناقشه‌های آبی به او اهدا شده است. ✅کاوه مدنی پیش‌تر در ۱۸ مارس به‌عنوان برنده این جایزه معرفی شده بود. کمیته جایزه، از پژوهش‌های او در مدیریت منابع آب و پیوند دادن علم با سیاست‌گذاری، دیپلماسی و ارتباطات عمومی تقدیر کرده بود. ✅بخش مهمی از پژوهش‌های کاوه مدنی به این موضوع می‌پردازد که بحران آب فقط نتیجه کمبود منابع یا زیرساخت‌های ناکافی نیست و ضعف در حکمرانی، تعارض منافع و رفتار انسان‌ها نیز می‌تواند بحران را تشدید کند. او همچنین مفهوم «ورشکستگی آبی» را مطرح کرده است، وضعیتی که در آن برداشت طولانی‌مدت از منابع آب از ظرفیت تجدیدپذیری آنها فراتر می‌رود و بازگشت به شرایط گذشته دشوار یا ناممکن می‌شود. ✅جایزه آب استکهلم از سال ۱۹۹۱ اعطا می‌شود و بنیاد آب استکهلم آن را با همکاری آکادمی سلطنتی علوم سوئد برگزار می‌کند. این جایزه شامل یک میلیون کرون سوئد و یک تندیس کریستالی است. ✅مراسم امسال در جریان «هفته جهانی آب» در استکهلم برگزار شد، رویدادی که به بررسی چالش‌های جهانی آب و پیوند آن با تغییرات اقلیمی و توسعه پایدار اختصاص در هفته جهانی آب استکهلم با تمرکز بر بحران آب، تغییرات اقلیمی و حکمرانی آب در حال برگزاری است. https://bbc.in/4xXirsu @MostafaTajzadeh

🎥 هادی سروش ✔️ارزشِ «صلح» در معرفت دینی ✔️موقعیتِ مسلمین قبل از صلح حدیبیه ✔️ همتِ پیامبر (ص) بر صلح ✔️متن پیمان نامه و موقعیت طرفین و نظر علامه طباطبایی راجع آن ✔️نقض پیمانِ صلح توسط مشرکین ✔️الگویِ صلح حدیبیه برای مسلمین 🇮🇷 @jamarannews @MostafaTajzadeh

اهداف شامل پرتابگرهای موشکی، سامانه‌های راداری، کارخانه‌های تولید تسلیحات، انبارهای مین و ناوهای ایرانی بود. قرار بود آمریکا توان نظامی جمهوری اسلامی را فلج کند و اسرائیل هم‌زمان رهبران ارشد آن را از میان بردارد. ترامپ نگرانی‌های مقام‌های امنیتی را کنار گذاشت و گفت ارتش می‌تواند با مشکلات احتمالی در زمان وقوع آنها مقابله کند. هگست و کین نیز بارها به او اطمینان دادند که هرگونه پیچیدگی را مدیریت خواهند کرد. تشویق اولیه و آغاز تردیدها پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، و استیو ویتکاف، از فرستادگان اصلی ترامپ در پرونده ایران، وارد مراسمی برای جمع‌آوری کمک مالی در مارالاگو شدند تا خبر کشته‌شدن علی خامنه‌ای به دست اسرائیل را به ترامپ بدهند. ترامپ چنان از شنیدن این خبر خوشحال شد که از آنان خواست آن را برای حاضران اعلام کنند. جمعیت به تشویق پرداخت. به روایت افراد آگاه از این مراسم، ترامپ در حالی که از تحسین مهمانان و مشاورانش لذت می‌برد، دست‌هایش را روی سینه گذاشت و سینه‌اش را جلو داد. اما این خوشحالی دوام چندانی نداشت. تلفات میدان جنگ و آسیب‌دیدن تجهیزات و پایگاه‌های آمریکا این پرسش را مطرح کرد که واشنگتن در برابر هزینه‌های فزاینده جنگ چه دستاوردی کسب کرده است. فشار نظامی با بحران انرژی همراه شد. بسته‌شدن تنگه هرمز از سوی ایران، عبور حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز را متوقف کرد و قیمت سوخت به‌شدت افزایش یافت. رهبران چند کشور خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و قطر، با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار پایان درگیری و یافتن راه‌حلی دیپلماتیک شدند که آبروی همه طرف‌ها را حفظ کند. جمهوری‌خواهان نیز به ترامپ هشدار دادند که جنگ به موقعیت حزب در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آسیب می‌زند. ترامپ در محافل خصوصی از این واکنش‌ها خشمگین بود و از مشاورانش می‌پرسید چرا ایران با وجود بمباران بی‌وقفه عقب‌نشینی نمی‌کند. تلاش‌های دیپلماتیک ابتدا به‌کندی پیش رفت، اما سرانجام به آتش‌بس انجامید. مقام‌های دفاعی آمریکا مشاهده کردند که ایران از توقف جنگ برای کارگذاری ده‌ها مین در تنگه هرمز استفاده کرد؛ هرچند این مین‌ها در محدوده نسبتاً کوچکی از آبراه قرار داشتند. در اواسط آوریل، ترامپ هنوز میان پایان‌دادن به جنگ و تشدید آن مردد بود. یکی از دوستانش که به دیدار او رفته بود، توصیه کرد جنگ را تمام کند. ترامپ از او پرسید آیا باید ایران را به‌شدت بمباران کند. دوستش پاسخ منفی داد و هشدار داد که چنین اقدامی فقط آمریکا را بیشتر در جنگی رو به گسترش در خاورمیانه فرو خواهد برد. در ۱۷ ژوئن، توافقی موقت برای بازگشایی تنگه هرمز حاصل شد که قرار بود راه را برای ۶۰ روز مذاکرات هسته‌ای باز کند. هنگامی که نزدیکان ترامپ از او پرسیدند چرا توافقی موقت را پذیرفته است، به نظرسنجی داخلی جدید کاخ سفید اشاره کرد: نزدیک به ۸۰ درصد آمریکایی‌ها خواهان توافقی برای پایان جنگ بودند، صرف‌نظر از محتوای آن. اما تهران خیلی زود حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز را از سر گرفت و ترامپ این اقدام را خیانت تلقی کرد. پس از آن، چرخه‌ای فرسایشی تکرار شد: ترامپ از توافق خبر می‌داد، توافق فرو می‌پاشید و سپس برای وادارکردن ایران به تسلیم تهدیدهای تازه‌ای مطرح می‌کرد. او گاهی تهدیدهای خود را اجرا می‌کرد و گاهی با اشاره به پیشرفت دوباره در مذاکرات بر سر برچیدن برنامه هسته‌ای ایران، عقب‌نشینی می‌کرد. در اواخر ژوئیه، ترامپ دستور حمله‌ای گسترده را صادر کرد که ادعا می‌کرد از هر عملیات دیگری پس از جنگ جهانی دوم بزرگ‌تر خواهد بود. اما پس از آنکه رهبران منطقه از او خواستند از خشونت بیشتر جلوگیری کند، حمله را لغو کرد. مهلت ۶۰روزه مذاکرات هسته‌ای در ۱۷ اوت بدون توافق به پایان رسید. سه روز بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، اعلام کرد ترامپ به کارزار فشار اقتصادی برای «فروپاشاندن حکومت» روی آورده است؛ برنامه‌ای که «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفت. به این ترتیب، شش ماه پس از آغاز جنگ، هدف تغییر حکومت دوباره به ادبیات دولت ترامپ بازگشته است