es
Feedback
RADIO

RADIO

Ir al canal en Telegram

📗کانال رادیو "تبلیغات روی موج آگاهی" آموزش مدیریت بازاریابی، برندسازی و تبلیغات 📗زیر نظر علیجاه شهربانویی مشاور ارشد بازاریابی و برندینگ درباره مدیر کانال https://alijah.work/

Mostrar más
6 733
Suscriptores
-224 horas
-97 días
-1230 días
Archivo de publicaciones
RADIO
6 733
🔴 در عصر هوش مصنوعی، شاید کارکنان از مدیران جلوتر باشند. یکی از جالب ترین بخش های گزارش Microsoft Work Trend Index 2026 یک س
🔴 در عصر هوش مصنوعی، شاید کارکنان از مدیران جلوتر باشند. یکی از جالب ترین بخش های گزارش Microsoft Work Trend Index 2026 یک سوال ساده است: «رهبران سازمان چگونه می توانند خودشان را به سطح کارکنانشان برسانند؟» این سوال، یک فرض مهم در خودش دارد. کارکنان، مخصوصا در واحدهای بازاریابی، فروش و فناوری، امروز با ابزارهای هوش مصنوعی کار می کنند. آن ها از ChatGPT، Copilot و ده ها ابزار دیگر برای انجام سریع تر و بهتر کارهایشان استفاده می کنند. اما در بسیاری از سازمان ها، فرآیندها، ساختارها و حتی نگاه مدیران هنوز تغییر نکرده است. نتیجه این است که افراد با هوش مصنوعی کار می کنند، اما سازمان همچنان با مدل های قدیمی اداره می شود. در همان گزارش، Conor Grennan می گوید:
«اگر مدیران ارشد واقعا به این تحول متعهد باشند، همه چیز تغییر می کند.»
بنابراین، بزرگ ترین مانع هوش مصنوعی در سازمان ها خود فناوری نیست. بزرگ ترین مانع، رهبری سازمان است. به جهت اهمیت موضوع وبیناری برای مدیران عامل، اعضای هیئت‌مدیره و مدیران ارشد شرکت‌های متوسط و بزرگ طراحی شده کرده‌ام که می‌توانید از طریق لینک زیر ثبت‌نام کنید.اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻مشاور، ویزیتور رسانه نیست! هر چند سال یک بار مجبور می شوم این موضوع را دوباره بنویسم. با اینکه حقیقتا دوست ندارم. خطابم به
🔻مشاور، ویزیتور رسانه نیست! هر چند سال یک بار مجبور می شوم این موضوع را دوباره بنویسم. با اینکه حقیقتا دوست ندارم. خطابم به دوستان خوب و حرفه ای رسانه دار است. مشاور بازاریابی قرار نیست ویزیتور یا پیشنهاددهنده رسانه باشد. اگر چنین نقشی پیدا کند، مهم ترین سرمایه اش یعنی استقلال حرفه ای را از دست می دهد. البته این به آن معنا نیست که رسانه ها نباید دستاوردها، ظرفیت های جدید یا تغییرات خود را با مشاوران در میان بگذارند. برعکس، این اطلاعات می تواند در تصمیم گیری های آینده بسیار ارزشمند باشد. اما گاهی، به ویژه از سوی نیروهای جوان تر، پیام هایی دریافت می کنم با این مضمون که «تشریف بیاورید شرکت ما تا با رسانه هایمان آشنا شوید و در صورت فروش رسانه ما این مبلغ به شما تعلق خواهد گرفت.» واقعیت این است که مشاور، رسانه را برای خودش انتخاب نمی کند. او رسانه را برای حل مسئله مشتری انتخاب می کند. اگر روزی تشخیص دهد رسانه شما بهترین گزینه برای آن مسئله است، قطعا آن را پیشنهاد خواهد کرد. اگر هم تشخیص ندهد، نباید احساس تعهدی نسبت به هیچ رسانه ای داشته باشد. استقلال مشاور، هم به نفع مشتری است و هم به نفع رسانه های حرفه ای. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻چرا تصمیم های توسعه محصول در بسیاری از سازمان ها اشتباه می شود؟ سال ها پیش در جلسه مشاوره یکی از شرکت ها بحث روی یک محصول ج
🔻چرا تصمیم های توسعه محصول در بسیاری از سازمان ها اشتباه می شود؟ سال ها پیش در جلسه مشاوره یکی از شرکت ها بحث روی یک محصول جدید بود. استدلال یکی از مدیران در ظاهر منطقی بود: محصول جدید سود بالایی داشت پس باید وارد بازار می شد. 💡اما مسئله از همین نقطه شروع می شود. در بسیاری از سازمان ها سود بالقوه بالا، به جای استراتژی توسعه محصول ملاک اصلی می‌شود و همین جا خطای تصمیم گیری شکل می گیرد. سود بالای محصول جدید به تنهایی نه نشانه آمادگی بازار است و نه نشانه ظرفیت اجرایی و نه تضمین موفقیت در مقیاس. ورود به محصول جدید یعنی ورود همزمان به ریسک های بازار، اجرا، پذیرش مشتری و هزینه های پنهان توسعه. اگر تصمیم فقط بر اساس جذابیت مالی گرفته شود، سازمان وارد مسیری می شود که در ظاهر منطقی است اما در عمل پایدار نیست. نکته اصلی این است که توسعه محصول یک تصمیم مالی ساده نیست بلکه یک تصمیم استراتژیک چندلایه است و قبل از آن باید از مدل های توسعه بازار و تحلیل سناریو استفاده شود تا مشخص شود این فرصت واقعا رشد است یا فقط یک جذابیت کوتاه مدت. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔴آیا مشاوره رایگان است؟ چند روز پیش یکی از دوستان برایم نوشت: «آقای شهربانویی، لطفا در کانالتان بنویسید که مشاوره رایگان نیس
🔴آیا مشاوره رایگان است؟
چند روز پیش یکی از دوستان برایم نوشت: «آقای شهربانویی، لطفا در کانالتان بنویسید که مشاوره رایگان نیست.»
به نظرم منظور ایشان این بود که مشاوره یک خدمت تخصصی است و مانند هر خدمت حرفه ای دیگری ارزش اقتصادی دارد. با این بخش کاملا موافقم. یک مشاوره خوب می تواند جلوی هزینه های سنگین را بگیرد یا حتی مسیر یک کسب و کار را تغییر دهد. اما همیشه هم موضوع به این سادگی نیست. گاهی یک مشاور آگاهانه تصمیم می گیرد یک جلسه مشاوره یا حتی مدتی محدود را بدون دریافت هزینه انجام دهد. نه به این دلیل که کارش ارزش ندارد، بلکه چون این بخشی از استراتژی همکاری اوست. ممکن است هدف، شناخت بهتر مسئله، ایجاد اعتماد، ارزیابی کیفیت همکاری یا رسیدن به یک توافق بلندمدت باشد. بنابراین جمله «مشاوره رایگان نیست» اگر به عنوان یک اصل کلی مطرح شود، همیشه درست نیست. 💡شاید دقیق تر این باشد که بگوییم مشاوره رایگان، یک تصمیم استراتژیک است، نه یک قاعده همیشگی. به همین بهانه، چند سال پیش مطلبی درباره نحوه محاسبه حق الزحمه مشاوران نوشته ام که خوشبختانه یکی از مطالب پرمخاطب سایتم شده و هر ماه بارها مطالعه می شود. اگر به این موضوع علاقه دارید، می توانید آن را از لینک زیر بخوانید. 🔗 https://alijah.work/how-to-calculate-the-consultants-salary/ 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻چرا CRM در بسیاری از سازمان ها شکست می خورد؟ شفافیت سازمانی در نگاه اول CRM یک ابزار نرم افزاری است اما در عمل بیشتر یک سیستم شفافیت و بازتوزیع اطلاعات در سازمان است. مسئله از جایی شروع می شود که قبل از CRM بخش مهمی از داده های مشتریان در اختیار افراد قرار دارد. در دفتر تیم ها، در اکسل های شخصی یا حتی در ذهن نیروها. یعنی داده‌ها در سطح سازمانی قابل اتکا نیستند و تا حد زیادی وابسته به افراد باقی می مانند. اما وقتی CRM وارد سازمان می شود این داده ها در یک ساختار واحد ثبت و مدیریت می شوند و امکان ردیابی و پیگیری سیستماتیک رفتار مشتری و تیم فراهم می شود. این تغییر بیشتر از آن که فنی باشد یک تغییر در شیوه مدیریت اطلاعات است. 💡پس CRM فقط ثبت اطلاعات نیست. CRM شفافیت ایجاد می کند. این که چه کسی با مشتری ارتباط داشته چه کسی پیگیری نکرده کجا فرصت از دست رفته و جریان کار در کدام نقطه متوقف شده است. همین شفافیت در بخش فروش را به دیگر بخش‌ها نیز تعمیم بدهید. طبیعی است که همه با این سطح از شفافیت راحت نباشند. در نتیجه بخشی از مقاومت ها نه فنی است و نه آموزشی بلکه رفتاری است. اگر سازمان ها می خواهند شفافیت واقعی ایجاد کنند و درگیر فراموشی سازمانی و تصمیم گیری های مبتنی بر حافظه فردی نشوند استفاده درست از CRM یک ضرورت است نه انتخاب. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔹 بوم بوم بوم اوووووووِ بی‌اصالت یه عده رفتن فرودگاه از تیمی حمایت کنن که نتیجه‌ای نداشت که بشه بهش افتخار کرد. اونم با یه اجرای تقلیدی از وایکینگ‌های نروژ! حرکتی که نه ربطی به فرهنگ و اصالت ایران داره، نه حتی اجرای درست و حسابی داشت. آخرش هم که افتضاح از آب دراومد. واقعا سؤال اینجاست با این همه هزینه و برنامه‌ریزی، هیچ‌کس نیست یه ایده بده که حداقل یه رگه‌ای از هویت توش باشه؟ خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دوصد لعنت براین تقلید باد 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻 باز هم یک سوال طنز و یک پاسخ جدی گاهی توی تایم‌لاین توییتر یه سری بحث‌ها می‌بینم که در نگاه اول خیلی منطقی و حتی بدیهی به
🔻 باز هم یک سوال طنز و یک پاسخ جدی گاهی توی تایم‌لاین توییتر یه سری بحث‌ها می‌بینم که در نگاه اول خیلی منطقی و حتی بدیهی به نظر می‌رسن مخصوصا وقتی با لحن طنز بیان می‌شن. مثلا همین سوال که چرا یک شرکت مثل آرامکو که عملاً مشتری B2B و B2G داره و نه مصرف‌کننده عمومی، باید بره سراغ تبلیغ دور زمین فوتبال در جام جهانی ۲۰۲۶؟ در نگاه اول واقعا این استدلال جذاب به نظر میاد: «وقتی مشتری‌هات دولت‌ها و شرکت‌های بزرگن، تبلیغ عمومی چه معنایی داره؟» 💡اما اینجا چند نکته مهم معمولا از قلم می‌افته: اول اینکه برند در B2B و B2G برخلاف تصور رایج، از تبلیغات بی نیاز نیست. قراردادهای بزرگ انرژی، زیرساخت یا نفت و گاز فقط روی قیمت بسته نمی‌شن روی اعتماد، ثبات، ادارک و اعتبار بسته می‌شن. حضور در رویدادی مثل جام جهانی، عملا یک سیگنال‌سازی جهانی از مقیاس، پایداری و مشروعیت برند ایجاد می‌کنه. دوم، این نوع تبلیغات بیشتر از اینکه «فروش مستقیم» بیاره، روی دیپلماسی برند و قدرت نرم کار می‌کنه. آرامکو فقط یک شرکت نیست. بخشی از تصویر اقتصادی-سیاسی یک کشوره. حضور در رسانه‌ای مثل تبلیغات محیطی جام جهانی یعنی تثبیت جایگاه در ذهن تصمیم‌گیرهای جهانی، سرمایه‌گذاران و حتی افکار عمومی بین‌المللی. سوم، در فضای امروز انرژی، شرکت‌های بزرگ B2B هم به‌شدت درگیر روایت‌سازی هستن. از انتقال انرژی تا پایداری و سرمایه‌گذاری بلندمدت، همه‌چیز نیاز به ساخت یک تصویر/ روایت داره. این تبلیغات در واقع بخشی از مدیریت همین تصویر‌هاست، نه صرفا «تبلیغ برای مشتری نهایی». پس شاید در نگاه اول سؤال توییتر درست به نظر برسه، اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم ماجرا اصلا درباره فروش مستقیم نیست بلکه درباره ساختن یک جایگاه ذهنی در مقیاس جهانیه. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻ای کاش پلیس راهنمایی و رانندگی بودم در لیختن‌اشتاین اولین چیزی که بعد از دیدن بیلبورد نیلگام به ذهنم رسید این بود: «وای خدا
🔻ای کاش پلیس راهنمایی و رانندگی بودم در لیختن‌اشتاین اولین چیزی که بعد از دیدن بیلبورد نیلگام به ذهنم رسید این بود: «وای خدا، بار پروردگارا! یعنی به کجا رسیدیم که باز بودن سفارت، تبدیل به مزیت رقابتی شده؟» پیام کمپین محیطی نیلگام، تلخ بود و هم جلب‌توجه می‌کرد. یک چیز دیگر هم توجهم را جلب کرد.اینکه چقدر این کپی، سرراست نوشته شده است. همیشه در دوره‌های کمپین‌نویسی، می‌گویم خلاقیت در تبلیغات، الزاما طنز و انرژی مثبت نیست. گاهی یک مواجهه صریح و بی‌واسطه با مسئله، خلاقانه‌ترین ایده است. 💡نیلگام به جای «بزرگ‌ترین»، «بهترین»، «معتبرترین» و بقیه صفت‌های «ترین» که معمولا فقط برای دلخوشی سفارش‌دهنده در تبلیغات استفاده می‌شوند، مستقیم رفته سراغ چیزی که این روزها برای مخاطب اهمیت دارد. روی بیلبوردها نوشته سفارت‌های استرالیا، انگلیس، آلمان و ... باز هستند. این جمله را می‌شود دو جور خواند. یا صرفا یک اشاره هوشمندانه و جسورانه برای جلب توجه است. یا تلاشی است برای اینکه بگوید در روزهایی که بسیاری از مردم بابت شرایط جنگ و تعطیلی‌ها برای گرفتن ویزا و انجام کارهایشان سردرگم بودند، این مجموعه توانسته مسیر را برای مشتریانش باز نگه دارد- که به نظرم احتمال دوم به واقعیت نزدیک‌تر است. اگر برداشت دوم درست باشد، اتفاقا این دیگر فقط یک کپی رایت خوب نیست تبدیل می‌شود به روایت کردن یک مزیت واقعی. در هر دو حالت، از جسارت تیم خلاقه خوشم آمد. چون برند به جای اینکه درباره خودش حرف بزند، درباره مسئله مخاطب حرف زده است. اما با همه این‌ها، یک جمله مدام توی ذهنم تکرار می‌شد... ای کاش پلیس راهنمایی و رانندگی بودم در لیختن‌اشتاین. صبح‌ها می‌رفتم سر یک چهارراه خلوت، با دست اشاره می‌کردم که شما بفرمایید... حالا شما... بعد هم سر ساعت برمی‌گشتم منزل. گاهی فکر می‌کنم آرزوهای آدم چقدر کوچک می‌شوند. اینکه در کشوری زندگی کنی که «باز بودن سفارت» نه خبر مهم باشد، نه تیتر رسانه‌ها و نه مزیت رقابتی یک بیلبورد. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🖤 یک رزومه‌ی عالی در جایگاه مدیریت دیجیتال مارکتینگ بدست من رسیده که شخصا تأییدش می‌کنم. اگر در شرکت شما به دنبال جذب چنین ن
🖤 یک رزومه‌ی عالی در جایگاه مدیریت دیجیتال مارکتینگ بدست من رسیده که شخصا تأییدش می‌کنم. اگر در شرکت شما به دنبال جذب چنین نیرویی هستید، لطفا به من پیام دهید تا رزومه را برایتان ارسال کنم. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🖤 یک رزومه‌ی عالی در جایگاه مدیریت دیجیتال مارکتینگ بدست من رسیده که شخصا تأییدش می‌کنم. اگر در شرکت شما به دنبال جذب چنین نیرویی هستید، لطفا به من پیام دهید تا رزومه را برایتان ارسال کنم. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻چه زمانی آژانس را تغییر دهیم؟ آژانس‌های تبلیغاتی، چه بزرگ و چه کوچک، در عمل شبیه تیم‌های فوتبال هستند. موفقیت آن‌ها فقط به برند آژانس وابسته نیست به ترکیب افراد، به ثبات تیم، و به حضور چهره‌های کلیدی بستگی دارد. متاسفانه در بسیاری از پروژه‌ها، چیزی که نتیجه را می‌سازد «سیستم» نیست، بلکه افراد اصلی پشت اجرا هستند. به همین دلیل هم هست که برخی آژانس‌ها با تغییر چند نیروی کلیدی، عملاً کیفیت خروجی متفاوتی پیدا می‌کنند. این مسئله در آژانس‌هایی که فرآیندمحور نیستند پررنگ‌تر است چون دانش و کیفیت کار بیشتر در افراد است تا در سیستم. 💡در چنین شرایطی، سازمان‌ها باید یک واقعیت ساده را بپذیرند: آژانس را نباید فقط به اسم یا سابقه آن قضاوت کرد؛ باید ترکیب فعلی تیم را رصد کرد. و اگر چهره‌های کلیدی که کیفیت کار به آن‌ها وابسته بوده از ساختار خارج شوند، ادامه همکاری لزوماً منطقی نیست. این موضوع نه احساسی است و نه شخصی بلکه یک تصمیم مبتنی بر کیفیت واقعی تحویل است. در روزهای آینده بیشتر درباره این موضوع صحبت خواهم کرد. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
❗️دوستان گرامی این دوره داره ظرفیتش تکمیل میشه. فقط خواهشم اینه که به مخاطب هدف دقت بفرمایید. اگر شما جز مخاطب هدف هستین این ۲ ساعت، را از دست ندین.

RADIO
6 733
👺 آقا یه ایده بده وایرال شیم یکم اسپانسر بیشتر دیده بشه! خیلی راضی نیست. بیا دعوا کنیم. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🗣پیش‌بینی عامل هوش مصنوعی اشتباه‌کننده در یک سریال طنز ⚠️ هشدار اسپویل برای سریال Disenchantment چند وقت پیش در حال دیدن Dis
🗣پیش‌بینی عامل هوش مصنوعی اشتباه‌کننده در یک سریال طنز ⚠️ هشدار اسپویل برای سریال Disenchantment چند وقت پیش در حال دیدن Disenchantment بودم و به یک سکانس جالب برخوردم که من را یاد Agentهای هوش مصنوعی انداخت. نکته جالب اینجاست که این قسمت مربوط به سال ۲۰۱۸ است. یعنی سال‌ها قبل از اینکه ChatGPT و Agentها به موضوع داغ کسب و کارها تبدیل شوند. در سریال، Odval که وزیر پادشاهی است، موجودی به نام Miss Moonpence را درون دیوارها دارد. یک چشم عجیب که بخشی از کارهایش را به او می سپارد. او اطلاعات جمع می کند، کارها را پیگیری می کند و عملا نقش یک Agent را دارد. وقتی این صحنه را دیدم، با خودم گفتم چقدر تصور نویسندگان سریال به چیزی که امروز می بینیم نزدیک بوده است. انگار از سال ها قبل ایده داشتن Agentهایی که به جای ما کار انجام می دهند را تصور کرده بودند. ❗️اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد، اشتباهات این Agent بود. در بخشی از داستان، کارهایی که وزیر به آن سپرده بود، آن طور که انتظار داشت انجام نمی شود. این دقیقا همان چالشی است که امروز هم با Agentهای هوش مصنوعی داریم. داشتن Agent کافی نیست. اگر Agent با هدف ما هم راستا نباشد و برای آن حلقه های کنترلی و بازخورد مناسب تعریف نکنیم، ممکن است کاری را انجام دهد که از نظر خودش درست است اما برای سازمان ما نتیجه اشتباه ایجاد کند. 💡واگذاری کار ساده است. کنترل و هم راستاسازی Agent با اهداف سازمان بخش مهم ماجراست. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻تعارض فروش و بازاریابی از کجا می‌آید؟ از یک نقطه در ظاهر ساده اما بسیار مهم: «معیارهای متفاوت برای ارزیابی». بازاریابی و فر
🔻تعارض فروش و بازاریابی از کجا می‌آید؟ از یک نقطه در ظاهر ساده اما بسیار مهم: «معیارهای متفاوت برای ارزیابی». بازاریابی و فروش در بسیاری از سازمان‌ها با یک هدف ظاهری کار می‌کنند، اما با دو سیستم ارزیابی کاملا متفاوت سنجیده می‌شوند.
بازاریابی با چیزهایی مثل آگاهی، لید، نرخ تعامل، سهم ذهنی یا اثر کمپین ارزیابی می‌شود. فروش با یک معیار ساده‌تر قضاوت می‌شود: میزان فروش. اما چیزی که ما بازاریاب‌ها باید بدانیم این است که وقتی در مورد اهداف بازاریابی در سطح کلان صحبت می‌کنیم، یعنی میزان فروش در هر بخش از بازار.
بنابراین مشکل از جایی شروع می‌شود که این دو سیستم به هم وصل نشده‌اند. بازاریابی ممکن است کمپینی را موفق بداند چون لید ایجاد کرده، اما فروش همان لید را «غیرقابل تبدیل» بداند. در چنین شرایطی هر طرف بر اساس معیار خودش منطقی عمل می‌کند، اما خروجی نهایی برای سازمان غیرمنطقی به نظر می‌رسد. ریشه مسئله این نیست که یکی درست می‌گوید و دیگری غلط. ریشه این است که «تعریف موفقیت یکی نیست». و تا وقتی این تعریف یکسان نشود، این تعارض ادامه خواهد داشت. یکی از کارهای مهمی که من سعی می‌کنم در سازمان انجام بدهم برقراری ارتباط سازنده بین این دو تیم است. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🤖 وبینار ویژه مدیران عامل و اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌های متوسط و بزرگ «هوش مصنوعی در سازمان. چگونه درباره AI و Agentic AI تصمیم
🤖 وبینار ویژه مدیران عامل و اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌های متوسط و بزرگ «هوش مصنوعی در سازمان. چگونه درباره AI و Agentic AI تصمیم درست بگیریم؟» این وبینار برای مدیرانی است که می‌خواهند فراتر از هیجان بازار، درباره هوش مصنوعی تصمیم‌های درست و کم‌ریسک بگیرند. در این جلسه درباره موارد زیر صحبت می‌کنیم: ▪️ مهم‌ترین برداشت‌های اشتباه مدیران درباره AI ▪️ کاربردهای واقعی AI در فروش، بازاریابی و تجربه مشتری ▪️ بصورت دقیق تعریفAgentic AI چیست و چه تفاوتی با AI رایج دارد؟ ▪️ چگونه آمادگی سازمان را برای AI ارزیابی کنیم؟ ▪️ چگونه پروژه‌های مناسب را انتخاب و اولویت‌بندی کنیم؟ در پایان نیز چارچوب‌ها و چک‌لیست‌های کاربردی برای ارزیابی آمادگی سازمان، انتخاب پروژه‌ها و تصمیم‌گیری مدیریتی ارائه خواهد شد. این وبینار برای مدیران عامل، اعضای هیئت‌مدیره و مدیران ارشد شرکت‌های متوسط و بزرگ طراحی شده است.اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
📩 لینک جهت ارسال ایده لایو 💡 فکر می‌کنی برای برندها ایده‌های بهتری داری؟ 🚀 Big Idea Camp فرصتیه برای ارائه ایده روی چالش‌های واقعی برندهای سیلانه سبز. 🎯 انتخاب برند 🎤 ارسال ایده 🏆 انتخاب ۳۰ نفر برتر 🏕 بوت‌کمپ حضوری ۲ روزه 🎤 ارائه به مدیران سیلانه سبز 🚀 فرصت اجرای کمپین 💼 فرصت همکاری و استخدام ✅ شانس دریافت بورسیه بوت‌کمپ ✅ کار روی برندهای واقعی ✅ ارائه ایده به مدیران تصمیم‌گیر ⚠️ فقط ۱۰۰ ایده اول وارد فرآیند داوری خواهند شد. برای مشاهده برندها و ارسال ایده: لینک ارسال ایده https://t.me/big_idea_camp

RADIO
6 733
هزینه ساده‌گیری در انتخاب مدیران و مشاوران سال‌ها پیش برای مشاوره به شرکتی رفته بودم. در آخرین جلسه حضور  مسئول بازاریابی در آن مجموعه از او خواسته شد فعالیت‌هایی را که انجام داده بود برای من توضیح دهد. در طول ارائه، مرتب از انواع اصطلاحات و مدلهای استراتژی، برند و بازاریابی صحبت کرد  اما هرچه جلوتر رفتیم، مشخص شد بخش زیادی از این مفاهیم یا نادرست فهمیده شده‌اند یا بدون پشتوانه اجرایی مطرح می‌شوند. از او درباره تحقیقات بازار، داده‌های فروش، تحلیل‌ها و برخی گزارش‌های پایه سوال کردم. پاسخ درستی وجود نداشت. حتی بخشی از داشبوردها و گزارش‌هایی که مبنای تصمیم‌گیری قرار گرفته بودند نیز اشکالات جدی داشتند. در پایان جلسه، هنگام خروج ناگهان برگشت و گفت: «چرا اینقدر از فلان آژانس انتقاد می‌کنید؟» من پاسخ همیشگی را دادم: «من آژانس‌ها را نقد نمی‌کنم. من کارها را نقد می‌کنم.» بعدها متوجه شدم این فرد مدت کوتاهی قبل از حضور در آن شرکت، در یکی از آژانس‌ها مشغول فروش تلفنی و پیگیری سفارش‌های سایت بوده و بعد مستقیما به جایگاه مسئول بازاریابی رسیده است. چرا؟ به خاطر حقوق کم درخواستی! چند وقت بعد نیز در لینکدین دیدم که عنوان شغلی خودش را بروز کرده:«معاونت سابق بازاریابی همان شرکتی که در آن مسوول بازاریابی بوده.» ❗️این اتفاق فقط درباره یک فرد نیست. مسئله اصلی این است که در بسیاری از کسب‌وکارها، فرآیند انتخاب مدیر، مشاور یا مسئول بازاریابی بیش از حد ساده گرفته می‌شود. سوابق کاری را معمولا  بصورت جدی بررسی نمی‌کنیم. ادعاهای افراد را راستی‌آزمایی نمی‌کنیم. رزومه را می‌خوانیم اما با محل کارهای قبلی تماس نمی‌گیریم. در چنین شرایطی طبیعی است که شایعه، برداشت شخصی و قضاوت‌های غیرحرفه‌ای جای ارزیابی واقعی را بگیرد. بارها دیده‌ام که درباره یک مشاور، مدیر یا آژانس صحبت‌هایی نقل می‌شود که هیچ‌کس برای بررسی صحت آن‌ها زحمت چندانی به خود نمی‌دهد. هزینه این ساده‌گیری معمولا خیلی بیشتر از زمانی است که برای ارزیابی دقیق افراد صرف می‌شود. در انتخاب مدیران، مشاوران و همکاران کلیدی، خوش‌بینی به تنهایی کافی نیست. 💡سوال پرسیدن، بررسی سوابق، راستی‌آزمایی ادعاها و سختگیری حرفه‌ای، هزینه نیست بلکه بخشی از مسئولیت مدیریت است. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🗣اگر نسبت تعداد تبلیغات در یک صفحه المپیک داشت، قطعا ایران بااقتدار اول بود. اما از شوخی گذشته یکی از دلایل این مشکل، حجم تولید محتوا و رسانه کم در وب فارسی است. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh

RADIO
6 733
🔻هزینه پنهان بودجه‌های تبلیغاتی عدم رعایت فرآیند تحویل و دریافت پروژه‌های تبلیغاتی یکی از هزینه‌های پنهانی که در بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی روی دست سازمان‌ها می‌ماند، نه در رسانه است و نه در تولید پیام خلاقانه. مسئله از جای دیگری شروع می‌شود. از جایی که خودِ «مسئله تبلیغات» به‌درستی تعریف نشده است. در بسیاری از سازمان‌ها، درخواست کمپین تبلیغاتی با استاندارد مشخصی نوشته نمی‌شود. نه مسئله به‌صورت دقیق صورت‌بندی شده است، نه انتظار از خروجی روشن است، نه معیار موفقیت شفاف تعریف شده است. در نتیجه، چیزی که سفارش داده می‌شود، الزاما چیزی نیست که بتواند مسئله واقعی کسب‌وکار را حل کند.   در گام بعدی، انتخاب تیم تولیدکننده کمپین هم کمتر بر اساس فرآیند انجام می‌شود و بیشتر بر اساس برداشت‌های سلیقه‌ای شکل می‌گیرد.   این کمپین «خوب به نظر می‌رسد» یا «قبلا جواب داده» یا «جذاب است» نه اینکه مشخص باشد دقیقا چه مسئله‌ای را حل می‌کند. در نهایت هم تحویل پروژه، به جای اینکه خروجی یک فرآیند تعریف‌شده باشد، تبدیل می‌شود به نتیجه یک تعامل غیرسیستمی بین سفارش‌دهنده و اجراکننده.   💡نکته بسیارمهم: در بسیاری از سازمان‌ها، ما برای حسابداری، تولید یا منابع انسانی فرآیند داریم، اما برای تبلیغات نه. همه چیز بیشتر حسی و تجربه‌محور جلو می‌رود تا فرآیندمحور. و دقیقا همین‌جاست که هزینه پنهان شکل می‌گیرد. بودجه‌ای خرج می‌شود، کمپینی اجرا می‌شود، اما مسئله‌ای حل نمی‌شود. 〰️ علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام 🌐 @alijahsh