es
Feedback
خونه‌ی روشن.

خونه‌ی روشن.

Ir al canal en Telegram

من بنده‌ی خانه‌های روشنم.✨ حتی اگر در تاریکی مطلق، بی هیچ نوری هم باشم، شمعی روشن خواهم کرد.🕯 . سخنِ بی‌حرف: @Lithousesbot 🔗 t.me/BluChtBot?start=6eafac09b8d8ac888947

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 536
Suscriptores
+2924 horas
+947 días
+9430 días
Archivo de publicaciones
photo content

یک‌بار هم نشستم مثل ابر بهار گریه کردم که تمام شود، که تابستان[زمستان] شود؛ تازه ساعت سه‌ی نصف شب شده بود.

که دوست داشته‌ام؛ تمام این جهان را در آغوش بگیرم.
+2
که دوست داشته‌ام؛ تمام این جهان را در آغوش بگیرم.

عزالدین می‌گفت گاهی انگار توی دلم کمانچه می‌زنند. ویولن سل می‌گفت من موسیقی بلد نیستم اما قشنگ می‌زنند، تلخ میزنند، همان.

«دلِ بنده پُر زَحیر است و خواستمی که مرده بودمی تا این روز ندیدمی.» - تاریخ بیهقی؛ زَحیر به معنای غم و اندوه

گفتم: از بهرِ چه پویی رهِ میخانه، رهی؟ گفت: آن‌جاست که بر آتشِ غم آب زنند. - رهی معیری.

photo content

برای خانه سوخته، باز شاید بشود خانه‌ای بنا کرد. دل سوخته را بگو چه کنیم؟

473_88902947139445.mp34.31 MB

Arka Mahalle [ MokhtalefMusic.mp34.04 MB

Ahmet Kaya {Melovy.ir}(1).mp34.99 MB

«امّا چگونه می‌توان رنجی ناشناختنی را که مانند ابر هر لحظه تغییر رنگ می‌دهد و همچون باد می‌چرخد، با کسی در میان نهاد؟» -مادام بوواری؛ گوستاو فلوبر.

من نه آدم زندگی توی دخمه هستم نه آدم زندگی مجلل. من مزارع پرت افتاده را دوست دارم؛ اتاق های خالی، خلوت درون، کار واقعی‌. اما نمی‌توانم این‌چنین زندگی کنم، مگر کسی یاری‌ام کند. خطاب به عشق؛ نامه به ماریا - آلبر کامو

باید به تاریکی برمی‌گشتم. تاب تحمل خورشید را نداشتم. -نامه به ملینا؛ فرانتس کافکا

photo content

«سیاوش: در خوابم گذشت که آب آتش گرفته است. و باد آتش گرفته است. و خاک آتش گرفته است. و آتش آتش گرفته است. در خواب گذشت که در رگهایم؛ خون آتش گرفته است.» - سیاوش‌خوانی؛ بهرام بیضایی.

من اگر بمیرم؛ چه کسی می‌فهمد دوست داشته‌ام، باد را در آغوش بگیرم؟ ابر را، دریا را، درخت را، آسمان را.

تو را ببینم و خواهم که خاک پای تو باشم ‏مرا ببینی و چون باد بگْذری که ندیدم. - شیخ سعدی شیرازی.

باد می‌آید؛ به موهایم دست هم نمی‌زند. شعله ای را در اعماقم، خاموش می‌کند و می‌رود.
باد می‌آید؛ به موهایم دست هم نمی‌زند. شعله ای را در اعماقم، خاموش می‌کند و می‌رود.