es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

خونه‌ی روشن.

خونه‌ی روشن.

Canal cerrado

من بنده‌ی خانه‌های روشنم. آخرین نامه‌ی غزاله علیزاده. . به یاد غزاله‌ی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
2 080
Suscriptores
+3524 horas
+77 días
+18630 días

Cargando datos

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
nov '26
noviembre '26
+112
en 4 canales
octubre '26
+784
en 115 canales
Get PRO
septiembre '26
+2 004
en 72 canales
Get PRO
agosto '260
en 60 canales
Get PRO
julio '26
+72
en 28 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
06 noviembre+57
05 noviembre+44
04 noviembre+4
03 noviembre+2
02 noviembre+4
01 noviembre+1
Publicaciones del Canal
«نمی‌دانم آیا می‌توانم سرم را بر شانه‌های شما بگذارم و اشک بریزم؟ با دست‌های فروافتاده و رخوت خواب‌آوری که از پس آن همه خستگی به سراغ آدم می‌آید، به شما پناه بیاورم؛ در حالی که سخت مرا بغل زده‌اید و گرمای تن خود را به من واگذار می‌کنید. گاهی با دو انگشت میانی هر دو دست نوازشم کنید و دنده‌هام را بشمارید تا ببینید کدام‌یک کم است، و گاه که به خود می‌آیید، با کف دست‌ها به پشتم بزنید آرام؟ بی‌آن‌که کلامی حرف بزنید یا به ذهنتان خطور کند که من چرا گریه می‌کنم و چه مرگم است؟»

2
یک قطره اشکم. یک قطره اشک سرگردان که نمی‌دانم برای فروچکیدن دامن چه کسی را بگیرم.
189
3
Sin texto...
217
4
Sin texto...
8
5
این فــولــدر نیست که، تیزر زندگی ایده‌آله. یکی بیاد این حجم از وایـب خـوب رو مدیریت کنه لطفا ! help 😭                ﹙𝗆𝗒 𝖿𝖺𝗏𝖾 𝗍𝗀 𝖿𖹭𝗅𝖽𝖾𝗋﹚
156
6
POV: می‌دونی فولدرهای تلگرام دیگه برامون خسته‌کننده شدن، ولی فولدر موردعلاقه‌مون با آدمای موردعلاقه‌مون یه چیز دیگه‌ست 𖹭 محت
POV:   می‌دونی فولدرهای تلگرام دیگه برامون خسته‌کننده شدن، ولی فولدر موردعلاقه‌مون با آدمای موردعلاقه‌مون یه چیز دیگه‌ست 𖹭 محتوایی که من جا دادم داخل این فولدر: ✮ پی دی اف کتاب‌هایی که همیشه دنبالشونم. ✮ یه لیست از سریال، انیمه، فیلم و... ولاگ‌ها و برنامه‌ریزی‌های درسی. ✮ رسپی دسر‌ها و غذ‌ا‌های ترند. ✮ روتین ورزش. ✮ نقاشی، ژورنال‌نویسی، موزیک، عکاسی از روزمره.
215
7
sticker.webp
47
8
همه چی داره میــس میـره ولی فقط فـولـــدر مـورد عـلاقـه‌ـم میــس نمـیره ✨🙏🏻
121
9
✮ خونه اینترنتیِ من؛ پر از آدمای امن و قشنگ و محتوایی که شبیه به یه آغوش گرم هستن ᰵ ادبیات و کتاب‌های پاییزی ولاگ درسی فیلم و سریال‌های جذاب پاییزی  عکاسی و روتین باشگاه موزیک‌های پاییزی رسپی کیک و غذ‌ا‌های خوشمزه نقاشی و ژورنال‌نویسی راستش این فقط یه فـولـدر دلیه که می‌تونه حال شما رو هم خوب کنه تو این روزای تاریک.
265
10
‏«ونسان: می‌دونی، من به دست‌ها خیلی نگاه می‌کنم. غریبن این دست‌ها. همه چی رو زود لو می‌دن. پیری اول از همه روی دست‌ها می‌شینه. ترس روی دست‌ها می‌شینه. وقتی عاشق می‌شی، دست‌هات اول از همه عاشق می‌شن...» - بازخوانی نامه‌های ون‌گوگ.
493
11
︐‌زیر آسمون ابریِ پاییز، جایی که خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها همسایه‌هامن و زندگی ماورایی بخشی از روزمرگیه. 𖤓 ~ چنل دوستام دقیقا همچین وایبی میدن ! جای شما بین این موجودات ماورایی خالیه
151
12
- بحث چنـل‌هـام خیلی عجیبـه‌ها فکر کنید وقتی بعضی از چـنل‌ها رو چـك می‌کنیم، با یه جـهان دیگه روبه‌رو می‌شـیم و این خـیلی قشـنگه. 𖹭 ﹙فولـدر موردعلاقه‌ـم، با آدمـای دوست‌داشتنی﹚
183
13
‌ ‌زندگی‌ذره‌ٔكاهیست‌،كه‌كوهش‌كردیم.. ‌ ‌+1
‌ ‌زندگی‌ذره‌ٔكاهیست‌،كه‌كوهش‌كردیم.. ‌ ‌
87
14
«در ستایش دست‌ها؛ زبان خاموش روایت در سینمای روبر برسون»
«در ستایش دست‌ها؛ زبان خاموش روایت در سینمای روبر برسون»
619
15
عالم به توست قائم و تو در چه عالمی؟ تن‌ها به توست زنده تو تنها چگونه‌ای؟ -مولوی‌.
612
16
هنوز بدرود نگفته‌ای، دلم برایت تنگ شده است. چه بر من خواهد گذشت، اگر زمانی از من دور باشی؟ هر وقت که کاری نداری انجام دهی، تنها به من بیاندیش. من، در رویایِ تو شعر، خواهم گفت؛ شعری درباره‌یِ چشم‌هایت و دلتنگی! آه دلتنگی.
629
17
«تو را بی کس یافتیم؛ همه ی یاران رفتند به سوی مطلوبانِ خود و تنهات رها کردند. من یارِ بی یارانم.» - مقالات شمس.
622
18
Sin texto...
503
19
من از روشنایی می‌گویم؛ اما رد قدم هایم به تاریکی می‌رسد. بر فراز ویرانه‌هایم ایستاده‌ام و هنوز از ساختن سخن می‌گویم؛ بی‌آن‌که ببینم آخرین پل را خودم سوزانده‌ام. کلماتم چون ناقوس در هوا می‌پیچند؛ اما هیچ کدام راه خانه را بلد نیستند.
619
20
Sin texto...
636