en
Feedback
Both window and mirror

Both window and mirror

Open in Telegram
71
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
People go through different shit

راه حل این اینه که دوستای خوبی داشته باشی، من ادمی رو میشناسم که تا وقتی یادمه غمگین و افسرده‌ست، و در بهترین روزش «نچرال» بوده، و دلیل نمیشه که ناراحتی و غمش رو valid ندونم.

واقعیتش شما اگه همیشه در حال چسناله باشی، هیچ‌وقت جدی گرفته نمیشه. کلا چسناله یه تعداد کپن خاصی داره، نمیشه همیشه ازش به عنوان بهونه استفاده کنی و توقع داشته باشی جایی که واقعا حق داری همچنان جدی گرفته بشی!

Repost from rothko's kimono
photo content

در رابطه با کتابی که اسمش یکم گمراه کننده است بگم زود قضاوت نکنید. Bro is actually onto something.
+2
در رابطه با کتابی که اسمش یکم گمراه کننده است بگم زود قضاوت نکنید. Bro is actually onto something.

بخشی از زندگی بودن یک افتخار بزرگه.

تو چنل ردیوهد آقای آذرنسب هم جوین شید گناه داره فردا آزمون داره. https://t.me/radioheadfa

نوشتن در مورد «صد سال تنهایی» سخته‌، همونقدر که خوندنش. اولی به خاطر تجربه جادویی که کتاب ارائه می‌ده، و دومی به خاطر ساختار
+1
نوشتن در مورد «صد سال تنهایی» سخته‌، همونقدر که خوندنش. اولی به خاطر تجربه جادویی که کتاب ارائه می‌ده، و دومی به خاطر ساختار پیچیده کتاب. زمان در صد سال تنهایی نه خطی مستقیم، بلکه موجی غیرقابل توقف و پاره پاره از روایت‌هاست که در زمانی که باید سوار هم می‌شن و منطقی جلوه می‌کنن. حتی اولین پاراگراف کتاب به خاطر این ویژگی تا ۲۰ صفحه بعد قابل فهم نیست، و صرفا باید با جریان داستان همراه بود.   ولی مشقتی که خوندن کتاب همراه داره می‌ارزه، چون داستان صعود و سقوط  بوئندیا - و همچنین صعود و سقوط ماکوندو - روایتی آکنده از بلندپروازی، رنج و سوگه؛ و همزمان اثر دست به کاوش یکی از جنگ های مهم تاریخ کلمبیا، یعنی جنگ هزار روزه و قتل عامی موسوم به «کشتار موز» می‌زنه.   در نهایت تمام مشقت‌ها و تکاپو خانواده بوئندیا در این صدسال به طور دایره‌واری با یک سرانجام شگفت انگیز به اتمام می‌رسه و تنها چیزی که به جا می‌ذاره مخاطبانی حیرانه. 

Despite being 13% of population, پسر بازاری folks are responsible for 52% of sexual harassments
Despite being 13% of population, پسر بازاری folks are responsible for 52% of sexual harassments

photo content

برادر نمی‌دونه که ما همه‌مون رو شونه غول‌ها ایستادیم.
برادر نمی‌دونه که ما همه‌مون رو شونه غول‌ها ایستادیم.

photo content

این چند روز با بی اعتنایی به درس در حال افراطی کتاب خوندن بودم. کیف کردم و یک دنیای جدید روم باز شد ولی این کتاب‌ها قراره بچرخن بچرخن آخر سال برن در باسنم.

خوندن «کشتن مرغ مقلد» به دو دلیل مفرحه. اول به خاطر انتخاب بچه‌‌ها به عنوان شخصیت‌های اصلی داستان که همزمان با این که ابزاری
+1
خوندن «کشتن مرغ مقلد» به دو دلیل مفرحه. اول به خاطر انتخاب بچه‌‌ها به عنوان شخصیت‌های اصلی داستان که همزمان با این که ابزاری برای کاوش هوشمندانه اختلاف طبقاتی و نژادپرستی هستن، همراهی باهاشون دلگرم کننده هست و حس آشنایی همراه داره. دوم به خاطر آتیکوس فینچ که تجلی کلمه «قهرمان»ئه. شخصیتی که در مقابل افکار پوسیده یک جامعه ایستادگی می‌کنه و یادآوری می‌کنه که پیش از هر چیزی باید تلاش کنیم دیگران رو بفهمیم و خودمون رو جای اون‌ها متصور بشیم.

«خوشه‌های خشم» ارزشمنده چون فراتر از داستان یک خانواده است. چون که دغدغه‌منده و حامل تجربه زیسته میلیون‌‌ها آدمه و همزمان یاد
+3
«خوشه‌های خشم» ارزشمنده چون فراتر از داستان یک خانواده است. چون که دغدغه‌منده و حامل تجربه زیسته میلیون‌‌ها آدمه و همزمان یادآور اهمیت اتحاد در روزهای سخته. اتحاد و اهمیت دادن به درد دیگری برای «خوشه‌های خشم» مهمه چون که از نظر کتاب تنها راه زنده موندن در چنین وضعیتی، همینه. مسافری گشنه است و به نون نیاز داره ولی پولی نداره، مغازه داری می‌تونه یک تکه نون رایگان بهش بده؛ یا اتحاد می‌تونه مراقبت کردن از مریض یک خانواده دیگه باشه. فرقی نداره کمکت کوچیک یا بزرگ باشه، تا زمانی که آدم‌ها - همون‌طور که یکی از شخصیت‌های کتاب می‌گه - این موضوع رو درک کنن که همه‌شون، عضوی از یک چیز بزرگ‌تر هستن، درک کنن که روح‌شون عضوی از یک روح بزرگه.