en
Feedback
Both window and mirror

Both window and mirror

Open in Telegram
71
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
I think it was because I started too early. Got my skills set up really quick. Started to feel like I was really the best. You know like at all these really good places I really was the best cook and then I started at this really great place as a commis, and this other Chef started the same day as me and I thought we were the competition but really…we werent. he was better than me. Much much better than me. He worked hard and faster than I ever could and it was the first time I realized that I wasnt the best. And I was never gonna be the best. So I statred looking at it like it was a good thing, Like I knew who the best was and I could take that pressure off myself and the only logical thing was to do was try to keep up with him so I never left this guy’s side.

Repost from State of Iman
چرا از ریمیکس خوشم نمی‌آید (خوانشی لاکانی از اقتصاد میل در موسیقی معاصر) من از ریمیکس خوشم نمی‌آید. نه به این دلیل که با نوگرایی موسیقایی مشکل دارم، بلکه چون ریمیکس برای من نشانه‌ی یک سوء‌فهم بنیادین از منطق میل است. اگر بخواهم روشن بگویم، آنچه امروز در بازار موسیقی ایران به نام ریمیکس شناخته می‌شود، معمولاً ترکیبی است از کوروس‌ها و ضرب‌های اوج‌دارِ چند آهنگ مشهور که به‌صورت متوالی کنار هم چسبانده می‌شوند تا یک خط ممتد از لذت ایجاد کنند. در این فرایند، بخش‌هایی چون مقدمه، بیت‌های آرام، سکوت‌ها و انتقال‌های ملودیک حذف می‌شوند تا گوش مخاطب دائماً در وضعیت تحریک نگه داشته شود. نمونه‌های فراوانی از این نوع ریمیکس‌ها در پلتفرم‌های ایرانی وجود دارد: قطعاتی که از چند آهنگ پاپ یا الکترونیک، فقط لحظه‌های تکرار کوروس یا ضرب‌های کوبنده‌شان را گرفته‌اند؛ گاهی در فاصله‌ی سی ثانیه تا دو دقیقه، ده‌ها اوج موسیقایی بی‌وقفه بر هم انباشته می‌شود. هدف، ظاهراً حفظ لذت شنونده است؛ اینکه منحنی تجربه‌ی او هرگز افت نکند. اما دقیقاً در همین‌جا است که شکست رخ می‌دهد. چون در منطق میل، ژوئیسانس—آن لذت مطلق و بدون گسست—نه تنها دست‌نیافتنی، بلکه به لحاظ ساختاری ناممکن است. میل فقط تا زمانی وجود دارد که چیزی غایب باشد، که فاصله‌ای میان سوژه و ابژه حفظ شود. ریمیکس می‌خواهد این فاصله را حذف کند، می‌خواهد لذت را فشرده و بی‌وقفه کند؛ اما به محض این کار، میل تهی می‌شود. شنونده پس از چند دقیقه، میان همین کوروس‌های به ظاهر متنوع، به دنبال کوروس «بهتر» می‌گردد. یعنی همان مکانیزمی که قرار بود از میان برود، بازتولید می‌شود: سلسله‌مراتبی جدید از لذت شکل می‌گیرد، فقط با فرکانس بالاتر. از دید لاکان، این شکست نه تصادفی بلکه ضروری است، زیرا سوژه همیشه در جست‌وجوی ابژه‌ای است که خود میل را زنده نگه دارد، نه ارضایش را. ریمیکس با انباشتنِ ابژه‌های لذت، ساختار فقدان را انکار می‌کند؛ اما میل فقط درون همین فقدان معنا دارد. در موسیقی سنتی‌تر یا ساخت‌یافته‌تر، مثلاً در یک قطعه راک یا کلاسیک، لحظات آغازین—اورتور یا مقدمه—نقشی حیاتی دارند. اورتور در حکم «فقدان اولیه» است: بخشی که هنوز چیزی از لذت نرسیده، اما وعده‌اش را می‌دهد. درست همانند وضعیت روانی میل در نظریه‌ی لاکان، اورتور تنش ایجاد می‌کند، خلأ می‌سازد، و گوش را در حالت انتظار نگاه می‌دارد. بدون این خلأ، اوج موسیقی بی‌معنا می‌شود، زیرا چیزی وجود ندارد که در برابرش اوج تعریف شود. ریمیکس، با حذف اورتور، در واقع همان کاری را می‌کند که روانِ معاصر با میل خود می‌کند: حذف فقدان، حذف مکث، حذف تنش. نتیجه، چیزی شبیه یک ارگاسم ممتد است که دیگر هیچ چیز در آن احساس نمی‌شود. این موسیقی از نظر ساختاری شبیه رؤیای سوژه‌ی معاصر است: زندگی بدون تأخیر، لذت بدون فقدان، و تجربه بدون زمان. اما همان‌طور که لاکان می‌گوید، ژوئیسانس همواره با یک نقطه‌ی رنج همراه است—چرا که نزدیک شدن به آن، میل را از کار می‌اندازد. شنونده‌ی ریمیکس، پس از چند دقیقه، دقیقاً همین بی‌حسی را تجربه می‌کند. به‌جای لذت، نوعی خستگی درونی و انباشت بی‌معنا از شدت باقی می‌ماند. ریمیکس، در این معنا، استعاره‌ای از وضعیت روانی و فرهنگی زمانه‌ی ماست: فرهنگی که از کمبود می‌ترسد و می‌خواهد با انباشتن اوج‌ها، خود را از مواجهه با خلأ نجات دهد. اما همان‌گونه که در موسیقی بدون مقدمه، هیچ اوجی معنا ندارد، در زندگی بدون فقدان نیز هیچ لذتی نمی‌ماند. ریمیکس فقط یک فرم موسیقایی نیست؛ بیان فشرده‌ی منطق روانی عصر ماست. سوژه‌ی امروز می‌خواهد از مسیر به مقصد بپرد، از میل به ارضا برسد، بی‌آن‌که فقدان را تجربه کند. اما همان‌گونه که در نظریه‌ی لاکان میل جز درون کمبود معنا نمی‌یابد، در موسیقی نیز لذت فقط در نسبت با سکوت، تأخیر و انتظار شکل می‌گیرد. اگر همه‌چیز اوج باشد، دیگر اوجی وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، من از ریمیکس خوشم نمی‌آید: چون یادآور جهان بی‌وقفه‌ای است که در آن گوش دیگر قادر نیست از سکوت چیزی بشنود.

Live Songs CD 1 TRACK 7 (320).mp39.26 MB

photo content

Repost from eternal classic
photo content

«خوشه‌های خشم» دوربین‌ دستش گرفته یک لحظه از تاریخ رو ثبت کرده و تجربه زیسته میلیون‌ها آدم‌ و تمام دردهاشون رو در خودش جا داد
«خوشه‌های خشم» دوربین‌ دستش گرفته یک لحظه از تاریخ رو ثبت کرده و تجربه زیسته میلیون‌ها آدم‌ و تمام دردهاشون رو در خودش جا داده.

"Also, if you ever notice everytime we invent a new technology that becomes a metaphor for everything. Now if you've got a ha
"Also, if you ever notice everytime we invent a new technology that becomes a metaphor for everything. Now if you've got a hammer everything is a nail."

این که ادمین کردن دوست‌های صمیمی تو چنلت یه فرم از ابراز علاقه است واقعا جالبه.

اعداد تخمی استوکیومتری هم همچنین. «از واکنش ۳/۱۳۲۴۲ گرم x چند مول y تولید می‌شه🤡»

Repost from هادی
تالس، صابون، pH، مثلثات، ماتریس، نظریه اعداد، حرکت بر خط راست، یون، یونش، ثابت یونش، درجه یونش، غلظت، مکان، زمان، زندگی، ایران و خاورمیانه مرا عذاب می‌دهد.

-خوشه‌های خشم
+1
-خوشه‌های خشم

Btw یک جنبه نبوغ آمیز دیگه اتوماتا اینه که یکی از مکانیک‌های بازی پاش رو فراتر از چیزی که هست می‌ذاره و تبدیل به یکی از المان‌های داستانی اثر می‌شه. If you know you know.

photo content

1|15_Weight_of_the_World_English_Version_J'Nique_Nicole_岡部 啓一_320.mp313.37 MB

یک بار به یک دوستی گفتم «ای کاش ربات بودم و بالاترین حد بهره‌‌وری می‌رسیدم» این یکی از احمقانه‌‌ترین حرف‌هایی بود که تا به حال زدم. به جای اون بنده خدا بودم به طرف مقابلم فحش می‌دادم.

اکسوربیا (؟) نویسنده خوبیه. ویدیوهاش بین جدیت و طنز متعادلن و در حالی که یک فضای آشوبناک ایجاد می‌کنه مخاطبش رو در مسیری که می‌خواد هدایت می‌کنه و در یک لحظه تمام انتظارات پیشین مخاطب رو در هم می‌شکنه. برای من دلگرم‌کننده‌ترین لحظات ویدیوهاش، زمانیه که تجربه آشوبناکی که ایجاد می‌کنه به یک سرانجام آرامش بخش می‌رسن و تبدیل به یادآوری‌‌ای برای عظمت بشر، دنیا و ارزش زندگی می‌شن. این ویدیو ها هم ازش خوبن: https://youtu.be/k5RH3BdXDOY?si=agPNdvjZxb8tciSf https://youtu.be/Jv79l1b-eoI?si=nwinP2mveiKcXy01