-او
Open in Telegram
273
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1230 days
Posts Archive
273
Repost from N/a
چه تلخ بود عزاداری برای عشقی که هرگز فرصت زیستن نیافت و من در فقدان کسی میسوختم که نه روزی از آنِ من بود و نه حتی جهان فرصتی برای از دست دادنش به من داده بود.
273
Repost from N/a
در کوچه پس کوچههای آن شهر به سوگِ خاطراتی نشسته بودم که هرگز زندگیشان نکرده بودم، دلتنگِ روزهایی که تنها در خیالِ بودنش جان گرفته بودند و اکنون چون رویایی مرده زیر آوار واقعیت مدفون شده بودند.
273
Repost from N/a
به نام تو، همان کسی که تمام جرعتم را جمع کردم تا از او عشق بخواهم و پاسخم تنها چند کلمه بود، چند کلمه که هنوز بعد از این همه سکوت از هر فریادی بلندتر در گوشم میپیچند :
«من از خودمم متنفرم، تو ازم عشق میخوای؟»
_یکعدد ناگت استوار🗣
_ملک زاده✍🏼
273
Repost from N/a
حوصلهم سررفته بیاید براتون فال حافظ بگیرم
تویدلتون نیت کنید و به من پیام بدین براتون عکس بفرستم🎀
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
273
هیچوقت فکر نمیکردم قرار باشه تا این حد متوجه گذر زمان نشم.
غیرقابلباورترین گذر نُه ماه تاریخ توی ذهنم رقم خورد.
از اون روز تاریخ فقط جلو میرفت؛ زندگی احساس نمیشد.
تمام مدت سعی کردم زندگی رو پیدا کنم، اما هربار غمِ توی دلم خودش رو به وضوح نشون میداد.
از بابتش ناراضی نیستم. این غم بهم یادآوری میکنه چه چیزهایی رو پشت سر گذاشتیم. من هنوز توی اون شبهام.
عددِ رویِ تقویم، ماهِ رویِ تقویم و حتی سالِ روی تقویم هیچ اهمیتی نداره. ایران تا ابد توی هجدهم و نوزدهم دی ماهِ سالِ هزاروسیصدوچهار باقی میمونه.
لیست نامهایِ جاویدِ پایانناپدیز، تشابههای اسمی، اعدام، غم، غم و بازهم غم.
گذر زمان هیچچیز رو تغییر نداد، من هنوز نپذیرفتم و هنوز منتظرم یک ایران از این کابوس بیدار بشه و جانهایِ عزیزِ رفته از دست برگردند.
اما چه خیالِ مهالی.
_او
273
Repost from N/a
یه کوچولو به صرف چای و گپ و گفت مهمون بنده میشین؟
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
273
Repost from N/a
لطفا بیاید حرف بزنیم درد گوشم رو یادم بره😭
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
