en
Feedback
آب و جامعه💧

آب و جامعه💧

Open in Telegram

کانال آب وجامعه؛ برای پرداختن به رابطه بین آب و جامعه و مسائل روز به عنوان یک رابطه درهم تنیده تاریخی ودیرپا می باشد. این کانال با رویکرد انتقادی و مستقل وبلاگ شخصی مهتابذرافکن دکتری جامعه شناسی است. وب سایت Irwatereducation.com

Show more
1 741
Subscribers
No data24 hours
-87 days
+1730 days
Attracting Subscribers
Oct '26
October '26
+2
in 1 channels
September '26
+64
in 70 channels
Get PRO
August '26
+72
in 55 channels
Get PRO
July '26
+57
in 4 channels
Get PRO
June '26
+62
in 8 channels
Get PRO
May '26
+14
in 2 channels
Get PRO
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+24
in 22 channels
Get PRO
January '26
+12
in 2 channels
Get PRO
December '25
+79
in 39 channels
Get PRO
November '25
+93
in 22 channels
Get PRO
October '25
+85
in 17 channels
Get PRO
September '25
+98
in 21 channels
Get PRO
August '25
+157
in 25 channels
Get PRO
July '25
+136
in 22 channels
Get PRO
June '25
+73
in 21 channels
Get PRO
May '25
+117
in 10 channels
Get PRO
April '25
+106
in 13 channels
Get PRO
March '25
+98
in 10 channels
Get PRO
February '25
+139
in 15 channels
Get PRO
January '25
+109
in 21 channels
Get PRO
December '24
+117
in 18 channels
Get PRO
November '24
+112
in 23 channels
Get PRO
October '24
+150
in 27 channels
Get PRO
September '24
+53
in 6 channels
Get PRO
August '24
+70
in 14 channels
Get PRO
July '24
+31
in 10 channels
Get PRO
June '24
+939
in 10 channels
Get PRO
May '240
in 20 channels
Get PRO
April '24
+9
in 16 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
02 October0
01 October+2
Channel Posts
آیا می‌شود زباله را پیش از رسیدن به رودخانه متوقف کرد؟ بله؛ و یکی از راهکارهای نسبتاً ساده، استفاده از trash-capture nets یا تورهای جمع‌آوری زباله در مسیر خروجی شبکه‌های زهکشی شهری است که اخیرا در استرالیا استفاده می شود. وقتی باران می‌بارد، آب فقط روی زمین جاری نمی‌شود؛ بخشی از زباله‌های رهاشده در خیابان‌ها و فضاهای شهری را نیز با خود حمل می‌کند. این رواناب وارد شبکه زهکشی می‌شود و در نهایت می‌تواند به رودخانه‌ها، تالاب‌ها و محیط‌های ساحلی برسد. اما یک تور یا سازه جمع‌آوری زباله می‌تواند به‌عنوان یک نقطه مداخله (interception point) عمل کند. در این شیوه  بطری‌های پلاستیکی، بسته‌بندی‌ها، ظروف یک‌بارمصرف، برگ و دیگر زباله‌های نسبتاً درشت در تور به دام می‌افتند، در حالی که جریان آب از آن عبور می‌کند. سپس زباله جمع‌آوری و برای مدیریت، دفع یا بازیافت منتقل می‌شود. البته این فناوری آلودگی آب را به‌طور کامل حذف نمی‌کند. تورهای زهکشی عمدتاً برای گرفتن  زباله‌های نسبتاً درشت مناسب‌اند و ذرات ریزتر، از جمله بسیاری  می‌توانند از آنها عبور کنند. عملکرد سیستم نیز به طراحی، اندازه ، محل نصب، شدت جریان و مهم‌تر از همه، نگهداری منظم وابسته است. ایده اصلی این روش بر این مبناست که گاهی لازم نیست برای حفاظت از رودخانه فقط به خود رودخانه نگاه کنیم. باید مسیر حرکت آلودگی را بررسی و بعد ببینیم کجا می‌توان این مسیر را قطع کرد. این نگاه، یک تغییر مهم در مدیریت آب است: زیرا به‌جای اینکه فقط وقتی آلودگی به رودخانه رسید با آن مقابله شود ، می‌توان بخشی از آن را پیش از ورود به سیستم آبی مهار کرد. البته این راهکار جایگزین کاهش تولید پلاستیک، مدیریت پسماند و طراحی مناسب زیرساخت‌های شهری نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای کنترل پیش از وقوع در مدیریت زباله‌های آبی است. بیشتر  بخوانید 🔷 @WaterForUs

2
هامون ایران.. همیشه پایدار بمانی برای ایران.. 🔷 @WaterForUs
هامون ایران.. همیشه پایدار بمانی برای ایران.. 🔷 @WaterForUs
95
3
✅دیده بان ایران #جشن_مهرگان را بررسی کرد؛ @didebaniran 🔴مهرگان چیست و چرا ایرانیان آن را گرامی می دارند. #امید_کاجیان خبرنگا
✅دیده بان ایران #جشن_مهرگان را بررسی کرد؛ @didebaniran 🔴مهرگان چیست و چرا ایرانیان آن را گرامی می دارند. #امید_کاجیان خبرنگار زرتشتی دیده بانِ ایران در گزارشی به برگزاری جشن باستانی #مهرگان و آیین های آن در فیلم بالا پرداخته است. https://t.me/newswz
89
4
🔷گفت‌وگو با «رها کریمی»، تسهیلگر گردشگری کودک درباره تفاوت «گردشگری کودک» با اردوهای مدرسه 🔶کودک، مخاطب فراموش‌شده گردشگری
🔷گفت‌وگو با «رها کریمی»، تسهیلگر گردشگری کودک درباره تفاوت «گردشگری کودک» با اردوهای مدرسه 🔶کودک، مخاطب فراموش‌شده گردشگری ✍️مریم کاظمی زاده 🔷چیزی که در خاطره جمعی‌مان شکل گرفته، این است که در سفرهای خانوادگی، کودک تنها یک همراه است؛ کسی که نه برنامه‌ای برایش طراحی شده و نه نیازهایش جدی گرفته می‌شود. 🔷 اما در سال‌های اخیر، مفهوم «گردشگری کودک» به‌عنوان شاخه‌ای تخصصی از صنعت گردشگری مطرح شده است؛ شاخه‌ای که کودک را نه به‌عنوان همراه والدین، بلکه به‌عنوان مخاطب اصلی سفر می‌بیند. 🔷«رها کریمی»، تسهیلگر گردشگری کودک، سال‌هاست در این حوزه فعال است. 🔷 او در گفت‌وگو با «پیام ما» از تفاوت‌های بنیادین گردشگری کودک با اردوهای مدرسه، ضرورت آموزش تخصصی راهنما و آسیب‌هایی می‌گوید که بی‌توجهی به این حوزه می‌تواند به بار آورد. ادامه مطلب 👇 https://payamema.ir/payam/168513 @payamema
95
5
آیا میدانید تغییر اقلیم اثر ملموسی بر تولید قهوه بر جهان دارد؟ اگر قهوه از جهان ناپدید شود چه اتفاقی می‌افتد؟ شاید اولین تصویر، یک صبح بدون فنجان قهوه باشد. اما اگر قهوه واقعاً از جهان ناپدید شود، چیزی بسیار بزرگ‌تر از یک نوشیدنی را از دست داده‌ایم. قهوه یکی از محصولاتی است که رابطه‌ی میان اقلیم، آب، کشاورزی و زندگی انسان‌ها را به‌خوبی نشان می‌دهد. بیش از ۹۹ درصد قهوه جهان از دو گونه اصلی، Arabica و Robusta، تأمین می‌شود؛ و هر دو به تغییرات اقلیمی حساس‌اند. افزایش دما، تغییر الگوی بارش، خشکسالی و فشار آفات می‌تواند هم محل مناسب کشت و هم عملکرد و کیفیت قهوه را تغییر دهد. اما داستان فقط «گرم‌تر شدن زمین» نیست. قهوه به آب نیز وابسته است. گیاه قهوه برای رشد به شرایط آبی مشخصی نیاز دارد؛ و زمان‌بندی آب هم اهمیت دارد. حتی یک دوره‌ی خشکی می‌تواند بخشی از چرخه‌ی گل‌دهی را تنظیم کند، در حالی که در مرحله‌ی رشد میوه، دسترسی کافی به آب برای شکل‌گیری دانه‌های بزرگ‌تر و باکیفیت اهمیت دارد. بنابراین مسئله فقط مقدار بارش نیست؛ زمان، شدت و قابلیت دسترسی به آب هم مهم است. از طرف دیگر، قهوه‌ای که ما در یک شهر اروپایی یا آسیایی می‌نوشیم، الزاماً با آب همان‌جا تولید نشده است. یک مطالعه درباره‌ی هلند برآورد کرده بود که تولید مواد اولیه‌ی یک فنجان قهوه معمولی، در آن زنجیره تولید، حدود ۱۴۰ لیتر آب به همراه دارد؛ بخش عمده‌ی این مقدار مربوط به رشد گیاه و عمدتاً آب باران است. البته این عدد را نباید به‌عنوان یک عدد جهانی ثابت برای هر فنجان قهوه در نظر گرفت، اما یک مفهوم مهم را نشان می‌دهد: آبِ قهوه ممکن است کیلومترها دورتر از فنجان ما مصرف شده باشد و با این نگاه است که قهوه تبدیل به یک مسئله‌ی آب می‌شود. ما در یک سوی جهان فنجان قهوه را می‌بینیم؛ در سوی دیگر، باران، خاک، کشاورز، رودخانه، آبخوان و اکوسیستمی قرار دارد که امکان تولید آن قهوه را فراهم کرده است. و حالا اقلیم این رابطه را تغییر می‌دهد. مطالعات جهانی نشان داده‌اند که مناطق مناسب برای Arabica با تغییر اقلیم می‌توانند به سمت ارتفاعات بالاتر جابه‌جا شوند. در برخی مناطق، زمین‌هایی که امروز برای قهوه مناسب‌اند، گرم‌تر و خشک‌تر خواهند شد؛ در مقابل، بعضی مناطق مرتفع ممکن است برای مدتی مناسب‌تر شوند. یک مطالعه جهانی، کاهش قابل توجه مناطق بسیار مناسب برای قهوه تا ۲۰۵۰ را در سناریوهای مختلف شبیه‌سازی کرده است. اما «جابه‌جایی قهوه به ارتفاعات بالاتر» فقط یک مسئله‌ی کشاورزی نیست. آنجا زمین‌های دیگری وجود دارند؛ جنگل، جوامع محلی، محصولات دیگر و اکوسیستم‌هایی که خودشان به آب نیاز دارند. بنابراین اگر قهوه بخواهد برای فرار از گرما به ارتفاعات مهاجرت کند، سؤال بعدی این است: چه چیزی باید جای خود را به قهوه بدهد؟ و اینجاست که بحران اقلیمی از یک مسئله‌ی زیست‌فیزیکی به یک مسئله‌ی اجتماعی تبدیل می‌شود. قهوه فقط یک گیاه نیست. یک کالای جهانی است که ما را در سراسر زمین به هم پیوند می دهد. محصولی که زندگی میلیون‌ها کشاورز و شبکه‌ای از کارگران، صادرکنندگان، رُسترها، کافه‌ها و مصرف‌کنندگان را به هم متصل می‌کند. پژوهش‌های مروری، اثرات تغییر اقلیم بر تولید قهوه و معیشت کشاورزان خرد را در مناطق مختلف جهان مستند کرده‌اند. شاید به همین دلیل است که گاهی برای فهم بحران آب و اقلیم، لازم نیست از سدها و رودخانه‌ها شروع کنیم. می‌توانیم از یک فنجان قهوه شروع کنیم. ☕ 🔷 @WaterForUs
114
6
اول اکتبر روز جهانی قهوه است. قهوه در واقع حاصل پیوند طبیعت، آب، اقلیم، کار، دانش، بازار و عادت‌های اجتماعی است. 🔷 @WaterFor
اول اکتبر روز جهانی قهوه است. قهوه در واقع حاصل پیوند طبیعت، آب، اقلیم، کار، دانش، بازار و عادت‌های اجتماعی است. 🔷 @WaterForUs
164
7
♦️باقر موسوی، فعال محیط زیست و عکاس طبعیت، ویدیویی را از دو آهو در حال نوشیدن آب از یک آبشخور مصنوعی در خوزستان منتشر کرده اس
♦️باقر موسوی، فعال محیط زیست و عکاس طبعیت، ویدیویی را از دو آهو در حال نوشیدن آب از یک آبشخور مصنوعی در خوزستان منتشر کرده است. فعالان محیط زیست این آبشخورها را برای کمک به حفظ حیات وحش همزمان با خشک شدن تالاب‌های طبیعی منطقه ساخته‌اند. باقر موسوی نوشته است یکی از عوامل موثر در خنک ماندن آب، استفاده از شن خالص در ساختار آبشخور است. این لایه شن مانند یک عایق طبیعی عمل کرده و با کاهش انتقال مستقیم گرمای محیط و محدود کردن تبادل حرارتی و تبخیر، به حفظ دمای پایین‌تر آب کمک می‌کند. با این حال او می‌گوید که به نظر می‌رسد آهو‌ها لزوما به دنبال آب خنک نیستند. @indypersian
145
8
مهتا بذرافکن جامعه‌شناس در گفت‌وگو با بامداد جنوب : به‌طورکلی بزرگ‌سالی امروز دیگر مانند دو دهه گذشته مسیری خطی و از پیش تعیی
مهتا بذرافکن جامعه‌شناس در گفت‌وگو با بامداد جنوب : به‌طورکلی بزرگ‌سالی امروز دیگر مانند دو دهه گذشته مسیری خطی و از پیش تعیین‌شده نیست. در فضای اجتماعی امروز، به‌ویژه در میان نسل زد، فردیت و استقلال اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. جوانان امروز بیش از نسل‌های پیشین از فردیت خود دفاع می‌کنند و برای استقلال اقتصادی اهمیت زیادی قائل‌اند، بااین‌حال، اهمیت یافتن فردیت در شرایطی اتفاق می‌افتد که ناامنی‌های اقتصادی و اجتماعی نیز افزایش‌یافته است. پژوهش‌های متعددی درباره این نسل انجام‌شده که نشان می‌دهد جوانانی که زندگی آنالوگ را تجربه نکرده‌اند، ارزش‌های خود را در فضای رسانه‌ای و دیجیتال بازتعریف کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی عملاً بخشی از نقش واسطه‌های سنتی در انتقال ارزش‌ها را برعهده‌گرفته‌اند. در چنین شرایطی، خانواده الزاماً ضعیف نشده، اما معنای آن تغییر کرده است. در بامداد جنوب بخوانید https://bamdadjonub.ir/news/14168
146
9
چه کسی حق دارد رودخانه را روی نقشه تعریف کند؟ وقتی به یک نقشه رودخانه نگاه می‌کنیم، معمولاً تصور می‌کنیم که نقشه فقط دارد یک واقعیت جغرافیایی شامل مسیر رودخانه، شاخه‌ها، حوضه آبریز، شهرها و روستاها را به ما نشان می‌دهد. اما پژوهشگران هیدروسوشیال یک سؤال مهم مطرح می کنند: چه کسانی تصمیم اند گرفته چه چیزی از رودخانه روی این نقشه دیده شود؟ مقاله‌ای تازه از پژوهشگران حوزه Riverhood با عنوان: “Enlivening riverhood through counter-mapping: Evoking the hydrocommons in India and Colombia” به سراغ همین سؤال رفته است. ( به زودی یه سلسله مباحثی در مورد نقشه برداری اجتماعی می نویسم) پژوهشگران در دو منطقه، در هند و کلمبیا، با جوامع و کنشگران محلی از روش counter-mapping یا «نقشه‌برداری بدیل» استفاده کرده‌اند؛ یعنی به جای اینکه رودخانه را فقط از نگاه نقشه‌های رسمی و فنی ببینند، تلاش کرده‌اند آنچه را که مردم در زندگی روزمره خود از رودخانه می‌بینند و تجربه می‌کنند نیز روی نقشه بیاورند. و نتیجه جالب اینه که رودخانه دیگر فقط یک خط آبی نیست. با این نگاه رودخانه هم‌زمان: یک زیست‌بوم است؛ بخشی از جامعه و زندگی روزمره است؛ یک قلمرو است ؛ بخشی از هویت و تعلق مردم است؛ محل زندگی موجودات و معیشت انسان‌هاست؛ و حتی پدیده ای اجتماعی است که مردم خود را در رابطه با آن تعریف می‌کنند. نقشه‌برداری بدیل فقط تغییر دادن یک نقشه نیست؛ تغییر دادن شیوه دیدن رودخانه است. نقشه رسمی ممکن است رودخانه را به «منبع آب»، «حوضه»، «مسیر انتقال» یا «زیرساخت» تبدیل کند. اما نقشه‌ای که از دل تجربه مردم شکل می‌گیرد،یک پدیده اجتماعی حاوی خاطرات، مکان‌های زندگی، تالاب‌ها، مسیرهای معیشت، فضاهای از دست‌رفته، روابط اجتماعی و حتی رابطه عاطفی و هویتی مردم با رودخانه تعریف می شود. مفهوم hydrocommons یا «مشاعات آبی» به این اشاره دارد که آب را نه فقط به‌عنوان یک منبع قابل مدیریت، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای از روابط، دانش‌ها، وابستگی‌ها و زندگی مشترک ببینیم. شاید مهم‌ترین پرسش این بوده که : «رودخانه‌ای که روی نقشه می‌بینیم، رودخانه واقعی است یا فقط رودخانه‌ای است که نظام دانش و قدرت اجازه داده آن را ببینیم؟» به همین دلیل است که نقشه‌برداری می‌تواند یک کنش اجتماعی باشد. وقتی مردم رودخانه خود را دوباره روی نقشه می‌آورند، فقط اطلاعات جدیدی اضافه نمی‌کنند؛ آنها به سیستم رسمی جغرافیایی می‌گویند: «رودخانه‌ای که شما تعریف کرده‌اید، تمام رودخانه نیست.» این ایده برای مطالعات آب اهمیت زیادی دارد؛ چون نشان می‌دهد مسئله فقط این نیست که چه کسی آب را مدیریت می‌کند، بلکه باید پرسید: چه کسی حق دارد آب و رودخانه را تعریف کند؟ Huijbens, E. H., et al. (2026). Enlivening riverhood through counter-mapping: Evoking the hydrocommons in India and Colombia. Environment and Planning E: Nature and Space. 🔷 @WaterForUs
157
10
🔴 آیا فروش گوشت اسب و الاغ در ایران مجاز شده است؟ اخیراً تصویری از نامه‌ای منتشر شده که در شبکه‌های اجتماعی با این عنوان دست
🔴 آیا فروش گوشت اسب و الاغ در ایران مجاز شده است؟ اخیراً تصویری از نامه‌ای منتشر شده که در شبکه‌های اجتماعی با این عنوان دست‌به‌دست می‌شود: «مجوز فروش گوشت الاغ و اسب صادر شد.» اما ماجرا کمی متفاوت است. آنچه در نامه مطرح شده، بیشتر به ضوابط و شرایطی مربوط است که در صورت طرح چنین درخواستی باید بررسی شود؛ از جمله مسائل شرعی، سیاست‌های وزارت جهاد کشاورزی و الزامات بهداشتی و نظارتی. بنابراین باید میان دو گزاره تفاوت گذاشت: 📌 «درباره امکان کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان مکاتبه و استعلامی انجام شده است.» و 📌 «فروش گوشت اسب و الاغ در بازار آزاد مجاز شده است.» این دو گزاره یکی نیستند. گاهی یک نامه اداری واقعی، وقتی بدون متن کامل و زمینه انتشارش در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود، به خبری بسیار متفاوت تبدیل می‌شود. پس فعلاً نمی‌توان از این نامه نتیجه گرفت که فروش گوشت خر و اسب در بازار ایران آزاد و مجاز شده است. 🔷 @WaterForUs
336
11
چندبار تصمیم گرفتم کانال آب و جامعه رو ببندم. بارها فکر کردم در این ساختاری که دورهمی خودش رو داره و حاضر به پذیرش رویکرد «دیگری» ولو با ایده های جدید نیست ، سکوت کردن بهتر نیست؟ از این رو شما دوست عزیزی که فکر می کنی این نوشته ها در این سیستم کاربردی نداره بدون که منم عین خودت فکر می کنم. اما فکر کن دارم برای خودم و تعدادی همفکر می نویسم که دور هم یه چیزی یاد بگیریم... بیا به این دید نگاه کنیم. 🙂
175
12
منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی (بخش سوم): فراتر از بودون تا اینجا از بودون کمک گرفتیم: کنش‌های منطقی، با «اثر ترکیبی»، پیامدی ناخواسته می‌سازند. در بخش دوم گفتیم نهادها هم کنشگرند. اما همین‌جا باید صادق باشیم: این‌جا از بودون فراتر رفته‌ایم. چرا بودون کافی نیست؟ بودون بیشتر از منطق فردی شروع می‌کند و پیامدهای کلان را نتیجه‌ی جمع کنش‌ها می‌داند. این رویکرد در نشان دادن «ناخواسته بودن» پیامد قوی است، اما درباره‌ی قدرت و نابرابری کمتر می‌گوید. کشاورز خرد و نهاد تخصیص‌دهنده‌ی آب در موقعیتی برابر نیستند. یکی قواعد را اجرا می‌کند و دیگری با آن‌ها زندگی می‌کند. اگر منطق هر دو را هم‌وزن ببینیم، ممکن است بی‌آنکه بخواهیم، مسئولیت را «مساوی» تقسیم کنیم. برای همین، مفهوم «میدان» در نگاه بوردیو کمک می‌کند: بازیگران در میدانی عمل می‌کنند که قواعد، منابع و جایگاه‌هایش نابرابر توزیع شده است. منطق کنش کشاورز و منطق نهاد، هر دو معتبرند، اما هر دو درون میدانی شکل می‌گیرند که قواعدش را همه یکسان ننوشته‌اند. پس تغییر از کجا شروع می‌شود؟ اگر مشکل فقط «آگاهی» نیست، راه‌حل هم فقط «توصیه» نیست. باید ساختاری ساخت که در آن کاهش برداشت برای کنشگران منطقی باشد. چند پرسش عملی: آیا درآمد نهاد به حجم فروش آب گره خورده یا می‌شود آن را به سلامت آبخوان و پایداری منابع گره زد؟ آیا کشاورز برای کاهش برداشت جایگزین معیشتی دارد؟ آیا اطمینان دارد که دیگران هم کاهش می‌دهند، یا فقط او هزینه می‌دهد؟ آیا در تصمیم‌گیری درباره‌ی آب صدایی دارد؟ پرسش سوم مهم است: بخشی از «منطق موقعیت» کشاورز ترس از این است که فقط خودش هزینه بدهد. اگر قواعد جمعی، شفاف و قابل نظارت باشند، همین ترس کم می‌شود. پژوهش‌های الینور استروم درباره‌ی مدیریت منابع مشترک نشان می‌دهد در شرایطی مثل قواعد روشن، نظارت و مشارکت ذی‌نفعان، جوامع می‌توانند منابع مشترک را پایدار مدیریت کنند. جمع‌بندی سه‌گانه ۱. کنش‌های منطقی فردی می‌توانند پیامد جمعی ناخواسته بسازند. ۲. نهادها هم کنشگرند و منطق منافع خود را دارند. ۳. تغییر واقعی یعنی بازطراحی موقعیتی که در آن، ادامه‌ی برداشت بحران‌زا دیگر «منطقی‌ترین گزینه» نباشد. و شاید پرسش پایانی این باشد: ما بحران را بیشتر با سرزنش کنشگران مدیریت می‌کنیم یا با بازطراحی موقعیتی که آنان را به این کنش‌ها می‌رساند؟ / مهتا بذرافکن 🔷 @WaterForUs
227
13
منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی (بخش دوم): عبور از کنش فردی در بخش اول دیدیم که چگونه کنش‌های منطقی افراد، با «اثر ترکیبی»، به پیامدی جمعی و ناخواسته می‌رسد. حالا سؤال این است: آیا منطق کنش فقط به کنش فردی مربوط است؟ اگر یک نهاد عمومی از فروش یا تخصیص آب، درآمد و منافع سازمانی دارد، نمی‌توان از بهره‌بردار «مصرف کمتر» انتظار داشت و نهاد را کنار گذاشت. مسئله دیگر فقط منطق کنش کشاورز نیست؛ خودِ نهاد نیز درون یک منطق کنشی قرار دارد. منطق بهره‌بردار ممکن است برداشت بیشتر برای تولید و درآمد بیشتر باشد. منطق نهاد عرضه‌کننده یا تخصیص‌دهنده‌ی آب هم ممکن است عرضه‌ی بیشتر، فروش و درآمد بیشتر در جهت تحقق مأموریت و توجیه زیرساخت باشد. یعنی فرونشست به منطق بهره‌بردار و نهاد آب، هر دو، بستگی دارد. هر بازیگر در موقعیت خودش دلیلی برای ادامه‌ی این رفتار دارد، اما حاصل جمع این منطق‌های جداگانه برای کل سیستم بحران‌زاست. تغییر سؤال اینجا می‌توان سؤال را عوض کرد: چطور می‌توان از کنشگران انتظار داشت رفتاری را متوقف کنند که خودِ ساختار حکمرانی برای ادامه‌ی آن مشوق ایجاد می‌کند؟ و یک گام جلوتر: اگر سیستم از برداشت بیشتر منتفع می‌شود، توصیه به کاهش برداشت بدون تغییر در منطق منافع و مشوق‌ها تا چه اندازه می‌تواند مؤثر باشد؟ منطق جایگزین فقط برای بهره‌بردار لازم نیست، برای خودِ نهاد هم باید وجود داشته باشد. اگر قرار است «آب کمتر» عرضه شود، باید پرسید: نهاد آب در یک نظام کم‌مصرف، از چه چیزی منتفع می‌شود؟ اگر پاسخی برای این سؤال نداشته باشیم، ممکن است سیستم از یک سو درباره‌ی بحران آب هشدار بدهد و از سوی دیگر سازوکارهایی داشته باشد که همان رفتار بحران‌زا را بازتولید می‌کنند. آن‌وقت مسئله صرفاً آگاهی، فرهنگ مصرف یا رفتار بهره‌برداران نیست؛ مسئله، منطق‌های کنشیِ درهم‌تنیده‌ای است که یکدیگر را بازتولید می‌کنند. به بیان دیگر، اینجا با «بازتولید ساختاری» بحران روبه‌رو هستیم: منافع بهره‌بردار و نهاد در یک جهت هم‌راستا شده‌اند و هرکدام دلیل ادامه‌ی رفتار دیگری را تقویت می‌کند. از «تغییر رفتار» به «تغییر منطق موقعیت» اگر سیستم واقعاً بخواهد یک کنش بحران‌زا متوقف شود، باید ببیند چه کنش جایگزینی می‌تواند برای کنشگران، در همان میدان اجتماعی، منطقی باشد. اینجاست که مسئله از «تغییر رفتار» و شعارهای آگاهی‌بخش فراتر می‌رود و به تغییر منطق موقعیت‌ها و ساختار مشوق‌ها می‌رسد، ساختاری که خودِ نهادها را هم در بر می‌گیرد. در نتیجه، اگر بحران آب، به‌ویژه آب‌های زیرزمینی، حاصل برهم‌کنش بهره‌برداران و نهادهای حکمرانی است، چرا مسئولیت تغییر رفتار عمدتاً متوجه بهره‌برداران می‌شود؟ این دیگر فقط بحث «بهره‌بردار و آبخوان» نیست؛ مسئله‌ی توزیع مسئولیت در بحران است. شاید پیش از آنکه از بهره‌بردار بخواهیم «رفتارش را اصلاح کند»، باید ببینیم خودِ نظام حکمرانی چه رفتاری را برای او ممکن، سودمند و منطقی کرده است./مهتا بذرافکن 🔷 @WaterForUs
188
14
بخش دوم منطق کنش : عبور از کنش فردی در بخش دوم سوال اینه که آیا منطق کنش فقط به کنش فردی ربط دارد؟ اگر یک نهاد عمومی از فروش یا تخصیص آب، درآمد و منافع سازمانی دارد، بعد از بهره‌بردار انتظار مصرف «کمتر آب » داشته باشیم، مسئله دیگر فقط منطق کنش کشاورز نیست؛ خودِ نهاد نیز درون یک منطق کنشی قرار دارد. یعنی ممکن است منطق کنش بهره بردار؛ برداشت بیشتر برای تولید و درآمد بیشتر باشد اما ممکن است منطق نهاد عرضه‌کننده یا تخصیص‌دهنده آب هم عرضه بیشتر، فروش و درآمد بیشتر درجهت تحقق مأموریت و توجیه زیرساخت باشد. یعنی فرونشست به منطق بهره‌بردار + نهاد آب بستگی دارد. ممکن است هر بازیگر، در موقعیت خودش، دلیلی برای ادامه این رفتار داشته باشد؛ اما حاصل جمع این منطق‌های جداگانه، چیزی باشد که برای کل سیستم بحران‌زا است. اینجا حتی می‌توانیم سؤال را عوض کنیم: چطور می‌توان از کنشگران انتظار داشت رفتاری را متوقف کنند که خودِ ساختار حکمرانی، برای ادامه آن مشوق ایجاد می‌کند؟ و یک گام جلوتر: اگر سیستم از برداشت بیشتر منتفع می‌شود، توصیه به کاهش برداشت بدون تغییر در منطق منافع و مشوق‌های سیستم، تا چه اندازه می‌تواند مؤثر باشد؟ اینجاست که منطق جایگزین فقط برای بهره‌بردار لازم نیست؛ بلکه برای خودِ نهاد هم باید وجود داشته باشد. یعنی اگر قرار است «آب کمتر» عرضه شود، باید پرسید: نهاد آب در یک نظام کم‌مصرف، از چه چیزی منتفع می‌شود؟ اگر پاسخ این سؤال وجود نداشته باشد، ممکن است سیستم از یک طرف درباره بحران آب هشدار بدهد و از طرف دیگر، سازوکارهایی داشته باشد که همان رفتار بحران‌زا را بازتولید کنند. و اینجا دیگر مسئله صرفاً آگاهی، فرهنگ مصرف یا رفتار بهره‌برداران نیست. بلکه مسئله منطق‌های کنشیِ درهم‌تنیده‌ای که یکدیگر را بازتولید می‌کنند. اگر سیستم بخواهد واقعا یک کنش بحران‌زا متوقف شود، باید ببیند چه کنش جایگزینی می‌تواند برای کنشگران، در همان میدان اجتماعی، منطقی باشد. اینجاست که مسئله از «تغییر رفتار» و شعارهاط آگاهی بخش فراتر می‌رود و به تغییر منطق موقعیت‌ها و ساختار مشوق‌ها می‌رسد که شامل خود ساختار و نهاد هم می شود. در نتیجه اگر بحران آب بویژه آب‌های زیرزمینی حاصل برهم کنش بهره‌برداران و نهادهای حکمرانی است، چرا مسئولیت تغییر رفتار عمدتاً متوجه بهره‌برداران می‌شود؟ این دیگر فقط بحث «بهره بردار و آبخوان» نیست. مسئله توزیع مسئولیت در بحران است. شاید پیش از آنکه از بهره‌بردار بخواهیم «رفتارش را اصلاح کند»، باید ببینیم خودِ نظام حکمرانی چه رفتاری را برای او ممکن، سودمند و منطقی کرده است. مهتا بذرافکن 🔷 @WaterForUs
3
15
منطق کنش اجتماعی و بحران آب زیرزمینی یکی از دوستان سؤالی پرسیدند. که چرا با وجود این که اغلب بهره برداران در مورد مخاطرات برداشت آب زیرزمینی و بحران دشتها میدونن اما باز به برداشت ادامه میدهند. برای پاسخ به این سوال بهتر دیدم که از نظریه‌ی منطق کنش اجتماعی ریمون بودون کمک بگیرم. بودون، جامعه‌شناس فرانسوی، از یک نکته‌ی ساده شروع می‌کند: آدم‌ها معمولاً بی‌دلیل عمل نمی‌کنند. هر فرد، با توجه به موقعیت، اطلاعات، محدودیت‌ها و منافعش، برای کنش خود دلیلی دارد که از نگاه خودش منطقی است. و مسئله از جایی شروع می‌شود که کنش‌ها روی هم جمع می‌شوند. وقتی تعداد زیادی از افراد، هرکدام با دلایل خودشان، کار مشابهی انجام می‌دهند، ممکن است پیامدی در سطح جامعه پدید بیاید که هیچ‌کس قصدش را نداشته است. بودون به این پدیده «اثر ترکیبی» می‌گه؛ همان فاصله‌ی میان منطق کنش فردی و پیامد جمعی. ( چیزی شبیه نظریه «تراژدی منابع مشترک» .) حالا سراغ آب زیرزمینی برویم چرا با وجود خطر فرونشست، هنوز از آب زیرزمینی برداشت می‌شود؟ آیا کشاورز نمی‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ لزوماً نه. او برای خودش دلایلی دارد: اگر امروز برداشت نکنم، محصولم از بین می‌رود. اگر من برداشت نکنم و دیگران بکنند، فقط خودم ضرر می‌کنم. اگر امسال کشت نکنم، درآمدم را از دست می‌دهم. اگر سیاست‌ها همچنان تولید بیشتر را تشویق می‌کنند، چرا هزینه‌ی حفظ آبخوان را من به‌تنهایی بپردازم؟ با این دلایل، ادامه‌ی برداشت برای هر فرد در موقعیت خودش منطقی به نظر می‌رسد. اما وقتی هزاران نفر، هرکدام برای حفظ معیشتشان، همین تصمیم را بگیرند، حاصل جمع آن افت آبخوان و در نهایت فرونشست زمین است. در حالی که هیچ‌کدام با خود نگفته‌اند: «بیایید آبخوان را نابود کنیم.» اما اتفاق افتاده. و حتی وقتی می دانستند هم ادامه دادند یعنی دانستن، تغییر رفتار نمی‌آورد. حتی وقتی فرونشست رخ داده و مردم از آن خبر دارند،«دانستن» الزاماً به «تغییر رفتار» نمی‌انجامد. یه چیزی بین دانستن و کنش وجود دارد که بودون «منطق موقعیت» تعریف کرده . توقف برداشت برای فرد هزینه‌ای فوری و قطعی دارد، ولی سود حفظ آبخوان جمعی و بلندمدت است. پس چیزی که برای فرد در کوتاه‌مدت منطقی است، در مقیاس جمعی به نتیجه‌ای زیان‌بار برای همه می‌رسد. به همین دلیل، بحران آب فقط مسئله‌ی «آگاهی» نیست. ساختار موقعیت‌ها، از سیاست‌های حمایتی و قیمت انرژی گرفته تا چاه‌های غیرمجاز و ضعف مدیریت منابع آب، امکان ادامه‌ی همین رفتار را بازتولید می‌کند. پس شاید به‌جای این پرسش که «چرا مردم با وجود آگاهی رفتارشان را تغییر نمی‌دهند؟» باید پرسید: «چه شرایطی باعث می‌شود که ادامه‌ی این رفتار، همچنان برای کنشگر منطقی به نظر برسد؟» این پرسش ما را از سرزنش افراد به سمت فهم سازوکارهای اجتماعیِ تولید بحران می‌برد. و شاید جامعه‌شناسی همین‌جا حرف متفاوتی برای گفتن داشته باشد: بحران ممکن است از جمع شدن کنش‌هایی پدید بیاید که هرکدام، در زمان و موقعیت خود، برای کنشگرشان منطقی بوده‌اند. بنابراین، حل بحران فقط به متوقف کردن این کنش‌ها یا افزایش آگاهی درباره پیامدهایشان وابسته نیست؛ به تغییر شرایطی بستگی دارد که آن کنش را منطقی می‌کند و مهم‌تر از آن، به ایجاد جایگزین‌هایی که برای کنشگر، به‌اندازه کافی منطقی، عملی و قابل اتکا باشند. 🔷 @WaterForUs
166
16
یکی از دوستان یه سوال پرسیدن. برای توضیحش از نظریه منطق کنش اجتماعی ریمون بودون استفاده می کنم. چرا با وجود مخاطرات فرونشست، هنوز از آب زیرزمینی برداشت می‌شه؟ این یک سؤال ساده اما مهمه. اگر کشاورزی بداند آبخوان در حال افت است و حتی فرونشست زمین را هم ببیند، چرا ممکن است همچنان از چاه برداشت کند. آیا یعنی نمی‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ لزوماً نه. دلیلش؟ زیرا آدم‌ها معمولاً بر اساس شرایطی که در آن قرار دارند، برای خودشان دلایلی برای کنش دارند. کشاورز ممکن است بگوید:اگر امروز برداشت نکنم، محصولم از بین می‌رود. اگر من برداشت نکنم ولی دیگران برداشت کنند، فقط خودم ضرر می‌کنم. اگر امسال کشت نکنم، درآمدم را از دست می‌دهم. اگر سیاست‌های کشاورزی همچنان تولید بیشتر را تشویق می‌کنند، چرا هزینه حفظ آبخوان را من به تنهایی بپردازم؟ با این توجیهات حتی ممکنه ادامه برداشت برای یک فرد، در موقعیت خودش، منطقی به نظر برسد. حالا اگر هزاران نفر، هرکدام برای حفظ معیشت خودشون تصمیمی مشابه بگیرند، حاصل جمع این تصمیم‌ها می‌تواند افت بیشتر آبخوان و در نهایت فرونشست زمین باشد. در حالیکه ممکن است هیچ‌کدام از آنها با خود نگفته باشند: «بیاییم با کشت و برداشت آب، آبخوان را نابود کنیم.» کنش فردی قابل فهم وقتی توسط افرد زیادی تکرار میشه پیامدهای جمعی ناخواسته ایجاد می کنه. حتی وقتی فرونشست اتفاق افتاده و مردم از آن خبر دارند هم «دانستن» الزاماً به معنای «تغییر رفتار» نیست چرا؟ چون بین دانستن و کنش، منطق موقعیت قرار دارد. ممکن است فرد بداند که برداشت آب به وضعیت آبخوان آسیب می‌زند، اما همچنان احساس کند توقف برداشت برای خودش هزینه‌ای فوری و قطعی دارد، در حالی که سودِ حفظ آبخوان، جمعی و بلندمدت است. در این شرایط، یک تناقض شکل می‌گیرد:چیزی که برای فرد در کوتاه‌مدت منطقی است، ممکن است در مقیاس جمعی به نتیجه‌ای برسد که برای همه زیان‌بار است. و اینجاست که مسئله آب فقط مسئله «آگاهی» نیست. گاهی جامعه می‌داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما ساختار موقعیت‌ها، سیاست‌ها و منطق‌های حاکم، امکان ادامه همان رفتار را بازتولید می‌کنند. بنابراین شاید برای فهم بحران آب نباید فقط بپرسیم: «چرا مردم با وجود آگاهی، رفتارشان را تغییر نمی‌دهند؟» بلکه باید بپرسیم: «چه شرایطی باعث می‌شود ادامه این رفتار، همچنان برای کنشگر منطقی به نظر برسد؟» این سؤال ما را از سرزنش افراد، به سمت فهم سازوکارهای اجتماعیِ تولید بحران آب می‌برد. و شاید همین‌جا باشد که جامعه‌شناسی بتواند چیز متفاوتی درباره فرونشست و بحران آب بگوید: بحران ممکن است از جمع شدنِ کنش‌هایی به وجود بیاید که هرکدام، در زمان و موقعیت خود، برای کنشگرشان منطقی بوده‌اند.
1
17
امروز در جلسات گفتگوی Riverhood and River Commons درباره یک مقاله خیلی جالب بحث شده که نکات مهمش براتون میزارم. تم اصلی مقاله اینه که «جامعه آب را تغییر می‌دهد؛ اما آبِ تغییرکرده هم جامعه را تغییر می‌دهد» مقاله در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده و Open Access است و علاقمندان می تونن بهش مراجعه کنند. اما نکات مهمش آب زیرزمینی، جغرافیای نابرابری را تغییر می‌دهد. وقتی از نابرابری در دسترسی به آب حرف می‌زنیم، معمولاً به قدرت، ثروت، مالکیت زمین و جایگاه اجتماعی فکر می‌کنیم. طبیعی هم هست؛ چون کسانی که منابع و قدرت بیشتری دارند، معمولاً امکان بیشتری برای دسترسی و بهره‌برداری از آب دارند. اما آیا همیشه می‌توان داستان را همین‌قدر ساده دید؟ یک پژوهش تازه از هند، سؤال جالب‌تری مطرح می‌کند: آیا خودِ تغییرات آب زیرزمینی می‌تواند روابط اجتماعی و جغرافیای نابرابری را تغییر دهد؟ تانوی آگراوال (Tanvi Agrawal) این مسئله را در دلتای رودخانه کاوری در هند بررسی کرده است؛ منطقه‌ای که کشاورزی برنج در آن وابستگی زیادی به آب زیرزمینی و چاه‌های لوله‌ای دارد. پژوهشگر همراه با کشاورزان، آبخوان را نقشه‌برداری و پایش کرده و سپس وضعیت آب را در کنار اطلاعاتی درباره مالکیت زمین، دسترسی به آب، نوع کشت، معیشت و جایگاه اجتماعی گروه‌های مختلف بررسی کرده و نتیجه جالب است. آب زیرزمینی در بخشی از منطقه به‌تدریج شور شده، اما این شوری در همه نقاط یکسان نیست. بعضی مناطق هنوز آب شیرین دارند و در بعضی مناطق، کشاورزان با آب شور و کاهش امکان تولید مواجه شده‌اند. بنابراین، فقط این مسئله مطرح نیست که چه کسی از ابتدا قدرتمندتر بوده است؛ بلکه یک عامل جدید وارد ماجرا می‌شود: آب در کجا و چگونه تغییر کرده است؟ این سوال از اونجا مهمه که نتایج نشون دادن که تغییر مکانی آب حتی می‌تواند بعضی روابط اجتماعی قبلی را پیچیده کند. برای مثال، برخی کشاورزان متعلق به گروه‌های اجتماعی میانه که پیش‌تر از موقعیت نسبتاً بهتری برخوردار بودند، اکنون در مناطقی قرار گرفته‌اند که آب زیرزمینی شور شده و کشاورزی برایشان زیان‌آورتر شده است. در مقابل، بعضی کشاورزان متعلق به گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده در مناطقی با آب شیرین زندگی می‌کنند و وضعیت بهتری برای ادامه کشاورزی دارند. پژوهشگر از مفهوم «فضامندیِ سلب دسترسی» (spatialities of dispossession) استفاده کرده تا اهمیت این تغییر نشون بده. یعنی سلب دسترسی به منابع فقط به روابط قدرت اجتماعی مربوط نیست؛ بلکه ویژگی‌های مادی و مکانی خودِ منبع هم در این فرایند نقش دارند. این نگاه یک تغییر مهم در شیوه فهم آب ایجاد می‌کند. چون که ما معمولاً می‌گوییم: جامعه آب را تغییر می‌دهد. کشاورزی، سیاست، اقتصاد، فناوری و قدرت، میزان برداشت و وضعیت آب را تغییر می‌دهند. اما این مقاله یادآوری می‌کند که رابطه یک‌طرفه نیست: آبِ تغییرکرده هم می‌تواند جامعه را تغییر دهد. وقتی آب شور می‌شود، وقتی سطح آب پایین می‌رود یا وقتی دسترسی به آب در یک نقطه از نقطه دیگر متفاوت می‌شود، فقط یک متغیر هیدرولوژیک تغییر نکرده است؛ ممکن است فرصت‌های اقتصادی، الگوی کشت، معیشت و حتی روابط میان گروه‌های اجتماعی هم تغییر کند. این همان جایی است که مفهوم جامعه-آب‌شناسی (socio-hydrogeology) اهمیت پیدا می‌کند: برای فهم آب زیرزمینی، نه فقط باید ویژگی‌های آبخوان را شناخت و نه فقط روابط اجتماعی را؛ باید دید این دو چگونه در طول زمان یکدیگر را شکل می‌دهند. برای فهم نابرابری آبی، آیا کافی است بپرسیم چه کسی قدرت بیشتری دارد؟ یا باید سؤال دیگری را هم اضافه کنیم: آب در کجا تغییر کرده و این تغییر چگونه جغرافیای دسترسی و روابط اجتماعی را دوباره شکل داده است؟ نکته جالب اینه که درسته که آب زیرزمینی دیده نمی‌شود؛ اما تغییرات آن می‌تواند روی سطح زمین، روابط اجتماعی تازه‌ای بسازد. 📚 منبع: Agrawal, T. (2026). Grounding groundwater: Spatialities of dispossession in the Kaveri Delta, India. Hydrogeology Journal, 34, 1779–1798. 🔷 @WaterForUs
208
18
📚 زن و آب در ادبیات جهان از رحم به‌عنوان گهواره‌ای آبی تا اقیانوسی که رام نمی‌شود، پیوند میان «آب» و «زنانگی» قرن‌هاست در فر
📚 زن و آب در ادبیات جهان از رحم به‌عنوان گهواره‌ای آبی تا اقیانوسی که رام نمی‌شود، پیوند میان «آب» و «زنانگی» قرن‌هاست در فرهنگ‌های مختلف تکرار می‌شود. اما این نماد از کجا می‌آید و زنان نویسنده چطور با آن کنار می‌آیند — گاهی می‌پذیرندش، گاهی به چالشش می‌کشند؟ کتاب Women and Water in Global Fiction به ویراستاری اما استنیلند (انتشارات راتلج، ۲۰۲۳) دقیقاً همین سؤال را دنبال می‌کند. این مجموعه‌مقاله، آثار نویسندگانی از سراسر جهان را گرد هم آورده: از تحلیل رمان «جاده‌های نمک» نالو هاپکینسون که داستانی گمانه‌زن و مادرمحور را روایت می‌کند، تا بررسی افسانه‌های پری‌دریایی در آثار ماری نیمیه، و تجربه‌ی زنان دیاسپورای سومالی با دریا در نوشته‌های کریستینا علی فرح. نویسندگان این مجموعه نشان می‌دهند که تصویر «زن-آب» صرفاً یک استعاره‌ی رمانتیک نیست؛ بلکه پای مسائل واقعی‌تری هم در میان است: جایگاه اجتماعی زنان، محیط‌زیست، و حتی سیاست‌های مربوط به دسترسی به آب. اگر به تقاطع بوم‌فمینیسم و ادبیات تطبیقی علاقه دارید. کتاب خوبی است. 🔷 @WaterForUs
244
19
اگه معلم و مربی هستید می تونید با سرزدن به سایت ما برای مشارکت در ترویج سواد آب همراهی کنید. https://irwatereducation.com/6916 🔷 @WaterForUs
554
20
گردشگری؛ فرصتی که می‌توانست بخشی از فشار بر آب را کم کند ✍️ مهتا بذرافکن به مناسبت هفته گردشگری، شاید بد نباشد گردشگری را نه فقط به‌عنوان یک صنعت، بلکه از زاویه‌ای دیگر ببینیم: به‌عنوان یکی از گزینه‌های تنوع‌بخشی به معیشت در سرزمین‌های کم‌آب. در بسیاری از مناطق ایران، بخش مهمی از معیشت به فعالیت‌هایی وابسته است که مستقیماً یا غیرمستقیم به آب وابسته‌اند؛ از کشاورزی و دامداری گرفته تا صنایع و فعالیت‌های وابسته به آنها. وقتی منابع آب کاهش پیدا می‌کنند، معمولاً از مردم خواسته می‌شود مصرف آب را کاهش دهند، الگوی کشت را تغییر دهند یا از مشاغل سنتی فاصله بگیرند. اما پرسش اساسی این است: اگر قرار است وابستگی معیشت به آب کاهش پیدا کند، چه گزینه اقتصادی واقعی و قابل اتکایی در اختیار مردم قرار گرفته است؟ برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که گردشگری می‌تواند بخشی از پاسخ به این سؤال باشد. البته این به معنای آن نیست که «گردشگری = کاهش مصرف آب». اتفاقاً پژوهش‌های حوزه پیوند گردشگری و آب (tourism–water nexus) هشدار می‌دهند که گردشگری خودش می‌تواند مصرف‌کننده آب باشد؛ به‌خصوص در مقاصدی که گردشگران به‌صورت فصلی و متراکم وارد می‌شوند و منابع آب محلی نیز محدود است. بنابراین، گردشگری اگر بدون برنامه‌ریزی سرزمینی و مدیریت آب توسعه پیدا کند، می‌تواند به جای کاهش فشار، فشار جدیدی بر منابع آب ایجاد کند. اما با فرض برنامه‌ریزی پایدار و مبتنی بر ظرفیت زیست‌بوم، گردشگری می‌تواند ظرفیت پاسخ به بخشی از بحران را داشته باشد. پژوهش‌های مربوط به تنوع‌بخشی معیشت (livelihood diversification) نیز نشان داده‌اند که گردشگری روستایی و طبیعت‌گردی، در شرایط مناسب، می‌توانند در کنار سایر فعالیت‌ها به تنوع‌بخشی درآمد خانوارهای محلی کمک کنند. البته هر بسته سیاستی در این زمینه باید در پاسخ به پرسش‌هایی مانند این تدوین شود: چه نوع گردشگری، در چه مکانی، با چه مقیاسی و با چه الگوی حکمرانی می‌تواند به تنوع‌بخشی معیشتی کمک کند؟ تدوین چنین سیاست‌هایی برای ایران ــ سرزمینی که بسیاری از جوامع محلی با کاهش آب و فرسایش معیشت‌های سنتی روبه‌رو هستند ــ اهمیت زیادی دارد. بر این اساس، گردشگری می‌توانست در برخی مناطق به معنای ایجاد مجموعه‌ای از مشاغل مکمل باشد: راهنمایی گردشگران، اقامتگاه‌های محلی، صنایع‌دستی، غذاهای محلی، حمل‌ونقل، خدمات فرهنگی، گردشگری طبیعت و میراث و فعالیت‌های مرتبط با حفاظت از زیست‌بوم. در چنین مدلی، قرار نیست کشاورزی الزاماً حذف شود. برای مثال، می‌توان با کوچک‌تر کردن مقیاس فعالیت کشاورزی و تلفیق آن با گردشگری مزرعه (farm tourism)، یک منبع درآمد مکمل ایجاد کرد؛ به‌گونه‌ای که وابستگی کامل خانوار به یک معیشت آب‌بر کاهش یابد. اما تحقق این ظرفیت در ایران تاکنون آن‌چنان که انتظار می‌رفت موفق نبوده است. یکی از مهم‌ترین دلایل آن را می‌توان در ضعف نهادی و امنیتی‌شدن گردشگری جست‌وجو کرد؛ یعنی به جای آنکه امنیت و ثبات لازم برای فعالیت گردشگری فراهم شود، خودِ گردشگری نیز در معرض فرایندهای امنیتی قرار می‌گیرد. گردشگری برای رشد به اعتماد، آزادی نسبی حرکت، سرمایه‌گذاری، مشارکت جامعه محلی، ارتباط با بازار، امکان نوآوری، ثبات نهادی و حمایت سیستمی نیاز دارد. اما متأسفانه در کشور ما، حوزه گردشگری در بسیاری از موارد در وضعیتی تدافعی قرار گرفته و به‌عنوان یک حوزه اقتصادی، دائماً مجبور است مشروعیت فعالیت خود را در برابر ساختار حکمرانی اثبات کند. به زبان دیگر، این حوزه اقتصادیِ پرظرفیت با نوعی «سیاست‌گذاری تدافعی» مواجه است و همین مسئله ظرفیت گردشگری برای تبدیل‌شدن به یک گزینه معیشتی جایگزین را محدود کرده است. پژوهش‌های جدید درباره امنیتی‌شدن گردشگری (securitization of tourism) نیز نشان می‌دهند که این فرایند می‌تواند به کنترل جابه‌جایی، محدودشدن دسترسی و حتی شکننده‌شدن گردشگری به‌عنوان منبع معیشت محلی منجر شود. اگر بتوانیم به این پرسش که: «چگونه می‌توان گردشگری را به‌گونه‌ای توسعه داد که برای مردم محلی، گزینه‌ای واقعی برای تنوع‌بخشی معیشت و کاهش وابستگی به فعالیت‌های آب‌بر باشد؟» پاسخ دقیق و متناسب با هر منطقه بدهیم، چه‌بسا گردشگری اصولی، کم‌مصرف و پایدار، در بعضی از مناطق کشور بتواند به یکی از مسیرهای تنوع‌بخشی معیشت و سازگاری اجتماعی با بحران آب تبدیل شود. شاید مسئله فقط این نباشد که گردشگری چقدر می‌تواند برای اقتصاد درآمد ایجاد کند؛ مسئله این است که آیا می‌توان ظرفیت‌های نهادی آب، فرهنگ و اقتصاد و سیاست طوری کنار هم قرار داد که از ظرفیت و قابیلت گردشگری برای ساختن اقتصاد جایگزین و معیشت‌هایی کمتر وابسته به آب استفاده کرد؟ 🔷 @WaterForUs
389