آب و جامعه💧
Kanalga Telegram’da o‘tish
کانال آب وجامعه؛ برای پرداختن به رابطه بین آب و جامعه و مسائل روز به عنوان یک رابطه درهم تنیده تاریخی ودیرپا می باشد. این کانال با رویکرد انتقادی و مستقل وبلاگ شخصی مهتابذرافکن دکتری جامعه شناسی است. وب سایت Irwatereducation.com
Ko'proq ko'rsatish1 746
Obunachilar
-424 soatlar
+47 kun
+5330 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+45
65 kanalda
Avgust '26
+72
55 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+57
4 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+62
8 kanalda
Get PRO
May '26
+14
2 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+24
22 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+12
2 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+79
39 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+93
22 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+85
17 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+98
21 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+157
25 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+136
22 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+73
21 kanalda
Get PRO
May '25
+117
10 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+106
13 kanalda
Get PRO
Mart '25
+98
10 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+139
15 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+109
21 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+117
18 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+112
23 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+150
27 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+53
6 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+70
14 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+31
10 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+939
10 kanalda
Get PRO
May '240
20 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+9
16 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 18 Sentabr | +2 | |||
| 17 Sentabr | 0 | |||
| 16 Sentabr | 0 | |||
| 15 Sentabr | +7 | |||
| 14 Sentabr | +4 | |||
| 13 Sentabr | +2 | |||
| 12 Sentabr | 0 | |||
| 11 Sentabr | +2 | |||
| 10 Sentabr | +1 | |||
| 09 Sentabr | 0 | |||
| 08 Sentabr | +3 | |||
| 07 Sentabr | +2 | |||
| 06 Sentabr | +2 | |||
| 05 Sentabr | +1 | |||
| 04 Sentabr | +4 | |||
| 03 Sentabr | +4 | |||
| 02 Sentabr | +4 | |||
| 01 Sentabr | +7 |
Kanal postlari
شاید بتوان بخشی از تاریخ رابطهی ما با آب را نه فقط در قناتها و رودخانهها و چشمه ، بلکه در واژههایی خواند که قرنهاست در شعر و ادب فارسی جریان دارند..
چگونه یک عنصر طبیعی در شعر فارسی به حامل چنین گسترهای از ارزشهای انسانی تبدیل شده است که سعدی می فرماید :
«تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فراتی؟»
سعدی تشنگیِ مسافر در بیابان را در برابر کسی میگذارد که کنار فرات زندگی میکند. اینجا آب تبدیل میشود به مسئلهی ارزش و شناخت ارزش؛ یعنی ارزش آب از موقعیت اجتماعی و زیستهی انسان هم تأثیر دارد..
🔷@WaterForUs
| 2 | امروز روز ملی پاسداشت زبان فارسی است. آب در ادبیات فارسی فقط یک عنصر طبیعت نیست؛ ارزشهایی را در زبان و ادبیات فارسی نمایندگی کرده است که با جامعه در هم تنیدگی دارد.
💧 آب بهمثابه زندگی — آب و حیات، آبادانی و باروری
💧 آب بهمثابه پاکی : پاکی جسم، دل و کردار؛ «آب زدن» و «آبرو» هم میتوانند سرنخهای زبانی جالبی باشند.
💧 آب بهمثابه آبرو و کرامت : خودِ «آبرو» از جذابترین مسیرهاست؛ آب در زبان فارسی با شأن و حیثیت اجتماعی پیوند خورده.
💧 آب بهمثابه عدالت و بخشندگی : سیراب کردن، آب دادن، تشنگان را دریابیدن.
💧 آب بهمثابه مرز و جدایی : رود، دریا و جوی در شعر فارسی گاهی مرز میان انسانها و گاهی وسیلهی پیوند آنها هستند.
💧 آب بهمثابه دگرگونی: رود جاری، باران، چشمه و دریا دائماً در حال شدناند؛ این با نگاه عرفانی فارسی هم پیوندهای زیبایی پیدا میکند.
💧 آب بهمثابه سرمایهی اجتماعی : در ادبیات و فرهنگ عامه، داشتن یا بخشیدن آب فقط یک امر مادی نیست؛ با مهماننوازی، جوانمردی و آبادانی پیوند دارد.
ردیابی واژهها و ترکیبهای آبی در زبان فارسی؛ مثل آبرو، آبادی، آبادان، آبشار، آبشخور، آبستن، آب و گل، آب حیات، آب دیده، آب دل، آب در هاون کوبیدن... و ببینیم هرکدام چه تصویری از رابطهی جامعه با آب ساختهاند.
🔷 @WaterForUs | 406 |
| 3 | آسیاب آبی خوانسار مورد توجه گردشگران قرار گرفت.
🔷@WaterForUs | 119 |
| 4 | درخواست جلوگیری از معامله تخت جمشید
برای جلوگیری از آسیب به تخت جمشید و حذف این مجموعه
برای مطالعه متن کامل این کارزار و پیوستن به به آن عبارت لینک
لضا» را کامنت کنید تا لینک براتون ارسال بشه و یا لینک زیر را در
مرورگر خود وارد کنید
https://www.karzar.net/349966
برای نجات تخت جمشید قدمی برداریم و به اشتراک بگذاریم
🔷 @WaterForUs | 160 |
| 5 | چه نوع دانشی درباره آب، بهدلیل زنانه بودنِ تولیدکنندگانش، تاریخی ثبت نشده است؟
وقتی از تاریخ دانش آب حرف میزنیم، معمولاً به سراغ نام مهندسان، هیدرولوژیستها، نقشهها، سدها، قناتها و نهادهای رسمی میرویم.
اما یک سؤال کمتر پرسیده شده است که زنانی که قرنها با منابع آب و تامین آب خانواده سروکار داشته اند کردهاند، چه میدانستند؟
چند مطالعه نشان داده که دانش زنان درباره آب الزاماً در قالب فرمول و نقشه نبوده، بلکه در تجربه روزمره شکل میگرفت.
شواهد تاریخی نشان میدهد که شناخت منابع مختلف، تشخیص کیفیت آب، توجه به تغییرات فصلی، دانستن اینکه کدام آب برای چه مصرفی مناسبتر است و انتقال این تجربه از نسلی به نسل دیگر امری زنانه بوده است و این دانش را نمیتوان صرفاً «تجربه خانگی» دانست.
برای مثال، یک مطالعه کیفی در روستاهای غنا نشان داد زنان درباره منابع آب، کیفیت آنها، فاصله منابع، تغییرات فصلی و کاربردهای مختلف آب اطلاعاتی بسیار جزئی و متفاوت از روایتهای مردان داشتند.
مطالعهای دیگر درباره آبیاری با آب زیرزمینی در غنا نیز نشان داد دانش محلی زنان درباره آب زیرزمینی اغلب یا نادیده گرفته شده یا در مفهوم کلی «دانش محلی» ادغام شده است؛ در حالی که این دانش میتواند شامل تجربه دسترسی به چاه، زمین، منابع و شیوه استفاده از آب باشد.
پس شاید مسئله فقط این نباشد که زنان در مدیریت آب مشارکت داده نشدهاند بلکه مسئله عمیقتر است:
چه نوع دانشی درباره آب، چون توسط زنان تولید و منتقل شده، اصلاً به رسمیت شناخته نشده است؟
این پرسش ما را به تفاوت میان آب مصرفی و دانش آب میرساند. زنان فقط مصرفکننده یا حامل آب نبودهاند؛ در بسیاری از جوامع، آنان مشاهدهگر، انتخابکننده، حافظ و انتقالدهنده بخشی از دانش آب بودهاند.
یک مرور تاریخی در Journal of Hydrology نیز تأکید میکند که مشارکت زنان در دانش آب فقط به زنان دانشمند مدرن محدود نمیشود و باید دانش سنتی و بومی زنان را نیز در تاریخ گستردهتر شناخت آب در نظر گرفت. بنابراین شاید لازم باشد تاریخ آب را کمی متفاوت بخوانیم. و از سوال تکراری
چه کسانی آب را مدیریت کردهاند؟ عبور کرده و بپرسیم:
چه کسانی آب را شناخته و قرنها بکار برده اند؟ و چه بخشی از این شناخت هرگز وارد تاریخ رسمی دانش آب نشده است؟
شاید بخشی از دانش آبی جوامع، نه در کتابهای هیدرولوژی، بلکه در حافظه، تجربه و روایت زنان باقی مانده باشد. و در چند پست و با خوانش چند مقاله پژوهشی در تاریخ آب سفر کنیم
🔷B@WaterForUs | 144 |
| 6 | دانشی که آب با خود به خانه برد
وقتی از تاریخ دانش آب حرف میزنیم، معمولاً به سراغ نام مهندسان، هیدرولوژیستها، نقشهها، سدها، قناتها و نهادهای رسمی میرویم.
اما یک سؤال کمتر پرسیده شده است:
زنانی که قرنها با آب زندگی کردهاند، چه میدانستند؟
دانش آنان درباره آب الزاماً در قالب فرمول و نقشه نبود. در تجربه روزمره شکل میگرفت: شناخت منابع مختلف، تشخیص کیفیت آب، توجه به تغییرات فصلی، دانستن اینکه کدام آب برای چه مصرفی مناسبتر است، و انتقال این تجربه از نسلی به نسل دیگر.
این دانش را نمیتوان صرفاً «تجربه خانگی» دانست.
برای مثال، یک مطالعه کیفی در روستاهای غنا نشان داد زنان درباره منابع آب، کیفیت آنها، فاصله منابع، تغییرات فصلی و کاربردهای مختلف آب اطلاعاتی بسیار جزئی و متفاوت از روایتهای مردان داشتند.
مطالعهای دیگر درباره آبیاری با آب زیرزمینی در غنا نیز نشان داد دانش محلی زنان درباره آب زیرزمینی اغلب یا نادیده گرفته شده یا در مفهوم کلی «دانش محلی» ادغام شده است؛ در حالی که این دانش میتواند شامل تجربه دسترسی به چاه، زمین، منابع و شیوه استفاده از آب باشد.
پس شاید مسئله فقط این نباشد که زنان در مدیریت آب مشارکت داده نشدهاند.
مسئله عمیقتر است:
چه نوع دانشی درباره آب، چون توسط زنان تولید و منتقل شده، اصلاً به رسمیت شناخته نشده است؟
این پرسش ما را به تفاوت میان Water Use و Water Knowledge میرساند.
زنان فقط مصرفکننده یا حامل آب نبودهاند؛ در بسیاری از جوامع، آنان مشاهدهگر، انتخابکننده، حافظ و انتقالدهنده بخشی از دانش آب بودهاند.
یک مرور تاریخی در Journal of Hydrology نیز تأکید میکند که مشارکت زنان در دانش آب فقط به زنان دانشمند مدرن محدود نمیشود و باید دانش سنتی و بومی زنان را نیز در تاریخ گستردهتر شناخت آب در نظر گرفت.
بنابراین شاید لازم باشد تاریخ آب را کمی متفاوت بخوانیم.
نه فقط بپرسیم:
چه کسانی آب را مدیریت کردهاند؟
بلکه بپرسیم:
چه کسانی آب را شناختهاند؟
و مهمتر:
چه بخشی از این شناخت هرگز وارد تاریخ رسمی دانش آب نشده است؟
شاید بخشی از دانش آبی جوامع، نه در کتابهای هیدرولوژی، بلکه در حافظه، تجربه و روایت زنان باقی مانده باشد. | 1 |
| 7 | ♦️برداشت خرما (مخ بُرون) در بوشهر 🌴
🔹با رسیدن فصل برداشت خرما (مُخ بُرون)، نخلستانهای بوشهر حالوهوای دیگری پیدا میکنند.
🔹مُخبُرون روزهای برداشت دسترنج یکسال تلاش نخلداران است؛ روزهایی همراه با گرمای جنوب، قامت بلند نخلها و جنبوجوش مردم در نخلستان.
🔹در این فصل، پنگ های (خوشه) رسیده خرما از نخلها چیده و برای مصرف و عرضه آماده میشوند. این فصل از نیمه شهریور آغاز و تا پایان شهریور ادامه دارد.
جشنواره مخ برون در میراث فرهنگی ثبت شده است.
🔷 @WaterForUs | 182 |
| 8 | چالش نابرابری در ظرفیت اثرگذاری ذینفع تازهازراهرسیده با ذینفعان سنتی
مرکز داده بهعنوان یک مسئلهٔ سرزمینی، نه فقط یک مصرفکنندهٔ آب، بلکه یک بازیگر جدید در حوضهٔ آبخیز است.
ادبیات آب معمولاً بازیگران را بر اساس نوع استفاده از آب دستهبندی میکند: کشاورزی، صنعت، شهر، خانوار، محیطزیست و غیره. اما چنین دستهبندیای ممکن است تفاوت میان ظرفیت بازیگران برای اثرگذاری بر تخصیص آب را پنهان کند.
دو بازیگر ممکن است هر دو «مصرفکنندهٔ آب» باشند، اما میزان دسترسیشان به منابع و سرمایه، اطلاعات و ارتباطات همسطح نیست. رقابت بر سر آب، عدالت در تخصیص و توزیع آن، و منازعات آبی، چالشی است که همهٔ حوضههای آبخیز با آن درگیرند. اما وقتی یک بازیگر قدرتمند به نام شرکت فناوری وارد حوضهٔ آبخیز میشود، چه تغییری رخ میدهد؟
یک شرکت بزرگ فناوری ممکن است با سرمایهٔ اقتصادی، تخصص فنی، ظرفیت حقوقی، شبکههای نهادی و توان سرمایهگذاری قابلتوجه، وارد رقابت با یک کشاورز، یک جامعهٔ محلی یا صنایع کوچک شود. البته بازیگران سنتی از سطحی از سرمایههای اجتماعی، دانشی و سرزمینی برخوردارند، اما دسترسی بسیار محدودتری به ابزارهای حقوقی، نهادی، مالی و چانهزنی سیاسی دارند.
هرچند این تفاوت بهخودیخود لزوماً به معنای قدرت بیشتر یک بازیگر نیست، اهمیتش در این است که منابع مختلف در یک میدان حکمرانی ارزشگذاری میشوند و قابلیت تبدیل به نفوذ دارند. اساساً پرسش اصلی این نیست که «چه کسی قدرتمندتر است؟»، بلکه این است که «چه کسی با چه منابعی وارد میدان میشود و این منابع چگونه میتوانند به ظرفیت اثرگذاری بر تصمیمهای آبی تبدیل شوند؟»
این جابهجایی برای مطالعهٔ مراکز داده اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ورود یک زیرساخت محاسباتی و فناورانهٔ نوین، نوع متفاوتی از سرمایه را وارد قلمروی میکند که پیشتر تحت تأثیر مجموعهٔ دیگری از بازیگران بوده که یکدیگر را میشناختهاند.
این استدلال ما را به سطح دیگری از عدالت میرساند: اگر بازیگران ظرفیتهای نابرابری برای اثرگذاری بر تخصیص آب داشته باشند، عدالت فقط به نتیجهٔ نهایی تخصیص مربوط نمیشود، بلکه به فرایندی که این تخصیص را تولید میکند نیز مربوط است. و وقتی یکی از بازیگران به انواع سرمایهٔ کلان دسترسی دارد، میتواند در ظرفیت اثرگذاری نیز برتری یابد و این نابرابری به نابرابری در عدالت نمایندگی تبدیل شود.
در نتیجه، دیتاسنترها اثرات محلی، منازعات و چالشهایی به قلمروهای هیدروسوشیال میآورند که شایستهٔ توجهاند./ پایان
پ.ن: این مباحث بخشی از یک مقالهٔ مروری است که بهزودی منتشر خواهم کرد 🌿
🔷 @WaterForUs | 159 |
| 9 | عدالت، آب و استقرار دیتا سنترها در حوضه آبخیز
بازیگران یک قلمرو هیدروسوشیال، حتی اگر همگی «ذینفع آب» محسوب شوند، الزاماً با ظرفیتهای یکسان وارد میدان نمیشوند.
در ادبیات قلمروهای هیدروسوشیال، منازعات آبی اغلب میان بازیگرانی رخ میدهد که منافع فضایی و سیاسی متفاوت و ظرفیتهای متفاوتی برای ساختن، دفاع از یا تحمیل پروژههای سرزمینی دارند. ازاینرو، مسئله فقط وجود بازیگران متعدد نیست؛ بلکه موقعیت متفاوت آنها در میدان کنترل آب نیز اهمیت دارد.
در اینجا نظریه سرمایه بوردیو میتواند مکمل مناسبی برای رویکرد قلمروهای هیدروسوشیال باشد. سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را میتوان منابعی دانست که اثربخشی آنها به میدان اجتماعی و امکان تبدیل آنها به اشکال دیگر منابع و اعتبار وابسته است. بنابراین بهتر است بهجای گفتن اینکه یک بازیگر «قدرت بیشتری دارد»، بپرسیم:
هر بازیگر با چه منابعی وارد قلمرو میشود و این منابع در میدان حکمرانی آب تا چه اندازه و از چه راههایی قابل تبدیل به ظرفیت اثرگذاری هستند؟
این مسئله در مورد بازیگران ناهمگونی مانند کشاورزان، جوامع محلی، صنایع و شرکتهای فناوری اهمیت ویژهای دارد. همه این بازیگران ممکن است به آب نیاز داشته باشند، اما از نظر منابع اقتصادی، حقوقی، فنی، نهادی، شبکههای ارتباطی، زیرساختی و اشکال مختلف اعتبار و مشروعیت در موقعیت یکسانی قرار ندارند.
بنابراین، مقایسه ما نباید به دوگانه ساده «شرکت قدرتمند ــ کشاورز بیقدرت» تقلیل یابد. کشاورزان و جوامع محلی نیز دارای سرمایههای اجتماعی، دانشی، تاریخی و سرزمینیاند. مسئله این است که انواع سرمایه و قابلیت تبدیل آنها در میدان حکمرانی آب یکسان نیست.
در مورد زیرساختهای محاسباتی، این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک بازیگر با سرمایه اقتصادی، ظرفیت حقوقی و فنی، شبکههای نهادی و توان سرمایهگذاری گسترده چگونه وارد قلمرویی میشود که پیشتر در آن ذینفعان دیگری حضور داشتهاند.
این منابع بهخودیخود به معنای قدرت سیاسی نیستند. اما میتوانند، بسته به ساختار نهادی و سیاسی هر قلمرو، به ظرفیتهای متفاوتی برای اثرگذاری تبدیل شوند.
از اینجا مفهوم نابرابری در ظرفیت اثرگذاری اهمیت پیدا میکند:
بازیگران ممکن است در یک قلمرو هیدروسوشیال مشترک حضور داشته باشند، اما ظرفیت یکسانی برای اثرگذاری بر شرایط مادی و نهادی آن قلمرو نداشته باشند. | 1 |
| 10 | نقشه های مختلف هوا شناسی نوید پاییزی با سخاوت برای ایران داره اما
اگرچه بارون میتونه سرزندگی برای َطبیعت بیاره، اما به معنی این نیست که می تونه پایداری آب بیاره .
بارشها معمولاً فرونشست، بیلان منفی آبخوانها و کمبود آب ساختاری رو جبران نمیکنن.
حتی بعضی وقتها بارش زیاد و ناگهانی خودش فرسایش، سیلاب و هدررفت آب میسازه چون خاک تشنه و شخمخورده توان جذب نداره.
سرزندگی واقعی زمانی میاد که مدیریت، حکمرانی آب، حفاظت از خاک و کاهش برداشت بیرویه درست بشه.
پس:
بارون، خبر خوبیه ؛ اما درمان کم آبی نیست.
سرزندگی و پایداری وقتی اتفاق میافته که ساختارهای ناکارآمد و نابکار هم تغییر کنن
🔷@WaterForUs | 282 |
| 11 | اگر از من بپرسند بزرگترین
غمی که در دلت داری چیست؟
بدون لحظهای تردید خواهم گفت:
زنان سرپرست خانوار.
قصه رنج زنانی که به هر علتی بار زندگی خود و فرزندان را بر دوش میکشند. چه آنها که رها شدهاند، چه آنها که به اختیار متارکه کردهاند، چه آنها که چشمانتظار مردی در زنداناند و چه آنها که عزادار
مردی که دیگر در این دنیا نیست.
نمیخواهم بگویم زنان دست و پا شکسته
و محتاج یک سرپرست ذکورند که بتوانند زنده بمانند، اتفاقاً زنان سرپرست خانواری دیدهام شیرزن، کاربلد، مقتصد که خیلی هم خوب و باکیفیت زندگی میکنند.
حرف از ان زنانی میزنم که نه سواد کافی دارند و نه مهارت و نه قدرت بدنی. آنها که در پستوهای فقر فرهنگی و اقتصادی کاری بلد نیستند جز زاییدن و مادری کردن که کم نیست. مادر بودن کار تمام وقت بیاجر و مزد و منّت است.
اما برای مادر خوبی بودن بای دستهای
شان بوی نان گرم بدهد. گاهی بوی پرتقال
و گاهی شکلات و شیرینی.
باید لباس پوشاند و خوراند و گرم و سرد
را پایید و پناه شد برای بچهها و این با دست خالی در این وانفسا شدنی نیست
که نیست که نیست.
✍ الهام فلاح
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane | 171 |
| 12 | 🟥 معاون استاندار فارس: حضور اتباع غیرمجاز، هزینه های بسیاری در پی دارد
🔹معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار فارس، با تاکید بر ضرورت ساماندهی اتباع و مهاجران خارجی گفت: حضور اتباع غیرمجاز، تبعات و هزینههای مختلفی برای استان به همراه دارد و مدیریت این موضوع نیازمند همکاری همه دستگاههای مسئول و همراهی مردم، صنوف و کارفرمایان است.
@Khabarjonoub_IR | 111 |
| 13 | کشور در وضعیت عجیبی است. در حالیکه کشور در انواع بحرانهای اقتصاد ، آب و دارو، انرژی و غذا دست و پا می زند؛ هیچ مقام مسئولی در مورد حضور جمعیت چند میلیونی اتباع افغانستان و شریک شدن شان در ته مانده اقتصاد ملت ایران توضیح نمی دهد.
بنا به اذعان رئیس مرکز امور اتباع وزارت در آذرماه 1404 حدود ۲.۷ میلیون افغانستانی در تهران اقامت دارند که به گفته او فقط ۴۵۰ هزار نفرشان اقامت قانونی داشتهاند؛ یعنی بر مبنای ادعای خود مقام دولتی، حدود ۲.۳ میلیون نفر در آن مقطع فاقد اقامت قانونی بودهاند.
فقط در تهران این جمعیت عظیم که به اندازه جمعیت چند استان ماست؛ ظرفیت مدارس، بهداشت. سلامت، انرژی، آب، غذا و مسکن را مصرف می کنند. به کدامین گناه یک کشور در حال جنگ و تحریم و محاصره و تورم و هزار مصیبت دیگر باید این بار گران هم به دوش بکشد؟
چرا هیچ کس پاسخگو نیست؟ | 313 |
| 14 | وقت آن است که مزرعه داری به عنوان یک کسب و کار کوچک دیده و به عنوان شرکتهای تجاری مبتنی بر پایداری، بهره وری، نوآوری و خلق ثروت مبتنی بر متفاوت بودن دیده شوند و در جهت کاهش فشار بر منابع آب خاک برنامه ریزی کنند.
🔷 @WaterForUs | 1 |
| 15 | این نوشته رو دیدم که سال 2018 نوشتم.. وقتی که فکر می کردم شاید حال این سرزمین در ربع اول قرن بیست و یکم به سمت بهبود بره نه ویرانی و نومیدی و فروپاشی زندگی و روان مردمانش..💔
آینده روشن کسب و کارهای کوچک با مزارع کم وسعت بهره ور
مطالعات اقلیمی نشان می دهد که یکی از مهمترین مخاطرات پیش رو «کمیابی آب» است. آب کلید امنیت غذایی ماست و بدون آن نمی توان زیست. اما از دل محدودیتهای موجود فرصتهای شغلی میتوان خلق کرد که شایان توجه است. سبک زندگی غالب در کشورهای جهان سوم مبتنی بر عددهای بزرگ است. کشاورزان به وسعت سطح زیر کشت، تعدادسالنهای گلخانه و اموری از این قبیل نگاهی افتخارآمیز دارند.
اما واقعیت این است که جهان اول از این تعداد گذر کرده و کوچک با کیفیت را ترجیح میدهد. به این دلیل که کسبوکارهای کوچک انعطافپذیر و نوآورند. آنها به میلیونها بنیانگذار اجازه میدهند تا به استقلال مالی دست یابند و حتی کمکهای معناداری مانند کمک به آموزش به جوامع خود می کنند.
این نوع کسب و کارها با توجه به یک پژوهش دانشگاهی ویژگیهایی دارند که آینده آنها را روشن می نمایاند، این ویژگی ها عبارتند از :
1. کارآفرینان کسب و کارهای کوچک در تلاش مداوم برای استقلالند : عوامل بسیاری از جمله ویژگی که روانشناسان آن را «نیت کارآفرینی» می نامند به آنها کمک می کند. به عنوان مثال، برخی از افراد به طور طبیعی سخت کوش ترندو راحت تر از دیگران ریسک می کنند. آنها را به اصطلاح « ول نکن ها» می نامند. کسانی که تحت هیچ شرایطی تسلیم شکست نشده و شکست آنها را مصمم تر می کند. آنها بطور غریزی نیاز شدید به خودمختاری داشته و چشم اندازی دارند که باید آن را به روش خودشان دنبال کنند. آنها عمیقا به « رئیس خودم بودن » باور دارند. مزارع کوچک بهره ور نیز بخشی از این نوع کارآفرینی اند. کشاورزان این نوع مزارع ترجیح میدهند به جای افزایش سطح زیر کشت، آن را بهرهور و مدرن نمایند.
2. انعطاف پذیری شگفت انگیز : هرچندکسب و کارهای کوچک نسبت به کسب و کارهای بزرگتر فرصت انحصار کمتری دارند اما بر اساس گزارش اداره کسب و کار کوچک آمریکا، کسب و کار های کوچک بیش از 60 درصد از مشاغل جدید را ایجاد کرده و تقریباً نیمی از تولید اقتصادی ایالات متحده را تولید می کنند. اگرچه بسیاری از آنها در نهایت با شکست مواجه شده اند اما بر اساس پژوهشهای اقتصاد دانی به نام اسکات شین؛ از سال 1977، میزان شکست کسب و کارهای کوچک بیش از 25 درصد کاهش یافته است. مزیت چابکی نسبت به شرکت های بزرگتر - که مستلزم نوآوری مداومند - نباید دست کم گرفت.
3. موتورهای کوچک نوآوری اند :
کسب و کار کوچک موتور نوآوری مداوم است. یک مطالعه نشان میدهد که شرکتهای کوچک از نظر اصالت ثبت اختراع بر اساس «اختراع هر کارمند» بسیار بهتر از شرکتهای بزرگتر عمل میکنند. روح نوآوری مستلزم ریسکپذیری، چابکی و انعطاف و همدلی است که همگی از ویژگیهایی کسبوکارهای کوچک است.
4. پل های کوچک پیوند دهنده هدفند:
انسانها به طور فزاینده ای بیش از یک چک، خواهان حقوق نقدی اند؛ آنها تمایل دارند کارشان با هدفی آمیخته و با ارزش های اصلی آنها هماهنگ باشد. کارکنان کسب و کارهای بزرگ و انحصاری باید فشارهای زیادی را تحمل کنند ( تعهدات نسبت به سهامداران، مقررات بزرگ و منافع چندین سهامدار) و ارائه یک محیط غنی و ارزش محور برای افراد اغلب اولویت اصلی نیست. در یک تجارت کوچک، فاصله بین مالکیت و نیروی کار بسیار کمتر است و همسویی در ارزش ها بین بنیانگذار و کارمند می تواند در تقویت حس همدلی به هر دو کمک و مستقیم با سهامداران خود کار و به کارکنان کلیدی سهام مالکیت واقعی بدهند.
جای تعجب نیست که بسیاری از کارگران حرفه ای - که گزینه های آنها پس از کمبود نیروی کار ناشی از همه گیری چند برابر شده است - مشاغل کوچک به جای شرکت های بزرگتر شغل انتخاب می کنند.
5. چرخه تأثیر جامعه
کوچک بودن باعث میشود یک کسبوکار تقریباً بر اساس طرح کسب و کار برای پاسخگویی به نیازهای جامعه ایجاد شود. یک کسبوکار کوچک خود بهعنوان یک جامعه کوچک انسانی عمل میکند.
قانونDunbar's number که مساوی با 150 است؛ بیانگر تعداد معمولی روابطی که انسانها میتوانند به راحتی حفظ کنند می باشد و این در کسب و کار های کوچک وجود دارد. کسب و کارهای بزرگ غیرشخصی تر و بوروکراتیک ترند ونگرانی های آنها از نگرانی های جوامع دورتر است. یک کسب و کار کوچک با کیفیت می تواند به بنیانگذاران اجازه دهد تا به استقلال دست یابند، فرصت های جدید بیابند، نوآوری کنند، هدف خود را دنبال کنند و به طور معناداری به جوامع خود کمک کنند. از این گذشته فرصتهایی نیز برای رقابت به وجود آورند. | 1 |
| 16 | ☑️دکتر آذرخش مُکری
@drazarakhsh_makri | 183 |
| 17 | احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی:
🟥 از هم اکنون بهتر است در همه استانها، به خصوص استانهایی که در پهنه غربی زاگرس قرار دارند، اقدامات اولیه جهت مقابله با سیلاب های احتمالی انجام شود.
احد وظیفه: استانهایی مانند فارس، چهارمحالوبختیاری، کهگیلویهوبویراحمد، کرمانشاه، خوزستان، ایلام و لرستان و حتی مناطق بالاتر تا حدود کردستان باید آمادگی لازم را داشته باشند.
@khabarjonoub_IR | 186 |
| 18 | —آپدیت جدید مدل معتبر کلمبیا
🛰براساس داده های دریافتی از آپدیت جدید مدل فصلی و ماهانه مرکز تحقیقات دانشگاه کلمبیا برای فصل پاییز ۱۴۰۵ بارندگی ها در همه نقاط کشور بالای نرمال است.
–⛈️بیشترین فرانرمالی بارشها در سراسر استانهای غربی،مرکز،زاگرس جنوبی و بسمت شرق و شمالشرق کشور خواهد بود.
🛰⛈️مدل کلمبیا آخرین مدل فصلی و ماهانه هست که در آخر هر ماه آپدیت می شود.
و این بار با آخرین پیش بینی خودش در اواخر شهریور ۱۴۰۵ سوت پایان پیش بینی های خودش را قبل از شروع پاییز ۱۴۰۵ زده است.
و نوید فصل پر باری به لحاظ سخاوت های آسمانی به ایران داده است. | 186 |
| 19 | Liked by saham.torfihardani and others
در ادامه مجموعه و بینارهای جهانی گشودن unesco.iran
ظرفیت های یادگیری مادام العمر از سوی شبکه جهانی شهرهای
یادگیرنده یونسكو، وبينار توانمندسازی زنان از طریق یادگیری
مادام العمر نقش راهبری زنان در شهرهای یادگیرنده در روز
چهارشنبه مورخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ (۱۶) سپتامبر (۲۰۲۶) برگزار
می شود
علاقه مندان میتوانند با ثبت نام به صورت مجازی و از طریق
سامانه Zoom در این نشست شرکت کنند. این و بینار از ساعت
۱۴:۳۰ تا ۱۵:۳۰ به وقت ایران برگزار می شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت کمیسیون ملی در ایران
unesco.ir مراجعه کنید
🔷 @WaterForUs | 195 |
| 20 | هوش مصنوعی و عدالت زیستی ؛ فناوری دیجیتال یا مصرفکننده منابع؟ 3️⃣
مهتا بذرافکن
وقتی از هوش مصنوعی حرف میزنیم، معمولاً صفحهای را میبینیم که پاسخ ما را در چند ثانیه تولید میکند؛ اما پشت این صفحه، زیرساختی کاملاً مادی قرار دارد: دیتاسنترها، برق، آب، زمین، تراشهها و شبکههای انتقال داده که یک. مکان را اشغال کرده اند.
بر اساس گزارشها مصرف برق مراکز داده جهان در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۶۰ تراواتساعت برآورد شده و آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند این رقم تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۱۰۰۰ تراواتساعت برسد. رشد مراکز داده، بهویژه با گسترش هوش مصنوعی، بنابراین فقط یک مسئله فناوری نیست؛ مسئلهای مربوط به زیرساخت و منابع طبیعی است.
اما پرسش مهمتر این است:
چه کسی این منابع را مصرف میکند، چه کسی از منافع AI بهرهمند میشود و هزینههای زیستمحیطی آن بر دوش چه کسانی قرار میگیرد؟
مطالعه منتشرشده در PLOS Water هشدار میدهد که دیتاسنترها میتوانند بر دموکراتیکبودن حکمرانی آب، پایداری مصرف، هزینه آب و انعطافپذیری تصمیمگیری درباره آب اثر بگذارند. نکته بسیار مهم مقاله این است که در بسیاری از موارد، داده عمومی کافی درباره میزان آب مصرفی دیتاسنترها وجود ندارد.
یک مقاله ۲۰۲۵ در AI and Ethics صراحتاً استدلال میکند که مصرف و برداشت آب برای cooling دیتاسنترها دارای اثرات محلی است؛ یعنی اثر آن برخلاف بسیاری از پیامدهای انتزاعی دیجیتال، در یک مکان مشخص روی منابع آب و جوامع مشخص ظاهر میشود.
این مساله کم کم در حال طرح جدی در سطوح سیاست گذاری آب است. مثلا در تکزاس مسئله به سطح سیاستگذاری رسیده است. در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶، فرماندار تگزاس دستور داده جبرای دیتاسنترها و دیگر مصرفکنندگان بزرگ آب که الزامات گزارشدهی مصرف آب را رعایت نمیکنند، مجازات در نظر گرفته شود؛ این اقدام در شرایطی است که رشد زیرساخت AI فشار زیادی بر آب و برق وارد کرده است.
به همین دلیل است که مطالعات درحال توسعه پیامدها هستند و مثلا یک مقاله ۲۰۲۶ درباره عدالت زیستمحیطی و مراکز داده( environmental justice and data centers) دقیقاً تأکید میکند که مسئله فقط انرژی نیست؛ آب، هزینه خدمات عمومی، انتشار کربن و تأثیر بر جوامع محلی باید همزمان دیده شوند.
آنچه مسلم است این است که AI را نمیتوان فقط با مقدار محاسباتی که انجام میدهد سنجید؛ باید آن را با مقدار آب، انرژی، زمین و قدرتی که برای انجام آن محاسبات بسیج میشود نیز سنجید.
اگر یک شرکت فناوری از آب و انرژی یک منطقه برای توسعه زیرساخت هوش مصنوعی استفاده کند، اما جامعه محلی در تصمیمگیری درباره مکان استقرار، میزان برداشت آب یا اولویتهای تخصیص منابع نقشی نداشته باشد، مسئله فقط «مصرف آب AI» نیست؛ مسئله عدالت توزیعی، عدالت رویهای و حق مشارکت در حکمرانی منابع است. آیا منافع جهانی هوش مصنوعی و هزینههای محلی آن به یک اندازه توزیع میشوند؟
درست از همینجا، AI به مسئله عدالت اقلیمی تبدیل میشود.
🔷 @WaterForUs | 200 |
