en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

آب و جامعه💧

آب و جامعه💧

Open in Telegram

کانال آب وجامعه؛ برای پرداختن به رابطه بین آب و جامعه و مسائل روز به عنوان یک رابطه درهم تنیده تاریخی ودیرپا می باشد. این کانال با رویکرد انتقادی و مستقل وبلاگ شخصی مهتابذرافکن دکتری جامعه شناسی است. وب سایت Irwatereducation.com

Show more
1 734
Subscribers
No data24 hours
+37 days
-230 days
Posts Archive
تقسیم کار جنسیتی زنان در خانه و مردان بیرون از اهلی کردن و مصرف شیر گاو شروع شد و سرنوشت زن‌ها رو عوض کرد!! حامد وحدتی‌نسب انسان شناس و ديرينه شناس توضیح می‌ده که با اهلی شدن گاو، شیر اضافه اومد و فاصله‌ی زایمان‌ها کم شد. زن‌ها آروم‌آروم به داخل خونه هل داده شدن، کارها بر اساس جنسیت تقسیم شد و زن از «هم‌پای مرد» رسید به «مایملک مرد». 🔷 @WaterForUs

فایل صوتی ارائه وبینار "جنگل ها میراث سبز، در مسیر تغییر کارکرد اکوسیستمی و ناتوان در مهار سیلاب ها" ارایه دهنده: خانم لیلا مرگن . کارشناس جنگل و روزنامه نگار حوزه محیط زیست و جنگل کمیته تخصصی جنبه های محیط زیستی کمیته ملی سدهای بزرگ ایران ۱۲ آبان ۱۴۰۵

💧 *نشست علمی: ارزیابی وضعیت اکوهیدرولوژیکی، تاریخی و حقوقی گودال گودزره در حوضه آبریز فرامرزی هیرمند* ✅ پژوهش: 🔰دفتر رودخان
💧 *نشست علمی: ارزیابی وضعیت اکوهیدرولوژیکی، تاریخی و حقوقی گودال گودزره در حوضه آبریز فرامرزی هیرمند* ✅ پژوهش: 🔰دفتر رودخانه‌های مرزی و منابع آب مشترک، شرکت مدیریت منابع آب ایران ✅ ارائه دهنده: 🔰امیر صفایی 🔶عناوین سخنرانی: 🔰ارزیابی وضعیت اکوهیدرولوژیکی گودزره و مقایسه ارزش اکولوژیکی آن با هامون‌ها 🔰بررسی سوابق تاریخی اتصال هیدرولوژیکی سیستم هامون ها و گودزره 🔰بررسی حقوقی انحراف مسیر جریان طبیعی هیرمند به گودزره زمان: شنبه 1405/08/23 ساعت: 10 تا 12 صبح شرکت مادرتخصصی مدیریت منابع آب ایران، طبقه اول، سالن خلیج فارس *جلسه به صورت حضوری برای عموم آزاد است* niroonline

به مناسبت روز جهانی آگاهی از سونامی ـ ۵ نوامبر آگاهی از مخاطرات؛ از دانستن تا اقدام مهتا بذرافکن مخاطرات طبیعی همیشه قابل پیشگیری نیستند، اما بسیاری از پیامدهای انسانی و اجتماعی آن‌ها را می‌توان با شناخت بهتر خطر، آمادگی و اقدام به‌موقع کاهش داد. به همین دلیل، آگاهی از مخاطرات محیطی صرفاً یک موضوع آموزشی یا اطلاع‌رسانی نیست؛ بخشی از ظرفیت جوامع برای حفاظت از جان انسان‌ها و کاهش آسیب‌پذیری است. سونامی نمونه روشنی برای درک اهمیت این موضوع است. سونامی ممکن است به‌ندرت رخ دهد، اما در صورت وقوع می‌تواند در زمانی بسیار کوتاه خسارات جانی و اقتصادی گسترده‌ای به جوامع ساحلی وارد کند. نکته مهم این است که در برخی موارد، نشانه‌های طبیعی سونامی پیش از رسیدن هشدار رسمی قابل مشاهده‌اند: زمین‌لرزه شدید یا طولانی در مناطق ساحلی، عقب‌نشینی یا بالا آمدن غیرعادی آب دریا و شنیدن صدایی غیرمعمول از سمت اقیانوس. شناخت این نشانه‌ها می‌تواند به افراد کمک کند که بدون انتظار برای دریافت هشدار رسمی، به مناطق مرتفع یا دور از ساحل حرکت کنند. اما آگاهی از نشانه‌های خطر به‌تنهایی کافی نیست. فردی که می‌داند سونامی چیست، لزوماً نمی‌داند هنگام وقوع آن چه باید بکند. شناخت مسیرهای تخلیه اضطراری، آگاهی از نقاط امن، داشتن برنامه خانوادگی برای شرایط بحران و شرکت در تمرین‌های آمادگی، دانش عمومی را به توانایی عملی برای مواجهه با خطر تبدیل می‌کنند. در ادبیات مدیریت مخاطرات، این مسئله با مفهوم «سامانه‌های هشدار زودهنگام مردم‌محور» (People-centred Early Warning Systems) ارتباط دارد. در چنین سامانه‌هایی، پیش‌بینی علمی و شناسایی خطر تنها بخشی از فرایند است. اطلاعات باید به‌موقع و از مسیرهای قابل اعتماد به مردم برسد، برای آنان قابل فهم باشد و مهم‌تر از همه، امکان واکنش مناسب را فراهم کند. ابتکار سازمان ملل متحد با عنوان «هشدارهای زودهنگام برای همه» (Early Warnings for All) نیز بر چهار مؤلفه اصلی تأکید می‌کند: شناخت مخاطرات و ارزیابی ریسک، پایش و پیش‌بینی، انتشار و انتقال هشدار، و آمادگی و توانایی پاسخ‌گویی. این چهار مؤلفه نشان می‌دهند که فاصله میان شناسایی یک خطر و نجات جان انسان‌ها، به مجموعه‌ای از اقدامات علمی، ارتباطی، آموزشی و اجتماعی وابسته است. با این حال، یک نکته مهم نباید فراموش شود: مسئولیت آمادگی در برابر مخاطرات را نمی‌توان صرفاً به افراد واگذار کرد. آیا می‌توان از ساکنان یک منطقه ساحلی انتظار داشت در برابر سونامی واکنش مناسبی نشان دهند، در حالی که مسیرهای تخلیه مشخص نیست، آموزش کافی ندیده‌اند یا هشدارها به همه افراد نمی‌رسد؟ آیا افراد سالمند، کودکان، افراد دارای معلولیت و گردشگران به اندازه سایر افراد امکان دسترسی به اطلاعات و خروج ایمن از منطقه را دارند؟ بنابراین، آگاهی از مخاطرات زمانی به ایمنی واقعی منجر می‌شود که با زیرساخت مناسب، اطلاع‌رسانی قابل اعتماد، آموزش عمومی، مشارکت جامعه محلی و حمایت نهادی همراه باشد. آمادگی در برابر خطر، هم یک ظرفیت فردی است و هم یک مسئولیت عمومی و اجتماعی. این منطق تنها به سونامی محدود نیست. در مواجهه با سیل، خشکسالی، موج گرما، آتش‌سوزی‌های طبیعی و دیگر مخاطرات محیطی نیز شناخت خطر و آگاهی از شیوه‌های مواجهه با آن می‌تواند تفاوت معناداری در میزان خسارات ایجاد کند. البته نوع آگاهی و اقدام مورد نیاز در هر مخاطره متفاوت است. روز جهانی آگاهی از سونامی یادآور یک نکته اساسی است: شناخت مخاطرات باید از سطح دانستن فراتر برود و به آمادگی برای اقدام تبدیل شود. جامعه آگاه صرفاً جامعه‌ای نیست که درباره خطر اطلاعات دارد؛ جامعه‌ای است که می‌تواند خطر را تشخیص دهد، هشدار را بفهمد، تصمیم مناسب بگیرد و برای حفاظت از اعضای خود امکان اقدام فراهم کند. آگاهی زمانی جان انسان‌ها را نجات می‌دهد که امکان عمل کردن به آن وجود داشته باشد 🔷 @WaterForUs

برای مشارکت در رویداد *جایزه بین المللی زنان محیط زیست* فقط کافی است روی لینک زیر کلیک کنید مهلت : 9 آذر همین امروز با ارسال
برای مشارکت در رویداد *جایزه بین المللی زنان محیط زیست* فقط کافی است روی لینک زیر کلیک کنید مهلت : 9 آذر همین امروز با ارسال مستندات و با کلیک روی لینک زیر ثبت نام کنید 👇 https://aposhlog.ir/award این آگهی را برای دوستان خود نیز ارسال کنید

کنشگری زنان پاسخ داد: آغاز عملیات تعویض پمپ آب روستای تمپ ریگان 🔹 به گزارش ایرانشهر ۲۴، امروز سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵، یک ر
کنشگری زنان پاسخ داد: آغاز عملیات تعویض پمپ آب روستای تمپ ریگان 🔹 به گزارش ایرانشهر ۲۴، امروز سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵، یک روز پس از اعتراض مسالمت‌آمیز اهالی روستای تمپ ریگان از توابع شهرستان ایرانشهر در پی قطعی شش‌روزه آب آشامیدنی، عملیات تعویض پمپ آب این روستا آغاز شد. 🔹 شامگاه گذشته، جمعی از زنان و دختران روستا در اعتراض به بی‌آبی، مشکلات معیشتی، کمبود نان و بیکاری، با برگزاری تجمعی خواستار رسیدگی فوری مسئولان به مطالبات اهالی شده بودند. 🔹 اکنون با آغاز عملیات تعویض پمپ، امیدواری‌ها برای رفع مشکل آب افزایش یافته است؛ با این حال، اهالی همچنان در انتظار تکمیل عملیات و برقراری مجدد آب آشامیدنی هستند. 🔸 رسیدگی به مطالبات مردم نباید به تجمع و اعتراض شهروندان موکول شود؛ دسترسی به آب آشامیدنی از ابتدایی‌ترین حقوق مردم است. 🔻 ایرانشهر ۲۴ 🔷 @WaterForUs

به مناسبت سوم نوامبر، روز جهانی زنان خانه‌دار زنان خانه‌دار؛ از عدالت آب تا تناقض مسئولیت آب مهتا بذرافکن وقتی آب خانه قطع می‌شود، زندگی متوقف نمی‌شود. غذا باید پخته شود، لباس‌ها و ظرف‌ها شسته شوند، بهداشت خانواده حفظ شود و از کودکان و سالمندان مراقبت شود. همه این کارها بدون آب دشوارتر، زمان‌برتر و فرساینده‌تر است و بار آن عمدتاً بر دوش زنان می‌افتد. در بخش خانگی، آب یک کالای مصرفی معمولی نیست؛ بخشی از «زیرساخت نامرئی مراقبت» است. پخت‌وپز، شست‌وشو، نظافت و بهداشت همگی به دسترسی مستمر به آب وابسته‌اند، و کمبود آب یعنی افزایش کار خانگی، کاهش زمان استراحت و فشار مراقبتیِ بیشتر بر زنان. اما چالش قطعی آب روی دیگری هم دارد: زنان خانه‌دار علاوه بر فشار مراقبت، در معرض سرزنش نیز قرار می‌گیرند. آنان نه‌تنها باید با پیامدهای کمبود آب در زندگی روزمره دست‌وپنجه نرم کنند، بلکه بابت نحوه مصرف آب یا ناتوانیِ مدیریت محدودیت‌هایی که در ایجادشان نقشی نداشته‌اند نیز سرزنش می‌شوند. در واقع، سیستمی که باید درباره کمبود و هدررفت آب در شبکه‌های آبرسانی پاسخگو باشد، زنان را مخاطب اصلی برنامه‌های مدیریت مصرف، افت فشار و توصیه به کاهش مصرف قرار می‌دهد! هنگامی که شبکه آبرسانی وجود ندارد یا آسیب دیده، یا آب به هر دلیل خارج از کنترل زنان قطع یا کم می‌شود، آنان ناچارند با جسم و روان خود اوضاع را مدیریت کنند. این هزینه‌ها در هیچ آماری ثبت نمی‌شود، اما به‌طور ناعادلانه بر دوش کسانی می‌افتد که کار خانه را اداره می‌کنند. با وجود این فشارها، در گفتگوهای عمومی درباره آب، زنان خانه‌دار اغلب فقط «مصرف‌کننده» و مسئول کنترل مصرف دیگر اعضای خانواده دیده می‌شوند. توصیه به مصرف بهینه بخشی از راه‌حل مدیریت مصرف آب است، اما وقتی بدون توجه به تقسیم کار خانگی و ساختار کلان مصرف مطرح شود، مسئولیت بحران را به خانه و به زنان منتقل می‌کند. مسئولیت انجام کار خانگی به معنای اختیار تعیین الگوی مصرف، برخورداری از زیرساخت مناسب یا نقش در سیاست‌های تأمین و توزیع آب نیست. نکته درخورِ توجه این است که در بسیاری از خانواده‌ها، زنان خانه‌دار مسئولیت اجتماعی و عملیاتی آب را بر عهده دارند؛ یعنی نه‌تنها نظام حکمرانی، بلکه جامعه نیز بخشی از مسئولیت مدیریت آب را بر دوش زنانی می‌گذارد که هیچ قدرت و اختیاری در حکمرانی آب نداشته‌اند. همه باید بدانند که زنان خانه‌دار نباید هم مدیر بحران آب خانواده باشند، هم مخاطب اصلی توصیه‌های صرفه‌جویی و هم مقصر کمبود آب. البته تجربه همه زنان خانه‌دار یکسان نیست؛ وضعیت اقتصادی، محل زندگی، کیفیت آبرسانی و شیوه تقسیم کار در خانواده همگی بر آن اثر می‌گذارند. شواهد جهانی نیز همین را نشان می‌دهد. گزارش ۲۰۲۳ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف نشان می‌دهد در هفت خانوار از هر ده خانواری که آب در محل سکونتشان در دسترس نیست، زنان و دختران ۱۵ سال به بالا مسئول اصلی تأمین آب‌اند. گزارش توسعه جهانی آب سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ برآورد می‌کند که زنان و دختران روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آب‌آوردن می‌کنند، و در عین حال تنها ۲۷ درصد کشورها از مشارکت واقعی یا مشورت گسترده با زنان در تصمیم‌گیری‌های آب خبر داده‌اند. یعنی زنان، در حالی که در سیاست‌گذاری آب نمایندگی ندارند، عملاً مخاطب مسئولیت و سرزنش مصرف شده‌اند؛ درحالی‌که مدیریت مصرف مسئولیت مشترک همه اعضای خانواده است، نه وظیفه طبیعی زنان. مسیر تغییر این وضع روشن است: ♦️ مصرف‌کننده بودن با مسئول بحران بودن یکی نیست. ♦️ مسئولیت اداره آب خانه با اختیار تعیین سیاست‌های آب یکی نیست. ♦️ تجربه کمبود آب فقط محرومیت از یک منبع نیست؛ افزایش کار خانگی و مراقبتی نیز هست. ♦️ آموزش صرفه‌جویی، اگر بدون توجه به ساختار مصرف و مناسبات قدرت انجام شود، می‌تواند مسئولیت بحران را به خانوار و به‌ویژه زنان منتقل کند. از منظر عدالت آب، چند اقدام ضروری است: حضور نماینده زنان در شوراها و نهادهای تصمیم‌گیری آب؛ اطلاع‌رسانی دقیق و ارتقای سواد آب همه مردم برای درک کمبود، قطعی و افت فشار و پذیرش مسئولیت جمعی مصرف؛ و ثبت و گزارش اثر کمبود آب بر کار خانگی و مراقبتی. با این حال، تأکید می‌شود که توصیه‌های مصرف هرگز جای حکمرانی مسئولانه، توزیع عادلانه، تأمین پایدار آب، اصلاح زیرساخت‌ها و پاسخگویی نهادهای تصمیم‌گیر را نمی‌گیرد. در روز جهانی زنان خانه‌دار، وقت آن است که بر عدالت آب برای زنان خانه‌دار تأکید کنیم. زنان نباید به مسئولان بحران آب خانه تبدیل شوند و بابت آن سرزنش شوند. عدالت در آب، بدون به‌رسمیت‌شناختن کار نامرئی و مسئولیت‌های نابرابر زنان، کامل نخواهد بود. 🔷 @WaterForUs

زنان خانه‌دار؛ از عدالت آب تا تناقض مسئولیت آب به مناسبت سوم نوامبر، روز جهانی زنان خانه‌دار مهتا بذرافکن وقتی آب خانه قطع می‌شود، زندگی متوقف نمی‌شود. غذا باید پخته شود، لباس‌ها و ظرف‌ها شسته شوند، بهداشت خانواده حفظ شود و از کودکان و سالمندان مراقبت شود. همه این کارها بدون آب دشوارتر، زمان‌برتر و فرساینده‌تر است و بار آن عمدتاً بر دوش زنان می‌افتد. در بخش خانگی، آب یک کالای مصرفی معمولی نیست؛ بخشی از «زیرساخت نامرئی مراقبت» است. پخت‌وپز، شست‌وشو، نظافت و بهداشت همگی به دسترسی مستمر به آب وابسته‌اند، و کمبود آب یعنی افزایش کار خانگی، کاهش زمان استراحت و فشار مراقبتیِ بیشتر بر زنان. اما چالش قطعی آب روی دیگری هم دارد: زنان خانه‌دار علاوه بر فشار مراقبت، در معرض سرزنش نیز قرار می‌گیرند. آنان نه‌تنها باید با پیامدهای کمبود آب در زندگی روزمره دست‌وپنجه نرم کنند، بلکه بابت نحوه مصرف آب یا ناتوانیِ مدیریت محدودیت‌هایی که در ایجادشان نقشی نداشته‌اند نیز سرزنش می‌شوند. در واقع، سیستمی که باید درباره کمبود و هدررفت آب در شبکه‌های آبرسانی پاسخگو باشد، زنان را مخاطب اصلی برنامه‌های مدیریت مصرف، افت فشار و توصیه به کاهش مصرف قرار می‌دهد! هنگامی که شبکه آبرسانی وجود ندارد یا آسیب دیده، یا آب به هر دلیل خارج از کنترل زنان قطع یا کم می‌شود، آنان ناچارند با جسم و روان خود اوضاع را مدیریت کنند. این هزینه‌ها در هیچ آماری ثبت نمی‌شود، اما به‌طور ناعادلانه بر دوش کسانی می‌افتد که کار خانه را اداره می‌کنند. با وجود این فشارها، در گفتگوهای عمومی درباره آب، زنان خانه‌دار اغلب فقط «مصرف‌کننده» و مسئول کنترل مصرف دیگر اعضای خانواده دیده می‌شوند. توصیه به مصرف بهینه بخشی از راه‌حل مدیریت مصرف آب است، اما وقتی بدون توجه به تقسیم کار خانگی و ساختار کلان مصرف مطرح شود، مسئولیت بحران را به خانه و به زنان منتقل می‌کند. مسئولیت انجام کار خانگی به معنای اختیار تعیین الگوی مصرف، برخورداری از زیرساخت مناسب یا نقش در سیاست‌های تأمین و توزیع آب نیست. نکته درخورِ توجه این است که در بسیاری از خانواده‌ها، زنان خانه‌دار مسئولیت اجتماعی و عملیاتی آب را بر عهده دارند؛ یعنی نه‌تنها نظام حکمرانی، بلکه جامعه نیز بخشی از مسئولیت مدیریت آب را بر دوش زنانی می‌گذارد که هیچ قدرت و اختیاری در حکمرانی آب نداشته‌اند. همه باید بدانند که زنان خانه‌دار نباید هم مدیر بحران آب خانواده باشند، هم مخاطب اصلی توصیه‌های صرفه‌جویی و هم مقصر کمبود آب. البته تجربه همه زنان خانه‌دار یکسان نیست؛ وضعیت اقتصادی، محل زندگی، کیفیت آبرسانی و شیوه تقسیم کار در خانواده همگی بر آن اثر می‌گذارند. شواهد جهانی نیز همین را نشان می‌دهد. گزارش ۲۰۲۳ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف نشان می‌دهد در هفت خانوار از هر ده خانواری که آب در محل سکونتشان در دسترس نیست، زنان و دختران ۱۵ سال به بالا مسئول اصلی تأمین آب‌اند. گزارش توسعه جهانی آب سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ برآورد می‌کند که زنان و دختران روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آب‌آوردن می‌کنند، و در عین حال تنها ۲۷ درصد کشورها از مشارکت واقعی یا مشورت گسترده با زنان در تصمیم‌گیری‌های آب خبر داده‌اند. یعنی زنان، در حالی که در سیاست‌گذاری آب نمایندگی ندارند، عملاً مخاطب مسئولیت و سرزنش مصرف شده‌اند؛ درحالی‌که مدیریت مصرف مسئولیت مشترک همه اعضای خانواده است، نه وظیفه طبیعی زنان. مسیر تغییر این وضع روشن است: ♦️ مصرف‌کننده بودن با مسئول بحران بودن یکی نیست. ♦️ مسئولیت اداره آب خانه با اختیار تعیین سیاست‌های آب یکی نیست. ♦️ تجربه کمبود آب فقط محرومیت از یک منبع نیست؛ افزایش کار خانگی و مراقبتی نیز هست. ♦️ آموزش صرفه‌جویی، اگر بدون توجه به ساختار مصرف و مناسبات قدرت انجام شود، می‌تواند مسئولیت بحران را به خانوار و به‌ویژه زنان منتقل کند. از منظر عدالت آب، چند اقدام ضروری است: حضور نماینده زنان در شوراها و نهادهای تصمیم‌گیری آب؛ اطلاع‌رسانی دقیق و ارتقای سواد آب همه مردم برای درک کمبود، قطعی و افت فشار و پذیرش مسئولیت جمعی مصرف؛ و ثبت و گزارش اثر کمبود آب بر کار خانگی و مراقبتی. با این حال، تأکید می‌شود که توصیه‌های مصرف هرگز جای حکمرانی مسئولانه، توزیع عادلانه، تأمین پایدار آب، اصلاح زیرساخت‌ها و پاسخگویی نهادهای تصمیم‌گیر را نمی‌گیرد. در روز جهانی زنان خانه‌دار، وقت آن است که بر عدالت آب برای زنان خانه‌دار تأکید کنیم. زنان نباید به مسئولان بحران آب خانه تبدیل شوند و بابت آن سرزنش شوند. عدالت در آب، بدون به‌رسمیت‌شناختن کار نامرئی و مسئولیت‌های نابرابر زنان، کامل نخواهد بود. 🔷 @WaterForUs

در روز جهانی زنان خانه دار وقت آن است که بر عدالت آب برای زنان خانه دار تأکید شود و زنان نباید به مسئولان بحران آب خانه تبدیل و بابت آن سرزنش شوند. عدالت در آب، بدون به‌رسمیت‌شناختن کار نامرئی و مسئولیت‌های نابرابر زنان، کامل نخواهد بود. 🔷 @WaterForUs 🔷 @WaterForUs

به مناسبت سوم نوامبر روز جهانی زنان خانه‌دار زنان خانه‌دار؛ از عدالت آب تناقض مسئولیت آب مهتا بذرافکن وقتی آب خانه قطع می‌ گردد، زندگی متوقف نمی‌شود. غذا باید پخته شود، رختها و ظرف‌ها شسته شوند، بهداشت خانواده حفظ و از سلامت کودکان و سالمندان مراقبت شود و همه این کارها بدون آب دشوارتر، زمان‌برتر و فرساینده‌تر می گردد و همه این امو بر عهده زنان است. (شاهد ماجراحرفهای زن روستایی تمپ ریگان سیستان و بلوچستان است و شاید مهم‌ترین دلیل اعتراض زمان به کمبود آب این است که چون بیشتر کار خانگی بر دوش زنان است، سهم بزرگی از این دشواری هم به آنان می‌رسد). در بخش خانگی آب یک ماده مصرفی معمولی نیست؛ آب بخشی از «زیرساخت نامرئی مراقبت» است. پخت‌وپز، شست‌وشو، نظافت و بهداشت همه به دسترسی مستمر به آب وابسته‌اند و کمبود آب نیز به معنای افزایش کار خانگی، کاهش زمان استراحت و فشار بیشتر مراقبتی بیشتر بر زنان است. اما روی دیگر چالش قطعی آب آنجاست که زنان خانه‌دار علاوه بر فشارهای مراقبت، ممکن است به قربانیان سرزنش نیز تبدیل شوند، زیرا آنها نه تنها باید پیامدهای کمبود آب در زندگی روزمره را بردوش بکشند، بلکه در معرض سرزنش بابت مصرف آب یا ناتوانی در مدیریت محدودیت‌هایی که خود نقشی در ایجاد آن‌ها نداشته‌اند هم قرار دارند. در واقع مخاطب اصلی برنامه های مدیریت «فشار آب و توصیه به کاهش مصرف» نه مدیران برای بهبود زیرساخت‌های آبرسانی بلکه زنان خانه دارند!! در هنگام آسیب دیدن، قطع و یا کمبود آب به هر دلیلی که خارج از کنترل زنان است؛ آنها با بدن و روان خود اوضاع را مدیریت می کنند و البته این هزینه‌ها در هیچ آماری ثبت نمی‌شود، اما به‌طور ناهمگون بر دوش کسانی می‌افتد که کار خانه را اداره می‌کنند. ( اگر دیده می شود که زنان به کمبود آب اعتراض می کنند، یعنی کارد به استخوان رسيده و بدن و روان نمی تواند فشار مديريت بی آبی را تحمل نماید) علی رغم این فشارها، در گفتگوهای عمومی درباره آب، زنان خانه‌دار بیشتر به‌عنوان «مصرف‌کننده» و کسانی که باید مراقب مصرف بقیه اعضای خانواده باشند دیده می شوند. البته توصیه‌ به مصرف بهینه آب بخشی از راه‌حل‌اند، اما وقتی بدون توجه به تقسیم کار خانگی و ساختار کلان مصرف مطرح شوند، مسئولیت بحران را به خانه و به زنان منتقل می‌کنند و بدیهی است که مسئولیت انجام کار خانگی به معنای اختیار تعیین الگوی مصرف، داشتن زیرساخت مناسب یا نقش در سیاست‌های تأمین و توزیع آب نیست. نکته قابل توجه در این بحث این است که زنان خانه‌دار در بسیاری از خانواده‌ها مسئولیت اجتماعی و عملیاتی آب را بر عهده دارند. یعنی نه تنها سیستم حکمرانی، بلکه حتی جامعه هم بخشی از مسئولیت مدیریت آب را به دوش زنانی می افکند که هیچ قدرت و اختیاری در حکمرانی نداشته اند. همه باید آگاه شوند که زنان خانه‌دار نباید هم مدیر بحران آب خانواده باشند، هم مخاطب اصلی توصیه‌های صرفه‌جویی و هم مسئول سرزنش‌شده کمبود آب. البته تجربه همه زنان خانه‌دار یکسان نیست. وضعیت اقتصادی، محل زندگی، کیفیت آب‌رسانی و شیوه تقسیم کار در خانواده همگی اثر دارند. شواهد جهانی نیز همین را نشان می‌دهد. گزارش ۲۰۲۳ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف نشان می‌دهد در هفت خانوار از هر ده خانواری که آب در محل سکونت ندارند، زنان و دختران ۱۵ سال به بالا مسئول اصلی تأمین آب‌اند. گزارش توسعه جهانی آب سازمان ملل ۲۰۲۶ برآورد می‌کند زنان و دختران روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آب‌آوردن می‌کنند، و در عین حال تنها ۲۷ درصد کشورها از مشارکت واقعی یا مشورت بالای زنان در تصمیم‌گیری آب خبر داده‌اند. یعنی زنان در حالیکه هیچ نمايندگی در سیاست‌گذاری آب ندارند، عملا مخاطب مسئولیت و سرزنش مصرف شده اند. درحاليکه مدیریت مصرف هم مسئولیت مشترک همه اعضای خانواده است، نه وظیفه طبیعی زنان. برای تغییر این وضع مسیر روشن است. ♦️مصرف‌کننده بودن با مسئول بحران بودن یکی نیست. ♦️مسئولیت اداره آب خانه با اختیار تعیین سیاست‌های آب یکی نیست. ♦️تجربه کمبود آب صرفاً تجربه محرومیت از یک منبع نیست؛ بلکه تجربه افزایش کار خانگی و مراقبتی نیز می باشد. ♦️آموزش صرفه‌جویی اگر بدون توجه به ساختار مصرف و مناسبات قدرت انجام شود، می‌تواند به انتقال مسئولیت بحران به خانوار و به‌ویژه زنان منجر شود. از بُعد عدالت آب؛ داشتن نماینده در شوراها و نهادهای تصمیم‌گیری آب، اطلاع‌رسانی دقیق و افزایش سواد آب همه مردم درجهت درک کمبود، قطعی و افت فشار و مسئولیت جمعی مصرف، ثبت و گزارش اثر کمبود آب بر کار خانگی و مراقبتی ضروری است. با اینحال تاکید می گردد که توصیه های مصرف هرگز جای حکمرانی مسئولانه،توزیع عادلانه، تأمین پایدار آب، اصلاح زیرساخت‌ها و پاسخ‌گویی نهادهای تصمیم‌گیر را نمی‌گیرد.

به مناسبت سوم نوامبر روز جهانی زنان خانه‌دار زنان خانه‌دار و عدالت آب وقتی آب خانه قطع می‌ گردد، زندگی متوقف نمی‌شود. غذا باید پخته شود، رختها و ظرف‌ها شسته شوند، بهداشت خانواده حفظ و از سلامت کودکان و سالمندان مراقبت شود. همه این کارها بدون آب دشوارتر، زمان‌برتر و فرساینده‌تر می‌شود و شاهد ماجرا حرفهای زن روستایی تمپ ریگان سیستان و بلوچستان است. و شاید مهم‌ترین دلیل اعتراض زمان به کمبود آب این است که چون بیشتر کار خانگی بر دوش زنان است، سهم بزرگی از این دشواری هم به آنان می‌رسد. در بخش خانگی آب یک ماده مصرفی معمولی نیست؛ آب بخشی از زیرساخت نامرئی مراقبت است. پخت‌وپز، شست‌وشو، نظافت و بهداشت همه به دسترسی مستمر به آب وابسته‌اند. پس کمبود آب یعنی افزایش کار خانگی، کاهش زمان استراحت و فشار بیشتر مراقبتی بیشتر بر زنان. حتی وقتی آب قطع می شود، زنان خانه‌دار علاوه بر فشارهای مراقبت، ممکن است به قربانیان نوعی سرزنش مضاعف نیز تبدیل شوند. آنها نه تنها باید تحمل پیامدهای کمبود آب در زندگی روزمره را بردوش بکشند، بلکه در معرض سرزنش بابت مصرف آب یا ناتوانی در مدیریت محدودیت‌هایی که خود نقشی در ایجاد آن‌ها نداشته‌اند هم قرار دارند. در واقع مخاطب اصلی برنامه های مدیریت «فشار آب و توصیه به کاهش مصرف» نه مدیران برای بهبود زیرساخت‌های آبرسانی بلکه زنان خانه دارند!! در هنگام آسیب دیدن، قطع و یا کمبود آب به هر دلیلی زمان با بدن و روان خود اوضاع را مدیریت می کنند، البته این هزینه‌ها در هیچ آماری ثبت نمی‌شود، اما به‌طور ناهمگون بر دوش کسانی می‌افتد که کار خانه را اداره می‌کنند. اگر اعتراض و تجمع کند زمانی است که کارد به استخوان برسد و بدن و روان نتواند فشار مديريت بی آبی را تحمل نماید. علی رغم این فشارها، در گفتگوهای عمومی درباره آب، زنان خانه‌دار بیشتر به‌عنوان «مصرف‌کننده» و کسانی که باید مراقب مصرف بقیه اعضای خانواده باشند دیده می شوند. البته این توصیه‌ها بخشی از راه‌حل‌اند، اما وقتی بدون توجه به تقسیم کار خانگی و ساختار کلان مصرف مطرح شوند، مسئولیت بحران را به خانه و به زنان منتقل می‌کنند. مسئولیت انجام کار خانه به معنای اختیار تعیین الگوی مصرف، داشتن زیرساخت مناسب یا نقش در سیاست‌های تأمین و توزیع آب نیست. زنان خانه‌دار در بسیاری از خانواده‌ها مسئولیت اجتماعی و عملیاتی آب را بر عهده دارند. یعنی نه تنها سیستم حکمرانی، بلکه حتی جامعه هم بخشی از مسئولیت مدیریت آب را به دوش زنان می افکند که هیچ قدرت و اختیاری در حکمرانی نداشته اند. زن خانه‌دار نباید هم مدیر بحران آب خانواده باشد، هم مخاطب اصلی توصیه‌های صرفه‌جویی و هم مسئول سرزنش‌شده کمبود آب. البته تجربه همه زنان خانه‌دار یکسان نیست. وضعیت اقتصادی، محل زندگی، کیفیت آب‌رسانی و شیوه تقسیم کار در خانواده همگی اثر دارند. شواهد جهانی نیز همین را نشان می‌دهد. گزارش ۲۰۲۳ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف نشان می‌دهد در هفت خانوار از هر ده خانواری که آب در محل سکونت ندارند، زنان و دختران ۱۵ سال به بالا مسئول اصلی تأمین آب‌اند. گزارش توسعه جهانی آب سازمان ملل ۲۰۲۶ برآورد می‌کند زنان و دختران روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آب‌آوردن می‌کنند، و در عین حال تنها ۲۷ درصد کشورها از مشارکت یا مشورت بالای زنان در تصمیم‌گیری آب خبر داده‌اند. یعنی زنان در حالیکه هیچ نمايندگی در سیاست‌گذاری آب ندارند، عملا مخاطب مسئولیت و سرزنش مصرف شده اند درحاليکه مدیریت مصرف هم مسئولیت مشترک همه اعضای خانواده است، نه وظیفه طبیعی زنان. برای تغییر این وضع مسیر روشن است. حضور زنان در شوراها و نهادهای تصمیم‌گیری محلی آب، اطلاع‌رسانی زودهنگام و دقیق درباره قطعی و افت فشار تا خانواده‌ها بتوانند برنامه‌ریزی کنند، و ثبت و گزارش اثر کمبود آب بر کار خانگی و مراقبتی در سیاست‌گذاری. صرفه‌جویی ضروری است، اما توصیه های مصرف جای حکمرانی مسئولانه، تأمین پایدار آب، اصلاح زیرساخت‌ها و پاسخ‌گویی نهادهای تصمیم‌گیر را نمی‌گیرد. زنان خانه دار نباید به مسئولان بحران آب خانه تبدیل شوند و بابت آن سرزنش شوند. عدالت در آب، بدون به‌رسمیت‌شناختن کار نامرئی و مسئولیت‌های نابرابر زنان، کامل نخواهد بود. 🔷 @WaterForUs

به مناسبت سوم نوامبر روز جهانی زنان خانه‌دار زنان خانه‌دار و عدالت آب وقتی آب خانه قطع می‌ گردد، زندگی متوقف نمی‌شود. غذا باید پخته شود، رختها و ظرف‌ها شسته شوند، بهداشت خانواده حفظ و از سلامت کودکان و سالمندان مراقبت شود. همه این کارها بدون آب دشوارتر، زمان‌برتر و فرساینده‌تر می‌شود و شاهد ماجرا حرفهای زن روستایی تمپ ریگان سیستان و بلوچستان است. و شاید مهم‌ترین دلیل اعتراض زمان به کمبود آب این است که چون بیشتر کار خانگی بر دوش زنان است، سهم بزرگی از این دشواری هم به آنان می‌رسد. در بخش خانگی آب یک ماده مصرفی معمولی نیست؛ آب بخشی از زیرساخت نامرئی مراقبت است. پخت‌وپز، شست‌وشو، نظافت و بهداشت همه به دسترسی مستمر به آب وابسته‌اند. پس کمبود آب یعنی افزایش کار خانگی، کاهش زمان استراحت و فشار بیشتر مراقبتی بیشتر بر زنان. حتی وقتی آب قطع می شود، زنان خانه‌دار علاوه بر فشارهای مراقبت، ممکن است به قربانیان نوعی سرزنش مضاعف نیز تبدیل شوند. آنها نه تنها باید تحمل پیامدهای کمبود آب در زندگی روزمره را بردوش بکشند، بلکه در معرض سرزنش بابت مصرف آب یا ناتوانی در مدیریت محدودیت‌هایی که خود نقشی در ایجاد آن‌ها نداشته‌اند هم قرار دارند. در واقع مخاطب اصلی برنامه های مدیریت «فشار آب و توصیه به کاهش مصرف» نه مدیران برای بهبود زیرساخت‌های آبرسانی بلکه زنان خانه دارند!! در هنگام آسیب دیدن، قطع و یا کمبود آب به هر دلیلی زمان با بدن و روان خود اوضاع را مدیریت می کنند، البته این هزینه‌ها در هیچ آماری ثبت نمی‌شود، اما به‌طور ناهمگون بر دوش کسانی می‌افتد که کار خانه را اداره می‌کنند. اگر اعتراض و تجمع کند زمانی است که کارد به استخوان برسد و بدن و روان نتواند فشار مديريت بی آبی را تحمل نماید. علی رغم این فشارها، در گفتگوهای عمومی درباره آب، زنان خانه‌دار بیشتر به‌عنوان «مصرف‌کننده» و کسانی که باید مراقب مصرف بقیه اعضای خانواده باشند دیده می شوند. البته این توصیه‌ها بخشی از راه‌حل‌اند، اما وقتی بدون توجه به تقسیم کار خانگی و ساختار کلان مصرف مطرح شوند، مسئولیت بحران را به خانه و به زنان منتقل می‌کنند. مسئولیت انجام کار خانه به معنای اختیار تعیین الگوی مصرف، داشتن زیرساخت مناسب یا نقش در سیاست‌های تأمین و توزیع آب نیست. نه تنها سیستم حکمرانی، بلکه حتی جامعه هم بخشی از مسئولیت مدیریت آب را به زنان واگذار می‌کند، اما لزوماً قدرت و اختیار متناسب با آن را به آنان نمی‌دهد. البته تجربه همه زنان خانه‌دار یکسان نیست. وضعیت اقتصادی، محل زندگی، کیفیت آب‌رسانی و شیوه تقسیم کار در خانواده همگی اثر دارند. شواهد جهانی نیز همین را نشان می‌دهد. گزارش ۲۰۲۳ سازمان جهانی بهداشت و یونیسف نشان می‌دهد در هفت خانوار از هر ده خانواری که آب در محل سکونت ندارند، زنان و دختران ۱۵ سال به بالا مسئول اصلی تأمین آب‌اند. گزارش توسعه جهانی آب سازمان ملل ۲۰۲۶ برآورد می‌کند زنان و دختران روزانه حدود ۲۵۰ میلیون ساعت صرف آب‌آوردن می‌کنند، و در عین حال تنها ۲۷ درصد کشورها از مشارکت یا مشورت بالای زنان در تصمیم‌گیری آب خبر داده‌اند. یعنی زنان در حالیکه هیچ نمايندگی در سیاست‌گذاری آب ندارند، عملا مخاطب مسئولیت و سرزنش مصرف شده اند درحاليکه مدیریت مصرف هم مسئولیت مشترک همه اعضای خانواده است، نه وظیفه طبیعی زنان. برای تغییر این وضع مسیر روشن است. حضور زنان در شوراها و نهادهای تصمیم‌گیری محلی آب، اطلاع‌رسانی زودهنگام و دقیق درباره قطعی و افت فشار تا خانواده‌ها بتوانند برنامه‌ریزی کنند، و ثبت و گزارش اثر کمبود آب بر کار خانگی و مراقبتی در سیاست‌گذاری. صرفه‌جویی ضروری است، اما توصیه های مصرف جای حکمرانی مسئولانه، تأمین پایدار آب، اصلاح زیرساخت‌ها و پاسخ‌گویی نهادهای تصمیم‌گیر را نمی‌گیرد. زنان خانه دار نباید به مسئولان بحران آب خانه تبدیل شوند و بابت آن سرزنش شوند. عدالت در آب، بدون به‌رسمیت‌شناختن کار نامرئی و مسئولیت‌های نابرابر زنان، کامل نخواهد بود.

زنان سیستان و بلوچستان برای « دسترسی به آب پاک» اعتراض می کنند برای ابتدایی ترین حقوق شهروندی هر ایرانی ⁨ شش روز بدون آب آشامیدنی؛ نه آبی برای نوشیدن و نه آبی برای شست‌وشو و مصارف بهداشتی. شماری از زنان روستای «تمپ ریگان» از توابع شهرستان ایرانشهر در استان سیستان‌وبلوچستان، در اعتراض به قطع آب آشامیدنی، کمبود نان و بیکاری مقابل پمپ‌بنزین این روستا تجمع کردند. یکی از زنان معترض می‌گوید ساکنان روستا شش روز است به آب آشامیدنی و آب مورد نیاز برای مصارف بهداشتی دسترسی ندارند و با وجود ادامه این وضعیت، اقدامی برای رفع مشکل انجام نشده است. اما بی‌آبی تنها مشکل ساکنان تمپ ریگان نیست. کمبود نان و بیکاری نیز زندگی روزمره خانواده‌های این روستا را با دشواری روبه‌رو کرده است. زنان معترض با تجمع مقابل پمپ‌بنزین روستا، خواستار رسیدگی مسئولان به مشکلاتشان شدند و هشدار دادند در صورت ادامه قطعی آب و بی‌توجهی به مطالباتشان، تجمع‌های اعتراضی را ادامه خواهند داد. 🔷 @WaterForUs

اگر فکر می کردید علت استیضاح وزیر آموزش و پرورش مخروبه بودن مدارس، نبود معلم، اشغال امکانات آموزشی دانش آموزان ایرانی توسط ات
اگر فکر می کردید علت استیضاح وزیر آموزش و پرورش مخروبه بودن مدارس، نبود معلم، اشغال امکانات آموزشی دانش آموزان ایرانی توسط اتباع بیگانه، مشکلات حقوق معلمات، ضعف آموزش ، مشکلات دانش آموزان از تحصیل بازمانده و... است سخت در اشتباهید. علت گزینش معلمان است!!!! 🔷 @WaterForUs

🔴 دومین پیش همایش زن در تاریخ محلی،سیستان و بلوچستان انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با توجه به اهمیت موضوع توان‌افزایی زنان در جوا
🔴 دومین پیش همایش زن در تاریخ محلی،سیستان و بلوچستان انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با توجه به اهمیت موضوع توان‌افزایی زنان در جوامع محلی، در آستانه برگزاری همایش زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان، دومین پیش همایش خود را با همکاری بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان به این موضوع اختصاص داده است. و به منظور ایجاد فرصت تبادل نظر و یادگیری از تجارب و دانش جمعی نهادهای مدنی همکار در طرح‌های توان‌افزایی زنان در جوامع محلی استان سیستان و بلوچستان، این نشست به روایت‌ها و فرصت‌های ایجاد شده می‌پردازد. 📆 زمان :چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۵ 🕝 ساعت ۱۴٫۳۰ تا ۱۸٫۰۰ 🏢 مکان : سالن اندیشگاه کتابخانه ملی ایران. اتوبان حقانی غرب به شرق خروجی کتابخانه ملی @zananepazhoheshgartarikh1396

وقتی دیگران از فاضلاب برق می‌سازند، ما هنوز با فاضلابِ رهاشده دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. سال گذشته، در مسیر ترویج سواد آب، به یک مدرسه در عالیشهرِ بوشهر رفتیم. از بچه‌ها درباره آب پرسیدیم؛ اما آنها از فاضلاب گفتند. از فاضلاب آزاردهنده‌ای که آن‌قدر در زندگی روزمره‌شان حضور داشت که چهارراه نزدیک مدرسه را «سه‌راه بوگندو» صدا می‌کردند. هنوز هم هر بار آن گفت‌وگو با بچه‌های هشت و نه‌ساله را به یاد می‌آورم، بغض گلویم را می‌گیرد. اما این فقط یک خاطره تلخ نیست. کافی است واژه «فاضلاب» را جست‌وجو کنید؛ بیشتر خبرها درباره رهاسازی فاضلاب، آلودگی آب‌های زیرزمینی، دریاها، زمین‌های کشاورزی و تهدید سلامت مردم است. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، فاضلاب دیگر صرفاً یک پسماند نیست، بلکه یکی از ارزشمندترین منابع آب نامتعارف به شمار می‌رود، در ایران هنوز بخش بزرگی از آن به جای خلق ارزش، به یک معضل زیست‌محیطی و بهداشتی تبدیل شده است. بیش از یک دهه پیش، پژوهشگران دانشگاه استنفورد نشان دادند که حتی فاضلاب نیز می‌تواند منبع تولید انرژی باشد. آنها با استفاده از باکتری‌های طبیعی موجود در فاضلاب، بخشی از انرژی نهفته در مواد آلی را به برق تبدیل کردند. این پژوهش آغازگر رویکردی بود که امروز با عنوان «بازیابی منابع از فاضلاب» شناخته می‌شود؛ نگاهی که فاضلاب را منبعی برای تولید آب، انرژی، کود و سایر مواد ارزشمند می‌داند. پس چرا در ایران، فاضلاب هنوز بیشتر منشأ آلودگی و تهدید سلامت جامعه است تا یک منبع راهبردی؟ شاید پاسخ فقط در کمبود فناوری نباشد؛ بلکه در نوع نگاه ما به مدیریت آب باشد. سال‌هاست که بخش مهمی از سیاست‌های آبی کشور بر توسعه سازه‌های بزرگ متمرکز شده است، در حالی که منابع آب نامتعارف، به‌ویژه فاضلاب، هنوز جایگاه شایسته خود را در نظام تصمیم‌گیری پیدا نکرده‌اند. امنیت آبی، الزاماً از دل سدهای بیشتر به دست نمی‌آید. آینده مدیریت آب در تنوع‌بخشی به منابع نیز نهفته است؛ از بازچرخانی فاضلاب و استفاده دوباره از آب گرفته تا بازیابی انرژی و مواد ارزشمند. اگر فاضلاب را «پسماند» ببینیم، نتیجه آن آلودگی، بیماری و هدررفت سرمایه است؛ اما اگر آن را «منبع» بدانیم، می‌تواند هم آب تولید کند، هم انرژی، هم ارزش اقتصادی و هم بخشی از فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها و توجه سیاست‌گذاران، از توسعه صرف زیرساخت‌های بزرگ، به سمت بهره‌برداری هوشمندانه از منابع آب نامتعارف تغییر کند؛ تغییری که نه‌تنها به امنیت آبی پایدارتر، بلکه به سلامت جامعه، حفاظت از محیط‌زیست و عدالت بیشتر برای نسل‌های آینده خواهد انجامید. 🔷 @WaterForUs

در کانال بارها به این مسأله پرداختم که چرا سدسازی مورد حمایت همه جانبه حکمرانی است اما تصفیه فاضلاب در حاشیه مانده است.

🔴سدسازی؛ توسعه ناپایدار که به تخریب جبران‌ناپذیر طبیعت منجر می‌شود/ ماجرای سدهایی در ایران که پشتش هیچ وقت آب جمع نشد! یا منجر به شوری بیشتر آب شد! 🔴 🟢محمد درویش، فعال محیط‌زیست، با نگاهی انتقادی به پیامدهای سدسازی، بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های مدیریت منابع آب و توجه به تبعات زیست‌محیطی این پروژه‌ها تأکید می‌کند. 🟢وی همچنین گفت دو هزار و اندی سد در آمریکا طی دو دهه اخیر برای بهبود وضعیت رودخانه‌ها تخریب شدند. 🟢چرا شرکت‌های مهندسی مشاور روی تصفیه خانه‌ها سرمایه‌گذاری نمی‌کنند؟!

همدلی، اگرچه یکی از مؤلفه‌های مهم پیوندهای اجتماعی است، در مواجهه مداوم با حجم گسترده‌ای از رنج‌ها و هیجان‌های دیگران می‌تواند به فرسودگی عاطفی منجر شود. «همدلی مرزبندی‌شده» (Bounded Empathy) به معنای تنظیم آگاهانه پاسخ‌های همدلانه متناسب با ظرفیت روانی فرد است؛ رویکردی که میان درک احساسات دیگران و حفظ سلامت روان خود تعادل برقرار می‌کند. 🔷 @WaterForUs

این ویدئو جشن و پایکوبی اتباع افغانستان در افتتاح بندکمال خان و بستن آب به روی هامون است. همین اتباع که حالا نور چشم حکومت شده اند. همین میلیونها نفری که سالهاست در یارانه نان و آب و انرژی، دارو و درمان و شیر خشک و آموزش و مهارت آموزی رقیب ملت ایران شده اند. هزاران بیمار صعب‌العلاج و معلولانش به ایران منتقل کرده تا هزینه هایشان از منابع ملی ایرانیان تامین شود. زایمان‌های سالی دوبار زنان افغان و چشم بستن مسئولان به مخاطرات جمعیتی خود یک مسأله پر ابهام است. میزان آبی که میلیونها تبعه افغانستان در ایران مصرف می کنند چند یرابر حقابه سیستان است و البته آب شهر زرنج افغانستان از سیستان تامین می‌شود. بستن آب بر روی هامون موجب تخلیه صدها روستا و آوارگی هزاران هم میهن شد و صدها روستا همچنان تشنه است و زنان و کودکان قربانی مخاطرات کولبری آب هستند. با اینحال روزانه ۴۵۰ متر مکعب، معادل ۲۳ تانکر ۲۰ هزار لیتری آب از سیستان به افغانستان منتقل می‌شود. چرا کسی در موضوع میلیونها اتباع افغانستان که چند دهه است به صورت غیرقانونی وارد خاک ایران شده و با مصرف ایران کلونی های جمعیتی درست کرده اند، پاسخگوی افکار عمومی نیست؟