746
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3330 days
Posts Archive
Repost from دوات
برای یه کرکس مجازی، اصلا فرقی نداره اون متن واقعا به نظر شما زیبایی ادبی داره یا یه طعنهست به پارتنری که یه امروز رو باهاش شکرآبی.
برای یه شغال مجازی، اصلا مهم نیست که شما اون پست و استوری دلشکستگیت رو برای رفیقت گذاشتی یا برای پارتنرت یا اصلا صرفا گذاشتی چون آهنگش برات گوشنوازه.
یه لاشخور مجازی رو نمیشه توجیه کرد که آقا من و همسرم خوبیم. این آهنگه و این متنه و این عکسه صرفا به نظرم قشنگه یا اصلا مربوط به دنیای درونی منه نه زندگی مشترکم.
کرکس و شغال و لاشخور بو میکشن.
میان. شاید بیان ببینن زندهای و سالمی و ناامید راهشون رو کج کنن و برن.
اما میان.
همیشه میان.
و من متنفرم از اینکه برای این جماعت استخون بندازم حتی اگه اون آهنگ و اون متن و اون تکست خیلی قشنگ باشه.
Repost from ناپیرو
زن بودن خودش یه کار تمام وقته و بیستوپنج سال طول میکشه توش راه بیافتی و بتونی هورمونهات رو کنترل کنی؛ نصف ماه در تلاشی در PMS و پریود مرتکب قتل و خودکشی نشی و نصف دیگهش تلاش میکنی با اولین چیزی که از جلوت رد میشه و میتونه تولید مثل کنه ازدواج نکنی چون رحم میگه اگه من تخمک میذارم، تو باید بچهدار شی عزیزم پس بپر روی اسپرمها. بعد این وسط باید بری سر کار پول دربیاری قسط بدی و با مردهایی که تصور میکنن داری از زن بودن و نوسان هورمونهات سوءاستفاده میکنی تا بتونی عصبی بودنت رو توجیه کنی سروکله بزنی و بهشون ثابت کنی بالا پایین شدن هورمونها و زیاد بودن زورشون افسانهای نیست که زنها تراشیدن برای نپذیرفتن مسئولیت رفتارهاشون. واقعن آه.
Repost from ناپیرو
گاهی یکی میگه من نمیخوام تو به خاطر من زندگیات رو زیر و رو کنی، و تو همهی عمر دنبال کسی میگشتی که دلت بخواد بتونی زندگیات رو به خاطرش زیر و رو کنی.
Repost from من
دیدی بعضیها حواسشون هست گوشیشون ۱۰۰٪ که میشه از برق میکشن؟ بخدا دنیا دو روزه و نیازی نیست حواست به این چیزا باشه. شب بزن تو برق، صبح درار. در هر صورت قراره این باتری خراب بشه.
Repost from Oasis
نمیدونم تولد چندسالگیم بود، ولی چیزی که اون زمان آرزوشو داشتم توی این تولد کادو گرفتم، خیلی دلم میخواست دوچرخه داشته باشم و بابا یه دوچرخه قرمز و سفید با روبان های سفید گذاشته بود وسط پذیرایی.
فقط دلم میخواست زود همه برن تا سوارش بشم.
یادمه همون شب رفتیم تو کوچه و یه صدایی مدام از دهن همه به گوشم میرسید، « پایدون بزن، پایدون بزن»
اگر پایدون نمیزدم با کله میخوردم زمین چون پام به زمین نمیرسید، به پایدون زدن باید ادامه میدادم حتی اگر خیلی نرم اینکارو میکردم، اینجوری حداقل نمیخوردم زمین.
اون دوچرخه خراب شد و توی انباری خاک خورد، ولی من یادم موند، به پایدون زدن باید ادامه بدم، حتی اگه نرم باشه حتی اگه کم باشه.
Repost from N/a
عجیبترین حسی که تجربهکردم اونجایی بود که با خودم گفتم "چقدردلمواسهٔاینلحظهتنگمیشه" درصورتی که هنوز تموم نشده . .
