en
Feedback
اوشین در فرار از خانه

اوشین در فرار از خانه

Open in Telegram

آخرین انار دنیا، ساکن اتاق ۵۳۷، دانشجوی روان فردوسی. (با دوربینِ گوشیم، در حال فرار از کرمون‌) دایرکت بازه.

Show more
387
Subscribers
+124 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
پرونده جنایی خیلی خوب بود‌. تکرار می‌کنم.

من قدرت خریدم کم نشده، من کلا از زنجیره‌ی اقتصاد و گردش پول حذف شدم.

Repost from ALWAYS
خیلی سخت و خیلی دوره ولی زندگی به هر فریبی قانعت کرده که هنوز میتونه اینجور نمونه، پس ادامه میدی.

بعد راننده اسنپه اینجوریه که وای اره شبیه قبرستون شده دانشجوها نیستن‌ وای لابد چقدر دلتون می‌گیره اینجوری از هم جدا می‌شید. وای لابد چه اوقات خوشی رو توی دانشگاه داشتید. وای حتما چقدر سخت بوده وسیله هاتون رو جمع کنید. وای اگه من هم بودم دوست نداشتم برگردم شهر خودم. وای حالا چقدرم زندگی‌تون روی هواست اصلا معلوم نیست برگردید. وای راستی می‌خوای یه دور دیگه توی دانشگاه بزنم داغ دلتو تازه کنم؟

اینقد دانشگاه دلگیر و بدون آدمه که راننده اسنپ میگه منم نمی‌تونم مووان کنم والا چه برسه شما.

نیم ساعت زیر آفتاب ۴۰ درجه ظهر گرما نشستیم لب میدون به کله فردوسی زل زدیم و هیچ کدوم بلد نبودیم چه جوری باید از این دانشگاه مووان کنیم.

وای دختر.

So take this night, Wrap it around me like a sheet. I know I'm not forgiven, But I need a place to sleep.

نیرو فنی اومد فاز ما لامپ اتاقمو عوض کنه میگه تنهایی؟ الان واقعا اینجا تنهایی؟ نمی‌ترسی؟ گربه تو آشپزخونه‌ست‌ها؟ جن؟ ببین من سیبیل دارم ولی می‌ترسم؟ خودت خواستیا؟ کسی تو فاز نیستا؟ با سیس عقاب گفتم خوابگاه‌ جای آماتور نیست.

بعد می‌دونین دوستای من وقتی میخوان رفتاری رو به دوست‌پسراشون یاد بدن میگن بابا اه ببین اناری چی کار میکنه. از اون یاد بگیر حداقل.

دوستم جلوی من جواب تماس دوست پسرشو داد و گفت قطع کن من فعلا با دوست دخترمم.

آینه سرویس بهداشتی قطار گفت فقط با من خاطره نداری.
+1
آینه سرویس بهداشتی قطار گفت فقط با من خاطره نداری.

می‌دونی من هیچ وقت روزهای خوب رو نشناختم. حتی دنبال روزهای بد هم نیستم. من همیشه توی بدترین روزها بودم و حالا فقط دنبال روزی ام که به بدیِ بدترین روزهام نباشه تا بغلش کنم و یه نفس راحت بکشم. نمی‌خوام خوشبخت باشم. فقط می‌خوام کم‌تر بدبخت باشم.