uz
Feedback
اوشین در فرار از خانه

اوشین در فرار از خانه

Kanalga Telegram’da o‘tish

آخرین انار دنیا، ساکن اتاق ۵۳۷، دانشجوی روان فردوسی. (با دوربینِ گوشیم، در حال فرار از کرمون‌) دایرکت بازه.

Ko'proq ko'rsatish
399
Obunachilar
-224 soatlar
+27 kunlar
+1230 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
- "چقدر می‌گیری این دار را بسازی؟" + "به من می‌گویند عباس‌آقا صندوق‌ساز. گاهی هم چارپایه‌ای، چیزی، اما دار کار من نیست." - "کار تو نیست؟ تو با چوب می‌توانی یک شهر را بسازی." + " شاید، اما دار را نه می‌سازم، نه بلدم‌" - "چرا نمی‌سازی؟" + "یک وقت آن آدمی که می‌خواهید آویزانش کنید می‌افتد، دست و پاش می‌شکند." - "خوب بهتر، پاش بشکند، دوباره دارش می‌زنیم." + "یک محکوم را چند دفعه دار می‌زنید؟" - "صدبار." + "بیخود!" - "می‌سازی، عوض یکی، دوتا هم می‌سازی." + "آخر عمری واسه‌ی ما تف و لعنت نخر، سروان." - "حکم‌ می‌کنیم که این دار را بسازی. من می‌خواهم این‌جا را بهشت کنم، تو نمی‌خواهی مردم راحت باشند؟" + "تمام بهشت خدا را بگردی یک دار پیدا نمی‌کنی."
|خلاصه‌ شده از کتاب سال بلوا

دست‌های من توانا بودن و معجزه‌گر نه.

_مسیر خونه‌ی عشق تووی دلم گم شده بود. جوهر نامه‌ی آخر رو ورق خشک شده بود. واسه تو به هر دری در میزنم. از تو با پروانه‌ها حرف می‌زنم. تشنه‌ی نوازشم. خستم از حرفای پوچ. کاش واست هوا بشم بوسه‌ی باد لمس بشه روت. نکنه مهرِ توو اون چشمای تو ساختگیه؟

کمدی الهی واقعی فقط ایران.

کل‌ پولی که به دست آوردم رو کتاب و پرونده جنایی خریدم. الان یک قاتل بالقوه‌ نرد فقیر هستم.

چرا موندم؟

آخیش، بلاخره زمین.

4_5958366610291950136.mp313.27 MB

به ازای هر بچه‌ی سه ساله‌ای که میاد خونه بازی و نه می‌تونه فارسی صحبت کنه نه انگلیسی، یه پدر و مادری وجود داره که می‌خواسته بچه‌ش رو دو زبانه بار بیاره.

پشت لبخندت داشتی خنجر تیز می‌کردی؟

یه عالمه لیبیدو گیر کرده توی جسم و روان ایرانی‌م. یه آب بهم نشون بدن شناگر میشم.

کاش یه مغازه‌هایی باز شه که از این لباسای داداشامون فقط بفروشن.

این آهنگ رو از ته پلی‌لیست پیدا کردم و مطمئنم مال یه راننده اتوبوس مشتی با جاده ۱۸ ساعته بوده که منم ازش کش رفتم.
من دارم بهار بهار می‌بازم به روزگار/ دلمو ورق ورق صدامو هوار هوار/ می‌مونم صبور صبور/ می‌شکنم غرور غرور/ آخ که زندگیمو من میبازم کرور کرور.

باور کن منم دوست داشتم آدم آسون‌تری بشم.

بهترین اتفاقای دنیا توو خونه مامان بزرگا میفته‌.