399
订阅者
-224 小时
+27 天
+1230 天
帖子存档
Repost from N/a
- "چقدر میگیری این دار را بسازی؟" + "به من میگویند عباسآقا صندوقساز. گاهی هم چارپایهای، چیزی، اما دار کار من نیست." - "کار تو نیست؟ تو با چوب میتوانی یک شهر را بسازی." + " شاید، اما دار را نه میسازم، نه بلدم" - "چرا نمیسازی؟" + "یک وقت آن آدمی که میخواهید آویزانش کنید میافتد، دست و پاش میشکند." - "خوب بهتر، پاش بشکند، دوباره دارش میزنیم." + "یک محکوم را چند دفعه دار میزنید؟" - "صدبار." + "بیخود!" - "میسازی، عوض یکی، دوتا هم میسازی." + "آخر عمری واسهی ما تف و لعنت نخر، سروان." - "حکم میکنیم که این دار را بسازی. من میخواهم اینجا را بهشت کنم، تو نمیخواهی مردم راحت باشند؟" + "تمام بهشت خدا را بگردی یک دار پیدا نمیکنی."|خلاصه شده از کتاب سال بلوا
_مسیر خونهی عشق تووی دلم گم شده بود. جوهر نامهی آخر رو ورق خشک شده بود. واسه تو به هر دری در میزنم. از تو با پروانهها حرف میزنم. تشنهی نوازشم. خستم از حرفای پوچ. کاش واست هوا بشم بوسهی باد لمس بشه روت. نکنه مهرِ توو اون چشمای تو ساختگیه؟
کل پولی که به دست آوردم رو کتاب و پرونده جنایی خریدم. الان یک قاتل بالقوه نرد فقیر هستم.
به ازای هر بچهی سه سالهای که میاد خونه بازی و نه میتونه فارسی صحبت کنه نه انگلیسی، یه پدر و مادری وجود داره که میخواسته بچهش رو دو زبانه بار بیاره.
یه عالمه لیبیدو گیر کرده توی جسم و روان ایرانیم. یه آب بهم نشون بدن شناگر میشم.
این آهنگ رو از ته پلیلیست پیدا کردم و مطمئنم مال یه راننده اتوبوس مشتی با جاده ۱۸ ساعته بوده که منم ازش کش رفتم.
من دارم بهار بهار میبازم به روزگار/ دلمو ورق ورق صدامو هوار هوار/ میمونم صبور صبور/ میشکنم غرور غرور/ آخ که زندگیمو من میبازم کرور کرور.
