Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
داستانڪده
Open in Telegram
Брат: @durov Этот канал не является нарушением закона. Есть люди, которые не хотят, чтобы мы прогрессировали, обратите внимание. Нет #порнографии Нет #аморальногосодержания هیچ فردی رو نه تایید نه رد نمیکنیم
Show more5 439
Subscribers
-424 hours
-337 days
+37930 days
1 062
Post views
~ 38624 hours
~ 56848 hours
19.68%
Engagement rate
~ 32
Posts per day
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+796
in 8 channels
June '26
+1 277
in 9 channels
Get PRO
May '26
+280
in 12 channels
Get PRO
April '26
+144
in 0 channels
Get PRO
March '26
+150
in 0 channels
Get PRO
February '26
+325
in 14 channels
Get PRO
January '26
+200
in 9 channels
Get PRO
December '25
+291
in 8 channels
Get PRO
November '25
+350
in 9 channels
Get PRO
October '25
+570
in 0 channels
Get PRO
September '25
+574
in 9 channels
Get PRO
August '25
+103
in 8 channels
Get PRO
July '25
+301
in 8 channels
Get PRO
June '25
+385
in 0 channels
Get PRO
May '25
+206
in 8 channels
Get PRO
April '25
+149
in 0 channels
Get PRO
March '25
+170
in 1 channels
Get PRO
February '25
+285
in 8 channels
Get PRO
January '25
+405
in 7 channels
Get PRO
December '24
+502
in 7 channels
Get PRO
November '24
+300
in 1 channels
Get PRO
October '24
+587
in 9 channels
Get PRO
September '24
+596
in 10 channels
Get PRO
August '24
+574
in 12 channels
Get PRO
July '24
+270
in 11 channels
Get PRO
June '24
+359
in 11 channels
Get PRO
May '24
+82
in 0 channels
Get PRO
April '24
+90
in 1 channels
Get PRO
March '24
+156
in 10 channels
Get PRO
February '24
+810
in 5 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 31 July | +54 | |||
| 30 July | +7 | |||
| 29 July | +13 | |||
| 28 July | +12 | |||
| 27 July | +6 | |||
| 26 July | +16 | |||
| 25 July | +9 | |||
| 24 July | +29 | |||
| 23 July | +39 | |||
| 22 July | +43 | |||
| 21 July | +71 | |||
| 20 July | +56 | |||
| 19 July | +35 | |||
| 18 July | +71 | |||
| 17 July | +16 | |||
| 16 July | +15 | |||
| 15 July | 0 | |||
| 14 July | +13 | |||
| 13 July | +12 | |||
| 12 July | +7 | |||
| 11 July | +18 | |||
| 10 July | +20 | |||
| 09 July | +30 | |||
| 08 July | +29 | |||
| 07 July | +43 | |||
| 06 July | +38 | |||
| 05 July | +11 | |||
| 04 July | +14 | |||
| 03 July | +14 | |||
| 02 July | +29 | |||
| 01 July | +26 |
Channel Posts
گپ ویژه ناب{ ᵛⁱᵖ } وطنی و خارجی، لایو وطنی، خارجی تایم بالای ۲ ساعت داستانی، خارجی تایم بالا کمتر از ۲ ساعت محصول برازرس ناب، گپ خردسال، فیلمهای لو رفته ناموسی بیغیرتی مچ گیری زن و شوهر و زوری نابی، گپ مدیا مخفی های ویژه ناب، گپ دوجنسه و گی ورودی هرکدوم از گپا متفاوت هست سیو آزاد بدون پاکسازی اطلاعات بیشتر پیوی در خدمتم👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
@King_Rembo
@King_Rembo
| 2 | گپ ویژه { 𝑽𝑰𝑷 } وطنی دائمی ناب ویژه فول مدیا با نابترین فیلمهای ایرانی ،فعالیت 24 ساعته ،بدون پاکسازی ؛سیو آزاد و ضد فیلتر ،هرکی خاست بیاد پیوی 👇👇👇⚠️دوستان خارج از کشور قابلیت ارز دیجیتال فعال شد 💸💸💸📡📡📡
@King_Rembo
@King_Rembo | 38 |
| 3 | گپ آتشکده وطنی جوین بدین پیوی یکی از جنده های تلگرامو گذاشتم توش متن آبی برید پیوی برا امشبتون حال کنین
https://t.me/+ql0T8FJi8185ZDEy
https://t.me/+ql0T8FJi8185ZDEy | 221 |
| 4 | گپ ویژه ناب{ ᵛⁱᵖ } وطنی و خارجی، لایو وطنی، خارجی تایم بالای ۲ ساعت داستانی، خارجی تایم بالا کمتر از ۲ ساعت محصول برازرس ناب، گپ خردسال، فیلمهای لو رفته ناموسی بیغیرتی مچ گیری زن و شوهر و زوری نابی، گپ مدیا مخفی های ویژه ناب، گپ دوجنسه و گی ورودی هرکدوم از گپا متفاوت هست سیو آزاد بدون پاکسازی اطلاعات بیشتر پیوی در خدمتم👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
@King_Rembo
@King_Rembo | 261 |
| 5 | گپ ویژه ناب{ ᵛⁱᵖ } وطنی و خارجی، لایو وطنی، خارجی تایم بالای ۲ ساعت داستانی، خارجی تایم بالا کمتر از ۲ ساعت محصول برازرس ناب، گپ خردسال، فیلمهای لو رفته ناموسی بیغیرتی مچ گیری زن و شوهر و زوری نابی، گپ مدیا مخفی های ویژه ناب، گپ دوجنسه و گی ورودی هرکدوم از گپا متفاوت هست سیو آزاد بدون پاکسازی اطلاعات بیشتر پیوی در خدمتم👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
@King_Rembo
@King_Rembo | 120 |
| 6 | ♧︎︎︎فروش اڪانت مجازے همہ ڪشورها ♧︎︎︎
༗موجود༗
🌈خام و بدون ریپورتے💫
༗تضمینی༗
☄قابلیت گذاشتن استورے☔️
@King_Rembo
@King_Rembo
📱خاستے پیوے باش💥☝️🏻☝️🏻☝️🏻 | 171 |
| 7 | گپ ویژه ناب{ ᵛⁱᵖ } وطنی و خارجی، لایو وطنی، خارجی تایم بالای ۲ ساعت داستانی، خارجی تایم بالا کمتر از ۲ ساعت محصول برازرس ناب، گپ خردسال، فیلمهای لو رفته ناموسی بیغیرتی مچ گیری زن و شوهر و زوری نابی، گپ مدیا مخفی های ویژه ناب، گپ دوجنسه و گی ورودی هرکدوم از گپا متفاوت هست سیو آزاد بدون پاکسازی اطلاعات بیشتر پیوی در خدمتم👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
@King_Rembo
@King_Rembo | 169 |
| 8 | چنل فول سکسی 👇🏻👇🏻👇🏻جوین بدین رباتارو فعال کردم
https://t.me/+WPaCbQFFQpwzZGM0
https://t.me/+WPaCbQFFQpwzZGM0 | 181 |
| 9 | گپ ویژه { 𝑽𝑰𝑷 } وطنی دائمی ناب ویژه فول مدیا با نابترین فیلمهای ایرانی ،فعالیت 24 ساعته ،بدون پاکسازی ؛سیو آزاد و ضد فیلتر ،هرکی خاست بیاد پیوی 👇👇👇⚠️دوستان خارج از کشور قابلیت ارز دیجیتال فعال شد 💸💸💸📡📡📡
@King_Rembo
@King_Rembo | 176 |
| 10 | ڪیــرم دهنـت دلــبر💦 | 335 |
| 11 | دلبر من جنده بود دلبر شما چطور:) | 332 |
| 12 | بہ وَقـتِ مــادَرِت... 💦💦:💦💦 | 330 |
| 13 | دلبر من کصلیص پسندع:)🖕🏿👅🇻🇺 | 329 |
| 14 | شــورتشــو من خریدم یڪےدیگہ درآورد
☹️☹️☹️ | 329 |
| 15 | لایک فراموش نشه 👍 | 332 |
| 16 | زد بیرون
ولی جلوی خودم رو میگرفتم
فرزاد در رو باز کرد و سلام کردم و رفتم داخل
دیدم لباس پوشیده
نگاهم نکرد و همونطوری که سرش پایین بود گفت یک ساعت دیگه میام ،توی اتاق خوابیده
و رفت و من موندم و واییی
قلبم داشت از جا در میومد
دل و جراتم رو بردم بالا و حرکت کردم سمت اتاق خواب
در اتاق رو باز کردم و چراغ رو که که خاموش بود رو روشن کردم
وایییی چی میدیدم
قابل تصور و قابل تحریر نیست و نخواهد بود
لیلا رو به پهلو دراز کشیده بود و یه شرت فوق العاده سکسی پوشیده بود و یه سوتین مشکی تنش بود که سینهاش داشتن پاره اش میکردن
کون تپلش مثل برف بود و توی عمرم همچین کون تپل و سفیدی ندیده بودم
دیگه داشتم از شهوت منفجر میشدم
با لرز و ترس رفتم جلو و آروم دستم رو گذاشتم روی کونش که مثل پنبه رفت داخل و منو دیونه تر کرد
چشمام داشت از شهوت و این صحنه دوتایی میشد
لباس هام رو دراوردم و رفتم کنارش روی تخت دراز کشیدم
آروم و با احتیاط رفتم
صورتم پشت کمرش بود و آروم تکونش دادم ببینم حرکتی میکنه یا نه
جراتم رو بیشتر کردم و محکم تر تکونش دادم دیدم خواب که هیچ کلا بیهوشه
نمیدونم چی بهش داده بود که اینطور خوابیده بود
آروم سوتینش رو از تنش دراوردم که وایییییی
چی میدم دوتا گلوله بزرگ برفی زدن از توش بیرون
توی خوابم همچین صحنه ای رو نمیتونستم تصور کنم
توی فیلم های پورن هم ندیده بودم
دستم رو گذاشتم روی سینه هاشو فشار دادم
محکم تر فشار دادم و چنگ زدم انگار دستم رو توی آب میکردم
کپل کونش رو با دست چپم بلند کردم و کیرم رو رسوندم در کسش و آروم بالا و پایین میکردم
دیگه داشتم میمردم از شهوت
کمی تف زدم روی دستم و زدم سر کیرم و آروم کردم توی کسش
به زور میرفت داخل ولی به هر صورت بود کردم داخل کس تنگش و آروم عقب و جلو میکردم وقتی میکشیدم عقب و دوباره کیرم رو میکردم داخل، کون تپل و خوشگلش میومد روی شکمم که از نرمی مثل موج دریا میرفت و میومد
محکم تر عقب و جلو کردم که دیگه خواستم ارضا بشم که کیرم رو کشیدم بیرون تا زود ارضا نشم
برش گردوندم روی کمر
خدایا این دختر چقدر زیبا بود
حیف که نمیتونستم چشم های دریاییش رو ببینم
دو سه دقیقه همینطور نگاش کردم و خوابیدم روش و پاهاش رو از بغل خم کردم و کیرم رو کردم توی کسش
آروم شروع کردم بالا و پایین کردن
با دستام سینه هاش رو گرفتم و صورتم رو بردم روی سینه اش و نوک سینه اش رو کردم توی دهنم که لذیذ ترین چیزی بود که تا الان مزه نکرده بودم
شیرین بود و یه مزه خاصی میداد که منو دیوونه تر میکرد
دیگه از خودم بیخود شدم و مثل دیونه ها بالا و پایین میکردم نوک سینه هاش رو گاز میگرفتم میخوردم و با دستام سینهاش رو چنگ میزدم
دستام رو رسوندم روی کپل های کونش از بغل گرفتم و با فشار آبم رو خالی کردم توی کسش
بیحال افتادم روی لیلا و سرم رو گذاشتم بین سینه هاش
سه چهار دقیقه اش گذشت که نگاه ساعتم کردم که دیدم فقط ۱۸ دقیقه گذشته و هنوز وقت دارم دوباره کیرم مثل سنگ شد
اینبار گفتم بزار از کون بکنمش که توی دلم نمونه
برش گردونم
دیگه اصلا حالیم نبود
با زور یه بالشت گذاشتم زیر شکمش و کونش رو دادم بالاتر
کونش رو که دیدم آروم روی کپل های کونش رو گاز گرفتم و بوسیدم که مثل پنبه نرم و سفید بود
آرزو کردم کاش لیلا مال من بود
لای کونش رو با دستم باز کردم و سوراخ کون صورتیش رو دیدم
تفم رو ریختم توی سوراخ کونش و کیرم رو آروم کردم توی کونش که دیدم یکم تکون خورد
یه لحظه ایستادم و خشکم زد و ترسیدم
دیدم حرکت دیگه ای نکرد و منم آروم کیرم رو کردم توی کونش و آروم درآوردم
گذاشتم خوب جا باز بکنه
بعد از یه دقیقه کامل کیرم رو کردم توی کونش و خوابیدم روی کونش و سینه هاش رو که از بغل نصفه بیرون زده بودن رو گرفتم و شروع کردم عقب و جلو کردن
احساس میکردم روی ابرها هستم
نرمی کونش زیر شکمم دیوونم میکرد
هر بار که کیرم میرفت تا آخر توی کونش و نرمی کونش میومد زیر شکمم انگاری دنیا رو بهم میدادن
چند دقیقه ای به همین حالت بالا و پایین کردم
که آبم رو خالی کردم توی کون سفید و تپل و نرمش
و دیگه واقعا بی حال افتادم کنارش
از سر و صورتم عرق می ریخت خیس شده بودم
بلند شدم هنوز ده دقیقه وقت داشتم رفتم سر و صورتم رو شستم و لیلا رو به حالت اولش برگردوندم و پتو روش کشیدم و لباس هام رو پوشیدم و رفتم بیرون و سوار ماشینم شدم و رفتم
بقیه داستان که سه بار دیگه برای اینکه مطمئن بشیم لیلا حامله میشه و اومدم پیشش و و بعد از خواهر لیلا خواستگاری کردم و یه سری اتفاقات دیگه رو براتون اگه دوست داشتین تعریف میکنم
نوشته: بابک
@Dastankade_Dragon
@Dastankade_Ram | 330 |
| 17 | عجیب ترین درخواست
#رفیق #زن_دوست
**دو کون یه شلوار که میگفتن ما بودیم
اسمم بابک و صمیمی ترین و تنها دوستم هم فرزاد
هر یللی و تللی که میکردیم با هم بود
یه روح توی دوتا بدن
از دبستان تا راهنمایی و تا دبیرستان و دانشگاه و حتی سربازی با هم بودیم
ولی توی عشق اون جلوتر افتاد و عاشق لیلا که یه دختر فوق العاده زیبا و با فرم اندام بسیار زیبا شد
یک سالی با هم عقد شدن و خلاصه ازدواج…
از خانواده اش بگم که یه خانواده فوق العاده سنتی و پسر دوست که بلافاصله بعد از عروسی فرزاد چشم انتظار نوه اشون بودن
مادرش شب اول عروسیش بهش گفت چشم انتظار نوه امون هستیم
خلاصه چهار پنج ماهی از عروسی فرزاد میگذشت و ماهم کمی بعد از متاهل شدن فرزاد، رفت و شدمون کمتر شد
بعد از ظهر بود که فرزاد بهم زنگ زد و با حالتی بغض و ناراحتی بهم گفت که ساعت شیش بیا سر کافی شاپی که پاتوق سابقمون بود
خلاصه دوش گرفتم و آماده شدم و با ماشین حرکت کردم سر قرار
وقتی رسیدم دیدم اون زودتر از من رسیده و سرش به حالت ناراحتی پایین بود
با حالت شوخی گفتم غمت رو نبینم رفیق
سرش رو بالا آورد و اشاره کرد که بشینم
من نشستم وبا حالت تعجب خیره شدم بهش
آخه هیچ وقت فرزاد رو اینجور ندیده بودم
شروع کرد حرف زدن و گفت که بابک از لحظه ای که یادم میاد با هم بودیم و توی درد و غصه های هم شریک بودیم
گفتم درسته چی شده آخه؟
گفت میگم بذار کم کم بگم که بتونم حرفی رو که میخوام رو بهت بزنم
آخه روم نمیشه بگم
نپریدم توی حرفش که راحت حرفش رو بزنه میشناختمش آخه
گفت بابک من و لیلا بچه دار نمیشیم
اشک توی چشماش جمع شد
رفتیم دکتر و کلی آزمایش فهمیدم که مشکل از منه
خانواده و فامیل منو هم که میشناسی
هی بهم گیر دادن کو نوه و چرا خبری نیست
لیلا مشکلی نداره من کلا نمیتونم بچه دار بشم
از این ور نه میتونم به خانواده ام حقیقت رو بگم از اون ور هم مادرم فکر میکنه مشکل از لیلا هست و اگر کمی دیگه بگذره مطمئنم بهم فشار میارن که لیلا رو طلاق بده
لیلا هم فعلا اطلاعی نداره چون جواب آزمایشات قطعی رو هنوز بهش نگفتم
بابک خیلی نشستم فکر کردم
سرش رو با حالت شرم آورد پایین و گفت
فقط یه چیز به ذهنم رسید که همه چیز رو بتونم حل کنم
تو رفیقمی و دوست و برادرم که انگاری خود من هستی
میخوام برام یه کاری بکنی
گفتم فرزاد تو جون بخواه میریم بهترین دکتر
اصلا میریم خارج
گفت بحث از این چیزها گذشته من واقعا نمیتونم بچه دار بشم همه این مسیرها رو رفتم
گفتم خب چیکار کنم هر کاری میخوای بگو من انجام میدم
همونطور که سرش رو انداخته بود پایین و صورتش مثل لبو شده بود گفت آخه
گفتم آخه زهر مار بگو چه دردته و خودت رو خلاص کن
دیدم آروم گفت میخوام با لیلا بخوابی
مثل جن زده ها با صدایی بلند که توجه همه رو به خودم جلب کردم گفتم چی
دیوونه شدی این چه حرفیه میزنی
این چرت و پرت ها چیه
گفت آروم باش و بشین تا برات توضیح بدم
سرش رو کمی آورد بالا و گفت بابک اگر همه بفهمن که مشکل از منه
خانواده و فامیل منو که میشناسی آبرو و حیثیت برام نمیزارن
میگن آی فلانی مرد نیست و آی فلانی اینطور و اینطوره و هزار داستان خلاصه آبروم میره نمیخوام کسی این موضوع رو بفهمه
تو عین خود منی بابک و ازت میخوام کمکم کنی
منم سرم رو انداختم پایین و رفتم توی فکر
بعد از کمی بلند شدم و خداحافظی کردم و رفتم
که دیدم گفت رفیق منتظرتم پای آبروم در میونه
از کافیشاپ تا خونه نفهمیدم چطوری رفتم
شب شده بود دیگه
رفتم توی اتاق و ولو شدم روی تخت و چشمام رو بستم و حرف های فرزاد اومد توی ذهنم
که یدفعه یه جرقه توی ذهنم زده شد
لیلا و اندامش و اون کون خوش فرم و تپلش که بارها دیده بودم ولی توجه نکرده بودم اومد توی ذهنم
یه لحظه نفسم بند اومد
تا بخودم اومدم دیدم کیرم از زیر شلوار بلند شده و میخواد شلوارم رو جر بده
اینجا دیگه واقعا تصمیم گیرنده من نبودم چنان شهوت بهم هجوم آورد که بلافاصله گوشی رو بلند کردم و به فرزاد زنگ زدم که بلافاصله گوشی رو برداشت
گفتم چطور آخه میخوای این کارو بکنم
گفت خیالم رو راحت کردی
گفت فکر اونجاش رو هم کردم
فردا شب به لیلا قرص خواب میدم و تو اون رو تنها میزارم
ساعت۱۰ بهت زنگ میزنم
گفتم باشه فقط بخاطر تو
گفت ممنون رفیق
تا خود صبح از فکر کس و کون تنگ لیلا خوابم نبرد
به هر زور بود خوابم برد و نزدیک ساعت ۱۱ از خواب بیدار شدم
و خلاصه تا شب خودم رو مشغول کار کردم و لحظه شماری میکردم که کی شب بشه
و شد
نزدیک ساعت ۱۰ بود که فرزاد زنگ زد و گفت بابک بازم ممنونم ساعت یازده منتظرتم بهش قرص خواب دادم و تازه خوابیده .تا خوابش سنگین میشه تو حرکت کن و بیا
هم شرم منو میکشت آخه رفیق صمیمیم بود هم توی کونم عروسی بود
حرکت کردم سمت خونه فرزاد و خلاصه توی همین افکار بودم که رسیدم در خونه
تماس گرفتم گفتم رسیدم
آیفون رو زد و رفتم بالا
قلبم از ترس و شهوت داشت می | 270 |
| 18 | و لبام سینه هاش رو سینم و انگشتم تو کونش بود خیسی کُسش انگار بیشتر شده بود
لبامو که ول کرد گفتم محکم بکن دارم ارضا میشم منم با تمام توان تلمبه میزدم توری که صدای شالاپ شلوپ کل خونه رو پر کرده بود
احساس کردم خیس تر شده و داغ تر و یه لحظه خودشو سفت کرد و بعدشم شل شد
بله لیلا خانم ارضا شد و بیحال رو من افتاده بود
منم چند تا دیگه میزدم ارضا میشدم بهش گفتم بسه برات گفتم اره ارضا شو
داگی استایل شده منم رفتم پشتش و سر کیرمو تنظیم کردم ورودی کُسش و شروع به تلمبه کردم چند تایی که زدم داشتم ارضا میشدم کشیدم بیرون و ریختم رو کمرش
آبمو از رو کمرش تمییز کردم و دوتایی بیحال ولو شدیم رو تخت
حدود نیم ساعتی بغل هم بودیم و صحبت میکردیم و پاشیدم لباس پوشیدیم و رفتیم تو حال رو مبل نشستیم بهش گفتم حالا میوه بیار که انرژیم اُفتاد
تقریبا ساعت شده بود حدود ۹ شب یکمی صحبت کردیم و آماده رفتن شدم خودش با چشمی پشت در و چک کرد کسی نباشه و کفش هامو پوشیدم و یه بوس از لباش گرفتم و سریع زدم بیرون، تا شهربازی رفتم و سوار ماشین شدم و رفتم خونه
اصلا باورم نمیشد اون روز همچین لعبتی گیرم بیاد
اون شب و راحت خوابیدم البته با فکر چندساعت قبلش ، از صحبت هاش فهمیدم که چون چند ماهی واسه ورزش میرفتم اونم میومده انگار اونم همش پیاده روی میومده چون اون پارکه خیلی واسه پیاده روی و ورزش میان و ازم خوشش اومده ولی به خودش جرات نمی داده بیاد جلو تا اینکه فرصت مناسب پیش اومده و دل و به دریا زده و پیشنهادشو داده
اصلا فک نمیکردم یه خانم بهم پیشنهاد سکس بده اونم تو خونه خودش
البته قبلا ۴ الی ۵ تا پیشنهاد از سمت خانم ها داشتم واسه سکس ولی این یکی واقعا عجیب بود
امیدوارم خوشتون اومده باشه ادامه این جریانو بازم مینویسم البته نظر هاتونو میخونم و واقعا واسم ارزش داره که نظر هاتو بدونم
نوشته: A.M.A
@Dastankade_Dragon
@Dastankade_Ram | 266 |
| 19 | علی و لیلا برای پیاده روی
#زن_شوهردار
Aaa:
سلام دوستان این یه داستان نیست یه حقیقته که دوست داشتم واستون تعریف کنم ببخشید اگه طولانیه
《علی و لیلا برای پیاده روی 》
من علی هستم ۳۳ سالمه و شغلم ازاده
خب بریم سر اصل مطلب من اهل بجنوردم مرکز خراسان شمالی اینجا از سمت جنوب به خراسان رضوی از غرب به استان سمنان از شرق و شمال به کشور ترکمنستان و استان گلستان راه داره
فقط خواستم استانمو معرفی کنم آب و هوا خوبی داره تقریبا شمالی و سرسبزه
قضیه از اونجا شروع شد که من صبح تا ظهر سر کارم و بعدظهر ها چون خونمون نزدیک به میدون امام رضا و شهربازی بجنورده برای پیاده روی و ورزش میرفتم شهربازی پیاده روی کنم
چند ماهی بود که میرفتم یک سری خانم وآقا پایه ثابت ورزش بودند و همو میدیدم و سلامی میکردیم و رد میشدیم
یه روز ساعت های ۵ عصر بود تازه رفته بودم و تقریبا یک دور پیاده روی کرده بودم که یه خانم که اسمشو میزارم ( لیلا ) نزدیک شد و گفت ببخشید آقا من گوشیم مشکل پیدا کرده این پیام و نمیتونم باز کنم میتونید بخونید چی نوشته
منم به قصد کمک گوشیشو گرفتم که پیام و واسش بخونم
چشمم که به صفحه گوشیش افتاد چشمام گرد شد و یه لحظه به خودم گفتم داره سرکارم میزاره و یه لبخند زدم و گوشیشو میخواستم بهش بده با قیافه طلبکارانه بدون اینکه چیزی بگه منتظر جواب من بود
تو پیام نوشته بود 《من تنهام و دنبال یه نفر میگردم باهام سکس کنه 》
بهش گفتم دارید جدی میگید یا سرکار میزارید؟
گفت نه کاملا جدی میگم هستی ؟
اولش با خودم گفتم احتمالا پولی باشه و منم اهل پولی نیستم ولی خب قیافش نمیخورد پولی باشه
قدش حدود ۱۶۰ وزنش حدود ۵۷ پوست سفید موهای رنگ شده یه شلوار لی سرمه ای پاش بود و مانتو مشکی جلو باز و یه شال طوسی به سر داشت و کفش های کتونی سفید
بهش گفتم من پول ندارم
در جواب گفت اولا من پولی نیستم بعدش هم کی پول خواست خونم همین نزدیک هاست بیا بریم شوکه شده بوم اصلا باورم نمیشد
خونش نزدیک همین پارکه بود یه واحد تو مجتمع بزرگ فرهنگیان که احتمالا بچه های بجنورد میدونن کجا رو میگم
بهم گفت من جلو تر میرم بیا طبقه فلان واحد فلان
اون رفت داخل و منم با ترس و لرز از جلو نگهبانی مجتمع رد شدم و رسیدم تا جلو آسانسور و سوار شدم و رفتم تو همون طبقه که گفته بود و در واحدشم باز گذاشته بود و خودشم پشت در بود. تا رفتم داخل در و بست و یه نفس راحت دوتایی کشیدیم جفتمون میترسیدیم کسی ببینه و دردسر بشه
یه آپارتمان حدود ۸۰ متری دو خواب مرتب داشت
بهم گفت بشین ، چای یا میوه میخوری واست بیارم گفتم فقط یه لیوان آب بیاری ممنون میشم دهنم از استرس خشک شده بود
یه لیوان آب اورد و نشست کنارم تازه هیکل تو پرشو میدیم باسن برجسته رون های پر و سینه ۷۵ موهای باز و بلندی داشت صورت زیبایی داشت و صدای ملایم حدودا ۲۸ سالش بود.
گفتم تنها زندگی میکنی گفت نه شوهرم رفته تهران دو روزی هست تنهام
نزدیکش شدم و دستامو گذاشتم روی رونهاش اونم دست هاشو گذاشت رو دستام و دستهامو میمالید سرشو گذاشت رو سینم و تو بغلم ولو شد شروع کردم به مالوندن سینه هاشو یه دستمم بردم وسط پاهاش داغی رو از روی شلوار لی که هنوز پاش بود احساس میکردم
پاشد و دستمو گرفت و گفت بریم تو اتاق
یه تخت دو نفره تو اتاق بود رو تخت دراز کشید و منم شروع کردم به درآوردن لباس هاش دو به دونه لباس هاشو در اُوردم تا رسیدم به شورتش یه شرت قرمز پاش بود از بوی موهاش و عطر تنش مشخص بود تازه دوش گرفته شرتشو که در اوردم یه کُس خوشگل سفید شیو شده نمایان شد رفتم وسط پاهاش شروع کردم به خوردن کُسش واقعا بوی خوبی میداد تمیز و ناز بود کسش تو دهنم بود و با دست راستم سینشو فشار میدادم داشت فقط ناله میکرد
حدود ۱۰ دقیقه ای کُسشو لیسیدم و بلند شدم بهم گفت دراز بکش دراز کشیدم و شروع به ساک زدن کرد تا ته میخورد و با ولع میخورد انگار اصلا کیر ندیده یکمی که خورد بهش گفتم نخور بسه
به پشت دراز کشید و منم رفتم وسط پاهاش و پاهاشو دادم بالای شونم و سر کیرمو گذاشتم ورودی کُسش و آروم آروم سر کیرمو فرو کردم داخل داغیشو احساس میکرد خیلی هم خیس شده بود و تا ته کردم اه کشید و دستاشو قفل کرد پشتم و محکم بغلم کرد کل کیرم تو کسش بود
یکم مکث کردم و شروع به تلمبه زدن کردم فقط اه و ناله میکرد و چشماشو بسته بود
حالتو عوض کردم به بغل خوابوندمش و پاهاشو داخل شکمش جمع کردم و شروع به تلمبه زدن کردم تازه داشتم کون قلمبشو میدیم و چنگ می گرفتم بلندش کردم گفتم بیا بشین رو کیرم تو این حالت سینه هاش تو دهنم بود و صورتش و داشتم میدم بعد خوردن سینه هاش شروع به لب گرفتن کردم و لمبرای گندشو داشتم چنگ میزدم از خیسی آب کُسش انگشتمو خیس کردم ورودی سوراخ کونش گذاشتم و یکم فشار دادم انگار کونش هم درخواست کیر داشت و انگشتمو تا نصفه کردم تو کونش
حالا کیرم تو کُسش بود لباش ر | 226 |
| 20 | زندگیمون افتاد حتما در اینجا با شما به اشتراک خواهم گذاشت…
نوشته: امید
@Dastankade_Dragon
@Dastankade_Ram | 204 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
