en
Feedback
رها میانِ زمان

رها میانِ زمان

Open in Telegram

She, her interests and thoughts…

Show more
Iran131 285The category is not specified
409
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+2530 days
Posts Archive
گویا امروز روزجهانی لانگ دیستنسه. این روز عزیز رو به خودم و آرزوهام تبریک می‌گم.

گیر کرده رو Error 404؛ هم خودم، هم چنلم، هم زندگیم.

🌧️🪵🤎🍂🌨️

قهوه‌ای تیره، شبیه رنگِ دونه‌های قهوه. https://t.me/lunallife
قهوه‌ای تیره، شبیه رنگِ دونه‌های قهوه. https://t.me/lunallife

اگه می‌خوای بهت بگم از نظر من وایب چه رنگی رو می‌دی(ممکنه بعضی رنگ‌ها عجیب و ساختگی باشن)، این پیامو فوروارد کن. قبلش چک کن که پیام خط نخورده باشه.🌻

🩵🦢🌊🐋🤍

شنیده‌ام می‌گویند آدم باید امید داشته باشد. ما هم خواستیم داشته باشیم، منتهی امیدمان مثل عزیزی بود که قول آمدن داده بود و هیچ‌وقت پیدایش نشد.

شنیده‌ام می‌گویند آدم باید امید داشته باشد. ما هم خواستیم داشته باشیم، منتهی امیدمان مثل مهمانی بود که قول آمدن داده بود و هیچ‌وقت پیدایش نشد.

از بس حواسمون به فردا بود، نفهمیدیم امروز چطور گذشت. هی گفتیم بعداً؛ وقتی فرصت بیشتری داشتیم، وقتی خیال‌مون راحت‌تر بود، وقتی اوضاع بهتر شد. بعد یه روز چشم باز کردیم و دیدیم همون «بعداً» رسیده؛ و ما موندیم و حسرتِ روزایی که زندگی نکردیم و اضطرابِ بیشتر برا روزایی که هنوز نرسیدن. کاش یه کم با همین امروز سر کنیم، حتی اگه فکر می‌کنیم هیچی توش نیست. شاید خوشت اومد، شاید خوشم اومد.

Every little dream feels heavy, Every night feels hard to breathe, I don’t know what life is… But I’m trying not to leave.

ما که از زندگی چیز زیادی نمی‌خواستیم؛ جز کمی آرامش، دویدن و گاهی هم رسیدن، و دلی که همیشه گیرِ دوام آوردن نباشه. روزگار حساب کرد و دید همین‌ها هم برامون زیادیه.

آره عزیزم ما رو چه به زندگی!؟ همین که قهوه‌مون سرد نشه، غنیمته.

هر وقت مجبور می‌شم برم بیرون، این فکر که من توی این کشور چیکار می‌کنم، مثل یه دریل مغزمو سوراخ می‌کنه. چرا این‌قدر احساس غریبی و بیگانگی دارم؟ چرا این‌قد بین این مردم معذبم؟ واقعاً اینجا دارم چه غلطی می‌کنم؟

هر وقت مجبور می‌شم برم توی فضاهای عمومی، این فکر که من توی این کشور چیکار می‌کنم، مثل یه دریل مغزمو سوراخ می‌کنه. چرا این‌قدر احساس غریبی می‌کنم؟ چرا این‌قد بین این مردم معذبم؟ واقعاً من اینجا چه غلطی می‌کنم؟

I’m obsessed with this music.

And I won’t be living in pain, I’ll be catching that next train.

دارم مقاومت می‌کنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، تنها چیزی که برام باقی مونده، همین ایستادگیه.

دارم مقاومت می‌کنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، تنها چیزی که برام مونده، همین ایستادگیه.

دارم مقاومت می‌کنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، انگار تنها چیزی که برام مونده، همین ایستادگیه.