رها میانِ زمان
Open in Telegram
409
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+2530 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+11
in 7 channels
August '26
+50
in 5 channels
Get PRO
July '26
+72
in 6 channels
Get PRO
June '26
+18
in 9 channels
Get PRO
May '26
+28
in 1 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+9
in 6 channels
Get PRO
January '26
+13
in 2 channels
Get PRO
December '25
+49
in 13 channels
Get PRO
November '25
+42
in 13 channels
Get PRO
October '25
+115
in 12 channels
Get PRO
September '250
in 7 channels
Get PRO
August '25
+140
in 12 channels
Get PRO
July '250
in 12 channels
Get PRO
June '250
in 10 channels
Get PRO
May '250
in 2 channels
Get PRO
April '25
+49
in 6 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 07 September | +5 | |||
| 06 September | +1 | |||
| 05 September | +2 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
| 2 | 🌧️🪵🤎🍂🌨️ | 43 |
| 3 | قهوهای تیره، شبیه رنگِ دونههای قهوه.
https://t.me/lunallife | 36 |
| 4 | اگه میخوای بهت بگم از نظر من وایب چه رنگی رو میدی(ممکنه بعضی رنگها عجیب و ساختگی باشن)، این پیامو فوروارد کن.
قبلش چک کن که پیام خط نخورده باشه.🌻 | 27 |
| 5 | 🩵🦢🌊🐋🤍 | 47 |
| 6 | شنیدهام میگویند آدم باید امید داشته باشد. ما هم خواستیم داشته باشیم، منتهی امیدمان مثل عزیزی بود که قول آمدن داده بود و هیچوقت پیدایش نشد. | 109 |
| 7 | شنیدهام میگویند آدم باید امید داشته باشد. ما هم خواستیم داشته باشیم، منتهی امیدمان مثل مهمانی بود که قول آمدن داده بود و هیچوقت پیدایش نشد. | 1 |
| 8 | No text... | 115 |
| 9 | از بس حواسمون به فردا بود، نفهمیدیم امروز چطور گذشت. هی گفتیم بعداً؛ وقتی فرصت بیشتری داشتیم، وقتی خیالمون راحتتر بود، وقتی اوضاع بهتر شد. بعد یه روز چشم باز کردیم و دیدیم همون «بعداً» رسیده؛ و ما موندیم و حسرتِ روزایی که زندگی نکردیم و اضطرابِ بیشتر برا روزایی که هنوز نرسیدن. کاش یه کم با همین امروز سر کنیم، حتی اگه فکر میکنیم هیچی توش نیست. شاید خوشت اومد، شاید خوشم اومد. | 89 |
| 10 | Every little dream feels heavy,
Every night feels hard to breathe,
I don’t know what life is…
But I’m trying not to leave. | 94 |
| 11 | ما که از زندگی چیز زیادی نمیخواستیم؛ جز کمی آرامش، دویدن و گاهی هم رسیدن، و دلی که همیشه گیرِ دوام آوردن نباشه. روزگار حساب کرد و دید همینها هم برامون زیادیه. | 92 |
| 12 | آره عزیزم ما رو چه به زندگی!؟
همین که قهوهمون سرد نشه، غنیمته. | 96 |
| 13 | هر وقت مجبور میشم برم بیرون، این فکر که من توی این کشور چیکار میکنم، مثل یه دریل مغزمو سوراخ میکنه. چرا اینقدر احساس غریبی و بیگانگی دارم؟ چرا اینقد بین این مردم معذبم؟ واقعاً اینجا دارم چه غلطی میکنم؟ | 99 |
| 14 | هر وقت مجبور میشم برم توی فضاهای عمومی، این فکر که من توی این کشور چیکار میکنم، مثل یه دریل مغزمو سوراخ میکنه. چرا اینقدر احساس غریبی میکنم؟ چرا اینقد بین این مردم معذبم؟ واقعاً من اینجا چه غلطی میکنم؟ | 1 |
| 15 | I’m obsessed with this music. | 105 |
| 16 | And I won’t be living in pain, I’ll be catching that next train. | 102 |
| 17 | دارم مقاومت میکنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، تنها چیزی که برام باقی مونده، همین ایستادگیه. | 97 |
| 18 | دارم مقاومت میکنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، تنها چیزی که برام مونده، همین ایستادگیه. | 1 |
| 19 | دارم مقاومت میکنم؛ در برابرِ پایین اومدن از استانداردهام، در برابرِ شکستنِ مرزهام، در برابرِ اینکه شرایط وادارم کنه از چیزهایی که برام مهمه بگذرم. این روزا، انگار تنها چیزی که برام مونده، همین ایستادگیه. | 1 |
| 20 | کتاب پیشِ رویم بود، قهوه کنارِ دستم و گرفتاری در تمامِ وجودم. | 99 |
