ru
Feedback
رها میانِ زمان

رها میانِ زمان

Открыть в Telegram

She, her interests and moments… . _ https://t.me/BiChatBot?start=sc-10cc80f330

Больше
Иран136 829Категория не указана
316
Подписчики
+124 часа
+27 дней
-130 день
Архив постов
Repost from N/a
آرزو که بر جوانان عیب نیست، مثلا تا شب اینجا ۲۰۰ بشه. 🦋

دختری بود از جنسِ کلمات؛ باید با واژه‌‌ها در آغوش گرفته می‌شد نه دست‌ها.

رو به خودم: بخواب دختر خوب، فردا دنیا رو آب ببره تو رو خواب می‌بره.

رو به خودم: بخواب دختر خوب، فردا دنیا رو آب ببره تو رو خواب می‌بره.

photo content

Daily reminder:
یادت نره بذاری احتمالات احتمال بمونن.

شاعر می‌فرماید: و من از دور به چشم تو قناعت کردم.

وقتی به یک تاکستان خیره می‌شوی، زیبایی‌اش را مدیونِ یک تاک نیست. همه فقط می‌گویند: «چه تاکستانِ پُربار و زیبایی…» زخم‌ها هم همین‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند زخمی را از میانِ صدها زخمِ دیگر جدا کند. همه‌شان کنار هم، چیزی را می‌سازند که اسمش می‌شود «من». بعضی آدم‌ها شبیه زمین‌های حاصلخیزند. هرچه در آن‌ها کاشته شود، دیر یا زود ریشه می‌دواند. گاهی عشق، گاهی امید، و گاهی زخمی که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. زمینِ حاصلخیز، حتی درد را هم سبز می‌کند. می‌بینی عزیزم؟! چه زخمستانِ پرباری دارم…
صدای ذهنم در ازدحام زندگی؛ جمعه ۵ تیر ۴۰۵

وقتی به یک تاکستان خیره می‌شوی، زیبایی‌اش را مدیونِ یک تاک نیست. همه فقط می‌گویند: «چه تاکستانِ پُربار و زیبایی…» زخم‌ها هم همین‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند زخمی را از میانِ صدها زخمِ دیگر جدا کند. همه‌شان کنار هم، چیزی را می‌سازند که اسمش می‌شود «من». بعضی آدم‌ها شبیه زمین‌های حاصلخیزند. هرچه در آن‌ها کاشته شود، دیر یا زود ریشه می‌دواند. گاهی عشق، گاهی امید، و گاهی زخمی که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. زمینِ حاصلخیز، حتی درد را هم سبز می‌کند. می‌بینی عزیزم؟! چه زخمستانِ پرباری دارم…
صدای ذهنم در ازدحام زندگی؛ جمع ۵ تیر ۴۰۵

همیشه شیفته‌ی آن چیزی بوده‌ام که فراتر از ظاهر جریان دارد؛ چه در وجود آدم‌ها، چه در روحِ طبیعت.

photo content

photo content

photo content

ای چشم‌های تو آرامِ کهنه زخم‌هایم…

جا داره بگم آخیــــــــــــــــــش… قربون شهرمون، کوچه‌مون، بوی خونه و گرمای آغوشِ عزیزام؛ قربون اتاقم و اون رختخوابی که هیچ هتلی تو دنیا حریفِ حسِ خوبش نمیشه.

photo content
+1

در خانه‌ی من، ابراز احساسات، بوسیدن و در آغوش گرفتن، مانند نفس کشیدن بدیهی و ضروری است.
آنا گاوالدا